0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):50-55.
 
موي بريدن در سوگواري
 
مختاريان بهار*
 
* دانشگاه هنر اصفهان
 
 

در شاهنامه، شواهدي براي موي كندن هنگام مرگ عزيزي ديده مي شود. يكي از اين شواهد مربوط است به عمل فريگيس در عزاي مرگ سياوش:
همه بندگان موي كردن باز                                     فريگيس مشكين كمند دراز
بريد و ميان را به گيسو ببست                                به فندق گل و ارغوان را بخست
سر ماهرويان گسسته كمند                                   خراشيده روي و بمانده نژند
                                                                        (شاهنامه، دفتر دوم، ابيات
(2299-2297
اين ابيات به سه جنبه آييني اشاره دارد: گشودن موي بندگان؛ بريدن موي زن در سوگ همسر؛ و بر ميان بستن آن.
اين رفتار آييني در سوگواري رسمي است بسيار گسترده كه از ديرينه روزگاران در سراسر جهان شواهد بسيار دارد. يافتن معناي آن در گستره فرهنگ ها به ياري يافته هاي مردم شناسي و باستان شناسي و اسطوره شناسي و هم با شناخت بافت فرهنگ ها و عناصر اعتقادي باستان ميسر است.
از دوران پارينه سنگي به اين سو، از باور به ايزد بانوي بزرگ (ايزد بانوي مادر) در فرهنگ جوامع نشانه هاي بسيار ديده مي شود. همچنين، در همين فرهنگ ها، نقش مو در مراسم خاك سپاري و سوگواري و نسبت آن با ايزد بانوي مادر را به انحاء‌ گوناگون مي توان سراغ گرفت. هنوز هم، در برخي از اين فرهنگ ها از جمله در ايران، نشانه هايي از آن بر جاي مانده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):56-66.
 
قصيده اي نويافته از كسائي
 
حكيم سيدمحمدحسين*
 
 
 

بهترين و كامل ترين تحقيق جامع و علمي درباره زندگي و اشعار كسائي كتابي است كه استاد بزرگوار شادروان محمد امين رياحي با نام كسائي مروزي: زندگي، انديشه و شعر او نوشته است. رياحي، در دو مقاله خود در سال هاي 1348 و 1353، نكات تازه اي در باب زندگي كسائي و مذهب او مطرح كرد و، پس از آن، مجموعه يادداشت هاي خود را در كتاب مذكور گردآورد.
رياحي در مجموع موفق شد كه
307 بيت منسوب به كسائي را از فرهنگ نامه ها و جنگ ها جمع كند. شايد مهم ترين بخش اين گردآورده ها دو قصيده كامل از كسائي باشد: يكي قصيده منقبت نامه اميرالمومنين علي عليه السلام در 23 بيت كه از جنگ مزين و نفيس عبداله برمكي گرفته شده است و آن هم اكنون در مجموعه روان كوشكو به شماره 1976 در كتابخانه توپقاپوسراي استانبول نگهداري مي شود؛ ديگري سوگنامه كربلا كه از تتمه خلاصه الاشعار تقي الدين محمدبن علي كاشي (وفات: بين 1022 و 1024 ق) در كتابخانه بانكي پور در پتنه هندوستان به دست آمده است و آن قصيده اي است در 50 بيت كه نخستين سوگنامه مذهبي شناخته شده در شعر فارسي به شمار مي رود.
كار عالمانه رياحي پيگيري براي يافتن ابيات تازه اي از كسائي را مشكل مي كرد زيرا او هر آنچه طي سال ها در منابع قديم و تحقيقات جديد درباره زندگي و شعر كسائي آمده بود از نظر گذرانيده و مطالب نوي را نيز به آنها افزوده بود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):67-74.
 
جور ديگر بايد ديد‌ (سخني در آسيب شناسي نقد شعر مدرن فارسي)
 
رضواني سعيد*
 
 
 

در همه جاي جهان، از ابتداي پيدايش ادبيات مدرن، نقد ادبي، نه تنها به عنوان آينه منعكس كننده حسن و عيب اين ادبيات نقشي ضروري ايفا كرده بلكه، در بسياري موارد، خود در پيدايش جريان ها و سبك هاي آن بيش از هر عامل ديگر موثر افتاده و، در مجموع، يكي از محرك هاي اصلي تحول و تكامل آن بوده است. در كشور ما هم نقد ادبيات مدرن فارسي سنتي به قدمت خود اين ادبيات دارد. نقد شعر مدرن فارسي، كه چند و چون آن موضوع اين مقاله است، از زماني كه نخستين نشانه هاي نوگرايي در شعر فارسي ظاهر شد تا امروز، پابه پاي جريان هاي مدرنيستي اين شعر گام برداشته و در تعيين مسير حركتشان تاثيري بسزا داشته است، به گونه اي كه تاريخ شعر مدرن فارسي از تاريخ نقد آن جدا شدني نيست.
از اين سابقه مي توان نتيجه گرفت كه شعر مدرن فارسي، مانند هر جريان هنري مدرنيستي ديگر، اگر بخواهد زنده و پيا باشد، نياز به نقدي زنده و پويا دارد. پس، در كنار شعر مدرن فارسي، بايد نقد آن را نيز بررسي كرد.
بررسي نقد شعر مدرن فارسي مي تواند موردي و ناظر به نمونه هاي معين و مشخص باشد. اما، در كنار اين بررسي موردي، بررسي كلي به معني بازنگري كارنامه نقد شعر مدرن فارسي و عملكرد آن ضرورت دارد. هدف اين مقاله نمايان ساختن يكي از مشكلات كلي نقد شعر مدرن فارسي يعني سنجش آثار بدون تامل كافي و تنها بر اساس اصول يا «فرمول هاي» از پيش تعيين شده است. ناگفته پيداست كه طرح اين مشكل كلي به معناي آن نيست كه همه آثار انتقادي درباره شعر مدرن فارسي دچار آن اند بلكه به اين معني است كه آن خصوصيت يك يا چند نقد منفرد نيست،‌ بلكه خصلت مشترك شمار قابل ملاحظه اي از نقدهاست. به گونه اي كه مي توان آن را پديده اي در خور مطالعه جدي در نقد شعر مدرن فارسي تلقي كرد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
نقد شعر «آي آدم ها» سروده نيما يوشيج از منظر نشانه شناسي
 
پاينده حسين*
 
* دانشگاه علامه طباطبائي
 
 

نشانه شناسي در زمره رهيافت هايي در نقد ادبي است كه در كشور ما كمتر معرفي شده اند. شمار پايان نامه هايي كه نشانه شناسي، در آنها، چارچوب نظري اتخاذ شده باشد به مراتب كمتر از پايان نامه هايي است كه براساس ساير رهيافت ها در حوزه نقد نوشته شده اند. بي ترديد يكي از دلايل اين امر كثرت و تنوع رهيافت هايي است كه ذيل عنوان عام نشانه شناسي طبقه بدني مي شوند. اين تنوع عملا مانع از آن مي شود كه بتوان روش شناسي خاص يا مجموعه معيني از مفاهيم را با رويكرد نشانه شناختي در مطالعات ادبي برابر دانست. اكثر اين رهيافت ها، در برخي از مفاهيم پايه اي مانند نشانه، دلالت،‌دال، مدلول، مصداق، وجوه مشترك دارند اما در روش شناسي با يكديگر متفاوت اند. با اين همه، نشانه شناسي، براي كاربرد در حوزه نقد ادبي و كاوش درباره شيوه بر ساخته شدن معنا در متون ادبي،‌ قابليت درخور توجهي دارد و، در يكي دو دهه اخير، به ويژه از راه مطالعات فرهنگي، اهميت فزاينده اي در نقد ادبي جديد كسب كرده است.
هدف از مقاله حاضر معرفي يكي از نظريه هاي نشانه شناختي است كه مايكل ريفاتر، نظريه پرداز فرانسوي و استاد فقيد دانشگاه كلمبيا، آن را مطرح كرده است. ريفاتر، در كنار كساني چون رومن ياكوبسن و جاناتان كالر و رابرت اسكولز، در زمره نظريه پردازاني است كه در دهه
1960 ساختارگرايي را در امريكا معرفي و ترويج كرد. نظريه اي كه ريفاتر در نشانه شناسي مطرح كرده ريشه در ساختارگرايي دارد و به خصوص در نقد شعر اعمال شدني است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):75-94.
 
گستره مطالعات مدرسي مولانا
 
دانشگر مريم*
 
* دانشگاه تهران
 
 

براي پي بردن به منابع افكار و آرا انديشه مندان و تاثير ميراث علمي و فرهنگي در آنان، آگاهي از سوابق آموزشي و مطالعاتي آنان وسيله اي حايز اهميت و روشنگر است. كتاب ها و رساله هايي كه در حوزه هاي علمي وقت رايج و در زمره مواد درسي يا جنب درسي بوده شناسه اي معتبر در اين راه شمرده مي شود. اين مقاله با توجه به همين معني نوشته شده و، در آن، براي آشنايي هر چند اجمالي به حوزه مطالعاتي مولانا، تنها از آثاري ياد شده كه وي، در سروده ها و نوشته هاي خود، به صراحت از آنها نام برده يا در دو كتاب رساله سپهسالار و مناقب العارفين به آنها اشاره رفته است. فهرستي كه از آنها عرضه مي شود به ترتيب الفبايي نام كتاب يا رساله تنظيم شده فقط قرآن كريم تيمنا درصدر آمده است.
قرآن الهام گيري مولانا از قرآن كريم و توجه او به آيات آن و مضامين و مفاهيم قرآني در مثنوي و ديوان كبير و آثار منثور او چون فيه مافيه و مجالس سبعه و مكتوبات بي نياز از شرح و بيان است. حتي مثنوي را مي توان تفسير كلام اله خواند چنانچه  شرح مثنوي نيز بدون آشنايي با قرآن ميسر نيست.
الهي نامه در مثنوي از آن نام برده شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 12 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):156-178.
 
گزارش آراء گوستاو لانسون درباره روش تاريخ ادبيات نگاري
 
سميعي (گيلاني) احمد*
 
 
 

گوستاو لانسون (1934-1857) مظهر تاريخ علمي ادبيات فرانسه در قرن بيستم شمرده شده است. حتي امروز او را، در راس پژوهش هاي ادبي «تحصلي مشرب»، باني و الهام بخش همه رساله هاي دكتري درباره زندگي، آثار، منابع، و تاثير نويسندگان فرانسوي مي دانند.
حيثيت و اعتبار علمي لانسون عمدتا بر تاريخ ادبيات فرانسه او مبتني است كه در سال
1894 انتشار يافت و مرجع نمونه تاريخ ادبي آن كور شناخته شد و آن، در واقع، بيش از يك كتاب مرجع است؛ زيرا احكام كلي تاريخي را با چهره پردازي هاي نفساني و توصيف وداوري انتقادي جمع آورده است.
اين اثر به حق با آن چنان توفيقي مواجه شد كه مولف ناگزير چندين بار آن را به روز كرد و تا نزديك به سي سال يعني تا سال
1922 به بسط آن و تجديدنظر در آن ادامه داد و به قولي بهترين تاريخ ادبي قرن نوزدهم فرانسه باقي خواهد ماند. (به نقل از رنه ولك)
روشي كه عرضه مي دارم مختص ادبيات فرانسه امروزي نيست بلكه روشي است كه در تاليف كتب بسيار ارزشمندي درباره ادبيات هاي اروپا و جهان از آن پيروي شده است.
ما با ذوق و ذايقه خواننده كه از ادبيات جز تفريح خاطر نمي طلبد و جز غذاي روح و مايه تلطيف از آن توقع ندارد مخالفتي نداريم. كار روشمند مكمل آن است نه جانشين آن.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 13 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):179-190.
 
گوستاولانسون فرانسوي، نظريه پرداز تاريخ ادبيات نگاري علمي
 
ساجدي طهمورث*
 
* دانشگاه تهران، مركز پژوهشي زبان خارجي
 
 

تاريخ ادبيات نگاري در فرانسه از اوايل قرن هجدهم شكل مي گيرد اما بحثي از روش كار در آن مطرح نمي شود. در قرن نوزدهم به ويژه در اواخر اين قرن، تاريخ ادبيات نگاري، با آثار متنوع و در خور توجه، مراحل گوناگوني را طي مي كند. در اين ميان،‌ تاريخ ادبيات فرانسه (1894)، اثري كه گوستاولانسون در سن سي و هفت سالگي به جامعه ادبي فرانسه عرضه مي دارد و، در آن، به پيروي از روش مختار خود، مجموعه ميراث ادبي فرانسه را بررسي و نقد مي كند، در نوع خود بي نظير مي ماند. از اين رو، بحث امروزي تاريخ ادبيات نگاري توجيهي بسنده براي معرفي و جايگاه علمي او در اين قلمرو است.
گوستاولانسون
(1934-1857)، به سايقه ذوق ادبي خود به مطالعه ادبيات فرانسه در قرون هفدهم و هجدهم گرايش مي يابد. وي در سال 1879 موفق به گذراندن امتحان مدرسي در ادبيات مي شود و بلافاصله، به طور موقت در دبيرستان هاي بايو»، مولن سپس در رن و پاريس به تدريس فن بلاغت مي پردازد. ادبيات فرن هفدهم و بازتاب هاي آن در قرن بعد توجه او را جلب مي كند و به روشني در تفكيك جزئيات از كليات گام بر مي دارد. از اين رو، به زندگي و آثار نيول دو لاشوسه (1754-1692)، درام نويس و مبدع درام بورژوايي و كمدي اشك آور، مي پردازد و رساله دكتري خود را با عنوان خاستگاه هاي درام معاصر، نيول دولا شوسه و كمدي اشك آور ارايه مي كند. اين رساله از رساله دكتري ادبيات ژول لومتر (1914-1853) با عنوان كمدي پس از مولير و تئاتر دانكور متاثر بوده است. در عين حال، چند سال بعد، تاثير رساله لانسون در رساله دكتري ژوزف تكست با عنوان ژان ژاك روسو و خاستگاه هاي جهان وطني ادبي پديدار مي شود. از اين تاريخ به بعد، به تبع رساله لانسون، رساله هاي دكتري متعددي درباره زندگي و آثار،‌ منابع، تاثير مولفان بزرگ و نه چندان بزرگ فرانسوي، و تاثير نويسندگان بر يكديگر نوشته مي شود. (? ولك، ج (1)4، ص (101

 
كليد واژه: 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 14 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):191-202.
 
تركيب در زبان فارسي (4)
 
طباطبايي علاالدين*
 
 
 

8 ساختار 8، اسم + صفت حالت
پيش از بحث تفصيلي درباره اين ساختار، لازم است مرادمان را از صفت حال بيان كنيم.
صفت حالت صفتي است كه با پيوستن پسوند –ان به بن مضارع ساخته مي شود و آن، در برخي دستورهاي سنتي، صفت حاليه خوانده شده است (? شريعت، ص (158؛ مانند گريان، لرزان،‌ هراسان، گريزان. اين واژه ها همگي صفت اند و مي توانند، همچون بسياري از صفت هاي ديگر، نقش قيد را نيز ايفا كنند؛ مثلا در عبارت پسر بچه گريان، گريان صفت است كه مي تواند در مقام قيد نيز به كار رود: او گريان وارد اتاق شد.
از تركيب اسم با اين نوع صفت معمولا قيد يا اسم ساخته مي شود؛ مانند پايكوبان (قيد) و عقدكنان (اسم).
حال به بررس اين دو نوع واژه مركب مي پردازيم:
8-1 اسم + صفت حالت ? قيد مركب
غالب اين قيدهاي مركب از فعل مركب گرفته شده اند:
شنا كردن
? شناكنان                                          ناله كردن ? ناله كنان
شادي كردن
? شادي كنان                                   نعره زدن ? نعره زنان
اما شمار نسبتا اندكي از اين قيدها صرفا از تركيب اسم و صفت حالت ساخته مي شوند بي آنكه بتوان در زيرساخت آنها نوعي فعل مركب بازشناخت؛ مانند جامه دران ولاحول گريان، با اين تاكيد كه جامه دريدن ولاحول گفتن را نمي توان فعل مركب به معني دقيق آن دانست. (
? طباطبائي (1

 
كليد واژه: 
 
 
 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 15 : نامه فرهنگستان زمستان 1387; 10(4 (پياپي 40)):203-212.
 
بررسي معناي برخي واژه هاي مشترك در زبان فارسي و زبان هاي هندي و اردو
 
پناهي ثريا*
 
 
 

در اين مقاله، به نوعي خاص از اشتراكات زبان فارسي، كه از جمله زبان هاي شاخه هند و ايراني خانواده بزرگ هند و اروپايي است، با زبان هاي هم خانواده و هم ريشه آن، هندي و زبان ميانجي اردو، پرداخته مي شود. به ديگر سخن، حضور واژه هاي فارسي در اين زبان ها و چگونگي اين حضور بررسي مي شود. هدف از اين بررسي نشان دادن تعامل و ارتباط تاريخي و فرهنگي سرزمين ايران و شبه قاره و تاثيرپذيري جامعه زباني ميزبان از زبان سرزمين مهمان است.
دراين بررسي، ديدگاه آنتوني آرلوتو،
(-1939)، زبان شناس تاريخي معاصر، درباره دگرگوني معنايي و انواع آن در سطح واژه در مدنظر بوده است. مواد آن از تاثير فارسي بر هندي اثر بحري (? منابع، ذيل (BAHRi 1960 و فرهنگ اردو- هندي باستان- انگليسي اثر جان تي. پلاتس (? منابع، ذيل (PLATTS 1911 و فرهنگ واژه هاي فارسي در زبان اردو (? منابع، ذيل چوهدري) استخراج و، براي شواهد آنها، از فرهنگ هاي فارسي تاليف شده در شبه قاره، كه غالبا فرهنگ هاي متون ادبي تلقي مي شوند، و نيز برخي متون فارسي استفاده شده است.  

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):7-24.
 
ويژگي هاي نگرش خيامي با رويكردي به شعر خيام و ابوالعلا
 
زرقاني سيدمهدي*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

درآمد
سال ها پيش صادق هدايت نوشته بود:
كمتر كتابي در دنيا مانند مجموعه ترانه هاي خيام تحسين شده، مردود و منفور بوده، تحريف شده، بهتان خورده، محكوم گرديده، حلاجي شده ... است.
مجتبي مينوي هم درباره آوازه جهاني خيام گفته است:
تاكنون هيچ يك از شعرا و نويسندگان و حكما و اهل سياست اين سرزمين به اندازه او در فراخناي جهان شهرت نيافته اند.
پس از گذشت چندين دهه از اين اظهارنظرها و با وجود رويكرد جدي جهانيان به شاعراني مثل مولانا و حافظ، هنوز هم مي توان بر سخن مينوي مهر تاييد نهاد؛ زيرا شهرت جهانگير حافظ و مولوي ذره اي از محبوبيت خيام نكاسته و او هنوز از زبانزدترين شاعران ايراني در محافل ادبي شرق و غرب است. اگر شمار اندك رباعيات او را مقايسه كنيم با حجم انبوه نوشته هايي كه اينجا و آنجا درباره او و شعرش منتشر شده، به اين نتيجه مي رسيم كه اين دانشمند و حكيم نيشابوري، به نسبت حجم بسيار كم اشعارش، بسي بيشتر از ديگر شاعران، در مركز توجه قرار داشته و توانسته است آفاق عالم را تصرف كند و قلمرو معنوي خود را تا آن سوي مرزهاي سياسي ايران بگستراند.
قلمرو معنوي خيام گسترده زمان را هم در نورديده است. او، در دوره هاي متعدد، خوانندگان خاص خودش را داشته است. اينكه امروز شمار بسياري رباعي منسوب به خيام وجود دارد بيانگر اين معني است كه پيوسته بوده اند كساني كه به سياق او به هستي نگاه كنند، به سبك او شعر بسرايند، يا درباره او و شعرش بينديشند و مجادله كنند. همين گستردگي و تنوع طيف مخاطبان در گستره زمان و مكان نشانه عظمت شاعر است. به تعبير لونگينوس،
اگر اثر ادبي بعد از خواندن هاي مكرر و در بين اشخاص با علايق و زندگي ها و آرمان ها و سن ها و زبان هاي مختلف باز هم تاثير داشته باشد، در بزرگي آن ترديدي نيست.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):25-38.
 
سرچشمه نظريه هاي ترجمه بررسي موردي نظريه هاي گوته و شلايرماخر
 
خزاعي فر علي,فريدي مازيار
 
 
 

در اين مقاله، مراد ما از نظريه ترجمه روش يا شيوه عمل ترجمه است. روش هايي كه در ترجمه از آنها پيروي مي شود نامحدود نيستند؛ زيرا عوامل دخيل در عمل ترجمه محدودند. مهم ترين اين عوامل اند شيوه بيان نويسنده، اقتضاهاي زبان مقصد، ملاحظات مربوط به مخاطبان فرضي ترجمه، و هدف مترجم از ترجمه. بر اين مبنا، روش هاي ترجمه را از ديرباز به دو دسته مقيد به متن اصلي و مقيد به زبان مقصد يا آشنايي زدايي و آشنايي گرايي تقسيم كرده اند. اين تقسيم بندي، هر چند در مباحث جديد زباني دقيق تر به كار رفته و عوامل بيشتري در آن دخيل گشته اند، هنور هم معتبر است.
نظريه ترجمه، به اعتقاد ما، مبناي علمي ندارد و از عوامل اجتماعي و فرهنگي و سنت فكري جامعه و مشخصا نظريه هاي ادبي و فلسفي و هنري حاكم بر آن متاثر است. البته نظريه پردازان براي توجيه آرا خود دلايلي عقلاني مي آورند اما نمي توان انتظار داشت كه نظريه اي در همه جوامع و در هر زماني مقبوليت پيدا كند زيرا كه جامعه نه از نظر سنت فكري در جايگاه ثابتي قرار دارد و نه پيوسته بر يك حال مي ماند. در مثل، جامعه اي كه توليد ادبي و، در نتيجه، نظريه ادبي و زيباشناختي ندارد با جامعه اي قابل قياس نيست كه، در برابر ساير فرهنگ ها، خود را در جايگاهي چندان رفيع مي يابد كه احساس بي نيازي فرهنگي مي كند و براي فرهنگ و، به تبع آن، زيان جامعه اي ديگر پذيرندگي ندارد. آلمان قرن هجدهم / نوزدهم عرصه اوج مباحثات نظري در باب ترجمه بود. در اين قرن، نظريه پردازان بزرگي همچون گوته
(1832-1749)، هومبولت (1835-1767)، شلايرماخر (1834-1768)، فريدريش فن شلگل (1829-1772)،‌ و نوواليس (1801-1772)، سنت ترجمه و سخن گفتن در باب ترجمه را شكوفا ساختند. در اين ميان، آرا دو تن از اين نظريه پردازان، گوته و شلايرماخر، حايز اهميت ديگري است. بررسي آرا آنان نشان مي دهد كه آنچه در باب ترجمه گفته اند چگونه به آرا اجتماعي و فرهنگي پيشتيبان مربوط است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):39-47.
 
عناصر هنري در دو نمونه از غزل هاي سعدي
 
حسن لي كاووس*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

درآمد
شناسايي و بازنمايي عناصر هنري در بسياري از سروده هاي معنوي، به دليل سادگي شگفت انگيز آنها، بسيار دشوار است. بي گمان نمي توان دليل تاثير كم نظير بسياري از اشعار سعدي را به وجود آشكار صنايع ادبي در آنها كاهش داد. با اين همه، شايسته نمي نمايد كه، به بهانه دشواري و باريكي كار، از جستجوي راز لذت هنري كه از طرفه كاري هاي اين شاعر شيرين سخن شيراز مي بريم بازمانيم.
به قول يكي از شيفتگان سخن سعدي،
آنچه بيش از هر چيز در زبان غزليات سعدي جلب توجه مي كند. مهارت او در ورزيدن الفاظ، تحرك، صفا و صميميت، و ذوق سليم است يعني همان خواصي كه زبان او را سهل و ممتنع مي سازد ... سعدي، در تافت و بافت واژه ها، بارها به آهنگسازاني مشابهت مي يابد كه با «وارياسيون»هاي يك لحن (ملودي) و يك آهنگ مايه (موتيف) يا خود با تكرار و شاخص ساختن يك نغمه (نت) هيجان مي آفرينند. در حقيقت، شاعر شيراز، از اين راه، به شعر ناب نزديك مي شود.
بررسي دو مسطوره
در اين مقاله برآنيم كه بررسي دو غزل نمونه با بن مايه هاي متفاوت از سعدي را براي كشف رمز و راز شگردهاي هنري خاص خود او بيازماييم.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):69-75.
 
خروج يا بروج؟
 
ضيايي حبيب آبادي فرزاد*
 
 
 

شصت و چند سال پيش كه شادران علامه محمد قزويني نسخه خطي مورخ 827 هجري متعلق به مرحوم عبدالرحيم خلخالي را اساس كار خود در تصحيح ديوان حافظ قرار داد، چون به بيت بالا رسيد، به پيروي از آن نسخه كه متعاقبا به صورت عكسي هم چاپ شد، ضبط خروج را در متن جاي داد و فروغ (نسخه هاي خ و ق) و بروج (بعضي نسخ ديگر) را در حاشيه.
پيش تر از آن، خلخالي
(1306) و پژمان بختياري (1315) ضبط خروج را برگزيده بودند. اما تقريبا همه مصححان ديگر از جمله خانلري، نيساري، عيوضي (در هر سه چاپ)، جلالي نائيني و نوراني وصال، نذير احمد، مسعود فرزاد، انجوي (چاپ جديد)، ايرج افشار، يحيي قريب، سايه، و مجاهد ضبط بروج را بر خروج ترجيح داده اند. وجه ترجيح آنان، علاوه بر ضبط اكثر نسخ، لابد مناسبت آشكار لفظ بروج با آسمان، زمين، اختر ميمون، و طالع مسعود بوده است چنان كه، در حاشيه چاپ قريب، به همين معني اشاره شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:11 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):76-100.
 
هزار و يك شب در اروپا بررسي و تحقيق درباره مترجمان، مفاهيم اجتماعي و تاثيرات آن
 
ساجدي صبا طهمورث*
 
* دانشگاه تهران، مركز پژوهشي زبان خارجي
 
 

خوشبختانه امروز مطالعه قصه هاي هزار و يك شب سرگرمي صرف نيست و اثر رابرت ايروين، كه به بررسي آن مي پردازيم، مويد اين معني است. وي، در تحليلي از هزار و يك شب، نشان داده است كه اين كتاب براي تاريخ اجتماعي خاورميانه در قرن هاي ميانه و اوايل دوره جديد ماخذ ارزشمندي است.
به علاوه، آنچه موجب شد جمعي از خاورشناسان اروپايي به آن توجه كنند و درصدد يافتن نسخه هاي كاملي از آن برآيند خود به بررسي هاي انتقادي پرارزش و بررسي هاي تطبيقي و مطالعه تاثير داستان هاي اين كتاب بي نويسنده در ادبيات غرب انجاميد. تحليل ايروين نيز، كه در تاريخ سلاطين مملوك مصر تخصص دارد، دقيقا حاوي همين زمينه هاست.
در طول تاريخ ترجمه سه قرني هزار و يك شب، هميشه نام آنتوان گالان
(1715-1646) با عنوان آن همراه بوده است. خاورشناسان بزرگي همچون ژان ژاك آنتوان كوسن دو پرسوال و لويي ماتيو لانگلس نيز در قرون هجدهم و نوزدهم ميلادي در تكوين خاورشناسي فرانسه از جمله در چاپ و ترجمه الف ليله و ليله نقش داشته اند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:11 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : نامه فرهنگستان پاييز 1387; 10(3 (پياپي 39)):101-113.
 
تحليل روش شناختي ديدگاه ها و آرا ويليام چيتيك درباره تاثيرپذيري مولوي از ابن عربي
 
محبتي مهدي*
 
* دانشگاه زنجان
 
 

موضوع اصلي سخن من، در واقع، بررسي اين مساله محل مناقشه - طي بيش از چهار قرن - است كه مولانا زير نفوذ ابن عربي بوده است يا نه. پيش از ورود به مبحث اصلي مي خواهم بيان كنم كه ويليام چيتيك در اين باب چه نظري اظهار كرده و به چه نتايجي رسيده است. در اين راه، ابتدا نكته اي را مطرح سازم تا وجه مشتركي را كه اساسا در نظرگاه هاي مولانا و ابن عربي مشاهده مي شود روشن سازم و ترجيح مي دهم كه آن را در قالب حكايتي عرضه دارم.
مي گويند كه با يزيد در راهي به حج مي رفت كه شوريده اي او را ديد و گفت: عزم كجا داري؟ گفتي: خانه خداي. گفت: چه همراه داري؟ گفت: هفت صره زر. گفت: صره ها به من ده و هفت بار گرد من بگرد و برگرد كه حج تو مقبول است. بايزيد گفت: اين چه سخن باشد، چون خداي خانه اش را در مكه نهاده است كه مردمان بدان سوي روند و حج بگذارند. شوريده نگاهي به بايزيد كرد و گفت: كعبه خانه اي است كه از باب تشريف بدان بيت اله گويند؛ اما بگو آيا در درون كعبه خدا نشسته است؟ بايزيد گفت: لا. گفت: حال درنظر بياور كه چهار تن از چهار سوي روي به كعبه نماز مي گزارند و هر چهار در سجده هستند. اكنون فرضا، اگر كعبه را از ميان برداري، اين چهار تن به چه كسي نماز مي كنند؟ بايزيد نعره اي كشيد و بازگشت.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها