67. حكمت و فلسفه اعمال حضرت خضر(452)
پیامبراكرمصلى الله علیه وآله در روایتى فرمودند: آن گنج، كلماتى حكیمانه بود كه بر صحیفهاى از طلا نوشته شده بود. مضمون آن حكمتها این بود: تعجّب از كسى كه ایمان به تقدیر الهى دارد، چرا محزون مىشود!؟ شگفت از كسى كه یقین به مرگ دارد، چرا شاد است، یقین به حساب دارد، چرا غافل است، یقین به رزق دارد، چرا خود را به زحمت بیش از اندازه مىاندازد و یقین به دگرگونى دنیا دارد، چرا به آن اطمینان مىكند!؟(453)
طبق احادیث، لطف و رحمت خدا مخصوص فرزندان بىواسطه نیست، بلكه در نسلهاى بعدى هم تأثیر دارد و نیكوكارى اجداد، موجب عنایت خدا به ذریّهى آنان مىشود.(454)
امام صادقعلیه السلام فرمود: خداوند به موسى وحى كرد: من فرزندان را به خاطر خوبىِ پدران پاداش مىدهم. سپس فرمود: اگر به ناموس مردم خیانت كنید، به ناموس شما خیانت مىشود. «كما تَدین تدان».(455)
یك جا فرزند به خاطر حفظ ایمان والدین كشته مىشود، و در جاى دیگر به خاطر صالح بودن پدر، پیامبرى كارگرى مىكند تا سرمایه به دست فرزند برسد.
وقتى بعضى به امام مجتبىعلیه السلام به خاطر صلح با معاویه اعتراض كردند، فرمود: مگر نمىدانید خضر براى مصلحت، كشتى را سوراخ كرد و نوجوانى را كشت و كارهاى او مورد غضب موسى قرار گرفت؟ اى مردم! اگر صلح را نمىپذیرفتم همهى شیعیان روى زمین نابود مىشدند. «لولا ما اَتیتُ لما ترك من شیعتنا على وجه الارض احدٌ الاّ قُتل».(456)