0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):250-291.
 
عناصر بياني در اشعار عمعق بخارايي
 
شعبانلو عليرضا*,ملك ثابت مهدي,جلالي پندري يداله
 
* دانشگاه يزد
 
 

شهاب الدين عمعق بخارايي (440-542 هـ. ق)، از شاعران قرون پنجم و ششم هجري است که اميرالشعراي دربار خضرخان، از شاهان ايلک خاني، بوده است. از وي اشعار زيادي بر جاي نمانده است. اما از همين مقدار اندک نيز مي توان به قدرت شاعري وي پي برد و مهارت وي را در کاربرد تشبيه و استعاره و آفرينش تصاوير زنده و پويا ديد.
در جريان تکاملي شعر فارسي و پيدايش سبک هاي جديد شعري، بيشترين تغييرات در بلاغت و کمترين تغيير در نحو زبان بوده است. در ميان عناصر بلاغي نيز تشبيه که از نظر اکثر علماي قديم يوناني و ايراني و اسلامي،جوهره ادبيات شناخته شده و زير ساخت برخي از مهمترين ابزارهاي بلاغي از جمله استعاره و تمثيل است، بيش از بقيه تحول يافته است. اين تحول تابع تغييراتي است که در جهان و محيط زندگي شاعر ايجاد مي شود تغييراتي از قبيل پيدايش انديشه و جهان بيني تازه و پيشرفت علوم و تحولات سياسي، اجتماعي و ديني که در طرز نگرش شاعر اثر مي گذارد و موجب تحول در سطح ادبي شعر مي گردد
.
بررسي عناصر بياني در اشعار عمعق نشان مي دهد که وي بيشتر به تشبيه تمايل دارد و در اشعار وي غلبه با تشبيهات حسي است اما سير صعودي تشبيهات عقلي نيز بسيار چشمگير است. پس از تشبيه، توجه عمعق به استعاره، مخصوصا استعاره مصرحه مجرده است. از ميان انواع کنايه، بسامد کنايه فعلي بيشتر است. عمعق به انواع مجاز مرسل نيز توجه دارد ولي کاربرد مجاز در اشعار او به گونه اي نيست که موجب تشخص و برجستگي اين آرايه گردد. عمعق عناصر صور خيال خود را بيشتر از ميان عناصر ديني و اشرافي بر مي گزيند از اين رو، نوعي تقدس و تجمل و اشرافيت در تصاوير اشعار او ديده مي شود. ميان تصاوير شعري عمعق با عناصر و اجزاي اشعارش پيوستگي و تناسب کامل وجود دارد.

 
كليد واژه: عمعق بخارايي، عناصر بياني، تشبيه، استعاره
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:11 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1388; 10(مسلسل 19):193-206.
 
بررسي کلامي «کلام الهي» و ديدگاه مولوي در مثنوي
 
خاتمي احمد*
 
* دانشگاه شهيد بهشتي
 
 

بررسي بازتاب انديشه هاي کلامي در متون ادبي، عرفاني، از جمله در مثنوي مولانا جلال الدين (672-604 ه .ق)، از جهات مختلف حايز اهميت است. دست يابي به مباني فکري و باورهاي ديني و مذهبي عرفا و ادبا قطعا در فهم درست تر آثار ايشان مفيد و در نشان دادن ميزان تسلط ايشان در به کارگيري اصطلاحات و مفاهيم ديني و کلامي، موثر است.
مقاله حاضر مي کوشد ضمن بررسي صفات الهي در نزد مهم ترين فرق کلامي اسلامي، آرا متفاوت آنها را درباره کلام اله، به عنوان يکي از جنجالي ترين صفات الهي، جست وجو کند و ديدگاه مولانا را به عنوان شخصيتي که مسايل ديني و کلامي را با عرفان اسلامي در نهايت مهارت و توانايي به هم آميخته و آن دو را با شهد ادب فارسي در کام مشتاقان ريخته است، بيابد و نشان دهد که آيا نظر او را درباره «کلام الهي» مي توان با يکي از فرقه هاي اسلامي منطبق دانست يا خير.

 
كليد واژه: صفات خدا، کلام الهي، حدوث و قدم قرآن، مثنوي، مولوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:11 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):49-69.
 
نقد حماسه و تراژدي بر اساس کليدر دولت آبادي
 
شيري قهرمان*
 
* دانشگاه رازي، کرمانشاه
 
 

با آن که حماسه و تراژدي از زمان شکل گيري ادبيات در جهان، همواره با اشکال گوناگون خود در فرهنگ ملت هاي مختلف وجود داشته است، اما تعريف آنها از زمان ارسطو تا به امروز تغيير چندان عمده اي پيدا نکرده است. در اين نوشته، هدف نويسنده آن است که با نگاهي انتقادي، حماسه و تراژدي را به ارزيابي مجدد بگذارد و ويژگي هاي آن دو را به گونه اي امروزي تر تبيين کند. براي اين منظور، رمان کليدر از محمود دولت آبادي به عنوان يک اثر حماسي، تراژيک امروزي انتخاب شده است تا با تراژدي ها و حماسه هاي گذشته به مقايسه گذاشته شود و از طريق تطبيق ويژگي هاي آن با آثار گذشته و مقايسه خصوصيات حماسه ها و تراژدي هاي گذشته با کليدر، هم تفاوت هاي آنها آشکار شود و هم ديدگاه هاي گذشته و حتي امروز به عرصه نقد و تحليل و تعديل آورده شود و هم از طريق مقايسه نمونه ها و ديدگاه هاي گذشته و امروز، خصوصيات مشترکي براي حماسه و تراژدي تدوين شود که قابل تطبيق به هر نوع اثري، صرف نظر از زمان و مکان آنها باشد. براي تکميل مبحث، از نظرات شماري از منتقدان چون ارسطو، جورج لوکاچ، هنري ميلر، و آندره بونار نيز استفاده شده است.

 
كليد واژه: حماسه، تراژدي، ارسطو، کليدر، اسطوره
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:11 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):99-127.
 
خردورزي و دين داري اساس هويت ايراني در شاهنامه
 
خسروي اشرف,موسوي سيدكاظم*
 
* دانشگاه شهرکرد
 
 

شاهنامه فردوسي مهمترين و برجسته ترين اثر ادبي بازمانده از دوره اي است که مي توان آن را عصر باززايي فرهنگي ايرانيان دانست. دوره سامانيان، دوره اي است که در آن به احيا و تداوم فرهنگ و هويت ايراني، بيشتر از گذشته، انديشيده مي شود و تلاش هايي در اين زمينه صورت مي گيرد. شاهنامه فردوسي يکي از با ارزش ترين و ماندگارترين آثار اين دوره است که در قلمرو فرهنگ و ادب ايران مي درخشد. اين شاهکار ادبي در کنار ارزش ادبي، تاريخي، اسطوره اي، حماسي، داستاني و ساير جنبه ها، از نظر انديشه، بينش و معناشناسي نيز بي نظير است. انديشه و بينش حاکم بر شاهنامه که به طور عمده بر محور خرد استوار است، شهرتي جهاني دارد و گذر زمان نه تنها آن را فرسوده و کهنه نمي کند، بلکه والايي و برتري آن را آشکار تر مي سازد. بخش عمده اي از اين برتري به دليل فراگيري و تعادل نگرش حاکم بر شاهنامه و دوري از افراط و تفريط و تعصب و تحجر است که نشان دهنده اوج ژرف بيني و ژرف انديشي آفريننده آن است. فردوسي با نگاه ريز بين و دقيق خود در پس لايه هاي رو بنايي و رو ساختي باورها و فرهنگ هاي متفاوت ايرانيان در دوره هاي مختلف، به دنبال بنياد هايي مي گردد که سراسر فرهنگ اين قوم فرزانه را از اسطوره تا تاريخ به هم پيوند دهد و هويت آنان را باز نمايد. آنچه او مي يابد خرد و دين است. او خردورزي و دين داري را اساس و بنياد هويت و فرهنگ ايراني مي داند و با باز نمودن آن در شاهنامه، و پيوند فرهنگ قبل و بعد از اسلام ايرانيان به آنان درس دين داري و خردورزي مي آموزد. در اين مقاله به بررسي اين موضوع در شاهنامه پرداخته شده است.

 
كليد واژه: هويت ملي، ايران، شاهنامه، خرد، دين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(مسلسل 17):293-320.
 
نامهاي شاعرانه معشوق در غزليات خاقاني، نظامي و سعدي
 
چرمگي عمراني مرتضي*
 
* دانشگاه پيام نور، مركز نيشابور
 
 

در شعر غنايي، معشوق، نقش اصلي و تعيين کننده را عهده دار و در واقع محور ادب غنايي ايران است. عاشق و معشوق يکي از مضاميني است که در شعر فارسي مورد توجه بوده و طي قرون متمادي، در هر دوره اي از شعر فارسي، نگرشي خاص نسبت به آن وجود داشته است.
مقاله حاضر، نگاه اين سه شاعر به معشوق و قدرت تخيل آنها را در توصيف او و اينکه چه القاب و نامهاي شاعرانه اي را بر معشوق خود نهاده اند، مورد بررسي قرار داده است. به عنوان مثال، محراب، قنديل، نمک و ... آيا اين سه شاعر در اين نامگذاري مقلد بوده اند يا مبتکر، از کدام يک از صورتهاي خيالي براي نامگذاري معشوق بيشتر بهره برده اند و بسامد آن چقدر بوده است
.
با نگاهي گذرا به القاب و عنوان هاي معشوق در غزليات هر سه شاعر معلوم مي شود که عنوانها و القاب به کار رفته، اغلب يکي است. اما تفاوت در وجه شبه و مضمون آنهاست و اين تخيل ظريف ناشي از شگردها و قدرت بي نظير اين شاعران در استفاده از صورت هاي خيالي است
.
در اين مقاله براي هر يک از القاب و نام هاي شاعرانه معشوق به ذکر يک شاهد شعري بسنده شده است. البته چون تعداد غزليات بجاي مانده از نظامي در مقايسه با غزليات خاقاني و سعدي از حيث تعداد، کمتر است، سعي نگارنده بر اين بوده تا بر اساس تعداد غزلها، درصدي از آن به دست دهد. در پايان، اين القاب مقايسه و بسامد هر يک از آنها به صورت نمودار نشان داده شده است که مي تواند از ديدگاه سبک شناسي مورد توجه قرار گيرد
.

 
كليد واژه: القاب شاعرانه، غزليات سعدي، غزليات خاقاني، غزليات نظامي، نامهاي معشوق
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):121-158.
 
بوطيقاي قصه هاي رمزي در غزليات شمس
 
گراوند علي*
 
* دانشگاه ايلام
 
 

مولانا در غزل نيز قصه پردازي کرده است. اين قصه ها داراي انواع گوناگوني هستند. بخشي از اين قصه ها مربوط به احوال، مکاشفات و مشاهدات عرفاني مولاناست. ازاين رو اين نوع قصه ها به صورت رمزي و در هاله اي از ابهام و رازگونگي شناور هستند و ماهيتي رمزي دارند. اين قصه ها داراي يک ساختار کلي و واحد به صورت يکابرقصه هستند. شناخت اين ساختار راهي است براي تحليل ساختار ذهني مولانا، در اين ساختار کلي (ابر قصه) ابتدا با ورود يکي از اشخاص اصلي قصه (عاشق يا معشوق) در جايي، شکل مي گيرند و به دنبال آن بين عاشق و معشوق ديدار و ملاقات روي مي دهد. به دنبال ديدار و ملاقات يکي از چهار کنش يا عمل زيربنايي شراب نوشي، ديدن احوال شگفت و غيره منتظره، گفتگو و دردمندي و علاج و درمان درد مي آيد. هر کدام از اين کنش ها به نوبه خود نتايج و پيامدهايي به دنبال دارند که پس از ذکر آنها قصه به پايان مي رسد. نمودار کلي اين قصه ها به اين صورت است:
نتيجه و پيامد، يکي ازاعمال زيربنايي چهارگانه ديدار و ملاقات، ورود
1-
شراب نوشي 2- ديدن احوال شگفت 3- گفتگو 4- دردمندي و علاج درد
اين ساختار در واقع بيانگر اشتياق و آرزوي مولانا براي ديدار و ملاقات شمس به عنوان نمودي از ذات حق و در نهايت اتصال و اتحاد مولانا با منشا و مبدا عالم هستي است.

 
كليد واژه: روايت پردازي، مولانا، غزليات شمس، رمز، ساختار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):71-96.
 
بررسي جايگاه نظاميان در داستان هاي کوتاه سيمين دانشور
 
پويان مجيد*
 
* دانشگاه يزد
 
 

دانشور با رويکردي نسبيت انگار و پرهيز ازهرگونه مطلق انگاري يا نگرشي دواليستي، نظاميان را از يک سو مظهر قانون مداري، اجراي قانون و جرم ستيزي مي داند. و از ديگر سو به دليل وابستگي تام بروکراتيکاين طبقه به دولت، آنان را مجريان ناگزير فرمان ها و سياست هاي دولت قلمداد مي کند. دستورهايي که مي تواند در تقابل با جهان ارزشي، فکري و عاطفي آنان باشد. رويکرد او به حضور نظاميان به عنوان ابزار اقتدار دولت در جهان داستان هاي کوتاهش متفاوت با رويکرد ديگر نويسندگاني است که اين طبقه را در مقام يکي از طبقات تاثيرگذار در تحولات اجتماعي، سياسي جامعه ايران قلمداد کرده اند. از اين چشم انداز دانشور نظاميان داستان هاي خود را در آنچه انجام مي دهند، گاهي تا ساحت برائت پيش مي راند، اگرچه وي قائل به اين قابليت در ميان نظاميان است که آنان در تلاقي امر بروکراتيک غيرانساني با نظام ارزشي و ذهنيت عاطفي انسان مدارانه شان، عملکردي غيربروکراتيک داشته باشند و به ضد خود تبديل شوند، چنانکه در تقابل با منافع و مصالح کانون هاي اقتدار فراطبقاتي خود قرار گيرند.

 
كليد واژه: ادبيات داستاني، سيمين دانشور، نقد جامعه شناختي، ميليتاريسم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):159-182.
 
نگاهي ديگر به داستان گم شدن تازيانه بهرام
 
جعفري قريه علي حميد*
 
* دانشگاه ولي عصر(عج)، رفسنجان
 
 

توتميسم که نوعي اعتقاد به ارواح بود، براي انسان ابتدايي پناهگاهي اعتقادي شمرده مي شد که مي توانست از طريق آن با عوالم فراسويي ارتباط برقرار کند. اين نوع اعتقادات در آثار حماسي بازتابي گسترده داشته است که مي توان با شنـاخت آنها راهـي نـو در مـسيـر درکدرسـت تـر از اسطوره هاي کهن قوم ايراني نشان داد. در اين ميان داستان گم شدن تازيانه بهرام در شاهنامه، داستاني شگرف و درخور توجه است. به پندار نگارنده، تازيانه که به طور معمول در ميدان مبارزه به کار گرفته مي شد و در ضمن وسيله اي براي مجازات گناهکاران بود، بر اساس اعتقادات ايرانيان، تقدس ويژه اي داشته است.
نگارنده در اين جستار برآن است که داستان گم شدن تازيانه بهرام را از ديدگاه اعتقادي توتميسم بررسي کند و نشان دهد که تازيانه بهرام بخشي از اعتقادات وي بوده و او درواقع براي حفظ اين اعتقادات، جان خويش بر کف نهاده و براي بازيافتن آن به ميدان رزم بازگشته است
.

 
كليد واژه: توتم، تازيانه بهرام، نام، تابو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):9-48.
 
نکته هايي از روايات پايان کار ضحاک
 
آيدنلو سجاد*
 
* دانشگاه پيام نور، اروميه
 
 

مشهورترين روايت پايان کار ضحاکدر سنت حماسي، اساطيري ايران به بند کشيده شدن او در بن غاري در دماوند است که در شاهنامه و بسياري ديگر از منابع آمده. مطابق متون پهلوي ضحاکتا روز رستاخيز در آنجا زنداني است و در آن هنگام بند مي گسلد و پس از زيانکاري کشته مي شود. درباره علت کشته نشدن و زنده زنداني گشتن ضحاکتوضيحاتي در سنت زرتشتي و روايات عاميانه آمده است و پژوهشگران نيز فرضيات مختلفي در اين باره مطرح کرده اند. نظريه ديگر اين است که با توجه به شواهد داستاني يکبن مايه هند و اروپايي و سامي، ضحاکبراي تحمل رنج و عذاب اين جهاني و سپس انجام دادن خويشکاري رستاخيزي زنده مي ماند.
غير از فريدون و نيز سام يا گرشاسپ به عنوان بند کنندگان و کشندگان ضحاک، در شماري از روايات رسمي و عاميانه، نريمان، کاوه و حضرت سليمان(ع) هم از جمله دستگير کنندگان اين شهريار پتياره فش معرفي شده اند. در غالب روايات، محل زندان ضحاکغار يا چاهي در دماوند است و بر پايه اشاره بعضي منابع فريدون او را با زهي از پوست خود وي مي بندد. اين کار که نمونه هاي ديگري نيز در داستانهاي ايراني و غير ايراني دارد احتمالا از آن روي است که موجوداتي چون ضحاکرا با هر بندي غير از پوست يا يکي از اجزا، اندامها و متعلقات آنها يا نزديکانشان ببندند، مي توانند آن بند را بگسلند. با اين حال فريدون به گزارش برخي مآخذ براي جلوگيري از گريز ضحاکاز زندان نگهباناني بر او مي گمارد. از جمله: نگاره يا پيکره خويش، آهنگران سندان کوب، گروهي از پريان، طلسمي به هيات دو مرد و دسته اي از محافظان با سالاري ويژه
.
تفصيل مطالب مذکور و برخي ديگر از نکات و جزييات روايات پايان کار ضحاکدر سه بخش: الف) زنده ماندن يا کشته شدن ضحاک ب) به بند کشنده و کشنده ضحاک ج) بند و بندجاي ضحاک. بررسي شده است
.

 
كليد واژه: ضحاک، فريدون، روايات حماسي، اساطيري ايران، شاهنامه
 
 
 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):141-180.
 
آرايه هاي بديعي در صحيفه سجاديه
 
مظفري صديقه,ابن الرسول سيدمحمدرضا*
 
* گروه زبان و ادبيات عربي، دانشگاه اصفهان
 
 

صحيفه سجاديه مجموعه نيايش هاي امام زين العابدين عليه السلام شامل پنجاه و چهار دعاست که شروح مختلفي بر آن نوشته شده است ولي ظاهرا تاکنون هيچ اثري به طور مستقل به بلاغت اين ادعيه-اعم از معاني و بيان و بديع-نپرداخته است.
در مقاله اي که پيش رو داريد، نگارندگان بر اساس يک جست و جوي ميداني، آرايه هاي بديعي اعم از لفظي و معنوي را در صحيفه سجاديه نمونه يابي کرده و نشان داده اند که
:
 -1بسياري از محسنات لفظي و معنوي در صحيفه نمونه دارد.
2
ـ محسنات لفظي به ويژه جناس و سجع در صحيفه پر نمونه است و در واقع نيايشي نيست که از اين محسنات تهي باشد.
3
ـ در محسنات معنوي هم به ويژه انواع طباق، مقابله، عکس، مراعات النظير و حسن النسق پر نمونه است.
4
ـ از آن جا که در نيايش ها ماهيت آوايي و موسيقايي عبارات درخور توجه است، در صحيفه سجاديه نمونه هاي آرايه هاي لفظي بيشتر از آرايه هاي معنوي مشاهده مي شود.

 
كليد واژه: امام علي بن الحسين (ع)، صحيفه سجاديه، بديع، آرايه هاي بديعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1387; 9(مسلسل 16):199-223.
 
ساختار فني شاهنامه
 
مالمير تيمور*
 
* دانشگاه كردستان
 
 

فردوسي با هنر عظيم خود توانسته است شاهنامه را در عين تعدد و گستردگي منابع، به صورتي منظم و منسجم بيافريند و آن را به صورت يک کل يگانه و يکپارچه عرضه کند؛ اما در درازاي زمان، گاهي کاتبان، عناصر يا داستان هايي را وارد متن کرده اند يا در عرض باقي عناصر و داستان ها، داستاني را ساخته يا جايگزين کرده اند. برخي محققان نيز بدون توجه به طرح منسجم و هدف نظم و انسجام شاهنامه، بخشي از اين کتاب را به صورت گسسته و بريده، و فارغ از ساير قسمت هاي آن، تفسير و تحليل کرده اند. مقاله حاضر مي کوشد با تبيين ساختار شاهنامه و پيوند اجزا آن با هم، سبب و عوارض چنين مسايلي را آشکار کند تا فهم شاهنامه و دريافت ارزش آن به صورت علمي ميسر شود.

 
كليد واژه: شاهنامه، ساختار شناسي، ملحقات، اسطوره، تاريخ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):183-200.
 
رويکردهاي پنج گانه در خيام شناسي
 
حسام پور سعيد*,حسن لي كاووس
 
* دانشگاه شيراز
 
 

دير زماني از مرگ خيام نگذشته بود که ديدگاه هاي متفاوت و حکايت ها و افسانه هاي متناقضي درباره زندگي و شخصيت خيام پديد آمد. براي نمونه در آثاري مانند تتمه صوان الحکمه، تاريخ الحکما، مرصاد العباد و.... مي توان بخشي از اين ديدگاه هاي گوناگون وگاه متضاد را ديد. اين تناقض ها در سده چهاردهم به گونه اي بسيار آشکارتر در پژوهش هاي محققان درباره خيام ديده مي شود. در اين مقاله کوشش شده، با در نظر گرفتن دو محور اساسي (انديشه و شخصيت) در همه آثار پديد آمده درباره خيام رويکردهاي متفاوت در زمينه خيام شناسي بررسي شود. به طور کلي مي توان پنج رويکرد زير را معرفي کرد:
1-رويکردي که صادق هدايت آغازگر آن بود.
2-رويکردي که با محمد علي فروغي و قاسم غني شروع شد.

3-رويکردي که با اثر صديقي نخجواني زير عنوان خيام پنداري آغاز شد.
4-رويکردي که با عباسعلي کيوان قزويني در ايران پديد آمد.

5-رويکردي که ف، دوبلواي فرانسوي آن را زير عنوان «چهره اي داستاني از خيام» ارايه داد.

 
كليد واژه: خيام، خيام شناسي، صادق هدايت، محمدعلي فروغي، صديقي نخجواني، کيوان قزويني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):207-243.
 
عبداللّة البيتوشي من أعلام العلم والأدب
 
احمدعثمان حمزه*
 
* بالجامعة الحرة الإسلامية، فرع گرمسار
 
 

نحن نتحدث في هذة المقالة عن زوايا حياة شخصيّة علميّة فذّة وهو عبداللة بن محمد البيتوشي، فإنة کان من أجلّة علماء عصرة، ومع فرط ذکائة نشيطاً مقداماً في ميادين العلم والأدب، و انساناً زاهدا متديّناً کرّس جهودة المتواصلة و مواهبة الممتازة لخدمة العلم والدين والأدب، وإفادة طلاب العلوم من الأقاصي والأداني دون توان أوملل، سواء کان عن طريق التدريس والتقرير أم بالشرح والتفسير أم بالکتابة والتاليف. ومع أنة عاني من وقائع الأيام وتبلبل الأحوال وعاش بعيدا عن وطنة وأقاربة، بقي کالطود الشامخ في ميدان العلم والعقيدة والأدب، وخلّف ورائة تآليف قيمة جديرة بالاهتمام وطبع ما هو في متناول اليد، وتدريس بعض منها بالجامعات والحوزات العلمية، في فروع التخصص.

 
كليد واژه: البيتوشي، العلم والأدب، الأحساء، البصرة، الشعروالنثر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:15 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) بهار و تابستان 1388; 10(مسلسل 18):201-223.
 
عاشقانه هاي کردي
 
برزگرخالقي محمدرضا*
 
* دانشگاه بين المللي امام خميني(ره)، قزوين
 
 

روح يک ملت در ادبيات فولکلوريک آن متجلي است. بخش عمده اي از فولکلور کردي، داستان ها و منظومه ها و ادبيات دلکش عاميانه اين سرزمين است که «حله هاي تنيده ز دل و بافته ز جان» و مظاهر زنده ذوق و احساسات و عواطف و آيينه زندگي مردم روزگار گذشته است. اگر اين منظومه ها هر چه زودتر گردآوري نشود، ديري نخواهد گذشت که از آنها اثري بر جاي نخواهد ماند. مقاله حاضر در پي تشخيص چنين ضرورتي نوشته شده است.
اين مقاله، به سير منظومه سرايي در ادب کردي و فارسي، بيت يا منظومه عاشقانه شفاهي، ساختار داستان هاي عاشقانه، سبک شعر در عاشقانه ها، تفاوت بيت ها با حکايت ها، عشق در عاشقانه ها، تقسيم بندي بيت ها، بيت خوانان يا نقالان غنايي و چند نمونه بيت در مورد عشق مي پردازد
.
روش انجام اين تحقيق از نوع توصيفي و کتابخانه اي است. به گونه اي که با مراجعه به منابع محدود کتابخانه اي و اينترنتي سعي شده است که مجموعه کاملي از داستان هاي عاشقانه کردي جمع آوري گردد. عاشقانه هاي کردي غالبا مکتوب نشده است و حافظه ضعيف بيت خواناني که در قيد حيات هستند، پژوهندگان را نه به اصل بيت ها که تنها به بيت هاي تاريخي رهنمون مي سازد
.

 
كليد واژه: ادبيات کردي، فولکلور کردي، عاشقانه هاي کردي، بيت خوانان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:16 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) پاييز و زمستان 1387; 9(ضميمه 17 (ويژه نامه زبان و ادبيات عربي)):63-92.
 
شرح و تحليل قصيده «نونيه» ابوالبقاء رندي
 
حسنلويي فاطمه,رضايي هفتادر غلام عباس*
 
* دانشگاه تهران
 
 

رزمندگان مخلص و دلاور اسلام در سال 92 هـ، وارد اندلس بخشي از اسپانياي امروزي شده و ضمن فتح آن کاخ بلند تمدن اسلامي را در آنجا پي ريزي کردند، ولي به سبب خودخواهي و جاه طلبي برخي از فرماندهان و فرمانروايان، مسلمانان شکست خورده و پس از هشت قرن حکومت بر آن ديار، از آنجا بيرون رانده شدند. بي گمان اگر رهبران و فرماندهان به مضمون آيه شريفه (وَ لاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُکم) «انفال46/» وفادار مانده بودند اکنون ما شاهد اروپايي مسلمان بوديم، ولي افسوس که طالبان قدرت و ثروت براي رسيدن به مطامع زودگذر دنيوي در صفوف مسلمانان تفرقه انداختند. در پي آن حادثه غمبار شهرهاي اندلس يکي پس از ديگري سقوط کرد و از دست مسلمانان خارج شد. در اثر آن شماري از شاعران مسلمان از سر درد و سوز و گداز، اين حادثه تاسف بار را به رشته نظم کشيده و بر سقوط مسلمانان اشک ريختند. در ميان آنان «ابوالبقاء رندي» ( 648-601هـ) مرثيه زيبايي سروده است که نگارندگان در مقاله حاضر به شرح و تحليل آن پرداخته اند.

 
كليد واژه: اسلام، اندلس، ابوالبقاء رندي، رثاء
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  12:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها