0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):7-24.
 
اسطوره و ادبيات پسامدرن
 
آزاد راضيه*
 
* دانشگاه اراک
 
 

تاثير فلسفه بر ادبيات، انکارناپذير است. از اين ميان مي توان به فلسفه اي اشاره کرد که مارتين هايدگر در قرن بيستم مطرح مي کند و ادبيات عصر پسامدرن را تحت تاثير خود قرار مي دهد. تاکيد بر پيوند انسان و جهان تلاش در جهت شناخت آنها و نيز کوشش براي بازگشت به اصلها و سرچشمه ها سه ويژگي بنيادي فلسفه هايدگر است که در ادبيات پسامدرن رسوخ يافته است. از طرفي اين سه اصل بنيادي در رگ و ريشه اسطوره نيز هست. بدين ترتيب به واسطه فلسفه هايدگر سه شباهت بنيادين ميان اسطوره و ادبيات پسامدرن پديد مي آيد. گذشته از اين ويژگيهاي بنيادين مشترک، شباهتهاي بسياري يز در سطح اين دو هست که در اسطوره «ناآگاهانه» و بيشتر به دليل مبتني بودن آن بر فرهنگ شفاهي رخ مي دهد و در ادبيات پسامدرن «آگاهانه» و البته در پي به کارگيري تمهيداتي خاص. در اين مقاله با نظر به فلسفه هايدگر، ويژگيهاي مشترک اسطوره و ادبيات پسامدرن مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

 
كليد واژه: فلسفه هايدگر، اسطوره، ادبيات پسامدرن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):83-108.
 
كانون سازي در روايت
 
بياد مريم,نعمتي فاطمه
 
 
 

کانون سازي، انتخاب کانون ديدي است که از طريق آن، افراد و وقايع داستاني مورد مشاهده قرار مي گيرد. اما چه نيازي به افزودن اصطلاح فني ديگري است وقتي زاويه ديد همان مسائل را عنوان مي کند؟ بايد گفت که در مطالعات مربوط به زاويه ديد، بيشتر، راوي مرکز توجه است ولي در مطالعات کانون سازي هر کدام از شخصيتها را همپاي راوي مدرک و بيننده اي خاص از داستان به حساب مي آوريم که ادراک او دريچه اي تقريبا همسنگ دريچه راوي به دنياي داستاني و قضاياي آن مي گشايد. پس صرف لحاظ کردن مطالعات کانون سازي در کنار مطالعات روايتگري، چند صدايي بودن روايت را نيز توجيه مي کند. علاوه بر آن در لحظاتي که قطعا نمي توانيم ادراکي را به راوي منتسب بدانيم اما لفظ، لفظ آشناي راوي است، کانون سازي توضيح مي دهد که ادراک عامل ديگري از طريق کلام راوي گزارش شده است.

 
كليد واژه: كانون سازي، روايتگري، رده بندي ژنت، انواع كانون سازي، جنبه هاي كانون سازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):121-144.
 
زيبايي شناسي شعر خيام – پيوند هنري اجزاي كلام
 
حسام پور سعيد,حسن لي كاووس
 
 
 

خيام نيشابوري از انديشمندان و سخنسرايان نامدار ايراني است که با سروده هايي اندک، ولي پرمايه، آوازه جهانگير يافته و نام خود را در همه زبانهاي زنده دنيا در گسترده است.

درباره خيام، تاکنون نوشته هاي فراوان پديد آمده است. اما درنگ انديشمندانه او در راز و رمز هستي و پرسشهاي حيرت آلود او در پيوند با وجود آدمي و آغاز و انجام او، توجه خيام پژوهان را آن قدر به سوي خود در کشيده است که آنها را به يکباره از بررسي زيبايي شناسانه رباعيات خيام بازداشته است. اين بي توجهي تا آنجاست که بسياري با اشتباه مي پندارند، سروده هاي خيام از ارزشهاي زيباييشناسي بي بهره يا از آن ديد، کم مايه است.

در اين جستار، کوشش شده تا پيوند هنري واژگان و تصاوير رباعيات خيام براي هماهنگي صورت و معنا در آنها باز نموده، و عناصر زيباييشناسي سروده هاي او در اين قسمت واکاوي شود:

الف. پيوند هنري واژگان ب. تصويرسازي ج. تاکيد، تکرار

 
كليد واژه: خيام، رباعيات خيام، تصويرسازي، پيوند واژگان، تاكيد، تكرار، تناسب، انسجام، زيبايي شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):25-60.
 
نقش كم كوشي زباني در پيدايش فارسي محاوره
 
افتخاري سيداسماعيل*
 
* دانشگاه امام حسین (ع)
 
 

توجه به تفاوت مقايسه ميان مکتوبات پيشين فارسي با فارسي معيار و فارسي معيار با گفتار محاوره اي امروز، سوال برانگيز و محل مناقشه است. آنچه در اين قياس بيش از هر چيز رخ مي نمايد، پديده نسبتا ناشناخته و غير قابل کنترل تحريکات و تحولات زبان فارسي است. امروزه شکاف بين گونه معيار و گونه محاوره فارسي چنان عميق شده است که ترميم آن، اگر ضروري فرض شود، غير محتمل به نظر مي رسد. درک دقيقتر و بهتر زبان محاوره و جايگاه آن در بستر فرايندهاي کم کوشانه زباني و همچنين شناخت محرکهايي که صورت و معني زبان را در نشيب اين دگرگونيها به حرکت وا مي دارد، بي ترديد در برنامه ريزيهاي زباني از بروز پاره اي خطاها خواهد کاست. در اين مقاله اهتمام نويسنده مصروف بيان و طبقه بندي دقيق اميال عامه گويشوران فارسي به کوتاه گرايي و ساده سازي اجزاي زبان شده است که از آن تحت عنوان فرايندهاي کم کوشانه زباني ياد مي شود و عامل اصلي پيدايش گونه فارسي محاوره به شمار مي آيد.

 
كليد واژه: فارسي معيار، زبان محاوره، كم كوشي زباني، حشو، حذف، جابه جايي، تغييرات زباني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):33-44.
 
كاربست رويكرد پسا مدرن در داستان
 
تسليمي علي*
 
* دانشگاه گیلان
 
 

در اين مقاله قرائتي از ويژگيهاي داستان پسا مدرن ارائه شده است. شاهد مثالهاي اين مشخصه ها عمدتا چند داستان کوتاه و بلند و رمان ايراني؛ اگر چه گاه از داستانهاي خارجي نيز ياد شده است.

سخن اساسي اين مقاله، نحوه ورود و حضور مشخصه ها، نظريه ها و ساز و کارهاي پسا مدرنيستي در داستان و رمان است. اين مطلب در سه عنوان فرعي دنبال شده است:

1-     ابراز نظريه در متن يا ايجاد داستان نظريه پرداز

2-     کاربست نظريه در سطح خرد متن

3-     کاربست نظريه در ژرف ساخت قصه، که اوج هنر پسا مدرنيستي است.

نظريه در درون داستان جان مي گيرد و زنده مي شود؛ مثلا عدم اطاعت شخصيت داستان از نويسنده، نظريه مرگ مولف را در ژرف ساخت قصه نشان مي دهد.

 
كليد واژه: پسا مدرنيسم، نظريه، داستان، شالوده افكني، جريان سيال ذهن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):45-66.
 
ريخت شناسي هزار و يك شب
 
خراساني محبوبه*
 
* دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران
 
 

ولاديمير پراپ، فولکلورشناس روسي مي انديشيد که در بررسي قصه عاميانه بايد از اسلوب مطالعاتي علوم طبيعي استفاده کرد. وي معتقد بود که طبقه بندي قصه ها حاصل کارهاي پژوهشي بسياري است که در پايان مطالعه به دست مي آيد، ولي عموم محققان ابتدا موضوع را دسته بندي مي کنند، سپس مواد کار را در قالب اين طبقه بندي تحميلي مي گنجانند.

پراپ خود به بررسي ريخت شناسيک صد قصه از مجموعه اي از قصه هاي روسي پرداخت که آفاناسي يف آنها را جمع آوري کرده بود. وي دريافت که تمامي کارهاي موجود در قصه به سي و يک عملکرد محدود مي شود. او مي پنداشت که در زير ظاهر آشفته روايات، قوانيني بر زايش و تکامل اين نوع قصه حاکم است که بايد فرمول بندي شود و اين دستاورد آغازگاه علم روايت شناسي به شمار مي آيد. پراپ براي هر يک از اين عملکردها نمادي تعيين مي کند و با در کنار هم قرار دادن آنها فرمول نهايي ساخت قصه هاي پريان را به دست مي آورد.

کاربرد مدلهاي روش شناختي نقد مدرن در ادبيات کلاسيک هميشه با دشواريهايي روبه رو بوده است. اين نوشته با توجه به اينکه جزو اولين نمونه هاي به کارگيري روش ريخت شناسي است، سعي دارد علاوه بر آزمايش اين مدل در حوزه ادبيات تطبيقي از دشواريهاي اين کار درگذرد. مواد کار اين نوشته يکي از حکايتهاي جامع هزار و يک شب است که افزون بر حکايت اصلي، سه حکايت ديگر را نيز در بر دارد. در تحليل اين حکايت علاوه بر استفاده از نمادهاي ريخت شناسي پراپ، بنا به مقتضاي تحليل، نمادهاي ديگري به آن مجموعه افزوده، و در پايان هم نمودار ريخت شناسي حکايت به دست داده شده است. به کارگيري اين روش علاوه بر اينکه آزموني براي نظريه ريخت شناسي به شمار مي رود، مي تواند با توجه به مدل ساختاري به دست آمده، حکايات الحاقي را از اصلي جدا کند.

 
كليد واژه: ريخت شناسي، پراپ، روايت شناسي، قصه هاي پريان، هزار و يك شب، حكايت درونه گيري شده.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):7-32.
 
زمان در داستانهاي جريان سيال ذهن
 
بيات حسين*
 
* دانشگاه تربیت مدرس
 
 

داستانهاي جريان سيال ذهن به دليل رويکرد ويژه به مفهوم زمان، گاه داستان زمان ناميده شده اند. در اين گونه داستانها گذشته و آينده از زمان حذف مي شود تا کشف و شهودي محض از لحظه حال به دست آيد. در چنين حالتي ترتيب و توالي پيوسته زمان جاي خود را به تراکم درهم تنيده خاطراتي مي دهد که در ذهن شخصيتهاي داستان نه بر اساس تقدم و تاخر زماني که بر اساس ميزان عمق تجربه نظام يافته اند و گذشته، حال و آينده کاملا در هم آميخته اند.

نويسندگان جريان سيال ذهن براي انعکاس دقيق ذهن انسان و چگونگي تطابق آن با زمان به انواع شگردها روي آورده اند. بازگشت ناگهاني به گذشته، تغيير مداوم روايت بين حال و گذشته و آينده، روايت مدتي طولاني از گذشته از دريچه لحظاتي محدود از حال، جا به جايي مداوم کانون روايت داستان ميان لايه هاي مختلف ذهن شخصيت و در نتيجه بين زمان بيروني و زمان دروني يا زمان ساعت و زمان ذهن، بهره گيري از تداعي هاي مکرر که گذشته و حال را در هم مي آميزند، کاربرد نامتعارف زمانهاي افعال و... همگي شيوه هايي هستند که به کار گرفته مي شوند تا تلقي هاي متفاوت اذهان مختلف از مفهوم زمان را بنمايانند.

در اين مقاله، پس از بررسي مهمترين داستانهاي جريان سيال ذهن غربي از نظر چگونگي به کارگيري عنصر زمان، سعي شده است رويکرد ويژه نويسندگان مختلف در اين عرصه مورد بررسي قرار گيرد و با يکديگر مقايسه شود. در پايان تعدادي از رمانهاي فارسي نيز از اين ديدگاه بررسي شده است.

 
كليد واژه: داستان، داستان جريان سيال ذهن، زمان، داستان زمان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 7 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):145-162.
 
ريخت شناسي داستان شيخ صنعان
 
مجيدي فاطمه*
 
* دانشگاه فردوسی مشهد
 
 

اين مقاله به بررسي ريخت شناسانه داستان شيخ صنعان پرداخته است. نخست به تعريف ريخت شناسي پرداخته و سپس داستان را از منظر ريخت شناسي تجزيه و تحليل کرده است و به: قهرمانان داستان، خويشکاريهاي قهرمانان، زمان، مکان، انگيزشها، و حرکتها تقسيم نموده است. پس از تجزيه و تحليل، اين داستان با داستانهاي مشابه از نظر ساختار مقايسه شده است از جمله پنج داستان: (عبدالرزاق صنعاني، ابوعبدالله اندلسي، راقالليل، موذن بلخ، ولي سمرقندي) و شباهتها و تفاوتهاي اين داستانها با داستان مورد بحث بررسي شده است که طبق اين بررسي دو داستان نخست بويژه داستان عبدالرزاق صنعاني بسيار از نظر ساختار همانند است و داستانهاي ديگر با داشتن شباهتهاي اندک تفاوتهاي چشمگيري با ساختار داستان شيخ صنعان دارد.

 
كليد واژه: داستان، ساختار، ريخت شناسي، خويشكاري، قهرمان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1383; 2(6):147-168.
 
زبان، درون مايه و نظام ويژه ادبيات
 
كوپا فاطمه*
 
* دانشگاه پیام نور
 
 

ادبيات با تقليد و بازآفريني حقايق هستي وتصوير و تجسم زندگي و دنياي انساني در شکلي ملموس و محسوس در انتقال، تفهيم و ادراک هر چه سريعتر مسائل، نقشي بسزا داشته است. به رغم برخورداري زبان و ادبيات از موضوعي مشابه، هر يک با تصاوير و شيوه هايي از بنياد متفاوت با اين موضوع رو به رو مي شوند به اين معنا که در برخورد زباني، زبان ابزار شناخت هستي است بدان گونه که هست و حال اينکه در برخورد ادبي، زبان ماده خام يا دستمايه باز آفريني هستي است بدان گونه که مي خواهيم باشد.

در اين جستار سعي بر اين بوده است که پس از نقل و بررسي ديدگاه هاي متفاوت از مفهوم واقعي «ادبيات»، وظيفه اصلي و ارزش و اهميت کار نويسنده، تعهد و التزام ويژه اديب طرح شود.

ضمن ارائه شواهدي گويا، عمدتا از ادبيات معاصر، وجوه تمايز و تشابه ادبيات و ديگر هنرهاي انساني، ملاک و معيار زيبايي در آثار ادبي و ضوابط و قواعد حاکم بر آثار ادبي هم مد نظر قرار مي گيرد.

 
كليد واژه: نظام ويژه ادبيات، زبان، دورنمايه ادبي، آثار ادبي، ادبيات معاصر.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):7-39.
 
شناسه و روشهاي نگارش آن در خط فارسي
 
تميم داري احمد,فروهي آتوما
 
 
 با وجود گذشت بيش از هزار سال از عمر ادبيات مكتوب زبان فارسي، توجه به وحدت رسم‌الخط و يكدستي كاربرد قواعد ويرايشي و نگارشي، جديد است. اين رويكرد نو ناشي از گسترش آموزش همگاني و افزايش شمار كتابهاي چاپي است. يكدست نبودن رسم‌الخط حاكي از كم‌توجهي به وضع قواعد دستور زبان فارسي است. از علتهاي مهم اين كم‌توجهي اين است كه اهل هر زبان از هنگام فراگيري زبان مادري، قواعد و ضوابط زبان را به صورت طبيعي مي‌آموزند. از اين رو همان گونه كه قوانين و مقررات اجتماعي، ناظر بر تحولات و تنظيم و هماهنگي امور و جلوگيري از ناهنجاريهاي اجتماعي است، دستور زبان نيز با عنايت به سير تحولات و توسعة متناسب آن با نيازهاي جديد در قالب قواعد و قراردادهاي وضع‌ شده به تنظيم روابط زباني و رعايت هنجارها پرداخته از بروز آشفتگي در زبان جلوگيري مي‌كند.
شناسه يا ضماير متصل فاعلي از مباحث قابل توجه دستور زبان فارسي است كه از نظر دستوري و بويژه مباحث مربوط به آيين نگارش كمتر مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. از اين رو در اين مجال كوتاه با هدف كوشش در راه رسيدن به روشي واحد به بررسي مختصر تاريخ دستور زبان و سير نگارش خط فارسي به جايگاه دستوري و نگارشي آن در زبان فارسي پرداخته شد و با بررسي پيشينة اجمالي موضوع، ديدگاه هاي گوناگون در اين باره، مقايسه و تحليل شد.
 
كليد واژه: شناسه ، ضماير متصل فاعلي، رسم‌الخط فارسي، دستور زبان فارسي، دستور خط فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):39-55.
 
شعوانه پارسا زن عارف شاعر ايراني قرن دوم هجري
 
حسيني مريم*
 
* دانشگاه الزهرا
 
 

شعوانه ابليه پارسا زن ايراني از اهالي بصره است كه تذكره نويسان، سخنان عالي و احوالي شگفت از وي روايت كرده‌اند. وقايع زندگي او و ديگر زنان عارف در لابه لاي اوراق كتابهاي صوفيه گم شده، و اطلاعات ناچيزي از آن در دست است.
اين مقاله به مطالعه دوره زندگي، شرح احوال و آثار وي پرداخته است. شعوانه در قرن دوم هجري مي‌زيسته است. او در ميان دسته اي از زنان اهل بصره جاي دارد كه همگي طريق زهد و رياضت را پيموده و در طريق فقر و تصوف سلوك كرده‌اند. از جمله ويژگيهاي اين گروه بانوان عارف، خوف و حزن دائم است. شعوانه نيز روزگار را به عبادت و حزن و گريه دائم مي‌گذراند. وي صداي خوشي داشت و در مجلس وي، زنان و مردان حضور مي‌يافتند و وي اشعاري را براي ايشان مي خواند و مستمعان با وي مي‌گريستند. زندگي فقيرانه وي نشاندهنده عدم وابستگي و تعلق مادي اين زن به دنيا و مافيهاست. با فضيل عياض، صوفي مشهور خراساني ديدار داشته و او را پند داده است. مناجاتهايي هم از وي باقي مانده است.

 
كليد واژه: شعوانه، عرفان و تصوف، زنان عارف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):55-75.
 
آشنايي زدايي در اشعار يدالله رويايي
 
خائفي عباس,نورپيشه محسن
 
 
 آشنايي زدايي اصطلاحي است كه نخستين بار، شكلوفسكي منتقد شكل گراي روسي آن را در نقد ادبي به كار گرفت. بعدها مورد توجه ديگر منتقدان فرماليست و ساختگرا مانند ياكوبسن، تينيانوف و... قرار گرفت. يان موركاروفسكي اصطلاح "برجسته سازي يا فورگراندينگ" را در اين معني به كار برد. آشنايي زدايي در برگيرندة تمام روشهايي است كه مؤلف از آن سود مي جويد تا "جهان متن را به چشم مخاطبان، بيگانه بنمايد" و موضوع و محتواي متن ادبي را چنان جلوه دهد كه گويي از اين پيشتر وجود نداشته است. اين روشها موجب به تأخير افتادن و گسترش معناي متن و در نتيجه لذت و بهره وري بيشتر خواننده از آن مي گردد. آشنايي زدايي بايد با مبناي زبان هنجار و زمان به كارگيري ترفندهاي ادبي توسط مؤلف، سنجيده شود. در تاريخ شعر معاصر ايران، سبكي به نام حجم‌گرايي توسط يدالله‌ رؤيايي، شاعر و منتقد معاصر به وجود آمد كه يكي از ويژگيهاي برجستة آن، آشنايي زدايي است.
در اين مقاله اشعار يدالله رؤيايي برمبناي نظريه هاي فرماليستي به عنوان روش كار تحليل و بررسي مي‌شود.
 
كليد واژه: نقد ادبي، آشنايي زدايي، تمهيدات، شعر معاصر، يدالله رويايي، هنجار گريزي، برجسته سازي.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 5 : پژوهشهاي ادبي بهار 1384; 2(7):109-120.
 
همانندي هاي دو قهرمان اسطوره اي در ادبيات حماسي ايران و ادبيات نمايشي ايرلند (رستم – كوهولين)
 
پورجعفر محمدرضا,مهندس پور فرهاد
 
 
 

در اين مقاله، دو قهرمان همانند از دو دسته ادبي مختلف – رستم از ادبيات حماسي ايران با کوهولين از ادبيات نمايشي ايرلند – مقابله شده است. بررسي همانندي اين دو قهرمان به منزله ارزيابي امکان و توانايي نمايشي و روايت داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسي است. از اين رو به همين ضرورت است که کردارهاي رستم و کوهولين در جريان داستان مورد ارزيابي قرار گرفته؛ کردارهاي قهرماني اسطوره اي که فرجامشان فرزندکشي است.

در اينجا نسبت ميان هر يک از قهرمانان (رستم – کوهولين) با وقايع، تصميم و اعمالشان از آغاز تا پايان حادثه در مقايسه اي تطبيقي و محتوايي ارزيابي خواهد شد. در اين روش مبنا، مقايسه هر جز از طرح داستانها با هم و هر جز از کردار قهرمانان با هم است. در اين تحليل توصيفي و تطبيقي، در خواهيم يافت که بين دو اسطوره، مشترکات فراواني وجود دارد که مي تواند بر هم خانوادگي و يگانگي در خاستگاه و منشا آنها دلالت کند.

 
كليد واژه: قهرمان، حماسه، ايران، ايرلند، رستم، كوهولين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي پاييز 1383; 2(5):117-131.
 
مضامين و انديشه هاي مشترك در داستانهاي جلال آل احمد و ابراهيم گلستان
 
عبدالهيان حميد*
 
* دانشگاه اراک
 
 جلال آل احمد و ابراهيم گلستان هر دو از نسل دوم داستان نويسان ايران به شمار مي آيند. رفت و آمد نزديك و تجربه هاي مشترك اين دو نويسنده در دوران جواني باعث شده است كه بين داستانهاي آنان بويژه در دوره اوليه زندگيشان، هماننديهاي بسياري ديده شود. آل احمد انديشه هاي خود را از نظر زماني زودتر از گلستان در داستانهايش مطرح كرده، ولي ابراهيم گلستان همان انديشه ها را دقيقتر و سنجيده تر در قالب داستان در آورده است. آثار دو نويسنده از دو جنبه 1- محتوا و2- فنون داستاني مورد بررسي قرار گرفته است. از حيث محتوا در آثار اين دو نويسنده- بخصوص در دوره اوليه داستان نويسي- شباهتهاي بسياري مي توان ديد. اين هماننديها در نخستين مجموعه داستان دو نويسنده به اندازه اي است كه مي توان احتمال داد تحت تأثير انديشه هاي حزبي نوشته شده اند. از نظر محتوا جامعه افراد داستانهاي نويسنده، شغل و جنس آنان بررسي شده است. از نظر فنون داستاني، آل احمد در آغاز تحت تأثير نويسندگان قرن نوزده فرانسه و گلستان بيشتر تحت تأثير نويسندگان امريكايي- همينگوي و تواين و بك- كه نويسندگاني تازه شناخته شده بودند، مي نوشت. هرچه فاصله فيزيكي واعتقادي آل احمد و گلستان بيشتر شد، تفاوت در داستانهاي آنها هم بيشتر شد.
 
كليد واژه: جلال آل احمد، ابراهيم گلستان، داستان نويسي، مضامين مشترك، تأثير داستاني، تقليد.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1383; 1(4):7-36.
 
نكته‌هايي درباره تلميحات «شاهنامه‌اي» خاقاني
 
آيدنلو سجاد*
 
* دانشگاه اروميه
 
 خاقاني از نظر پشتوانه‌هاي فرهنگي از برجستگان تاريخ شعر پارسي است، براين اساس و به سبب اهميت شاهنامه فردوسي در غناي فرهنگي ـ ادبي متون پس از خود و نيز چند دليل و انگيزه ديگر، آثار خاقاني از تلميحات متنوع شاهنامه‌اي آكنده است. در اين ميان ، اشاراتي وجود دارد كه آنها را مي‌توان "ظرايف و نوادر تلميحات" ناميد و در دو دسته قابل بررسي است: نخست تلميحاتي كه مأخذ داستاني آنها معلوم است و ديگر، اشاره‌هايي كه امروز منبعشان شناخته نيست و اصطلاحاً "تلميحات سرگردان" است. خاقاني از تلميحات شاهنامه‌اي به منظورهايي چون : تبيين مسائل حكمي، تصوير پردازي، ساختن كنايه و تمثيل، وصف حال خويشتن و گاه خودستايي، توصيف در غزليات زميني و سرانجام ستايش ممدوح استفاده مي‌كند. در مدايح وي بسامد تشبيه ممدوح به شخصيتهاي شاهنامه‌اي بسيار بيشتر از ترجيح بر آنهاست كه احتمالاً نفوذ و چيرگي فرهنگ ايراني در محيط عمومي زندگي وي يعني شهر شروان و ايرانگرايي و تمايلات شاهنامه‌اي ممدوحان شاعر و دربارشان در اين برخورد معتدل و احترام آميز با كسان و عناصر شاهنامه‌اي موثر بوده است. بيشترين نمود تلميحات شاهنامه‌اي در آثار خاقاني به ترتيب در ديوان، منشآت و مثنوي تحفه العراقين است.
 
كليد واژه: آثار خاقاني، تلميحات شاهنامه‌اي، نوادر تلميحات، تلميحات سرگردان، شروان، شروانشاهان.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:33 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها