پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 4 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1388; 7(13):63-88. |
| |
| مقايسه احساسات جوزف كنراد، اي.ام.فورستر، جلال آل احمد و اقبال لاهوري نسبت به بي عدالتي |
| |
| كافي غلام رضا,جهان ديده محمدهادي |
| |
| |
|
مطالعه و پژوهش در متون فرهنگي و نتايج تفسيري كه از واكاوي ساختارهاي احساسي و ارجاعات درون متني آنها حاصل مي گردد، همواره مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران علوم انساني و منتقدان ادبي بوده است. آثارمنتخب منثور و منظوم اين نويسندگان غربي و شرقي، عمدتا احساس گرا، سرشار از عشق و زيبايي و ملهم از عواطف دروني آنها است. به همين دليل، با وجود آنکه اين آثار از لحاظ شيوه نگارش با يکديگر متفاوتند، جملگي آنان از حيث مضمون شباهت بسياري به اشعار غنايي دارند. هدف از اين تحقيق، بررسي نهادهاي ادبي همچون شعر و رمان به عنوان صورت هاي فرهنگي مختلف گرفته از حس دروني نويسندگان آنها و در عين حال ارتباط آنها با گسترش بي عدالتي، تحكيم قدرت و تسلط كشورهاي مبدا يا بزرگ شهرهاي امپراطوري است. در پژوهش حاضر، روش تحقيق به شيوه اسنادي است كه با استفاده از منابع كتابخانه اي به بررسي احساسات عدالت خواهانه اين نويسندگان در آثار منتخبشان مي پردازد. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که به رغم تفاوت هاي اساسي در شيوه و لحن اين نويسندگان، وجه مشترك آنان در جبهه گيري بر عليه اروپا محوري و احساس انزجار و تنفر آنها نسبت به گسترش بي عدالتي به سرزمين هاي پيراموني مي باشد. البته، ذكر اين نكته لازم است كه در موضع گيري كنراد و فورستر نسبت به بي عدالتي نوعي دوگانگي مشهود است كه ريشه در باورهاي نژادپرستانه محيط فرهنگي آنان دارد. اين امر خود از موارد تفاوت آنها و تمايز فرهنگي اين دو نويسنده نسبت به نويسنده شرقي دو است.
|
| |
| كليد واژه: فرهنگ، بي عدالتي، متون فرهنگي |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391 9:48 PM
تشکرات از این پست