0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):53-62.
 
قصيده بوي جوي موليان در نيشابور سروده شده است نه هرات
 
شفق اسماعيل*
 
* دانشگاه بوعلي سينا
 
 

قصيده مشهور رودکي (بوي جوي موليان آيد همي) با داستاني که نظامي عروضي سمرقندي در چهار مقاله درباره علت ايجاد آن ذکر کرده است، در نزد تذکره نويسان و مورخان قديم و جديد بحث هاي بسياري برانگيخت. عده اي هرات و برخي مرو را محل سرايش اين قصيده ذکر کرده اند. برخي از قدما نيز اساسا در اصالت و تاثيرگذاري اين قصيده بر امير نصر ترديد کردند و حتي بعضي از بزرگ‌ ترين محققان معاصر نيز بدرستي نتوانستند براي منشا اين قصيده شهر خاصي را ذکر کنند و فقط با اظهار ترديد خود نسبت به اقوال پيشينيان بدون معرفي کردن نام شهر خاصي، از آن گذشتند. در ميان مولفان و محققان قديم اشخاصي مثل گرديزي و حمداله مستوفي و ابن اثير و نرشخي و دولتشاه سمرقندي و جامي و رضا قلي خان هدايت و از بين معاصران نفيسي و عبدالغني ميرزايف و فروزانفر و محمد معين و تني چند در مورد اين قصيده بحث کرده اند.
نگارنده ضمن نقد و تحليل آرا گذشتگان و معاصران، خود درباره محل سرايش اين قصيده نظر ويژه اي دارد که تفصيل آن در اين مقاله آمده است
.

 
كليد واژه: رودکي، اميرنصر، هرات، نيشابور، بخارا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):63-86.
 
نقد و بررسي قرائت‌ هاي‌ تاريخي و زندگي ‌نامه ‌اي غزليات حافظ
 
مالمير تيمور*,دهقاني ديزلي هادي
 
* دانشگاه كردستان
 
 

به رغم شهرت و اهميت حافظ، اطلاع چنداني از جزئيات زندگي وي يا چگونگي سرودن اشعارش نداريم. محققان براي جبران كمبود منابع، يا به گفتارهاي كليشه ‌اي تذكره‌ نويسان اعتماد كرده ‌اند و به تطبيق اشعار و تعابير حافظ با آن موارد پرداخته ‌اند يا آنكه به غزل‌ هاي حافظ همچون سند بازگوكننده زندگي و مسايل عصر تكيه كرده ‌اند. اگر در برخي موارد از شخص يا حادثه ‌اي نامي به ميان آمده، ساير موارد را نيز با آن مطابقت كرده ‌اند و بر مبناي اين تطبيق، مفردات و تعابير اشعار را شرح كرده ‌اند يا جزئيات زندگي حافظ را بر اساس آن بازنويسي كرده ‌اند. علت اصلي اين رويكرد به شعر حافظ، ناشي از تصور استقلال ابيات در غزل حافظ است. اين تصور استقلال، موجب شده محققان از طرح ‌هاي حافظ در غزل هاي مدحي، رندانه، عاشقانه و عرفاني غفلت کنند و معناي ثانوي و هنري گزاره ها و تعابير حافظ را در معناي واقعي تلقي کنند. در اين مقاله، با توجه به ساختار منسجم غزليات حافظ، اسباب و عوامل قرائت تاريخي از اشعار ناب و غيرتاريخي حافظ را بررسي كرده ‌ايم كه با عنايت به ساختار منسجم از محصور كردن غزل‌ هاي ناب حافظ پرهيز مي ‌شود.

 
كليد واژه: انسجام متن، حصر تاريخي، ساختار، مديحه سرايي، نقد تاريخي، نقد زندگي ‌نامه ‌اي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):87-101.
 
اندازه سخن و پيوند آن با زمان و سرعت در ادبيات فارسي
 
اميني محمدرضا*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

جستجو درباره ماهيت و کارکردهاي اطناب و ايجاز در متون ادبي سابقه‌ اي طولاني و گستره ‌اي وسيع دارد. در اين مقاله اين مفاهيم از ديدگاه جديدي مطالعه شده‌ است تا ارتباط اندازه سخن با زمان و سرعت را در جنبه ‌هاي مختلف آن نشان دهد. از آنجا که مفاهيم زمان و سرعت مي‌ توانند معاني مختلفي داشته باشد، نخست کوشش شده با محدود کردن اين موضوع بر دو مساله استفاده از ايجاز و اطناب براي تنظيم عملي زمان در متون داستاني و به تصوير کشيدن هنرمندانه سرعت، حوزه کار مشخص گردد. آنگاه با ارايه نمونه ‌هاي متعدد از متون مختلف ادبي، وجوه ادبي و هنري ادراک شعرا از زمان و تاثير آن در کلام و نيز شيوه‌ هاي نمايش سرعت تحليل شده است. نتيجه اين بررسي نشان مي ‌دهد که در نظر گرفتن دو مفهوم زمان و سرعت موجب درک عميق ‌تري از معناي ايجاز و اطناب و کارکردهاي هنري آن در آثار ادبيات فارسي مي ‌گردد.

 
كليد واژه: ايجاز، اطناب، شيوه‌ هاي نمايش سرعت، زمان در ادبيات، شعر حافظ‌
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):103-116.
 
بازآفريني نيما از حکايت «کرم شبتاب» کليله و دمنه در شعر «مهتاب»
 
دين محمدي كرسفي نصرت اله*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد خدابنده
 
 

در بازآفريني، هنرمند با الهام گرفتن از اثري کهن و به مدد تخيل خويش، دست به آفرينش اثري مستقل، تازه و بديع مي‌ زند و بنا به سلايق، خواسته ‌ها و اهداف خويش، موضوعي را از ژانري به ژانر ديگر تبديل مي ‌کند؛ ولي اين بازآفريني ‌ها هميشه آشکار نيست. اين مقاله با مقايسه تطبيقي ميان دو اثر کاملا متفاوت ادبي، به دنبال پاسخگويي به اين پرسش است که آيا شعر مهتاب نيما يوشيج، بازآفريني حکايت تمثيلي شبتاب کليله و دمنه است؟ بي ‌گمان يکي از آبشخورهاي انديشه نيما، توجه او به ادبيات گذشته ايران بوده است. او بسياري از مضامين اوليه اشعارش را از آثار کهن ادب فارسي اخذ مي ‌کرد؛ ولي همان انديشه‌ هاي کهن، در بيرون آمدن از کارگاه انديشه آفرينش‌ گر نيما، شمايل دروني و بيروني کاملا تازه، ابتکاري، متفاوت و امروزي به خود مي ‌گرفت. با توجه به همانندي‌ هاي فراواني که از حيث شخصيت ‌ها، گفت و گوها، کردارهاي اشخاص، حوادث، زمان، فضا و ساير ويژگي ‌ها بين شعر مهتاب نيما و حکايت تمثيلي شبتاب از کليله و دمنه به چشم مي ‌خورد، به اين نتيجه مي ‌رسيم که نيما يوشيج در سرودن شعر مهتاب، تحت تاثير حکايت تمثيلي شبتاب از کليله و دمنه بوده است. به عبارت ديگر مي توان گفت شعر مهتاب نيما، بازآفريني حکايت «شبتاب» است.

 
كليد واژه: بازآفريني، شبتاب و مهتاب، کليله و دمنه، نيما يوشيج، تاثير و تاثر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) تابستان 1390; 47(10):117-135.
 
ترکيب سازي هاي واژگاني در پنج گنج نظامي
 
قاسمي پور قدرت*
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

نظامي گنجوي ابعاد و ساحت هاي گوناگون قصه پردازي، صور خيال و زبان شاعرانه را در زبان فارسي گسترش داده است. بيشتر توجه پژوهش گران نظامي به توان قصه پردازي، آفاق انديشه ها و صور خيال آثار او بوده است، ليکن توجه به هنر زباني و بويژه توان ترکيب سازي او بر سبيل اشارت بوده است. در اين مقاله سعي مي شود به هنر ترکيب سازي نظامي پرداخته شود. اين جنبه هنر نظامي بر مبناي ديدگاه فرماليست هاي روسي تحليل شده است که بنا بر نگرش آنان فصل مميز آثار ادبي از ديگر سخن ها، آشنايي زدايي؛ بويژه آشنايي زدايي زباني است. همچنين به اين مساله پرداخته شده است که يک شاعر شايد نتواند واژه بسيط جديدي بسازد؛ ليکن هنر شاعر بزرگي همچون نظامي در ساختن ترکيبات جديد است. نظامي اين کار را در وضعيت ها و موقعيت هاي گوناگون جهان داستان، هم براي «اداي مقصود» انجام داده است و هم براي برجسته کردن سخن شاعرانه خود. ترکيب سازي هاي «اشتقاقي» بديع نظامي در ذيل عنوان هايي همچون: ترکيبات ونددار و شبه وندار، صفات فاعلي و مفعولي مرکب مرخم، ترکيبات اسمي، ترکيبات وصفي و ترکيبات معمول داراي معاني نامعمول بررسي و تحليل شده ‌اند. نتيجه کلي اين بررسي اين است که نظامي ترکيباتي فراوان و گوش نواز و نظرگير ساخته است که مي توان گفت هنر مسلط او در ساحت زبان داستان و «بلاغت روايت» همين است و از اين رو کاربرد و زنده گردانيدن آن ها امري بايسته و شايسته است.

 
كليد واژه: نظامي، پنج گنج، ترکيب سازي، زبان شاعرانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):21-32.
 
تصحيح و تحليل يک تصحيف در سه بيت از مخزن الاسرار و اقبالنامه نظامي
 
ذوالفقاري محسن,منصوري مجيد
 
 
 

به عقيده بسياري از محققان، شعر کمتر شاعري به اندازه نظامي و خاقاني دچار تحريف و تصحيف شده است و علت آن نيز توجه بيش از اندازه عموم مردم به شعر آنها - بيشتر در مورد نظامي- و ديگر، دشواري شعر آنهاست که گاهي، کاتبان نسخ هنگامي که با واژه ها و ترکيب هاي غريب و پيچيده آنها مواجه شده اند، جاي اين ترکيب ها و واژه هاي نامأنوس را با واژه ها و ترکيب هايي که به نظر آنها رسيده و با آن آشنايي داشته اند و معني و مفهوم آن را نيز مي فهميده اند، عوض کرده-اند؛ به همين سبب است که در برخي موارد، شارحان و حتي فرهنگ نويسان با برخي ترکيبات در شعر قدما مواجه مي شوند که از گزارش معني و مفهوم آن ترکيب ها، فرو مي مانند.
آنچه در اين مقاله از نظر خوانندگان مي گذرد، تصحيح تصحيفي مشابه در سه بيت مختلف از خمسه نظامي است که اين تصحيف ها، تا حدودي در شعر نظامي و حتي ديوان خاقاني فراگير است. همچنين به شرح چند بيت از خمسه نظامي که بنوعي با ترنج و نارنج مرتبط است، پرداخته شده است
.

 
كليد واژه: تصحيف، صنعت مصحف، بازيچ، نارنج
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):1-20.
 
بررسي کهن الگوي آنيما در اشعار مهدي اخوان ثالث
 
مدرسي فاطمه,ريحاني نيا پيمان
 
 
 

در روانشناسي تحليلي يونگ، آنيما مجموعه ناخودآگاهي است که منشا بسيار دوري دارد و نمونه نوعي همه تجارب اجدادي بشر در باب موجود مونث و باقي مانده همه احساسات و تاثرات حاصل آمده از زن و نظام سازش يابي رواني است که به ميراث رسيده است. اين پژوهش بر آن است تا با تکيه بر جلوه ها و کارکردهاي کهن الگوي آنيما، همچنين ويژگي هاي نهادينه در اين بخش از روان، اشعار اخوان ثالث را به گونه اي دقيق تر مورد کند و کاو قرار دهد. از آنجا که دو قطبي بودن، خاصيت ذاتي کهن الگوها است، در اشعار اخوان ثالث نيز مي توان بسياري از کارکردها و فرافکني هاي مثبت و منفي آنيما را بررسي نمود و تحت تاثير اين کارکرد دوگانه، ديدگاه اخوان را نسبت به جامعه و محيط پيرامونش بخوبي توصيف کرد.

 
كليد واژه: اخوان ثالث، کهن الگو، آنيما، يونگ، نماد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):33-54.
 
هنجارگريزي مولوي در رديف غزل
 
رادمنش عطامحمد*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد نجف آباد
 
 

مولوي در غزليات خود، بيش از شاعران ديگر به هنجارگريزي و نوآوري، روي آورده است؛ اين رويکرد در همه زمينه هاي شعر او؛ بويژه در رديف آشکار است.
وي از موسيقي رديف و اهميت آن در شعر فارسي کاملا آگاه بوده و بيشترين بهره را از قبل رديف برده است. او از حيث تنوع و هنجار شکني رديف در تامين ابعاد موسيقايي سخن، ممتاز است
.
هيچ يک از شاعران پارسي گوي به اندازه او از اين امتياز برخوردار نبوده است؛ غزلهاي او اغلب از تاثير وجد و شور سماع پديد آمده اند و همين امر باعث سنت شکني ها از جمله در رديف شده است
.
طولاني بودن و شورانگيزي رديف و گاه عدم رعايت قافيه پيش از آن و تبديل قافيه به رديف، امتزاج رديف و قافيه، هم معني نبودن رديفها از جمله مواردي است که در اين پژوهش بدانها پرداخته مي شود
.

 
كليد واژه: مولوي، غزل، هنجارگريزي در رديف، رديف غيرفارسي، قافيه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):55-74.
 
الگوي ساختاري، ارتباطي حکايت هاي حديقه
 
ميرزايي خليل آبادي بتول,صرفي محمدرضا,معين الديني فاطمه,كوپا فاطمه
 
 
 

حديقه اولين منظومه مهم تعليمي- عرفاني در زبان فارسي است. سنايي در اين اثر ارزشمند، علاوه بر پرداختن به موضوعات عرفاني و بيان معارف اسلامي، از حکايت و داستان براي مستند و مستدل ساختن مطالبه و قابل فم ساختن آن ها براي عامه استفاده کرده است.
در اين مقاله، براي رسيدن به پاسخ اين پرسش که حکايات حديقه، چه نقشي در تحقق اهداف تعليمي اين منظومه عرفاني دارند؛ الگوي ارتباطي رومن ياکوبسن، اديب و زبان شناس روسي، اساس کار قرار گرفته است. ياکوبسن در هر ارتباط کلامي، شش عنصر فرستنده، گيرنده، پيام، زمينه، رمز وتماس را دخيل مي داند. از ديدگاه وي، در فرآيند ارتباط اين عناصر، تعيين کننده کارکردهاي زبان هستند و در هر ارتباط کلامي، همواره يکي از اين کارکردها برجسته تر است
.
بررسي عناصر فرستنده، گيرنده و زمينه و کارکردهاي اين عناصر در حکايات حديقه نشان مي دهد که در حديقه، کارکرد ارجاعي مهم ترين و پربسامدترين کارکرد است و در جهت توضيح وتبيين زمينه معنايي متن عمل کرده است.
کارکردهاي کنشي و عاطفي در مراتب بعدي قرار مي گيرند و بر تاثير و نفوذ کلام راوي مي افزايند.

 
كليد واژه: سنايي، حديقه، حکايت، الگوي ارتباطي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):75-90.
 
انديشه هاي عرفاني سنايي در باب دعا (با تکيه بر حديقه الحقيقه)
 
اسدالهي خدابخش*
 
* دانشگاه محقق اردبيلي
 
 

عبادت، فطري و ذاتي انسان است. يکي از اين عبادتها، دعا و نيايش است که هرکس ممکن است، نسبت بدان تلقي و برداشتي متفاوت از ديگران داشته باشد؛ به همين جهت، دعا ممکن است عابدانه، زاهدانه يا عارفانه باشد. دعاي عابدانه معمولا با معامله گري و دعاي زاهدانه با ترس و بيم همراه است؛ اما دعاي عارفانه از آنجا که عاشقانه است، في نفسه مطلوبيت دارد و داعي با چنين نگرشي، ديگر منتظر برآورده شدن حاجت هاي خود؛ بخصوص، نيازهاي مادي خويش نيست، همين که معشوق به عاشق اذن گفتگو داده، لذتبخش است.
در اين مقاله سعي برآن است که ابتدا مباحثي چون: سر وجوب عبادتها، ذکر و ياد حق تعالي و درجه عبادتها مطرح شود، سپس انديشه هاي عرفاني سنايي شامل: خواسته هاي سنايي به دعا، رابطه دعا و رضا، رد درخواست هاي مادي، شرايط برآورده شدن دعا و رازهاي عدم اجابت آن ذکر گردد. بنابراين، اوج لذت و سرمستي سنايي را در مراحل مختلف دعاهاي عرفاني وي (مرحله تجلي افعالي، مرحله تجلي صفاتي و مرحله تجلي ذاتي پروردگار) ملاحظه مي نماييم
.

 
كليد واژه: دعا، ذکر، رضا، عرفان، حديقه الحقيقه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):91-104.
 
بررسي کارکرد قدرت و فرهنگ سياسي در کليله و دمنه
 
دهقانيان جواد*
 
* دانشگاه هرمزگان
 
 

کليله و دمنه از جنبه هاي مختلف در تاريخ تمدن هند، ايران و جوامع اسلامي اهميت داشته است. اين کتاب بخوبي نگرش به انسان و اجتماع را در جامعه سنتي (پيش از عصر بيداري) منعکس مي کند. اين کتاب به علت امتزاج با فرهنگ هاي مختلف شرقي از لايه هاي متعدد برخوردار است. به طوري که حداقل نقش، سه تمدن بزرگ شرق؛ هند، ايران و عرب در آن قابل مشاهده و بررسي است.
بيشتر داستان هاي کليله و دمنه تمثيلي و به زبان حيوانات است. احتمالا دليل عمده استفاده از شخصيت هاي حيواني، محتواي سياسي آن است. اين شخصيت ها نويسنده را قادر ساخته، مسائلي را بيان کند که طرح آن در قالب شخصيت هاي انساني، مشکلاتي را ايجاد مي کرد. داستان هاي کليله و دمنه غالبا انعکاس هرم قدرت در جامعه شرق (هند، ايران و جهان اسلام) است؛ بنابراين به بهترين وجهي ساز و کار فرهنگ سياسي، منشا قدرت و چگونگي رفتار و تاثير آن را بر طبقات ديگر نشان مي دهد. با تجزيه و تحليل متن مي توان ساختار فرهنگ سياسي و تاثير آن را بر رفتارهاي فردي و اجتماعي کشف و بررسي کرد
.
آرا و عقايد نظريه پردازان مدرن و پست مدرن، خصوصا ميشل فوکو اين واقعيت را آشکار مي سازد که قدرت و فرهنگ سياسي منشا بسيار پيچيده دارد و بر تمام شئون زندگي فردي و اجتماعي تاثير مي گذارد. چگونگي به وجود آمدن قدرت و کنش و تعامل آن با جامعه و نهادهاي اجتماعي، موجب بروز رفتارها و انديشه هايي مي شود که در تمايز رفتارهاي مردم يک جامعه از ديگر جوامع تاثيرگذار است. به عبارت ديگر در پرتو اين نظريه و نظريه هاي ديگر مي توان ادعا کرد، فرهنگ سياسي در يک جامعه رابطه معناداري با نوع روابط انساني دارد. در اينجا با بررسي قدرت، فرهنگ سياسي و پيامدهاي آن در کليله و دمنه، در حد امکان رفتارها و باورهاي انسان شرقي را در اين اثر که به تعبيري ملتقاي فرهنگ هند، ايران و جهان اسلام است، بررسي خواهيم کرد
.

 
كليد واژه: کليله و دمنه، فرهنگ سياسي، قدرت، رفتارهاي اجتماعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):105-122.
 
بررسي قصه هاي «ديوان» در شاهنامه فردوسي (بر اساس نظريه ريخت شناسانه ولاديمير پراپ)
 
روحاني مسعود,عنايتي قاديکلايي محمد
 
 
 

امروزه نقدهاي زيادي وجود دارند که بر کارکردهاي ساختاري استوارند. ساختارگرايان همواره در پي آن بودند که به الگوهاي روايتي مشخص دست يابند تا به کمک آنها، قصه ها و داستان ها را مورد بررسي قرار دهند. از بين آثار به وجود آمده، کار ولاديمير پراپ از همه مهمتر بود؛ وي با تجزيه و تحليل قصه هاي روسي پريان، نموداري شامل سي و يک خويشکاري ارايه کرد و معتقد بود، اين الگو را مي توان در مورد ساير قصه هاي عاميانه و حتي رمان ها به کار برد. روش پراپ بعدها توسط محققان ديگر مورد استفاده قرار گرفت و گاهي نقدهايي بر آن وارد شد.
شاهنامه فردوسي از جمله آثاري است که در آن داستان ها و داستان واره هاي فراواني ديده مي شود. از جمله آنها، داستان-هايي است که در آنها ديوان از نقش ورزان اصلي هستند. در اين مقاله سعي شد تا نمودار خويشکاري هاي پراپ و روش ريخت شناسانه وي در داستان هاي ديوان پياده شود تا مشخص گردد، نظريه پراپ تا چه اندازه بر اين داستانها انطباق دارد. بررسي ها و تجزيه و تحليل اين داستان ما را به اين نتايج رسانده است که قصه هاي ديوان در شاهنامه قابل بررسي با کارکردهاي ريخت شناسانه پراپ است و توالي کارکردهاي مورد نظر پراپ نيز در اين داستانها ديده مي شود. حرکت هاي موجود در اين داستانها از نظر موضوع و محتوا، بيشتر از نوع اول حرکت هاي پراپ يعني بسط از طريق خويشکاري (
H-Iجنگ و کشمکش) هستند و خويشکاري «طلسم» يا «افسون» در اکثر داستانها حضور دارد. در برخي داستانهاي ديوان، بعضي کارکردها تکرار شده اند که اين امر علاوه بر تاکيد بر اهميت حادثه اي که رخ مي دهد و توانايي هاي خاص قهرمان، نوعي حالت تعليق در قصه به وجود مي آورد.

 
كليد واژه: نقد ادبي، ساختارگرايي، ولاديمير پراپ، ريخت شناسي، شاهنامه، ديو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) بهار 1390; 47(9):123-134.
 
تحليل کارکرد کهن الگوها در بخشي از داستان بهرام چوبين
 
جعفري طيبه,چوقادي زينب
 
 
 

سرگذشت قومي و ملي ما شاهنامه فردوسي، نسيجي گرانقيمت، بافته از تار و پود اسطوره، حماسه و تاريخ است که برخي کوشيده اند آن را به سه بخش اساطيري، حماسي و تاريخي تقسيم کنند؛ اما در هم تنيدگي اين سه قسمت چنان است که تعيين حد و مرز و جداسازي آن از يکديگر امري ناممکن مي نمايد. براي نمونه آنچه ايشان آن را بخش تاريخي شاهنامه مي دانند، مزين به طرازي زربفت از انديشه اساطيري و مفاهيم نمادين و کهن الگويي قومي و بدوي ايرانيان و همچنين داراي رنگ و بويي حماسي است. يکي از اين داستانها، داستان تاريخي- افسانه اي بهرام چوبين است که در بخشي از آن «کهن الگوي فرايند فرديت رواني» نمودي برجسته يافته است. در اين بخش، بهرام به پيشروي گوري، وارد قصري نمادين مي شود و با آنيماي پري پيکر مستور در ناخودآگاهي خويش ملاقات مي کند و در پي اين ملاقات، تحولي عظيم در شخصيت وي پديد مي آيد؛ چنان که سوداي پادشاهي در سر مي پروراند و به دنبال اين سودا بر هرمزد شاه مي شورد و چندگاهي نيز بر تخت حکومت ايران مي نشيند. اما اين پادشاهي ديري نمي پايد و بهرام محکوم به مرگ مي شود؛ زيرا از يک سو به شاه که بن مايه اي مقدس و الهي در نظام فکري ايران کهن است، بي حرمتي کرده است و از ديگر سوي هنجار پهلواني را شکسته و فراموش کرده است که پهلوان هرچند هم نيرومند باشد، تنها فره پهلواني دارد و سرير پادشاهي از آن کسي است که از فره شاهي برخوردار باشد.

 
كليد واژه: بهرام چوبين، فرايند فرديت، سايه، آنيما، خود
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 1 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) زمستان 1389; 46(8):1-16.
 
فارسي دري
 
تدين مهدي*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد نجف آباد
 
 

فارسي دري زباني است که از اواخر دوره ساساني تا امروز، زبان فرهيختگان ايراني بوده و نه تنها درمداين و سواحل اروند رود؛ بلکه در دور دست ترين شهرهاي خراسان و ماورا النهر بدان سخن مي گفته اند. با وجود دلايل کافي براي اثبات اين مدعا بيشتر پژوهشگران و نويسندگان تاريخ ادبيات برآنند که فارسي دري گويش يا لهجه اي بوده است محدود و منحصر به چند ناحيه در خراسان و ماورا النهر و به وسيله پادشاهان آن ولايات؛ بويژه سامانيان در سراسر ايران گسترش يافته و پس از تحول و تکامل تدريجي به زبان رسمي همه اقوام ايراني در گفتار و نوشتار تبديل شده است. عنوان دري نيز حاکي از نسبت آن به دربارهاي نواحي شرقي ايران است. در حالي که فارسي دري زبان دربار ساساني و نام آن صرفا از انتساب به دربار و شهر مداين است.

 
كليد واژه: زبان فارسي، فارسي دري، نوشتار، خط پهلوي، خط عربي، تعويض خط
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:57 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان) زمستان 1389; 46(8):17-32.
 
نقيضه و پارودي
 
فلاح قهرودي غلام علي,صابري تبريزي زهرا*
 
 
 

اصطلاح نقيضه يکي از فنون عمده طنز، در ادبيات فارسي معادل پارودي در ادبيات غرب قرار گرفته است؛ اما از بسياري جهات با آن تفاوت دارد. در ادبيات فارسي همه مقوله هاي پارودي، بورلسک، تراوستي و ... زير عنوان نقيضه جاي مي گيرند و نقيضه به تنهايي بار تمامي اين اصطلاحات را به دوش مي کشد. نوشتار حاضر ضمن بررسي انواع اصطلاحات مربوط به حوزه نقيضه، به مشخص کردن اين تفاوت ها پرداخته و ضمن به کارگيري اصطلاح نقيضه در همان مفاهيم معمول و سابق آن، مناسب تر دانسته است که نقيضه معادل بورلسک به کار برده شود نه پارودي.

 
كليد واژه: نقيضه، پارودي، بورلسک، مقايسه اصطلاح ها
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
یک شنبه 3 اردیبهشت 1391  8:57 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها