0

400 نكته از تفسیر نور

 
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: 400 نكته از تفسیر نور
چهارشنبه 26 مهر 1391  5:39 PM

84. سیماى مرگ در قرآن و روایات(597)



1. آمادگى براى مرگ، نشانه‏ى اولیاى خداست. «اِن زَعمتم انّكم اولیاء للّه من دون الناس فتمنّوا الموت»(598)
2. جایگاه مرگ در زندگى انسان‏ها همچون گردنبند بر روى سینه‏ى دختران است. «خطّ الموت على وُلد آدم مَخطّ القلاده على جید الفتاة»(599)
3. مرگ، پایان راه نیست، بلكه به منزله‏ى تغییر در حیات و شیوه‏ى زندگى است، مانند لباسى كه تعویض مى‏شود.(600)
4. هركس از انسان‏ها به نحوى از این جهان رخت برمى‏بندند، بعضى با سخت‏ترین حالات و عدّه‏اى مثل بو كردن گل.(601)
5. ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده‏اى است كه یا سوخت ندارد «آهٍ من قلّة الزّاد و طول الطریق»،(602) یا بار قاچاق و كالاى ممنوعه حمل مى‏كند (گناهكار است) و یا آماده‏ى رانندگى نیست، وگرنه ترس چرا؟
 
 

85. قیامت روز تنهایى(603)


خداوند، حكیم است و خداىِ حكیم، ساخته‏ى خود را نابود نمى‏كند. دنیا، خانه‏اى است كه مهندسش آن را خراب مى‏كند تا، بناى بهترى بسازد. بنا بر روایات؛ مرگ، تغییر لباس، تغییر منزل و مقدّمه‏اى براى تكامل و زندگى ابدى است.
به علاوه عدالتِ خداوند، وجود قیامت را براى انسان ضرورى مى‏كند، زیرا ما خوبان و بدانى را مى‏بینیم كه در دنیا به پاداش و كیفر نمى‏رسند، بنابراین خداوند عادل باید سراى دیگرى را براى آن پاداش و كیفر آنها قرار دهد.
گرچه گاه و بیگاه كیفر و پاداشهایى در دنیا مشاهده مى‏شود، ولى جایگاه بسیارى از اعمال تنها قیامت است، زیرا در بعضى موارد امكان آن در دنیا وجود ندارد. مثلاً كسى كه در راه خدا شهید شده، در دنیا حضور ندارد تا پاداش بگیرد و یا كسى كه افراد زیادى را كشته، در دنیا امكان تحمّل بیش از یك كیفر را ندارد.
علاوه بر آنكه رنج و كیفر خلافكار در دنیا به تمام بستگان بى‏تقصیرش نیز سرایت مى‏كند، پس باید پاداش و كیفر در جایى باشد كه به دیگران سرایت نكند.
جمع شدن ذرّات پخش شده‏ى مردگان نیز كار محالى نیست. همان گونه كه ذرّات چربىِ پخش شده در مَشكِ دوغ، در اثر تكانِ مَشك، یكجا جمع مى‏شود، خداوند نیز با تكان شدید زمین، اجزاى همه‏ى مردگان را یكجا جمع مى‏كند. «اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها»(604) بگذریم كه خود ما نیز از یك تك سلول آفریده شده‏ایم كه این سلول نیز از ذرّات خاكى است كه تبدیل به گندم، برنج، سبزى و... شده و به صورت غذاى والدین و سپس نطفه و سرانجام به شكل انسانى كامل در آمده است.
آنچه در این آیه مورد توجّه قرار گرفته، صحنه‏ى دلخراشى است كه پدر نمى‏تواند كارى براى فرزند خود انجام دهد. در موارد دیگر قرآن، صحنه‏هایى مطرح شده كه اگر آن آیات را یكجا بنگریم غربت، ذلّت و وحشت انسان را درك خواهیم كرد:
در آن روز، نه مال به فریاد انسان مى‏رسد و نه فرزند. «یوم لاینفع مال و لابنون»(605)
در آن روز، دوستان گرم و صمیمى از حال یكدیگر نمى‏پرسند. «و لایسئل حمیم حمیاً»(606)
در آن روز، پشیمانى و عذرخواهى سودى ندارد. «و لایؤذن لهم فیعتذرون»(607)
در آن روز، نسبت‏ها و آشنایى‏ها سودى ندارند. «فلاانساب بینهم یومئذ»(608)
در آن روز، وسیله‏ها و سبب‏ها از كار مى‏افتد. «تَقطّعت بهم الاسباب»(609)
به هر حال، آن روز، روز غربت و تنهایى انسان است.
 

86. چرا از مرگ مى‏ترسیم؟(610)


اگر سفر به سوى آخرت را به سفرهاى دنیوى تشبیه كنیم، مى‏بینیم كه نگرانى‏هاى یك راننده در مسافرت، مى‏تواند دلایل مختلفى داشته باشد:
الف) گاهى نگرانى به خاطر كمبود بنزین است؛ امّا كسى كه براى آخرت خود توشه برداشته است، نگران نیست. «تزوّدوا فانّ خیر الزّاد التقوى‏»(611)
ب) گاهى نگرانى به خاطر وسیله نقیله مى‏باشد كه سرقتى است؛ امّا كسى كه درآمدش حلال است، نگران نیست.
ج) گاهى نگرانى براى جنس قاچاقى است كه به همراه دارد؛ اما كسى كه بار گناه به دوش ندارد، نگران نیست.
د) گاهى نگرانى براى سرعت غیر مجاز است؛ امّا كسى كه اهل افراط و تفریط نیست، «كان امره فرطا»(612) و زندگى‏اش بر اساس اعتدال و میانه‏روى بوده است، «لم یسرفوا و لم تقتروا و كان بین ذلك قواماً»(613)، ترسى ندارد.
ه) گاهى نگرانى به خاطر همسفران ناشناس و نادرست است، ولى كسى كه در دنیا همراه و همنشین ابرار بوده است، نگران نیست.
و) گاهى از تنها بودن در جاده مى‏ترسد، ولى كسى كه در كاروان ابرار قرار دارد و ارتباط او با مؤمنان است تنها نیست.
ز) گاهى از نرسیدن به مقصد ترس و دغدغه دارد، ولى كسى كه معتقد است ذرّه‏اى از عمل او هدر نمى‏رود، نگران نیست. «فمن یعمل مثقال ذرّة...»(614)
از ابوذر پرسیدند: چرا از مرگ مى‏ترسیم؟ فرمود: «انّكم عمّرتم الدنیا و خرّبتم الاخرة فتكرهون ان تنتقلوا من عمران الى خراب»(615) شما دنیا را آباد و آخرت را خراب كرده‏اید، پس كراهت دارید كه از آبادى به سوى خرابى بروید.
حضرت على علیه السلام مى‏فرمود: «واللّه ابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه»(616) به خدا سوگند اُنس من به مرگ از اُنس طفل به سینه مادرش بیشتر است. و هنگام ضربت خوردن در محراب مسجد كوفه فرمود: «فزت و ربّ الكعبة» به پروردگار كعبه سوگند كه رستگار شدم.
امام حسین علیه السلام ضمن خطبه مفصّلى مى‏فرمایند: «خُطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جید الفتاة»(617) مرگ براى فرزندان آدم، مثل گردنبند بر گردن عروسان، زیباست.
گرچه خطاب این آیه به یهودیان است، ولى آمادگى براى مرگ، وسیله‏اى براى سنجش همه مدّعیان ایمان و ولایت الهى است. «فتمنّوا الموت»

 

 

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها