پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
نسخه قابل چاپ
سعدي در ادب پارسي به افصح المتکلمين معروف شده است و اين لقب نشانه آن است که در طول زمان، شاعر را به فصاحت و شيوايي سخن سرايي شناخته اند. حال آن که سعدي در ضمن فصاحت بيان، افکار بلند و نظريات عالي در شيوه حکومت، اخلاق شخصي و اجتماعي دارد که جا داشت همچون برخي از شاعران ادب پارسي به صفت حکيم، مصدر مي شد. اين نوشته سعي دارد انديشه شاعر را در سياست مدن بررسي کند.
گرچه در اکثر آثار ادبي تمام نقاط دنيا رد پاي پول و مسايل اقتصادي ديده مي شود، اما قايل شدن رابطه اي عميق و ناگسستني بين پول، اقتصاد و ادبيات حرکتي است عجيب و نامانوس؛ عجيب تر و نامأنوس تر اين که چنين رابطه اي را در شعر عرفاني فارسي جستجو کنيم. و اين کاري است که در اين مقاله انجام خواهد شد. نکته ديگر اين است که در اکثر آثار انتقادي ادبي درباره شعر، رمان و غيره، تقريبا هيچ توجهي به جنبه استعاري پول و اقتصاد در اين آثار نمي شود. بنابراين يکي از مسايل مهمي که اين مقاله به آن خواهد پرداخت، نشان دادن حضورِ پررنگ پول، طلا، و مسايل اقتصادي به مثابه استعاره در اين آثار خواهد بود. همچنين اين مقاله نگرش مولانا نسبت به زبان شعر را به طور مختصر بررسي خواهد کرد. نکته ديگري که در اين مقاله حايز اهميت است، ارزش تاريخي اين پژوهش در حوزه ادبيات فارسي است؛ زيرا نه در تاريخ ادبيات فارسي و نه در تاريخ نقد ادبي ايران، تاکنون به شعر مولانا و شاعران قديم و جديد ديگر، از اين ديدگاه نگريسته نشده. پس اين رويکرد مي تواند پنجره اي باشد به سوي ديدگاه ها و تفسيرهايي متفاوت از آن چه تاکنون وجود داشته است.
قطران تبريزي را به عنوان نخستين شاعري مي شناسند که در سده پنجم هجري در آذربايجان و اران سرودن شعر به زبان دري را آغاز کرد؛ چنان که او خود نيز در بيتي به اين که سرسلسله شاعران آذربايجان به شمار مي آيد، فخر نموده است. شعر او از همان قرن پنجم تاکنون، از زواياي گوناگون بررسي و در تذکره ها نيز همه جا از وي به عنوان شاعري توانا تمجيد شده که شاعران پس از خود را متاثر کرده است. شعر قطران، از يک زاويه ديگر هم استعداد کاويدن را دارد و آن تاثيري است که اين شاعر نامي، بر جريان شعرگويي در غرب ايران بر جاي نهاده است. قطران، به زبان فارسي شعر مي سرود و چون از اين زبان، به عنوان يک زبان رسمي ـ که در آن روزگار با توجه به پشتوانه هاي لازم، به اندازه کافي باليده بود ـ بهره مي جست، طبعا باعث شد که اين زبان براي شعرگويي در دربار اميران غرب ايران، به يک زبان مرسوم و جا افتاده تبديل شود و عملا ديگر زبان هاي بومي را به حاشيه براند. اين جستار بر آن است که در حد خود، نگاهي نسبي بر کارنامه قطران بيفکند و نقش او را در به حاشيه راندن زبان هاي ايراني براي آفرينش هاي ادبي، بررسي نمايد.
مفردات، اثري منثور از احمد داعي ـ اديب و شاعر قرون هشتم و نهم هجري ـ است که به منظور آموزش صحيح زبان فارسي نگاشته شده است. اين اثر را مي توان قديمي ترين دستور زبان فارسي تاليف شده، در آناتولي دانست. اين اثر شامل چهار بخش است: 1. اسما 2. افعال 3. تصرفات (مورفولوژي) 4. حروف. بخش اول، در واقع لغت نامه اي است که معادل ترکي اسامي فارسي را عرضه مي دارد. بخش دوم، لغت نامه اي الفبايي است که معادل ترکي افعال فارسي را شامل مي شود. در اين دو بخش، معادل ترکي کلمات فارسي در زير آن ها نوشته شده است. در بخش سوم، صرف (مورفولوژي) فارسي و در بخش چهارم نيز، حروف فارسي مطرح مي شود. در اين مقاله، ضمن آشنايي کلي با چگونگي نفوذ زبان فارسي در آناتولي، مختصري درباره سنت دستور نويسي در ادب فارسي، به ويژه در آناتولي بحث مي شود. سپس در کنار آشنايي با زندگي و آثار نويسنده، درباره فصل هاي مختلف مفردات، توضيح داده مي شود.
يکي از مباحث بحث انگيز در کتب تاريخ ادبيات، شکل گيري و تثبيت مکتب بازگشت ادبي است؛ مکتبي که به اعتقاد بسياري از صاحب نظران، تحول شعر فارسي را براي مدتي از سير طبيعي خويش دور ساخت؛ دلبستگي شاهان قاجار به رسوم درباري حکومت هاي ساماني و غزنوي، آرامش جامعه ايراني در دوره زند و پس از آن، دل زدگي از سبک هندي و تلاش براي رهايي شعر از انحطاط و… دلايلي هستند که براي شکل گيري و تثبيت اين مکتب ادبي از سوي محققان ارايه شده است. نويسندگان اين مقاله بر اين باورند که اين موضوع را مي توان از منظر ديگري (نظريه گفتمان ميشل فوکو) نگريسته، آن را به گونه اي ديگر نيز تبيين کرد. به نظر آنان، اگر قبول داشته باشيم که دوره بازگشت جزيي از گفتمان پيشامدرن است، آن گاه بايد بپذيريم که تاريخ (به عنوان يکي از صورت هاي گفتماني گفتمان پيشامدرن) فاقد مفهوم پيشرفت بوده، حرکت آن دوراني و دوري خواهد بود؛ چراکه صورت گفتماني تاريخ در اين گفتمان برخلاف گفتمان مدرن است که مسيري خطي و رو به جلو دارد. در چنين گفتمان و صورت گفتماني اي اصل بر بازگشت به مبدا و آغازگاه است؛ يعني درست همان کاري که شاعران دوره بازگشت با رجوع به شاعران دوره عراقي (در غزل) و خراساني (در قصيده) انجام دادند.
در لابلاي متون عربي که در قرون نخستين اسلامي، ايرانيان نگاشته اند، عبارات و ابياتي به فارسي ديده مي شود که نکات ارزشمندي را در تاريخ زبان و ادبيات فارسي روشن مي نمايد. با بررسي اين متون گاه ابياتي به گنجينه کهن ادب فارسي افزوده مي شود و گاه حوزه نفوذ فارسي دري در قرون نخستين، دقيق تر مشخص مي گردد. بحث در تاريخ ادبيات فارسي بدون بررسي فارسي نگاشته هاي متون عربي چندان دقيق نخواهد بود. در اين جستار، با نگاهي به برخي متون کهن عربي، فارسي نگاشته هاي کتاب آداب الفقرا نگاشته بابا جعفر ابهري بررسي مي شود. تاريخ تاليف کتاب اواخر قرن چهارم يا اوايل قرن پنجم مي باشد. بابا جعفر اين اثر را در همدان نگاشته است و از نظر رواج نظم و نثر فارسي در حوزه عراق عجم، پيش از زماني که در تاريخ ادبيات هاي فارسي از آن بحث مي شود، بسيار در خور توجه و درنگ مي باشد.