پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 2 : دانشکده ادبيات و علوم انساني (تهران) پاييز 1385; 57(179):21-41. |
| |
| تجربه عرفاني و بيان پارادوكسي (تجربه ديدار با خدا در سخن) |
| |
| بانوكريمي امير*,برج ساز غفار |
| |
| * دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه تهران |
| |
|
مقاله حاضر به تبيين رابطه «تجربه عرفاني» و «بيان پارادوكسي» مي پردازد؛ در بخش اول به كاركرد اصلي اين دو مقوله، در حوزه زبان توجه دارد كه خارج كرن زبان از حالت اعتيادي و مرده و بخشيدن زندگي به آن است؛ در نتيجه سخن گفتن به زباني حقيقي و از روي صدق و يكي كردن دل و زبان. در بخش ديگر به اين سوال هاي مهم پاسخ مي دهد كه آيا «متناقض نمايي»، خصوصيت ذاتي تجربه عرفاني است و آيا محتواي تجربه عرفاني فقط با بيان پارادوكسي قابل انتقال است يا مي توان همان تجربه را بي آنكه محتوايش از دست برود با بيان غير پارادوكسي ارايه كرد؟ براي پاسخ به اين سوال ها، ابتدا نظريات گوناگوني را كه در اين باره وجود دارد ارايه مي كند كه بعضي از اين نظريات، معتقدند پارادوكس هاي موجود در آثار عرفاني صرفا لفظي اند و بعضي ديگر، متناقض نمايي آثار عرفاني را محصول ناتواني زبان در بيان تجارب عرفاني معرفي مي كنند؛ اما پس از رد اين گونه نظريات به اين نتيجه مي رسد كه زبان عارفان تنها به اين جهت، متناقض نماست كه تجربه شان متناقض نماست و زبان، تجربه را درست منعكس مي كند. در پايان نيز به توصيف آخرين مرحله كمال زبان عرفاني؛ يعني زبان نمادين كه خود، عين تجربه است و عالي ترين مرتبه تجربه عرفاني- تجربه ديدار با خدا در سخن؛ يعني، تجربه شطح كه نقطه غايي پيوند تجربه عرفاني و بيان پارادوكسي است- مي پردازد.
|
| |
| كليد واژه: زبان، عادت ستيزي، تجربه روحاني، شطح، پارادوكس |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
شنبه 9 اردیبهشت 1391 11:39 PM
تشکرات از این پست