پاسخ به:8 سال دفاع مقدس
جمعه 1 بهمن 1389 3:54 PM
گزارش دفتر تحقيقات بهداري قرارگاه كربلا در زمينه جنگ شيميايي در عمليات والفجر 8
اشاره:
سلاحهای شیمیایی از جمله سلاحهای غیر متعارفی است که عراق علی رغم ممنوعیت قانونی، بیشترین استفاده را از آنها کرد. استفاده از این سلاح ها در جنگ خسارات جبران ناپذیری را به نیروهای طرف مقابل وارد میکند و توان نظامی آن را به شدت کاهش میدهد. در اثر به کارگیری این سلاح، افزون بر این که تعداد زیادی از نیروهای دشمن قابلیت عملیاتی خود رااز دست میدهند، مجبور به ترک منطقه جنگی میشوند و بخش قابل توجهی از امکانات پشت جبهه نیز برای درمان مصدومان این سلاحها به کار گرفته میشود. این سلاحها هم چنین، اثرات روانی قابل توجهی را نیز وارد میآورند.
در طول جنگ هشت ساله، توسل عراق به سلاحهای شیمیایی از جمله تاکتیکهای پدافندی ارتش این کشور برای پوشش نقاط ضعف نیروهای زمینیاش در برابر حملات زمینی ایران بود. بعد از آزاد سازی خرمشهر، ارتش عراق تقریبا در تمامی عملیاتهای ایران از این حربه استفاده کرد. هم چنین، در عملیات والفجر 8، با توجه به شکست سختی که متحمل شده واهمیت استرتژیکی مناطقی که از دست داده بود، در حجم گستردهای از این سلاحها استفاده کرد. وسعت مناطق آلوده شده، تنوع عواملبه کار رفته و تداوم استفاده از این سلاحها، طی این عملیات در طول جنگ بیسابقه بود واز این طریق، تلفات شدیدی به نیروهای خودی وارد شد. سند زیر، گزارش دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا است که درباره حملات شیمیایی عراق واثرات آن در عملیات والفجر 8 تنظیم شده است.
در تاریخ 23 و 24 بهمن ماه سال 1364 در منطقه عملیاتی والفجر8، به ویژه فاو و حاشیه اروند رود، هواپیماها و توپخانههای عراقی حملات شیمیایی متعددی را انجام دادند که مهمترین و موثرترین آنها در روز 23/11/1364 ساعت 5 بعدازظهر در منطقه فاو صورت پذیرفت.
در مرحله نخست، بین چهارده تا هجده فروند هواپیما به منطقه حمله کردند که در کمتر از یک ساعت، تعداد آنها به 32 فروند رسید. آنها به صورت دسته جمعی با هم پرواز میکردند و به فاصله کوتاهی پس از بمباران یک دسته، دسته بعدی به منطقه وارد میشوند. نیتجه این روش آن بود که پس از مدت کوتاهی، منطقه با غلظت بالایی آلوده میشد.
عوامل مصرف شده عبارت بودند از:
1ـ خردل
2ـ اعصاب
3ـ سیانور
4ـ خفه کننده (از املاح سیانور)
5ـ یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته که کلرین و فشرن و کلرپیکرین هم نیست، و
6ـ یک عامل ناشناخته عصبی که برای نخستین بار در این عملیات به کار گرفته شد و ما آن را با نام عامل vx نام گذاری کردیم.
به احتمال قوی، سموم دیگری نیز که هیچ گونه استاندارد نظامی جنگ شیمیایی را ندارند و شاید ناخالصیها و فضولات سمی کارخانجات شیمیایی باشند.
نیزهمراه با سموم مزبور مصرف شدند. بدین خاطر، انواع نشانههای بالینی در مجروحان مشاهده میشد.
در حین بمباران شیمیایی، بمباران با بمبهای معمولی نیز صورت میگرفت. از این رو، علت آسیب شدید و شهادت برخی از برادران در واقع، تزریق شدن سم از این راه به داخل خون بود.
از آن جا که انواع عوامل سمی مزبور به طور هم زمان مورد استفاده قرار گرفتند، در یک رزمنده ، هم نشانههای مسمومیت با خردل، هم سیانور و هم اعصاب مشاهده شد.
شرایط مناسب جوی و جغرافیایی
در زمان حمله شیمیایی، نسیم ملایمی میوزید و درجه حرارت حدودا 20 درجه سانتی گراد بود ـ که حرارت مناسبی محسوب میشد ـ از طرف دیگر، بخشی از منطقه بمباران شده، نخلستان بود. در این مناطق، افزون بر نخلها، کف زمین نیز انباشته از انبوه علفها و گیاهان بود؛ موضوعی که در مجموع نقش مهمی در پایداری دراز مدت عامل در منطقه داشت.
از آن جا که هر روز مقداری از این سموم ـ به ویژه خردل ـ تبخیر و از محیط خارج میشد، دشمن برای حفظ غلظت گازهای شیمیایی به طور مدام همان مناطق را با گلولههای توپ شیمیایی و نیز بمبارانهای محدود شیمیایی هم چنان آلوده نگه میداشت. البته، طی گزارشی نیز، به استفاده دشمن از هلی کوپتر برای آلوده سازی منطقه اشاره شده است. هم چنین، برخی از برادران شاهد استفاده از روش انتشار گاز با هواپیما بودهاند. نکته دیگر این که،دشمن شبها، حتی گاهی در ساعت 2 نیمه شب گلوله باران شیمیایی انجام میداد، زمانی که برخی از برادران در خواب بودند.
باید یادآور شد که هر چند دشمن به تدریح بمبارانهای شیمیایی را در کل منطقه عملیاتی و نواحی پشتیبانی آن گسترش داد، ولی بیشترین موفقیت را در منطقه نخلستان به دست آورد.
ارزیابی تقریبی از حمله شیمیایی دشمن
آنها با این اقدام توانستند در مدت کوتاهی، نیروهای زیادی را به پشت جبهه تخلیه کنند. با مقایسه آمار مجروحان شیمیایی و عادی در روزهای نخست عملیات، متوجه خواهید شد که تاثیر حمله شیمیایی بیشتر از مجموع حملات عادی است و جای بسی تاسف است که هنوز سلاحهای شیمیایی به عنوان یک موضوع فرعی در ذهن مسئولان نظامی مطرح است! برخی از مسئولان به علت ناآگاهی اعلام کردند که عده زیادی از مجروحان شیمیایی بیدلیل به پشت جبهه تخلیه شدهاند یا ناراحتی خفیفی داشتهاند که نباید تخلیه میشدند؛ بنابراین، بهداری را مورد سوال قرار دادند، ولی ما قویا یادآور شدیم که این موضوع اشتباه است و تنها نتیجه آن، کم اهمیت جلوه دادن حملات شیمیایی دشمن و ناتوانی ما برای پیش بینیهای صحیح و برنامه ریزی مناسب بر عملیاتهای آینده خواهد بود.
با توجه به این که برخلاف عملیات گذشته در این عملیات، برخی از نیروها مدت طولانی (یک ماه بیشتر) در غلظت کمگاز به سر بردهاند که پیش از این، سابقه نداشته است؛ بنابراین، در آینده، با مشکلات خاص آلودگیهای مزمن خردل (...دستگاه تنفسی) روبه رو خواهیم شد؛ موضوعی که در آلودگی حاد و موقتی با مقادیر بسیار زیاد خردل دیده نمیشود.
مجروحان عادی که از آغاز عملیات والفجر 8، (یعنی 21/11/64 تا 25/11/64) به پشت جبهه تخلیه شدند، با در نظر گرفتن بیمارستانها و نقاهتگاهها جمعا بالغ بر سیزده هزار نفر میشدند، در حالی که تنها با دوحمله شیمیایی وسیع در مدت سه روز (23، 24 و 25/11/64)، متجاوز از نه هزار مجروح شیمیایی به پشت جبهه تخلیه شدند. به دلیل نواقصی که در آمارگیری وجود داشته است، آمارهای بعدی مجروحان عادی را فعلا مورد بحث قرار نمیدهیم، ولی با بررسی همین پنج روز نخست عملیات، مشخص میشود که تاثیر سلاحهای شیمیایی در از کار انداختن نیروها با سلاحهای عادی رقابت میکند. باید توجه کرد که هر چند تلفات بمب شیمیایی زیاد نیست، اما قدرت آن در از کار انداختن و ناتوان کردن نیرو به مراتب از سلاحاهی عادی بیشتر است، افزون بر آن، کار در محیط شیمیایی ناراحتیهای روانی خاصی را پدید میآورد.
از تاریخ 25/11/64 تا 20/12/64، دست کم، شش هزار مصدوم شیمیایی دیگر نیز داشتهایم که جمعاً به پانزده هزار نفر افزایش خواهند یافت. افزون بر این، به طور تقریبی پانزده هزار نفر نیز هستند که علی رغم داشتن علائم خفیف (خارش و التهاب پوستی، به ویژه در نواحی حساس بدن و التهاب چشم و حالت ترس از نور ـ فوتونوبی) به کار خود ادامه دادند و به بهداری مراجعه نکردند یا به طور سرپایی درمان شدند که جزء آمار مجروحان ما محسوب نشدهاند.
برای بررسی دقیق علل منجر به مصدوم شدن یا شهادت ناشی از حملات شیمیایی ـ با توجه به امکانات ظاهراً مکفی که در اختیار نیروهاست ـ دفتر تحقیقات بهداری با در نظر گرفتن تجربه عملیات خیبر و بدر فرمی را تهیه کرده است که در منطقه و در تهران، براساس مصاحبه با مجروحان شیمیایی تکمیل میشود. بررسی این اطلاعات ومصاحبههایی که با برادران مسئول در زمینه پدافند و درمان واحد شیمیایی، میکروبی و هستهای انجام شد، و نیز مشاهدات مسئولان دفتر تحقیقات، که خود از نزدیک حملات شیمیایی و نحوه مجروح شدن برادران نظاره گر بودهاند، میتوان عوامل زیر را در این زمینه موثر دانست.
الف ـ آموزش
علی رغم تلاش فراوان واحد آموزش، شاید دست کم 90% نیروهای مصدوم مشکل آموزش داشتند، البته، مسلم است که عده زیادی از برادران که آموزش کافی دیده بودند، اساسا آلودگی مهمی نداشتند و در نتیجه، مراجعه نیز نکردند. شاید اعزامهای سریع و زیاد نیروها، کیفیت آموزش آنان راـ دست کم، در زمینه سلاحهای شیمیایی ـ تحت الشعاع قرار داده بود. دورههای آموزش نظری مقابله با سلاحهای شیمیایی غالبا کوتاه وگاه چند ساعت بود. هم چنین دوره آموزش عملی نیز یا بسیار کوتاه بود یا اساساً وجود نداشت.
برخی از برادران علی رغم داشت ماسک در محل ماموریت خود، هنوز آن را با خود حمل نمیکردند.
تعدادی از آنها طرز صحیح بستن بند ماسک، به ویژه بند پیشانی را نمیدانستند، به طوری که گاز شیمیایی وارد ماسک میشد.
برخی نیز علی رغم آموزش، تحمل ماسک را نداشتند و پس از مدت کوتاهی، آن را از صورت برمیداشتند، بنابراینف ضروری است که یکی دوشب پیش از انجام عملیات دست کم، دوازده ساعت راهپیمایی و فعالیت شدید فیزیکی با ماسک انجام شود تا دستگاه تنفسی به آن عادت کند.
برخی از برادران اساس با ماسک بیگانه بودند، از این رو، پس از استفاده غلط از آن درمحیط شیمیایی لنزهای چشمی ماسک عرق میکرد و آنها مجبور به برداشتن آن میشدند.
تعدادی از نیروها نیز به محض وقوع یک بمباران مشکوک به جای آن که نخست ماسک را بزنند و بعدا، در پی آن باشند که آیا این بمب شیمیایی است یا خیر، غالبا در بدو امر، هوای آلوده را استشمام میکردند و گاه پیش میآمد که استشمام بیش از نیم ساعت به طول میانجامید.
کوتاه نرکدن موی صورت، برخی از برادران را تا حد مرگ تهدید میکرد؛ زیرا، مقاومت فیلتر در برابر هوا نسبتا زیاد بود؛ بنابراین، اگر هوا از راه دیگری امکان عبور پیدا میکرد، طبعا، از آن جا وارد میشد و بدین ترتیب عملا فیلتر بی تاثیر بود.
از آن جا که برنامه منظمی برای تعویض فیلتر نیروهایی که مدت طولانی در محیط آلوده استقامت میکردند، وجود نداشت یا فیلتر به حد کافی در دسترس نبود برخی از برادران که شدیدا از نظر تنفسی آلوده شده بودند، نقل کردهاند که علی رغم استفاده صحیح از ماسک بعد از این که بیش از یک هفته در محیط شیمیایی ـ که ظاهرا قدرت تصفیه فیلتر به اتمام میرسد ـ قرار داشتهاند بوی گاز را در داخل ماسک استشمام میکردند و مجبور به برداشتن ماسک میشدند.
در مورد جعبه امداد: باید گفت علی رغم آن که پودر رفع آلودگی تاثیر ویژهای در خنثی کردن گازها، به ویژه گاز خردل دارد، شاید استفاده از نیروها از آن یک در هزار هم نبوده است.
استفاده از آمپول آتروپین و آمیل نیتریت نیز در میان مصدومان به طور تقریبی 20 تا 40 درصد مشاهده شد که نمیدانیم آیا به طور صحیح استفاده شده است یا خیر؟!
ب ـ پدافند
اقلام انفرادی مقابله با سلاحهای شیمیایی، خوب توزیع شده بود.
از نظر آشکار سازی، کیتها بسیار کند جواب میدادند و نمیتوانستند پاسخگوی نیاز ما باشند. در نتیجه باید به فکر سیستمهای سریعتر و حساستر باشیم.
رفع آلودگی
علی رغم تلاش زیاد برادران عزیز، تیمهای رفع آلودگی به علت وسعت آلودگی، به جز رفع کانون انفجار و اطرافش ـ که آن هم به دلائلی غالبا کم ارزش بود ـ عملا نتوانستند اقدام موثری در زمینه رفع آلودگی انجام دهند. با اطمینان کامل میتوان گفت صد برابر امکانات و نیروهای رفع آلودگی پدافند هم اگر وارد عمل میشد، کاری از پیش نمیبرد و این لطف الهی و نزول باران رحمت بود که چندین بار به یاری سربازان امام زمان (عج) شتافت؛ بنابراین، از این به بعد، باید به فکر طرحهای دیگری در این زمینه بود.
گاهی اوقات، تیمهای پدافند فورا در محل انفجار حاضر میشدند، ولی تعداد این مکانها گاه به قدری زیاد بود که تیمهای مزبور نمیتوانستند همه آنها را به طور کامل تحت پوشش قرار دهند.
در موارد زیادی، به دنبال رفع آلودگی نیروهای پدافند اعلام کردند که منطقه پاک شده و افراد میتوانند ماسک خود را بردارند، در حالی که این رفع آلودگی، به ویژه در مورد خردل تاثیرات سطحی دارد و گاز خردل استفاده شده بعدا به تدریج تبخیر شد و عده زیادی را مصدوم کرد. باید یادآور شد که گاز خردل استفاده شده در عملیات بدر تا دو ماه بعد نیز، هم چنان پایدار و موثر در خاک باقیمانده بود. جالب است که حتی به دنبال بارندگیهای شدید در برخی از مناطق که خود از نزدیک شاهد ان بودیم، نیز تعدادی از نیروها در همان 48 تا 72 ساعت اول آلودگی به علت مقادیر زیاد سم جذب شده به شهادت رسیدند. هم چنین در این مدت، چهار نفر در ساعات اولیه، در اورژانس واحد شیمیایی بیمارستان صحرایی حضرت فاطمه (س) شهید شدند. تعداد شهدایی که در محل بمباران شیمیایی شهید شده بودند، پانزده تا سی نفر بودند که علت مرگ آنها غالبا ناشی از عوامل سیانور و درصد کمتری ناشی از عوامل اعصاب بود. 50% شهدای یاد شده در منطقه کسانی بودند که به قدری به محل انفجار نزدیک بودند که ترکش بمب شیمیایی وارد بدنشان شده و آنها را مجروح کرده بود؛ بنابراین، غلظت زیادی نیز از گاز را تنفس کرده بودند. هم چنین، برخی از آنها افزون بر مسمومیت شیمیایی به علت ترکش ناشی از بمبهای عادی به شهادت رسیدند، بنابراین تعداد شهدایی که به طور خالص به علت بمباران شیمیایی در منطقه شهید شدند دوازده تا بیست نفر است.
بررسی دفتر تحقیقات بهداری در بیمارستانها و نقاهتگاههای تهران ونیز پزشکی قانونی نشان داد که تا تاریخ 16/12/64 در کل 64 نفر از برادران در داخل و خارج کشور شهید شدهاند که علت مرگ آنها عوارض شدید ناشی ازگاز خردل ونیر یک نوع گاز خفه کننده ناشناخته، بود. با توجه به آمار مجروحان شیمیایی، تلفات ما نسبت به آن 6/0 % بوده است که خود بیانگر تلاش برادران بهداری است.
ج ـ درمان
با توجه به رقم بالای مجروحان به ویژه از این نظر که در مدت کوتاهی عده زیادی به بهداری مراجعه میکردند، بخش درمان شیمیایی با کمتر از یک بیستم نیرو و امکانات مورد نیاز به ویژه در چند شب نخست حملات شیمیایی کار بسیار زیادی انجام داد.
بسیاری از برادرانی که در نقاهتگاه و نیز اورژانسهای خطوط مقدم بودند علی رغم آلودگی خودشان کهگاه شدید هم بود (پوستشان تاول زده بود و ناراحتی تنفسی و چشمی داشتند) هم چنان به کار خود ادامه میدادند و برخی تا سرحد بیهوش شدن فعالیت میکردند.
طبق بررسیهای انجام شده غالب کسانی که به پشت جبهه تخلیه شدند، واقعا مجروح شیمیایی بودند، بنابراین، لازم است مسئولان امر که شبهاتی را در این زمینه طرح کرده بودند، در جلسهای توجیه شوند که اساسا عوامل شیمیایی چیستند و به چه صورت به بدن آسیب میرسانند و چرا نیروها تنها به علت ناراحتی چشمی ظاهرا خفیف به پشت جبهه باز میگردند.
موفقیت واحد درمان به این علت بود که بیشتر تلاش خود را در منطقه متمرکز کرده بود، در نتیجه، در فاصله کوتاهی پس از آلودگی، بیشتر مصدومان پادزهرهای لازم را دریافت کرده بودند.
از نظر شهدای شیمیایی به طور تقریب وضعیت چنین است:
از آغاز عملیات تا تاریخ 25/11/64، حداکثر 25 تا 40 مورد شهادت در منطقه داشتهایم که از این تعداد چهار نفر در بیمارستان گلستان و سه نفر در I.V.C. نقاهتگاه گلف بودهاند.
برخی از فعالیتهای تحقیقاتی واحد بهداری در طول عملیات عبارت بودند از:
1ـ تشخیص عامل ناشناخته خفه کننده و نیز عامل شناخته vx
2ـ بررسی دقیق روشهای جدید درمانی که در این عملیات به کار گرفته شدند، و
3ـ تهیه یک گزارش مصور از فعالیتهای بهداری، به ویژه واحد شیمیایی ـ میکروبی و مشکلات آن در عملیات والفجر 8 که هم اکنون در آستانه تکمیل است و تا یک ماه بعد، آماده خواهد شد.
توضیحاتی در مورد حمله شیمیایی دشمن
در عملیات والفجر 2 که حدود سه سال پیش از این انجام شد، در پادگان حاج عمران، عراق نخستین حمله شیمیایی موثر خود را علیه نیروهای خودی انجام داد که البته، بسیار محدود بود وفقط گاز خردل به کار رفت. در عملیات والفجر 4، گاز خردل با وسعت بیشتری مصرف شد و نیز گزارشهای مشکوکی در مورد عوامل اعصاب و فلج کننده نیروها (موارد بسیار محدود) دریافت گردید.
در عملیات خیبر، گاز خردل در نخستین هفتهها، به طور بسیار وسیع به کار گرفته شد که البته به علت نقایص سیستمهای انفجاری درصد زیادی از بمبها عمل نکرد. در همین عملیات ـ البته، چند هفته بعد ـ دو حمله کوچکتر با گاز اعصاب صورت گرفت که طی آن حدود هشتصد نفر را مصدوم کرد، ولی تلفات زیادی نداشت. چند هفته بعد از آن نیز، عراق ازگاز خفه کننده خاصی استفاده کرد که مشابه گاز خفه کننده این عملیات بود. البته مجروحان این گاز نیر در حد گاز خردل زیاد نبودند.
نکته مهم این که تا این زمان، گازها با هم به کار نمیرفتند. در عملیات بدر، عراق نخست گاز اعصاب، بعد گاز سیانور و در نهایت، آنها را با هم به کار برد، اقدامی که تلفات زیادی در پی داشت، به طوری که دست کم، دویست مورد اغمای ناشی از این دو گاز مشاهده شد که در صورت عدم درمان سریع، عده زیادی از آنها شهید میشدند. چند روز بعد از به کارگیری سیانور و اعصاب، استفاده از گاز خردل را به مقدار متوسط آغاز و سپس، برای مدتی حملات شیمیایی قطع شد. چند هفته بعد (حدود 18/1/64) که برای انجام عملیات آماده باش اعلام شد ونقل وانتقالاتی در منطقه انجام گرفت، دشمن پیش از عملیات احتمالی ما، بمباران وسیع با گاز خردل را آغاز کرد. نکته جالب این که به جز یک مورد، تمامی بمبهای شیمیایی عملیات بدر با موفقیت عمل کرد. این امر به خاطر سیستم پویایی است که روی نقایص گذشته کار و دشمن را تغذیه کرد.
از عملیات والفجر 8 تاکنون، علی رغم وسعت بمبارانها و گلوله بارانهای شیمیایی، هیچ بمب و گلوله عمل نکردهای به جای نمانده است.
سیر پیشرفت عراق در حملات شیمیایی
اطلاعاتی که از یک خلبان عراقی که دوبار بمباران شیمیایی انجام داده بود و نیز یک افسر مسئول پدافند واحد شیمیایی تیپ به دست آوردیم، موارد زیر را روشن کرد:
تشکیلات آفندی و پدافندی واحد شیمیایی ـ میکروبی در عراق بسیار قوی است و اساتید و کارشناسان دانشگاهی روی آن کار میکنند؛
قسمت در خور توجهی از گازهای سمی در داخل خود عراق و با کمک مستشاران خارجی تولید میشود؛
از نظر امنیتی، از تشکیلات آفندی مراقبت خاصی میشود و حتی خلبانان هم نمیدانند که چه نوع بمب شیمیایی را حمل میکنند و این بمب چه ویژگی دارد. برای امنیت بیشتر، رژیم عراق حتی به این خلبانان ماسک و لباس مخصوص ضدگاز و قوطی امداد نمیدهد؛
هر هواپیما معمولا شش بمب 250 کیلویی یا چهار بمب پانصد کیلویی حاوی گاز شیمیایی را حمل میکند؛ و از نظر آشکار سازی و هشدار به نیروهای خودی (عراق)، در این عملیات، ارتش عراق تجهیزات مدرنی به منطقه وارد کرد. نمونه آن یک ماشین بیسیم دار و از نوع روسی است که کار آشکارسازی و هشدار را به طور خودکار انجام میدهد وتجهیزات حساسی روی آن سوار شده است که میتواند با توجه به تشخیص غلظت گازها، در ارتباط با تشخیص نوع عامل درمجروحان شیمیایی و درمان صحیحتر آنان بسیار مفید باشد، از مشخصات دیگر ماشین مزبور شلیک شهاب توسط آن است. باید یادآور شد که تنها چهار دستگاه از این ماشین به منطقه وارد شد. که در محلهای زیر مستقرند.
1ـ قرارگاه لشگر 26 (کارخانه نمک)
2ـ قرارگاه تیپ 110
3ـ قرارگاه تیپ 111
4ـ قرارگاه تیپ 104 (مامور به لشکر 15).
از مسئولان خواهشمندیم که به هر صورت ممکن، این ماشینها و تجهیزات آنها و نیز تجهیزات دیگر تحقیقاتی واحد شیمیایی عراق را که در محلهای مزبور به تصرف رزمندگان اسلام در آمده است، در اختیار دفتر تحقیقات بهداری کربلا قرار دهند تا با بررسی دقیق آنها بتوانیم پادزهرهای مورد نیاز را جهت درمان مجروحان تهیه کنیم.
ارتش عراق از نظر درمان اثرات سلاحهای شیمیایی، نقاط ضغفی دارد و تشکیلات درمانی در حد امداد اولیه مصدوم در منطقه، نیست، بنابراین، در این زمینه بسیار ضربه پذیر است.
در هر حال، مسئولان باید در اسرع وقت برنامه ریزی مفصلی در مورد پدافند شیمیایی ما بکنند، در غیر این صورت، در آینده، ضربات غافلگیر کنندهای از دشمن خواهیم خورد.
پایان
منابع:
1- دفتر تحقیقات بهداری رزمی ق ـ م ـ 3 کربلا 21/12/64
2- گزارش شماره 4. گزیده اسناد عملیات و الفجر8 جلد5. ص 502. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.