0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1388; 45(1):83-92.
 
تاثيرپذيري حافظ از طواسين و ديوان حلاج
 
شوقي نوبر احمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي خوي
 
 

خواجه حافظ چنان که از اشعارش پيداست به حسين بن منصور حلاج، عارف بلند آوازه قرن سوم دلبستگي وافر، و با سرگذشت تحسين برانگيزش آشنايي کامل داشته است. همين علاقه وافر سبب شده که خواجه، اگر نه همه آثار، دست کم بعضي از آنها، از جمله «طواسين» و «ديوان» اش را مطالعه کند و در نتيجه، تحت تاثير انديشه هاي بلند عرفاني او قرار گيرد.
از آنجا که درباره تاثيرپذيري هاي حافظ از «طواسين» و «ديوان» حلاج تاکنون تحقيقي صورت نگرفته و يا نگارنده از آن بي خبر است، در اين مقاله کوشش شده است که نخست اين دو اثر حلاج به اجمال معرفي شود، و سپس تعريفي از شطح
که پايه سخنان حلاج در اين دو کتاب بر آن است ارايه شود و آنگاه هر يک از وجوه تاثيرپذيري هاي حافظ از حلاج به طور تطبيقي بيان گردد، بدان اميد که طرح اين موضوع خود انگيزه اي باشد بر اين که اهل قلم، در اين زمينه دست به تحقيقات بيشتري بزنند.
البته، در ديوان حافظ ابيات ديگري نيز در ارتباط با «دايره» و «نقطه» هست که نشاني از تاثيرپذيري از «طواسين» و «ديوان» حلاج در آنها به چشم نمي خورد، بلکه خواجه در سرودن آنها به شکل هندسي و مفاهيم متداولشان نظر داشته است، با اين حال، ما براي فزوني فايده اين گفتار، نظري اجمالي به اين قبيل موارد نيز خواهيم داشت.

 
كليد واژه: شطح، طواسين، دايره، نقطه، پرگار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:11 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1388; 45(1):93-112.
 
نقد و تحليل ابيات عربي در تاريخ بيهقي
 
نجاريان محمدرضا,ايران منش مريم
 
 
 

تاريخ بيهقي شاهکار نثر قرن پنجم هجري و سرمشق تاريخ نويسي اخلاف او و نمونه نثر استادانه و گنجينه اي از شواهد ادبي و قراين اوضاع اجتماعي و سياسي آن دوران است. بيهقي بر لغت و ادب عرب احاطه داشته که شرط لازم منصب دبيري در آن زمان بوده است. با توجه به اينکه نثر تاريخ بيهقي بينابين است و با نثر دوره اول متفاوت است، در ميان شواهد آن، اشعار عربي زياد نيست. در اين اشعار، بيهقي نام شاعر را نيز در کنار اثرش ذکر مي کند. بعضي از اشعار به واقعه اي تاريخي مربوط مي شود که بيهقي آن را براي تاييد مدعا مي آورد و ربطي به اصل تاريخ ندارد و شماري از آنها براي پند و اندرز ذکر شده است، اما سرايندگان اشعار از دوره هاي مختلف ادبيات عرب «جاهلي، مخضرم، صدر اسلام، اموي و عباسي»، همچون متنبي و ابوالعتاهيه و غيره انتخاب شده اند. بعضي از اين سرايندگان ناشناخته مانده اند، چنانکه بيتي منسوب به حضرت علي (ع) است که به آن اشاره نشده است. نيز نسبت بعضي از اشعار به سراينده نادرست مي نمايد و سهوهايي نيز در نگارش آنها ديده مي شود. به نظر مي رسد بعضي از ابيات را خود بيهقي تغيير داده باشد که اين امر در مقالات مربوط به متن، يادآوري نشده است، بنابراين، در اين مقاله سعي بر اين است که تحليل و نقدي صوري و محتوايي از ابيات عربي و نکات ناب دستوري و بلاغي و مضامين مشترک با فارسي در آنها ارايه شود.

 
كليد واژه: ابوالفضل بيهقي، نظم عربي، نثر فارسي قرن پنجم، نقد شعر، دوره عباسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:11 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1388; 45(1):113-127.
 
قابليت هاي تعزيه در تصوير پردازي نوين، (در بررسي دو نسخه تعزيه مجلس درويش بياباني و حضرت موسي (ع))
 
ندايي اميرحسين,لزگي سيدحبيب اله
 
 
 

تعزيه به عنوان مهمترين شيوه نمايش مذهبي و آييني در ايران، از قابليت هاي بسياري برخوردار است، که مي تواند در اشکال گوناگون تصوير پردازي نوين امروز مورد استفاده قرار گيرد. در اين ميان، شايد تنها عنصر بسيار مهمي که تاکنون به آن توجه شده، کارکرد فاصله گذاري در شيوه اجرايي آن است. اما با بررسي نسخ موجود از مجالس تعزيه، عناصر ديگري نيز قابل باز شناسي و استفاده هستند که مورد توجه و بررسي علمي قرار نگرفته اند.
رابطه تعزيه و نمايش مذهبي در شکل عام آن، و همچنين مضامين اصلي مطرح شده در تعزيه ها، به شناخت هر چه بيشتر اين عناصر و قابليت هاي آن کمک مي کند، ضمن آن که وجود موسيقي به عنوان عامل بياني و عنصري اجرايي، زمينه اي را فراهم مي آورد که در يافتن نوعي لحن در آثار تصويري،دراماتيک،
(همچون موسيقي تصويري (Music Video مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
بررسي اين عناصر مانند درهم ريزي زماني، درهم ريزي مکاني، جابه جايي شخصيت ها، کارکرد موسيقي، و نيز چگونگي تاثيرگذاري بر مخاطب، نشان مي دهد که تعزيه قابليت هاي ويژه اي در عرصه تصويرپردازي رسانه اي دارد. اين مقاله با مطرح کردن يک نمونه (مجلس درويش بياباني و موسي (ع)) و بررسي دو نسخه از آن مي كوشد اين قابليت ها را بازشناسي کرده، تواناييهاي آنها را براي استفاده در تصويرپردازي نوين و امروزي تبيين نمايد
.

 
كليد واژه: تعزيه، تصويرپردازي نوين، زمان و مکان در تعزيه، شيوه هاي اجرا، نمايش ايراني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:12 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1388; 45(1):53-89.
 
مقايسه چهار روايت ليلي و مجنون نظامي، امير خسرو، جامي و مكتبي
 
ذوالفقاري حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

ليلي و مجنون نظامي (تاليف 584ق) از جمله شاهکارهاي منظومه پردازي عاشقانه در اب فارسي است که 86 تن از نظريه پردازان به استقبال آن رفته اند. ما در اين مقاله، از ميان اين نظريه ها سه روايت اميرخسرو دهلوي (تاليف 698ق) عبدالرحمن جامي (تايف 889ق) و مکتبي شيرازي (تاليف 895ق) را که نزديکترين روايت ها به نظامي است، برگزيده، ضمن گزارش داستان هريک، شباهت ها، و تفاوت هاي داستاني آن ها را به کمک 29 نقش مايه داستاني، در جدولي به اجمال و سپس به همراه مقايسه و تحليل و به تفصيل با روايت نظامي نشان مي دهيم.
هدف اين مقاله، بررسي عناصر روايت در چهار روابت ليلي و مجنون است.
اين بررسي ها نشان مي دهد که مقلدان پس از نظامي، چندان به اصل روايت پايبند نبوده و ضمن نشان دادن هنر زباني خود، در اصل داستان نيز تغيراتي داده اند. اين تغيرات در روايت جامي و سپس امير خسرو بيشتر است. مکتبي شيرازي ضمن حفظ تمامي کنش هاي داستان هاي نظامي چند صحنه تازه نيز به داستان افزوده است.

 
كليد واژه: ليلي و مجنون، كنش، روايت، مقايسه منظومه عاشقانه، امير خسرو دهلوي، عبدالرحمن جامي، نظامي گنجوي، مكتبي شيرازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:12 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):29-44.
 
بررسي خاستگاه واج /l/ در زبان فارسي
 
بختياري رحمان*
 
* دانشگاه بوعلي سينا، همدان
 
 

واج / l / يکي از واج هاي زبان فارسي است که داراي چند منشا متفاوت است. منشا واج / l / در شماري از واژه هاي زبان فارسي نيز مشخص نيست.
اين مقاله بر آن است تا با بررسي سير تحول واج / l / و واجهايي بپردازد که در زبان فارسي منجر به شکل گيري واج / l / شده اند. در اين خصوص سير تحول واج / l / در ديگر زبانهاي خواهر ايراني نيز بررسي شده است، چرا که اين زبانها به نحوي در زبان فارسي تاثير گذاشته اند.
در اين مورد، تحول واج / l / و واجهايي که منجر به / l / در فارسي و زبانهاي خواهر شده اند، از هندواروپايي به هند و ايراني و ايراني باستان، فارسي ميانه و نو) بررسي شده و در خصوص هر يک از تحولات، مثال يا مثالهايي ذکر شده است. در پايان نيز به دسته بندي ريشه شناختي واژگان l - دار فارسي پرداخته شده و منشا واج / l / در واژگان l - دار فارسي مشخص گرديده است.

 
كليد واژه: زبانشناسي تاريخي، ريشه شناسي فارسي، بازخوانهاي هندواروپايي، خاستگاه واج /l/
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 1 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):1-28.
 
رويکردي مشخصه بنياد به فرايندهاي مبتداسازي و تاکيد در زبان فارسي
 
انوشه مزدك*
 
* پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري
 
 

در زبان فارسي، عناصر نحوي درون گروه زمان و از جمله سازه هايي که در جايگاه موضوع قرار دارند، مي توانند به دلا يل کلامي و به منظور يافتن خوانش نشاندار، از فراز يکديگر گذر کنند و به جايگاهي بالاتر از بند خود جابه جا شوند. در نظريه هاي زباني تحليل هاي مختلفي از چنين جا به جايي هايي که غالبا با عنوان فرايندهاي تاکيد و مبتداسازي از آنها ياد مي شود، ارائه شده است. در اين ميان، مقاله حاضر مي کوشد تا با رويکردي مشخصه بنياد، فرايندهاي يادشده را در چارچوب مفاهيم نظري برنامه کمينه گرا تبيين کند و تحليلي همگون از انگيزه حرکت سازه هاي موکد و مبتدا و نيز چرايي اختياري بودن جابه جايي آنها در اشتقاق نحوي به دست دهد. در روند اين بررسي، استدلال مي شود که شاخص گروه زمان جايگاه موضوع است و سازه فاعل براي بازبيني مشخصه تعريف هسته گروه زمان، به اين جايگاه ارتقا مي يابد. اين موضوع از آن منظر اهميت دارد که نشان مي دهد شاخص زمان در فارسي نمي تواند محل فرود سازه هاي مبتدا و موکد باشد (در تقابل با تحليل کريمي، 2005). بدين ترتيب، به پيروي از تحليل همگن و گوئرون (1999) فرض مي شود شاخص هاي گروه هاي بيشينه نقش نمايي که ميان گروه هاي متمم ساز و زمان قرار دارند، جايگاه ثانويه اي براي تظاهر سازه هايي فراهم مي آورند که دستخوش جابه جايي هاي پيش گفته مي شوند. سرانجام، با معرفي مفهوم حوزه کمينه، اشاره مي شود که حرکت عناصر درون گروه زمان از فراز هم و ارتقا به شاخص هاي گروه هاي نقش نماي تاکيد و مبتدا، به پيروي از آموزه هاي نظري برنامه کمينه گرا و بدون تخطي از اصول بنيادين اين برنامه، از جمله شرط پيوند کمينه، صورت مي گيرد.

 
كليد واژه: مشخصه هاي تاکيد و مبتدا، مشخصه هاي تعريف، شاخص زمان، شرط پيوند کمينه، حوزه کمينه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):57-78.
 
ابعاد معناشناختي «بايد» در زبان فارسي
 
عموزاده مهديرجي محمد,رضايي حدائق
 
 
 

بايد از جمله مقوله هاي واژگاني در زبان فارسي است که به طور جدي با مقوله معنايي وجهيت گره خورده و از اين روي، داراي ابعاد معناشناختي پيچيده و قابل تاملي مي باشد. در مقاله حاضر با بررسي و تحليل شواهدي از زبان فارسي معاصر، برخي از ابعاد معناشناختي و کاربرد شناختي مقوله بايد در اين زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. اين بررسي نشان مي دهد که مقوله ياد شده، منتقل کننده طيف گسترده اي از معاني وجهي در زبان فارسي مي باشد. در اين ميان در حالي که معاني وجهي معرفتي مقوله بايد بسيار محدود است، اين مقوله، داراي انواع مختلفي از معاني وجهي کنشگر محور مي باشد. مساله اي که ظاهرا با تحليل هاي در زماني قابل توجيه است. تنوع معاني وجهي بايد را مي توان با چارچوبي کاربردشناختي، شرح و توصيف نمود و آن را زاييده تاثير بافت هاي مختلف بر معناي اين مقوله و مرتبط با عناصري چون زمان دستوري و نشانگرهاي وجهي دانست.

 
كليد واژه: بايد، وجهيت معرفتي، وجهيت کنشگر محور، معاني وجهي، بافت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):79-91.
 
بررسي افزايش و کاهش معنايي در ضرب المثل هاي زبان فارسي
 
گندمكار راحله*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

فرآيندهاي «افزايش و کاهش معنايي» که نخستين بار از سوي صفوي (1379: 247) معرفي شد، از جمله ابزارهاي مناسب براي توجيه و تبيين بسياري از پديده هاي معنايي از جمله چگونگي شکل گيري معني برخي ساخت ها و نحوه درک آنها از سوي شنونده است. عملکرد فعال اين دو فرايند در مکالمات روزمره سخنگويان زبان باعث شده تا «افزايش و کاهش معنايي» به عنوان يکي از فرايندهاي مهم معناشناختي و پديده اي انکارناپذير در مطالعه همزماني و درزماني معني تلقي شود.
چگونگي عملکرد اين فرايند و کارايي آن را در مورد ده ضرب المثل مطرح و مصطلح در زبان فارسي با استناد به«امثال و حکم» دهخدا (1376) و «کتاب کوچه» شاملو (1377) بررسي کرديم. آنچه از نتايج اين ارزيابي به دست آمد حاکي از کارآمد بودن فرايندهاي افزايش و کاهش معنايي در توجيه و تبيين چگونگي شکل گيري معني ضرب المثل هاي زبان فارسي است. تغيير معنايي برخي از ضرب المثل ها در طول زمان نيز ناشي از عدم آگاهي تعداد زيادي از سخنگويان زبان از پيشينه روايي اين ضرب المثل ها و معني و مفهوم نهفته در آن است، روايتي که ضرب المثل بر مبناي آن شکل گرفته است.

 
كليد واژه: معني شناسي، افزايش معنايي، کاهش معنايي، ضرب المثل، انتقال معنايي، تغيير معنايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):93-99.
 
توضيحي درباره نقش نحوي zraiia vourukasaiia (در يشت هشت، بند هشت)
 
مولايي چنگيز*
 
* دانشگاه تبريز
 
 

مدتها است که تصور ميشود zraiia vourukasaiia صورت مفرد مکاني ريشه zraiiah و vourukasa است. در اين مقاله نشان داده خواهد شد که اين تبيين، نادرست است و سپس بر اساس شواهد متعدد از متن اوستا تبيين ديگري براي آن پيشنهاد خواهد شد.

 
كليد واژه: اوستا، يشت، حالت دستوري، ستاک
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زباني (دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران) بهار و تابستان 1389; 1(1):101-114.
 
نقد و بررسي کتاب «ساخت زبان فارسي» با رويکرد معيارهاي نقد و نقد بر نقد
 
شريفي ليلا*
 
* واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامي
 
 

نقد حاضر، نقدي صورتگرايانه در کنار نقد دانشگاهي است. در يک تعريف کلي و عام، نقد صورتگرايانه (فرماليستي)، نقدي است که در بررسي يک اثر، اصالت را به صورت (ساخت: فرم) مي دهد و عمده توجهش به لزوم وجود رابطه اي انداموار و ارگانيک، ميان اجزاي مختلف يک اثر است، به طوري که تمامي قسمتهاي يک نوشته، توانايي پشتيباني و تقويت يکديگر را داشته باشند. نقد دانشگاهي نيز که بر اصول استوار است، مي کوشد در هر حوزه، پيوندهايي ميان نوشته و اصول مرتبط بيابد و بررسي دقيق و موشکافانه اي از موضوع به دست دهد، بدين ترتيب شايد بتوان نقد صورتگرايانه را زيرعنوان نقد کل نگر ونقد دانشگاهي را زيرعنوان نقد جزء نگر مطرح کرد که هر دو، نوعي نقد فني به شمار مي آيند.
نقد و بررسي يک کتاب درسي دانشگاهي، تابع اصول و معيارهايي است اما متاسفانه گاه نقد اينگونه آثار از سوي نقادان، فقط مبتني
بر چند و حتي تنها يک مورد از اين اصول صورت مي گيرد. در نقد کتاب ساخت زبان فارسي سعي مي شود، معيار بررسي، مطابق با الگوي نقد (زرين کوب 1354، افضلي 1387، سرشار 1384، ملکي 1385، بهرام بيگي 1385 و بارت 1979) يک کتاب درسي دانشگاهي باشد و در قالبي منظم و مشخص طرح ريزي گردد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  1:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):5-26.
 
عشق به يک سرنمون ازلي (حضرت علي ع) در مسمط طغرا
 
باراني محمد,الهامي فاطمه
 
 
 

مقاله حاضر پژوهشي در شعر بلند طغراي مشهدي از شاعران و نويسندگان قرن يازدهم هجري قمري است. اين شعر که در قالب مسمط مخمس در يکصد و سي و چهار بند آمده است، به يکي از آثار او به نام «اعتقاديه» تعلق دارد؛ اثري که ناياب است و در مجموعه آثار طغرا و کليات و رسائل او و در هيچ يک از تذکره ها و حتي تاريخ ادبيات ايران نيامده است. اين شعر به طور کامل در نسخه خطي مناقب علوي اثر ميرحسين علي خان تالپور از گنجينه و موزه نسخ خطي حاکمان تالپور در حيدر آباد سند ثبت و ضبط گرديده است. تا به حال هيچ گونه پژوهشي در مورد آن صورت نگرفته است و اين مقاله براي اولين بار به معرفي و بررسي عواطف غنايي آن مي پردازد.
اين مسمط در بزرگداشت حضرت علي (ع) است و از عاطفه فردي و جمعي عميق و دلنشيني برخوردار است. در اين گفتار برآنيم تا به بررسي عواطف شاعر با روش تحليل محتوا بپردازيم.

 
كليد واژه: مسمط، طغراي مشهدي، اعتقاديه، مناقب علوي، كهن الگو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):53-74.
 
بن مايه هاي رمانتيکي شعر نيما
 
شريفيان مهدي,سليماني ايرانشاهي اعظم
 
 
 

رمانتيسم در ايران حاصل شرايط سياسي اجتماعي خاصي بود، که متعاقب اوج گيري چالش ميان جلوه هاي گوناگون سنت، تجدد و بحران برخاسته از آن بود. نيما يوشيج، بنيان گذار شعر نو از جمله شاعراني است که در فضاي رمانتيک طبع آزمايي کرده است و بن مايه هاي رمانتيسم در شعر او تا به جايي است که نمي توان آن را از اشعار نيما جدا کرد. رمانتيسم نيما حد فاصل رمانتيسم ناسيوناليستي مشروطه و رمانتيسم احساساتي عصر پس از اوست.
شعر او بي گمان، تبلور عاطفه انساني و انديشه هاي اجتماعي است. ديد شاعرانه نيما او را به افق هايي بسيار دور مي کشاند، طبيعت با او همدردي مي کند و او به واسطه تخيل و با استفاده از عناصر طبيعت گاه عصر ظلم زده جامعه و گاه ايده هايش را به تصوير مي کشد. مضامين اشعار او ترکيبي است از عشق، طبيعت، اميد، ياس، انسان محوري، تقرير دردهاي اجتماعي و ظلم ستيزي، که همگي نشان از حساسيت رمانتيکي او دارد.
هدف در مقاله حاضر، که به روش کتابخانه اي انجام شده آن است که، خواننده با تامل در نمونه هاي شعري نيما و نيز مباحث مربوط ديگر، که در بخش هاي مختلف مقاله آمده است، ميزان رويکرد و توجه نيما را نسبت به مفهوم رمانتيک دريابد و بتواند به تجزيه و تحليل اين رويکرد از نگاه مکتب رمانتيسم بپردازد.

 
كليد واژه: رمانتيسم، رمانتيسم اجتماعي، نيما يوشيج
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 4 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):75-98.
 
بررسي نوستالژي در ديوان ناصرخسرو
 
صفري جهانگير,شمسي حسين
 
 
 

ناصرخسرو به عنوان شاعري صاحب سبک و غير قابل تقليد در ادبيات فارسي شناخته شده است. هر شاعري به فراخور حال و هوا و موقعيت خود به گذشته و لحظات پس پيش نهاده توجه دارد. نوستالژي يکي از اصطلاحات روانشناسي است که وارد حيطه ادبيات شده است. نوستالژي يا حسرت سروده، حسرت هاي شاعران و نويسندگان را که با نگاهي به گذشته در آثار آنان نمود يافته است، به مخاطبان عرضه مي کند. اين پژوهش ابتدا تعريفي از نوستالژي به دست مي دهد و انواع مفاهيم نوستالژي را در زير دو عنوان کلي فردي و جمعي ارائه مي دهد؛ سپس به بررسي مفاهيم نوستالژي در ديوان ناصرخسرو و تحليلِ کارکردهاي زبان در نوستالژيک کردن فضاي اشعار و ارتباط آن با نوستالژي فردي و همچنين بررسي مولفه هايي همچون اسطوره پردازي و گرايش به آرمانشهر و پيوند آن با نوستالژي جمعي مي پردازد.

 
كليد واژه: نوستالژي، کارکرد زبان، ديوان ناصرخسرو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):99-118.
 
بررسي سيماي معشوق در غزليات انوري
 
كرمي محمدحسين,مرادي محمد
 
 
 

قرن ششم يكي از سده هاي بسيار تاثير گذار در تحول و استقلال قالب غزل است. از ميان غزل سرايان اين سده، بيش ازهمه انوري در تغييرات و سير تطور غزل موثر بوده است. در اين پژوهش سعي شده است ضمن معرفي اجمالي جنبه هاي مختلف اهميت انوري در تحول و سير غزل فارسي، سيماي معشوق انوري با تاكيد بر توصيف اجزاي ظاهري آن، بررسي و تحليل شود؛ بنابراين ابتدا مهم ترين و ويژه ترين اعضاي اندام مورد توجه انوري در تصوير سيماي معشوق، استخراج و در هشت گروه، دسته بندي شده است و سپس با مطالعه و بسامديابي واژه ها و مفاهيم مرتبط با اعضاي مشخص شده، اهميت، چگونگي كاربرد و جايگاه آن ها در تصوير آفريني انوري از سيماي معشوق، تحليل شده است. در پايان نيز به صورت اجمالي، ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري معشوق انوري معرفي شده است.

 
كليد واژه: غزل انوري، سيماي معشوق، توصيف معشوق، زلف، روي، حسن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشنامه ادب غنايي (زبان و ادبيات فارسي) پاييز و زمستان 1389; 8(15):119-144.
 
عوامل مشترک شادمانگي در رباعيات خيام، مولوي و شرفنامه نظامي
 
كيخاي فرزانه احمدرضا*
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

در عصري که تراکم جمعيت، رشد صنعت و توسعه تکنولوژي، به نحو چشمگيري از تفرج و انبساط بشر کاسته و تنش هاي عصبي، فشارهاي مختلفي را بر او تحميل نموده و بيش از پيش موجبات افسردگي و فرسودگي او را فراهم كرده است، بررسي و تحليل مقوله شادمانگي و معرفي عوامل افزايش آن از منظر شاعران ايراني، از موضوعاتي است که مي تواند به ترويج و تعميق شادزيستي و خوشباشي و شادمانگي روحي بشر کمک کند.
البته ذهن و زبان شاعران ايراني در دوره هاي مختلف، واژه شادي و مترادفات و عوامل ايجاد آن را رواجي تمام داده است که در اين مقاله به اختصار به آن اشارت رفته است اما آنچه به طور خاص مورد تحليل اين مقاله است عوامل مشترک شادمانگي از منظر سه شاعري است که پرداختن به آن به دليل اختلاف مبنايي در فکر و انديشه ي آنان، به ظاهر متناسب نمي نمايد، چرا که خيام به معني خاص عارف نيست و مولانا صد درصد عارف است و نظامي با مولوي - هرچند کمتر از خيام - متفاوت است و ليکن از آنجا که هر سه شاعر از معدود بزرگاني اند که ساحت بسياري از معتقدات عمومي را شکسته و خارج از دسته بندي هاي هاي مشربي، با پويايي راي و فکر و نظر و با معرفتي به معناي اعم به مسايل مهم، اساسي و والاي انساني پرداخته اند؛ نگارنده تا حد مقدور فارغ از مهري که به عنوان حکيم يا عارف بر پيشاني هر يک خورده است به بررسي و تحليل عواملي که در اين سه منظومه متلاقي ديده است خواهد پرداخت و به روش تحليل مقايسه اي عوامل مشترک شادمانگي را در شعر خيام، مولوي و نظامي جستجو خواهد کرد.

 
كليد واژه: شادمانگي، رباعي، خيام، مولوي، نظامي، شرفنامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  9:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها