بررسي و مقايسه فراواني اختلالات رفتاري در کودکان 5-12 ساله با و بدون عيوب انکساري چشم در شهر تهران
لطفا براي مشاهده چکيده به متن کامل (PDF) مراجعه فرماييد.
بارگیری متن کامل:
بررسي فراواني اختلال ديد رنگ اکتسابي کارکنان بخش هاي مختلف کارخانه مواد شوينده
مقدمه و اهداف: ديد رنگ يکي از عملکردهاي مهم سيستم بينايي است. بنابراين اين مطالعه به منظور بررسي تاثير مواجهه مزمن شغلي با مواد شوينده روي ديد رنگ در گروه هاي مختلف انجام مي پذيرد. مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفي در يک کارخانه مواد شوينده بر روي همه 300 نفر انجام شد. بعد از لحاظ کردن معيارهاي خروج 279 نفر واجد شرايط در اين مطالعه شرکت داده شدند. معاينات کلي بينايي و تست ديد رنگ بر روي همه کارکنان انجام پذيرفت. در اين مطالعه اختلال ديد رنگ با تست ايشي هارا و فرانسفورت D15 به انجام رسيد. يافته ها: اختلال ديد رنگ 12.9 درصد به دست آمد که در اين ميان افرادي که در قسمت پودر مشغول به کار بودند، اختلال ديد رنگ بيشتري را گزارش کردند. نتيجه گيري: مواجهه شغلي مزمن با مقادير زياد از حد مواد شوينده مي تواند منجر به اختلال ديد رنگ اکتسابي شود.
پاسخ به:مقالات طب توانبخشی
مقدمه و اهداف: با توجه به شيوع نسبتا بالاي کم بينايي مخصوصا در کشورهايي مثل ايران که جمعيت رو به پيري است و نقش وسايل کمک بينايي در افزايش کيفيت زندگي آنها، در اين مطالعه مقطعي ميزان رضايتمندي از وسايل کمک بينايي و کيفيت زندگي در کم بينايان مراجعه کننده به کلينيک کم بينايي هلال احمر تهران از تير ماه 1390 تا تير ماه 1391 را بررسي کرديم. مواد و روش ها: در اين مطالعه مقطعي، ميزان رضايتمندي و کيفيت زندگي کم بينايان مراجعه کننده به کلينيک کم بينايي مرکز توانبخشي هلال احمر تهران از تير ماه 1390 تا تير ماه 1391 بررسي شد. تعداد 12 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند و اطلاعات مورد نياز، توسط پرسشنامه به صورت مصاحبه اي و تلفني جمع آوري و با استفاده از نرم افزار آماري SPSS18 تجزيه و تحليل گرديد.P£0.05 معني دار در نظر گرفته شد. يافته ها: ميزان سلامت عمومي (P=0.012)، ميانگين نسبت کيفيت بينايي، کيفيت فعاليت هاي نزديک، درصد سلامت رواني، توانايي انجام کارها و ميزان استقلال فردي (P<0.0005) بعد از استفاده از وسيله به طور معني داري افزايش يافتند. کيفيت فعاليت هاي دور، ميزان اعتماد به نفس حضور در اجتماع و ميزان درد چشمي قبل و بعد از استفاده از وسيله اختلاف معني داري را نشان نمي دادند (P>0.05) %91.7 از افراد رضايتمندي 50% به بالا داشتند. ميانگين رضايتمندي در مردان %73.33 و در زنان %58.33 به دست آمد که تفاوت معني داري را نشان نداد (P>0.05).
بررسي اثر فوري ارتعاش کل بدن بر حداکثر قدرت ايزومتريک عضلات فلکسور آرنج در افراد غير ورزشکار و جوان
مقدمه و اهداف: ارتعاش کل بدن به عنوان يک شيوه تمريني موثر براي ساختارهاي ماسکلواسکلتال است که ترکيب آن با تمرينات مقاومتي در بهبود قدرت و توان موثر مي باشد. تاکنون فقط تعداد معدودي از مطالعات اثر ارتعاش کل بدن را بر قدرت عضلات اندام فوقاني بررسي کرده اند. در اکثر مطالعات تاثيرات ارتعاش کل بدن به طور مستقيم با انجام پرس سينه روي صفحه ارتعاشي بر روي اندام فوقاني مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف از اين مطالعه بررسي تاثيرات حاد يک جلسه اي ارتعاش کل بدن که به طور غير مستقيم اعمال مي شود، بر حداکثر قدرت ايزومتريک عضلات فلکسور آرنج در افراد غيرورزشکار و جوان مي باشد. مواد و روش ها: 30 داوطلب سالم غيرورزشکار به طور تصادفي در دو گروه ارتعاش کل بدن (N=15) و گروه کنترل (N=15) قرار گرفتند. در گروه ارتعاش کل بدن حداکثر قدرت ايزومتريک عضلات فلکسور آرنج قبل و بعد از ارتعاش (3 ست 45 ثانيه اي با فرکانس 50 هرتز و دامنه پايين) با استفاده از ترنسديوسر اندازه گيري شد. در گروه کنترل نيز همين روند با ويبراسيون خاموش انجام شد. يافته ها: ارتعاش کل بدن باعث افزايش قدرت ايزومتريک عضلات فلکسور آرنج به طور معني دار مي شود (P=0.004). نتيجه گيري: به نظر مي رسد اعمال کوتاه مدت و يک جلسه اي ارتعاش کل بدن که به صورت غير مستقيم اعمال مي شود، روشي موثر در افزايش قدرت ايزومتريک عضلات فلکسور آرنج است. همچنين در صورت استفاده ارتعاش کل بدن با شکل هاي فانکشنال تمرينات ديگر نتايج بهتري حاصل مي شود.
علل نابينائي و کم بينائي در جامعه نابينايان و کم بينايان تحت حمايت سازمان بهزيستي استان اردبيل
مقدمه و اهداف: با توجه به اينکه اختلالات بينائي، هنوز هم يکي از مشکلات بهداشتي و درماني کشورها مي باشد، اين مطالعه جهت تعيين علل نابينائي و کم بينائي در جامعه نابينايان تحت پوشش سازمان بهزيستي استان اردبيل انجام گرفت. مواد و روش ها: اين مطالعه به روش توصيفي و تمام شمار انجام گرديد. جامعه مورد بررسي، همه نابينايان و کم بينايان تحت حمايت بهزيستي، واقع در کليه مناطق شهري و روستائي شهرستان هاي استان اردبيل بودند. جمع آوري نمونه ها از ابتداي سال 91 آغاز و به مدت 7 ماه بطول انجاميد. بر اساس ويرايش دهم طبقه بندي جهاني بيماري ها، افراد ابتدا جهت تعيين وضعيت بينائي (نابينائي يا کم بينائي)، توسط اپتومتريست، معاينه و سپس جهت تعيين علت اصلي معلوليت بينائي، به چشم پزشک، ارجاع شدند. اطلاعات جمع آوري شده، در نرم افزار آماريSPSS-18 وارد و مورد بررسي، قرار گرفت. يافته ها: در اين مطالعه 403 نفر با ميانگين سني 33.21±14.36 شرکت داشتند. از اين تعداد %73.2 نابينا و %26.8 کم بينا، و بر اساس تفکيک جنسيتي %60.5 مذکر و %39.5 مونث بودند که در سه گروه سني کمتر از 15 سال (%11.2)، 15 تا 49 سال (%76.7) و 50 سال و بالاتر (%12.1) قرار گرفتند. محدوده سني افراد مورد مطالعه از يک تا 78 سال بود. علل نابينائي و کم بينائي عبارت بودند از: آتروفي اپتيک 18.4 درصد، رتينيت پيگمنتوزا 16.8 درصد، بيماري هاي قرنيه 12.4 درصد، بيماري هاي کوريورتينال 9.4 درصد، کاتاراکت 8.9 درصد، گلوکوم 8.2 درصد، تايزيس بولبي 7.2 درصد، ميوپي دژنراتيو 6.9 درصد، ميکروفتالموس 4 درصد، عيوب انکساري 3.2 درصد، آلبينيسم 2.5 درصد و نيستاگموس %2. نتيجه گيري: در اين مطالعه، علل اصلي اختلالات بينائي، آتروفي اپتيک و رتينيت پيگمنتوزا بود، لذا اقدامات پيشگيرانه ويژه مي تواند در کاهش بروز معلوليت هاي بينائي موثر باشد.
بررسي تاثير آني ماساژ و موبيليزاسيون ناحيه پا و مچ پا بر روي شاخص هاي تعادلي افراد سالمند
مقدمه و اهداف: افتادن و آسيب هاي متعاقب آن يکي از بزرگترين چالش هاي سالمندان است. ارائه روش هايي جهت بهبود شاخص هاي تعادلي افراد سالمند و جلوگيري از افتادن آنها، از اهداف مهم نظام سلامت جامعه است. هدف از اين مطالعه بررسي تاثير ماساژ و موبيليزاسيون ناحيه پا و مچ پا بر تعادل سالمندان مي باشد. مواد و روش ها: در اين مطالعه مردان و زنان داوطلب بالاي 60 سال به صورت تصادفي در دو گروه 15 تايي مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه مداخله، پروتکل درمان شامل انجام 20 دقيقه ماساژ و موبيليزاسيون در ناحيه پا و مچ پا بود و در گروه شاهد از دياترمي موج کوتاه به صورت خاموش روي ناحيه مچ پا و کف پا به مدت 20 دقيقه استفاده شد. در اين مطالعه افراد در هر گروه با دو آزمون تعادلي باليني «ايستادن بر روي يک پا» و «رساندن دست ها به طرفين» قبل از شروع پروتکل و بعد از آن، مورد ارزيابي قرار گرفتند و نتايج قبل و بعد مقايسه شد. يافته ها: يافته ها نشان داد پس از انجام 20 دقيقه ماساژ و موبيليزاسيون پا و کف پا، در آزمون «ايستادن بر روي يک پا» به طور معني دار تعادل در گروه مداخله بهبود مي يابد (P<0.05) و اثر متقابل بين زمان و گروه نيز در آزمون «ايستادن بر روي يک پا» با P<0.01 در گروه مداخله معني دار بود. در آزمون «رساندن دست ها به طرفين» اگر چه تفاوت معني داري قبل و بعد از مداخله در دو گروه مشاهده نشد. اما از نظر عددي افزايش مسافت رساندن دست ها به طرفين در گروه مداخله ديده شد. اثر متقابل بين زمان و گروه در گروه مداخله با P<0.01 معني دار بود. نتيجه گيري: با توجه به نتايج بدست آمده ماساژ و موبيليزاسيون ناحيه پا و مچ پا اثرات مثبت آني بر روي تعادل سالمندان دارد و در صورتي که مطالعات آتي تداوم اين اثرات را تاييد نمايد مي تواند به عنوان روشي آسان و ارزان جهت بهبود شاخص هاي تعادلي سالمندان معرفي گردد.
بررسي فعاليت عصبي - عضلاني حين حرکت در آب
مقدمه و اهداف: از آنجا که سيگنال پيچيده الکترومايوگرافي (EMG) به وسيله سيستم عصبي کنترل مي شود و به خصوصيات فيزيولوژيکي و آناتوميکي عضله بستگي دارد، مي تواند براي مطالعه هماهنگي و کنترل حرکت مورد استفاده قرار گيرد. به دليل ارتباط بين مقدار موج EMG و نيروي عضله، از اين تکنيک براي مطالعه فعاليت عصبي - عضلاني در تکاليف پاسچرال، حرکات عملکردي و شرايط کاري و برنامه هاي آموزشي و درماني استفاده شده است. با توجه به سمت گيري توجه محققان حوزه هاي فيزيوتراپي، توان بخشي و ورزش و ساير رشته هاي مرتبط با آناتومي، بيومکانيک و حرکت شناسي به اثرات حرکت در آب به ويژه بر عملکرد عضلات، استفاده از EMG سطحي در شنا و حرکات آبي جهت ثبت و عيني نمودن فعاليت عضلاني رو به رشد است. با عنايت به تفاوت ماهوي محيط آب و خشکي، استفاده از EMG در آب متفاوت از خشکي است. بنابراين شاهد مواجهه با چالش هايي در رابطه با عايق بندي و چسب زدن الکترودها و تجهيزات براي مدت نسبتا طولاني در اين مطالعات هستيم. در اين مقاله، مروري بر مطالعات مختلف، چالش هاي پيش روي ثبت EMG در آب و حرکات مختلفي که با استفاده از اين تکنيک مورد بررسي قرار گرفته اند و نتايج اين مطالعات انجام شده است. مواد و روش ها: جستجوي مقالات در پايگاه هاي اطلاعاتي معتبر نظيرPub Med, Scince Direct Mendely با جستجوي کلمات EMG، بيومکانيک، فعاليت عصبي - عضلاني، تمرين در آب انجام و بررسي نهايي بر روي بيش از 30 مقاله با ارتباط مستقيم انجام شد. نتيجه گيري: در اين مطالعه، رويکردهاي روش شناسي کمي سازي فعاليت عضله در آب و عوامل اثرگذار در حين حرکت در آب مطرح شد. بر اساس تحقيقات انجام شده، فعاليت عضلاني حين حرکت در آب تحت تاثير جهت، سرعت و جريان آب قرار مي گيرد. آب محيط منحصر به فردي را فراهم مي کند که در آن نيروي جاذبه و بارگذاري روي مفاصل کاهش مي يابد در حالي که خود آب مقاومتي نسبت به حرکت ايجاد مي کند.
کاربرد تصويربرداري اولتراسونيک در ارزيابي عملکرد عضلات کف لگن
مقدمه و اهداف: در دو دهه اخير مطالعات زيادي با استفاده از تصويربرداري اولتراسونوگرافيک و بررسي شاخص هايي مانند ميزان تحرک مثانه يا مجراي ادرار به شناسايي ساختار و مورفولوژي کف لگن، تشخيص اختلالاتي مانند پرولاپس و بي اختياري ادراري و نيز تعيين شدت آنها پرداخته اند. با توجه به جايگاه تصويربرداري اولتراسونوگرافي در توانبخشي و اهميت ارزيابي عملکرد و ساختار عضلات کف لگن براي فيزيوتراپيست ها، مقاله حاضر مباني کاربردي دو روش متداول اولتراسونوگرافي ترانس ابدومينال و ترانس لبيال را در ارزيابي عملکرد عضلات کف لگن ارائه خواهد نمود. نتيجه گيري: اولتراسونوگرافي به دو روش ترانس ابدومينال و ترانس لبيال با هدف ارزيابي عملکرد عضلات کف لگن معرفي شده است. هر چند حساسيت روش ترانس لبيال در مقايسه با روش ترانس ابدومينال بيشتر و احتمال خطاي اندازه گيري آن کمتر است، عدم نياز به در آوردن لباس، انجام سريع تصويربرداري و مشاهده حرکت مثانه توسط بيمار از مزاياي روش ترانس ابدومينال محسوب مي شوند.
بررسي تاثير تمرينات تقويتي شانه بر ضخامت عضلات اکستانسور ستون فقرات گردني
مقدمه و اهداف: عضلات اکستانسور گردن نقش مهمي را در برقراري ثبات در ستون فقرات گردني ايفا مي کنند. فعاليت عضلات اندام فوقاني ممکن است منجر به افزايش عملکرد عضلات اکستانسور ستون فقرات گردني شود. هدف از اين مطالعه ارزيابي تغييرات ضخامت عضلات اکستانسور گردن به دنبال برنامه تمريني تقويتي ابداکتوري شانه بود. مواد و روش ها: افراد شرکت کننده در اين مطالعه 28 خانم سالم (20-25 سال) بودند که به صورت تصادفي در دو گروه تمرينات تقويتي ابداکتوري شانه (14 نفر) و گروه کنترل (14 نفر) قرار داده گرفتند. طول مدت مداخله در هر دو گروه، 10 هفته در نظر گرفته شد. ضخامت پنج عضله تراپزيوس فوقاني، سمي اسپايناليس سرويسيس، سمي اسپايناليس کپيتيس، اسپلنيوس کپيتيس و مولتي فيدوس با استفاده از اولترا سونوگرافي اندازه گيري شد. يافته ها: تمرينات تقويتي ابداکتوري شانه به طور معني داري منجر به افزايش ضخامت عضلات اکستانسور گردن شد (P<0.001). عضله سمي اسپايناليس کپيتيس بيشترين افزايش ضخامت را در بين عضلات اکستانسور نشان داد. نتيجه گيري: تمرينات عضلات اندام فوقاني به صورتي که در اين مطالعه مورد استفاده قرار گرفت نقش موثري در افزايش ضخامت عضلات ناحيه خلف گردن داشته است. توصيه مي شود که از اين نوع تمرينات در بهبود عملکرد عضلات اکستانسور گردن استفاده گردد.
نمیشه گرفت مقاله رو
کدوم رو ؟
لینکش رو بزار