پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 10:58 PM
داروي روح
اوايل شب آمد داخل چادر ما و گفت: «چه كسي امشب ساعت 2 نگهبان است؟» گفتم: «من» ادامه داد: «اگر زحمتي نيست، مرا بيدار كن، بايد داروهايم را بخورم.» ساعت 2 به چادرشان رفتم و به بچههايي كه بيدار بودند گفتم: «آمدهام مجتبي را بيدار كنم، داروهايش را بخورد.» گفتند: «ما بيدارش ميكنيم.» فرداي آن شب فهميدم منظور «شهيد مجتبي صاحبزماني » از دارو، همان نماز شب بوده است.
منبع :روزنامه جام جم
راوي : محسن زرگريان