0

کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

حلاليت خواستن

طلب حلاليت و تقاضاي شفاعت بچه‌ها از هم، رايج‌ترين عباراتي بود كه دائم در بين آن‌ها مبادله مي‌شد. مثل: «التماس دعا» در پشت جبهه. منتهي مثل همه چيز ديگر در شب‌هاي عمليات اين كار صورت ديگري به خود مي‌گرفت. واقعاً‌ بچه‌ها به هم التماس مي‌كردند و عاجزانه از هم مي‌خواستند كه در مقام شهادت، از شفاعت آن‌ها دريغ نكنند.
اين عبارات را در حالي مي‌گفتند كه غرق اشك و آه و حسرت ديدار هم بودند و سر بر شانه‌ي يكديگر نهاده و با همه‌ي وجود در هم گره مي‌خوردند و نمي‌توانستند از هم جدا شوند و جداً خود را به چيزي نمي‌گرفتند و احساس فقيري و بي‌نوايي مي‌كردند.
براي همين است كه مثل كسي كه سندي را قانوني و محضري مي‌كند، با علم و ايمان به مقام هم، آن چنان كار را در حصول رضايت يكديگر و برخورداري از شفاعت هم فكر مي‌كردند، كه به اتكاي آن همه محكم‌كاري خلاف آن را محال مي‌دانستند.
البته به اذن خدا.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 84

 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

حمام آب سرد

در بعضي از مناطق، حمام چيزي نبود جز «كانكس» با چند دوش انفرادي كه غالباً به خاطر كمبود آب و سوخت از اذان صبح تا يكي_ دو ساعت بعد داير بود و در صورتي ‌كه شهر نزديك بود، بچه‌ها مرخصي مي‌گرفتند و با سختي به آن‌جا مي‌رفتند كه گاهي فاصله‌ي مقر تا شهر بعضاً هفت، هشت كيلومتر بود.
در مابقي مواقع، رودخانه و چشمه‌ها بهترين محل بود. در زمستان بعضي وقت‌ها بچه‌ها براي دسترسي به آب از ترس در ديد دشمن قرار نگرفتن و لو نرفتن مواضعشان ناگزير بودند آتش روشن نكنند و از آب سرد استفاده كنند. در برخي شرايط هم در حلب‌هاي خالي روغن نباتي آب را گرم مي‌كردند،‌ برف‌ها را به وسيله‌ي هيزم آتش زده در زير حلب، آب مي‌كردند و بعد با كاسه از آن استفاده مي‌كردند، و يا آب را در لگن مي‌ريختند و با قراردادن بر روي بلندي و كشيدن دو پتو در اطرافش، حمام پتو مي‌گرفتند.
حدفاصل اين نوع حمام كردن در عقبه نيز حمام‌هاي صحرايي بود كه با تكه چوب و پليت با يك ظرف آب بين زمين و آسمان راه‌اندازي و استفاده مي‌شد.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 51


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان


حمام و استحمام كردن در عقبه

وضع حمام و استحمام در عقبه‌ي اردوگاه‌ها و پادگان‌ها با خط فرق مي‌كرد. در آن‌جا حمام‌هايي با يك دوش يا بيشتر در كنار هم وجود داشت كه آب آن‌ها از آب تانكر لوله‌كشي شده‌اي كه روي خاكريز قرار داده بودند تا همزمان به همه‌ي دوش‌ها آب‌رساني كند تأمين مي‌شد و آب همان تانكر به وسيله‌ي تانكر چرخ‌دار تهيه مي‌گرديد.
معمولاً يكي دو نفر هم مسئول روشن كردن، نظافت و نگهداري آن بودند. تازه وقتي آب هم بود، كلي بايد انتظار مي‌كشيدي تا در لوله‌ها جريان پيدا كند. بعد هم كه برادران با هم شير را باز مي‌كردند، آب به همه‌ي دوش‌ها نمي‌رسيد و فرياد: «كور شدم،‌ چشمم سوخت، «ببند بابا!»ي همه بلند مي‌شد. چنان‌چه آب سرد بود،‌ به سه شماره خيس نخورده بايد مي‌زدند بيرون».

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 51


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

حيوانات مزاحم

 

نحوه‌ي برخورد برادران با حيوانات مزاحم چنين بود كه اگر از ناحيه‌ي حيوانات خطري متوجشان نبود، فقط سعي مي‌كردند آن‌ها را از اطراف مواضع و مقرهاي خود دور كنند و چنان‌چه به آن‌ها حمله‌ور مي‌شدند، حتي‌الامكان به ترساندنشان با شليك هوايي بسنده مي‌نمودند و يا آن‌ها را مي‌گرفتند و در نقطه‌اي دورتر رها مي‌كردند و در صورت خطر جدي و يا حمله‌ي دسته‌اي آن‌ها، تيراندازي مي‌كردند.
گاهي هم براي معدوم كردن اين قبيل حيوانات، تيم‌هايي انتخاب مي‌شدند كه با گذاشتن تله يا شكار، آن‌ها را تحت تعقيب قرار مي‌دادند و بعد از كشتن و از بين بردن دفنشان مي‌كردند. در اين بين بعضي از برادران براي اين‌كه با كشتن حيوانات قسي‌القلب نشوند، مبلغي را به عنوان كفاره كنار مي‌گذاشتند و با نماز و ساير عبادات عذر تقصير مي‌خواستند.
بعضي از اين حيوانات در مناطقي خاص و زماني معين پيدا مي‌شدند و بيشتر مزاحم بودند تا آزار دهنده. حيواناتي چون گرگ، گراز، شغال، مار، عقرب، رتيل، جوجه‌تيغي، و در عمليات آبي_ خاكي لاك‌پشت، و سگ‌ماهي كه بخشي از خاطرات و حوادث به‌يادماندني بچه‌ها متعلق به آن‌هاست.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 71



 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

خالي كردن آب قمقمه در مانورها

هنگام مانور و راهپيمايي، بچه‌ها براي بالا بردن توان رزمي خود به رغم عطشي كه با تبخير آب بدن و عرق كردن داشتند، آب قمقمه‌ي خود را خالي مي‌كردند.
غير از جنبه‌ي نظامي و رزمي، بچه‌ها اين رفتار را غالباً با الهام از حركت «حضرت قمربني‌هاشم (ع)» در روز عاشورا و بيشتر به ياد حضرتش و بچه‌هاي تشنه‌كام آقا ابي عبدالله (ع) و آن‌چه بر آن‌ها گذشته بود، انجام مي‌دادند و به اين وسيله ضمن تحكيم و تجديد ميثاق با سرور آزادگان حضرت امام حسين (ع) و فرزند خلفش امام (ره) به درك واقعه‌ي عاشورا نزديك‌تر مي‌شدند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 172


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

خانه چادر

در اردوگاه‌ها خانه‌ي اصلي رزمندگان چادر بود كه ظرفيت هاي مختلف از شش تا سي نفر داشت در هر چادر غير از نوبت شهرداري و مسئوليت روزانه كه حالت چرخشي داشت، معمولاً يك نفر را هم به عنوان مسئول چادر انتخاب مي‌كردند تا امور كلي تحت نظر او انجام بشود، مثل نحوه‌ي استتار سقف چادر، عوض كردن جاي چادر، خانه تكاني و امثال آن. با اين وصف بعضي از بچه‌ها كه روحشان به قالبشان زياد بود.
اولين روزها بعد از برپايي چادر مرتب اطراف چادر را آب پاشي مي‌كردند تا گرد و خاك نشود.
براي چادرها نام مي‌گذاشتند و يا اسامي اعضاي جمع خودشان را روي چادر مي‌نوشتند اگر مي‌توانستند از تبليغات گردان تابلو نوشته‌هاي مناسب مي‌آوردند گاهي هم از جاهاي ديگر برمي‌داشتند به اين صورت اطراف چادر را آراسته مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 216


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

خبرنامه ي عمليات

از جمله بهانه‌هاي مكاتبه، فراخواني نيروهاي پر سابقه‌ي جبهه براي عمليات بود. كساني كه نسبت به منطقه حق آب و گل داشته و حالا بنا به دلايلي در منطقه حضور نداشتند، به وسيله‌ي برادراني كه قبلاً با هم قرار و مدار گذاشته بودند، از عمليات مطلع مي‌شدند.
آن ‌هم با استفاده از كلمات و عبارات قراردادي نظير:‌ «من اين حرف را نوشتم چنان كه غير ندانست، تو هم ز روي كرامت چنان بخوان كه تو داني». يعني برنداري يك مشت افراد قد و نيم‌قد را دنبال خودت بياوري! فقط خودت بيا.
بعضي كه از اين نامه پراكني‌هاي رفاقتي اطلاعي نداشتند، چند روز مانده به عمليات چشمشان به جمال اين دوستان مي‌افتاد و يقين پيدا مي‌كردند كه بايد خبري باشد و وقتي از آن‌ها پرسيده مي‌شد: پس چه‌طور بو بردي و خودت را رساندي؟ بعضاً به شوخي مي‌گفت: «مادربزرگم مي‌گفت كه خيلي وقته خبري نيست،‌ احتمالاً حالا ديگه بايد وقتش باشه».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 119

 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

ختم شهيدان

بعد از هر عمليات رسم بود كه در عقبه‌ي گردان، بچه‌ها براي شهداي گردانشان مجلس ختمي‌ داير مي‌كردند. گاهي اين مجلس پس از برگشتن بچه‌ها از مرخصي و خاك‌سپاري شهيدان برگزار مي‌شد. در اين مراسم داغ بچه‌ها تازه مي‌شد، دم مي‌گرفتند و مي‌سوختند و مي‌خواندند:
«ياران همه رفتند و تنها مانده‌ام من
از كاروان عاشقان جامانــــده‌ام من»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 179


 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

ختم و امضاي نامه ‌ها

نامه‌هايي كه از جبهه و از طرف رزمندگان به دست خانواده يا دوستان مي‌رسيد، به سبك خاصي به پايان مي‌رسيد. غير از صورت‌هاي رمز و رازدار كه با ايما و اشاره و علايم قراردادي بين خودشان رد و بدل مي‌شد، بعضاً به عنوان حرف آخر عبارتي نظير «نه شرقي، نه غربي، جواب نامه برقي» يا «لا شرقيه، لا غربيه، جواب نامه برقيه» مي‌آوردند.
بعضي از برادران هم خيلي جدي و قطعي به خانواده‌هايشان مي‌نوشتند: «آدرس نامه‌ي بعدي، كربلا، صحن اباعبدالله الحسين» يا «بهشت، منزل سيدالشهدا» و به عنوان امضا در پايان مثلاً مي‌نوشتند: «مسئول شهيد گروهان سيدالشهدا در گردان تخريب» و به ويژه قيد مي‌كردند: «حسين جان»

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 216


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

خدمتگزاري

بعد از مراسم صبحگاه و ورزش و صرف صبحانه، وقتي منطقه نسبتاً آرام بود، برادراني بودند كه به نحوي خودشان را مشغول مي‌كردند، با مرمت سنگرهاي آسيب‌ديده و جاهايي كه نيرو با كمبود آب مواجه بود، كندن چاه و رسيدن به آب، ساختن حمام‌هاي صحرايي يك نفره با چند پتو و ميله، از حدي كه نياز برادران را برآورده كند؛ و شهدايي كه تا بودند اين برنامه را داشتند، كه يك ساعت قبل از اذان صبح برخيزند و در آن سرماي استخوان‌سوز زير منبع آب را آتش كنند، تا يخ‌ها كم‌كم آب شود و بچه‌ها بتوانند وضو بگيرند. در راهپيمايي‌ها، رزم‌هاي شبانه، حركت ستوني به سمت خط، عقب‌نشيني و پيش روي‌ها، رعايت حال افراد ضعيف‌الجثه، كم سن و سال و خسته جزو عادي‌ترين آداب جنگ بود؛ با گرفتن سلاح ايشان در شرايطي كه خودشان به اندازه‌ي كافي خسته بودند، دادن تنها آب باقي‌مانده‌ي قمقمه‌ي خود در حالي كه كلي راه نرفته در پيش داشتند و اين‌گونه روح خدمتگزاري را چون عبادتي خالصانه در خود تقويت مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 96

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

خطاب به خود و جمع، نه به شخص

هنگامي ‌كه از طرف كسي سهل‌انگاري و بي‌توجهي صورت مي‌گرفت، مسئول گردان يا دسته يا آن مورد را بلند‌بلند به خود تذكر مي‌داد و يا رو به جمع آن را مطرح مي‌نمود. هرگز شخص خاطي را مخاطب مستقيم قرار نمي‌داد، يا طوري عمل نمي‌كرد كه ديگران آن شخص را بشناسند. چون مهم دوري از خطا بود نه شناختن خطاكار.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 46


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

خلوت شب آخر

براي ساعاتي هيچ كس، هيچ كس را نمي‌شناخت. همه از يكديگر فرار مي‌كردند. هر كس درون شياري، پشت صخره‌اي، يا در پناه خاكريزي پنهان مي‌شد. به طوري‌كه حتي يك نفر هم در چادرها ديده نمي‌شد.
فقط خدا مي‌داند كه در آخرين دقايق چه مي‌گفتند و چه مي‌كردند. به آسمان خيره مي‌شدند؟ به خاك مي‌افتادند و استغاثه مي‌كردند؟ با دوستان شهيدشان درد دل مي‌كردند تا آن‌ها را هم‌صدا كنند و براي عروجشان دعا نمايند؟ يا... فقط خدا مي‌داند و بس.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 84



 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

خواب نامه ‌ها

رؤياي صادقانه و مكاشفات و خلوت‌هاي عميق و متعالي در جبهه، موجب تهيه و تدارك دفترچه‌ها و خواب‌نامه‌هايي شده بود كه حكاياتي چون واقعه‌ي شهادت خود و دوستانشان، مصاحبت با معصومين، اوليا و اوصيا (عليه‌السلام) و آن‌چه حكايت از مقام و منزلتشان نزد خداوند منان داشت.
از همين رو بود كه اين يادداشت‌ها را محرمانه قلمداد مي‌كردند. به گونه‌اي كه تا زنده بودند دست هيچ‌كس به آن‌ها نمي‌رسيد. چه بسيار اتفاق مي‌افتاد كه پس از انجام عمليات، همان شب اول از وضع دوستان خود كه چه كسي شهيد،‌ مجروح يا اسير مي‌شود مطلع بودند و بيشتر خواب‌نماها نيز درست و دقيق محقق مي‌شد.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 41


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

خوردن دوست نداشتني ‌ها

غذاهايي را كه بچه‌ها در شهر و محل خودشان، به خاطر بي‌علاقگي و خلاف طبع بودن، لب هم نمي‌زدند (نمي‌خوردند)، در جبهه با كمال ميل مي‌خوردند، بدون اين‌كه اعتراضي كنند. در جبهه آن‌قدر قداست و روح خودسازي وجود داشت كه همه، محيط، غذا، لباس و لوازم آن‌جا را متبرك مي‌دانستند و چيزي نبود كه از آن رويگردان باشند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 11

6
 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 

داروهاي گياهي

توجه به داروهاي گياهي به غير از بيماري‌هاي مزمن، در مقايسه با داروهاي شيميايي بالنسبه بيشتر بود. خاصه‌ي داروهايي كه در طبيعت يافت مي‌شد، مثل برگ درختان «اوكاليپتوس» در منطقه‌ي انديمشك و اهواز.
رزمندگان اين برگ‌ها را در ظرف آب‌جوش مي‌ريختند و فضاي چادرها و سنگرها را موقع خواب ضدعفوني مي‌كردند؛ و بالاخره نوعي بخور گياهي كه سرماخوردگي را شفا مي‌داد و از شيوع ويروس آن جلوگيري مي‌نمود، تهيه مي‌كردند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 66


 

 
 
چهارشنبه 29 دی 1389  10:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها