0

کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

داروي روح

اوايل شب آمد داخل چادر ما و گفت: «چه كسي امشب ساعت 2 نگهبان است؟» گفتم: «من» ادامه داد: «اگر زحمتي نيست، مرا بيدار كن، بايد داروهايم را بخورم.» ساعت 2 به چادرشان رفتم و به بچه‌هايي كه بيدار بودند گفتم: «آمده‌ام مجتبي را بيدار كنم، داروهايش را بخورد.» گفتند: «ما بيدارش مي‌كنيم.» فرداي آن شب فهميدم منظور «شهيد مجتبي صاحب‌زماني » از دارو، همان نماز شب بوده است.

منبع :روزنامه جام جم
راوي : محسن زرگريان


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

درس و بحث و بازي

نحوه‌ي گذراندن اوقات بچه‌ها در ميهماني و اجتماعاتي كه بيشتر شب‌ها داشتند به شرايط حال و حوصله‌شان بستگي داشت، حداقل آن، خوش و بش نمودن با هم بود. در صورت امكان مسابقات آيات و احاديث‌گويي راه مي‌انداختند، جلسه‌ي طرح اشكال و پاسخ به آن را داشتند، براي شهدا احيا مي‌گرفتند و در صورت آمادگي دعا مي‌خواندند، و مواقعي قسمتي از يك فيلم يا نمايش‌نامه‌ي جنگي را كه قبلاً نوشته بودند اجرا مي‌كردند، به عنوان مثال يكي مي‌شد صدام، يكي سرباز عرا قي، يكي هم بالاجبار اسير ايراني، موضوعي كه عموم بچه‌هاي جبهه كمدي و خنده‌دار جبهه بود.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 78


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

دست ‌گرداني

سفره‌ي رزمندگان نواري بلند و كم‌عرض بود، تا تعداد بيشتري از برادران بتوانند در كنار هم جاي گيرند. به همين خاطر بچه‌ها مجبور مي‌شدند دو زانو و به هم چسبيده بنشينند. در نتيجه آن‌هايي كه در انتهاي سفره بودند، فاصله‌ي زيادي با ظرف غذا داشتند كه اين دوري را محبت و عادت دستگرداني غذا به نحو احسن جبران مي‌كرد؛ به اين ترتيب كه آخرين نفر به بركت غذايي كه دست به دست مي‌شد و به او مي‌رسيد، عملاً‌ حكم نفر اول را داشت. اين اخلاق زماني معناي بيشتري پيدا مي‌كرد كه غذا خوشمزه‌تر بود و يا افراد در نهايت گرسنگي بودند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 112


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:58 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

دعاي توسل در چادرها

براي ايجاد صميميت بيشتر و تحكيم روابط اكثراً دعاي توسل شب‌هاي چهارشنبه را به صورت نوبتي در چادرهاي گردان‌هاي مختلف برگزار مي‌كردند و بعد از مراسم به عزاداري و سينه‌زني مي‌پرداختند. قابل توجه است كه شب‌هاي چهارشنبه و جمعه شام را بعد از مراسم مي‌خوردند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 127


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

دعاي وحدت و فرج

بعد از تعقيبات نمازهاي يوميه و پايان مراسم و جلسات، غير از دعاهاي رايج و زبانزد خاص و عام براي سلامتي امام، پيروزي رزمندگان، آزادي اسرا و شفاي مجروحان، چند دعا بود كه بچه‌ها بيشتر اصرار داشتند دسته‌جمعي بخوانند و هنوز هم در مراسم دعاي بين دو نماز هيئت‌هاي گردان‌هاي رزمي در شهر معمول است كه عبارتند از: دعاي فرج «الهي عظم البلا...»، « الهم كن لويك » و دعاي وحدت، و از سوره‌هاي قرآن سوره‌ي والعصر كه بيشتر در پايان جلسات خوانده مي‌شد.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 129


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

دعوت نامه ‌هاي دوستانه

تعداد قابل توجهي از نامه‌هايي كه به خصوص اواخر سال‌هاي جنگ نوشته مي‌شد، به دوستان دوره‌ي تحصيل، همكلاسي‌ها،‌ هم محلي‌ها و بچه‌هاي دوره‌ي انقلاب بود، كه در زواياي دوست‌داشتني، ‌جذاب و در عين حال تحسين‌برانگيز جبهه و جنگ نوشته مي‌شد.
نامه‌هايي كه بعضي در آن‌ها سليقه به خرج مي‌دادند و براي جلب توجه بيشتر، مقداري از خاك، باروت، خرج خمپاره و حتي گل و گياه منطقه را به همراه تصاويري از برادران و خواهران بسيجي كه با هيبتي مردانه پشت تانك و بلدوزر نشسته و يا در حال تيراندازي با تيربار يا آرپي‌جي و امثال آن بودند، برايشان ارسال مي‌كردند،‌ با شعارهاي: «رو سوي جبهه‌ها كنيد، مهدي (عج) را صدا كنيد و امام را دعا كنيد».
براي نوشتن اين نامه‌ها گاه بچه‌ها به رقابت مي‌پرداختند، به اين ترتيب كه در اوقات بي‌كاري و فراغت، براي كساني كه نام آن‌ها به ذهن و زبانشان مي‌آمد، نامه مي‌نوشتند. بعد هم عدد و رقم كه من امروز 50 نامه نوشتم، و قرار بر اين بود كساني كه كمتر مكاتبه كرده‌اند، به جاي ديگران شهردار بشوند، بعضي به شوخي متني به خط‌خوش تهيه كرده، جاي مشخصات شخص گيرنده را خالي گذاشته، در مرخصي شهري از روي آْن تكثير مي‌كردند و با پر كردن جاي خالي آن را پست مي‌نمودند، و موقع حساب و كتاب متوجه مي‌شديم شهردار مثلاً يك‌صد نامه پست كرده است، كه البته بعد از لو رفتن قضيه حاضر نمي‌شد كسي در نوبتش شهردار شود.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 118

 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:59 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

دكمه

اگر دكمه‌ي بالاي لباس يكي از رزمندگان باز بود، ديگران براي اين‌كه او را متوجه كنند، از قبل دكمه‌ي خود را باز مي‌گذاشتند و در ضمن گفت‌و‌گو با شخص آن را مي‌بستند. به طوري‌ كه او متوجه شود يا اين‌كه دو نفر با هم قرار مي‌گذاشتند كه در مقابل آن فرد يكي دكمه‌ي پيراهن را باز بگذارد تا ديگري به او بگويد: «مگر نگفتم دكمه‌ي پيراهنت باز است» يا اين‌كه بدون گفتن كلامي دكمه‌ي همرزم خود را ببندد. حتي اگر دكمه‌ي پيراهن شخصي افتاده بود، يك دكمه براي او كادو مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 44



 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

ديد و بازديد

پس از فراغت كار روزانه، از جمله برنامه‌هاي بچه‌ها در منطقه، ديد و بازديد يكديگر بود. گروهاني جمع مي‌شدند و شبانه پاي پياده راه مي‌افتادند به سمت قرارگاه‌ها و گردان‌هاي هم‌جوار كه بعضاً كيلومترها با يگانشان فاصله داشت، براي سركشي و پرس و جو از حال و وضع برادران همرزم خود. شام شب و پذيرايي. گپ و گفت‌وگو و بحث و احياناً بازي، از ملزومات ديد و بازديد بود و بخشي از گذران اوقات فراغت در جبهه‌ها محسوب مي‌شد. بعضي وقت‌ها براي اين‌كه صاحب‌خانه و ميزبان به اصطلاح توي خرج نيفتند، ميهمان از هرچه داشت از ميوه و شيريني و تنقلات با خود مي‌برد تا بعد از شام با هم صرف كنند، و اگر نياز به اقلام و اجناسي بود، قبلاً وجهش را از برادران شركت كننده در ميهماني تهيه مي‌كردند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 77


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

ذكر

بين بسيجيان، توجه خاصي در اشتغال به ذكر بود و هيچ كس به عبادات و انجام فرايض عمومي بسنده نمي‌كرد. غالباً هر فردي براي خودش ذكري قرار داده بود و با آن انس و الفتي ديرينه داشت، تا جايي كه وقتي دو نفر با همه به درجه‌اي از صميميت مي‌رسيدند، به عنوان اولين سؤال از ذكر و زمزمه‌ي يكديگر سؤال مي‌كردند.
برادراني هم بودند كه علاوه بر آن‌چه به زبان مي‌آوردند، ذكرهايي چون "يافاطمه الزهرا"، "يااباعبدالله" و جملاتي چون "انا حرالحسين" و "يا غياث المستغيثين" را كه روي قطعه پارچه‌هاي 5×10 سانتي‌متر نوشته بودند، در جانمازهاي جيبي و كوچك و يا وصيت‌نامه‌هايشان قرار مي‌دادند و سفارش مي‌كردند، بعد از شهادتشان آن را روي سينه، قلب يا پيشاني‌شان به اميد شفاعت قرار دهند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 165




 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

ذكر گفتن ستوني

موقعي كه بچه‌ها به ستون يك يا دو براي راهپيمايي و رزم شبانه، خصوصاً جهت عمليات به طرف خط مقدم در حركت بودند، از آن‌جايي كه بايد كيلومترها راه را پياده مي‌رفتند، براي اين‌كه همه‌ي حواسشان جمع و متمركز باشد مرتب از سر تا ته ستون، ذكري تعيين مي‌شد و همين‌طور به ترتيب هر نفر به پشت سريش مي‌گفت تا طو ل ستون را طي مي‌كرد، به‌اين نحو دل‌ها آرام و گام‌ها در راه استواري مي‌گرفت و وحدت و نظم و ارتباط بين بچه‌ها برقرار مي‌شد.
گاهي وقت‌ها هم يكي از بچه‌ها به شوخي پيشاني پشت سريش را مي‌بوسيد و مي‌گفت: «رد كن بره».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 77

 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

ذكر مصيبت مادر

در غير از ماه محرم و ايام عزاداري، دسته‌هايي به تناوب، شب‌هايي در هفته و اوقاتي در شبانه روز به عزاداري مي‌پرداختند و از آن جمله، بچه‌هايي كه تمام روز ذكرشان به طور خاص يا زهرا (س) بود. در پادگان، زمين صبحگاه و در خط مقدم، بزرگترين سنگر، محل اجتماعشان براي عزاداري بود. آن‌ها قطعه پارچه‌ي سفيدي را كه بر روي آ ن نام خانم نوشته شده بود، هميشه به همراه داشتند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 111


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:01 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

ذكر واقعه ي كربلا

در مقاطعي از جنگ كه آمار شهدا و مفقودان و اسرا و مجروحان بالا مي‌رفت و تركش بالطبع دامن بستگان را در شهر مي‌گرفت و احياناً بعضي از آن‌ها در نامه‌هاي خودشان بي‌تابي و ابراز عواطف مي‌كردند، بچه‌ها با ذكر واقعه‌ي كربلا و آن‌چه بر سر سالار شهيدان و اهل بيت مكرم حضرت رفته بود و بازگويي جزيياتي از مصائب كه «ما اعظم مصيبت‌ها في‌الاسلام» بود، آن‌ها را به صبر و اجر مي‌خواندند و آن‌چه در انتظارشان بود را كم و كوچك جلوه مي‌دادند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 117

 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

راضي به زحمت غير نبودن

در جبهه آن‌چه براي بچه‌ها از جانشان عزيزتر مي‌نمود، آرامش جسم و روح دوستانشان بود. بدين ترتيب كه حتي حاضر نبودند از مشكلات و بيماري خود نزد آنان حرفي بزنند؛ مبادا دوستانشان افسرده خاطر شوند. گاهي مي‌ديديم برادر مجروحي زخم خويش را پنهان كرده و با درد و رنج فراوان برادر مجروح ديگري را امدادگري مي‌كرد.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 101


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

رزم شبانه

اكثر اوقات نيروهاي پياده و رزمي در فاصله‌ي دو عمليات، به همين رزم‌هاي شبانه و اردوهاي آمادگي و بازسازي مي‌گذشت و كار يك شب و دوشب نبود. رزم شبانه كه به آن خشم شبانه هم مي‌گفتند با انفجار «مين»، «فوگاز» و تيراندازي‌هاي هوايي شروع مي‌شد. يعني به وسيله‌ي آن، بچه‌ها را از چادر بيرون مي‌ريختند و به سرعت در ميدان صبحگاه جمع مي‌كردند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 212


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

رزمي، تبليغي

طلبه‌هايي كه در هيئت نيروهاي تبليغي_ رزمي به جبهه مي‌آمدند، از محبوبيت بالايي بين برادران برخوردار بودند. خصوصاً كساني كه به قول معروف آن‌چه همه‌ي خوبان داشتند آن‌ها يك‌جا داشتند، چون پاكيزگي و رعايت بهداشت، نظم و نسق در كار، زبان گويا و گرم از دانش، خاكي و خودماني بودن با جمع، مانع نشمردن لباس در ساختن سنگر و نصب چادر، سوار موتور شدن، دويدن و نشستن و برخاستن با بچه‌ها و در رأس همه‌ي اين‌ها برخورداري از روحانيتي كه همه كشته و مرده‌اش بودند.
چيزي كه موجب مي‌شد نتوانند، دو شب يا دو وعده غذا در سنگري بمانند، مرتب بايد جابه‌جا مي‌شدند و دل عالمي را به دست مي‌آوردند.‌ طلبه‌هايي كه در كنار همه‌ي وظايفشان، بين برادران عطر و تسبيح، مفاتح منتخب و قرآن‌هاي كوچك و مداليوم پخش و هديه مي‌كردند و بعضي بسيار سخت‌گير كه دريافت تسبيحي را در برابر يك ميليون صلوات و مشروط مي‌دادند، و چانه‌زدن برادران كه ديدني و شنيدني بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 167



 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  11:03 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها