0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : زبان پژوهي (علوم انساني) پاييز و زمستان 1388; 1(1):73-97.
 
ارايه مرجعي براي کارکردهاي ارتباطي زبان فارسي
 
شهسواري آنوشا,زاهدي حميد
 
 
 

تهيه مواد آموزشي به روز براي فراگيري زبان فارسي يکي از عمده ترين مسايل مربوط به آموزش زبان فارسي به ديگرزبانان است. در اين زمينه استفاده از کارکردهاي اجتماعي زبان در شرايط و موقعيت هاي متفاوت امري لازم است. هدف اصلي اين پژوهش ارايه مرجعي براي به کارگيري کارکردها در تدوين مواد آموزشي براي فراگيران زبان فارسي است. دويست دانشجوي فارسي زبان در رشته هاي کارشناسي مترجمي زبان انگليسي و کارشناسي ادبيات فارسي آزمودني هاي اين تحقيق را تشکيل مي دهند. نخست عناوين حوزه هاي اجتماعي، عناوين کارکردها و شکل هاي مربوط به هر يک از اين کارکردها از تجربه موجود در زبان انگليسي استخراج، ترجمه و يا معادل يابي شد که به عنوان داده هاي پايه اين پژوهش از آن استفاده گرديد. پس از پالايش اين شکل ها، شکل هاي بسيار ديگري به وسيله پژوهشگر به اين فهرست ها افزوده شد که با پالايش گام به گام به شکل فهرستي از حوزه هاي اجتماعي درآمده، کارکردها و شکل آنها نهايي گرديد. در نهايت براي دسته بندي کارکردها الگويي بر اساس الگوهاي هليدي (1973)، ون اک (1976)، و باکمن و پالمر (1996) در دسته بندي کارکردهاي زبان تهيه شد تا بتواند نياز ما را در مقوله بندي کارکردهاي اجتماعي برآورده سازد.

 
كليد واژه: کارکردهاي اجتماعي، نقش هاي ارتباطي زبان، رويکرد ارتباطي، مواد آموزشي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:03 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : زبان پژوهي (علوم انساني) پاييز و زمستان 1388; 1(1):99-141.
 
جايگاه هسته گروه تصريف زبان فارسي
 
كرباسچي رزا,درزي علي
 
 
 

مقاله حاضر درباره ساختار گروه تصريف فارسي نوشته شده است. بر اساس دستورگشتاري، واحد تحليل نحوي زبان جمله است. هر جمله کمينه زبان، هسته تصريف است. در اين مقاله نشان مي دهيم که هسـته گروه تصريف فارسي همان هسته مطابقه فاعلي است که در انتهاي جمله قرار مي گيرد. به عبارت ديگر IP در فارسي هسته انتها است. در سطح بيشينه فرافکن مياني، گروه زمان متمم هسته تصريف است، گروه وجه متمم هسته زمان، گروه نمود متمم هسته وجه و بالاخره گروه فعلي متمم هسته نمود. در فرآيند تبديل هر گزاره به کنش زباني (جمله)، فعل از هسته فعلي به ترتيب به هسته هاي تصريفي مذکور حرکت مي کند و در هر مرحله مفهوم يکي ازمقولات دستوري نمود، وجه، زمان و مطابقه فاعلي به آن افزوده مي شود. نشانه هايي که حامل اين مفاهيم اند عناصر تصريفي اند که به شکل فعل کمکي، وندو يا واژه بست به بن فعل اصلي افزوده مي شوند. بر اساس يافته هاي اين مقاله تنها فعل کمکي در فارسي «بودن» است که به سه صورت «است»، «بود» و «باشد» در گره تصريف فارسي ظاهر مي شود. ديگر عناصر تصريفي تکواژ زمان، تکواژ وجه و شناسه مطابقه فاعلي هستند. سرانجام تحليلي براي گروه تصريف فارسي در چهارچوب نظريه ايکس تيره بيان شده است. پيشنهادهايي نيز براي ساخت هاي آينده، مستمر و مجهول فارسي ارايه گرديده است.

 
كليد واژه: گروه تصريف، دستور گشتاري، تحليل نحوي، فرافکن، گره تصريف، عناصر تصريفي، هسته
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:03 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : زبان پژوهي (علوم انساني) پاييز و زمستان 1388; 1(1):143-166.
 
سببي سازي و تصويرگونگي: رويکردي شناختي
 
گلفام ارسلان,بهرامي خورشيد سحر
 
 
 

يک نشانه زباني نشانه اي «تصويري» است اگر نوعي شباهت صوري بين دال ومدلول (به عنوان دو وجه نشانه) وجود داشته باشد. به اعتقاد پيرس مفهوم تصوير فقط متعلق به حوزه واژگان نيست، بلکه مي تواند براي اطلاق به شباهت موجود ميان ساختار زبان و ساختار دنياي خارج نيز به کار رود. در زبانشناسي شناختي زبان واقعيتي ذهني و شناختي است. در چنين رويکردي زبان به مثابه پديده اي است که در سطحي نمادين برآيند پردازش هاي پيچيده و انتزاعي است و يا به ديگر سخن بازتاب قواي ذهني و شناختي است.
در حوزه مطالعات زباني، ساخت هاي سببي در زبان به منزله نظامي شناختي، يکي از اساسي ترين مقولات ذهني بشر محسوب مي شوند و بنابر قول ليکاف، ساخت سببي مفهومي است که در انديشه هر انساني وجود دارد و غالبا در دستور تمامي زبان ها متجلي مي شود. لذا، در اين پژوهش سببي ها به عنوان مفهومي که داراي نوعي ارتباط دو سويه و نظام مند با دنياي خارجند مورد بررسي قرارمي گيرند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که دو نوع تصويرگونگي ترتيبي و فاصله در سببي ها مشاهده مي شود. در تصويرگونگي ترتيبي، توالي و چگونگي آرايش سازه هاي سببي منطبق با توالي بروز آنها در جهان خارج است و در تصويرگونگي فاصله، انفصال صوري يک ساخت سببي نمايانگر نوعي رابطه غيرمستقيم ميان سبب و نتيجه است
.

 
كليد واژه: تصوير، تصويرگونگي، ذهن، زبانشناسي شناختي، سببي سازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:04 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : زبان پژوهي (علوم انساني) پاييز و زمستان 1388; 1(1):167-184.
 
ارزش فرهنگي ترجمه ضرب المثل ها و کنايات (عربي-فارسي)
 
نيازي شهريار,نصيري حافظ*
 
* دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)
 
 

روش هاي ترجمه ضرب المثل ها و کنايات به عنوان بخشي از زبان و فرهنگ، نقش بسزايي را در برقراري ارتباطات ايفا مي کند، علي رغم اينکه برخي بازتاب هاي فرهنگي گاهي در تعابير ياد شده به دليل به کارگيري روش هاي نامناسب در ترجمه مورد غفلت قرار مي گيرند.
از آنجا که يکي از اهداف ترجمه، ايجاد و ارتقا ارتباط بين فرهنگ هاست ناديده گرفتن جنبه هاي فرهنگي متون در ترجمه مي تواند موجب کاهش ارزش هاي علمي و فرهنگي آثار ترجمه شده باشد
.
مقاله حاضر در صدد تبيين اين مشکل و ارايه برخي راه حل هاست
.

 
كليد واژه: زبان، فرهنگ، ضرب المثل، کنايه، ترجمه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:04 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

1 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):1-13.
 
بررسي تاريخي کارکردهاي چندگانه «که» در فارسي امروز
 
استاجي اعظم*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

در فارسي امروز «که» ضمير پرسش، نشانه بند موصولي، نشانه بند متممي و حرف ربط است. مقاله حاضر در پي آن است تا با نگاهي به پيشينه تاريخي کارکردهاي اين صورت، رابطه آنها را با يکديگر بررسي کند. بررسي ها نشان مي دهد: 1- در دوره باستان، نشانه هاي بندهاي متممي، موصولي، ربطي/ قيدي و ضمير پرسشي از يکديگر متمايزند، 2- در دوره ميانه، نشانه بندهاي موصولي و ضمير پرسشي يکسان شده اند، اما نشانه بندهاي متممي و ربطي/ قيدي از يکديگر متمايزند، 3- در فارسي امروز، نشانه بندهاي موصولي، متممي و ربطي با ضمير پرسشي يکي شده است. به نظر مي رسد با توجه به اين که «که» موصولي و پرسشي در دوره ميانه به يک شکل بوده اند و گرايش هاي رده- شناختي به اين سو هستند که صورت پرسشي به موصول تبديل شود «که» فارسي امروز در تمامي کارکردهايش بايد مشتق از «که» پرسشي باشد.

 
كليد واژه: ضمير پرسشي، نشانه بند موصولي، حرف ربط که، نشانه بند متممي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:05 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):15-33.
 
بررسي درک اسم هاي ساده و مرکب در بيماران زبان پريش فارسي زبان
 
رقيب دوست شهلا,غنچه پور موسي
 
 
 

اين پژوهش به منظور مطالعه اختلالات بيماران زبان پريش، در درک اسم هاي ساده و مرکب فعلي و غيرفعلي و مشخص کردن رويکرد مورد استفاده آنها در درک اين اسم ها و نيز شناخت مقوله هايي که براثر زبان پريشي بيشتر در معرض اختلال قرار مي گيرند، صورت گرفته است. پژوهش از نوع مورد - شاهد است و آزمودني هاي آن، سه بيمار زبان پريش بروکا و ترانس کرتيکال فارسي زبان و سه فرد سالم به عنوان گروه شاهد بودند که از لحاظ ويژگي هاي مختلف با يکديگر مطابقت داشتند. ابزارهاي تحقيق، آزمون هاي مطابقت واژه گفتاري - تصوير و مطابقت واژه متداعي - تصوير بودند. 32 اسم ساده و 32 اسم مرکب فعلي و غيرفعلي زبان فارسي به عنوان محرک هاي زباني اين پژوهش انتخاب شدند. تحليل داده ها نشان داد پردازش ادراکي به صورت فرايند پيوستاري صورت گرفت. بيمار ترانس کرتيکال حرکتي در مقايسه با گروه ديگر، اختلالات گسترده تر و شديدتر در دستيابي به اطلاعات معنايي اسم هاي مرکب داشت، در صورتي که بيماران بروکا در درک مفاهيم مشکل داشتند. هر دو گروه بيماران در درک اسم هاي مرکب غيرفعلي متشکل از مقوله «اسم + اسم» در مقايسه با ديگر مقوله ها، اختلالات بيشتري داشتند. دو گروه بيماران تفاوت معني داري در درک اسم هاي مرکب فعلي و غير فعلي نشان ندادند (P=0.179)، درصورتي که در درک اسم هاي ساده و مرکب تفاوت معني داري در کنش آنها مشاهده شد (P<0.05).

 
كليد واژه: زبان پريشي بروکا، زبان پريشي ترانس کرتيکال حرکتي، فرايند درک، اسم هاي ساده و مرکب، رويکرد توزيعي و جايگاهي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):35-55.
 
کارکرد مهار سازه اي در فراگيري زبان اول در کودکان فارسي زبان
 
درزي علي,شريف پور سارا
 
 
 

مقاله حاضر در چارچوب نظريه اصل ها و عامل هاي تفاوتي، به بررسي مفهوم انتزاعي مهار سازه اي از طريق اصل اول نظريه مرجع گزيني در فراگيري زبان کودک پرداخته و تلاشي است براي توصيف بخشي از توانش زباني و دستور ذهني انسان، که بنا به ادعاي چامسکي، دانشي ذاتي و زيستي مي باشد. اين پژوهش بر روي نمونه اي شامل 40 کودک در محدوده سني 3 سال و 6 ماه تا 5 سال انجام گرفته است که به صورت تصادفي برگزيده شده اند. تهيه آزمون با نگاهي به مطالعات مک دانيل (1990)، شين و وکسلر (1990) و معرفت (2004) صورت گرفته است. در اين پژوهش از آمار توصيفي و استنباطي و در بخش آمار استنباطي از آزمون تي (t) مستقل استفاده گرديد. بررسي نتايج آماري آزمون نشان داد کودکان 4 تا 5 ساله در تشخيص مرجع ضمير ارجاعي، يعني گروه اسمي مهارکننده سازه اي آن بهتر از کودکان 3.5 تا 4 ساله عمل کردند. همچنين تاثير متغير جنس به عنوان عاملي زيستي بر مولفه هاي متغير مهار سازه اي مورد تحليل آماري قرار گرفت. بررسي نتايج آماري نشان دهنده عملکرد بهتر دختران نسبت به پسران در تشخيص مرجع ضمير ارجاعي به عنوان عامل مهار کننده سازه اي آن بود.

 
كليد واژه: مهارسازه اي، نظريه مرجع گزيني، ضمير ارجاعي، کنش، توانش
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):57-93.
 
بازنگري در ويژگي هاي تعبيري ضمير مستتر
 
پيروز محمدرضا*
 
* دانشگاه قم
 
 

با ارائه نظريه مهار ضمير پنهان در زبان شناسي و معرفي ضميرمستتر به عنوان يکي از مقوله هاي تهي در نظريه حاکميت و مرجع گزيني، بررسي ويژگي هاي اين مقوله تهي در دستور کار زايشيان قرار گرفت. درخلال اين بررسي ها، بخصوص در برنامه کمينگي پاره اي از ويژگي هاي تعبيري جديد براي ضمير مستتر برشمرده شد و از طرفي تعدادي از ويژگي هاي سابق ارزش خود را از دست دادند. بدين گونه، در متون متاخر تصوير متفاوتي از اين مقوله تهي ارائه شده است. اين کاوش به بازبيني و نقد اين ويژگي ها بر اساس داده هاي زبان فارسي مي پردازد تا فهرست بازبيني شده اي را از اين ويژگي ها ارائه نمايد.

 
كليد واژه: نحو کمينگي، نظريه کنترل، ضمير مستتر، خودايستايي، وجه التزامي، زبان فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):95-118.
 
بررسي صوت شناختي فرايند واجي همگوني واکه با همخوان در زبان فارسي
 
علي نژاد بتول,ميرسعيدي عاطفه سادات
 
 
 

مقاله حاضر به بررسي صوت شناختي فرايند واجي همگوني واکه با همخوان در گفتار فارسي زبانان مي پردازد. در اين راستا، تحليل صوت شناختي در حوزه هاي شدت صوت، ديرش، سازه اول (F1)، سازه دوم(F2) ، و سازه سوم (F3) آواهاي همجواري انجام مي گيرد که در آنها فرايند همگوني اعمال مي گردد. بدين منظور، تعدادي گفتار ضبط شده مورد تجزيه و تحليل صوت شناختي قرار مي گيرد. در ابتدا تحليل ويژگي هاي صوت شناختي هر يک از آواهاي مورد نظر در بافت غيرهمگون در مواضع آغازين، ميان دو واکه و پاياني آمده، و سپس ويژگي هاي به دست آمده آواهاي مورد نظر با ويژگي هاي صوت شناختي همان آواها در بافت همگوني مقايسه مي گردد. در اين حال، در مواردي که ارزش ميانگين هر يک از مشخصه هاي صوت شناختي آواي همگون شده به مشخصه هاي صوت شناختي آواي تاثيرگذار بر فرايند همگوني در بافت همگون نزديک شود آن متغير خاص در فرايند مورد نظر نوعي همگوني ايجاد کرده است. نتايج تجزيه و تحليل ها در اين تحقيق نشان مي دهد در زيربناي فرايند واجي همگوني واکه با همخوان در فارسي محاوره اي نوعي همگوني صوت شناختي در متغيرهاي فيزيکي شدت، ديرش، سازه اول، دوم، و سوم وجود دارد.

 
كليد واژه: فرايند همگوني واکه با همخوان، شدت صوت، ديرش، صوت شناسي، طيف نگاشت صوتي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):173-204.
 
چگونگي نمود رابطه قدرت در قالب شيوه بيان در برخي از نامه هاي مولانا
 
شريفي شهلا,فضائلي سيده مريم
 
 
 

اين مقاله درصدد آن است تا با روشي توصيفي - تحليلي در چارچوب تحليل گفتمان انتقادي به بررسي نمود زبانيِ قدرت در نامه هاي مولانا از طريق متغير شيوه بيان که بر دو نوع بيان مستقيم و بيان غيرمستقيم است، بپردازد. براي بررسي اين متغير زباني در چهل نامه، نخست نامه ها به دو رده اصلي غيرخويشاوندان و خويشاوندان رده بندي شد. سپس هريک از اين رده ها به دو رده فرعي تقسيم گرديد: رده غيرخويشاوندان به رده هاي سياسيون و مريدان و رده خويشاوندان به رده هاي فرزندان و عروس. نتايج به دست آمده حاکي از آن است که در نامه هاي بررسي شده، شيوه بيان غالب، غير مستقيم است که مولانا از اين شيوه بيان براي حفظ وجهه رده سياسيون و رعايت ادب در برابر آنها بهره جسته است که اين نشان دهنده در موضع قدرت بودن اين رده نسبت به وي مي باشد. شيوه بياني ديگر که به ميزان محدودي در نامه ها به کار رفته، بيان مستقيم است که نشان دهنده تهديد وجهه رده سياسيون و نيز فرادست بودن مولانا و در جايگاه قدرت بودن وي نسبت به رده هاي مريدان، فرزندان و عروس است.

 
كليد واژه: تحليل گفتمان انتقادي، قدرت، شيوه بيان، نامه هاي مولانا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):119-133.
 
شناسايي و توصيف گفتار هاي قالبي شده زبان فارسي برپايه نقش عوامل جامعه شناختي زبان
 
آقاگل زاده فردوس,كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه,هاشمي افتخارسادات
 
 
 

زبان قالبي شده اصطلاحي است که در بعضي از مطالعات توصيفي و نظري دستور، در مورد پاره گفت هايي به کار مي رود که در داشتن ويژگي هاي معمول نحوي و صرفي با ديگر ساخت هاي زباني متفاوت اند و آنگاه که به کلام اعمال مي شود استفاده از صورتي ثابت از کلمات را به ذهن متبادر مي کند که براي بر آوردن مقصودي رايج به کار گرفته مي شود. روش تحقيق به شيوه کتابخانه اي و روش گردآوري داده ها به صورت ميداني است. در اين پژوهش، صد گفتار قالبي شده که بسامد کاربردي بالايي در گفتگوي روزانه فارسي زبانان دارند، مورد بررسي قرار مي گيرد. دو پرسشنامه که هر يک حاوي پنجاه ساخت قالبي و پرسش هايي در مورد استفاده و يا عدم استفاده از ساخت ها بود در ميان دويست نفر فارسي زبان که در سه گروه آزمودني با مشخصه هاي جامعه شناسي زبان از قبيل سن، جنس و ميزان تحصيلات قرار داشتند، توزيع شد. با شناسايي و توصيف ساخت هاي قالبي شده مشخص شده که پاره گفت هاي قالبي شده در نوع و قالب ضرب المثل، اصطلاح و عبارات مقدماتي در زبان فارسي ظاهر مي شوند. با تحليل داده هاي به دست آمده از پرسشنامه ها در مي يابيم اختلاف آشکار و چشمگيري ميان ميزان فراواني کاربرد برخي از ساخت هاي قالبي شده مورد بررسي در بين گروه هاي سني، جنسي و تحصيلي مشاهده مي شود و در مورد برخي ديگر اختلاف، قابل توجه نيست.

 
كليد واژه: گفتارهاي قالبي شده، ضرب المثل، اصطلاح، عبارت مقدماتي، جامعه شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) پاييز و زمستان 1389; 2(3):135-172.
 
سبب ‏شناسي تاخير زبان و ‏نارسايي هاي گفتار در عقب ماندگي ذهني سندرم داون
 
جهانگيري نادر,روحي زهرا
 
 
 

سندرم داون، شايع ترين عامل ژنتيکي عقب ماندگي ذهني، زمينه ساز بروز نقايص و ناهنجاري هاي فيزيکي و عصب - روانشناختي بارز به ويژه در حوزه توانايي هاي شناختي - زباني است. اين مقاله با هدف شناخت و بررسي برخي از مهم ترين عوامل تاثيرگذار در بروز تاخير زبان و نارسايي هاي گفتار در افراد مبتلا به سندرم داون نگاشته شده است. اين عوامل در پنج گروه عمده زير مورد تحليل قرار مي گيرند: 1- نقايص ساختاري و کارکردي در اندام هاي توليد گفتار، 2- مشکلات شنيداري، 3- آسيب در حافظه کوتاه مدت شنيداري – کلامي، 4- الگوي خاص برتري جانبي کارکرد هاي درک و توليد زباني، 5- آسيب هاي ساختاري و کارکردي سيستم عصبي. غالب پژوهشگران از ميان اين علل، بيشترين سهم را متعلق به عامل آسيب هاي ساختاري سيستم عصبي وبروز ناهنجاري هاي رشد مغزي بويژه در ساختار هاي مرتبط به کارکرد هاي شناختي - زباني، مي دانند که البته ميزان اين آسيب پذيري در سندرم داون از تغييرات فردي و درون گروهي بسيار گسترده اي برخوردار است.

 
كليد واژه: عصب شناسي زبان، سندرم داون، تاخير زبان و ‏نارسايي هاي گفتار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):1-13.
 
مفعول نمايي افتراقي، نگاهي ديگر به «را»
 
راسخ مهند محمد*
 
* دانشگاه بوعلي‌سينا همدان
 
 

مفعول نمايي افتراقي ويژگي زبانهايي است که همه مفعولها را به يک شيوه نشان نمي دهند. بوسونگ (1985) اين پديده را در برخي از زبانهاي ايراني بررسي کرده است. آيسن (2003) نشانه «را» در فارسي را نشانه اي مي داند که به معرفگي و جانداري مفعولها حساس است و اين زبان را نمونه اي از زبانهاي داراي مفعول نمايي افتراقي مي داند. در اين مقاله نشان داده ايم برخلاف ديدگاه آيسن (2003)، نمي توان گفت «را» در فارسي فقط طبقه خاصي از مفعولها را همراهي مي کند، به سه دليل: اولا مي تواند در طيف معرفگي با همه مفعولها ظاهر شود و حضور آن تاثيري کلامي دارد، دوم اينکه طيف جانداري نقشي در حضور «را» ندارد، سوم اينکه مي تواند با مواردي از غير مفعولها نيز ظاهر شود. پس با در نظر گرفتن اين سه مورد، نمي توان ديدگاه آيسن (2003) را در مورد نقش «را» اقتصادي فرض کرد.

 
كليد واژه: حالت، مفعول نمايي افتراقي، معرفگي، جانداري، فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:07 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):15-33.
 
بررسي جنبه هاي کاربرد شناختي اشارات زماني در زبان فارسي
 
عموزاده مهديرجي محمد*,بهرامي فاطمه
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

اشاره در زبان، از مقولاتي است که مي تواند از ديدگاه کاربردشناسي مورد تحليل قرار گيرد. از اين رو تحليل جنبه هاي کاربرد شناختي اشارات زماني در زبان فارسي و چگونگي به کارگيري اين جنبه ها توسط سخنگويان فارسي زبان از اهداف نوشته حاضراست. بسياري از اطلاعاتي که در گفتار مردم منتقل مي شود جنبه کاربرد شناختي دارد و به بافت موقعيتي و اجتماعي خاص مربوط مي شود. از جمله اهداف اين مقاله، آشکار ساختن نقش اشارات زماني در انتقال مفاهيم کاربرد شناختي در بافت موقعيتي و فرهنگي است که دستور زبان قادر به توصيف و تبيين همه ابعاد آن نيست.

 
كليد واژه: اشاره، اشاره زماني، بافت زباني، بافت موقعيت، بافت فرهنگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:07 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : زبان شناسي و گويش هاي خراسان (مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد) بهار و تابستان 1389; 2(2):35-57.
 
طرحهاي زبانشناختي برجسته سازي عناوين در نشريات ورزشي ايران
 
خرمايي عليرضا*,ذاكر آرمان
 
* بخش زبانهاي خارجي و زبان‌ شناسي، دانشگاه شيراز
 
 

در نشريات ورزشي، هر نويسنده اي (ورزشي نويس) براي جذب مخاطب، خود را در رقابت با ساير کساني مي بيند که در همان نشريه او قلم مي زنند. اولين و بهترين راه جذب مخاطب، جذاب ساختن هر گزارش يا خبر از طريق برجسته سازي عنوان است. يکي از راههاي برجسته سازي عنوان، استفاده از قلمها و رنگهاي مختلف است که عموما خارج از اختيار ورزشي نويس است، اما آنچه يقينا در دسترس و به اختيار اوست، همانا برجسته سازي عنوان با استفاده از الگوهاي زبانشناختي است. در مقاله حاضر، با بررسي دويست شماره از بيست عنوان نشريه ورزشي کشور که بين سالهاي 1376 تا 1386 منتشر شده بودند، 150 عنوان برجسته شده به صورت تصادفي انتخاب شد و پس از تحليل، مشخص گرديد که مي توان انواع برجسته سازي را به ترتيب بسامد در چهار الگوي زبانشناختي گنجاند: 1- الگوهاي معنايي، 2- الگوي نحوي، 3- الگوهاي ساختواژي، 4- الگوي کاربرد شناختي. همچنين نتايج توصيفي مقاله حاضر نشان مي دهد که نظريات ايفان تيدو (2009) درباره عنوان در نشريات پذيرفته تر است تا نظرات در (2003).

 
كليد واژه: نشريات ورزشي، جذب مخاطب، عنوان، برجسته سازي، الگوهاي زبانشناختي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  9:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها