0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1389; 1(1):85-113.
 
بررسي تحولات معنايي و ساخت اطلاع ساخت هاي نشانداري در فرايند ترجمه از انگليسي به فارسي
 
گلفام ارسلان*,اميني رضا,كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه,آقاگل زاده فردوس
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

اين مقاله به بررسي تحولاتي مي پردازد که ممکن است در لايه هاي مختلف معنايي، و ساخت اطلاع يک ساخت نشاندار در فرايند ترجمه از انگليسي به فارسي روي دهد. منظور از ساخت نشاندار در اين پژوهش، ساخت هايي چون ساخت نقش برابر، ساخت هاي وارونه، و ساخت هايي است که در آن ها پيشايندسازي صورت گرفته است. چارچوب نظري پژوهش را دستور نقشگراي نظام مند هليدي فراهم آورده است و تحولات معنايي ساخت هاي نشاندارِ ترجمه شده با توجه به فرانقش هاي سه گانه اين دستور يعني فرانقش تجربي، فرانقش بينافردي و فرانقش متني بررسي شده است. داده هاي پ‍‍ژوهش نيز از ميان نمونه هاي بسياري گزينش شده اند که از ده متن ترجمه شده انگليسي به فارسي استخراج شده اند. اين پژوهش نشان مي دهد که در لايه هاي مختلف معنايي يک ساخت نشاندار، و ساخت اطلاع آن، در فرايند ترجمه ممکن است تحولاتي رخ دهد. برخي از اين تحولات، گريز ناپذير و بسياري از آن ها قابل اجتناب هستند. همچنين به نظر مي رسد که آرايش واژگاني آزاد زبان فارسي، امکانات فراواني براي بيان معناي ساخت هاي نشاندار در اختيار آن قرار داده است.

 
كليد واژه: نشانداري، تحول معنايي، ساخت نقش برابر، ساخت هاي وارونه، پيشايندسازي، ترجمه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1389; 1(1):115-137.
 
تحليل و بررسي عوامل ضعف دانشجويان رشته زبان و ادبيات عربي در مهارت هاي زباني از ديدگاه استادان و دانشجويان اين رشته
 
متقي زاده عيسي*,محمدي رکعتي دانش,شيرازي زاده محسن
 
* گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

يکي از مهم ترين مشکلات دانشجويان رشته زبان و ادبيات عربي، ضعف در به کارگيري مهارت هاي زباني است؛ براي تحليل و ريشه يابي اين ضعف، مهم ترين مولفه هاي تاثير گذار که متخصصان آموزش زبان هاي خارجي و مدرسان مهارت هاي زباني عربي، بر آنها تاکيد کرده اند مشخص و سپس ميزان تاثيرگذاري اين مولفه ها در ضعف دانشجويان، از نظر استادان و دانشجويان بررسي شد. اين مولفه ها عبارتاند از: «مهم ترين عوامل بي نشاطي دانشجويان در يادگيري و رشد مهارت هاي زباني»، «ميزان مفيد و کارآمدي بسته هاي آموزشي موجود»، «ميزان کارآمدي شيوه هاي ارايه دروس مربوط به مهارت هاي زباني»، «ميزان انگيزه دانشجويان و ماهيت آن»، «ميزان کارآمدي روش هاي تدريس استادان براي بالا بردن نشاط دانشجويان» به صورت کلي و «ميزان کارآمدي روش هاي تدريس مربوط به مهارت شنيداري» به عنوان يک مهارت مهم، به صورت خاص. روش تحقيق، پيمايش، ابزار تحقيق، پرسشنامه و شيوه تحليل داده ها، توصيفي- تحليلي است. نتيجه اين پژوهش نشان مي دهد که برخلاف بسياري از گمان ها، دانشجويان نسبت به يادگيري مهارت هاي زباني عربي بي انگيزه نيستند، بلکه اين بي نشاطي است که به اشتباه بي انگيزه گي به شمارمي رود. از عوامل مهم اين بي نشاطي و ضعف، «روش هاي نامناسب تدريس»، «فقدان بسته هاي آموزشي مناسب»، «کارآمد نبودن کلاس هاي آزمايشگاه زبان به علت استفاده نکردن از فنون شنيداري مناسب» و ... است.

 
كليد واژه: انگيزه زبان آموزي، آموزش زبان، مهارت هاي زباني و آموزش زبان عربي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1389; 1(1):139-158.
 
تاملاتي در حوزه معني يابي از متن در زبان عربي
 
ميرحاجي حميدرضا*
 
* گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه علامه طباطبايي، تهران، ايران
 
 

سخن در حضور يا غيبت «معني» است. عقل و منطق حکم مي کند که حضور «معني» امري عقلاني باشد و وظيفه خواننده زدودن حجاب ها و دريافت معاني و مقاصدي باشد که به کمک نشانه هاي لفظي مطرح شده اند. در اين فرايند، نکته قابل تامل آن است که انتخاب و نام گذاري اين نشانه هاي لفظي براي مضامين و معاني و مدلولات، با توجه به ويژگي ها و عملکردي است که براي تمامي بينندگان و مخاطبان آن مدلول، قابل لمس و مشاهده است؛ از اين رو زواياي پنهان در اين نام گذاري نقشي ندارند. با اين تحليل، بهانه مسبوق بودن معني به تئوري هاي هر عصر، رنگ مي بازد و معني، امري متعين خواهد شد. البته مراد از تعين مخالفت با قرائت ها و برداشت هاي گوناگون نيست، بلکه اين استنتاجات تا زماني مي توانند پذيرفتني باشند که با قوانين زباني هم خواني داشته باشند و قرائت هاي استنباط شده با يكديگر تعارضي نداشته باشند. در اين فرايند معني يابي، دلالت هاي داخل زباني و خارج زباني تاثيرگذار هستند. از مهم ترين ابزارهاي دريافت معني که چالش هاي بسياري را در محافل فکري برانگيخته است، سه محور «متن»، «مولف» و «خواننده» هستند که سه ضلع اصلي مثلث معني يابي را تشکيل مي دهند. تعيين سهم هرکدام از اين عوامل، بستگي به نوع نگرش مخاطب و مباني نظري او دارد که در اين مقاله در صدد به چالش کشيدن اين مباني هستيم.

 
كليد واژه: معني، متن، خواننده، تعين، مولف
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات تطبيقي بهار 1389; 1(1):159-177.
 
مرگ انديشي خيامي در آثار دو شاعر فارسي و عربي: صلاح عبدالصبور و نادر نادرپور
 
ميرزايي فرامرز*,شريفيان مهدي,پروانه علي
 
* گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه بوعلي سينا، همدان، ايران
 
 

«انديشه خيامي» حضور شگفت انگيزي در شعر دنياي امروز دارد؛ همين امر وي را شاعري پرآوازه و جهاني کرده است. ديدگاه ويژه خيام به مرگ و زندگي در شعر شاعران امروزي فارسي زبان و عرب زبان انعکاس درخوري يافته است. شايد نابساماني و آشفتگي دنياي معاصر و جريان هاي فکري و فلسفي حاکم بر ادبيات امروز، از عوامل اساسي اين رويکرد به مرگ انديشي خيامي باشد.
صلاح عبدالصبور- شاعر معاصر دنياي عرب- و نادر نادرپور- شاعر دوران کنوني ادبيات فارسي- از جمله شاعراني مي باشند که به پديده حاکم و ويران گر هستي يعني مرگ پرداخته اند و سهم به سزايي از شعر خود را به اين موضوع پرابهام و رمزآلود اختصاص داده اند. هدف از اين تحقيق بررسي تاثير انديشه خيامي و تبيين آن در شعر اين دو شاعر مي باشد. مقايسه شعر اين دو نشان مي دهد كه هر دو شاعر از يک سرچشمه الهام گرفته اند و تحت تاثير نگاه مرگ گريزانه خيامي بوده اند و آن را با معاني کهن تصوف ايراني و فلسفه هستي گرايي (اگزيستانسياليسم) امروزي در آميخته اند
.

 
كليد واژه: عبدالصبور، نادرپور، خيام، مرگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 2 اردیبهشت 1391  11:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):1-17.
 
بررسي ادراک واقعيت و پذيرش خود و ديگران در غزليات حافظ (بر اساس نظريه شخصيت / خودشکوفايي ابراهام مزلو)
 
باقري خليلي علي اكبر*,محرابي كالي منيره
 
* دانشگاه مازندران
 
 

از ديرباز، متفکران ديني و فکري بر اساس مشرب هاي خاص خود، انسان حکيم، عاشق، مقتدر، ضعيف، خودشناخته و ... را الگوي انسان کامل معرفي کرده اند. در قرن بيستم، با ظهور سه مکتب روان کاوي، رفتارگرايي و انسان گرايي، توجه به شخصيت انسان، جنبه هاي عيني تري به خود گرفت. ابراهام مزلو (1908-1970) بنيان گذار روان شناسي انسان گرا ضمن انتقاد شديد از دو مکتب مذکور، طبيعت انسان را نيک و پاک و خواستار شکوفايي توصيف کرده، به جاي بررسي نمونه هاي معلول و رشد نايافته، بهترين نمونه هاي نوع انسان را مورد بررسي قرار داده، آن را شاخصه اصلي روان شناسي خود نموده است. او رفتارهاي انسان را برانگيخته نيازها دانسته و براي او پنج سلسله نياز ذکر کرده: 1. نيازهاي فيزيولوژيکي 2. نيازهاي ايمني 3. نيازهاي عشق و تعلق 4. نياز به احترام 5. نياز به خودشکوفايي. مزلو خودشکوفايي را تحقق بخشيدن به خود در بالاترين سطح مي داند و ويژگي هاي متعددي را براي افراد خودشکوفا مطرح مي کند که در اين مقاله دو ويژگي ادراک بهتر واقعيت و پذيرش خود، ديگران و طبيعت، در غزليات حافظ مورد بررسي قرار گرفته است. از ديدگاه حافظ جهان پيچيده ترين راز و کشف آن بزرگ ترين واقعيت و به تعبير مزلو شناخت هستي است. او با وجود شناخت ابعاد متعدد جهان و بي اعتباري و بي ثباتي نقش دوران، هرگز آن را به ميل خود تفسير نمي کند و گاه به جاي ستيزه با آن، تسليمش مي گردد و زماني نيز به اقتضاي موقعيت، آشفتگي و بي نظمي پيشه مي کند. خودپذيري او سه محور: الف) هنر شاعري ب) پذيرش مسووليت اعمال پ) اميدواري را شامل مي گردد و عدم حالت تدافعي و احساس گناه و شرمساري در مقابل کمبودها و کاستي هاي قابل اصلاح، مهمترين موضوعات ويژگي پذيرش خود، ديگران و طبيعت را تشکيل مي دهند.

 
كليد واژه: روان شناسي انسان گرا، مزلو، خودشکوفايي، درک واقعيت، پذيرش خود و ديگران، حافظ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):19-34.
 
انواع، مراتب و کاربردهاي نور در مثنوي
 
روحاني رضا*,عربشاهي كاشي الهام
 
* دانشگاه كاشان
 
 

نور، يکي از مباحث مهم و کليدي در عرفان اسلامي و از پرطرفدارترين، مباحث نظري - کلامي در ميان متکلمان و فلاسفه است. در ميان عارفان مسلمان، مولوي در شمار کساني است که بسيار به مبحث نور پرداخته و از آن براي بيان مقاصد مختلف معرفتي و توحيدي بهره برده است. او با تاثر از فرهنگ اسلامي و منابع اصلي آن (قرآن و حديث)، به بررسي انواع و مراتب نور (انوار پايدار، و انوار ناپايدار) پرداخته است.
نگارندگان در اين مقاله، ضمن تبيين اين موضوعات، به بررسي فوايد و کارکردهاي دنيايي و آخرتي نور در مثنوي و تطبيق انديشه نوري مولانا با ساير عارفان، و نيز تبيين برخي مشترکات و اختلافات آنها پرداخته اند. نويسندگان نشان داده اند که مولانا چگونه با بهره گيري از اين عنصر مهم و محوري عرفاني و به کمک تجارب شخصي، توانسته است مباحث سنگين و دشوار معرفتي را بصورتي آسان و قابل فهم براي مخاطبان خود تبيين و تشريح کند و آنان را به کسب نور و خويشتن شناسي و معرفت آموزي، براي پيمودن مسير دشوار طريقت ترغيب نمايد.

 
كليد واژه: مولوي، مثنوي، انواع و مراتب نور، کارکردهاي نور، انگيزه هاي مولوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):35-46.
 
الگوي کنشگر در برخي روايت هاي کلامي مثنوي معنوي بر اساس نظريه الگوي کنشگر آلژيرداس گرماس
 
مشيدي جليل*,آزاد راضيه
 
* دانشگاه اراك
 
 

در علم روايت شناسي شخصيت ها به عنوان جزئي از ساختار کلي متن محسوب مي شوند که تابع کنش هاي از پيش تعيين شده اند، بنابراين براي تحليل شخصيت ابتدا بايد الگويي از حوزه کنش آنان به دست آورد. آلژيرداس ژولين گرماس، از جمله روايت شناساني است که به چنين الگويي دست يافته است. گرماس معتقد است، الگوي کنشي که ارائه داده جهان شمول است و با هر روايتي قابليت انطباق دارد. از طرفي درون مايه روايت مي تواند تا حدودي بر ساختار آن تاثير بگذارد. در اين مقاله با نظر به جهان شمول بودن الگوي کنش گرماس و قابل انطباق بودن آن با هر چه روايت محسوب مي شود، برخي از روايت هاي دفتر اول و دوم مثنوي که از درون مايه کلامي برخوردار بودند، برگزيده شد تا نشان داده شود در مواجهه روايت هاي کلامي با الگوي کنشگر به عنوان بخشي از ساختار چه رخ مي دهد و از خلال اين رويارويي دريچه اي تازه گشوده شود تا بتوان از اين منظر نسبت به برخي روايت هاي کلامي مثنوي به نگاهي بديع و متفاوت دست يافت. آن چه به عنوان دستاورد اين پژوهش بر آن تاکيد مي شود، تغييراتي است که در نتيجه درون مايه کلامي روايت ها، بخصوص در حوزه کنش بازدارنده و ياري رسان رخ مي دهد. کنشگران متناسب با نوع عقيده کلامي گاه نسبت به اين تغييرات آگاهي دارند و گاه ناآگاهانه عمل مي کنند. همچنين بر اساس نظريه گرماس و نيز عقيده توحيد افعالي جفت متقابل بنيادين در روايت هاي منتخب انسان و خدا به عنوان دو فاعل مجازي و حقيقي است که مفعول آنها مي تواند نسبت به هم دو حالت همسويي و تضاد داشته باشد.

 
كليد واژه: الگوي کنشگر گرماس، روايت هاي کلامي، مثنوي معنوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):47-60.
 
نمودهاي رمانتيسم در نفثه المصدور
 
بتلاب اکبرآبادي محسن,خزانه دارلو محمدعلي
 
 
 

رمانتسيم از جمله مکتب هايي است که در قرن هجده با شعار بيان آزاد احساسات فردي، بازگشت به طبيعت، بدوي گرايي، نگرش تخيلي و ... در مقابل تفکر خردگراي کلاسيسم به پا خاست. نفثه المصدور به عنوان متني تاريخي - ادبي همانندي هاي ويژه اي با اصول و مباني رمانتيسم دارد و همين مساله زمينه بررسي نقدي رمانتيسم را با توجه به ويژگي هاي سبکي در اين اثر فراهم مي آورد. به لحاظ معنايي وجود عواملي مانند توجه به احساسات شخصي و بيان آزاد آنها، نگاه کشف و شهودي به طبيعت، اتکا به تخيل ثانويه در توصيف امور بيروني، ترسيم آرمانشهر و عوامل زباني اي از؛ جمله برجسته کردن جنبه ادبيت متن با استفاده از تمهيدات ادبي اي چون تشبيه، استعاره، تضمين و ...، توصيفات مکرر و طولاني و نمادپردازي؛ از جمله مواردي هستند که به نفثه المصدور، سبکي رمانتيک بخشيده است. اين مقاله درصدد نيست تا با نگاهي اثبات گرا، انديشه اي خاص را به يک متن تزريق کند، بلکه در پي آن است تا ضمن برشمردن ويژگي هاي مشترک سبکي نقثه المصدور با مکتب رمانتيسم و تکيه همزمان بر ساحت ادبي (درون متني) و بافت تاريخي (برون متني) آن جهت بررسي ساز و کار شکل گيري معنا، زمينه ساز نگرشي نو به متني کلاسيک باشد.

 
كليد واژه: رمانتيسم، نفثه المصدور، تخيل ثانويه، ادبيت، احساس گرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):61-74.
 
رد و موبد در شاهنامه
 
دلپذير زهرا,شاميان ساروكلائي اكبر,رحيمي سيدمهدي
 
 
 

در آيين مزد يسنا ايزدان و فرشتگان نگهبان آسمان و زمين و هر آن چه نيک و نغز و از آفريدگان پاک مزدا به شمار مي آيد، سمت ردي يا سروري دارند. در اکثر آثار ديني زرتشتي و متون پهلوي نيز رد به معناي پيشواي ديني زرتشتي و رهبر روحاني به کار رفته است. در شاهنامه فردوسي هم رد از لغات پرکاربردي است که فرهنگ نويسان براي آن معاني مختلفي چون دانا، خردمند، دلير و پهلوان را ذکر کرده اند؛ اما نکته مهمي که اکثر شارحان به آن نپرداخته اند، پيوند رد و موبد و علت کاربرد زياد اين دو واژه در کنار يکديگر در مشهورترين حماسه ملي ايران است. رد در شاهنامه در بيشتر موارد، همچون متون اوستايي و پهلوي، همان دستور است که در سلسله مراتب مذهبي ايران باستان جايگاه مهمي داشته است، بنابراين ردان و موبدان هر دو از اعضاي جامعه ديني محسوب مي شدند. نگارندگان مقاله مي کوشند با تکيه بر شاهنامه فردوسي، نقش و جايگاه رد و پيوند آن با موبد را در سه فصل بررسي کنند: 1. واژه شناسي رد 2. رد در شاهنامه 3. پيوند رد و موبد.

 
كليد واژه: رد، موبد، دستور، جامعه ديني ايران باستان، شاهنامه فردوسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):75-93.
 
لحن، صحنه پردازي و فضا ابزار انتقاد و اعتراض بيهقي
 
صحرايي قاسم,حيدري علي,ميرزايي مقدم مريم
 
 
 

در اين مقاله برآنيم تا با نگاه تاويل گرانه به عناصر داستاني، صحنه پردازي، فضاسازي و لحن شخصيت ها در تاريخ بيهقي و با کمک گرفتن از تداعي معاني و مفاهيم در محور عمودي و افقي کلام، اين فرضيه را اثبات کنيم که ابوالفضل بيهقي از طريق عناصر مذکور، علاوه بر نوشتن تاريخ و داستان پردازي و زينت و آراستن کلام، از حکومت مسعود غزنوي و فضاي غيرقابل اعتماد دربار او انتقاد کرده است. پس مي توان ادعا کرد که قلم بيهقي، صرفا محافظه کار نيست، بلکه قلم وي توام با انتقاد است، انتقاد از مفاسدي که منجر به شيوع بي اعتمادي در دربار سلطان مسعود شده است؛ البته انتقادي زيرکانه و همراه با رعايت شان پادشاه.

 
كليد واژه: عناصر داستان، تاريخ بيهقي، مسعود غزنوي، انتقاد، بي اعتمادي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):95-108.
 
بازتاب زيبايي شناختي سيماي پيامبران در قصايد خاقاني
 
محسني مرتضي,غني پورملك شاه احمد,مرادي هاجر
 
 
 

زندگي و سرگذشت پيامبران به عنوان انسان هايي کامل و داراي شخصيت آسماني و سيره انساني در اکثر متون ادب فارسي انعکاس يافته و يکي از غني ترين منابع الهام در شکل گيري آثار هنري و ادبي، همواره سرچشمه مضمون آفريني و تصويرسازي شاعران و نويسندگان در ادب فارسي بوده است. آنچه در اين مقاله به آن پرداخته مي شود، تحليل سرگذشت پيامبران در قصايد خاقاني است. شاعر شروان براي طرح هنرمندانه اشعارش از سرگذشت هفده پيامبر بهره برده که جلوه هاي زندگي حضرت رسول اکرم (ص)، بالاترين کاربرد را در ميان هفده پيامبر به خود اختصاص داده است. خاقاني با استفاده از داستان پيامبران، گاه تنها در پي ذکر گوشه هاي از زندگي آنان در قالب شعر است؛ اما در بسياري از مواقع، وي سرگذشت انبيا را وسيله اي براي طرح موضوع هاي مختلف مي کند. شاعر با دست مايه قرار دادن داستان انبيا در پي طرح موضوع هاي متنوعي است که در اين ميان، مدح، نخستين رتبه را دارد. اين رويکرد خاقاني بر تعلق خاطر شاعر به ممدوحان و دستگاه قدرت، ناظر است. شاعر شروان براي رسيدن به مقصود خويش از شيوه هاي بلاغي گوناگوني مانند تشبيه و اغراق بهره جسته است. وي با اين شگردها، کوشيده است توصيف هايي دقيق و روشن از موضوع هاي شعريش ارائه کند.

 
كليد واژه: قصايد خاقاني، داستان پيامبران، تلميح، آرايه هاي بديعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) پاييز 1390; 47(3 (پياپي 11)):109-133.
 
خط معما (پژوهش در انواع و شيوه هاي رمزنگاري منشات)
 
محمدي فشاركي محسن*,شيراني مريم
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

حفظ اسرار دولتي در مکاتبات اداري از مسائل مهم حکومت ها در همه دوره ها به حساب مي آيد و هر روز به اهميت آن افزوده مي شود، به طوري که دانشمندان کوشش مي کنند، شيوه هاي تازه اي براي رمز کردن اطلاعات و کشف رمز نوشتجات خصم به دست آورند. امروزه در دانش رياضيات و رايانه رشته ها و گرايش هايي براي رمزنويسي ايجاد کرده اند. پيشينه اين کار بر اساس منابع و اسنادي که به جا مانده است، به تمدن يونان بر مي گردد. در بين برخي طبقات مردم همانند خلافکاران، زندانيان و گدايان حرفه اي نيز زبان هاي رمزي به کار مي رود که در اصطلاح زبانشناسان، به زبان آرگو (Argo) معروف است. درباره زبان و خط معما و پيشينه و انواع آن در ادب فارسي تقريبا هيچ کار علمي صورت نگرفته است، حتي در دايره المعارف هاي فارسي مدخلي به اين عنوان وجود ندارد. دليل عمده آن، يکي کمبود منابع و ماخذ اين موضوع بوده و ديگر اين که اصول اين دانش را در اختيار عموم قرار نمي داده اند، تا اسرار آن برملا نگردد. مقاله حاضر درآمدي است، بر رمزنگاري مکاتبات و شيوه هاي آن در فرهنگ اسلامي و نيز معرفي انواع قلم هاي رمزي و مرکب هاي نامريي نويسي و اصطلاحات مربوط به اين دانش که اسرار آن را پوشيده و مخفي نگاه داشته اند.

 
كليد واژه: خط معما، رمزنگاري، قلم هاي سري، زبان مخفي، مکاتبات ديواني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):9-30.
 
رنگ و تحليل زمينه‌ هاي تاويل رمزي آن در هفت پيکر
 
علي اكبري نسرين,حجازي سيداميرمهرداد
 
 
 

رنگ يکي از نشانه ‌هاي مهم روايتگري نظامي براي بيان وجه تمثيلي نگرش هستي شناسانه اوست، به اين دليل رنگ ساحتي رمزگرايانه و تاويل پذير دارد، فهم معني رمزي آن مستلزم شناخت زمينه‌ هاي تاويلي آن است. شناخت اين زمينه ‌ها، سبب فهم پيوند رمزي رنگ و منشا آن، نور، مي ‌شود. ارتباط نور و رنگ در روايت پردازي نظامي کانون جذب عناصري ديگر، از قبيل هفت ستاره، هفت گنبد، هفت اقليم، هفت بانو، هفت فلز، بهرام، زمان و ... شده که با رنگ ارتباط صوري و محتوايي يافته ‌اند. اين ارتباط در تاويل رمزي آن سبب شده که «آفريننده» مرموزاليه نور و «انسان مثالي» با اطوار وجودش مرموزاليه رنگ گردد و نور و رنگ جلوه ‌اي از «وحدت و کثرت» باشد. در اين مقاله کوشش شده تا ديدگاه نظامي در اين باره توضيح داده شود و پيوندهاي آشکار و پنهان ميان رنگ و صورت و محتواي حکايتي که در هر يک از گنبدهاي هفتگانه روايت مي ‌شود و زمينه ‌هاي تاويلي آنها بيان گردد.

 
كليد واژه: نظامي، رنگ، نور، تاويل رمزي، هفت پيکر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):1-8.
 
بررسي اجزاي کلام در جنيدنامه
 
پويان مهر ميترا,طالبيان يحيي
 
 
 

از جمله بررسي ‌هاي مفيد براي آشکار شدن سازوکار روايت ‌ها و به طور خاص قصه ‌هاي عاميانه، روش تجزيه و تحليل تودوروف، نظريه ‌پرداز عرصه ساختارگرايي است که در تحليل روايت ‌هاي اسطوره ‌اي به کار گرفته شده است. وي اين نوع قصه ‌ها را از جنبه ‌هاي مختلف مورد توجه قرار داده و در بررسي اجزاي کلام قصه‌ ها، آنها را همچون پاره ‌هاي گفتمان به سه دسته اسم، صفت و فعل تقسيم کرده است. بنابراين با تجزيه و تحليل روايت، مي ‌توان به واحدهايي صوري دست پيدا کرد که با اجزاي کلام دستوري شباهت چشمگيري دارند.
اين نوشته «جنيدنامه» را از جنبه اجزاي کلام بررسي مي ‌کند و مي ‌کوشد، با تکيه بر نظريه تودوروف به درک ارتباط متقابل شخصيت ‌هاي «جنيدنامه» دست يابد. براي دستيابي به اين هدف ابتدا توضيح مختصري در مورد نظريه تودوروف در زمينه اجزاي کلام داده مي ‌شود و سپس اجزاي کلام؛ يعني اسم خاص (شخصيت)، فعل (کنش)، صفت (ويژگي) و همچنين چگونگي ارتباط شخصيت ‌هاي قصه با توجه به هر يک از اين اجزا مورد توجه قرار مي ‌گيرد. بررسي اين ويژگي در درک پيکربندي روايت و نيز شناخت زنجيره ارتباطات شخصيت ‌ها که قصه بر اساس آن پايه‌ ريزي مي ‌شود موثر خواهد بود
.

 
كليد واژه: قصه عاميانه، جنيدنامه، تودوروف، ساختارگرايي، نظريه روايت، نظريه اجزاي کلام
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):31-52.
 
تحليل درون ‌مايه‌ هاي اشعار فرخي يزدي بر اساس نظريه زيبايي ‌شناسي انتقادي (با تکيه بر غزل و گاه رباعي)
 
حسن پورآلاشتي حسين,عباسي رضا
 
 
 

مکتب فرانکفورت يکي از جريان ‌هاي فکري است که وظيفه انديشيدن به زمان حال و درک زمان خود به کمک انديشه را مولفه ‌اي براي هر گونه فعاليت عقلاني مي‌ داند. تجزيه و تحليل فرانکفورتي ‌ها از جامعه تا حدود زيادي به انديشه ‌هاي کارل مارکس باز مي ‌گردد؛ اما محور اصلي انديشه مکتب فرانکفورت را بايد در نظريه انتقادي جست که مبين بررسي و تجزيه و تحليل جنبه‌ هايي از واقعيت اجتماعي است که مارکس و پيروان او اهميت چنداني براي آن قايل نشده ‌اند. اين مکتب در برگيرنده انتقاد از جامعه و جنبه‌ هاي گوناگون زندگي اجتماعي و فکري است. نظريه زيبايي شناسي انتقادي (Critical aesthetic theory) از دل اين مکتب بيرون مي ‌آيد. اين نظريه، در حوزه ‌ها و رشته ‌هاي متعددي از علوم انساني و اجتماعي براي تجزيه و تحليل مسايل و مشکلات جوامع معاصر به کار گرفته شده است. در اين مقاله از ديدگاه اين نظريه درباره هنر و ادبيات بهره گرفته ‌ايم. انديشمندان نظريه انتقادي براي هنر و ادبيات ويژگي ‌هايي برشمردند تا بر اساس بينش انتقادي خود مرز ميان هنر اصيل از هنر نااصيل را مشخص کنند. در نوشتار حاضر، ابتدا مفاهيم اصلي در زيبايي شناسي انتقادي؛ چون انتقاد در هنر (Critical of art)، منش ايدئولوژيکي - قوه سياسي - هنر (Ideological nature of art)، هنر انقلابي (Revolutionari art) و خودمختاري در هنر (Autonomy of art)، مورد بررسي قرار گرفته؛ در ادامه، با تحليل مهمترين موضوعات سياسي و اجتماعي ديوان فرخي يزدي اصالت هنر او طبق اين نظريه نشان داده شد.

 
كليد واژه: نظريه زيبايي شناسي انتقادي، غزل فرخي يزدي، انتقاد، هنر انقلابي، خودمختاري هنر، منش ايدئولوژيکي هنر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:52 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها