0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):27-52.
 
درد دين و دين ورزي عاشقانه از ديدگاه سنايي
 
بهنام فر محمد,خليلي محمود
 
 
 

دين به راستي و نيک انديشي، از خود رهاشدن و در جذبه اي معنوي به حقيقت پيوستن است؛ اين روايت عاشقانه دين ورزي نزد عارفان ايراني است، آنان در دين بر عشق پاي فشرده اند و ديگران را نيز بدان سفارش کرده اند.
كشش و جذبه، همواره دستاورد فضايي است كه از عشق شكل مي گيرد؛ بنابراين، دين با اين تعبير، جز با عشق، سامان نمي يابد. سنايي پدر شعر صوفيانه فارسي- كه با انديشه اي عارفانه، به پيکره شعر فارسي رنگي ديگر پاشيد، بارها در شعر خود از درد دين و دين استوار به عشق، سخن گفته است و از اهل روزگار خود به خاطر بي دردي و بيگانگي با عشق، ناليده است.
اين گلايه مندي منتقدانه گاه وي را بر آن داشته که هموطنان ديندار و مسلمانش را به دين ورزي و مسلماني، دعوت کند! اين جستار با شيوه تحليل متن، در پي راز گشايي از مفهوم دين ورزي عاشقانه نزد سنايي و علت ناليدن و درد دين داشتن اوست؛ به گمان سنايي بي عشق، ديو جاي دين را مي گيرد. از نظر گاه سنايي، درد دين، درد عشق آكند فرخنده اي است كه پرورده بينشي قرآني است. اين بينش، پارادوکس به مسلماني خواندن مسلمانان را شكل مي دهد.

 
كليد واژه: سنايي، دين ورزي عاشقانه، درد دين، عشق، عروس دين، ديو دين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):5-26.
 
بررسي عنصر «حسرت» در اندوهيادهاي شاعران معاصر
 
جلالي پندري يداله,كهدويي محمدكاظم,ميرحسيني مژگان
 
 
 

مرثيه، شعري است که در ماتم گذشتگان و تعزيت بازماندگان و اظهار تاسف و تالم بر مرگ عزيزان از دست رفته يا حوادث و بلاياي ناگهاني يا طبيعي و... سروده شده است.
سوگ سروده هاي اديبان براي ديگر شاعران را مي توان از قديم ترين انواع شعر رثائيه دانست که نخستين نمونه هاي آن در ديوان رودکي در رثاي شاعري به نام مرادي و يا در مرثيه شهيد بلخي يافت مي شود
.
در دوره معاصر نيز، سرودن اندوهياد براي شاعران توسط دوستان و حتي گاهي دشمنان آنها وجود دارد که غير از اداي حق دوستي، عواملي چون تحريک حس همکاري، شعر دوستي و رابطه ادبي، علت سرودن آن بوده و در مقايسه با انواع ديگر مرثيه، به سبب اصالت احساس آن واجد ارزش ادبي بيشتري است؛ مانند سوگ سروده ملک الشعراي بهار براي ايرج ميرزا و يا اندوهيادهايي که در سوگ شاعراني چون اخوان ثالث، سپهري، فرخزاد، شاملو و.... سروده شده است
.
در اين مقاله، ابتدا اندوهيادهايي که شاعران معاصر در سوگ ديگر شاعران سروده اند، از منابع مختلف استخراج شده، سپس به بررسي عنصر«حسرت» و جنبه هاي مختلف آن در اشعار کلاسيک و نيمايي پرداخته مي شود و همراه با ذکر شاهد، تحليلي از آن صورت مي گيرد و در پايان نيز، نتيجه بحث ارايه مي گردد
.

 
كليد واژه: مرثيه سرايي، شعر معاصر، حسرت، غم غربت، اندوهياد (سوگ سرود)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):27-52.
 
برخي از معاني رمانتيستي در شعر نادرپور
 
خليلي جهان تيغ مريم,دلارامي علي
 
 
 

در اواخر قرن هجدهم مکتب جديدي در تقابل با مکتب کلاسيک ظهور کرد. رمانتيسيسم انقلاب همه جانبه اروپايي است که ريشه و پايه هاي آن را بايد در کشورهاي اروپايي جستجو کرد. انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتي و توسعه شهر نشيني را از عوامل مهم پيدايش اين مکتب دانسته اند. «ظهور رمانتيسم همزمان بود با فروپاشي نظم کهن، وقوع انقلاب صنعتي، رشد شهر نشيني، رشد طبقه متوسط، گسترش سواد آموزي و تحولات ديگري که همگي پديده هايي نو و بي سابقه اند و انسان کلاسيک با آنها مانوس نبوده است» (مسعود جعفري، 1378: 160). اين مکتب رفته رفته از اروپا به همه جهان راه يافت و در ادبيات ساير ملل نيز تاثير گذاشت از جمله در ايران هم نه به شکل يک مکتب و جنبش فراگير بلکه به صورت يک گرايش ادبي در کنار گرايش هاي ديگري همچون کلاسيسيسم ورئاليسم ظهور کرد که البته معلول عوامل اجتماعي، اقتصادي و عوامل فرهنگي بود. تقريبا‍‍ مي توان گفت که با توجه به نمود ويژگي هاي محتوايي اعم از نقد مظاهر تمدن جديد، بازگشت به کودکي، روستا ستايي، طبيعت ستايي، گريز وسياحت، نوستالژي و ... رمانتيسم ادبي در شعر نادر پور پررنگ تر و بر جسته تر از بقيه شاعران معاصر ايران است. در اين مقاله با هدف نشان دادن برجستگي نشانه هاي گرايش هاي رمانتيستي شعر نادرپور به بررسي آن با روش تحليل محتوا خواهيم پرداخت.

 
كليد واژه: رمانتيک، تمدن جديد، شهر نشيني، کودکي، روستا طبيعت، سفر، وطن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):53-72.
 
دغدغه هاي نيما
 
درگاهي محمود*
 
* دانشگاه زنجان
 
 

طرحي که «نيمايوشيج» از «شاعري» ارايه مي داد، يک طرح انتزاعي، آکادميک و گسسته از زندگي و زمانه او نبود، بلکه طرح زندگي و گزارش احساسات، آرزوها، و آرمان هاي مردم معاصرخود بود و از اين چشم انداز با سنت هاي شاعرانه سرزمين او هيچ گونه همانندي نداشت!
پيش از نيما، شيوه هاي سنتي شعر فارسي «شاعري کردن» را از پيوند با زندگي و واقعيت هاي دردناک آن دور کرده بود و آن را در قرنطينه و قرق «قدرت هاي سياسي» يا «سرمستي هاي صوفيانه» يا «عشق هاي آتشناک» و يا «دغدغه هاي خصوصي شاعران» درآورده بود. يعني شعر کهن ما بر روي چهار استوانه اصلي بالا رفته بود و انديشه هاي شاعرانه در پيرامون اين چهار محور مي چرخيد: «ممدوح»، «معبود»، «معشوق»، و «خود» شاعر. در روزگار نيما نيز موجه ترين تفسيرهاي شاعري، شعر را وسيله تبيين احساسات و عاطفه دروني شاعر و يا به تعبير روشن تر آزهاي رنگارنگ او مي خواندند، و آن را از ورود درعرصه هاي زندگي اجتماعي منع کرده بودند! هنر بزرگ نيما فرو ريختن اين استوانه هاي ديرپاي شعر فارسي و دادن جاي آنها به انسان روزگار خود بود. در اين مقاله دغدغه هاي نيما در اين زمينه به روش توصيفي بيان خواهد شد.

 
كليد واژه: شعر، زندگي، انسان، دغدغه، انديشه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):73-94.
 
شور شيرين (جستاري در تلقي عرفاني نظامي از عشق)
 
شعبان زاده مريم*
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

نظامي در پنج گنج بويژه در «خسرو و شيرين» شاهکاري در ادب غنايي آفريده است که هرگز شيريني آن از خاطر محو نمي شود. ماجراي عشق را در بسياري ازآثار ادب غنايي ديگر نيز مي توان يافت ولي هيچکدام به پرمايگي روايت نظامي نيست. حتي ليلي و مجنون خود نظامي هم به پاي خسرو و شيرين او نمي رسد.
جانمايه اين شاهکار در پرورش شخصيت شيرين است که نسبت به همتايانش درساير معاشيق از پختگي و کمال بيشتري برخوردار است. نظامي او را طوري پرورده است که نه بي پروايي «ويس» در «ويس و رامين» را داشته باشد و نه کمرويي و تنگناي قبيله اي «ليلي» را در «ليلي و مجنون». بانويي آزاده است که هم عاشق است و هم معشوق. در پي عشق خطر مي کند، بر همه آرزوهاي دنيوي بر مي آشوبد، در راه عشق پاي در رکاب مي نهد، دشواري عشق را با شکيبايي به جان خريدار مي گردد. آنگاه که عاشق را پخته نمي يابد او را با تمهيداتي به کمال معنوي مي رساند و سپس به وصال با او تن مي دهد و سرانجام در کنار جسم بي جان او جان مي بازد
.
اين مقال برآن است که از چشم اندازي ديگر با ساختار روايي اين داستان روبرو گردد و رمزها ونشانه هاي عرفاني اين داستان را از خلال بررسي شخصيت و رفتار شيرين در داستان خسرو و شيرين بر اساس معيارهاي مندرج در متون عرفاني باز جويد و از اين راه نگاه عرفاني نظامي و سرسپردگي او را به مباني عرفان در اين روايت عاشقانه نشان دهد
.

 
كليد واژه: نظامي، خسرو و شيرين، عرفان، عشق
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

هم نهادي در اشعار حافظ و امينسکو
 
واحددوست مهوش*
 
* دانشگاه اروميه
 
 

هدف از نوشتن اين مقاله يافتن ويژگي هاي همسان مطرح در مکتب رمانتيسم و ادبيات غنايي، در اشعار حافظ و ميهائيل امينسکو شاعر رومانيايي تبار مي باشد. نخست به بحث و بررسي کوتاهي در زمينه ويژگي هاي مکتب رمانتيسم و ادبيات غنايي مي پردازيم و با استفاده از روش تحليلي توصيفي در راستاي ادبيات تطبيقي، با آوردن شاهد مثال هايي از اشعار اين دو شاعر عناصر موجود در شعر رمانتيک مانند محوريت تخيل با رويکر به موضوع «عشق»، طبيعت گرايي، شرق گرايي، غم و اندوه ناشي از اوضاع و شرايط عصر، درونگرايي، سنت شکني و طرحي نو افکندن را در اشعار آنها مورد بررسي قرار مي دهيم. در ادبيات ايران بيشتر نوع «غزل» معادل اشعار غنايي (ليريک) مطرح در سبک رمانتيسم مي باشد.
اين نوع ادبي در طول قرن هفتم و هشتم در سبک عراقي که حافظ يکي از نمايندگان بنام آن مي باشد، نمود بيشتري دارد. اشعار امينسکو از اروپاي شرقي در قرن نوزدهم که به شکسپير روماني معروف است، نيز داراي تمامي ويژگي هاي رمانتيسم مي باشد. به عنوان نتيجه تحقيق، ضمن تفسير پاره اي از نمادهاي مطرح در يکي از اشعار امينسکو برمبناي تفسيرهاي شعر عرفاني، معلوم مي شود که نمادگرايي عرفاني امينسکو به صورت اشعار غنايي، در قالب داستانواره هاي تمثيلي بيان شده است، ولي نمادهاي عرفاني غزل هاي حافظ با استفاده از اصطلاحات، تلميحات به صورتي موجز که درخور غزل فارسي است، بيان شده اند. محور همه اين نمادها نيز «عشق» است.

 
كليد واژه: حافظ، ميهائيل امينسکو، رمانتيسم، ادبيات غنايي، نماد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):95-118.
 
مقايسه عشق در غزل هاي سعدي و شکسپير
 
شفق اسماعيل,بهرامي پور نوشين
 
 
 

عشق پاسخي به معماي وجود انسان و جوابي کامل به عميق ترين نياز او براي غلبه برجدايي و رهايي از زندان تنهايي خويش است. مضمون عشق در غزل شکسپير به متون ادبي فارسي بسيار نزديک است. غزل سعدي يکي از بهترين جلوه گاه هاي ظهور عشق است و اين عشق را مي توان از جهاتي با عشق شکسپير مقايسه کرد.
شکسپير از نظر زماني حدود سه قرن با سعدي فاصله دارد اما از نظر محتوا مي توان شباهت هاي قابل توجهي درغزل هاي هردو يافت
.
روش تحقيق در اين نوشته، به شيوه مقايسه معنايي است به اين شکل که محتوا و مضمون غزل هاي شکسپير با محتواي برخي ابيات غزل هاي سعدي مقايسه شده است. طي مطالعه اجمالي غزل هاي عاشقانه سعدي و غزل هاي شکسپير شباهت هاي معنايي و مفهومي قابل توجهي ملاحظه شد. ابتدا شباهت ها و سپس تفاوت ها دسته بندي شده است. با توجه به اين که تعداد غزل هاي شکسپير نسبت به غزل هاي سعدي کم تر است، بسامد تکرار يک مفهوم در غزل هاي سعدي بيشتر مشاهده شد، به اين دليل در متن، گاه چندين شاهد مثال از سعدي در برابر يک يا احيانا چند شاهد مثال از شکسپير آورده شده است. شايان ذکر است که امکا ن مقايسه و بررسي تمام غزل هاي سعدي و شکسپير در اين مجال نبود و اين نوشته، مي تواند چشم انداز روشني براي پژوهش هاي بيشتر باشد
.

 
كليد واژه: شکسپير، سعدي، عشق، غزل عاشقانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):141-160.
 
شيرين و پاملا (بررسي تطبيقي «خسرو و شيرين» نظامي و«پاملا» ساموئل ريچاردسون)
 
نصراصفهاني محمدرضا,حقي مريم
 
 
 

پاملا يا پاداش پاکدامني، رماني از ساموئل ريچاردسون نويسنده ي انگليسي است که شباهت هاي فراواني با منظومه خسرو و شيرين نظامي گنجوي دارد. در مقاله حاضر به مقايسه اين دو اثر و بيان شباهت هاي آنها پرداخته شده است. در هر دو داستان مردي ثروتمند، مشهور و هوسباز در پي کامجويي از شخصيت زن داستان است و شخصيت زن هرچند در عمق وجود خود عاشق مرد مقابل است.
ولي در برابر هوسبازي هاي او مقاومت مي کند و خواستار ازدواج رسمي است. سرانجام شخصيت مذکر به ازدواج رسمي با زن مورد علاقه خود تن مي دهد و عشق سبب تحول تدريجي و مثبت در او مي شود. در واقع مضمون اصلي هر دو اثر پيروزي بردباري، عفت و پاکدامني بر خودکامگي و هوسبازي است
.

 
كليد واژه: ادبيات تطبيقي، ساختار داستان، نظامي گنجوي، خسرو و شيرين، ساموئل ريچاردسون، پاملا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) بهار و تابستان 1389; 8(14):119-140.
 
قدرت عشق در رمان هاي زير تور و شاهزاده سياه از مورداک
 
مرندي سيدمحمد,ميرزايي سعيده
 
 
 

ادبيات مدرن، نقد ادبي و فلسفه غرب، تاثير عظيمي از نظريات آيريس مورداک، يکي از نامدارترين نويسندگان انگليسي و فلاسفه غرب، پذيرفته اند، اما متاسفانه اين نويسنده و متفکر بزرگ کمتر در ايران شناخته شده است. در بيشتر رمان هاي مورداک، فلسفه نقش مهمي در روند حوادث و شخصيت  پردازي ايفا مي کند و مسايل مختلف فلسفي اخلاقي، همانند ديدگاه وي درباره عشق و قدرت آن، هنر، اخلاقيات، خوبي، خدا و حقيقت، با بافت رمان در هم آميخته اند. در واقع، يکي از محورهاي اصلي هر يک از اين رمان ها، وجود عشاقي است که تعاملات، احساسات و افکار آنها، قدرت اخلاقي و تهذيب کننده عشق را به تصوير مي کشند.
از آنجا که ديدگاه مورداک درباره آثار اخلاقي و نيز ويژگي هاي عشق حقيقي، در مقايسه با عشق مجازي، در واقع بازتابي از مطالعات وسيع وي و سال ها تدريس، تفکر و تعمق در ادبيات و فلسفه غرب بوده است، هدف نگارندگان از اين پژوهش که به روش کتابخانه اي انجام شده است، بررسي و شناسايي عنصر عشق و قدرت آن در دو رمان مورداک (زير تور و شاهزاده سياه) است که منجر به شناساندن جايگاه عشق در اين رمان ها و بطور کلي در ادبيات مورداک، و در سطحي وسيع تر، نوع نگرش غربي نسبت به موضوع عشق در ادبيات خواهد شد.

 
كليد واژه: آيريس مورداک، فلسفه، عشق، اخلاق، انسان خوب، حقيقت جويي، نفس و خودخواهي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):5-22.
 
«رهايي از خويشتن» در شعر فروغ فرخ زاد
 
اسدالهي خدابخش*
 
* دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

مساله اساسي در اين مقاله، رهايي از خويشتن در شعر فروغ فرخ زاد است. اين مفهوم همچون ساير عواطف و احساسات بشري، جزء درون مايه هاي اصلي شعر معاصر فارسي به شمار مي رود.
نگارنده در دو بخش سعي کرده تا مفهوم رهايي از نفس خويشتن را در شعر فروغ نشان دهد. در بخش اول جلوه هايي از شعر وي را که تجلي گاه همين مفهوم است با بحث از پنج مشخصه: احساس همدلي، دانش و بينش، ترديدها، بي تعصبي و خود داري از بيان احساسات فردي تبيين مي نمايد. در بخش دوم هشت عامل مهم را به عنوان عوامل ايجاد رهايي از خويشتن در شعـر شاعر برمي شمارد که عبارت اند از: عشق، آرمان خواهي، تعهد نسبت به زندگي، خداباوري، تنهايي و خلوت گزيني، درد و رنج، مرگ طلبي، شاعري
.
هدف مقاله آن است که خواننده با تامل در نمونه هاي شعري فروغ و نيز مباحث مربوط ديگر که در بخش هاي مختلف مقاله حاضر آمده است ميزان رويکرد و توجه فروغ را نسبت به مفهوم رهايي از خويشتن دريابد و بتواند به تجزيه و تحليل اين رويکرد از نگاه ديگر شاعران معاصر بپردازد
.

 
كليد واژه: فروغ فرخزاد، رهايي از خويشتن، شعر فارسي، احساسات فردي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):39-62.
 
شيرين ترين حکمت هاي خسروي (در غنايي ترين اثر نظامي - امير خسرو و هاتفي)
 
طغياني اسحاق,جعفري سمانه
 
 
 

اين پژوهش به طبقه بندي موضوعي و تحليل پربسامدترين موضوعات حکمي مطرح شده در مثنوي غنايي «خسرو و شيرين» نظامي و مقايسه آن با «شيرين و خسرو» اميرخسرو دهلوي و هاتفي پرداخته است. اين مقايسه يکي از امتيازات متعدد اثر حکيم نظامي گنجوي را نسبت به آثار مقلدانش روشن مي سازد زيرا توجه خاص اين حکيم گرانقدر به حکمت و پند و اندرز در بطن يک داستان عاشقانه، چه از نظر تعداد ابيات اختصاص يافته به اين مطلب و چه از جهت تنوع مضامين حکمي مطرح شده در دل داستان بي نظير است.
در بخش هاي بعدي نيز نحوه بيان اندرزهاي حکمت آميز، حکيم ترين شخصيت هاي هر اثر و حکمت آميزترين بخش هاي هر منظومه مورد بررسي و تحليل قرار مي گيرد. در اين موارد استادي حکيم گنجه در نحوه داستان پردازي و دقت وي در شخصيت پردازي داستان در مقايسه با مقلدان او، امير خسرو دهلوي و هاتفي، روشن مي گردد
.
بديهي است نتايج اين پژوهش با تمرکز بر داستان «خسرو و شيرين» صورت گرفته است و مقايسه ساير آثار نظامي با مقلدانش از اين منظر در جهت تاييد، تکميل و تحکيم نتايج به دست آمده موثر خواهد بود
.

 
كليد واژه: حکمت، پند و اندرز، خسرو و شيرين، نظامي، اميرخسرو، هاتفي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):63-88.
 
مقايسه احساسات جوزف كنراد، اي.ام.فورستر، جلال آل احمد و اقبال لاهوري نسبت به بي عدالتي
 
كافي غلام رضا,جهان ديده محمدهادي
 
 
 

مطالعه و پژوهش در متون فرهنگي و نتايج تفسيري كه از واكاوي ساختارهاي احساسي و ارجاعات درون متني آنها حاصل مي گردد، همواره مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران علوم انساني و منتقدان ادبي بوده است. آثارمنتخب منثور و منظوم اين نويسندگان غربي و شرقي، عمدتا احساس گرا، سرشار از عشق و زيبايي و ملهم از عواطف دروني آنها است. به همين دليل، با وجود آنکه اين آثار از لحاظ شيوه نگارش با يکديگر متفاوتند، جملگي آنان از حيث مضمون شباهت بسياري به اشعار غنايي دارند. هدف از اين تحقيق، بررسي نهادهاي ادبي همچون شعر و رمان به عنوان صورت هاي فرهنگي مختلف گرفته از حس دروني نويسندگان آنها و در عين حال ارتباط آنها با گسترش بي عدالتي، تحكيم قدرت و تسلط كشورهاي مبدا يا بزرگ شهرهاي امپراطوري است. در پژوهش حاضر، روش تحقيق به شيوه اسنادي است كه با استفاده از منابع كتابخانه اي به بررسي احساسات عدالت خواهانه اين نويسندگان در آثار منتخبشان مي پردازد. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که به رغم تفاوت هاي اساسي در شيوه و لحن اين نويسندگان، وجه مشترك آنان در جبهه گيري بر عليه اروپا محوري و احساس انزجار و تنفر آنها نسبت به گسترش بي عدالتي به سرزمين هاي پيراموني مي باشد. البته، ذكر اين نكته لازم است كه در موضع گيري كنراد و فورستر نسبت به بي عدالتي نوعي دوگانگي مشهود است كه ريشه در باورهاي ن‍ژادپرستانه محيط فرهنگي آنان دارد. اين امر خود از موارد تفاوت آنها و تمايز فرهنگي اين دو نويسنده نسبت به نويسنده شرقي دو است.

 
كليد واژه: فرهنگ، بي عدالتي، متون فرهنگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):23-38.
 
عشق به انسان، وطن و مقاومت در شعر قيصر امين پور
 
شريفيان مهدي,صادقي سهيلا
 
 
 

درحوزه شعر انقلاب اسلامي، شاعران بسياري باليده و نام آورشده اند كه بي گمان «قيصر امين پور» يكي از برجستگان ادبيات انقلاب اسلامي است. در ميان شاعران معاصر فارسي، قيصر امين پور هم به لحاظ ((مضامين عرفاني، انساني)) و هم به لحاظ ((مضامين اجتماعي)) شاعر موفقي است. او را مي توان نماينده و پايه گذار ادبيات عاشورايي و ادبيات آييني غزل نو دانست.
غزل نو از تاثير شعر نو بر غزل سنتي شکل گرفت. اين نوع غزل در قلمرو زبان و تعبيرات، تفاوت هاي آشکاري با غزل گذشته دارد. غزل سرايان معاصر به جاي مضامين تکراري و ترکيبات ملال آور از ترکيبات دلنشين و نو سود جسته اند. از جانب ديگر امين پور با کاربرد قالب سپيد و نيمايي در شعرش به موفقيتي نوين دست يافته است. هدف از اين پژوهش بنيادي كه به روش كتابخانه اي انجام شده است، شناسايي و نماياندن برجستگي هاي ذهني و فكري امين پور بر پايه اخلاق و عرفان با زيربناي حماسي است كه منجر به شناساندن سبك خاص شاعر مي شود. در مقاله حاضر به معرفي ذهن خلاق و تخيل قوي اين شاعر عرفان، اخلاق و حماسه پرداخته شده است و مولفه هايي از مضامين شعر قيصر امين پور مانند عشق، وطن، مقاومت، پاسداشت ارزش هاي دفاع مقدس و بزرگداشت نهضت هاي آزادي بخش مورد بررسي قرار گرفته است
.

 
كليد واژه: عرفان، عشق، وطن، مقاومت، غزل نو، شعرسپيد (نيمايي)، ذهن، زبان، قيصر امين پور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

5 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):89-124.
 
بررسي ساختار روايي دو روايت از داستان غنايي «يوسف و زليخا»
 
كرمي محمدحسين,حقيقي شهين
 
 
 

داستان يوسف و زليخا از جمله داستان هايي است که در ادبيات فارسي بازنمودي گسترده داشته است. افزون بر تلميحات و مضمون پردازي هاي فراواني که با توجه به اشخاص و رويدادهاي اين داستان در متون ادبي ديده مي شود، روايت يادشده با شاخ و برگ ها و رنگ آميزي هاي گوناگون، گاه به صورت منظومه اي مستقل، به رشته نظم درآمده است.
واکاوي اين منظومه ها نشان مي دهد که با وجود يکسان بودن شخصيت ها و رويدادهاي اصلي، ميان اين روايت ها، از ديد ساختاري و از ديد محتوا و درون مايه تفاوت هاي چشم گيري وجود دارد.
در اين پژوهش تلاش شده تا دو روايت از داستان يوسف و زليخا، يکي منسوب به ابوالقاسم فردوسي و ديگري متعلق به نورالدين عبدالرحمان جامي، از نظر چارچوب روايي و ساختار با هم سنجيده و موارد اشتراک و اختلاف آن ها از نظر گذرانده شود.
از آن جا كه منظومه يوسف و زليخاي جامي حوادث زايد، واقعه ها متناقض، تصادف و وقايع مبهم كم تري را که از عوامل ضعف پيرنگ شمرده مي شوند، دربر دارد، در مقايسه با منظومه منسوب به فردوسي که بسامد عناصر يادشده در آن بيشتر است، از طرحي منسجم تر و سالم تر برخوردارست و علاقه خواننده را براي دنبال کردن حوادث داستان تا پايان، بيشتر برمي انگيزد.

 
كليد واژه: منظومه يوسف و زليخا، فردوسي، جامي، ساختار روايي، پي رنگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:48 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):125-148.
 
شادي و خوشدلي نزد شمس
 
محمدي آسيابادي علي,علي پور زهرا
 
 
 

شادي يكي از حالات دروني است كه مطلوب همه انسانهاست، اما دست يافتن به آن، و درك ارزش آن آسان نيست. شمس تبريزي، مراد و محبوب مولانا يكي از معدود عرفايي است كه شادي را بسيار ستوده است و درباره علل و انگيزه هاي آن، مطالب ارزشمندي در گفته هاي او آمده است.
تاثير فراوان آموزه هاي شمس تبريزي در افكار مولوي و نقش مولوي در سنت شعر عارفانه فارسي ايجاب مي كرد كه اين موضوع به طور مستقل كاويده شود. علاوه بر اين، درك مباني فكري شمس درباره شادي مي تواند به درك جايگاه اين موضوع در متون عرفاني كمك كند.
در اين پژوهش به بررسي ديدگاه هاي شمس تبريزي در مورد شادي و خوشدلي و همچنين انگيزه هاي شادي در تفکر و انديشه او با روش تحليل محتوا پرداخته مي شود. روح، محبت، سماع، نماز، تصور بهشت، اميد و حتي مرگ از عواملي هستند كه به عقيده شمس، موجب شادي مي شوند. علاوه بر اين، شادي و خوشدلي افراد يكسان نيست، بلكه در اين عالم هر كسي به چيزي شاد است و شادي گونه هاي مختلف دارد.

 
كليد واژه: شمس تبريزي، شادي، مقالات شمس تبريزي، مولانا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها