0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

5 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار 1389; 43(1 (مسلسل 168)):109-134.
 
نقد و بررسي سفرنامه هاي ناصرالدين شاه به فرنگ با رويكرد تحليل گفتمان
 
علي زاده بيرجندي زهرا*,رجبلو قنبرعلي
 
* گروه تاريخ، دانشگاه بيرجند
 
 

در اين مقاله سفرنامه هاي ناصرالدين شاه به فرنگستان به روش تحليل گفتمان مورد بررسي قرارگرفته است. با استفاده از اين رويكرد، عوامل زباني و فرازباني (شرايط اجتماعي، فرهنگي، سياسي و تاريخي)، موقعيت نهادي و نگرش هاي نويسنده متن كه درشكل گيري اين متن تاثيرگذار بوده اند، مورد توجه قرار گرفته است. سفرهاي فرنگ و گفتمان ناصرالدين شاه دراين سفرنامه ها، دستاوردها و نتايج سياسي، فرهنگي و اجتماعي خاصي را به همراه داشته كه برخي از اين نتايج، حوزه هاي زباني و سبك ادبي را نيز تحت تاثير قرارداده است.

 
كليد واژه: ناصرالدين شاه، قاجار، فرنگ، تحليل گفتمان، سفرنامه هاي فرنگستان، تجدد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار 1389; 43(1 (مسلسل 168)):135-146.
 
باز خواني مصراعي از شاهنامه «هم» يا «هم»
 
چرمگي عمراني مرتضي*
 
* دانشگاه پيام نور نيشابور
 
 

در اين مقاله سعي بر آن شده تا مصراعي را دوباره بازخواني كنيم و بر اين اساس، ايرادي را كه نسخه شناسان شاهنامه پژوه و قافيه سنجان بر آن گرفته اند و از حيث علم قافيه اين بيت را داراي عيب اقوا دانسته اند، برطرف كنيم. دراين مقاله ابتدا ضبط هاي مختلف اين بيت در نسخ چاپي همچون مسكو، ژول مول و جلال خالقي مطلق آورده شده و سپس نظر شارحان مختلف در اين باره آمده است و در قسمت دوم مقاله بر اساس شاهنامه خالقي مطلق ضبط، «هم» بر ضبط «خم» ترجيح داده شده است و در قسمت سوم مقاله، نگارنده قافيه مصرع دوم را نه آنگونه كه شارحان تلفظ كرده اند و معني نموده، خوانده ام، بلكه به نظر مي رسد مصراع دوم را در محل قافيه بايد به گونه اي ديگر خواند يعني: «زمين آمد از سم اسبان به هم» كه در اين صورت با گاو دم مي تواند قافيه باشد، البته دلايل برتري تلفظ «هم» بر «هم» و معاني مختلف آن و اينكه اين واژه در گناباد و بسا اطراف آن هنوز هم به كار مي رود در متن با شواهد و امثال بيان شده است.

 
كليد واژه: شاهنامه، فردوسي، گويش گنابادي، اختلاف نسخ، هم يا «هم»
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار 1389; 43(1 (مسلسل 168)):81-108.
 
ويژگي هاي اقليمي و روستايي در داستان نويسي خراسان
 
مشتاق مهر رحمان,صادقي شهپر رضا*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد همدان
 
 

اقليم گرايي در داستان نويسي معاصر ايران به طور جدي از دهه هزار و سيصد و سي شمسي آغاز مي شود و در دهه هاي چهل و پنجاه به اوج خود مي رسد. داستان هاي اقليمي غالبا بازتاب دهنده ويژگي ها و عناصر مشترکي چون فرهنگ، باورها، آداب و رسوم يک منطقه جغرافيايي اند. با توجه به خاستگاه نويسندگان و ويژگي هاي اقليمي بازتابيده در آثارشان، پنج حوزه يا شاخه داستان نويسي اقليمي شمال، جنوب، غرب (کرمانشاه)، شرق (خراسان) و آذربايجان، در داستان نويسي معاصر ايران قابل تشخيص است. اين مقاله پس از دادن تعريفي از داستان اقليمي و برشمردن ويژگي هاي آن - که خود مستخرج از داستان هاي اقليمي پنج حوزه مذکور و مشترک در ميان همه آن هاست - به معرفي انتقادي داستان هاي اقليمي و روستايي خراسان و برشمردن ويژگي هاي آن ها با ارايه شواهد و نمونه هاي متني، مي پردازد.

 
كليد واژه: اقليم، داستان، شيوه اقليمي نويسي، خراسان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار 1389; 43(1 (مسلسل 168)):147-171.
 
سابقه برخي مضامين حديقه سنايي در منابع نزديک به وي
 
زرقاني سيدمهدي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

هر چند سنايي پيشرو شعر عرفاني است و نقش او در تدوين بوطيقاي شعر عرفاني سرنوشت ساز است، اما نبايد از نظر دور داشت که او برآمده از دل يک سنت ريشه دار فکري است که نشانه هاي زباني آن را در مکتوبات عرفاني و کلامي پيش از وي مي توان مشاهده کرد. پرسش اصلي مقاله، دقيقا همين جا شکل مي گيرد: آيا ميان درون مايه هاي حديقه سنايي، به عنوان نقطه عطف شعر عرفاني، با آثار عرفاني و کلامي پيش از وي شباهت ها و اشتراکاتي وجود دارد؟ براي يافتن پاسخ، ابتدا مضامين مشترک حديقه را با آثار عرفاني و کلامي برجسته پيش از وي استخراج کرده و سپس داده هاي موجود را در سه سطح بررسي کرده ايم: تشبيهات، حکايت ها و مضامين مشترک ديگر. پرسش بعدي اين است که آيا بر اين اساس، مي توان منابع احتمالي را که در شکل گيري منظومه فکري سنايي نقش داشته اند، تعيين کرد؟ بسامد تکرار نام يک اثر مي تواند معيار مناسبي براي پاسخ به اين پرسش باشد. بدين معنا که در بررسي منابع پيش از وي، هر چه نام اثري بيشتر تکرار شود، احتمال اين که آن اثر جزء منابع فکري سنايي بوده باشد، بيشتر مي شود و بالعکس. نمودار پاياني تا حدودي اين مساله را روشن مي کند.

 
كليد واژه: سنايي غزنوي، حديقه الحقيقه، بررسي مقايسه اي، منابع فکري سنايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):1-25.
 
نقش بافت و مخاطب در تفاوت سبک نثر اميرارسلان و ملک جمشيد
 
فتوحي رودمعجني محمود,ياوري هادي*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

از نقيب الممالک شيرازي، نقال باشي دربار ناصرالدين شاه دو قصه اميرارسلان و ملک جمشيد به جا مانده است. او اميرارسلان را براي ناصرالدين شاه ساخته و بارها براي او نقل کرده است، اما ملک جمشيد را در شرايط متفاوتي پديد آورده است. اين مقاله به بررسي تفاوت هاي سبک نثر اين دو اثر اختصاص دارد و هدف آن نشان دادن نقش عوامل بافتي و زمينه آفرينش در تفاوت سبک اين دو متن است. تفاوت هاي به دست آمده در سه حوزه ساختارهاي نحوي، واژگان و ترکيبات عاميانه، و گزاره هاي قالبي (ضرب المثل ها، سوگندها و دشنام ها) دسته بندي و ارايه شده اند و در هر مورد، نقش عامل بافت متفاوت و روايت شنو در اين تفاوت هاي سبکي نمايانده شده است.

 
كليد واژه: اميرارسلان، ملک جمشيد، بافت، روايت شنو، تحليل سبک شناختي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):27-52.
 
بررسي ابعاد دينداري حافظ شيرازي بر اساس الگوي گلاك و استارك مبني بر دين، پديده اي چندبعدي
 
باقري خليلي علي اكبر*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه مازندران
 
 

از ابتداي دهه 1960 تحت تاثير ديدگاه جامعه شناسان، به ويژه دوركيم، براي اولين بار، دين به عنوان پديده اي چندبعدي مطرح گرديد و واچ براي آن سه بعد قايل شد: نظري / باور، عملي / مناسكي و جمعي / انجمني. در سال 1965 گلاك و استارك براي همه اديان جهان پنج بعد قايل شدند: 1- اعتقادي 2- مناسكي 3- تجربي 4- فكري 5- پيامدي؛ و بيشتر پژوهشگران اين الگو را پذيرفته و آن را براي مطالعه هر ديني مناسب دانستند. بدون ترديد، دينداري از ابعاد مهم شخصيتي حافظ شيرازي است كه قابليت بررسي با الگوي گلاك و استارك را دارد. در اين مقاله با توجه به غزليات حافظ به تحليل و توصيف ابعاد دينداري او بر اساس الگوي مذكور پرداخته  شد و مطابق نتايج تحقيق، حافظ به توحيد، نبوت و معاد معتقد است. طلب حقيقت از مهم ترين ويژگي هاي بعد مناسكي و دليل بر عمل گرايي او در واجبات شريعت و مقامات طريقت و فضايل معنوي است. تجربه هاي ديني او كيفيت معرفتي از نوع شهودي و اشراقي داشته و توجه، شناخت، ايمان و اميد از جلوه هاي عمده آن محسوب مي شوند و توحيدانديشي، خشنودي از قضاي الهي، عمل به فرايض، شركت در مراسم ديني، آراستگي به فضايل معنوي، ايمان استوار، بندگي عاشقانه، وصول به وحدت و مقام انسان كامل از پيامدهاي مهم دينداري وي به شمار مي آيند.

 
كليد واژه: تعريف عملياتي دينداري، گلاك و استارك، حافظ شيرازي، بعد اعتقادي، مناسكي و تجربي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):53-77.
 
بررسي سازوكار شخصيت ها در خسرو و شيرين نظامي
 
فاطمي سيدحسين,درپر مريم*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مساله اساسي اين مقاله تحليل روابط شخصيت ها در خسرو و شيرين نظامي است. در اين تحليل از الگوي کنش گر گريماس استفاده شده است. شش نقش اصلي يا به تعبير گريماس «کنش گر» در اين روايت بازيابي شده که عبارتند از: فرستنده، دريافت کننده، فاعل، هدف، ياريگر و بازدارنده. بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق در روايت خسرو و شيرين، فرستنده بخشي از شخصيت خسرو - ناخودآگاه او - است كه در خواب و به صورت انوشيروان، نياي او، ظاهر مي شود و بشارت شيرين و شبديز را به او مي دهد؛ دريافت کننده خسرو، فاعل: شيرين، هدف: رسيدن خسرو و شيرين به يکديگر، ياريگر: شاپور و کنش گر بازدارنده: از طرفي مريم، همسر خسرو، است که با مرگ او کنش بازدارندگي اش به پايان مي رسد و از طرف ديگر فرهاد است که بازدارندگي چنداني از او بروز نمي کند. «عشق فرهاد به شيرين» داستان عاشقانه اي به موازات عشق «خسرو و شيرين» نيست؛ بلکه در طول اين روايت جاي دارد و فرهاد به عنوان کنش گر بازدارنده (رقيب) ايفاي نقش مي کند. از اين پژوهش بر مي آيد که الگوي گريماس در تحليل شخصيت هاي منظومه خسرو شيرين تا حدي مفيد و کارآمد است و بر اساس اين الگو خواننده با ذهنيتي روشن مي تواند روابط و مناسبات شخصيت ها را دنبال کند.
از مقايسه كنش گرهاي فاعل، دريافت كننده و بازدارنده در دو روايت خسرو و شيرين و ليلي و مجنون مي توان دريافت كه آن چه از نظر داستان پردازان خسرو و شيرين ارزش به حساب مي آمده، آزادگي شخصيت زن داستان و قاطعيت او در عمل بوده است، اما آن چه در نگاه داستان پردازان ليلي و مجنون ارزشمند بوده، پايبندي شخصيت زن داستان به آداب و رسوم اجتماعي و تبعيت او از فرمان پدر يا شوهر بوده است. اين نكته بيانگر تفاوت فرهنگي جوامعي است كه خاستگاه اوليه دو روايت بوده اند. طرح اين نمونه زمينه اي براي تعميم آن به ديگر داستان هاي عاشقانه فارسي است
.

 
كليد واژه: خسرو و شيرين، الگوي کنش گر گريماس، شخصيت، روابط
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):79-104.
 
بررسي و تحليل نام هاي اشعار قيصر امين پور
 
گرجي مصطفي*,ميري افسانه
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور، مركز تهران
 
 

قيصر امين پور، يکي از شاعران برجسته پس از انقلاب اسلامي است که در حوزه و قالب هاي مختلف شعري طبع آزمايي کرده است. از ايشان در حوزه شعر بزرگسالان 445 عنوان شعر در پنج مجموعه شعري باقي مانده است که بررسي و تحليل آنها به منظور جريان شناسي دقيق شعر پس از انقلاب امري ضروري به شمار مي آيد. در اين مقاله، با توجه به مجموعه عنوان هاي شعري قيصر در پنج دفتر، سعي شده بدون توجه به محتواي خود اشعار در گام اول، خوانشي تازه از اشعار ايشان عرضه شود. فرضيه اين پژوهش در آغاز اين بوده است که بدون توجه به خواندن اشعار يک شاعر در مرحله اول مي توان مجموعه دستگاه فکري شاعر را بررسي و کشف کرد. بر اين اساس، ضمن طبقه بندي مجموعه اشعار قيصر در دو بستر صورت (عناصر زباني و تکنيکي) و محتوا؛ آن هم صرفا بر اساس عنوان شناسي اشعار؛ به اين نکته دست يافتيم که ميان عنوان و انديشه حاکم بر اشعار ايشان، انسجام و پيوند استواري، هم در حوزه صورت و هم در حوزه محتوا وجود دارد.

 
كليد واژه: قيصر امين پور، نام اشعار، شعر معاصر، ساختار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):105-125.
 
بررسي بن مايه داستاني «سركشي و تباهي» در شاهنامه فردوسي
 
جعفري اسداله*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور فارس
 
 

در بررسي هاي انجام شده، واحد بن مايه اي سركشي و تباهي طرحي داستاني را تشكيل مي دهد كه با پوشش بر يازده داستان شاهنامه، ميزان 3.18% از داستان هاي شاهنامه فردوسي را به خود اختصاص داده است و از اين جهت، دهمين پي رفت بزرگ شاهنامه به شمار مي آيد. اين ساخت داستاني شامل آرامش آغازين، سركشي پادشاه، به زوال افتادن او و آرامش پاياني است. مضمون داستاني سرکشي و تباهي با پيشينه اي بسيار كهن، ريشه در اسطوره گناه آغازين داشته، نوعي آيين پادشاهي مقتدرانه در شاهنامه را نيز به نمايش مي گذارد. آشكارترين جلوه تاريخي اين نوع پادشاهي، در دوره ساساني ديده مي شود كه از فراواني حضور داستان هاي متاثر از اين ساخت در عصر ساساني شاهنامه، به خوبي دريافت مي گردد. به هر تقدير، كهنگي و گستردگي مضمون اساطيري اين ساخت داستاني، از اسطوره گناه آغازين، كهن الگويي ساخته كه داستان هاي فراواني را در ادبيات ملل جهان تحت تاثير خود قرار داده است.

 
كليد واژه: شاهنامه، ساختارگرايي، پي رفت، اسطوره، پادشاهي، بن مايه سركشي و تباهي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):127-149.
 
مينوشناسي اهريمن در اوستا و متون پهلوي
 
اكبري مفاخر صفدر (آرش)*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مينو شناسي اهريمن، عبارت است از بررسي و شناخت اهريمن در دنياي مينو؛ دنيايي كه موجودات آن در حالت ناديدني، ناپسودني و بدون تن هستند. در اين مقاله مينوشناسي اهريمن در اوستا و متون پهلوي مورد بررسي قرار مي گيرد. در گاهان، اهريمن به عنوان منش بد در برابر منش نيك قراردارد كه به آفريدگاري او در هفتها مي انجامد. در اوستاي نو اين حضور مينوي با ويران گريهاي اهريمن ادامه و با ناتواني و گريز او به دوزخ در رستاخيز پايان مي يابد. در متون پهلوي تصوير زندگي مينوي اهريمن گسترش مي يابد كه برجسته ترين ويژگي آن آموزه نيستي اهريمن در برابر هستي اورمزد است. اين آموزه از سويي انديشه هاي فلسفي و انتزاعي درباره اهريمن را به وجود آورده و از سوي ديگر انديشه گيتي پذيري او را فراهم مي كند تا اسطوره هاي مربوط به اهريمن به داستان و تمثيل دگرگون گردد. يكي از مباحث مهم در مينوشناسي اهريمن، زنداني شدن او در آسمان در حالت مينوست. اين گرفتاري انديشه هاي فلسفي، تمثيلي و نمادي را به وجودآورده كه نخستين بنيادهاي آموزه دفاع از اهريمن در آنها ديده مي شود. در فرجام شناسي ايراني، اهريمن يا ناكار شده و به دوزخ افكنده مي شود (بازتاب چالش هاي دروني و رواني انسان) و يا كشته مي شود (بازتاب سرنوشت شورشيان و بددينان).

 
كليد واژه: اهريمن، مينوشناسي، اهريمن در زندان، دفاع از اهريمن، سرنوشت اهريمن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):151-175.
 
معني نام فريدون و ارتباط آن با سه نيروي او در سنت هاي اساطيري و حماسي ايران
 
مولايي چنگيز*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تبريز
 
 

از بررسي مجموع اخبار و روايات مربوط به فريدون در منابع باستاني و متون دوران اسلامي، معلوم مي شود که اين پهلوان اژدرکش اساطير ايران، از سه نيرو و قدرت شگفت، يعني «توان رزمي»، «مهارت پزشکي» و «هنر افسونگري و جادو » برخوردار بوده است. از سوي ديگر، به نظر مي رسد معني لفظي نام «فريدون» (که خود صورت تحول يافته واژه اوستايي ?ra?taona- به شمار مي رود) «دارنده سه نيرو و قدرت» بوده است؛ از اين رو چندان بعيد نيست که بين اين دو مقوله، يعني نيروهاي سه گانه فريدون در روايات و معني لغوي نام او، ارتباطي وجود داشته باشد. بررسي جزييات گزارش هاي مربوط به فريدون در منابع مختلف هندي و ايراني وجود چنين ارتباطي را تاييد مي کند و نشان مي دهد لفظ فريدون، شايد در اصل صفتي بوده است که ايرانيان با آن يل اساطيري خود را به لحاظ داشتن سه نيروي ياد شده توصيف مي کردند، اما سپس تر در اثر تحول تدريجي اسطوره، صفت مذکور به عنوان اسم علم، جانشين نام اصلي پهلوان (يعني (* ?r?ta ??wya شده و براي ناميدن او به کار رفته است.

 
كليد واژه: فريدون، دارنده سه نيرو، توان رزمي، مهارت پزشکي، هنر افسونگري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):177-190.
 
دوره گشتاسبي در حماسه، گذار خودکامگي از اسطوره به تاريخ
 
عدناني سيدمسعود*
 
* گروه عمومي، موسسه آموزش عالي علامه محدث نوري
 
 

داستانهاي پراکنده به دليل طرز چيده شدنشان در شاهنامه، طرحي انديشمندانه و بسامان را نشان مي دهند و بسيار بيشتر از آنچه که در ظاهر خود دارند باز مي گويند. بر اساس سنت شاهنامه شناسي اين کتاب به بخش هاي اساطيري، پهلواني و تاريخي تقسيم مي شود. هر چند اين تقسيم بندي را خطي روشن مرزبندي نمي کند، اما قسمتهاي برزخي و بينابيني نبايد مغفول بمانند، زيرا گذر از بخشي به بخش ديگر نمي تواند بدون تمهيد مقدمه و قفل و بندهاي ضروري صورت گيرد.
به گمان نگارنده، دوره گشتاسبي در شاهنامه، گذار حماسي ملي از اسطوره به تاريخي ساساني است. تمرکز اشکال متنوع قدرت در حکومت گشتاسبي غير از آن که اجتماع خويشکاريهاي طبقات سه گانه تقسيم بندي اجتماعي (شاه – موبد، رزميار، توليدکننده) را در اين حکومت نشان مي دهد، با اجتماع هدفمند امشاسپندان نيز که هر يک پيش از تمرکزشان در اهورا مزدا به صورت يکي از صفات او در دوره ساساني خود که به تنهايي ايزدي مستقل به حساب مي آمدند همانند است. حکيم حماسه سرا با روايت حکومت گشتاسبي در اين بخش از شاهنامه، در گذار از اسطوره به تاريخ، زمينه تمرکز خواهي و خودکامگي ساساني را نشان مي دهد.

 
كليد واژه: خودکامگي، حکومت متمرکز، امشاسپندان، خويشکاري، حکومت گشتاسبي، ساساني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) زمستان 1388; 42(4 (مسلسل 167)):191-214.
 
نقد و تحليل ديدگاه مستشرقان غربي درباره حماسه ملي ايران
 
قبادي حسين علي,قاسم زاده سيدعلي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

کوشش مستشرقان براي شناخت بيشتر ايران، توجه آنان را به شاهنامه برانگيخته و پژوهش هاي ارزنده آنان نتايج سودمندي را عايد ايرانيان كرده است. با دقت در نظريات آنان، حقايقي از نيات پيدا و پنهانشان آشکار مي شود که اساسا کمتر بدان توجه شده است. پي گيري پاسخي مناسب براي مساله هايي چون «تلقي ها و دريافت هاي عرضه شده در تحقيقات مستشرقان، بازتاب واقعي از ايران و حماسه ملي آن است يا تصويري مغشوش و مغرضانه؟» «محققان غربي در پي اثبات يا تلقين کدام جنبه از جنبه هاي شاهنامه اند، معرفت يا هويت؟ يا هيچ کدام از آن دو؟»، «تحقيقات مستشرقان همسو با نيات سياستمداران غربي يا احيانا اثبات پيش زمينه هاي سياسي آنان بوده يا صرفا به عشق علم اندوزي و جستجوگري هاي مطالعاتي و علم براي علم؟ يا تلفيقي از اين دو؟»، نگارندگان را برآن داشته تا با روشي توصيفي- تحليلي با استناد به آثار و اظهارنظرهاي مستشرقان انگليسي، آلماني و فرانسوي درباره فردوسي و شاهنامه او، به نقد و تحليل انديشه ها و مقايسه آنها بپردازند و با توجه به تفاوت ماهوي نگرش شاهنامه پژوهان روسي و حوزه شوروي سابق و هراس از گستردگي پژوهش و افزودگي بر حجم مطالب، نظريات آنان را از گستره تحقيقي اين مقاله خارج کنند.

 
كليد واژه: شرق شناسي غربي، هويت و معرفت شرقي، ايران شناسي، شاهنامه فردوسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:39 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز 1388; 42(3 (مسلسل 166)):23-45.
 
طبقه بندي قصه / داستانهاي سنتي فارسي (نقد و بررسي، شكل شناسي و گونه شناسي داستانهاي فارسي)
 
ذوالفقاري حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

گونه شناسي موجب شناخت بهتر، كامل تر و دقيق تر هر موضوعي است و يكي از روشهاي علمي به شمار مي آيد. داستانهاي فارسي با تمام وسعت، اهميت و گذشته آن، تاكنون طبقه بندي جامعي نشده است. ايراد اساسي طبقه بنديهاي موجود، به رغم تعدد و فراواني، آميختگي و دقيق نبودن آنهاست. اغلب طبقه بنديهاي انجام شده چون از يك ديدگاه يا اعتبار خاص صورت نگرفته اند، موجب درهم ريختگي و آميختگي انواع داستانها شده است. اين مقاله، صرفا طبقه بندي، نقد و بررسي، شكل شناسي و گونه شناسي داستانهاي سنتي فارسي است. در اينجا پس از تبيين مساله و پيشينه آن، آراي مهم ترين قصه شناسان و قصه پردازان ايراني را گزارش و نقد و بررسي مي كنيم، سپس آراي قصه شناسان غير ايراني را بررسي و ارزيابي مي كنيم تا وضعيت حال را توصيف و تشريح كرده باشيم. آن گاه بر اساس همين طبقه بنديها و با دادن نظم و سامان مناسب و برخي ملاحظات و توضيحات، طبقه بندي جامعي را به يازده اعتبار ارايه مي دهيم. اين طبقه بندي نقد، تحليل و تطبيق را در پژوهشهاي داستاني كلاسيك، سهولت مي بخشد. يازده اعتبار پيشنهادي عبارتند از: 1. قالب، 2. ساختار روايت، 3. مضمون و درون مايه، 4. حوادث، 5. هدف، 6. منشا، 7. پايان، 8. سطح ادبي، 9. قهرمانان، 10. نحوه ارايه، 11حجم.

 
كليد واژه: ادبيات داستاني، طبقه بندي، گونه شناسي، قصه، داستان، ساختار، قالب، مضمون، درون مايه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:39 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : جستارهاي ادبي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز 1388; 42(3 (مسلسل 166)):1-21.
 
پيشينه بن مايه «گل انساني» شعر خيامي در منظومه هاي کلاسيک جهان
 
كزازي ميرجلال الدين,نيكوبخت ناصر,گاژا رامون*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

«گل انساني» از بن مايه هاي اساسي شعر خيامي است که با بسامد و تعابير فراوان در اشعار منتسب به خيام ديده مي شود. تصوير سازيها، مضمون آفرينيها و ابراز ديدگاههاي فلسفي در خصوص منشا وجودي آدمي (آغاز آفرينش، مرگ، مسايل بعد از مرگ) جوهره اصلي اين گونه ابيات را تشکيل مي دهد. آيا آنچه خيام در موضوع فلسفه آفرينش به تصوير کشيده است، اصيل و ابتکاري است و يا در تاريخ فلسفه ملل به ويژه در ميراث مکتوب بازمانده از شعرهاي کهن بشري سابقه داشته است؟ چرا در حوزه نقد ادبي ايران، به اشعاري که در آنها به معماي آفرينش آدمي اشاره شده، اشعار خيامي گفته اند؟ اين مقاله سيري در گزيده شعر مصري باستان، اکدي، عبري، يوناني، لاتيني، عربي و فارسي در موضوع مذکور با تکيه بر شعر خيام است.

 
كليد واژه: خيام، شعر خيامي، گل انساني، فلسفه خلقت، مرگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  9:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها