0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):59-94.
 
بررسي ساختار غزلي روايي از غزليات شمس
 
حقيقي شهين*,حسن لي كاووس
 
 
 

مولوي، همواره يکي از شاعران هنجارشکن به شمار آمده است. دامنه اين هنجارشکني که اساس سبک ويژه مولانا را تشکيل مي دهد، در غزليات شمس از ديگر آثار وي گسترده تر است. از اين رو، شمار فراواني از غزل هاي وي از نظر ساختار و درون مايه با ديگر غزل هاي فارسي متفاوت جلوه مي کنند. از ويژگي هاي مولوي در عرصه غزل پردازي، گنجاندن داستان در غزل است. گاه غزل هاي او داستاني مستقل را باز مي گويند. در بيشتر اين موارد، سروده به مثنوي ماننده تر است تا غزل.
غزلي که در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي گيرد در غزليات شمس ديده مي شود، اما از نظر شمار ابيات (
45 بيت) به قصيده و از نظر مضمون و محتوا، به مثنوي مي ماند. مولوي در غزل ياد شده، از شخصيت پردازي و شيوه داستان در داستان بهره جسته است. همچنين سنت شکني هاي او در عرصه داستان پردازي، روايت گنجانده در اين سروده را به داستان هايي با صناعت مدرن نزديک کرده است. از اين رو، در اين مقاله تلاش شده است تا افزون بر تحليل ساختاري غزل، ساختار روايي آن نيز بررسي گردد و کارکرد هاي داستاني آن باز نموده شود.

 
كليد واژه: مولوي، غزليات شمس، تحليل ساختاري، ساختار روايي، هنجارشکني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1386; 8(مسلسل 14):193-218.
 
غربت و بيگانگي در شعر صعاليک جاهلي
 
افخمي عقدا رضا*
 
* دانشگاه يزد
 
 

جهان بيني بشر، در همه اعصار، شاهد تغييراتي بوده است. نظريه هاي علمي- فلسفي، واقعيت هاي داخلي و خارجي، وقايع سياسي و... زمينه را براي اين تغييرات و تفاوتها فراهم ساخته است. در دوران جاهلي نيز واقعيت هاي داخلي موجود در جامعه قبيله اي، زمينه را براي پذيرش عقيده مقابله با اين جامعه مهيا کرد. محصول اين مقابله، گريز و بيگانگي دروني، انکار آداب و رسوم اجتماعي، فاصله طبقاتي و تبعيض نژادي و عصيان در مقابل آن، غربت مکاني و دل بستن به آرمانهاي بلند انساني و به ديگر سخن، تلاش و اميد براي اصلاح واقعيت هاي موجود در جامعه جاهلي است. شعر صعاليک دوران جاهلـي، بيشتر تصويري از اين آرا و انديشه هاست و اين گفتار عهده دار انعکـاس پاره اي از اين نظرگاه هاست.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1385; 7(مسلسل 13):49-70.
 
بررسي سبک نثر مقالات فرخي يزدي
 
صادق زاده محمود*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد يزد
 
 

روزنامه «طوفان» فرخي يزدي به مدت هشت سال از سال 1300 تا 1307 ش. منتشر مي شد و فرخي، خود بسياري از سرمقالات و بعضي از مقالاتات را مي نوشت و بيشتر از نظر سبک انتقادي، گرايش هاي سياسي و پيام رساني در نثر مشروطيت اهميت داشت و طبعا شيوه نگارش و جنبه ادبي آن در درجه دوم اهميت قرار مي گرفت.
نثر فرخي يزدي را به سه نوع مي توان تقسيم کرد: نثر روزنامه اي، نثر توصيفي، ادبي و نثر منشيانه، اما نثر غالب وي همان نثر روزنامه اي (انتقادي، خطابي) است، که هر چند بيشتر تحت تاثير نثر روزنامه نگاري مشروطيت به ويژه روزنامه نويسي دهخدا بوده، به لحاظ امتيازات روزنامه نگاري و مختصات مقاله نويسي قابل توجه و بررسي است و در اين مقاله سعي مي شود به شاخصه هاي مقاله نويسي، انواع نثر ويژگي هاي سبکي نثر فرخي پرداخته شود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1386; 8(مسلسل 14):77-106.
 
پارسي گويان ايراني در دوره حکومت قطبشاهيان و عادلشاهيان
 
كهدويي محمدكاظم*
 
* دانشگاه يزد
 
 

زبان و ادبيات فارسي از روزگار سلطان محمود وارد سرزمين هند شد و در طول دوره هاي بعد سرتاسر آن سرزمين را فراگرفت. رفت و آمد مهاجران از ايران به هند، موجبات تاثير و تاثر فرهنگي بيشتري به وجود آورد، و از سده دهم هجري در دوره صفويان در ايران، و تيموريان در هند، اين روابط همه جانبه گسترش يافت و به دلايل مختلف، همچون عدم توجه لازم پادشاهان صفوي به شعر و شاعري، و حمايت فراوان پادشاهان هند به اين امر و...، تعدادي از شاعران و اديبان ايراني به هند مهاجرت كردند كه اوج اين مهاجرت را در قرن يازدهم هـ.ق. مي توان ديد و تا سال 1875 م. كه حكومت تيموري منقرض شد، همواره زبان فارسي، زبان رسمي، سياسي و ديپلماسي بود.
حضور سلسله هاي قطبشاهيان در كلگنده (918-1098هـ.) و عادلشاهيان در بيجاپور (895-1097هـ.) ـ كه بخشي از دكن بودـ به سبب نزديكي با پادشاهان صفوي، بويژه از نظر اعتقادي، موجب مهاجرت بيشتر بدان خطه شد. بيش از هفتاد نفر از اين شاعران مهاجر را مي توان نام برد كه اين تعداد، حدود 10 درصد از شاعران مهاجر به كل هندوستان را تشكيل مي دهد
.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):29-58.
 
استعاره در زبان عرفاني ميبدي
 
جبري سوسن*
 
* دانشگاه رازي كرمانشاه
 
 

استعاره تاکنون بيشتر در شعر مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. در اين پژوهش به دنبال پاسخ به اين پرسش هستيم که استعاره در نثر عرفاني ابوالفضل رشيد الدين ميبدي چه کارکرد هايي دارد؟ براي يافتن پاسخ، کاربرد هاي استعاره را در متن نوبت سوم ده جلد تفسير کشف الاسرار، بررسي کرديم. يافته هاي پژوهش نشان مي دهند که جهان عرفاني کشف الاسرار از استعاره ساخته شده و تنها راه ورود به اين جهان، ادراک استعاره است. استعاره توانمند ترين ابزار زباني در بيان شناخت عارفانه ميبدي از هستي است که براي بيان معاني پيچيده، مبهم، عميق و گاه ناگفتني به کار گرفته مي شود. خلق زيبايي در سخن نيز نتيجه بديهي استعاري بودن زبان است. بنابر يافته ها کارکرد هاي استعاره به دو حيطه شناختي و زيبايي آفريني تقسيم شده است. کارکرد هاي شناختي استعاره در اين متن عبارتند از: تجسم مفاهيم انتزاعي، قابل شناخت ساختن مفاهيم و پديده هاي ناشناخته ،خلق معنا يا شبه معنا، روشنگري مفاهيم و انديشه ها، جاندار نماياندن مفاهيم و پديده ها، اقناع مخاطب، بيان عواطف عرفاني و توصيف. کارکرد هاي زيبايي آفرين استعاره نيز عبارتند از: خيال انگيزي، تناسبات تصويري، فشردگي معنا در کلام (ايجاز)، پويايي تصاوير، ابهام، تفسير پذيري.

 
كليد واژه: استعاره، نثر عرفاني، کشف الاسرار، ابوالفضل رشيد الدين ميبدي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):209-247.
 
بررسي مفهوم عرفاني «درد» در شعر عطار
 
نيك روز يوسف*
 
* دانشگاه ياسوج
 
 

مقاله حاضر پژوهشي است درباره مفهوم عرفاني درد و اقسام آن از ديدگاه عطار که در سرتاسر آثار منظوم وي به چشم مي خورد. وي يکي از چهره هاي درخشان عرفان و ادب فارسي است که در اين فرهنگ جايگاه بلندي را به خود اختصاص داده است. در ميان عرفاي بزرگ جهان اسلام، کمتر شاعري را مي توان يافت که به اندازه عطار، داراي آثار متعدد و متنوع منظوم عرفاني باشد. مجموعه آثار منظوم وي در بردارنده عالي ترين معاني و مضامين عرفاني است که هر کدام به لحاظ پختگي فکر و تنوع انديشه در کمال اهميت است. يکي از موضوعاتي که جاي برجسته اي را در قلمرو انديشه و نظر عطار به خود اختصاص داده است، «دردمندي و احساس درد داشتن» است. آن گونه که وي شعر خود را «شعر درد» مي داند. اين درد فردي و جسماني نيست بلکه عرفاني و معنوي است که انسان سطحي نگر و تنک مايه نمي تواند حقيقت آن را درک کند. البته عطار اين درد را خود «نه با پاي سير بلکه با بال طير» در عوالم معنوي و عرفاني با تمام وجود احساس کرده و حاصل و نتيجه تجربيات روحي و معنوي خود را بابياني رسا و شيوا در اختيار مشتاقان و دردمندان راه حق قرار داده است. عطار چون خود عاشق بي قرار و مشتاق چشم انتظار وصال حق و معشوق لم يزلي است از «درد عشق » سخن مي گويد، و چون متديني بي رياست و جوهره شريعت محمدي (ص) را از اعماق جان و دل درک کرده است: درد دين داشته و از حقيقت دين در برابر مدعيان دروغين متظاهر دفاع مي کند. و چون خود را بسان قطره اي در برابر عظمت خداوند مي داند که توانايي معرفت و شناخت حق را ندارد و در برابر بيکرانگي شناخت او حيرت زده و مبهوت مانده است، از «درد بي درمان حيرت» حرف مي زند.

 
كليد واژه: عطار، عرفان، درد، عشق، دين، حيرت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):9-39.
 
روان شناسي شخصيت در تاريخ بيهقي
 
حجازي بهجت السادات*
 
* دانشگاه شهيد باهنر كرمان
 
 

تاريخ بيهقي، صحنه نمايش شخصيت هاي متعدد، متفاوت و گاه ضد و نقيضي است که هر خواننده اي با خواندن حوادث آن مي تواند تصويري از شخصيت خود را در آن جستجو کند. شايد تاريخ نيز چيزي جزء تکرار اين تيپ هاي شخصيتي آفريننده حوادث مشابه در پهنه روزگار نباشد.
افراد با صلابتي چون حسنک وزير، عبداله زبير در اوج استقامت، جوانمردي و شجاعت چه تيپ شخصيتي را به خود اختصاص مي دهند که دقيقا نقطه مقابل افرادي چون بوسهل زوزني قرار مي گيرند که با يک نوسان شخصيتي عرصه را بر ديگران تنگ مي کنند؟ و چگونه بعضي از شخصيت ها چون سبکتگين پس از تحمل يک زندگي بسيار طاقت فرسا تحت سيطره نظام برده داري، با ديدن يک روياي صادقه از حضيض ذلت به اوج عزت و سربلندي نايل مي گردند؟
توصيف بسيار دقيق و نقادانه بيهقي در شخصيت پردازي اين گمان را در ذهن مخاطب تقويت مي کند که گويي وي بيش از هر چيز در اثر خود به «روان شناسي شخصيت» پرداخته است. اشاره به بعضي از نظريه هاي شخصيت از ديدگاه آبراهام مزلو، کارل گوستاويونگ، اريک فروم و آلفرد آدلر تحليلي اجمالي از تاثير محيط يا وراثت در شکل گيري شخصيت و جستجوي منشا تضادهاي شخصيتي از جمله انگيزه هاي پژوهشي نگارنده اين نوشتار است
.

 
كليد واژه: شخصيت، بيهقي، ماکياولي، روان شناسي شخصيت ها، نقد روان شناختي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):41-63.
 
نظم اعداد در شعر خاقاني شرواني
 
سهراب نژاد علي حسن,نيكوبخت ناصر
 
 
 

بررسي و تحليل سبک شناسانه آثار ارزشمند ادبي، رويکردي علمي و روشمند در نقد ادبي و نظريه ادبيات است و در شناخت و معرفي اسلوب فردي پديد آورندگان هر اثر يا يک دوره تاريخي از اهميت والايي برخوردار است. در اين رويکرد، شناخت عناصر سبکي که کوچک ترين جزء و عامل سازنده سبک آن نيز محسوب مي شود، هم از نظر شکل و هم به لحاظ عملکردي که در آثار ادبي بر عهده دارد، در نماياندن گوشه هايي از جهان هنرمند و نگرش وي به جهان نقشي اساسي ايفا مي کند.
هنرنمايي هاي خاقاني شرواني در قصايدش، از دير باز به لحاظ صورت و محتوا مورد توجه بسياري از شعرا، پژوهشگران و منتقدان قرار گرفته است. اين بخش از اشعار او، علاوه بر مختصات سبک دوره، برخي مختصات سبک فردي را نيز دارد که شناخت آنها نيازمند مطالعات دقيق سبک شناختي است. يکي از اين ويژگي ها و مختصات مهم زباني، گزينش و به کارگيري منظم و متنوع اعداد است. اين ويژگي زباني، به دليل بسامد بالاي آن، به مرز نوآوري رسيده است؛ چرا که وي با ايجاد تناسبات متنوع ميان اعداد، اهداف هنري و بلاغي خاصي دنبال مي کند. اين مقاله، جلوه هاي متنوع اين نوآوري زباني را به عنوان مختصه اي فردي در سبک قصيده سرايي خاقاني، بررسي کرده است
.

 
كليد واژه: سبک شعر، شعر خاقاني، نظم اعداد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):153-208.
 
مضامين شعر و ادب عربي در ديوان ايرج ميرزا
 
سبزيان پور وحيد*
 
* گروه زبان و ادبيات عربى، دانشگاه رازى
 
 

ايرج ميرزا از شاعران معاصر و نوادگان فتحعلي شاه قاجار است که از يک سو شعرش آميزه اي از لطافت و شيريني و از ديگر سو «هزل و بي سنتي و پرده دري» است. با اين وجود فرهنگ و ادب «اسلامي-عربي» از شاخصه هاي ويژه شعر اوست که چون خوني در پيکر ديوان او در همه جا جاري است و صبغه ديني در قالب عبارات و مضامين فراوان قرآني و روايي در شعر او خود نمايي مي کند.
علاوه بر ابيات عربي از شاعراني چون «ابوالفتح بستي»، «مهلبي»، «ابن قلاقس» و «شريف رضي» و ... مضامين اشعار شاعراني چون «ابن رومي»، «متنبي»، «ابوالعتاهيه»، «بشار»، «ابن حجاج» و ... به وضوح در مطاوي اشعار او ديده مي شود، همچنين ديوان او دهها ضرب المثل عربي را به شکل اقتباس واژگاني و يا گزارشي در دل خود جا داده است. سعي ما در اين مقاله ارايه برخي از اين مضامين و کشف منابع و ماخذ عربي و همچنين ريشه هاي ايراني آنهاست که در فرهنگ ايران قبل از اسلام وجود داشته است
.
از آنجا که احتمال تاثير پذيري ايرج از اشعار شاعران ايراني قبل از خود منتفي نيست، در پا نوشت به شواهدي از آنها در ادب فارسي نيز اشاره کرده ايم
.

 
كليد واژه: ايرج ميرزا، ادبيات عربي، ادبيات تطبيقي، فرهنگ ايران باستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):65-97.
 
شيوه هاي کاربرد حسن تعليل در قصايد انوري
 
غريب حسيني زهرا,بصيري محمدصادق*
 
* دانشگاه شهيد باهنر کرمان
 
 

حسن تعليل يکي از صناعات ادبي است که علت هر پديده را به صورت ادبي و با زبان هنر و تصوير بيان مي کند.
انوري از بزرگترين قصيده سرايان قرن ششم هجري است که به مدح و وصف شاهان و اميران معاصر خويش پرداخته است. او در اين شيوه به منظور خلق مضامين و تصاوير تازه، از صنعت حسن تعليل استفاده چشمگيري کرده است.
در اين مقاله، بعد از بيان مختصري از زندگي انوري و تعريف حسن تعليل، شيوه هاي کاربردي حسن تعليل در قصايد او بررسي شده است؛ در قصايد انوري حسن تعليل شامل ماه و خورشيد، افلاک و ستارگان، منسوبات ستارگان، آب و باد و خاک و آتش، قوانين طبيعت و قرارداد هاي طبيعي، سنت هاي ادبي و دليل تراشيهاي غريب و بعضا غلو آميز و مبتذل است که درباره هر يک با ذکر شواهدي چند بحث شده است
.

 
كليد واژه: انوري، مدح، حسن تعليل، قصيده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):163-198.
 
مفهوم تنزيه از ديدگاه غزالي و سنايي
 
فرضي شوب منيره,زرقاني سيدمهدي
 
 
 

سنايي و محمد غزالي دو شخصيت سرنوشت ساز در فرهنگ و ادب اين سرزمين هستند که آثارشان نقطه عطفي در ميراث گرانقدر عرفاني ماست. پرسش اصلي اين مقاله که بررسي تطبيقي آرا اين دو انديشمند در مبحث «تنزيه» است، دقيقا در نقطه تلاقي آرا آن دو شکل مي گيرد. آيا سنايي در برخورد با آثار غزالي اصل را بر اقتباس صرف گذاشته يا برخورد خلاق را اساس قرار داده است؟ هر چند بررسي ما فقط به موضوع «تنزيه» محدود مي شود، اما مقاله در عين حال مي تواند دورنمايي از طرز مکالمه سنايي با آثار غزالي را پيش چشم خوانندگان ترسيم کند. براي رسيدن به پاسخ، ايده هاي هر کدام از دو شخصيت فوق را به صورت تطبيقي درباره مفهوم «تنزيه» و در ذيل چند عنوان اصلي بررسي کرده ايم: تنزيه و تشبيه، مساله استوا بر عرش، تاويل آيات و احاديث، نسبت خالق با گناهان انسان و تبيين برخورد خلاقانه سنايي با اين موضوعات، از جمله بحثهاي محوري اين مقاله است.

 
كليد واژه: سنايي، حديقه، غزالي، آرا کلامي، تنزيه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):9-31.
 
عنصر «صحنه» در مقامات حريري و حميدي
 
جمشيدي ليلا,دادخواه تهراني حسن*
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

مقامات حريري و حميدي به عنوان دو اثر منثور و ارزشمند، جزء ادبيات داستاني کهن در ادب عربي و ادب فارسي به حساب مي آيند.
در اين هر دو اثر از شيوه هاي توصيف و نمايشي براي برقراري ارتباط خواننده داستانها با عناصر داستان نظير شخصيت ها موقعيت مکاني و زماني، پايگاه اجتماعي و ... بهره گرفته شده است
.
عنصر مکاني يا به عبارت ديگر «صحنه»، يکي از عناصر داستاني است که در شناساندن شخصيت ها، حوادث و فضاي داستان به خوانندگان نقش مهمي را بر عهده دارد.
نويسندگان اين مقامات، به ويژه حريري با تبحر کامل توانسته اند تا از ظرفيت عنصر «صحنه» در داستان هاي خود استفاده نمايند. مقايسه ميان شيوه هاي بهره برداري حريري و حميدي از اين عنصر، ميزان توانمندي هر يک از دو نويسنده، شيوه پرداخت صحنه ها و چگونگي توفيق هر يک را در استفاده از اين عناصر براي برقراري ارتباط خواننده با متن داستان آشکار مي سازد. به نظر مي رسد حريري در توصيف صحنه ها و استفاده از شيوه تلخيص در پرداخت عنصر صحنه از حميدي موفق تر عمل کرده است
.

 
كليد واژه: مقامات، حريري، حميدي، عنصر صحنه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):33-62.
 
داستان پردازي در اشعار احمد مطر متاثر از شيوه روايي قرآن کريم و مقايسه آن با سيد قطب
 
حيدريان شهري احمدرضا*,صديقي كلثوم
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

از آنجا که قرآن کريم، همواره الهام بخش شاعران و نويسندگان و ناقدان شرق و غرب بوده و بويژه انديشمندان مسلمان جيره خوار اين خوان گسترده و پر نعمت بوده اند و نيز با توجه به اينکه تاثير قرآن اين کتاب آسماني بر انديشمندان مسلمان و آثارشان غير قابل انکار است مقاله حاضر، پس از انجام مقايسه اي ميان سيد قطب مفسر بزرگ قرآن و مصلح معاصر مصري و احمد مطر شاعر مبارز عراقي، ابتدا برخي ايده هاي سيد قطب را درباره داستان در قرآن بر اساس کتاب «التصوير الفني في القرآن» به طور مختصر مورد بررسي قرار داده و سپس اجرا و بکارگيري برخي از آنها را توسط احمد مطر در معرض شهود قرار داده است که در درجه اول شعر «بلاد ما بين النهرين» را که در حدود (50) مورد از قرآن الهام گرفته و در ادامه اشعاري چون «يوسف في بئر البترول» و «الجمل» را مورد نقد و بررسي قرار داده است.

 
كليد واژه: قرآن، احمد مطر، داستان، تشابه، الهام
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):93-139.
 
مقايسه مضامين تغزلي مشترک بين متنبي و حافظ
 
سبزيان پور وحيد*,سوري محمدرضا
 
* گروه زبان و ادبيات عرب، دانشگاه رازى
 
 

متنبي و حافظ دو قله بلند ادب عربي و فارسي هستند که هر دو سر به قله کيوان و اوج آسمان دارند. هر دو به اخذ و اقتباس از آثار گذشتگان و فرآوري آن به شکلي بديع و بي نظير شهرت دارند. آثار هر دو برآيند تلاش هاي گذشتگان به اضافه معماري و طراحي جديد و بي بديل به مدد قريحه و ذوق خداداد آنهاست. متنبي غزل را براي شروع به عنوان تشبيب در ابتداي قصايد خود آورده و انگيزه او در غزل سرايي، عرف و پسند مردم روزگارش بوده است، حال آنکه حافظ غزل سراست، حافظ عاشق است و هستي را طفيل عشق مي داند، متنبي عشق را بيماري مي پندارد. با اين وجود هر دو گوينده بزرگ با دو هدف و نگرش متفاوت دست به غزل سرايي زده اند.
حافظ سخت متاثر از ادب عربي است، بالطبع متنبي هم که جايگاه ويژه اي در ادب عربي دارد، مطمح نظر او بوده به گونه اي که در ديوان او يک مصراع از اشعار متنبي ديده مي شود و مضامين بسيار نزديک و شبيه به مضامين متنبي در غزليات او ديده مي شود که صاحب نظران به آن اشاره کرده اند
.
در اين مقاله با نشان دادن برخي شباهت ها در اشعار اين دو شاعر و نقد و مقايسه آنها، نظري گذرا به تفاوت غزليات آنها از دريچه مضمون و نوع نگرش مي اندازيم
.

 
كليد واژه: حافظ، متنبي، غزل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):181-206.
 
مقارنة بين العربية الفصيحة والعربية العامية
 
خاقاني اصفهاني محمد*
 
* قسم اللغة العربية و آدابها، بجامعة اصفهان
 
 

إن العالم العربي مجتمع لغوي واحد، له لغة واحدة هي العربية، لکن اللهجات العربية ابتعدت بعضها عن البعض الآخر بمرور الزمن، حتى ليكاد حديث العراقي مثلاً بلهجته يستغلق علي الجزائري وغيره من أهل العالم العربي، وهکذا بقية اللهجات. والازدواجية‌ اللغوية شيء بديهي في اللغة العربية. وفيها نمطان من الأداء اللغوي:
- لغة فصيحة مشتركة، تستعمل في المحافل العربية العامة ويكتب بها الشعراء ويخطب بها الخطباء في المحافل العربية‌ العامة

- ولهجات عامية‌ مختلفة، يتحدث بها الناس في أسواقهم وبيوتهم وشؤون الحياة اليومية المعتادة في المحادثات والبيع والشراء.
هذه المقالة تعالج
:
 .1مدي الخلاف بين العربية الفصيحة والعربيات العامية المتنوعة.
 .2آثار هذا الخلاف في الواقع المعاش وفي العالم العربي.
 .3الإشکاليات التي برزت من هذه الازدواجية بين الأدباء والألسنيين والمواقف المتضاربة التي اتخذتها المجامع اللغوية والمؤسسات اللسانية والتعليمية إزاء هذه الظاهرة اللغوية.
 .4مدي ضرورة تعرف الطلاب والأساتذة الإيرانيين علي هذه اللهجات وهذه الاتجاهات.
المفردات الأساسية: العربية الفصيحة، العربية العامية، الازدواجية اللغوية

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:23 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها