0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):83-114.
 
حشو در نوشته‌هاي امروز
 
دانشگر‌ محمد*
 
* دانشگاه امام حسين(ع)
 
 يکي از مسائلي که به استحکام و استواري نوشته کمک مي‌کند، خالي بودن متن از حشو قبيح است. دانشمندان علوم بلاغت ، حشو را به سه نوع پسنديده، متوسط و ناپسند تقسيم کرده‌اند.
از آنجا که در کتابهاي بلاغت به جنبه هاي هنري و زيبايي و شيوايي اثر توجه مي‌شود، طبعاَ درباره حشو ناپسند يا قبيح چندان سخني به ميان نيامده و گاهي به اختصار با ذکر يک يا دو مثال از شعر به تعريف آن پرداخته اند .اما در اين ميان ، جايگاه حشو قبيح در نثر بيان نشده است. در اين مقاله ، ابتدا ضمن نقل تعريف لغوي و اصطلاحي حشو قبيح يا ناپسند از منابع اصلي، محدوده و چارچوب کارکرد آن مشخص شده است. پس آنگاه و براساس مسائل نظري و علمي تعاريف اصطلاحي سعي شده است کلمه‌ها، تعبيرها و جمله واره‌هايي که امروزه ـ تحت تاثير عوامل مختلف و از جمله ترجمه ـ مصداق حشو ناپسند به شمار مي‌رود و در نثر به مقدار زيادي راه يافته و به آن چندان توجهي نمي‌شود و در نتيجه به اختلال و سستي و رکيک بودن نوشته مي انجامد با ذکر شواهد و مثال از نثر امروز ـ چاپ شده يا نشده‌ـ ارائه گردد.
 
كليد واژه: حشو، نوشته امروز، حشو در نثر امروز، نثر معاصر ،ويرايش و ويراستاري متن، شيوايي و رسايي نوشته .
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):75-95.
 
صدرالدين عيني و بيدل دهلوي
 
خدايار ابراهيم*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 يكي از جريانهاي عظيم ادبي و اجتماعي فرهنگ و تمدن ايران، كه نزديك به يك و نيم قرن، يعني از اواخر قرن دوازدهم تا ابتداي قرن چهاردهم هجري قمري، بخش بزرگي از جهان ايراني را در ماوراء‌النّهر تحت نفوذ خود قرارداده بود، بيدل‌گرايي و رسوخ افكار و آثار، شكل بيان و اسلوب گفتار ميرزا عبدالقادر بيدل دهلوي ( 1054-1133 هـ.ق/1644-1721م ) شاعر جغتايي نژادِ فارسي گوي هندوستان بود.
صدرالدين عيني ( 1878-1954م ) بنيانگذار ادبيات نوين تاجيك، نقش بسيار مهمي در معرفي اين جريان بزرگ و تأثيرگذار ادبي و اجتماعي داشته است. در اين مقاله، چشم انداز روشني از وضعيت اين جريان با تكيه بر آثار عيني در ماوراءالنّهر ترسيم، و در شش بخش تنظيم شده است:
1. پيشگامان و طراحان نظريه بيدل‌گرايي در ماوراءالنّهر
2. آشنايي عيني با بيدل
3. نخستين تحقيق عيني دربارة بيدل
4. عيني و بيدل در نمونه ادبيات تاجيك
5. بررسي و تحليل كتاب ميرزا عبدالقادر بيدل
6. بيدل در يادداشتها
 
كليد واژه: ادبيات تاجيك، ماوراءالنهر قرن بيست، بيدل‌گرايي، بيدل، عيني.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):115-130.
 
ديوان حافظ بازترين متن ادب فارسي
 
رضي احمد*
 
* دانشگاه گيلان
 
 متون بسته، آن دسته از آثار ادبي است كه قطعيت معنايي دارد و زبان آنها شفاف است . به تعبير ديگر متون بسته ، متون تك صدايي، و به هميـن دليل فهم آنها براي خوانـندگان آسـان است. اما متون باز، آثار ادبي است كه چند صـدا دارد و از آنها بيش از يك معنا مي‌توان فهميد. اين نوع آثار ، زباني غير شفاف و غير صريح دارد و به همين دليل، قطعيت معنايي ندارد.
يكي از علل مهم درخشندگي شعر قرن هشتم در تاريخ ادبيات ايران، ظهور گستردة متون باز و به كمال رسيدن اين نوع از شعر در غزل اين دوره است . زيرا در اين قرن بنا به دلايل مختلف ادبي و اجتماعي ، تحولي در شعر فارسي و بويژه غزل فارسي رخ داده است كه زمينه‌ساز ظهور و رواج متون "چند معنايي " شده است . در اين قرن در كنار رواج غزلهاي صرفاً عاشقانه و غزلهاي صرفاً عارفانه، شاعراني پيدا شده‌اند كه با به كارگيري شگرد‌هايي از جمله پنهان كردن قرينه ها در ارائة هر دو مضمون عاشقانه و عارفانه در يك غزل کوشيدند. از ويژگيهاي چنين اشعاري، عدم صراحت متن و امكان تفسير دوگانه از آنها بود . كم كم با افزايش گرايش به متون باز، غزلهاي جديدي به وجود آمد كه علاوه بر دو معناي عاشقانه و عارفانه بار معناهاي ديگري از جمله، معـاني مدحي ، اخلاقي ، فلسفي و اجتماعي را نيـز به دوش كشيـد. برجسته‌ترين و درخشنده‌ترين شاعر اين گروه، حافظ شيرازي است كه غزل چند صدايي و چند معنايي را به اوج رسانده است و ديوان او را مي توان بازترين متن كلاسيك ادب فارسي دانست .
در اين مقاله، عناصر و عوامل به وجود آورندة متن باز در ديوان حافظ مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه مهمترين آنها عبارت است از : تنوع و تكثر معنايي ، فشردگي كلام، بهره‌گيري از موضوعات كلي و جاودانه ، استفاده از توانمنديهاي زبان فارسي براي ايجاد ابهام ، جمع گرايي و بهره گيري از آن دسته از آرايه هاي ادبي كه در ابهام آفريني و به وجود آوردن متن چند معنايي مؤثر است.
 
كليد واژه: متن باز ، حافظ ، غزل ، ابهام ، چندمعنايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):131-144.
 
خوانشي زيباشناسانه از مرگ در شاهنامه فردوسي (مرگ سياوش)
 
سيدالشهدايي رويا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد مهاباد
 
 اين مقاله بر آن است تا با بررسي زيبا شناسانه مرگ يكي از شخصيتهاي حماسه فردوسي، گوشه اي از قابليت پويايي و تأويل اين اثر را به تصوير بکشد.
بنياد اسطوره‌اي- تاريخي متون حماسي در ظاهر، آنان را به سوي تفسير ناپذيري سوق مي‌دهد حالي كه بافت داستانهاي شاهنامه به گونه‌اي است كه متن را کاملاً تاويلي مي‌نمايد. حماسه فردوسي بافتي پارادوكسي دارد: از سويي درآن نشانه هايي است كه به نحوي اساسي اصيل و واقعي همچون مشخصه‌هايي منسجم و متناسب و نظام مند موجوديت دارند و از سوي ديگر، تاويل و تفسير در آن متوقف نمي‌شود و کاملاً بافت زدا و معناساز و سرشار از ابهام است و پيوسته مي‌كوشد فاقد بافت قطعي باقي بماند؛ غير تاريخي و غيرمكاني جلوه كند و برخود جاودانگي ببخشد.
گزينش مرگ سياوش و جلوه زيبا شناسانه‌ي مرگ اين قهرمان حماسي مناسبتي است در بيان ويژگي‌ شگرف‌ حماسه‌ فردوسي‌ كه‌ با‌ وجود‌ گرايش‌ به‌ ساختار‌ پيوسته،خصلتي ساختگرايانه دارد.
 
كليد واژه: بافت ـ معنا سازي ـ زيبا شناسي مرگ ـ سياوش .
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 6 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):103-122.
 
موسيقي بيروني در شعر م. سرشك «محمدرضا شفيعي كدكني»
 
صهبا فروغ*
 
* دانشگاه اراک
 
 

وزن، که وجود نوعي نظم در کلام است و سبب خيال انگيزي هر چه بيشتر آن مي شود از ضروريات شعر است. با وجود کوششي که امروزه براي حذف آن و ترويج شعر منثور صورت گرفته است، همچنان ذوق فارسي زبانان تمايل خود را به شعر موزون حفظ کرده است.

م. سرشک- شفيعي کدکني- در مباحث نظري معتقد است: «شعر تجلي موسيقاتي زبان است.» اين گفته بيانگر اين است که وزن از ارکان اصلي شعر شفيعي است. با توجه به اين فرضيه، هدف مقاله بررسي و تحليل موسيقي بيروني يا وزن در اشعار نيمايي او است. براي پژوهش مورد نظر صد نمونه از اشعار نيمايي شاعر به ترتيب از نيمه اول کتاب «هزاره دوم آهوي کوهي» بررسي، و نتايج آن با استفاده از فن تحليل اطلاعات ارائه شده است. از جمله نتايج به دست آمده اين است که شفيعي، به رعايت قواعد و ضوابطي ملزم است که نيما در شعر بنيان نهاد اما در عين حال به ابتکارهايي دست زده است. او در انتخاب نوع وزن هيچ تعمدي ندارد. گرايش او غالبا به وزنهاي رمل و مضارع است، اوزاني که حافظ و سعدي و مولانا بيشترين و نابترين غزلهاي خود را در آن وزنها سروده اند. وقف و سکونها و استفاده از هجاهاي کوتاه و بلند در شعر او بسيار دقيق و حساب شده و داراي تاثير بسزايي در القاي عواطف و معاني است.

 
كليد واژه: م. سرشك، موسيقي، وزن شعر، شفيعي كدكني، شعر امروز.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):123-146.
 
موسيقي قافيه در شعر م. سرشك «محمدرضا شفيعي كدكني»
 
عمران پور محمدرضا*
 
* دانشگاه اراک
 
 

هدف اين مقاله، بررسي و تحليل قافيه در اشعار نيمايي شفيعي کدکني است. از اين رو، اشعار نيمايي 200 صفحه از ابتداي کتاب «هزاره دوم آهوي کوهي»، که شامل دفترهاي «مرثيه هاي سرو کاشمر» و «خطي ز دلتنگي» و بخشي از دفتر «غزل براي گل آفتاب گردان» است، در محورهاي گوناگون قافيه آرايي بررسي مي شود.

شفيعي به ويژگيهاي اعجاز گونه قافيه آگاه است و از انواع امکانات قافيه آرايي براي ايجاد موسيقي، پيوند بين پاره هاي کلام، القاي معاني و مقاصد ديگر در جهت رستاخيز واژه ها بهره برده است. قافيه در شعر شفيعي از ديدگاه هاي گوناگوني قابل بررسي است. جلوه هايي از قافيه که در مقاله، مورد بحث قرار گرفته عبارت است از انواع قافيه آرايي (مانند قافيه آرايي مسمط گونه، ترجيع گونه، غزل گونه و تلفيقي)، قافيه دروني، مضاعف، ذوقافيتين و... بخش عمده زيباشناسي قافيه در شعر شفيعي بر قافيه هايي مبتني است که شاعر در آرايش آنها ابتکاري از خود نشان داده و قافيه هايي ساخته که متضمن لطافت و ابداع است؛ مانند قافيه هاي التزامي، متوازي، متوازن، متجانس و تلقيني. نتيجه بحث گوياي اين است که از بين انواع قافيه هاي هنري، توجه شاعر بيشتر به قافيه هاي متوازن معطوف است.

 
كليد واژه: شفيعي كدكني، موسيقي، قافيه، م. سرشك، شعر امروز
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):85-102.
 
بازتاب عصر عتيق و نثر توراتي در آثار تقي مدرسي
 
شيري قهرمان*
 
* دانشگاه رازی
 
 

"يکليا و تنهايي او"، يکي از بهترين داستانهاي بلند در ادبيات فارسي است و از رسته داستانهايي چون ملکوت و بوف کور. مدرسي در اين کتاب از طريق يک روايت تمثيل گونه، عصر عتيق را به دنياي معاصر پيوند مي زند و موضوعاتي چون تقابل شيطان و يهوه، خير و شر، عشق و قدرت، وسوسه هاي فردي و مصلحتهاي عمومي را حقيقت هميشگي حيات انسان تلقي مي کند.

سادگي و صميميت بيان، کهنگي و شاعرانگي بسياري از کلمات و جملات، پر شمار بودن عبارتهاي عاطفي، غالب بودن بيان روايتي در بيشتر بخشها و بازافريني محيطها و فضاهاي معنوي و ماورا طبيعي از خصوصيات مشترک در يکليا و کتاب مقدس است. تطابق آهنگ جملات و کلمات با ذهن و زمان و زندگي آدمها و هارموني زبان و زمان، صوت و صورت و تناسب نثر روايت با موضوع و ماجرا، نثر خاصي را در داستان به وجود آورده است که به دليل شباهت بسيار به نثر فارسي کتاب مقدس به نثر توراتي شهرت يافته است.

همسويي بافت قصه وار و نثر توراتي با ديرينگي موضوع و ماجرا، تطابق کاملي با اين واقعيت هنري دارد که کيفيت ساختار و زبان روايت را محتواي اثر و ماهيت موضوع تعيين مي کند.

 
كليد واژه: داستان نويسي معاصر، يكليا و تنهايي او، تقي مدرسي، كتاب مقدس
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):131-147.
 
معنا شناسي و هويت ساختار در شعر نيما يوشيج
 
بيرانوندي محمد
 
 
 شعر معاصر با ابزار بياني و زباني خاص خود، هويتش را در تقرب به ساختاري نو و بديع به منظور ارائه معناهايي آگاهانه و انديشيده مي يابد و در اين پويايي از سطح شعر كلاسيك تا تولد شعر معاصر، تا اندازه اي مديون تلاش نيماست.
در پاره اي از شعر معاصر تكرار مصرع در آغاز و پايان، به شعر ساختاري دوري و چرخشي مي دهد كه به منظور القاي نظريه اي خاص، استحكام ويژه اي به ساخت شعر مي بخشد. اين تكرار مانند اسكلتي محكم علاوه بر ترميم افت موسيقيايي ناشي از حذف عناصري موسيقي كناري - قافيه و رديف - تشكيل مركز و كانون شعري، يكپارچگي (Coherence) و تك آوايي كردن شعر، ايجاد توقف در فواصل عمودي شعر براي تقويت انرژي حافظه مخاطب و دوري شعر از سستي و ابتذال، تأكيد و تحميل پيام شعري، تکثير و رهايي معنا، تعدد و تنوع مدخليت، ساختاري اپيزوديك (episodic) به شعر معاصر مي بخشد.
جستجوي دلالتها و نشانگان مستقيم و غير مستقيم معنايي در ساختار شعر معاصر - بويژه در شعر نيما به عنوان نماينده و معمار شعر نو - پرسشي بنيادين است كه در اين مقاله مورد چند و چون قرار مي گيرد.
 
كليد واژه: 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

5 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):95-117.
 
ساختار داستاني زال و رودابه
 
طالبيان يحيي,حسيني سروري نجمه
 
 
 اين مقاله به بررسي ساختار داستاني "زال و رودابه" (در جلد 1 شاهنامه فردوسي) مي پردازد. به اين منظور، ابتدا تعريفي از داستان و ساختار داستـان ارائه مي کنـد و سپـس، ضـمن بـررسي عناصر اين ساختار و تعيين مناسبات بين اين عناصر به جستجوي اين ويژگيـها در متن "زال و رودابه" مي پردازد و با ارائه شواهدي به اين نتيجه دست مي يابد که متـن مـورد نظر، روايي - نمايشي است و در آن، عناصر داستاني بخوبي در خدمت پيشبرد داسـتان به کار گرفته شده است و طرحي مبتني بر روابط عليّ، آن را از آغاز تا پايان، استحکام و انسـجام مي بخشد.
 
كليد واژه: داستان، ساختار، طرح، زاويه ديد، شخصيت، گفت و گو، زمان و مكان، داستان زال و رودابه.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):37-58.
 
تحليل تجربه زيبانگري در مولوي
 
احمدزاده هروي مژده*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 زيبانگري، در واقع، بينشي است كه از بطن دينداري تجربي ـ عرفاني برمي‌خيزد. نگرش مولوي در اين‌باره، نه يك نظريه‌پردازي صرف، كه بيان تجربه عملي و سلوك دروني اوست.در تجربه مولوي، خداوند، تنها در رأس هرم حسن مطلق قرار ندارد. از همين روست كه مولوي به جاي تقدّم حسن بر عشق ـ كه شالوده بحثهاي عرفان نظري است ـ عشق را مهمترين پيام خود قرار مي‌دهد و زيبا ديدن خداوند را در دل تجربه عشقي خود جستجو مي‌كند. تنها، درك جلوه معشوقي خداوند، كه در حقيقت حصول يك تجربه عشقي عظيم است، عاشق را به ادراك مراتبي از حسن الهي رهنمون مي‌شود. اگر تشخيص زيبايي و زيبانگري، چه در ديدگاه عاشقي چون مولوي و چه از نظر متفكري چون كروچه، به عنوان يك مسأله روانشناختي اهميت مي‌يابد، بدان سبب است كه عشق، يك تجربه شخصي و كنش رواني است. به همين سبب در تجربه مولوي، زيبايي، پيش از تحقق در مصاديق خارجي در ديده ادراك آدمي، منعكس مي‌شود و اين، همان مفهوم نسبيت در ادراك از زشتي و زيبايي است. در اين راستا، حتي زشت‌ترين مصاديق (شرور) نيز مطرح مي‌شود. عدم ارائه تفسيري زيبانگرانه از شرور، اصالت اين تجربه را نقض مي‌كند؛ بدين معنا كه تجربه زيبانگري نه تنها با تساهل فلسفي و تسامح جمال‌پرستي بر زشتيهاي عالم, قلم بطلان نمي‌كشد كه در تفسير ژرف‌بينانه آنها از زيبايي درون خود پرده برمي‌دارد. تمثيل نقاش در مثنوي با انتساب همه چيز به نقاش توانايي كه مهمترين خصلت او زيبايي و مهارت در زيبايي آفريني است به تفسير زيبانگرانه از عالم مي‌پردازد. از اين روي، نظام احسن مولوي، نه تنها يك نظريه صرف و نه فقط يك راه حل فلسفي براي از ميان بردن شرور، كه پيامد طبيعي صلح كلي اوست .
 
كليد واژه: زيبانگري، عشق، خداوند، مولوي،تجربه شخصي.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):59-82.
 
بررسي‌ جنبه‌هاي‌ زيباشناختي‌ معارف‌ از ديدگاه‌ صورتگرايي‌ (فرماليسم‌)
 
پورنامداريان تقي,حسيني موخر سيدمحسن
 
 
 معارف‌ بهاء ولد از جمله‌ نثرهاي‌ صوفيانه‌ فارسي‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ سبك‌ منحصر به‌ فرد و اسلوب‌ بياني‌ خاص در توصيف‌ عوالم‌ روحي‌ و احوال‌ عرفاني‌ نويسنده‌اش‌، برجستگي‌ و امتيازي‌ خاص‌ يافته‌ است‌. اين‌ اثر كه‌ يادداشتهاي‌ تنهايي‌ بهاء و نيز دفتر ثبت‌ شاديها و احوال‌ روحاني‌ وي‌ است‌ از منظري‌ زيباشناختي‌ داراي‌ جلوه‌ها و ويژگيهايي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها در چارچوب‌ بوطيقاهاي‌ (نظريه‌هاي ادبي) كهن‌ نمي‌گنجد بلكه‌ بررسي‌ دقيق‌ آن‌ را از ديدگاه‌ نظريه‌هاي‌ ادبي‌ جديد - از جمله‌ صورتگرايي‌ - پذيرفتني‌ و منطقي‌تر ساخته‌ است‌. صراحت‌ و صميميت‌ در بيان‌ عواطف‌ روحي‌ و مكنونات‌ قلبي‌، ابهام‌ شاعرانه‌ و عادت‌ ستيزيهاي‌ زباني‌ و معنايي‌ در بيان‌ عوالم‌ رازناك‌ روحي‌، الهامها رؤيتها و مكاشفه‌ها، گريز از زبان‌ علمي‌ و رسمي‌ و نگارش‌ خود به‌ خود يادداشتها بدون‌ طرح‌ و انديشة‌ قبلي‌، جهشها و چرخشهاي‌ ناگهاني‌ كلام‌، صور خيال‌ تازه‌ و بديع‌، همه‌ و همه‌ از ديدگاه‌ صورتگرايان‌، جزو شگردهايي‌ است‌ كه‌ از زبان‌ خودكار و معيار, آشنايي‌ زدايي‌ كرده‌، موجب‌ شاعرانگي‌ زبان‌ اثر مي‌گردد. اين‌ مقاله‌ جنبه‌هاي‌ زيباشناختي‌ معارف‌ را از اين‌ ديدگاه‌ مورد بررسي‌ قرار داده‌ است‌.
 
كليد واژه: بهاء ولد، معارف‌، نثر صوفيانه‌، آشنايي‌ زدايي‌، صورتگرايي‌.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):67-84.
 
درجه معياري در گونه معيار فارسي
 
سارلي ناصرقلي*
 
* دانشگاه تربيت معلم
 
 

اين نوشته که با طرح پرسشي بنيادين در باره امکان سنجش درجه سختگي و معياري زبان و نيز مقايسه زبانها از حيث درجه معياري آغاز مي شود، در پي روشن ساختن مفهوم درجه معياري و نيز به دست آوردن ملاکها و ضوابطي معتبر و عيني براي اين امر است. اين ملاکها با در نظر داشتن چارچوب نظري پيشنهادي فرگوسن و نيز ويژگيهاي آرماني زبان معيار تعيين شده، و با توجه به آن، چارچوبي نظري به دست داده شده و گونه معيار فارسي در اين چارچوب از ديد کلان بررسي گرديده است. ملاکهاي پيشنهادي در اين چارچوب نظري چهار دسته است: الف) ملاکهاي مربوط به نحوه کاربرد زبان و گستره آن ب) ملاکهاي مربوط به ميزان انعطاف و سختگيري در تدوين و تثبيت زبان ج) ملاکهاي مربوط به موقعيت زبان معيار در جامعه زباني د) ملاکهاي مرتبط با پذيرش زبان معيار از سوي مردم. نتيجه پژوهش اين است که زبان فارسي از حيث درجه معياري با توجه به دسته الف و ب وضعيتي نه چندان مطلوب اما رو به رشد و با توجه به دسته ج و د وضعيتي مطلوب دارد.

 
كليد واژه: زبان فارسي، زبان معيار، درجه معياري زبان، گونه معيار فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):145-166.
 
نقد و تحليل آپوكاليپس در آثارعرفاني ـ وحياني و نقش آن در گفتگوي فرهنگها
 
گرجي مصطفي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 يكى از مفاهيم مشترك كه در تمام جوامع و فرهنگها بر ضرورت پذيرش آن تأكيد شده، گفتگو و نقش آن در تقريب اقوام و ملل است. گفتگو به عنوان يكى از عناصر تعامل فرهنگى ملتها و در سطح كلان در بسترهاى گوناگون تجلى مى‏يابد كه امكان بالقوه و شرايط ظهور آن, پذيرش مؤلفه‏هاى مشترك جهانى است. يكى از اين بسترها ـ در حوزه ارتباط كلامى- مكاشفه‏هاى اسطوره‏اى و دينى است كه خود به عنوان يكى از ابعاد هفتگانه دين تلقى مى‏شود.
اين جستار پژوهشى در عرصه مكاشفات جهانى (زرتشتى، عهد قديم و جديد) از يك سو و مكاشفه هاي عرفاني مندرج در آثار ادبي از سويي ديگر است كه ضمن توجه به معناى نخستين مكاشفه (Revelation) به معناى ثانوي آن نيز (Apocalypse) مى‏پردازد و آنگاه پيوند آن را با برخى مقولات مشابه نظير اسطوره(Myth) رستاخيز و نشوز(Eschatology) هزاره‏گرايى (Millennium) نشان مى‏دهد. نگارنده همچنين در اين مقاله ضمن تجزيه و تحليل زيرساخت‏ مكاشفه ها در غرب و شرق به اين مسأله مى‏پردازد كه مكاشفه‌ها نزد حكما و عرفا به عنوان صاحبان آثار ناب عرفاني - ادبي و در كتابهاي مقدس و اديان توحيدى از بنمايه و جريان ثابتي پيروى مى‏كند و آن ويژگى منحصر به فرد مكاشفه ها با توجه به ساختار فكرى، قومى و فرهنگى ملتها و فرهنگها است.
 
كليد واژه: پيشگويي, گفتگو, دين, ادبيات عرفاني , مكاشفه.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):147-148.
 
پژوهشي در اشعار عربي مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه
 
واعظ سعيد*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه، نوشته عزالدين محمود كاشاني يكي از آثار گرانبهاي عرفاني منثور فارسي در موضوع تصوف و اخلاق است كه در ميان آثار فارسي قرن هفتم به بعد كم نظير است. دوستان و مريدان كاشاني، پيوسته از او مي خواستند تا عوارف المعارف شيخ شهاب الدين عمر سهروردي قدس الله روحه را به فارسي ترجمه كند و او به عللي تن به اين كار نمي داد تا سرانجام در برابر درخواست دوستان سرتسليم فرود آورد و تصميم گرفت كتابي به فارسي نويسد كه افزون بر مطالب عوارف، مضامين بكر و نو ديگري را نيز در برداشته باشد. اين كتاب حاصل اين تلاش است.
مصباح الهدايه را اوّلين بار در سال 1325 شمسي، استاد فرزانه روانشاد جناب آقاي جلال الدين همايي رضوان الله تعالي عليه با افزودن تعليقات و مقدمه اي بي بديل - كه به نظر اينجانب ارزشي همسنگ بل بيش از خود كتاب دارد- تصحيح، و به شيفتگان متون عرفاني عرضه کرد.
. با اينكه روانشاد در ترجمه و تعيين مستندات بيتهاي عربي عنايت و استقصاي فراوان نمود، ترجمه و تعيين مستندات برخي از بيتها خواسته يا ناخواسته از نگاه تيزبين آن زنده ياد به دور ماند.
نگارنده در اين مقاله سر آن دارد كه با بضاعت مزجاه خود به منظور تجديد نام و ياد آن فقيد سعيد در حد امكان به ترجمه و تعيين مستندات اين بيتها بپردازد. اميد است قبول افتد و در نظر آيد.
 
كليد واژه: شعر عربي، مصباح الهدايه، نثر عرفاني، جلال الدين همايي، ترجمه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:37 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي بهار 1383; 1(3):7-16.
 
«همت»؛ براق هفت وادي سلوك
 
پناهي مهين
 
 
 در زبان فارسي همت به معناي قصد، اراده، كوشش و بلند نظري است، اما از نظر عارفان يكي از مقامات سير و سلوك است؛ به عبارت ديگر بال پرواز سالك براي رسيدن به دولت عالي است. همت، عامل حركت و كار و دستيابي به نعمتهاست و موجب تقويت اراده و قدرت صبر و تحمل مصائب مي شود. مصاديق بلند همتي عارفان تنها ترك دنيا و آخرت نيست بلكه سر منزل همت عارفان خداوند متعال است. گر چه ممكن است بعضي از رهروان، بي مجاهده و بدون طي مراحل دشوار سير و سلوك با عنايت خداوندي به مقصود برسند، داشتن همت اين امر، براي اين دسته نيز الزامي است زيرا همت افراد جهت حركت را معين مي كند و توفيقات و تأييدات از جانب حق موانع و عوايق را رفع مي كند و رسيدن را شتاب مي دهد. همت بلند تنها به اموري كه در توان است متوجه نمي شود بلكه به اموري فراتر از توان نيز مصروف مي گردد. عارفان صاحب همت را بالاتر از صاحب اراده و مجاهده دانسته و گفته اند صاحب همت را سكوني نيست و ارزش هر كس به قدر همت اوست.
 
كليد واژه: همت عارفانه ، بلند نظري، ترك دنيا و آخرت، سلوك
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها