پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 6 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1387; 6(10):93-110. |
| |
| فرخي كيمياگر تلفيق شعر و موسيقي |
| |
| كي منش عباس* |
| |
| * دانشگاه تهران |
| |
شعر زبان اسرار دل است و مخلوق عاطفه هاي حساس؛ و شاعري نوعي کيمياگري است در طيف خيال، با واژگان زبان بر تشبيه، استعاره، مجاز، کنايه، ايهام، تناقص (Paradox) اغراق، سجع، جناس و ساير صنايع لفظي و معنوي است که همه از عوامل زيبايي آن به شمار مي رود.
شاعر براي انتقال عواطف خود به ديگران و براي متاثر ساختن آنان، از زبان ياري همي جويد و اين کار گزينش واژه هايي را از محفظه ذخيره الفاظ ايجاب مي کند و نيز کنار هم چيدن آنها را، به گونه اي که آهنگي خاص از آن حاصل آيد، بديهي است که ترکيب و تلفيق اين واژگان با يکديگر موسيقي کلام شاعر را شکل مي دهد و نوعي گره خوردگي ميان واژگان و موسيقي ساختمان شعر را پي مي ريزد. معاني مجازي، استعاري و نظاير آنها جمال شعر را دل فريب تر و دلخواه تر در مي آورد. اين هماهنگي کلمات و موسيقي در همه ديوان امواجي حيرت انگيز پديد آورده است چه در قصيده مديحه سلطان محمود و چه در قصيده رثاييه او.
قصيده فرخي در رثاي محمود غزنوي يکي از شاهکارهاي مراثي در شعر فارسي است که در فضايي غمگنانه تصوير شده و يکي از زيباترين قصايدي است که شاعري مبتکر از سر اخلاص با سوز و درد از خود به يادگار گذاشته است.
تدبير شاعرانه فرخي در همخواني اوزان با مضامين، دليل چيرگي او است در موسيقي و به کار داشت بحور مختلف با گزينش اصطلاحات موسيقايي چون آوا اصول، بانگ، زار، سرود، سماع، شهناز، عشاق، نوا و به کار بردن آلات موسيقي همانند ارغنون، بربط، رباب، دود، زخمه، زير، قانون و نيز ذکر نام موسيقيدانان بزرگ در دربار محمود چون بو عمرو، بو نصر و يا آوردن نام موسيقيدانان پيش از روزگار خود چون سرگب و سرکش همه و همه دايره المعارف اطلاعات او را در موسيقي تضمين مي کند.
فرخي آن شاعر توانايي است که انتقاد از دستگاه حکومت را در قالب هاي شعر فارسي با بلند نظري خاص يک شاعر وارسته در کارگاه تحليل مورد بحث قرار داده است. اين سخنور معني آفرين براي نرم کردن دل امرا از بحور نامطبوع استفاده کرده است. غرض آن است که گفته آيد خشونت را با خشونت وزن به گونه اي مبتکرانه نرمي و لطافت بخشيده است هر چند که دل سنگين ممدوح به نرمي نگرايد و اين ابتکاري است که در حوزه شعر فارسي کمتر توان ديد قصيده امير يوسف گواه گفته ماست.
اگرچه آميختن تهنيت با تسليت پيش از فرخي سابقه داشته وليکن او را در اين معني به سخنداني و سخن شناسي کمتر همتا توان يافت.
اين سخن شناس توانا در بازي با اوزان مختلف شعر فارسي براي عاجز کردن شاعران معاصر خود چيرگي خالصي نشان داده و پيوند سبک سخنوري را با موسيقي در شعر خود طراحي نموده است و بدين شگرد شاعرانه شيخ شعرِ فارسي-سعدي-را در طيف جاذبه مضامين و موسيقي شعر خود به استادي الهام بخشيده و سبب گزينش اوزان کوتاه او با مضامين و موضوعات گوناگون گرديده است. فرخي استادي است چيره دست در تلفيق مضمون با موسيقي.
|
| |
| كليد واژه: کيمياگر، فرخي، موسيقي، شعر، سوز، سخن |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391 9:58 PM
تشکرات از این پست