0

400 نكته از تفسیر نور

 
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

65. معجزات حضرت موسى(448)


معجزات نه‏گانه‏ى حضرت موسى‏علیه السلام عبارت بود از:
1. اژدها شدن عصا. 2. سفیدى كف دست. 3. شكافتن دریا با عصا. 4. طوفان. 5. هجوم ملخ. 6. هجوم شپش. 7. هجوم قورباغه. 8. خون شدن آبها. 9. جارى شدن دوازده چشمه از سنگ با یك عصا زدن.
البتّه مى‏توان گفت: معجزات آن حضرت هیجده تا بوده است، چون بازگشت هر یك از آنها به حالت اوّل نیز معجزه‏اى دیگر است.
سؤال: قرآن غیر از این نه معجزه، معجزات دیگرى هم براى حضرت موسى بیان كرده است، مانند كنده شدن كوه و بالاى سر یهود قرار گرفتن آن، نزول طعامِ مَنّ و سَلوى‏، گاو ذبح شده‏اى كه مرده را زنده كرد، پس چرا نه معجزه ذكر شده است؟
پاسخ: تعداد 9 معجزه درباره‏ى فرعون بود كه با دیدن آنها باز هم ایمان نیاورد. معجزات دیگر به فرعون ارتباط نداشت.(449)

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

66. دعا و خواسته‏هاى موسى(450)


همین كه حضرت موسى‏علیه السلام به رسالت الهى مأمور گردید، چهار خواسته را از خداوند طلب نمود:
1. سعه‏ى صدر. «ربّ اشرح لى صدرى» 2. شرایط آماده. «و یَسّرلى أمرى»
3. بیان روان. «واحلُل عُقدةً من لسانى» 4. داشتن وزیر. «واجعل لى وزیراً»
چون حضرت موسى‏علیه السلام به مسائل متعدّد عبادى، سیاسى، انقلابى، اجتماعى، اخلاقى، فردى و جمعى مأمور شده بود و طبعاً پرداختن و توجّه لازم به هر كدام، انسان را از سایر امور غافل مى‏سازد، لذا سعه‏صدر در رسیدن به همه‏ى این موارد كاملاً ضرورت دارد.(451)
سعه‏ى صدر، هم براى خود انسان لازم است، هم براى انجام مسئولیّت وكلمه «لى» رمز آن است كه دریافت وحى، نیاز به ظرفیت بزرگ دارد. چنانكه در سوره انشراح در مورد پیامبرصلى الله علیه وآله آمده است: «ألم نَشرَح لك صدرك... اِنّ مع العُسر یُسرا»

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

67. حكمت و فلسفه اعمال حضرت خضر(452)




پیامبراكرم‏صلى الله علیه وآله در روایتى فرمودند: آن گنج، كلماتى حكیمانه بود كه بر صحیفه‏اى از طلا نوشته شده بود. مضمون آن حكمت‏ها این بود: تعجّب از كسى كه ایمان به تقدیر الهى دارد، چرا محزون مى‏شود!؟ شگفت از كسى كه یقین به مرگ دارد، چرا شاد است، یقین به حساب دارد، چرا غافل است، یقین به رزق دارد، چرا خود را به زحمت بیش از اندازه مى‏اندازد و یقین به دگرگونى دنیا دارد، چرا به آن اطمینان مى‏كند!؟(453)
طبق احادیث، لطف و رحمت خدا مخصوص فرزندان بى‏واسطه نیست، بلكه در نسل‏هاى بعدى هم تأثیر دارد و نیكوكارى اجداد، موجب عنایت خدا به ذریّه‏ى آنان مى‏شود.(454)
امام صادق‏علیه السلام فرمود: خداوند به موسى وحى كرد: من فرزندان را به خاطر خوبىِ پدران پاداش مى‏دهم. سپس فرمود: اگر به ناموس مردم خیانت كنید، به ناموس شما خیانت مى‏شود. «كما تَدین تدان».(455)
یك جا فرزند به خاطر حفظ ایمان والدین كشته مى‏شود، و در جاى دیگر به خاطر صالح بودن پدر، پیامبرى كارگرى مى‏كند تا سرمایه به دست فرزند برسد.
وقتى بعضى به امام مجتبى‏علیه السلام به خاطر صلح با معاویه اعتراض كردند، فرمود: مگر نمى‏دانید خضر براى مصلحت، كشتى را سوراخ كرد و نوجوانى را كشت و كارهاى او مورد غضب موسى قرار گرفت؟ اى مردم! اگر صلح را نمى‏پذیرفتم همه‏ى شیعیان روى زمین نابود مى‏شدند. «لولا ما اَتیتُ لما ترك من شیعتنا على وجه الارض احدٌ الاّ قُتل».(456)

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

68. سیماى یوسف و شرایط مدیریّت موفّق(457)


سیماى حضرت یوسف و شرایط و ویژگى‏هاى رهبرى و مدیریّت موفّق:
1. توجّه كامل به خداوند در تلخى‏ها: «ربّ السجن احبّ ...»(458) در شادى‏ها و شیرینى‏ها: «ربّ قد آتیتنى من الملك»(459)
2. رهاكردن هر خط انحرافى از هر گروهى: «انّى تركت ملّة قوم لایؤمنون باللَّه و هم بالاخرة هم كافرون»(460)
3. پى‏گیرى راه مستقیم پیشگامان: «واتبعت ملّة آبائى ابراهیم... و الحقنى بالصالحین»(461)
4. پایدارى در راه رضاى خدا تا آخرین نفس: «توفّنى مسلماً»(462)
5. وقار در برابر رقبا: «احبّ الى ابینا منّا»(463)
6. صبر در برابر حوادث و مرارت‏ها: «یجعلوه فى غیابت الجُبّ، اراد باهلك سوء»(464)
7. پاكدامنى و ترجیح تقوا بر رفاه: «معاذ اللّه، ربّ السّجن احبّ الىّ ممّا یدعوننى»(465)
8. كتمان در برابر بیگانگان: «و شروه بثمن بخس»(466)
9. علم وافر: «علّمتنى من تأویل الاحادیث»(467)، «انّى حفیظ علیم...»(468)
10. بیان زیبا و فصیح: «فلمّا كلمّه قال انّك الیوم لدینا مكین»(469)
11. اصالت خانوادگى: «آبائى ابراهیم و اسحاق...»(470)
12. مدارا با مخالفان فكرى: «یا صاحبى السّجن»(471)
13. اخلاص: «انّه من عبادنا المخلصین»(472)
14. سوز و علاقه به هدایت دیگران: «ءارباب متفرّقون خیر ام اللّه الواحد القهّار»(473)
15. قدرت طرّاحى وابتكار: «جعل السقایة فى رحل اخیه»(474)، «ائتونى باخ لكم»(475)، «فذروه فى سنبله»(476)
16. تواضع و فروتنى: «رفع ابویه على العرش»(477)
17. عفو و اغماض: «لا تثریب علیكم»(478)
18. فتوت و جوانمردى: «نزغ الشیطان بینى و بین اخوتى»(479)
19. امانتدارى: «اجعلنى على خزائن الارض انى حفیظ علیم»(480)
20. مهمان‏نوازى: «انا خیر المنزلین»(481)

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

69. عنایت خداوند به یوسف(482)



در داستان زندگى حضرت یوسف، آیات و نشانه‏هاى زیادى از قدرت‏نمایى خداوند به چشم مى‏خورد، كه هر كدام از آنها مایه‏ى عبرت و پند براى اهل تحقیق و جستجو است؛ از آن جمله است: 1. خواب پر راز و رمز حضرت یوسف. 2. علم تعبیر خواب. 3. تشخیص و اطلاع یافتن یعقوب از آینده فرزند خود. 4. در چاه بودن و آسیب ندیدن. 5. نابینا شدن و دوباره بینا شدن حضرت یعقوب‏علیه السلام. 6. قعر چاه و اوج جاه. 7. زندان رفتن و به حكومت رسیدن. 8. پاك بودن و تهمت ناپاكى شنیدن. 9. فراق و وصال. 10. بردگى و پادشاهى. 11. زندان براى فرار از گناه. 12. بزرگوارى و عفو سریع برادران خطاكار.
در كنار این نشانه‏ها، سؤال‏هایى قابل طرح است كه پاسخ هر كدام روشنگر راه زندگانى است؛
1. چگونه حسادت، انسان را به برادركشى مى‏كشاند؟!
2. چگونه ده نفر در یك خیانت، هم رأى و هم داستان مى‏شوند؟!
3. چگونه یوسف با بزرگوارى از مجازات برادران خیانتكار خود، صرف نظر مى‏كند؟!
4. چگونه انسان با یاد خدا، زندان را بر لذّت گناه ترجیح مى‏دهد؟

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

70. دلایل پاكدامنى یوسف(483)


یوسف، معصوم و پاكدامن بود؛ به دلیل گفتار همه‏ى كسانى كه به نحوى با یوسف رابطه داشته‏اند و ما نمونه‏هایى از آن را بیان مى‏كنیم:
1. خداوند فرمود: «لنصرف عنه السوء والفحشاء انّه من عبادنا المخلصین» (ما یوسف را با برهان كمك كردیم) تا بدى و فحشا را از او دور كنیم، زیرا او از بندگان برگزیده‏ى ماست.
2. یوسف مى‏گفت: «ربّ السّجن احبّ الىّ مما یدعوننى الیه» پرودگارا! زندان براى من از گناهى كه مرا به آن دعوت مى‏كنند بهتر است. در جاى دیگر گفت: «انّى لم اخنه بالغیب» من به صاحبخانه‏ام در غیاب او خیانت نكردم.
3. زلیخا گفت: «لقد راودته عن نفسه فاستعصم» به تحقیق من با یوسف مراوده كردم و او معصوم بود.
4. عزیز مصر گفت: «یوسف اعرض عن هذا و استغفرى لذنبك » اى یوسف تو این ماجرا را مسكوت بگذار و به زلیخا گفت: از گناهت استغفار كن.
5. شاهدى كه گواهى داد و گفت: اگر پیراهن از عقب پاره شده معلوم مى‏شود كه یوسف پاكدامن است. «ان كان قمیصه...»
6. زنان مصر كه گفتند: «ما علمنا علیه من سوء» ما هیچ گناه وبدى درباره‏ى او سراغ نداریم.
7. ابلیس كه وعده‏ى فریب همه را داد، گفت: «الاّ عبادك منهم المخلصین» من حریف برگزیدگان نمى‏شوم و این آیه یوسف را مخلص نامیده است.

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:32 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

71. نقش پیراهن یوسف(484)


در داستان حضرت یوسف، پیراهن او در چند جا مطرح شده است؛
الف: «و جاؤا على قمیصه بدم كذب» برادران، پیراهن یوسف را با خون دروغین آغشته كرده و نزد پدر بردند كه گرگ یوسف را خورد.
ب: «قدّ قمیصه من دبر» پیراهن از پشت پاره وسبب كشف جرم و مجرم شد.
ج: «اذهبوا بقمیصى» پیراهن موجب شفاى یعقوب نابینا مى‏شود.
اگر پیراهنى كه جوار یوسف است نابینا را بینا مى‏كند، پس در تبرك به مرقد و صحن و سرا و درب و دیوار و پارچه و هر چیز دیگرى كه در جوار اولیاى خدا باشد، امید شفا هست.
 
 
 
72. سؤالاتى در باره یوسف(485)


سؤال: چرا یوسف پیشنهاد اعطاى مسئولیّت براى خود را مطرح كرد؟ یا به تعبیر دیگر؛ چرا یوسف طلب ریاست كرد؟
پاسخ: او از خواب پادشاه مصر، احساس خطر و ضرر براى مردم كرد و خود را براى جلوگیرى از پیش‏آمدهاى ناگوار اقتصادى، لایق مى‏دانست، پس براى جلوگیرى از ضرر، آمادگى خود را براى قبول چنین مسئولیّتى اعلام كرد.
سؤال: چرا یوسف از خود تعریف و تمجید كرد، مگر نه این است كه قرآن مى‏فرماید: «فلا تزكّوا انفسكم»(486) خود را نستایید؟
پاسخ: ستایش یوسف، ذكر قابلیّت‏هاو توانایى‏هاى خود، براى انجام مسئولیّت بود، كه مى‏توانست جلو آثار سوء قحطى و خشكسالى را بگیرد، نه به خاطر تفاخر و سوء استفاده.
سؤال: چرا یوسف با حكومت كافر همكارى كرد؟ مگر قرآن از آن نهى نكرده است. «و لا تركنوا الى الّذین ظلموا...»(487)
پاسخ: یوسف، براى حمایت از ظالم این مسئولیّت را نپذیرفت، بلكه به منظور نجات مردم از فشار دوران قحط سالى، به این كار اقدام نمود. یوسف هرگز حتّى یك كلمه تملّق هم نگفت. رجال سیاسى، معمولاً به هنگام خطر مردم را رها كرده و فرار مى‏كنند، ولى یوسف باید مردم را حفظ كند. بگذریم از اینكه اگر نمى‏توان رژیم ظالمى را سرنگون كرد و تغییر داد، باید به مقدارى كه امكان دارد از انحراف و ظلم جلوگیرى كرد و بخشى از امور را بدست گرفت و فعالیّت نمود.(488)
در تفسیرنمونه آمده است: مراعات «قانون اهم و مهم» از نظر عقل و شرع یك اصل است. شركت در نظام حكومتى شرك، جائز نیست ولى نجات یك ملّتى از قحطى مهم‏تر است. به همین دلیل، یوسف‏علیه السلام مسئولیّت سیاسى نپذیرفت، تا مبادا كمك به ظالم شود، مسئولیّت نظامى نپذیرفت، تا مبادا خون به ناحقّى ریخته شود. فقط مسئولیّت اقتصادى آن هم براى نجات مردم را برعهده گرفت.(489) امام رضاعلیه السلام فرمود: هنگامى كه ضرورت ایجاب كرد كه یوسف سرپرستى خزائن مصر را بپذیرد، خود پیشنهاد داد.(490)
على‏بن یقطین نیز به سفارش امام كاظم‏علیه السلام در دستگاه بنى‏عباس وزیر بود. وجود اینگونه مردان خدا مى‏تواند پناهگاه مظلومان باشد. امام صادق‏علیه السلام فرمود: «كفّارة عمل السلطان، قضاء حوائج الاخوان» كفاره‏ى كار حكومتى، بر آوردن نیازمندى برادران دینى است.(491)
از امام رضاعلیه السلام پرسیدند: شما چرا ولایتعهدى مأمون را پذیرفته‏اید؟ در جواب فرمود: یوسف كه پیامبر بود در دستگاه مشرك رفت، من كه وصىّ پیامبرم، در دستگاه شخصى كه اظهار مسلمانى مى‏كند رفته‏ام بگذریم كه پذیرفتن من اجبارى است، در حالى كه یوسف علیه السلام با اختیار وبه خاطر اهمیّت موضوع، آن مسئولیّت را پذیرفت.(492)
هنگامى كه یوسف مقام ومنزلت پیدا كرد، تقاضاى دیدار والدین نكرد، بلكه تقاضاى مسئولیّت خزانه‏دارى نمود، زیرا دیدار جنبه‏ى عاطفى داشت و نجات مردم از قحطى، رسالت اجتماعى او بود.
امام صادق‏علیه السلام خطاب به گروهى كه اظهار زهد كرده و مردم را دعوت مى‏كردند كه همانند آنان زندگى را بر خود سخت بگیرند... فرمود: شما در باره‏ى یوسفِ پیامبر، چگونه فكر مى‏كنید كه به پادشاه مصر گفت: «اجعلنى على خزائن الارض» و كار یوسف به آنجا رسید كه همه‏ى كشور و اطراف آن تا یمن را در اختیار گرفت... در عین حال نیافتیم كسى را كه این كار را بر او عیب گرفته باشد.(493)
در روایتى از امام رضاعلیه السلام آمده است: یوسف‏علیه السلام در هفت سال اوّل، گندم‏ها را جمع‏آورى و ذخیره مى‏كرد و در هفت سال دوّم كه قحطى شروع شد، آنها را به تدریج و با دقّت در اختیار مردم، براى مصارف روزمره زندگى‏شان قرار مى‏داد و با دقت و امانتدارى، كشور مصر را از بدبختى نجات داد. یوسف در هفت سال دوره‏ى قحطى، هرگز با شكم سیر زندگى نكرد، تا مبادا گرسنگان را فراموش كند.(494)
در تفسیر مجمع‏البیان و المیزان از نوع عملكرد یوسف‏علیه السلام اینگونه یاد مى‏شود: وقتى قحط سالى شروع شد؛ حضرت یوسف در سال اوّل، گندم را با طلا و نقره، در سال دوّم، گندم را در مقابل جواهر و زیورآلات، در سال سوم، گندم را با چهارپایان، در سال چهارم، گندم را در مقابل برده‏ها، در سال پنجم، گندم را با خانه‏ها، در سال ششم، گندم را با مزارع و در سال هفتم، گندم را با برده گرفتن خود مردم معامله نمود. وقتى سال هفتم به پایان رسید، به پادشاه مصر گفت: همه‏ى مردم و سرمایه‏هایشان در اختیار من است، ولى خدا را شاهد مى‏گیرم و تو نیز گواه باش، كه همه‏ى مردم را آزاد و همه‏ى اموال آنان را برمى‏گردانم و كاخ و تخت و خاتم (مهر وانگشتر) ترا نیز پس مى‏دهم. حكومت براى من وسیله‏ى نجات مردم بود، نه چیز دیگر، تو با آنان به عدالت رفتار كن.
پادشاه با شنیدن این سخنان، چنان خود را در برابر عظمت معنوى یوسف كوچك و حقیر یافت كه یكباره زبان به ذكر گشود و گفت: «أشهد أن لااله‏الااللَّه و أنّك رسوله» من هم ایمان آوردم، ولى تو باید حاكم باشى. «انّك الیوم لدینا مكین أمین»

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:33 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

73. سیماى ادریس(495)


* حضرت ادریس، از اجداد حضرت نوح است و به دلیل اشتغال زیاد او به درس(496) یا به خاطر آن كه اوّلین كسى بود كه با قلم نوشت، به ادریس مشهور شد.(497)
* نام شریف ادریس، دو بار در قرآن آمده و با اوصاف «صدّیق»، «صابر» و «نبى» از او تجلیل شده است.
* در حدیثى مى‏خوانیم: خانه‏ى ادریس، در مسجد سهله در اطراف نجف اشرف بوده است.(498)
* ادریس، اوّلین كسى بود كه علم نجوم و حساب را مى‏دانست.(499)
* اوّلین كسى بود كه به انسان، خیاطى آموخت.(500)
*ادریس‏علیه السلام 365 سال عمر كرد و بعد به آسمان رفت و اكنون زنده است و در زمان ظهور حضرت مهدى‏علیه السلام حاضر خواهد شد.(501)
 
 

74. سلیمان و برخوردارى از نعمت‏هاى الهى(502)



سیماى حضرت سلیمان در مواجهه با نعمت‏هاى الهى:
1. در برابر نعمت‏ها، از خداوند توفیق شكرگزارى خواست. «ربّ أوزعنى أن اشكر نعمتك»(503)
2. نعمت‏ها را وسیله‏ى آزمایش مى‏دانست. «هذا من فضل ربّى لیبلونى ءاشكر ام اكفر»(504)
3. جذب هدایاى بیگانگان نشد. «اتمدّوننى بمال»(505)
4. از فهم علمى مخصوص برخوردار بود. «ففهّمناها سلیمان»(506)
5. با زبان پرندگان آشنا بود. «علّمنا منطق الطیر»(507)
6. از لشكریانش سان مى‏دید. «و حُشر لسیلمان جنوده»(508)
7. پرندگان در خدمت او بودند. «و تفقّد الطیر»(509)
8. از همه‏ى امكانات براى تبلیغ دین استفاده مى‏كرد. (فرستادن نامه به وسیله‏ى پرنده) «اِذهب بكتابى هذا»(510)
9. دست اندركاران او، طىّ‏الارض داشتند. «قال الّذى عنده علم من الكتاب أنا آتیك به قبل ان یرتدّ الیك طرفك»(511)
10. حكومت بى نظیر داشت. «هب لى ملكاً لا ینبغى لاحد»(512)
11. به حسن عاقبت و مقام والا نزد خداوند رسید. «و انّ له عندنا لزلفى و حسن مأب»(513)
12. جنّ در خدمت او بود. «و الشیاطین كلّ بناء و غوّاص»(514)
 
 
75. فضیلت‏هاى حضرت داود(515)


خداوند به حضرت داوودعلیه السلام دوازده فضیلت داده است:
1. علم الهى. «و لقد آتینا داود و سلیمان علما»(516)
2. نبوّت و رسالت. «آتاه اللّه الملك و الحكمة»(517)
3. كتاب آسمانى. «آتینا داود زبورا»(518)
4. خلافت. «یا داود انّا جعلناك خلیفة فى الارض»(519)
5. استوارى حكومت. «شدّدنا ملكه»(520)
6. امكانات فراوان. «اوتینا من كل شى‏ء»(521)
7. حكمت. «آتیناه الحكمة و فصل الخطاب»(522)
8. قضاوت. «فاحكم بین النّاس بالحقّ»(523)
9. نرم شدن آهن در دست او. «اَلَنّا له الحدید»
10. فهمیدن سخن پرندگان. «عُلّمنا منطق الطیر»(524)
11. هم صدایى كوه‏ها و پرندگان با او. «یا جبال اوّبى معه و الطّیر»
12. فرزندى مثل سلیمان. «وهبنا لداود سلیمان»(525)
شاید توبه و ناله‏ى كوه‏ها با داوود، همان تسبیح آنها باشد. «انا سخّرنا الجبال معه یسبّحن بالعشى و الاشراق»(526)
در حدیث مى‏خوانیم كه خداوند به داوود فرمود: تو بنده خوبى هستى اگر از بیت المال مصرف نكنى! او چهل روز گریه كرد تا خداوند آهن را بدست او نرم و مشغول زره‏بافى شد و هر روز یك زره به قیمت هزار درهم مى‏بافت و تا سیصد و شصت زره بافت.(527)

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:33 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

76. سیماى لقمان(528)


در تفسیر المیزان بحثى درباره‏ى جناب لقمان آمده است كه بخشى از آن را نقل مى‏كنیم:
پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: لقمان، پیامبر نبود، ولى بنده‏اى بود كه بسیار فكر مى‏كرد و به خداوند ایمان واقعى داشت. خدا را دوست داشت و خداوند نیز او را دوست مى‏داشت و به او حكمت عطا كرد.
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرمایند: لقمان، حكمت را به خاطر مال و جمال و فامیل دریافت نكرده بود، بلكه او مردى پرهیزكار، تیزبین، باحیا و دلسوز بود. اگر دو نفر با هم درگیر مى‏شدند و خصومتى پیدا مى‏كردند، میان آنها آشتى برقرار مى‏كرد.
لقمان با دانشمندان زیاد مى‏نشست. او با هواى نفس خود مبارزه مى‏كرد و...(529)
او داراى عمرى طولانى، معاصر حضرت داود واز بستگان حضرت ایّوب بود. او میان حكیم شدن یا حاكم شدن مخیّر شد و حكمت را انتخاب كرد.
از لقمان پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدى؟ گفت: به خاطر امانت دارى، صداقت و سكوت درباره‏ى آنچه به من مربوط نبود.(530)
امام صادق‏علیه السلام فرمود: لقمان نسبت به رهبر آسمانىِ زمان خود معرفت داشت.(531)
گرچه خداوند به او كتاب آسمانى نداد، ولى همتاى آن یعنى حكمت را به او آموخت.
روزى مولاى لقمان از او خواست تا بهترین عضو گوسفند را برایش بیاورد. لقمان زبان گوسفند را آورد. روز دیگر گفت: بدترین عضو آن را بیاور. لقمان باز هم زبان گوسفند را آورد. چون مولایش دلیل این كار را پرسید، لقمان گفت: اگر زبان در راه حقّ حركت كند و سخن‏بگوید، بهترین عضو بدن است وگرنه بدترین عضو خواهد بود.(532)
در عظمت لقمان همین بس كه خدا و رسول او و امامان معصوم‏علیهم السلام پندهاى او را براى دیگران نقل كرده‏اند.
 

77. گوشه‏اى از نصایح لقمان‏


* اگر در كودكى خود را ادب كنى، در بزرگى از آن بهره‏مند مى‏شوى.
* از كسالت و تنبلى بپرهیز، بخشى از عمرت را براى آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفتگو و جدل نكن.
* با فقها مجادله مكن، با فاسق رفیق مشو، فاسق را به برادرى مگیر و با افراد متّهم، همنشین مشو.
* تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یكسان باشد.
* بر دنیا تكیه نكن و دل مبند و دنیا را به منزله‏ى پلى در نظر بگیر.
* بدان كه در قیامت از تو درباره‏ى چهار چیز مى‏پرسند: از جوانى كه در چه راهى صرف كردى، از عمرت كه در چه فنا كردى، از مال و دارایى‏ات كه از چه راهى بدست آوردى و آن را در چه راهى مصرف كردى.
* به آنچه در دست مردم است چشم مدوز و با همه‏ى مردم با حسن خلق برخورد كن.
* با همسفران زیاد مشورت كن و توشه‏ى سفر خود را بین آنها تقسیم كن.
* اگر با تو مشورت كردند، دلسوزى خود را خالصانه به آنها اعلام كن. اگر از تو كمك و قرضى درخواست كردند، مساعدت كن و به سخن كسى كه سنّ او بیشتر از توست، گوش‏فراده.
* نمازت را در اوّل وقت بخوان، نماز را حتّى در سخت‏ترین شرایط به جماعت بخوان.(533)
* اگر در نماز بودى، قلب خود را حفظ كن.
* اگر در حال غذا خوردن بودى، حلق خود را حفظ كن.
* اگر در میان مردم هستى، زبان خود را حفظ كن.
* هرگز خدا و مرگ را فراموش مكن، امّا احسانى كه به مردم مى‏كنى یا بدى كه دیگران در حقّ تو مى‏كنند فراموش كن.(534)
 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:34 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

78. استغفار انبیا در قرآن(535)


در قرآن كریم، آیاتى از استغفار پیامبران سخن مى‏گوید، در این جا برخى از آنها را ذكر مى‏كنیم:
* استغفار حضرت آدم: «ربّنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا»(536) پروردگارا! ما به خویش ستم كردیم و اگر ما را نیامرزى از زیانكاران خواهیم بود.
* استغفار حضرت موسى: «ربّ انى ظلمت نفسى فاغفرلى»(537) پروردگارا! به خود ظلم كردم، پس مرا ببخش.
* استغفار حضرت سلیمان: «ربّ اغفرلى وهب لى ملكاً»(538) پروردگارا! مرا بیامرز و حكومت بى نظیرى به من مرحمت كن.
* استغفار حضرت نوح: «ربّ اغفرلى ولوالدىّ»(539) پروردگارا! من و والدین مرا بیامرز.
* استغفار حضرت داود: «و ظنّ داود انما فتنّاه فاستغفر ربّه»(540) داود متوجّه شد كه ما او را آزمایش كردیم پس از پروردگارش عذرخواهى كرد.
* استغفار حضرت یونس: «سبحانك انى كنت من الظالمین»(541) یونس (در شكم ماهى) گفت: خداوندا تو منزّهى من از ستمكارانم.
* استغفار حضرت محمّد صلى الله علیه وآله «و استغفر لذنبك»(542) براى گناهت استغفار كن.
 

79. دعاى انبیا(543)



انبیا و فرشتگان دعاهاى خود را با «ربّنا» و «ربّ» آغاز مى‏كردند:
دعاى حضرت آدم: «ربّنا ظلمنا انفسنا»(544)
دعاى حضرت نوح: «ربّ اغفرلى ولوالدى»(545)
دعاى حضرت ابراهیم: «ربّ اجعل هذا بلداً آمنا»(546)
دعاى حضرت یوسف: «ربّ قد آتیتنى من الملك»(547)
دعاى حضرت موسى: «ربّ بما أنعمت علىّ من خیر فقیر»(548)
دعاى حضرت سلیمان: «ربّ أوزعنى ان اشكر نعمتك»(549)
دعاى حضرت عیسى: «ربّنا أنزل علینا مائدة»(550)
دعاى حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله: «ربّ أعوذ بك من همزات الشیاطین»(551)
دعاى مؤمنان: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا فقنا عذاب النار»(552)
دعاى فرشتگان در این آیه كه مى‏گویند: «ربّنا و ادخلهم جنّات»

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  10:34 AM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

80. نصرت الهى به پیامبران(553)


در قرآن سخن از نصرت الهى درباره‏ى انبیا و مؤمنان بسیار است و ما گوشه‏اى از آن را مى‏آوریم تا مصداقى باشد بر این آیه كه مى‏فرماید: «انّا لننصر رسلنا و الذّین آمنوا فى الحیاة الدنیا» و آیه‏ى «ان تنصروا اللّه ینصركم»
* نصرت نوح‏علیه السلام: «فنجّیناه و من معه فى الفلك »(554) ما او و كسانى را كه با او در كشتى بودند نجات دادیم.
* نصرت ابراهیم‏علیه السلام: «یا نار كونى برداً وسلاما»(555) اى آتش! بر ابراهیم سرد وسلامت باش.
* نصرت لوط علیه السلام: «اذ نجیناه واهله اجمعین»(556) ما او و بستگانش (جز همسرش) را نجات دادیم.
* نصرت یوسف‏علیه السلام: «و كذلك مكنا لیوسف فى الارض یتبّوأ منها حیث یشاء»(557) و ما این گونه براى یوسف در زمین مكنت قرار دادیم كه هر جاى آن را كه مى‏خواهد برگزیند.
* نصرت شعیب‏علیه السلام: «نجّینا شعیباً و الذّین آمنوا معه»(558) ما شعیب و مؤمنان همراه او را نجات دادیم.
* نصرت صالح‏علیه السلام: «نجّینا صالحاً و الذّین آمنوا معه»(559) ما صالح و مؤمنان همراه او را نجات دادیم.
* نصرت هودعلیه السلام: «نجینا هوداً والذّین آمنوا معه»(560) ما هود و مؤمنان همراه او را نجات دادیم.
* نصرت یونس‏علیه السلام: «و نجیناه من الغم»(561) ما یونس را از غم نجات دادیم.
* نصرت موسى‏علیه السلام: «و انجینا موسى و من معه اجمعین»(562) ما موسى و كسانى را كه با او بودند نجات دادیم.
* نصرت عیسى‏علیه السلام: «انّى متوفّیك و رافعك الىّ»(563) من تو را مى‏گیرم و به سوى خود بالا مى‏برم.
* نصرت رسول اكرم صلى الله علیه وآله: «انّا فتحنا لك فتحاً مبینا»(564) همانا ما براى تو پیروزى آشكارى گشودیم.
* نصرت مؤمنان: «و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة»(565) همانا خداوند شما را در جنگ بدر در حالى كه ذلیل بودید یارى كرد.
«ثم انزل اللّه سكینة على رسوله و على المؤمنین»(566) خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و مؤمنین نازل كرد.
«هو الذّى انزل السكینة فى قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا»(567) اوست كه آرامش را در دل‏هاى مؤمنان نازل كرد تا ایمانشان زیاد شود.
در سوره‏ى انبیاء درباره‏ى دعاى حضرت نوح و یونس و زكریّا و ایّوب مى‏خوانیم: همین كه خدا را ندا كردند، دعایشان مستجاب شد: «فاستجبنا»(568) و در سوره‏ى شورى‏ آیه 26 مى‏خوانیم: «و یستجیب الذّین آمنوا و عملوا الصالحات» خداوند دعاى كسانى را كه اهل ایمان و عمل صالحند مستجاب مى‏فرماید.

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

چهارشنبه 26 مهر 1391  5:38 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

81. جلوه‏هاى نصرت الهى به انبیا


نصرت الهى در مورد پیامبران و مؤمنان به صورت‏هاى مختلف جلوه مى‏كند:
گاهى با ایجاد الفت و گرایش دل‏ها «و لیربط على قلوبكم»(569)، «یثبت اللّه الذّین آمنوا بالقول الثابت فى الحیاة الدنیا»(570)
گاهى با استجابت دعا، «فاستجاب له ربّه»(571)، «رب لا تذر على الارض من الكافرین دیّارا»(572)
گاهى با معجزه و استدلال، «ارسلنا رسلنا بالبینات»(573)
گاهى با عطاى حكومت، «اتینا ال ابراهیم ملكا عظیما»(574)
گاهى با غلبه در جنگ، «و لقد نصركم اللّه فى مواطن كثیرة»(575)
گاهى با سكینه و آرامش قلب، «فَاَنزل اللّه سكینته علیه و ایدّه بجنود لم تروها»(576)
گاهى با هلاكت دشمن یا انتقام از او، «فَاَغرقناهم»(577)
گاهى با امدادهاى غیبى و نزول فرشتگان، «الن یكفیكم ان یمدكم ربّكم بثلاثة الاف من الملائكة منزلین»(578)
گاهى با ایجاد رعب در دل دشمن، «و قذف فى قلوبهم الرعب»(579)
گاهى با گسترش فكر و فرهنگ و پیروان، «لیظهره على الدین كله»(580)
گاهى با نجات از خطرها، «فانجیناه و اصحاب السفینة»(581)
و گاهى با خنثى كردن حیله‏ها و خدعه‏ها، «و انّ اللّه موهن كید الكافرین»(582)
 

82. اذیّت و آزار پیامبر اسلام(583)


پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله نیز مورد آزار و اذیّت مشركان و منافقان قرار داشت، چنانكه قرآن مى‏فرماید:
«و منهم الّذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن»(584) بعضى (از منافقان) كسانى هستند كه دائم پیامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گویند او زود باور است.
«والّذین یؤذون رسول اللّه لهم عذابٌ الیم»(585) براى آنها كه پیامبر خدا را اذیّت مى‏كنند، عذاب دردناك آماده و مهیا است.
«ان ذلكم كان یؤذى النّبىّ فیستحیى منكم»(586) این كار شما پیامبر را آزار مى‏دهد و او از شما شرم مى‏كند (كه ناراحتى خود را اظهار كند).
یكى دیگر از آزارهایى كه پیامبر اسلام مى‏دید، سستى بعضى از مسلمانان براى جهاد بود كه مى‏گفتند: «انّ بیوتنا عورة»(587) خانه‏هاى ما حفاظ ندارد، «لا تنفروا فى الحّر»(588) هوا گرم است، «بَعُدت علیهم الشقة»(589) راه دور است، «الا فى الفتنة سقطوا»(590) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومى بیفتد و گرفتار شویم.
 

83. اذیّت و آزار انبیا


اذیّت‏هایى كه قوم موسى‏علیه السلام در مورد او روا داشتند، بسیار بود، از جمله مى‏گفتند:
«لن نؤمن لك حتّى نرى اللّه جهرة»(591) هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم تا این‏كه خداوند را به طور آشكار ببینیم.
«لن نصبر على طعام واحد»(592) ما بر یك نوع طعام صبر نمى‏كنیم.
«لن ندخلها حتّى یخرجوا منها»(593) ما داخل نخواهیم شد تا آنها از آنجا بیرون نشوند.
«فاذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هاهنا قاعدون»(594) تو و پروردگارت بروید و با آنها جنگ كنید، ما اینجا خواهیم نشسته‏ایم.
«اجعل لنا الهاً كما لهم آلهة»(595) براى ما نیز خدایى مثل خدایان این بت پرستان، قرار بده.
«قالوا اوذینا من قبل ان تأتینا و من بعد ما جئتنا»(596) اى موسى! ما هم پیش از آمدن تو و هم پس از آن در رنج و شكنجه بوده‏ایم.

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

چهارشنبه 26 مهر 1391  5:39 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

84. سیماى مرگ در قرآن و روایات(597)



1. آمادگى براى مرگ، نشانه‏ى اولیاى خداست. «اِن زَعمتم انّكم اولیاء للّه من دون الناس فتمنّوا الموت»(598)
2. جایگاه مرگ در زندگى انسان‏ها همچون گردنبند بر روى سینه‏ى دختران است. «خطّ الموت على وُلد آدم مَخطّ القلاده على جید الفتاة»(599)
3. مرگ، پایان راه نیست، بلكه به منزله‏ى تغییر در حیات و شیوه‏ى زندگى است، مانند لباسى كه تعویض مى‏شود.(600)
4. هركس از انسان‏ها به نحوى از این جهان رخت برمى‏بندند، بعضى با سخت‏ترین حالات و عدّه‏اى مثل بو كردن گل.(601)
5. ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده‏اى است كه یا سوخت ندارد «آهٍ من قلّة الزّاد و طول الطریق»،(602) یا بار قاچاق و كالاى ممنوعه حمل مى‏كند (گناهكار است) و یا آماده‏ى رانندگى نیست، وگرنه ترس چرا؟
 
 

85. قیامت روز تنهایى(603)


خداوند، حكیم است و خداىِ حكیم، ساخته‏ى خود را نابود نمى‏كند. دنیا، خانه‏اى است كه مهندسش آن را خراب مى‏كند تا، بناى بهترى بسازد. بنا بر روایات؛ مرگ، تغییر لباس، تغییر منزل و مقدّمه‏اى براى تكامل و زندگى ابدى است.
به علاوه عدالتِ خداوند، وجود قیامت را براى انسان ضرورى مى‏كند، زیرا ما خوبان و بدانى را مى‏بینیم كه در دنیا به پاداش و كیفر نمى‏رسند، بنابراین خداوند عادل باید سراى دیگرى را براى آن پاداش و كیفر آنها قرار دهد.
گرچه گاه و بیگاه كیفر و پاداشهایى در دنیا مشاهده مى‏شود، ولى جایگاه بسیارى از اعمال تنها قیامت است، زیرا در بعضى موارد امكان آن در دنیا وجود ندارد. مثلاً كسى كه در راه خدا شهید شده، در دنیا حضور ندارد تا پاداش بگیرد و یا كسى كه افراد زیادى را كشته، در دنیا امكان تحمّل بیش از یك كیفر را ندارد.
علاوه بر آنكه رنج و كیفر خلافكار در دنیا به تمام بستگان بى‏تقصیرش نیز سرایت مى‏كند، پس باید پاداش و كیفر در جایى باشد كه به دیگران سرایت نكند.
جمع شدن ذرّات پخش شده‏ى مردگان نیز كار محالى نیست. همان گونه كه ذرّات چربىِ پخش شده در مَشكِ دوغ، در اثر تكانِ مَشك، یكجا جمع مى‏شود، خداوند نیز با تكان شدید زمین، اجزاى همه‏ى مردگان را یكجا جمع مى‏كند. «اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها»(604) بگذریم كه خود ما نیز از یك تك سلول آفریده شده‏ایم كه این سلول نیز از ذرّات خاكى است كه تبدیل به گندم، برنج، سبزى و... شده و به صورت غذاى والدین و سپس نطفه و سرانجام به شكل انسانى كامل در آمده است.
آنچه در این آیه مورد توجّه قرار گرفته، صحنه‏ى دلخراشى است كه پدر نمى‏تواند كارى براى فرزند خود انجام دهد. در موارد دیگر قرآن، صحنه‏هایى مطرح شده كه اگر آن آیات را یكجا بنگریم غربت، ذلّت و وحشت انسان را درك خواهیم كرد:
در آن روز، نه مال به فریاد انسان مى‏رسد و نه فرزند. «یوم لاینفع مال و لابنون»(605)
در آن روز، دوستان گرم و صمیمى از حال یكدیگر نمى‏پرسند. «و لایسئل حمیم حمیاً»(606)
در آن روز، پشیمانى و عذرخواهى سودى ندارد. «و لایؤذن لهم فیعتذرون»(607)
در آن روز، نسبت‏ها و آشنایى‏ها سودى ندارند. «فلاانساب بینهم یومئذ»(608)
در آن روز، وسیله‏ها و سبب‏ها از كار مى‏افتد. «تَقطّعت بهم الاسباب»(609)
به هر حال، آن روز، روز غربت و تنهایى انسان است.
 

86. چرا از مرگ مى‏ترسیم؟(610)


اگر سفر به سوى آخرت را به سفرهاى دنیوى تشبیه كنیم، مى‏بینیم كه نگرانى‏هاى یك راننده در مسافرت، مى‏تواند دلایل مختلفى داشته باشد:
الف) گاهى نگرانى به خاطر كمبود بنزین است؛ امّا كسى كه براى آخرت خود توشه برداشته است، نگران نیست. «تزوّدوا فانّ خیر الزّاد التقوى‏»(611)
ب) گاهى نگرانى به خاطر وسیله نقیله مى‏باشد كه سرقتى است؛ امّا كسى كه درآمدش حلال است، نگران نیست.
ج) گاهى نگرانى براى جنس قاچاقى است كه به همراه دارد؛ اما كسى كه بار گناه به دوش ندارد، نگران نیست.
د) گاهى نگرانى براى سرعت غیر مجاز است؛ امّا كسى كه اهل افراط و تفریط نیست، «كان امره فرطا»(612) و زندگى‏اش بر اساس اعتدال و میانه‏روى بوده است، «لم یسرفوا و لم تقتروا و كان بین ذلك قواماً»(613)، ترسى ندارد.
ه) گاهى نگرانى به خاطر همسفران ناشناس و نادرست است، ولى كسى كه در دنیا همراه و همنشین ابرار بوده است، نگران نیست.
و) گاهى از تنها بودن در جاده مى‏ترسد، ولى كسى كه در كاروان ابرار قرار دارد و ارتباط او با مؤمنان است تنها نیست.
ز) گاهى از نرسیدن به مقصد ترس و دغدغه دارد، ولى كسى كه معتقد است ذرّه‏اى از عمل او هدر نمى‏رود، نگران نیست. «فمن یعمل مثقال ذرّة...»(614)
از ابوذر پرسیدند: چرا از مرگ مى‏ترسیم؟ فرمود: «انّكم عمّرتم الدنیا و خرّبتم الاخرة فتكرهون ان تنتقلوا من عمران الى خراب»(615) شما دنیا را آباد و آخرت را خراب كرده‏اید، پس كراهت دارید كه از آبادى به سوى خرابى بروید.
حضرت على علیه السلام مى‏فرمود: «واللّه ابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه»(616) به خدا سوگند اُنس من به مرگ از اُنس طفل به سینه مادرش بیشتر است. و هنگام ضربت خوردن در محراب مسجد كوفه فرمود: «فزت و ربّ الكعبة» به پروردگار كعبه سوگند كه رستگار شدم.
امام حسین علیه السلام ضمن خطبه مفصّلى مى‏فرمایند: «خُطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جید الفتاة»(617) مرگ براى فرزندان آدم، مثل گردنبند بر گردن عروسان، زیباست.
گرچه خطاب این آیه به یهودیان است، ولى آمادگى براى مرگ، وسیله‏اى براى سنجش همه مدّعیان ایمان و ولایت الهى است. «فتمنّوا الموت»

 

 

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

چهارشنبه 26 مهر 1391  5:39 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

87. اندازه عمر انسان در دنیا(618)


عظمت قیامت به قدرى است كه انسان‏ها پس از حضور در آن عمر خود را در دنیا، نیم روز یا یك روز و یا حدّاكثر ده روز مى‏شمرند كه قرآن از زبان افراد و گروه‏هاى مختلف، آن را چنین بیان مى‏دارد:
الف) ده روز. «ان لبثتم الاّ عشرا»
ب) یك روز. «ان لبثتم الاّ یوما»
ج) بخشى از یك روز. «لم‏یلبثوا الاّ عشیّة او ضحیها»(619)، «لبثت یوماً او بعض‏یوم»(620)
د) لحظاتى كوتاه. «ما لبثوا غیر ساعة»(621)
ه) زمانى اندك. «ان لبثتم الاّ قلیلا»(622)
به نظر مى‏رسد این تفاوت نظر در مقدار عمر دنیا، بستگى به مقدار بصیرت و درك افراد دارد. چنانكه در این آیه كسانى كه قرآن از آنها به «امثلهم طریقة» تعبیر كرده است، عمر دنیا را یك روز مى‏شمرند و در آیه‏ى قبل، گنهكاران مدّت آن را ده روز.

 

 

88. ریشه‏هاى حوادث تلخ و شیرین(623)


ریشه‏ى حوادث تلخ و شیرین را در عملكرد خود جستجو كنید. «مَن عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها» وبه دیگران نسبت ندهید:
به خدا نسبت ندهید. چنانكه قرآن مى‏فرماید: همین كه انسان را پروردگارش آزمایش و اكرام نماید، گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته و در شرایط دیگر گوید: پروردگارم مرا خوار كرد. «ربّ اكرمن... ربّ اهانن»؛ امّا قرآن پاسخ مى‏دهد: چنین نیست بلكه خوارى شما به خاطر آن است كه به یتیم و مسكین رسیدگى نكردید. «كلا بل لا تكرمون الیتیم»(624)
به مردم نسبت ندهید. چنانكه در قیامت مستضعفان به مستكبران مى‏گویند: «لولا انتم لكنا مؤمنین»(625) شما مقصّرید، اگر شما نبودید، ما ایمان مى‏آوردیم.
به نیاكان منسوب نسازید. هنگامى كه به منحرفان گفته مى‏شود از آنچه خداوند نازل كرده پیروى كنید گویند: «نتّبع ما وجدنا علیه اباءنا»(626) ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‏ایم پیروى مى‏كنیم.
به انبیا نسبت ندهید. چنانكه كفّار انبیا را مقصّر مى‏دانستند و به آنان مى‏گفتند: «انّا تطیّرنا بكم»(627) ما وجود شما را شوم مى‏دانیم و تمام بدبختى‏هاى ما از سوى شماست.
به والدین منسوب ندانید. همان گونه كه قرآن انسان را داراى اختیار دانسته و حدودى را براى اطاعت از والدین مقرّر كرده و مى‏فرماید: «وان جاهداك لتشرك بى ما لیس لك به علم فلاتطعهما»(628) اگر پدر و مادرت تلاش كردند كه بدون علم به سراغ غیر خدا روى، هرگز از آنان اطاعت مكن.
به معبودها نسبت ندهید. چنانكه قرآن مى‏فرماید: «لا ینفعكم شیئاً و لا یضرّكم»(629) این بت‏ها هیچ سود و زیانى به شما نمى‏رسانند.
به جنسیّت و مرد و زن بودن نسبت ندهید. زیرا قرآن مى‏فرماید: «مَن عمل صالحاً»(630) یعنى اصل عمل است، از هركس كه صورت پذیرد.
به شیطان نسبت ندهید. چنانكه شیطان مى‏گوید: مرا مقصّر ندانید و ملامت نكنید، بلكه خودتان را سرزنش كنید، «دعوتكم فاستجبتم»(631) این شما هستید كه دعوت مرا با آزادى و آگاهى پذیرفتید.
به رفیق نسبت ندهید. چنانكه در قیامت منحرفان رو به یكدیگر كرده و مى‏گویند: شما بودید كه با سوگند و قدرت (به عنوان خیر و صلاح) به سراغ ما مى‏آمدید، ولى آنان پاسخ مى‏دهند: «بل لم تكونوا مؤمنین»(632) بلكه خود شما اهل ایمان نبودید.
به محیط نسبت ندهید. همان گونه كه زن فرعون در محیط طاغوت و ترس و ثروت بود؛ امّا جذب هیچ یك نشد. «امرئة فرعون»(633)، فرشتگان نیز به هنگام قبض روح بعضى كه محیط را مقصّر مى‏دانند مى‏گویند: «ألم تك ارض اللّه واسعة»(634) آیا زمین خداوند بزرگ نبود، چرا هجرت نكردید و در استضعاف باقى ماندید؟
گاهى به بى توجّهى و كم فكرى خود. «لو كنّا نسمع او نعقل» اگر به نداى انبیا گوش مى‏دادیم یا تعقل مى‏كردیم بدبخت نمى‏شدیم!
 
 
89. بروز و ظهور مردم در قیامت(635)



بروز و ظهور مردم در قیامت و حضور آنان در پیشگاه الهى به صورتى كه هیچ نقطه‏ى ابهامى براى قضاوت عادلانه باقى نگذارد، به خاطر امورى است:
الف) هموار شدن زمین و حذف كوه‏ها. «قاعاً صَفصفا»(636)
ب) خروج همه از قبرها. «و اذ القبور بعثرت»(637)، «و أخرجت الارض اثقالها»(638)
ج) گشوده شدن نامه‏ى اعمال. «و اذا الصّحف نُشرت»(639)
د) تجسم اعمال. «ینظر المرء ما قَدّمت یداه»(640)
ه) كشف مسایل مخفى. «بدالهم ما كانوا یخفون من قبل»(641)
و) گواهى اعضاى بدن. «تشهد أرجلهم»(642)
 
 

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

چهارشنبه 26 مهر 1391  5:40 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور

 

90. آرزوهاى دوزخیان(643)


در قیامت، دوزخیان آرزوهاى متعددى دارند، از جمله:
«هل الى مردّ من سبیل»(644) آیا راهى براى بازگشت هست؟
«لو انّ لى كرّةً فاكون من المحسنین»(645) اى كاش عمرى دیگر بود تا از نیكوكاران مى‏شدم.
«ربّنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون»(646) پروردگارا! ما را از اینجا خارج كن، اگر دوباره بازگشتیم ستمكاریم.
«ربّ ارجعون لعلّى اعمل صالحاً»(647) پروردگارا! مرا بازگردان تا عمل نیك انجام دهم.
«فارجعنا نعمل صالحا»(648) ما را بازگردان تا كار نیك انجام دهیم.

 

 

91. عذاب اقوام گذشته(649)


در این چند آیه به سرنوشت شوم امّت‏هاى شش نفر از انبیاى قبل از اسلام اشاره شده است تا هم كفّار زمان پیامبر اسلام عبرت بگیرند و هم پیامبر و مؤمنان بدانند كه تكذیب انبیا سابقه دیرینه دارد و چیز جدیدى نیست.
قوم نوح در آب غرق شدند، «فاخذهم الطوفان»(650) خداوند آنان را با طوفانى موج ساز در دریا گرفتار كرد.
قوم عاد كه حضرت هود را تكذیب كردند به وسیله‏ى تند بادى سخت از پاى درآمدند، «فاهلكوا بریح صَرصر عاتیه»(651) با بادى پر صدا، سرد و طغیانگر هلاك شدند.
قوم فرعون در امواج نیل هلاك شدند، «اغرقنا آل‏فرعون»(652) ما آل‏فرعون را غرق كردیم.
قوم ثمود كه حضرت صالح را تكذیب كردند با صیحه‏اى آسمانى نابود شدند، «انا ارسلنا علیهم صیحة واحدة فكانوا كهشیم المحتظر»(653) با صیحه‏اى آنگونه نابودشان كردیم كه به صورتى كه مانند خار و خاشاك خرد شده در آغل چارپایان است در آمدند.
قوم لوط با زلزله و سنگ‏هاى آسمانى، «انا ارسلنا علیهم حاصبا»(654) ما با فرستادن سنگ هلاكشان كردیم.
اصحاب ایكه كه حضرت شعیب را تكذیب كردند با صاعقه به هلاكت رسیدند. «فانتقمنا منهم»(655) ما از آنان انتقام گرفتیم.

 

 

92. خداوند از چه كسانى رضایت دارد؟(656)


قرآن در چند مورد عبارت «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه» را به كار برده است:
در مورد راستگویان راست‏كردار: «یوم ینفع الصادقین صدقهم... رضى اللّه...»(657)
در مورد پیشگامان و پیشتازان: «والسابقون الاولون... رضى اللّه...»(658)
در مورد مؤمنین واقعى: «كتب فى قلوبهم الایمان... رضى اللّه...»
كسانى كه با پیامبر بیعت نمودند: «لقد رضى الله عن المؤمنین اذ یبایعونك تحت الشجرة...»(659)
كسانى كه ایمان آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البیریّة... رضى الله عنهم و رضوا عنه»(660)

 

93. سیماى نیكوكاران و مجرمان در قرآن(661)


قرآن كریم در آیات متعدّدى به توصیف سیماى نیكوكاران و مجرمان در قیامت پرداخته است. درباره نیكوكاران مى‏فرماید:
نیكوكاران:
1. «وجوهٌ یومئذٍ مسفرّة ضاحكةٌ مستبشرة»(662) در آن روز صورت‏هایى درخشان و خندان و شادمانند.
2. «وجوهٌ یومئذٍ ناعمة»(663) صورت‏هایى در آن روز، شاداب و باطراوتند.
3. «تعرف فى وجوههم نضرة النعیم»(664) در چهره‏هاى آنان خرّمى و طراوت را درك مى‏كنى.
اما در باره منحرفان و مجرمان مى‏فرماید:
1. «و وجوهٌ یومئذٍ علیها غبرة ترهقها قترة»(665) بر صورت‏هایى در آن روز غبار و كدورت است، و سیاهى و تاریكى آن را فرا گرفته است.
2. «وجوهٌ یومئذٍ خاشعة»(666) چهره هایى در آن روز ذلیل و فرو افتاده‏اند.
3. «تلفح وجوههم النار و هم فیها كالحون»(667) شعله‏هاى آتش سخت به صورتهایشان مى‏وزد و چهره آنان عبوس و شكسته و دندانهایشان به واسطه سوختن لب‏ها نمایان است.
4. «و نحشرهم یوم القیامة على وجوههم عمیاً و بكماً و صمّاً»(668) آنان را در قیامت كور و كر و لال و بر صورتهایشان محشور مى‏كنیم.
5. «وجوهٌ یومئذٍ باسرة»(669) صورتهایى در آن روز به شدت عبوس و درهم كشیده‏اند.
6. «یوم یسحبون فى النار على وجوههم»(670) روزى كه در میان آتش به رو كشیده شوند.

 

 

94. مجرمان در قیامت(671)



مجرم در قیامت سه آرزو مى‏كند:
الف) با خاك یكسان شود. «لو تُسوّى‏ بهم الارض»(672)
ب) از اعمالش دور شود. «امداً بعیداً»(673)
ج) با فدیه دادن رها شود. «یوم یودّ المجرم لو یفتدى...»
مجرم براى فدیه دادن و نجات یافتن، فرد یا گروهى را انتخاب نمى‏كند، بلكه مى‏گوید: همه را بگیرید و مرا آزاد كنید؛ فرزند، همسر، برادر، فامیل و همه مردم زمین. (كلمات با حرف واو عطف شده نه با حرف «اَوْ»)
در آن روز، عاطفه فرزندى، غیرت همسرى، محبّت برادرى و حمایت فامیلى و آشنایى مردمى همه فدا مى‏شود، ولى چه سود؟!
بر اساس آیات 12 تا 18 سوره معارج، عوامل دوزخى شدن چهار چیز است: فرد در ظاهر به حق پشت مى‏كند: «ادبر» در قلب تنفّر دارد و روى بر مى‏تابد: «تولّى‏» ثروت اندوزى مى‏كند: «جمع» و به دیگران نمى‏دهد. «فاوعى‏»

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

چهارشنبه 26 مهر 1391  5:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها