برنامه کمينه گرا (چامسکي، 1995) رويکرد غالب و جديد «زبان شناسي زايشي» است. بررسي پيوندهاي سلسه مراتبي ساخت نماي جمله هاي زبان به لحاظ دانش زباني ذهني سخنگويان، هدف عمده تحليل ساختي در رويکرد ياد شده است. يکي از ويژگيهاي تحليل ساختي جمله در اين رويکرد، در نظرگرفتن مقوله هاي نقشي است که به تبيين پيوندهاي نحوي مقوله هاي واژگاني کمک مي کند. تحقيق حاضر، ضمن ارائه توصيفي دقيق از مقوله هاي نقشي، به بررسي مقوله نقشي زمان در نحو جمله هاي فارسي مي پردازد. همسو با تعاريف به کار رفته در برنامه کمينه گرا به بررسي چگونگي صرف فعل از راه بازبيني مشخصه هاي تعبيرناپذير موجود در گره زمان و فعل اصلي و عمل مطابقه خواهيم پرداخت. همچنين با در نظر گرفتن اينکه مشخصه تصريف در زبان فارسي يک مشخصه قوي است، با ارائه نمونه هايي نشان خواهيم داد که فعل به هسته زمان جذب مي شود و در جايگاهي خارج از گروه فعلي بالا (vP) قرار مي گيرد. حذف گروه فعلي و پرسشهاي تاييدي از جمله شواهدي است که اين فرض را تاييد مي کند.