0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : زبان و زبان شناسي پاييز و زمستان 1385; 2(2 (پياپي 4)):150-156.
 
معرفي آواشناسي قانوني و برخي کاربردهاي آن
 
استاجي اعظم*
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مقاله حاضر به معرفي آواشناسي قانوني و برخي کاربردهاي آن مي پردازد. منظور از آواشناسي قانوني، به كارگيري يافته هاي علم آواشناسي در حل مسايل حقوقي و قانوني است. در اين مقاله نشان داده مي شود چگونه آواشناسان مي توانند در تشخيص هويت سخنگويان، تشخيص زبان و لهجه و آوانگاري (تبديل گفتار به نوشتار) به مراجع اجراي قانون كمك كنند.

 
كليد واژه: آوا شناسي قانوني، طيف نگاشت صوتي، تشخيص صدا، تشخيص زبان و لهجه، آوانگاري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  10:21 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 11 : زبان و زبان شناسي پاييز و زمستان 1385; 2(2 (پياپي 4)):164-170.
 
نيروي شعر
 
مومني فرشته*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد چالوس
 
 

اين انديشه، که شايد بتوان پيچيدگي هاي ظاهري جهان هستي را به کمک چند قانون بنيادين درک کرد، موضوعي است كهنه با سابقه اي در حدود 2500 سال كه از يونانيان به يادگار مانده است. چنين به نظر ميرسد كه بتوان در نظام يکپارچه هستي، اصول و قواعد مشتركي پيدا كرد و آنگاه در تمام تشكيلات اين نظام، قانون فراگيري را حاكم بر اين قواعد يافت. من در اين مقاله خواسته ام به كمك قوانين اول و دوم نيوتن نيروي مولد شعر را همچون يك نيروي فيزيكي مطرح كنم. براي اين كار، نخست تعريفي كلي از شعر عرضه كرده ام و پس از آن به كمك روابط ميان اجزاي ساختاري زبان به خصوص رابطه متداعي از ديدگاه دو سوسور و همچنين مفهوم قطب استعاري كه در تئوري ياكوبسن مطرح شده است، جا به جايي مدلول در جريان دلالت در واژه را بيان کرده ام. اين جابه جايي موجب نشان دار شدن واژه و پيدا شدن نقش جديد براي آن است كه به استعاره مي انجامد و به كمك نيرويي صورت مي گيرد كه در تشكيل شعر مي توان آن را نيروي شعر ناميد. نگارنده اين سطور به منبع اين نيرو نگاهي ندارد؛ اما در وجود اين نيرو بحث مي كند. شايد اين نيرو هماني باشد كه غربيان آن را جنّ شعر و عرب ها آن را"تابعه" يا "شياطين شعرا" مي دانند و به هر حال همه شاعران، ظهور و تبلور ناگهاني آن را به تجربه باور داشته و دارند.

 
كليد واژه: رابطه جانشين، دال، مدلول، سرعت، شتاب
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  10:21 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):1-12.
 
بررسي مواد تشبيه به عنوان يک ويژگي سبکي در قصايد خاقاني شرواني
 
غني پورملکشاه احمد*,محسني مرتضي,محمدزاده داغمه چي مرتضي
 
* دانشگاه مازندران
 
 

خاقاني، شاعري است که در تصويرسازيها، مقيد به چارچوب خاصي نيست. بنابراين مواد تصويرسازي در تشبيهات او، پديده هاي خاصي نيستند. از بزرگترين امور خلقت تا کوچکترين ذرات و پديده هاي بظاهر بي ارزش در تشبيهات او ديده ميشود؛ زيرا هدف او، زيبايي آفريني و برجسته سازي اموري است که در عالم ماده و تا حدي در عالم معني بصورت عيني و غير عيني وجود دارند. او در اين راه، خود را از هر گونه چارچوب و يا قيدوبندي که شاعران دوره هاي گذشته براي تصويرسازي و بيان هنري بر خود و ديگران تکليف ميکردند، رها ساخته است. به هر حال خاقاني در جستجوي دستمايه اي براي اظهار فضل نيست. در اين مقاله سعي شده است به يکي از مباحث تشبيهي؛ يعني، مواد تصويرسازي در تشبيهات که نشان دهنده نوع بينش و عقيده خاقاني نسبت به امور طبيعي و ماوراي طبيعت است، پرداخته شود و اين ميتواند بعنوان يکي از ويژگيهاي سبکي قصايد خاقاني، جايگاه ويژه اي داشته باشد.

 
كليد واژه: تشبيه، تصويرسازي، قصايد خاقاني، مواد تشبيه، ويژگي سبکي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:43 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):13-28.
 
نگاهي به سبک شناسي غزليات عرفي شيرازي و تازگيهاي آن
 
غلامي بيدک محمدمهدي*,محمدي گردآفرين
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ياسوج، ياسوج، ايران
 
 

عرفي شيرازي يکي از شاعران اوايل عهد صفوي است که در تکوين غزل سبک هندي، نقشي مهم داشته است. حجم اصلي ديوان وي را غزليات او تشکيل ميدهد. در اين گفتار، نويسندگان به بررسي محتوا و زبان غزليات وي پرداخته اند. بررسي مواد عرفاني و قلندري در شعر او، واژه هاي پربسامد ديوانش، تعابير و تصاوير اصلي خيالي در غزليات او و سنجش نوع اوزان و قوافي، موضوعات اصلي اين مقاله را تشكيل ميدهد.

 
كليد واژه: عرفي، سبک هندي، غزل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:43 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):29-46.
 
نقد و تحليل ساختاري و نشانه شناسي داستانهاي عاشقانه
 
تميم داري احمد*,عباسي سمانه
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

ساختارگرايي که به دنبال دست يافتن به قوانين کليي است که بر ساختارها حاکمند در بررسيهاي ادبي به شکل اثر ادبي ميپردازد و در پي آن است تا اصول ساختاري حاکم بر آثار متفاوت را با توجه به روابطشان در کل عرصه ادبيات مشخص کند تا از اين طريق سبک و قوانين خاص انواع ادبي را توضيح دهد. دانش نشانه شناسي نيز که همچون ساختارگرايي بر اساس مباني زبانشناسي جديد شکل گرفته است در برخورد با متون ادبي به دنبال کشف ژرف ساخت هايي است که در زير جنبه هاي به ظاهر متفاوت قرار دارند و داستانهاي گوناگون از اين نظر توجه بسياري از نشانه شناسان را براي دست يافتن به ساختارهاي منسجم جلب کرده است. در اين مقاله سعي شده است تا بر اساس مفاهيم اصلي نشانه شناسي، نظام نشانه اي داستانهاي عاشقانه با توجه به سه داستان ويس و رامين، خسرو و شيرين و ليلي و مجنون مورد بررسي قرار گيرد. بنابراين با اعتقاد به قراردادهاي از پيش موجود در اين داستانها، نخست بيست و چهار نشانه بر اساس روابط جانشيني مشخص و سپس با توجه به طرح داستان به تعيين محورهاي همنشيني پرداخته شده است، به گونه اي که امکان گسترش الگوي ارائه شده و در نتيجه مطالعات درزماني فراهم شود.

 
كليد واژه: ساختارگرايي، نشانه شناسي، داستان، ويس و رامين، خسرو و شيرين، ليلي و مجنون
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:44 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):47-66.
 
اسلوب نوشتار نامه هاي فارسي، توصيف و طبقه بندي گونه نامه
 
درپر مريم*,قوام ابوالقاسم,فتوحي رودمعجني محمود,هاشمي محمدرضا
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

يکي از مطالعات پايه اي و بنيادي جهت انجام پژوهشهاي سبک شناسي، شناخت گونه ها (ژانرها) و رده بندي آنهاست. آنچه نامه ها، مکتوبات، مکاتيب، منشآت يا ترسلات ناميده شده، يکي از گونه هاي نوشتاري است که بعنوان بخشي از فرهنگ و ادبيات قوم ايراني نيازمند مطالعات هدفمند و دامنه داري هستند اما هنوز به عنوان يک گونه نوشتاري چندان مورد تحقيق و پژوهش قرار نگرفته اند. نامه يك رسانه ارتباطي است كه بوسيله آن فرد پيامي را به ديگري انتقال ميدهد؛ براي مقاصد مختلفي مانند اطلاع دادن، دستور دادن، ترغيب كردن، اطمينان دادن و ... . در نامه ها معمولا مخاطب فرد معيني است، داشتن مخاطب معين به اينگونه نوشتاري ويژگيهايي داده که آن را از ساير گونه هاي نثر (علمي، ادبي، تاريخي، مقامه، داستان نويسي و ...) متمايز کرده است. شناخت اين ويژگيها و رده بندي نامه ها مساله اي است که پژوهش حاضر بدان ميپردازد؛ پرسشهاي مطرح در پژوهش اين است که در گونه نامه چه ويژگيهاي شاخصي وجود دارد که آن را از ديگر گونه هاي نثر متمايز ميکند؟ چگونه و با چه متغيرهايي ميتوان به رده بندي نامه ها پرداخت به گونه اي که شباهتهاي آنها جهت نظم يافتن در يک رده و تفاوتشان براي قرار گرفتن در رده هاي متفاوت آشکار شود؟ هدف تحقيق اين است که با پرداختن به اسلوب نوشتار نامه هاي فارسي، توصيف و رده بندي، زمينه را براي انجام مطالعات و پژوهشهاي سبک شناسي، جامعه شناسي، مطالعات مبتني بر تحليل گفتمان انتقادي و بررسي رابطه قدرت در نامه ها و ... در حوزه نامه نگاري فارسي فراهم کند. در اين پژوهش، بافت بيروني و عناصر مهم بافت موقعيتي که عبارتند از: نويسنده، مخاطب، نوع رابطه آنها و کنش يا کارکرد نامه بعنوان مبناي توصيف و طبقه بندي نامه ها در نظر گرفته شده است.

 
كليد واژه: نامه، رده بندي، نويسنده، مخاطب، کارکرد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:44 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):67-78.
 
شگردهاي استفاده سعدي از آيات قرآن
 
مجد اميد*,آبين الهه
 
* دانشگاه تهران
 
 

شاعران و نويسندگان پارسيگوي در اشعار و آثار خود به طرق گوناگون از آيات و مفاهيم قرآني بهره برده اند و ديدگاه قرآني در آثارشان نفوذ چشمگير و قابل توجهي داشته است. شيخ اجل سعدي شيرازي نيز از جمله شاعراني است که بدليل آشنائي کامل با قرآن کريم، بهره هاي زيادي از اين کتاب آسماني در آثار خود برده و توانسته گفتار خود را هرچه بهتر و دل انگيزتر جلوه دهد. شيوه سخن و گفتار سعدي در آثارش از جهات مختلف قابل بررسي و تعمق ميباشد و ما در اين مقاله سعي بر آن داشته ايم که به انواع شگردهاي استفاده سعدي از آيات قرآن بپردازيم و پاسخگوي اين سوال باشيم که آيا سعدي در بهره گيري از آيات قرآن همچون شاعران ديگر عمل نموده و يا اينکه علاوه بر شگردهاي معمول و شناخته شده، شيوه هاي ابتکاري ديگري را نيز مدنظر قرار داده است؟ به عبارت ديگر در پي آنيم که ببينيم آيا سعدي در اين زمينه روشهاي را از خود خلق نموده که تنها منحصر به خودش باشد يا خير؟ براي بررسي تغييرات احتمالي تفسيري در شعر سعدي به چهار تفسير مرجع زمان سعدي تحت عناوين تفسير کشاف، نسفي، سورآبادي و مفاتيح الغيب نيز مراجعه شده است.

 
كليد واژه: سعدي، آيات قرآن، تغيير کاربرد آيات، استنباط ذوقي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:44 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):113-128.
 
تحول شريطه در سبكهاي ادب فارسي
 
آقاحسيني حسين*,مصطفايي اعظم
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

شعر فارسي در ادوار مختلف انواع قالبهاي شعري را تجربه کرده اما در هر دوره اي قالب خاصي از شعر رونق بيشتري داشته است. در سرآغاز شعر فارسي که سبک خراساني نام دارد قصيده در اوج خويش قرار داشت.
قصايد شامل موضوعات مختلفي مانند مدح، وصف، مفاخره، توصيف جنگها و لشکرکشيها، توصيف طبيعت، ذکر مصائب و رنجها و مسائل اخلاقي است
.
هر قصيده ممکن است از قسمتهاي مختلفي تشکيل شده باشد که شامل: مقدمه که معمولا تشبيب، نسيب، تغزل يا شبيه آن است، تخلص يعني بيت يا ابيات پاياني که سبب پيوند مقدمه و متن قصيده ميشود، موضوع اصلي که همان موضوع قصيده است، و شريطه يا دعاي تابيد است
.
شريطه و دعاي تابيد مکمل يکديگر و در حقيقت دعاي شاعر در حق ممدوح است. بدين صورت که يکي از مفاهيمي که از ديدگاه شاعر متضمن معني دوام و هميشگي است بر زبان وي جاري ميشود و آن را مبناي دعاي خويش در حق ممدوح قرار ميدهد، بگونه اي که او را در انديشه خويش جاودانه نمايد. آنچه ميتواند مبناي جاودانگي و شريطه شاعر باشد عناصر و مفاهيمي متفاوت است مانند باورها، احکام و مسائل نجومي يا عناصر ذاتي و طبيعي که جاودانه مي نمايد يا گاهي انديشه هاي فلسفي و مباني منطقي و از اين قبيل
.
در اين مقاله کوشش شده که عناصر يا مفاهيمي که از ديدگاه شاعر جاودانه است و همچنين کاربرد اين عناصر در چهار سبک شعري (خراساني، عراقي، هندي و بازگشت) بررسي شود
.

 
كليد واژه: قصيده، شريطه، دعاي تابيد، سبک شعر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:44 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):79-90.
 
تحليل گفتماني رمان «کولي کنار آتش» منيرو رواني پور
 
گرجي مصطفي,درودگريان فرهاد,ميري افسانه*
 
* دانشگاه مشهد
 
 

يکي از بهترين و موثرترين روشهاي بررسي و نقد داستان، تحليل با توجه به چارچوب متني و فرامتني است كه متن در سطوح توصيف، تفسير و تبيين؛ بررسي ميشود. از سويي ديگر رمان سياسي يا سياسي گرا يكي از اقسام ادبيات داستاني فارسي با مولفه هايي خاص است كه از ساير جريانهاي داستان نويسي معاصر متمايز است. اين نوع از داستانها به نسبت ساير اقسام داستاني بدليل ويژگي و ماهيت منحصر بفرد و پيوندهاي نزديک و باريك با جامعه و وقايع اجتماعي و سياسي، از ميان مجموعه روشهاي تحليل رمان و ادبيات داستاني؛ با روش تحليل گفتماني و كشف عناصر سبكي ويژه آن سنخيت بيشتري دارد. بر اين اساس رمان «كولي كنار آتش» اثر منيرو رواني پور يکي از رمانهاي شاخص پس از انقلاب اسلامي است كه نويسنده آن برخلاف اكثر رمانهاي سياسي پس از انقلاب، يك زن است كه در اين مقاله سعي ميشود با تامل و بازخواني آن؛ حوادث مهم و جريان ساز سياسي ايران با توجه به روش تحليل سبكي- گفتماني متن و عناصر برجسته حاضر در آن همچون تصويرها و توصيفها، شخصيتهاي داستان (کنشگر-کنش پذير- راوي)، نحوه روايت پردازي، طرح و درونمايه برتر و ... بررسي، تحليل و نقد شود.

 
كليد واژه: رمان سياسي، تحليل گفتمان، کولي کنار آتش، منيرو رواني پور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:45 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):91-112.
 
يک ساخت تشبيهي نويافته بر پايه سبک تصويرآفريني قصايد خاقاني
 
مهدوي فر سعيد*,صالحي مازندراني محمدرضا
 
* دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
 

مقاله حاضر به تحليل يکي از ساختهاي فراموش شده و برجسته تشبيهي در ادب و بلاغت پارسي ميپردازد. در اين پژوهش ويژگيهاي تصويري و زباني، کارکردهاي هنري و زيبايي-شناختي، پيشينه و سير تحول، دليل عدم احصاي اين ساخت و نيز چگونگي تجلي آن در کتابهاي بلاغت، مورد تحقيق و تحليل قرار گرفته است. با توجه به اينکه اين نوع تشبيه تاکنون ناشناخته بوده ، عجالتا عنوان «تشبيه وصفي» براي آن برگزيده شده است. تشبيه وصفي داراي ساختهاي متنوع و کارکردهاي هنري برجسته اي است که خود بر گستره کاربرد آن مي افزايد. از آنجا که نقطه کمال و اوج لطافت تشبيه وصفي در شعر خاقاني است، اين جستار بر پايه قصايد او انجام گرفته است.

 
كليد واژه: تصويرسازي، تشبيه، تشبيه وصفي، تشبيه بليغ وصفي، قصايد خاقاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:45 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):129-146.
 
تکامل ترصيع و موازنه، عنصري مهم در سبک شعري سده هاي سوم تا پنجم هجري
 
محمدي محمدحسين*,حاجي پور ميثم
 
* دانشگاه تهران
 
 

سبک شعري سده هاي سوم تا پنجم هجري به سبب انتساب به دربارهاي پادشاهي و استفاده شاعران از سازهاي گوناگون هنگام قرائت شعر، از موسيقي و تناسبات لفظي سرشار است. در اين ميان وجود موازنه به عنوان يکي از مهمترين عناصر ايقاعي در شعر بسيار بديهي است. در دو قرن سوم و چهارم موازنه در شعر شاعران رواج تام دارد، اما هنوز از ترصيع خبري نيست. در قرن پنجم ترصيع به شکل آميخته با موازنه سبب افزايش موسيقي کلام ميگردد و از قرن ششم به بعد کم کم ترصيع کامل شکل ميگيرد.
نزد بديع نگاراني همچون عمر رادوياني موازنه، صنعتي است ناآشنا، بگونه اي که وي با عنوان ترصيع و تعريف موازنه، شواهد موازنه و ترصيع را آميخته ذکر ميکند؛ اما در قرنهاي ششم و هفتم نزد رشيدالدين وطواط و شمس قيس رازي، اين دو صنعت کاملا بصورت تفکيک شده معرفي ميشوند
.
با توجه به اينکه تکامل ترصيع و موازنه در شعر سده هاي سوم تا پنجم هجري از ويژگيهاي سبکي آن دوران بشمارست، در اين مقاله با بررسي شعر مهمترين و سبکسازترين شاعران آن عصر، اين روند تکامل را بررسي و تحليل کرده ايم
.

 
كليد واژه: ترصيع، موازنه، سبک شعري، رودکي، دقيقي، منجيک ترمذي، فردوسي، عنصري، فرخي سيستاني، منوچهري، ازرقي هروي، قطران تبريزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:46 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):147-160.
 
گونه هاي «تناص/ هم متني» در بوستان و گلستان سعدي (با تکيه بر شيوه هاي اثرپذيري از نهج البلاغه)
 
فسنقري حجت اله*,جعفرپور ميلاد,جهانبين محمد
 
* دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 
 

آيا سعدي در بيان مواعظ خود به نهج البلاغه توجه داشته است؟ برابر معنايي تناصهاي سعدي از نهج البلاغه بينامتنيت نام دارد يا هم متني؟ ضرورت توجه بمعناي درست اصطلاح تناص در نقد ادب عربي که امروزه بسياري از محققان و پژوهندگان ادبي آنرا بينامتنيت ناميده اند، نگارندگان را بر آن داشت تا نخست، با تعريف دو اصطلاح تناص و بينامتنيت و روشن ساختن حد و مرز آنها، نشان دهند که برابر معنايي تناص، هم متني است نه بينامتنيت، حال آنکه، تاکنون پژوهشي پيرامون روشن ساختن اين نکته صورت نگرفته است. تناصها و وامگيريهاي بسيار سعدي از نهج البلاغه تا کنون بعنوان موضوع تحقيقي جداگانه اي در نظر گرفته نشده و نگارندگان با شناخت فقر پژوهشي موجود در اين زمينه، بشناخت نمونه هاي هم متني و تناص موجود در بوستان و گلستان سعدي روي آورده اند و سپس گونه هاي تناص و شيوه هاي اثرپذيري از نهج البلاغه را، بر پايه شش گونه واژگاني، گزارشي، الهامي-بنيادي، تلميحي، تاويلي و تصويري نمايانده اند.

 
كليد واژه: نهج البلاغه، سعدي، تناص، بينامتنيت، هم متني، شيوه هاي اثرپذيري، گونه هاي تناص
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:46 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 11 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):161-172.
 
داستانك در حکايتهاي قابوسنامه و تطبيق آن با مينيماليسم
 
سبزعليپور جهاندوست*,عبداللهي فرزانه
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد رشت
 
 

کمينه گرايي يا مينيماليسم جنبش يا سبکي ادبي است که ويژگي اصلي آن کاهش مفرط محتواي اثر به حداقل عناصر ضروري است. اين سبک که خاستگاهش مغرب زمين و موجد اصلي پيدايي آن جنبش فرماليسم است، نتيجه تسلط تکنولوژي بر دنياي کنوني است. پيامد اين جنبش هنري، رواج داستان بسيار کوتاه، با دو ويژگي کم حجمي و سادگي است.
نويسندگان اين سبک با حفظ اصول ساختاري و فني داستان، به زباني ساده و با بکارگيري شگردهايي چون: مقدمه گريزي، بکارگيري مضمون يا تم جذاب، شکل دادن به داستان بر پايه نقل، گفتگو و روايت، کاربرد واژه هاي ساده و جمله هاي کوتاه و صريح، سعي کرده اند داستانهايي موثر و ماندگار بيافرينند. گرچه بسياري از آثار ادبي کهن فارسي از اين ويژگي برخوردارند، اما کمتر از اين منظر بررسي شده اند
.
هدف از اين مقاله، درک ساختار حکايتهاي قابوسنامه با الگو قراردادن ويژگيهاي سبک مينيمال است. با اين هدف، بعد از مقدمه زمينه ها و علل گرايش به مينيماليسم و ويژگيهاي پربسامد آن ذکر شده است؛ سپس از مجموع حکايتهاي قابوسنامه، پنج حکايت با بيشترين وجوه تشابه، انتخاب شده و ويژگيهاي داستانهاي مينيماليستي جديد در حکايتهاي قابوسنامه تطبيق داده شده است. نتيجه به دست آمده اين است که حکايتهاي قابوسنامه با داستانهاي مينيماليستي عصر جديد، شباهتهاي اساسي دارند
.

 
كليد واژه: داستان کوتاه، کم حجمي و فشردگي، مينيماليسم، قابوسنامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:46 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 12 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):173-192.
 
چگونگي استفاده فردوسي از موسيقي در تاثيرگذار كردن متن
 
نظري ماه*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد كرج، دانشكده ادبيات و زبانهاي خارجي
 
 

كشف رازهاي شاعرانه در نظام موسيقايي شاهنامه، از عواملي است كه اين اثر سترگ را جاودانه ساخته و سبب رستاخيز كلام، ويژگي سبكي و مميزه زبان و بيان فردوسي گرديده است. مساله اين است كه موسيقي شاهنامه فقط در چنبر وزن عروضي و موسيقي كناري محدود نميشود، بلكه متغيرهايي كه موسيقي شعر فردوسي را از ديگر شاعران، ممتايز ميگرداند؛ گزينش و روابط حروف، اصوات، مكث، درنگ و ارتباط كلمات با يكديگر و تاثيرگذاري هريك از آنهاست كه باعث انعكاس صداها و آواها، خلق تصوير بصري و سمعي، ايجاد حالات عاطفي گوناگون شده است. كاربرد كيمياي موسيقي، كه بيواسطه ترين هنر، براي انتقال انديشه، پيام و معاني است، در گرو نظام واژه هاي شاهنامه، يعني توازنها و تناسبهاست كه در مجموعه آوايي و صوتي نهفته شده و بدينوسيله بسهولت با مخاطبان خود ارتباط برقرار ميكند چون بعد از عاطفه كه ركن معنوي شعر است، وزن شعر كه خود پديده اي است طبيعي؛ شعر را مهيجتر ميكند.
در اين مقاله غير از وزن و موسيقي كناري در شاهنامه در زمينه هاي ديگري چون حرفاهنگ، واژآهنگ، متناهنگ تركيب و ... كه به هماهنگي بي نظيري انجاميده است به بررسي پرداخته ايم. تا اوج هنرمندي فردوسي را در مجموعه كاربردي موسيقي و تاثيرگذاري وي نشان دهيم.

 
كليد واژه: موسيقي، هماهنگي، توازن، قافيه، فردوسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:46 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 13 : سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) بهار 1391; 5(1 (پي در پي 15)):193-210.
 
شگردهاي التفات در سه شاعر فارسي زبان (خاقاني، مولانا و حافظ) و مقايسه آن با بلاغت عربي قرآن
 
واعظ سعيد,عطايي يحيي*
 
* دانشگاه پيام نور
 
 

التفات يکي از ويژگيهاي مهم قرآن کريم است. نويسنده در اين پژوهش کوشيده است تا با معرفي کامل اين صنعت و بررسي سير تحول آن در کتابهاي بلاغت عربي و فارسي از آغاز تاکنون، نشان دهد که سه شاعر يعني، خاقاني، مولانا و حافظ، به چه ميزان و کيفيت از اين سبک قرآني بهره گرفته اند و با بررسي آماري و کيفي و تحليل نمونه هايي از قرآن کريم و شعر اين شاعران، استدلال و اثبات کرده است که بترتيب مولانا و حافظ به سبک قرآني نزديکتر بوده و خاقاني در مقايسه با اين سه شاعر در بهره گيري از التفات دور از سبک قرآن است.

 
كليد واژه: قرآن کريم، خاقاني، حافظ، مولانا، التفات، مقايسه سبکي، سکاکي، خطيب قزويني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  9:46 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها