0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):59-84.
 
بررسي کارکرد گروه نقشي زمان درزبان فارسي برپايه برنامه کمينه گرا
 
پهلوان نژاد محمدرضا*,مشكوه الديني مهدي,حسيني معصوم سيدمحمد
 
* گروه زبا‌ن‌ شناسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

برنامه کمينه گرا (چامسکي، 1995) رويکرد غالب و جديد «زبان شناسي زايشي» است. بررسي پيوندهاي سلسه مراتبي ساخت نماي جمله هاي زبان به لحاظ دانش زباني ذهني سخنگويان، هدف عمده تحليل ساختي در رويکرد ياد شده است. يکي از ويژگيهاي تحليل ساختي جمله در اين رويکرد، در نظرگرفتن مقوله هاي نقشي است که به تبيين پيوندهاي نحوي مقوله هاي واژگاني کمک مي کند. تحقيق حاضر، ضمن ارائه توصيفي دقيق از مقوله هاي نقشي، به بررسي مقوله نقشي زمان در نحو جمله هاي فارسي مي پردازد. همسو با تعاريف به کار رفته در برنامه کمينه گرا به بررسي چگونگي صرف فعل از راه بازبيني مشخصه هاي تعبيرناپذير موجود در گره زمان و فعل اصلي و عمل مطابقه خواهيم پرداخت. همچنين با در نظر گرفتن اينکه مشخصه تصريف در زبان فارسي يک مشخصه قوي است، با ارائه نمونه هايي نشان خواهيم داد که فعل به هسته زمان جذب مي شود و در جايگاهي خارج از گروه فعلي بالا (vP) قرار مي گيرد. حذف گروه فعلي و پرسشهاي تاييدي از جمله شواهدي است که اين فرض را تاييد مي کند.

 
كليد واژه: برنامه کمينه گرا، مقوله نقشي، گروه زمان، گروه فعلي لايه اي، تصريف قوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:07 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):85-103.
 
مستندسازي و بررسي گويشهاي ايران به عنوان ميراث فرهنگي
 
محمودي بختياري بهروز*
 
* دانشگاه تهران
 
 

در اين روزها، حفظ و صيانت ميراث فرهنگي به عنوان بخشي مهم از هويت ملي، مورد توجه مردم و مقامات کشور قرار گرفته است. با اين وجود، به نظر نمي رسد چنين همت تاکنون صرف ميراث فرهنگي «معنوي» ايران شده باشد. نظر به اين که سرعت نابودي گويشها بسيار بالاتر از سرعت نابودي ديگر ميراث معنوي است و مرگ آنها بر بسياري از عقايد و رسوم و باورها تاثير مي گذارد، يکي از دغدغه هاي مهم ملي بايد حفظ اين ميراث مهم، آسيب پذير و پراکنده باشد. در اين مقاله، ضمن پرداختن به کلياتي چون مفهوم زبانهاي در خطر و در حال انقراض، به زبانهاي ايراني پرداخته شده و تاريخچه، آسيب شناسي و نيازهاي مرتبط با مطالعات گويشي (با تاکيد بر مقوله «مستندسازي زبان») بررسي شده است.

 
كليد واژه: ميراث فرهنگي معنوي، زبانهاي در خطر، مستندسازي زبان، گويشهاي ايراني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):105-120.
 
پسوند«ي»: پيشينه و کاربرد هاي آن (يک پژوهش ترازماني)
 
توكلي نسترن,صاحبي سيامك*
 
* واحد علوم و تحقيقات فارس
 
 

در ميان پسوندهاي موجود در زبان فارسي، پسوند «ي» از قدرتي بي مانند برخورداراست: چه از حيث تنوع گروههاي اشتقاقي و چه از لحاظ تعداد مشتقاتي که مي سازد. اين پسوند، که سابقه آن به ايراني باستان بازمي گردد، بسيار زاياست و بالاترين بسامد را در ميان ديگر وندها دارد. ازهمين رو، جستار حاضر با اتخاذ رويکردي ترازماني، سابقه حضور وکاربردهاي اين پسوند در ايراني باستان و نيز در زبانهاي ايراني ميانه غربي را مورد بررسي قرارمي دهد و ضمن تجزيه وتحليل داده ها، ساختارهاي پسوند «ي» را به سه گروه ساختارهاي اسمي، ساختارهاي صفتي و ساختارهاي قيدي تقسيم مي سازد تا از اين رهگذر به معرفي کاربردهاي گوناگون اين پسوند در فارسي نو پرداخته شود. نتيجه اين که کاربرد و زايايي پسوند «ي» در گذر زمان به گونه چشم گيري افزايش پيدا کرده است، به طوري که امروزه در نقش پسوندي توسعه طلب ظاهرشده و در سطوح مختلف به حريم پسوند هاي ديگر هجوم برده و آنها را به حاشيه رانده است.

 
كليد واژه: وند، پسوند، ترازماني، زبانهاي ايراني، زبان فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):121-138.
 
توصيف گويش گيوي در مقايسه با زبان پهلوي
 
فاروقي هندوالان جليل اله*,مهرجوفرد حسن,دري مرجان
 
* گروه زبان انگليسي و زبانشناسي، دانشگاه بيرجند
 
 

تحقيق حاضر قصد دارد با توصيف گويش گيوي و مقايسه آن با زبان پهلوي- بويژه از جنبه فرآيند هاي واجي- اين گويش را به دليل اهميت تاريخي و فرهنگي اش معرفي نمايد و نشان دهد که در گويش گيوي مي توان واژه هاي بسياري يافت که با وجود اينکه تحت تاثير فرآيند هاي واجي قرار گرفته اند در مقايسه با گويش معيار از نظر تلفظ و معنا نزديک به زبان پهلوي هستند. فرآيندهاي واجي که در اين تحقيق مد نظر بوده اند عبارتند از: حذف، افزايش، ابدال، ادغام و قلب. داده هاي اصلي اين تحقيق، فهرستي از واژه هاست که به عنوان شاهد انتخاب شده اند. اين تحقيق، بيانگر روابط عميق تاريخي ميان گويش گيوي و زبان پهلوي است.

 
كليد واژه: گويش گيوي، زبان پهلوي، فرآيندهاي واجي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):139-153.
 
تحليل زباني اجتماعي گفتمان پزشک و بيمار فارسي زبان
 
ناصح محمدامين*,استادزاده زهرا
 
* گروه زبان انگليسي، دانشگاه بيرجند
 
 

اين مقاله در حوزه جامعه شناسي زبان به بررسي رابطه قدرت/ همبستگي در گفتار پزشک و بيمار فارسي زبان مي پردازد. ازاين رو متغير زباني گونه هاي خطاب به عنوان يکي از نشانگرهاي ابراز قدرت در کنار چهار متغير اجتماعي جنسيت، طبقه اجتماعي، سن و تحصيلات مد نظر بوده. کاربرد متغيرها در هر گروه با بهره گيري از تحليلهاي آماري مورد بررسي دقيق قرار گرفته است. پس از تحليل داده ها مشخص شد که در مجموع، عامل قدرت در گفتار پزشک با بيمار فارسي زبان مشهود است و چهار متغير غيرزباني مذکور نيز بر ميزان کاربرد نشانگرهاي قدرت موثر اند. اين موضوع تا حد زيادي با مباحث حوزه اخلاق در پزشکي هم راستاست ونتايج حاصل مي تواند بر بسياري از مسائل اين حوزه پرتو افکند.

 
كليد واژه: جامعه شناسي زبان، رابطه قدرت و همبستگي، گفتمان پزشک و بيمار، اخلاق پزشکي.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):1-21.
 
اصل مقوله تهي و شرط شمول مسير در صورت منطقي در زبان فارسي
 
درزي علي*,نجفي پازوكي معصومه
 
* گروه زبان ‌شناسي، دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه تهران
 
 

در اين پژوهش به بررسي اصل مقوله تهي در صورت منطقي خواهيم پرداخت و با مطالعه جملاتي از زبان انگليسي و فارسي درمي يابيم اين اصل در تبيين دستوري بودن برخي جملات در صورت منطقي با مشکل مواجه مي شود. براي يافتن راه حلي براي تبيين اين گونه جملات با پيروي از فرضيه پزتسکي (1982) به جاي اصل مقوله تهي از شرط شمول مسير استفاده خواهيم کرد و به کمک آن، جملاتي را که اصل مقوله تهي قادر به تبيين آنها نيست مورد بررسي قرار مي دهيم و تبيين دستوري ارائه خواهيم کرد. بديهي است که با نبود مفهوم حاکميت در برنامه کمينه گرا، تحليل مبني بر شرط شمول مسير نه تنها به لحاظ قدرت تبيين داده هاي تجربي، بلکه به لحاظ نظري نيز بر تحليل مبتني بر اصل مقوله تهي برتري دارد.

 
كليد واژه: اصل مقوله تهي، شرط شمول مسير، شرط کمينگي، صورت منطقي، گشتار حرکت آلفا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):23-49.
 
ضمير انتزاعي PRO در فارسي: سازه اي ممکن
 
معين زاده احمد*,مصفاجهرمي ابوالفضل
 
* گروه زبان انگليسي، دانشگاه اصفهان
 
 

ضمير انتزاعي PRO فاعل بندهاي بي زمان است که نمود آوايي ندارد ولي از نظر نحوي فعال است. وجود PRO در فارسي محل تامل است. علت اين موضوع احتمالا يافتن بند بي زمان و مهم تر، يافتن جايگاه بدون حاکميت در فارسي بوده است. به هر حال بند بي زمان در فارسي وجود داشته ولي دستور سنتي و برخي ديدگاههاي جديد آن را مقوله اي از جنس اسم محسوب کرده است. رهيافتهاي جديد به دستور نيز، قادر به توجيه جايگاه بدون حاکميت که براي وجود PRO لازم است نيستند. اين مقاله به معرفي PRO در فارسي مي پردازد و مقولاتي که در ديدگاههاي ديگر اسم محسوب شده اند، بند بي زمان معرفي مي کند و شواهد زبان شناختي (معنايي، نحوي، ساختواژي) لازم مبني بربندبي زمان بودن آنها را ارائه مي دهد و به تبع آن امکان وجود جايگاه به دور از حاکميت و PRO در فارسي بررسي مي شود. بندهاي مصدري فارسي CP هستند نه IP و به تبع اين ويژگي، امکان ظهور PRO در جايگاه به دور از حاکميت، امکان پذير مي شود.

 
كليد واژه: بند بي زمان، ضمير انتزاعي، مقوله تهي، حاکميت، اصل فرافکني گسترده
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):51-73.
 
شيوه هاي بازنمايي کارگزاران اجتماعي در نشريات دوره مشروطه از منظر گفتمان شناسي انتقادي با عنايت به مولفه هاي گفتمان مدار جامعه شناختي- معنايي
 
پهلوان نژاد محمدرضا*,صحراگرد رحمان,فلاحي محمدهادي
 
* گروه زبان ‌شناسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

تحليل گفتمان انتقادي از جمله رويکردهاي نوين در تجزيه گفتمان و متن است. در اين رويکرد مبنا بر اين است که زبان و گفتمان در سطوح زيرين حاوي ايدئولوژي و روابط قدرت و سلطه است و در سطوح زبرين حاوي ساختارها و مولفه هاي گفتمان مدار است. اين ساختارها و مولفه ها با ايدئولوژي نهفته در لايه هاي زيرين متن رابطه اي دو سويه دارد. تحليل گر گفتمان انتقادي با استفاده از الگوهاي خاص به بررسي و تحليل اين ساختارها مي پردازد تا به ايدئولوژي پنهان در پس متون پي برد. بيش تر تحليل گران گفتمان انتقادي مبناي تجزيه و تحليل متون را بر پايه تظاهرات زبان شناختي بنا نهاده اند در حاليکه ون ليوون (1996) معتقد است مولفه هاي جامعه شناختي- معنايي گفتمان، شناختي عميق تر و جامع تر از متن ارائه مي دهند. در اين پژوهش با استفاده از الگوي ون ليوون، متون انتخاب شده از 41 شماره از 8 نشريه سالهاي آغازين دوره مشروطه (صوراسرافيل، حبل المتين، مساوات، نداي وطن، مجلس، رهنما، صبح صادق، آيينه غيب نما)، تجزيه و تحليل شده اند. همه اين متون کم و بيش از مولفه هاي جامعه شناختي- معنايي استفاده کرده اند. شيوه غالب در بازنمايي کارگزاران اجتماعي، استفاده از مولفه ها به ترتيب زير است: تشخص بخشي، فعال سازي، تشخص زدايي، حذف و منفعل سازي، در اين نشريات کارگزاران در هيات انسانهايي فعال و پويا بازنمايي شده اند. کارگزاراني فعال که پس از رهايي از استبداد در راه پيش رفت جامعه خود تلاش مي کنند. در انجام اين پژوهش علاوه بر تحليل کيفي از بررسي کمي يعني محاسبه بسامد و درصد مولفه ها و اعمال شيوه هاي آماري مجذور خي و فرمول نسبت استفاده شده است.

 
كليد واژه: تحليل گفتمان انتقادي، بازنمايي کارگزاران اجتماعي، مولفه هاي جامعه شناختي- معنايي، ساختارهاي گفتمان مدار، ايدئولوژي، مشروطيت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):75-91.
 
جنبه هاي صوري و معنايي عناصر معين فارسي در جمله هاي وابسته
 
رحيميان جلال*
 
* گروه زبانهاي خارجي و زبان ‌شناسي، دانشگاه شيراز
 
 

جمله هايي که مردم در تعاملهاي روزمره زباني خود به کار مي گيرند از جهتي به دو دسته کلي قابل تقسيم هستند: نخست، جمله هايي که به تحقق بي قيد و شرط رخداد دلالت دارند، دوم، جمله هايي که وقوع رخداد را در گرو تحقق شرطي از شروط قرار مي دهند. در اين تحقيق جمله هاي دسته نخست آزاد و جمله هاي دسته دوم وابسته ناميده خواهند شد. واکنش سخن گويان زبان در برابر جملات وابسته با عکس العمل آنها در مقابل جمله هاي آزاد متفاوت است. آنچه به ويژه در اين تحقيق مطمح نظر است ساختهاي وابسته است. از مهم ترين و معمول ترين راههاي بيان جمله هاي وابسته استفاده از عناصر معين از قبيل افعال معين، قيود جمله، و دسته مشخصي از افعال واژگاني است. از اهداف اين تحقيق، تحليل و تبيين نقشها، انواع و درجات مفهوم معين در فارسي امروز است. اين پژوهش همچنين تمايز مطلوبي را ميان جنبه هاي صوري و معنايي مقوله معين در فارسي ايجاد مي کند.
رحيميان (1995 و 1999) استدلال مي کند که زبان فارسي فاقد افعال معيني است که براي بيان درجه قوي معين به کار رود. اما اين تحقيق، براي نخستين بار، نشان مي دهد که فعل خواه علاوه بر نقشي که در ساختهاي زمان آينده ايفا مي کند، وسيله مناسبي براي بيان درجه قوي معين است، به گونه اي که به تنهايي متضمن وقوع رخداد مي شود، و اين مهم از ديد تمامي پژوهشهاي پيشين پنهان مانده است. بنابرين مي توان ادعا کرد که زبان فارسي ازهر سه درجه ضعيف، متوسط و قوي معين بهره مند است. در باب انواع معين نيز بايد گفت که با توجه به شواهد و مصاديق کشف و استخراج شده از روزنامه هاي فارسي زبان، هر سه نوع معين، که عبارتند از معين استنتاجي، اقتضايي و اقتداري، در فارسي امروز به طور عادي مورد استفاده قرار مي گيرند.

 
كليد واژه: افعال معين، عنصر معين، جمله هاي وابسته، نوع معين، درجه معين
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:08 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):93-108.
 
بررسي مميزهاي عدد در زبان فارسي
 
استاجي اعظم*
 
* گروه زبان‌ شناسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

مميز عدد تکواژي است که با اعداد همراه مي شود و معدود را قابل شمارش يا قابل اندازه گيري مي سازد يا اينکه بر اساس ويژگيهاي معدود مثل شکل، جانداري و ... آنها را طبقه بندي مي کند. در اين مقاله دو گروه عمده مميزها از يکديگر متمايز شده اند. مميزهاي کمي که به عنوان واحد شمارش با اسامي شمارناپذير به کار مي روند و براي تعبير معنايي گروه اسمي لازمند (مثل مميز ليوان در دو ليوان شير). اين مميزها در واقع همچون واژه هاي اندازه گيري عمل مي کنند، رابطه معنايي خاصي با معدود ندارند و مي توانند بسيار متنوع باشند. در مقابل اين مميزها مميزهاي طبقه اي قرار دارند که بر اساس ويژگيهايي مثل انسان بودن، شکل و... معدودها را در طبقاتي قرار مي دهند. اين مميزها تعداد محدودي دارند، براي تعبير معنايي گروه اسمي ضروري نيستند و عمدتا با شکل معدود خود رابطه دارند (مثل حلقه در دو حلقه چاه). بررسي داده هاي فارسي امروز نشان مي دهد که مميزهاي اين دسته جز در موارد محدودي کاربرد زيادي ندارند و گرايش فارسي نوشتاري و رسمي امروز به حذف اين عناصر است، اما در گونه محاوره اي مميز عام «تا» که با اسامي شمارپذير به کار مي رود، کاربرد نسبتا زيادي دارد.

 
كليد واژه: گروه اسمي، مميز عدد، واژه هاي اندازه گيري، اسامي شمارپذير و شمارناپذير
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:09 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):109-126.
 
توصيف و نقد زبانشناسي کاربردي انتقادي: رويکردي نوين در زبان شناسي کاربردي
 
آقاگل زاده فردوس*
 
* گروه زبان‌ شناسي، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

از نظر پني کوک زبان شناسي کاربردي انتقادي، رويکردي نوين در زبان شناسي کاربردي است که بر مفاهيم انتقادي و گفتماني همچون ايدئلوژي، قدرت، گفتمان، نظارت، هويت، جنسيت، نژاد، طبقه و نابرابريها تاکيد دارد و اين مقولات را به ديگر مقولات موجود در زبان شناسي کاربردي از قبيل يادگيري زبان، آموزش زبان، متن، بافت، معني، ترجمه، نوشتار، سواد، آزمون سازي و ارزشيابي، سياست زباني و برنامه ريزي زبان، در سطح جامعه و جهان گره مي زند. اين مقاله درصدد است نشان دهد که چگونه اين مقولات زبان شناختي به صورت نظري و عملي با مقولات اجتماعي پيوند مي خورند. البته نقدهايي از قبيل، گمراه کنندگي و متظاهر بودن، مزدورانه بودن و عدم ارائه راهبردهاي عملي، اين رويکرد نوين را به چالش کشيده است.

 
كليد واژه: زبان شناسي کاربردي، زبان شناسي کاربردي انتقادي، پني کوک
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:09 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):127-141.
 
بررسي نمود زباني تابو در ترجمه به فارسي و پيامد هاي آن
 
شريفي شهلا*,دارچينيان فهيمه (الهام)
 
* گروه زبان شناسي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

کلمه تابو در قرن هجدهم از زبانهاي پولينيزيايي گرفته شده است. در اين زبانها اين واژه به معناي ممنوع بودن و قدغن بودن به کار مي رفته است. تابو امروزه نيز در فرهنگ و زبانهاي دنيا همچنان به حيات خود ادامه مي دهد و به اشکال گوناگون در فرهنگها و زبانهاي بشري تجلي مي کند. اين نوشتار سعي دارد با بررسي برخي از متون ترجمه شده از زبانهاي ديگر به فارسي به يک دسته بندي از انواع تابو، يعني مواردي که طبق فرهنگ و قراردادهاي اجتماعي جامعه ما پذيرفته شده نيست و بنابراين نبايد در ترجمه به فارسي ظاهر شود، دست پيدا کند. در اين مقاله دو نوع سانسور برشمرده شده که يکي توسط خود فرد (مترجم) اعمال مي شود و ديگري توسط افراد، نهادها يا سازمانهاي اجتماعي به مترجم منتقل و بر ترجمه اعمال مي شود. اين دو نوع سانسور در ارائه مثالهاي موجود در تحقيق از هم مشخص شده اند. شيوه بررسي داده ها در اين تحقيق بدين صورت بوده که ابتدا اصل مورد مشمول تابو از زبان مبدا ارائه شده و سپس ترجمه نخستين مترجم فارسي آن ارائه گرديده و در وهله بعد ترجمه اصلاح شده آن که براي چاپ کتاب انتخاب شده ارائه شده است. پس از ارائه هر مثال معلوم کرده ايم که مورد مربوط به کدام دسته از تابوهاست و مترجم چه راهکاري را براي برخورد با تابو برگزيده است. نتايج تحقيق نشان مي دهد که متاسفانه مترجمين از راهکار حذف زياد استفاده کرده اند که آسانترين طريق برخورد با تابوهاست. اما در برخي موارد هم بسته به تبحر و دانش خود از راهکارهاي ديگري چون: استفاده از واژه شامل يا عام به جاي مورد شمول يا خاص، جايگزين کردن واژه تابوي زبان مبدا با نزديکترين معادل غيرتابوي زبان مقصد (هرچند که اين دو واژه معاني و کارکردهاي متفاوتي در دو زبان داشته اند) و ابداع واژه، عبارت يا حتي پاراگرافي از خود به جهت لطمه نخوردن به انسجام متن در زبان مقصد بهره برده اند. اين که تابو و آنچه تابو محسوب مي شود در زبانها و فرهنگهاي متفاوت يکسان نيست سبب مي شود که کار مترجمان بيش از پيش دشوار شود و گاهي (بخصوص زماني که مترجم به اندازه کافي توانا نيست (ترجمه اي نامفهوم، مبهم يا غيرامين حاصل شود و به اصل معنايي که نويسنده متن اصلي قصد انتقال آن را داشته لطمه اساسي وارد شود.

 
كليد واژه: تابو، خودسانسوري، دگر سانسوري، قدرت، معادل يابي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:09 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1388; 1(1):143-158.
 
سير تحول فرايند واجي حذف از زبان فارسي باستان تا فارسي نو (بر مبناي نظريه بهينگي)
 
علي نژاد بتول*,اصلاني محمدرضا
 
* گروه زبان شتاسي همگاني، دانشگاه اصفهان
 
 

اين پژوهش برمبناي نظريه بهينگي به شيوه اي توصيفي – تحليلي انجام يافته است. داده ها اين تحقيق از کتيبه هاي باستاني دور ه هخامنشي، شامل کتيبه هاي تخت جمشيد، نقش رستم، بيستون، شوش و گنجنامه جمع آوري شده است. نتيجه آن که در فرايند تحول تاريخي زبان فارسي، صورت هاي بهينه آن مواردي است که در آنها فرايند حذف اعمال شده است. در راستاي اعمال همين فرايند، ساخت هجايي واژگان تغيير و کاهش يافته اند. اين صورتهاي بهينه و همچنين کاهش تعداد هجا در ساختار هجابندي تاييد کنند ه اصل اقتصاد زباني است.

 
كليد واژه: نظريه بهينگي، فرايند حذف، زبان فارسي باستان، زبان فارسي ميانه، زبان فارسي نو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:09 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : زبان و ادب فارسي (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) پاييز و زمستان 1389; 53(220):21-42.
 
آيا خاقاني زن ‌ستيز است؟!
 
بهنام فر محمد*,احراري وفا صديقه
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بيرجند
 
 

زن و جايگاه حقوقي و انساني وي از بحث ‌هاي داغ مکاتب فکري معاصر به ‌خصوص اومانيسم و فمينيسم است و موضوعي است که محققان و نويسندگان و شاعران زيادي - در گذشته و حال - ضمن آثار خويش به آن پرداخته ‌اند. خاقاني نيز يکي از شاعراني است که حضور زن در ديوان او بازتاب قابل توجهي دارد و اشعارش در اين خصوص، زمينه‌ ساز نقدهاي تندي عليه او شده تا جايي که برخي از پژوهشگران وي را زن‌ ستيزترين شاعر ادبيات فارسي دانسته ‌اند. موضوع جستار حاضر بررسي همين نکته است که آيا خاقاني به ‌راستي زن ‌ستيزترين شاعر ادبيات فارسي است؟ نويسندگان مقاله حاضر با در نظر ‌داشت واقعيت ‌هايي از قبيل: 1- مباحث روان ‌شناختي؛ 2- اقتضاي حال و مقام (جغرافياي کلام)؛ 3- شرايط خانوادگي و اجتماعي شاعر؛ 4- شيوه بيان طنزآميز خاقاني يا لحن سخن وي، بر آن ‌اند که دليل قضاوت ‌هاي تند برخي بزرگان در متهم کردن وي به افراط در زن ‌ستيزي، اين است که در فهم برخي اشعار وي دچار سوء برداشت گرديده ‌اند. البته قابل انکار نيست که شواهدي دال بر خوارداشت زن در آثار خاقاني ديده مي ‌شود اما واقعيت اين است که وي از اين حيث تفاوتي با ديگر بزرگان ادبيات ما ندارد، زيرا نگاه منفي به زن در آثار ادبي، متاسفانه ويژگي غير‌قابل انکاري است که ريشه در انديشه‌ ها و تعاليم آيين ‌ها و ملل مختلف، چون مانوي، بودايي، يوناني ... و سوء برداشت از متون ديني و رسوخ اسرائيليات در آن و باورهاي عاميانه دارد.

 
كليد واژه: خاقاني، ديوان خاقاني، زن، فمينيسم، زن ‌ستيزي، زن ‌ستايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:24 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : زبان و ادب فارسي (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) پاييز و زمستان 1389; 53(220):43-65.
 
هم ‌پيوندي درخت و اشراق و بازتاب آن در شعر سهراب سپهري
 
رسمي سكينه*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه تبريز
 
 

درخت يکي از پديده ‌هاي طبيعت است که هنوز هم در ميان بسياري از اقوام، مقدس شمرده مي ‌شود. اين پديده که در بسياري از اسطوره ‌ها با اصل آفرينش ارتباط مي ‌يابد با اشراق و عرفان هم‌ پيوند مي‌ شود. هم ‌پيوندي اشراق و درخت در شعر سهراب سپهري، شاعر نوپرداز جلوه‌ هاي متعددي مي ‌يابد از جمله در ديد او «گل سرخ» قبله است و «چشمه» جانماز و «نور» مهر و «دشت» سجاده و «سرو» گلدسته و از اين رو سهراب با تکبيره ‌الاحرام «علف» و «قدقامت» موج به نماز مي ‌آغازد و با جهان‌ بيني ‌اي که ناشي از حقيقت زنده و ملموس است خدا را در «تپش باغ»، «لاي شب ‌بوها» و در «آب و گياه» مي ‌يابد. نگارنده در اين مقاله در پي آن است که به اين سوالات پاسخ دهد:
1- حضور عنصر طبيعت در شعر سهراب از کجا نشات مي‌ گيرد؟
2- سهراب به چه صورت از ارتباط درخت و اصل آفرينش در اساطير سود جسته است؟
3- هم پيوندي درخت و اشراق در شعر سهراب بر چه مبنايي است؟
در شعر سهراب، اين هم ‌پيوندي از خلقت آغازين انسان شروع شده و تا شرح سلوک عرفاني ادامه مي‌ يابد. شعر «نشاني» اوج هم پيوندي درخت و معرفت در شعر اوست که از درخت سپيدار آغاز مي ‌شود و به لانه نور بر بالاي درخت کاج منتهي مي ‌شود
.

 
كليد واژه: سهراب سپهري، شعر، درخت، اشراق، نور
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها