0

تاپیک جامع نهج البلاغه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

کدام مال از دست نمی‎رود؟

اموال

حضرت علی علیه اللسام می فرماید:

«لم یذهب من مالك ما وعظك»(1)؛ مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت، از دست رفته مپندار.

شرح:

انسان وقتى قسمتى از مال خود را از دست مى‏دهد، غمگین و افسرده مى‏شود و به خاطر مال از دست رفته، غصه مى‏خورد. زیرا معمولا اینطور تصور مى‏شود كه مالى كه از كف رفت، بیهوده تلف شده است و دیگر جبران نخواهد شد.

اما حقیقت این است كه مال از دست رفته، به كلى تلف و نابود نمى‏شود. بلكه با از بین رفتن آن، نتیجه و فایده‎ا‏ى براى صاحبش به جاى مى‏ماند، كه گاهى ممكن است بیش از آن مال، ارزش داشته باشد. و این نتیجه و فایده، تجربه‎ای است كه شخصى، در برابر از كف دادن مال خود، به دست مى‏آورد.

این كه بسیارى از مردم، تجربه را گرانبهاتر و با ارزش‏تر از مال مى‏دانند، براى آن است كه مال، هر اندازه هم كه باشد، براى همیشه باقى نمى‏ماند و بالاخره روزى، تمام مى‏شود، ولى تجربه، سرمایه‏‎ای است كه هرگز تمام نمى‏شود، و همیشه و در هر حالى هم در دسترس قرار دارد و مى‏توان از آن استفاده كرد.

پس اگر ما نیز مالى را از دست دادیم، ولى در كارى كه مال خود را بخاطر آن از كف دادیم، تجربه‎اى به دست آوردیم، باید بدانید كه آن مال را، بیهوده و رایگان از دست نداده‏ایم. بلكه به جاى آن، سرمایه گرانبهاترى به دست آوریم كه چه بسا در طول زندگى، بسیار بیشتر از آن مال به درمان خواهد خورد.

اما آنچه كه در خور تأمل است این است كه انسان نباید هیچ كارى را بدون فكر و دقت انجام دهد زیرا بالاخره از دست دادن مال، موجب ضرر و دلیل كم دقتى است.


پی‎نوشت‎:

1- حدیث 196 نهج البلاغه .

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:52 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

فلسفه نماز چیست؟

نماز و سجده

«فرض الله الایمان تطهیرا من الشرك، و الصلاة تنزیها عن الكبر، و الزكاة تسبیبا للرزق، و الصیام ابتلاء لا خلاص الخق، و الحج تقربة للدین، و الجهاد عزا للاسلام، و الامر بالمعروف مصلحة للعوام و النهى عن المنكر ردعا للسفهاء»(1)؛ خداوند، ایمان را براى پاك شدن دل‎ها از آلودگى كفر و شرك، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكات را وسیله‏ای براى روزى مستمندان، و روزه را وسیله‏‎ای براى آزمایش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نیرومند شدن دین، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده ناآگاه مردم، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى‏خرد، از كارهاى زشت و گناه‎آلود مقرر كرد.

شرح:

احكام دین اسلام، با تمام جزئیات خود، دستورهایى هستند كه خداوند براى بندگان مؤمن خود مقرر كرده است. از اینرو، انجام دادن این احكام، وظیفه حتمى و قطعى مسلمانان است، و یك مسلمان مؤمن كسى است كه دستورهاى واجب‏الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هیچگونه شك و تردیدى نشود، هیچگونه سؤال و جوابى نكند، و هیچگونه دلیل و برهانى نخواهد.

با این حال، گاهى پیشوایان معصوم و امامان بزرگوار ما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى این دستورها را تشریح كرده و درباره هر یك، توضیح كافى داده‏اند. تا هم غیر مسلمانان، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى ادیان دیگر مقایسه كنند، و هم مسلمان‎ها، با فلسفه احكامى كه انجام می‎دهند آشنا شوند و فواید سازنده، آنها را بهتر و بیشتر بشناسند.

امام علی(علیه‏السلام) نیز، در این جمله‏هاى كوتاه و پر معنى، فلسفه ایمان، نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، و نهى از منكر را تشریح فرموده، و درباره واجب بودن هر یك، توضیحى دقیق و عمیق داده است.


پی‎نوشت:

1- حدیث 252 نهج البلاغه.

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:53 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

اعمال بد را چگونه بشناسیم؟!

نهج البلاغه

معیار زشتى كارها

«واحذر كل عمل یعمل به فى السرو یستحیى منه فى العلانیه، واحذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه انكره أو اعتذر منه(1) ؛ از كارى كه در نهان انجام مى‏شود، و در آشكار شرم‎آور است، بپرهیز و نیز از كارى كه اگر انجام دهنده‏اش، در باره آن بپرسند، یا انجام آن را انكار مى‏كند و یا به خاطر آن پوزش مى‏طلبد، دورى كن.

شرح:

بسیار افرادی هستند كه دلشان نمی‎خواهد كار بد انجام دهند و مورد سرزنش مردم و خشم و نارضایى خدا قرار گیرند. ولى چون گاهى نمى‏توانند فرق میان خوب و بد را تشخیص دهند، بطور ناخواسته و ناآگاهانه مرتكب اعمال ناپسند مى‏شوند.

از این رو، براى آن كه كار خوب از كار بد مشخص شود، و انسان بتواند فرق بین این دو را بشناسد و كار بد انجام ندهد، امام علی(علیه‏السلام) دو قانون و نشانه ساده و آسان تعیین فرموده است:

1- كار بد، آن است كه بطور پنهانى و دور از چشم دیگران انجام داده مى‏شود، زیرا انجام آن بطور آشكار و در برابر چشم مردم. باعث شرم و خجالت است.

2- دومین نشانه كار بد، آن است كه انجام دهنده آن را مورد پرسش قرار دهند كه چرا چنان كارى كرده است، یا انكار می‎كند و می‎گوید: «من چنین كارى نكرده‏ام»، و یا به خاطر انجام آن كار عذرخواهى مى‏كند و می‎گوید: «مرا ببخشید، از روى نادانى چنین كارى كرده‏ام.»

پس ما نیز، هرگاه دیدیم كارى كه می‎خواهیم انجام دهیم، یكى از این دو نشانه را دارد، باید بدانیم كه كار بدى است، و از انجام آن خوددارى كنیم.


پی‎نوشت:

1- فرازی از نامه /69 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:53 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

در دوستى و دشمنى اندازه نگه دار

گل

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«أحبب حبیبك هوناً ما، عسى أن یكون بغیضك یوماً ما، و أبغض بغیضک هوناً ما، عسى أن یكون حبیبك یوماًما» ؛ در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آن كه شاید روزى با تو دشمن شود، و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آن كه شاید او نیز، با تو دوست شود.

 

شرح:

در دوستى و دشمنى نیز، همچون مسائل دیگر، باید میانه‎روى كرد و اندازه نگه داشت. چون زیاده‎روى در دشمنى و یا دوستى نیز، ممكن است زیان‎هایى متوجه ما سازد، كه دیگر قابل جبران نباشد.

وقتى با كسى دوست می‎شویم، نباید در معاشرت با او آنقدر زیاده‎روى كنیم، كه بیش از اندازه به حریم زندگى ما نزدیك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زیرا ممكن است روزى بین ما اختلافى پیدا شود و آن دوست، بصورت دشمن ما درآید. در آن صورت، او، چون تمام اسرار ما را می‎داند و از آنچه در حریم خانواده ما می‎گذرد آگاه است، می‎تواند از دانسته‏هاى خود، بر ضد ما سوء استفاده كند، و ضربه‏هایى به ما بزند، كه دیگر قابل جبران نباشد.

در دشمنى نیز باید میانه‎رو باشیم و اندازه نگه داریم. یعنى نباید دشمن را آنقدر اذیت و آزار كنیم، و آنقدر درباره‏اش سخنان زشت و زننده بگوییم، كه اگر روزى با یكدیگر دوست شدیم، به خاطر كارها و حرف‎هاى خود، شرمنده و خجل باشیم.


پی‎نوشت:

1- حدیث /268 از نهج‎البلاغه .

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:53 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

زبان عاقل و زبان احمق

عقل و تفکر

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه»(1)؛ زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق، پشت زبان او جاى گرفته است. (عاقل، با اندیشه سخن مى‏گوید و نادان بى‏فكر)

 

شرح:

انسان عاقل، وقتى بخواهد سخن بر زبان آورد، نخست به دل و اندیشه خود مراجعه مى‏كند، معنى آن سخن و نیكى یا بدى آن را با عقل و شعور خود مى‏سنجد، نتیجه‎ا‏ى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مى‏كند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمینان یافت، آن را بر زبان مى‏آورد.

پس عاقل، قلب و اندیشه‏اش را بیش از زبانش به كار مى‏اندازد، و زبانش را پشت سر عقل و شعور خود نگاه می‎دارد.

اما احمق، بر عكس رفتار مى‏كند. یعنى هر سخنى كه به زبانش آمد، نسنجیده و بدون فكر و اندیشه بیان مى‏كند، و پس از آن كه سخن او، در دیگران، تأثیر بد گذاشت، تازه به فكر مى‏افتد كه آیا سخنش درست بوده یا نادرست.

یعنى احمق، نخست زبان خود را به كار مى‏اندازد و نسنجیده حرف مى‏زند، و بعد از آن، به قلب و عقل خود مراجعه مى‏كند و درباره نیك و بد سخن خود و نتیجه و حاصل آن مى‏اندیشد.

به همین دلیل است كه خردمندان، از قدیم گفته‏اند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكرده‏اى، بر زبان میاور.


پی‎نوشت:

1- حدیث 40 نهج‎البلاغه .

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:53 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

پرهیز از جایگاه تهمت

پرهیز از تهمت

حضرت علی علیه السلام فرمود:

«من وضع نفسه مواضع التهمه فلا یلومن من أساء به الظن»(1)؛ كسى كه خود را در معرض بدنامى و در جایگاه تهمت قرار مى‏دهد، نباید كسى را كه به او گمان بد مى‏برد، ملامت كند.

شرح:

یكى از دستورهاى اسلامى این است كه: مسلمان مؤمن نباید فقط به این كه كار بد نمى‏كند و حرف بد نمى‏زند، راضى و خشنود باشد. بلكه باید از شنیدن حرف بد و دیدن كار بد نیز خوددارى كند. یعنى اگر در مكانى، عده‎ا‏ى، سخنانی را بشنوند. یا اگر در جایى كارهاى گناه‎آلود انجام شود، نباید در آنجا درنگ كند.

امام علی(علیه‏السلام) نیز، بر اساس همین دستور اسلامى، شیعیان خود را راهنمایى فرموده است. طبق فرمایش امام: مسلمان مؤمن، نباید به جاهایى برود، كه در آنها، كارهاى زشت و گناه‎آلود انجام مى‏گیرد. مثلا هرگز نباید به قمارخانه یا مشروب‎فروشى برود. زیرا با رفتن به چنین مكان‎هایى، به جایگاه تهمت قدم مى‏نهد و خود را در معرض بدنامى قرار مى‏دهد. یعنى هر چند هم كه خود او، اهل قمار و مشروب نباشد، وقتى در این مكان‎ها دیده شود، مورد بدگمانى قرار خواهد گرفت و دیگران كه از باطن او خبر ندارند، ممكن است تصور كنند كه او نیز اهل قمار و مشروب است و به این ترتیب، به او تهمت قماربازى و میگسارى بزنند.

روشن است كه اگر چنین وضعى پیش بیاید، كسى كه مورد تهمت قرار گرفته، نباید كسانى را كه به او بدگمان شده و تهمت زده‏اند، ملامت كند. زیرا، تقصیر از خود اوست، كه با قدم گذاشتن به چنان مكان‎هایى، در دل دیگران، نسبت به خود بدگمانى ایجاد كرده است.


پی‎نوشت:

1- حدیث  159، نهج البلاغه .

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:54 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

گشوده شدن درهاى‏ شكرگزارى

شکرگزاری

«و أكثر أن تنظر الى من فضلت علیه فان ذلك من أبواب الشكر»(1) ؛ به افراد پائین‏تر از خود، زیاد بنگر، كه این نگریستن‏ها، درهاى ‏شكرگزارى را به روى تو باز مى‏كند.

 

شرح:

انسان باید، در مورد نعمت‎هایى كه خداوند به او داده است، همیشه شكرگزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمت‎هاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكرگزار باشد، لیاقت و شایستگى، رسیدن به نعمت‎هاى بیشتر را نیز سبب می‎شود.

اما كسى كه قدر نعمت‎هایى كه خداوند به او داده است را نداند، نعمت‎هاى خدا را تلف مى‏كند، و نشان مى‏دهد لیاقت آن نعمت‎ها را ندارد. در آن صورت، نه تنها نعمت بیشترى بدست نمى‏آورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مى‏دهد.

براى این که قدر نعمت‎هاى خداوند را بدانیم، باید همیشه به افراد پائین‏تر از خود نظر داشته باشیم. یعنى كسانى را نگاه كنیم، كه كمتر از ما، از نعمت‎هاى خداوند برخوردار شده‏اند. در این صورت، نه تنها از آنچه داریم ناراضى نخواهیم بود، بلكه احساس رضایت و خشنودى خواهیم كرد. و از خداوند سپاسگزار خواهیم بود.

هر چه بیشتر به اینگونه افراد نگاه كنیم، درهاى شكرگزارى بیشترى به روى ما باز خواهند شد، زیرا در این نگاه كردن‎ها، به نعمت‏هاى خود بیشتر آگاه خواهیم شد و شكر خداوند را بیشتر بجاى خواهیم آورد.

سعدى، شاعر بزرگ ایرانى مى‏گوید: در ایام جوانى، روزى كفش نداشتم و از این رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسیار گله و شكایت می‎كردم. اما وقتى بیرون رفتم، مردى را دیدم كه كنار دیوار نشسته است و پا ندارد. با دیدن او، یكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكرگزارى كردم كه اگر كفش ندارم، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش هم مى‏توانم با آنها راه بروم.

ما نیز به جاى آن كه به پاى بى كفش خود نگاه كنیم، باید به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگریم و خدا را شكر گوییم.

البته آنچه كه شرح داده شده دلیل این نیست كه انسان پیوسته زندگى خود را در یك حالت سكون نگه داشته و به عنوان رضایت از تقدیر، هیچگاه حقوق خود را مطالبه نكند.


پی‎نوشت:

1- فرازی از نامه /69 نهج‎البلاغه .

برگرفته از کتاب پندهاى كوتاه از نهج‎البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:54 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

فرصت را از دست ندهیم

گذر زمان

قال امیرالمومنین علی (علیه‎السلام):

اضاعة الفرصة غصه؛ از دست دادن فرصت، مایه غم و اندوه است. (1)

 

شرح حدیث:

عمر انسان كوتاه و زودگذر است، و فرصت‎هاى زندگى كوتاهت‏ر و زودگذرتر از آن. هر روزى كه از عمر انسان مى‏گذرد، تعدادى از فرصت‎هاى زندگى او نیز براى همیشه از دست مى‏رود و نابود می‎شود.

چون فرصت‎هاى زندگى، دیگر قابل بازگشت نیستند، باید از هر فرصتى بهترین استفاده را بكنیم. استفاده كردن از فرصت، یعنى این كه هر كارى را در وقت مناسب انجام دهیم.

اگر فرصتى كه امروز، براى انجام كارى در اختیار ما است از دست برود، فردا، براى آن كار، فرصتى نخواهد بود. چون فرصت‎هاى فردا هم، مخصوص كارهاى دیگران است كه هر یك باید در وقت خود انجام شود، و دیگر نمى‏توانیم كارى را كه فرصت انجامش امروز بوده، براى فردا بگذاریم، در آن صورت، كارهایى هم كه باید در فرصتهاى فردا انجام شود، عقب مى‏افتد، و اگر كار به همین شكل پیش برود، تمام فرصت‏هاى روزهاى آینده ما نیز، تباه مى‏شوند و از دست مى‏روند.

پس هر كارى را، باید در فرصت مناسب آن كار انجام داد، وگرنه ممكن است كه دیگر، هیچگاه فرصتى براى انجام آن پیدا نشود.

مثلا سنین كودكى و نوجوانى، فرصت مناسب تحصیل علم و آموختن دانش است. كس كه چنین فرصت مناسبى را از دست برهد، در سالهاى بعد، گرفتهاریهاى زندگى، اشتغال به كار و تأمین معاش، رسیدگى به امور خانه و همسر و فرزندان، و دهها مسئولیت دیگر، به او اجازه و فرصت تحصیل نخواهد داد.

بهمین دلیل است كه انسان باید هر فرصتى را كه پیش مى‏آید، غنیمت بشمارد و از آن بهترین استفاده را بكند. و گرنه، از دست دادن فرصت، مایه غم و اندوهى مى‏شود كه به هیچ قیمتى، قابل جبران نخواهد بود.

 

پی نوشت:

1- نهج البلاغه، ح /118

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه.

 

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:54 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

ستیزه جویی مجاز!

فریاد کشیدن

قال امیرالمومنین علی(علیه‎السلام)

لا تدعوك الى مبارزه، و ان دعیت الیها فأجب، فان الداعى باغ و الباغى مصروع؛ كسى را به ستیز دعوت مكن، اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود، جنگ را قبول كن. زیرا شخص ستیزه‎جو، ستمگر است، و ستمگر بر خاك مى‏افتد و مغلوب مى‏شود.(1)

 

شرح حدیث:

یكى از افتخارات فراوان اسلام، این است كه در دستورات آن هیچگاه دعوت به ستیزه وجود ندارد. زیرا اسلام، دین صلح و صفا و آشتى است، و قادر است كه تمام مسائل را با منطق قوى و دلایل روشن و محكم خود حل كند. و به خاطر همین برخوردارى از منطق و دلیل است كه هیچگاه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصوم(علیهم‎السلام) لازم نمى‏دیدند كارها را با زور پیش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگى را شروع كنند.

در جنگ‎هاى صدر اسلام، هیچگاه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان براى جنگ پیشقدم نمى‏شدند و به جنگ كسى نمى‏رفتند. بلكه این دشمنان اسلام بودند كه یا به طرف مسلمانان لشكركشى می‎كردند، یا آنقدر به آزار و اذیت و شكنجه مسلمین مى‏پرداختند كه آنها هم براى دفاع از خود ناچار از جنگیدن مى‏شدند.

دلیل این كه اسلام، پیشقدم شدن در جنگ و جنگ‏طلب بودن را جایز نمی‎داند. این است كه هر كس جنگ‏طلب باشد، و با برپاكردن جنگ به كشتار و تجاوز دست بزند،"ستمگر" است. و ستمگر نیز، سرانجام بر خاك مى‏افتد و مغلوب می‎شود. پس اسلام، هرگز دستور جنگ‏طلبى نمى‏دهد، چون هرگز نمی‎خواهد پیروانش ستمگر باشند.

اما همان اندازه كه اسلام، مسلمانان را از جنگ‏طلبى بر حذر می‎دارد، به همان اندازه هم، هر مسلمانى را موظف می‎سازد كه در برابر جنگ‎طلب‎ها، از خود دفاع كند. زیرا دفاع نكردن در برابر جنگ‎طلب‎ها، دلیل خوارى و زبونى است، و اسلام هرگز نمی‎خواهد كه پیروانش خوار و زبون باشد و به دیگران، اجازه كشتار و تجاوز بدهد.

به همین دلیل است كه امام(علیه‏السلام) نیز مى‏فرماید كه مسلمانان نباید جنگ طلب باشند، اما اگر جنگى به آنها تحمیل شد، باید به هر قیمتى كه هست از خود دفاع كنند و حتى "با چنگ و دندان به جهاد برخیزند و به زمزمه‏هاى شوم صلح و سازش اعتنا نكنند."

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، ح/233 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

 

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:54 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

ایمان حقیقی چیست؟

ایمان و معنویت

قال امیرالمومنین علی(علیه‎السلام):

و سئل عن الایمان، فقال: الایمان معرفه با لقلب، و اقرار با للسان، و عمل با لاركان .(1)

از امیرالمؤمنین علی(علیه‏السلام) پرسیدند كه: «ایمان چیست؟»

فرمود: «ایمان عبارت است از: شناخت قلبى، اعتراف و اقرار به زبان، عمل با اعضاء و جوارح بدن.»

 

شرح حدیث:

ایمان حقیقى نشانه‏هایى دارد، كه هر كس این نشانه‏ها را در خود داشته باشد، مؤمن حقیقى است.

امام علی(علیه‏السلام)، براى مؤمن حقیقى، سه نشانه اصلى و مهم تعیین فرموده است، كه ما نیز با توجه به آنها می‎توانیم مؤمنان حقیقى را بشناسیم. طبق فرموده امام، مؤمن حقیقى كسى است كه:

1- شناخت قلبى داشته باشد. یعنى از صمیم قلب و از ته دل، وجود خدا را شناخته باشد، و صمیمانه معتقد باشد كه اصول دین اسلام، یعنى یگانگى خداوند متعال، نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، و فرارسیدن روز قیامت، عدل خداوند و جانشینى امامان علیهم‎‏السلام، بر حق است.

2- به زبان اعتراف كند، یعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه "شهادتین" را به زبان جارى سازد، و به یگانگى خدا و نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) اقرار كند.

3- وظایف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، یعنى وضو ساختن، نماز خواندن، روزه گرفتن، بد نگفتن با زبان، بد نشنیدن با گوش، نگاه حرام نكردن با چشم، و ... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعیین فرموده است، بطور صحیح و كامل به انجام رساند.

بنابراین، كسی كه یكى از این نشانه‏ها، یا قسمتى از این نشانه‏ها را نداشته باشد، نمى‏توان خود را مؤمن حقیقى بداند.

 

پی‎نوشت:

1- نهج‎البلاغه، ح227 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:54 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

 

با من دوست می‌شوی؟!

براد پیت در راه ایران

لزوم شناخت رفیق راه و همسایه

 

سَل مِنَ الرَفیقِ قَبلَ الطَریقِ وَ عَنِ الجارِ قَبلَ الدارِ      نامه/ 31

پیش از آنکه از راه پرسی، از «رفیق راه» پرس، و پیش از آنکه «خانه» انتخاب کنی، از «همسایه» پرس.

 

بر اساس این فرمایش امام علیه السلام، در زبان فارسی هم ضرب المثلی رواج یافته است که می‌گوید:«بگو رفیقت کیست، تا بگویم چگونه آدمی هستی». و شاعری، همین معنا را به شعر درآورده است:

تو اول بگو با کیان زیستی؟                        پس آنگه بگویم که تو کیستی!

سخن امام، این هشدار را می‌دهد که انسان باید دقت کند و هنگام سفر، از رفیق راه و همسفر بد و فاسد، دوری جوید، و همچنین هنگام انتخاب خانه، مراقبت کند، تا با اشخاصی نادرست و گمراه، همسایه نشود. زیرا، همسفر فاسد و همسایه گمراه، علاوه بر زیانها و ناراحتیهایی که تولید می‌کنند، بر اثر همراهی و همنشینی و معاشرت پی در پی، در روحیه انسان، تاثیر بد می‌گذارند. و چه بسا که انسان پس از مدتی معاشرت با افراد گمراه و فاسد، خود نیز، اندک اندک و ندانسته، به فساد و گمراهی کشیده می‌شود.

به همین دلیل، ما باید مراقب باشیم و در هر کاری که انجام می‌دهیم، با کسانی همراهی و همفکری کنیم که مطمئن باشیم درستکار و با ایمان و پاک و نیک کردارند.

راه

این سخن، می‌تواند ما را، در این جهت نیز راهنمایی کند که هرگاه در انتخاب راهی و انجام کاری دچار شک و تردید شدیم، یا اگر دیدیم که خودمان، قادر به انتخاب راه درست نیستیم، بهتر است پیش از آنکه با چشم بسته به راهی برویم یا شروع به کاری کنیم، افراد دیگر را در نظر بگیریم. یعنی ببینیم کسانی که عقل و درایت و ایمان و پارسایی آنها ثابت شده است، چه کار می‌کنند و از کدام راه می‌روند، تا ما نیز همان راه را در پیش گیریم. به این ترتیب، علاوه بر آنکه به گمراهی و فساد دچار نمی شویم، از وجود همراه و همنشین خوب هم بهره‌مند می‌گردیم.

 

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:55 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

بنده چه کسی هستی؟!

کعبه و عبادت

حضرت علی(علیه‎السلام) می‎فرماید:

«ولا تكن عبد غیرك و قد جعلك الله حرا(1)؛ بنده دیگرى مباش، كه خدا، تو را آزاده آفریده است.

 

شرح حدیث:

خداوند، انسان را به صورت موجودى "آزاد"، و داراى شخصیت و عزت نفس آفریده است. و به او عقل و شعور، و نیروى درك و دریافت، و قدرت اراده بخشیده است، تا اندیشه خود را به كار اندازد، از نیروى بدنى خود استفاده كند، و با قدرت فكر، و تن دادن به كار و تلاش، در كمال آزادى و سربلندى، زندگى شرافتمندانه‏یى را دنبال كند. در آفرینش خدا، هیچ انسانى از دیگرى برتر و باارزش‏تر، یا كمتر و بى‏مقدارتر نیست. بنابر این، هیچ انسانى حق ندارد كه دیگران را بنده خود سازد، و هیچ انسانی هم حق ندارد خود را به صورت بنده دیگران در آورد. زیرا بندگى، تنها در برابر خداوند متعال شایسته است، و جز خدا، هیچ كس شایسته آن نیست كه انسانى، در برابرش، خود را دچار ذلت و زبونى كند و مانند بنده ناتوان و بی‎مقدارى ظاهر شود.

البته كسى كه عزت داشته باشد، و ارزش انسانى خود را بشناسد، به آزادى گران‎قیمتى كه خداوند به او ارزانى داشته، احترام خواهد گذشت. چنین فردى، همیشه به نیروى فكر و قدرت كار و تلاش خود متكى خواهد بود، به آنچه در یك زندگى شرافتمندانه نصیبش می‎شود قناعت خواهد كرد، و در نتیجه، همواره سربلند و آزاد خواهد زیست.

اما افراد ذلیل و بى شخصیتى هم پیدا مى‏شوند، كه به خاطر مال دنیا، در برابر ثروتمندان یا صاحبان مقام و قدرت، به زانو مى‏افتند، سر تعظیم فرود مى‏آورد، و بصورت بنده‏یى ذلیل و بى‎ارزش ظاهر مى‏شوند، تا شاید از ثروت و مقام آن افراد بهره‏یى ببرند و بیش از حد لیاقت خود، مال و مقامى بدست آورند.

امام علی(علیه‏السلام)، اینگونه افراد را نكوهش مى‏كند و به همه مسلمانان هشدار مى‏دهد كه: مبادا آزادى و ارزش انسانى خود را، كه خداوند به شما ارزانى داشته است، پایمال كنید و به طمع مال و مقام، در برابر انسانى همچون خودتان، بندگى كنید، زیرا خداوند، همه انسان‎ها را آزاد و یكسان آفریده است.

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، نامه /31 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:55 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

برای خود چی می‎پسندی؟

گل

حضرت علی (علیه‎السلام) می‎فرماید:

«فأحبب لغیرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها(1)؛ آنچه كه براى خود دوست می‎داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى دیگران هم مپسند.

 

شرح حدیث:

یك ضرب‏المثل فارسى مى‏گوید: "آنچه به خود نمى‏پسندى، به دیگران روا مدار."  و ضرب‏المثل دیگرى مى‏گوید: "یك سوزن به خودت بزن، یك جوالدوز به مردم." این دو ضرب‏المثل، و دهها ضرب‏المثل دیگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسیارى كه در زبان و ادبیات ما، در باره همین موضوع صحبت می‎كند، همه، با الهام گرفتن از سخن امام (علیه‏السلام)، و در توضیح و تشریح آن گفته شده و رواج پیدا كرده است.

و منظور از تمام این سخنان، آن است كه درباره یكى از دستورات عمیق و پر معنى اسلام، به شكل‎هاى گوناگون، توضیح داده شود. بر اساس این دستور والا و زندگى‎ساز اسلام، ما انسانها وظیفه داریم كه در هر كارى، رعایت حال دیگران را نیز بكنیم. یعنى همیشه خودمان را به جاى دیگران بگذاریم، و با مردم طورى رفتار كنیم، كه دوست داریم دیگران با ما همانطور رفتار كنند.

كسی كه به مشكلات و ناراحتی‎هاى دیگران اهمیت نمى‏دهد، باید حساب كند كه آیا خودش مى‏تواند همان مشكلات و ناراحتی‎ها را تحمل كند، یا نه، به زبان ساده‏تر باید گفت: هر كس راضى شود كه یك جوالدوز به تن دیگرى فرو رود، باید با انصاف و مروت حساب كند كه آیا خودش حاضر است یك سوزن به تنش فرو رود، یا نه؟

مسلمان مومن واقعى، كسى است كه براى دیگران نیز به اندازه خودش، راحت و آسایش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسایش و خوشبختى خود را، در آسایش و خوشبختى دیگران جستجو كند.

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، نامه/31 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:55 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

ناتوان‌ترین مردم

پروانه

قال امیرالمومنین علی(علیه‌السلام)

اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان، و اعجزمنه من ضیع من ظفربه منهم1

ناتوان‏ترین مردم كسى است كه در بدست آوردن دوست، ناتوان باشد، و ناتوان‏تر از او، كسى است كه دوست بدست آمده را، از دست بدهد.

 

شرح حدیث:

توانایى انسان، تنها در قدرت جسم و زور بازو نیست. بلكه توانایى روحى و اخلاقى، بالاتر و با ارزش‏تر از توانائى جسم و تن است. قدرت جسمى، با گذشت زمان و افزایش سن و سال از بین مى‏رود، اما توانایى روحى و اخلاقى، بر اثر گذشت زمان بیشتر میشود، و انسان را قوى‏تر و ورزیده‏تر مى‏كند.

پس ما، ضمن آنكه براى سلامت تن و قدرت جسم خود، باید ارزش و اهمیت قائل باشیم و در حفظ آن بكوشیم، باید سعى كنیم كه توانایى روحى و اخلاقى هم بدست آوریم و هر روز به مقدار آن بیفزائم.

على علیه‏السلام مى‏فرماید: یكى از نشانه‏هاى قدرت روح و توانایى اخلاق، این است كه انسان بتواند با اخلاق خوب و رفتار انسانى و مناسب، براى خود دوستان زیادى پیدا كند. پس كسى كه نمى‏تواند براى خود دوست صمیمى و خوبى  پیدا كند. از لحاظ روحى و اخلاقى، عاجز و ناتوان است.

اما، ناتوان‏تر از او، كسى است كه دوستى را پیدا كرده، نتواند براى همیشه نگه دارد. یعنى با رفتار بد و اخلاق نامناسب خود، دوستان بدست آمده را، از دست بدهد و در زندگى اجتماعى، تنها بماند. زیرا نگهدارى دوست، دشوارتر از بدست آوردن دوست است. یعنى براى حفظ دوستان بدست آمده، بیش از یافتن دوستان جدید، قدرت روحى و اخلاق لازم است.

 

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی


پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه

1- نهج البلاغه، ح 12.

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:56 AM
تشکرات از این پست
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه

دروغ یا راست؟!

دروغ و ریا

قال امیرالمومنین علی علیه‎السلام:

الایمان ان توثر الصدق حیث یضرك على الكذب حیث ینفعك(1)؛ نشانه ایمان، آن است كه راستگویى را، اگر چه به تو زیان برساند، مقدم بدارى.

 

شرح حدیث:

مؤمن واقعى؛ یعنى كسى كه داراى ایمان محكم و راستین است، نشانه‏هایى دارد، كه به وسیله آنها، می‎توان او را، از افراد بى‏ایمان، بازشناسى كرد.

یكى از این نشانه‏ها، آن است: شخص مؤمن، سود واقعى را در اطاعت از دستورات خدا، و زیان واقعى را، در اطاعت ‏نكردن از دستورات خدا مى‏داند. از آنجا كه خداوند به ما دستور داده است كه همیشه راست بگوییم و از دروغگویى پرهیز كنیم، مسلمان با ایمان نیز، هرگز حاضر نمى‏شود بر خلاف این دستور رفتار كند. تا جایى كه حتى اگر زمانى، راست گفتن به زیانش باشد و دروغ گفتن به او سود برساند، از سود دروغ گفتن چشم مى‏پوشد، و زیان راست گفتن را به جان مى‏پذیرد، و لب به دروغگویى باز نمى‏كند. زیرا مؤمن، سود و زیان واقعى را نزد خدا می‎داند و بس.

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، ح 458 .

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی.

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

سه شنبه 14 شهریور 1391  9:56 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها