90. آرزوهاى دوزخیان(643)
در قیامت، دوزخیان آرزوهاى متعددى دارند، از جمله:
«هل الى مردّ من سبیل»(644) آیا راهى براى بازگشت هست؟
«لو انّ لى كرّةً فاكون من المحسنین»(645) اى كاش عمرى دیگر بود تا از نیكوكاران مىشدم.
«ربّنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون»(646) پروردگارا! ما را از اینجا خارج كن، اگر دوباره بازگشتیم ستمكاریم.
«ربّ ارجعون لعلّى اعمل صالحاً»(647) پروردگارا! مرا بازگردان تا عمل نیك انجام دهم.
«فارجعنا نعمل صالحا»(648) ما را بازگردان تا كار نیك انجام دهیم.
91. عذاب اقوام گذشته(649)
در این چند آیه به سرنوشت شوم امّتهاى شش نفر از انبیاى قبل از اسلام اشاره شده است تا هم كفّار زمان پیامبر اسلام عبرت بگیرند و هم پیامبر و مؤمنان بدانند كه تكذیب انبیا سابقه دیرینه دارد و چیز جدیدى نیست.
قوم نوح در آب غرق شدند، «فاخذهم الطوفان»(650) خداوند آنان را با طوفانى موج ساز در دریا گرفتار كرد.
قوم عاد كه حضرت هود را تكذیب كردند به وسیلهى تند بادى سخت از پاى درآمدند، «فاهلكوا بریح صَرصر عاتیه»(651) با بادى پر صدا، سرد و طغیانگر هلاك شدند.
قوم فرعون در امواج نیل هلاك شدند، «اغرقنا آلفرعون»(652) ما آلفرعون را غرق كردیم.
قوم ثمود كه حضرت صالح را تكذیب كردند با صیحهاى آسمانى نابود شدند، «انا ارسلنا علیهم صیحة واحدة فكانوا كهشیم المحتظر»(653) با صیحهاى آنگونه نابودشان كردیم كه به صورتى كه مانند خار و خاشاك خرد شده در آغل چارپایان است در آمدند.
قوم لوط با زلزله و سنگهاى آسمانى، «انا ارسلنا علیهم حاصبا»(654) ما با فرستادن سنگ هلاكشان كردیم.
اصحاب ایكه كه حضرت شعیب را تكذیب كردند با صاعقه به هلاكت رسیدند. «فانتقمنا منهم»(655) ما از آنان انتقام گرفتیم.
92. خداوند از چه كسانى رضایت دارد؟(656)
قرآن در چند مورد عبارت «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه» را به كار برده است:
در مورد راستگویان راستكردار: «یوم ینفع الصادقین صدقهم... رضى اللّه...»(657)
در مورد پیشگامان و پیشتازان: «والسابقون الاولون... رضى اللّه...»(658)
در مورد مؤمنین واقعى: «كتب فى قلوبهم الایمان... رضى اللّه...»
كسانى كه با پیامبر بیعت نمودند: «لقد رضى الله عن المؤمنین اذ یبایعونك تحت الشجرة...»(659)
كسانى كه ایمان آورده و عمل صالح انجام مىدهند: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البیریّة... رضى الله عنهم و رضوا عنه»(660)
93. سیماى نیكوكاران و مجرمان در قرآن(661)
قرآن كریم در آیات متعدّدى به توصیف سیماى نیكوكاران و مجرمان در قیامت پرداخته است. درباره نیكوكاران مىفرماید:
نیكوكاران:
1. «وجوهٌ یومئذٍ مسفرّة ضاحكةٌ مستبشرة»(662) در آن روز صورتهایى درخشان و خندان و شادمانند.
2. «وجوهٌ یومئذٍ ناعمة»(663) صورتهایى در آن روز، شاداب و باطراوتند.
3. «تعرف فى وجوههم نضرة النعیم»(664) در چهرههاى آنان خرّمى و طراوت را درك مىكنى.
اما در باره منحرفان و مجرمان مىفرماید:
1. «و وجوهٌ یومئذٍ علیها غبرة ترهقها قترة»(665) بر صورتهایى در آن روز غبار و كدورت است، و سیاهى و تاریكى آن را فرا گرفته است.
2. «وجوهٌ یومئذٍ خاشعة»(666) چهره هایى در آن روز ذلیل و فرو افتادهاند.
3. «تلفح وجوههم النار و هم فیها كالحون»(667) شعلههاى آتش سخت به صورتهایشان مىوزد و چهره آنان عبوس و شكسته و دندانهایشان به واسطه سوختن لبها نمایان است.
4. «و نحشرهم یوم القیامة على وجوههم عمیاً و بكماً و صمّاً»(668) آنان را در قیامت كور و كر و لال و بر صورتهایشان محشور مىكنیم.
5. «وجوهٌ یومئذٍ باسرة»(669) صورتهایى در آن روز به شدت عبوس و درهم كشیدهاند.
6. «یوم یسحبون فى النار على وجوههم»(670) روزى كه در میان آتش به رو كشیده شوند.
94. مجرمان در قیامت(671)
مجرم در قیامت سه آرزو مىكند:
الف) با خاك یكسان شود. «لو تُسوّى بهم الارض»(672)
ب) از اعمالش دور شود. «امداً بعیداً»(673)
ج) با فدیه دادن رها شود. «یوم یودّ المجرم لو یفتدى...»
مجرم براى فدیه دادن و نجات یافتن، فرد یا گروهى را انتخاب نمىكند، بلكه مىگوید: همه را بگیرید و مرا آزاد كنید؛ فرزند، همسر، برادر، فامیل و همه مردم زمین. (كلمات با حرف واو عطف شده نه با حرف «اَوْ»)
در آن روز، عاطفه فرزندى، غیرت همسرى، محبّت برادرى و حمایت فامیلى و آشنایى مردمى همه فدا مىشود، ولى چه سود؟!
بر اساس آیات 12 تا 18 سوره معارج، عوامل دوزخى شدن چهار چیز است: فرد در ظاهر به حق پشت مىكند: «ادبر» در قلب تنفّر دارد و روى بر مىتابد: «تولّى» ثروت اندوزى مىكند: «جمع» و به دیگران نمىدهد. «فاوعى»