0

اصفهان در يك نگاه

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه


سرنوشت كتابخانه‏ هاى اصفهان در دوران صفويه‏

يكى از نمادهاى توسعه و رشد فرهنگى در جوامع، تعداد كتابخانه‏ هاى موجود در آن و ميزان استفاده از آنها مى‏باشد از آثار فرهنگى و پرارزش در دوران صفويه وجود كتابخانه‏ هاى نسبتاً معتبر، نادر و... نفيس موجود در اصفهان بوده كه از جمله آنها: كتابخانه دربار صفويه، علامه آقاحسين خونسارى، ميرزا عبدافندى، فيض، علامه مجلسى، ميرزا ابوطالب‏بن عبداله زاهدى، ميرزا عنايت‏ الله اصفهانى، علامه سبزوارى، ميرزا عبدالله افندى، امير صدرالدين فندرسكى، شيخ نثار، شيخ بهاءالدين محمدعاملى، ميرزا ابوالقاسم فندرسكى بوده است.
متأسفانه اين گنجينه‏ هاى بي‏نظير پس از استيلاى افاغنه و سقوط حكومت صفويه و دست يافتن آنها بر اصفهان سوزانده و برباد داده شد بطوريكه مى‏نويسند هفته ‏ها بلكه ماهها كتابهاى اين كتابخانه‏ ها به صرف گرم كردن حمامهاى شهر رسيده، اين سرمايه ‏هاى با ارزش به اين صورت نابود گرديد. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  2:57 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه


جشن سده در اصفهان در زمان مرداويج‏

يكى از سردارانى كه بر قسمت بزرگى از ايران حاكم شد، مرداويج بود. كه در زمان خلفاى عباسى (المقتدر) مى‏زيست از خصوصيات او احياى آداب و سنن ايران قبل از اسلام بود و از جمله به برگزارى باشكوه «جشن سده» مى‏پرداخت، مسكويه در خصوص چگونگى برگزارى اين جشن در اصفهان مى‏نويسد:
«زمانى كه شب آتش‏ افروزى جشن سده فرا رسيد، مرداويج از مدتى قبل از اين دستور داده بود، از كوهها و نواحى دور دست هيزم گردآورند و به اطراف رودخانه زاينده‏ رود حمل كنند، همچنين فرمان داد نفت‏ اندازان و آتش‏ افروزان و كسانى كه در افروختن آتش مهارت داشتند و مى‏توانستند وسائل آتشبازى را فراهم سازند در اصفهان جمع شوند. در اطراف اصفهان كوهى و تلى باقى نماند كه در آن هيزم و بوته‏ هاى خار تعبيه نكرده باشند، تعداد زيادى كلاغ و مرغان ديگر به چنگ آورده و به منقار و پاهاى آنها گردوهائى كه از نفت و مواد سوزان انباشته شده بود مى‏بستند... مقصود از چنين كارهائى، اين بود كه در يك زمان، آتش، از قله كوهها و بالاى بلنديها و در صحرا و در مجلس جشن كه خود مرداويج در آن حضور مى‏يافت، بوسيله مرغانى كه رها مى‏ساختند، زبانه كشد.

              

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  2:59 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه


سقاخانه مسجد جامع اصفهان

برخورد مسلمانان با فرقه‏ هاى ديگرى مذهبى و رعايت عدالت در باره آنان در دوره‏ هاى مختلف صفحات زيادى از كتابهاى تاريخ را مزين نموده است.
استاد محمد محيط طباطبائى در اشاره‏اى كه به «سهم اصفهان در فرهنگ جهان» نموده‏ اند مى‏نويسند:
نكته‏اى كه نمى‏توان در اينجا نگفته گذاشت و گذشت، داستان بناى سقاخانه يا آبگير مدرسه و مسجد جامع اصفهان است، هنگام تكميل ساختمان قديمى به عهد معتصم، جاى اين آبگير، خانه‏اى متعلق به يك‏نفر يهودى بود كه به هيچ مبلغى راضى نمى‏شد بفروشد. و هم كيشان، او را مانع مى‏شدند. بانى خير، به هر نحو بود مى‏خواست او را راضى كند. سرانجام موافقت كرد كه سطح خانه او با دينار زر بپوشند تا حاضر به فروش شود.
شايد هر گزى از آن خانه به بيش از پانصد دينار زر قيمت‏گذارى شده باشد. و اين قديمى‏ترين نرخى است كه در آن زمان براى زمين ساخته شده ممكن بود فرض شود. سخن از ارزانى و گرانى نيست، بلكه شاهدى از سماحت و عدالت مسلمانان در باره اهل كتاب محسوب مي‏شود. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:00 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


انجمن صفاخانه‏

در سال 1320 ه ق يك كشيش انگليسى به‏ نام «تيزدال» كتابى در رّد اسلام نگاشته، به‏ دنبال آن نيز تبليغات وسيعى از طرف مسيحيان اصفهان به‏ راه مى‏افتد. اين عمل موجب مى‏شود كه در سال 1321 ه ق بزرگان اصفهان از جمله آقا نورالله و آقانجفى و ركن ‏الملك شيرازى در محله ارامنه اصفهان انجمنى به نام «صفاخانه» تأسيس نمايند. كار اين انجمن ترتيب دادن جلسات بحث و مناظره بين علماى مسيحى و دانشمندان مسلمان بود، كه متن آن نيز در مجله «الاسلام» كه از طرف انجمن منتشر مى‏شد چاپ مى‏گرديد، مرحوم «داعى‏الاسلام» كه در زمينه كتابهاى عهد عتيق و علم‏الاديان مطالعات فراوانى داشت از جمله كسانى بود كه اغلب با داعيان مسيحى مناظره مى‏كرد. تأثير اين كار فرهنگى تا آنجا بود كه نسخه ‏هاى مجله در لندن و بعضى پايتخت‏هاى اروپائى، همچنين مصر، بمبئى، حجاز، عثمانى مورد استفاده صحيح متفكرين مسلمان در برخورد با آراء مسيحيت قرار گرفت.

 

 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:14 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


يهوديان اصفهان در دوران مشروطه‏

پس از فرمان مشروطيت انجمن ولايتى اصفهان در (1324 ه ق) در محل عمارت چهلستون اصفهان افتتاح گرديد. اين انجمن نهاد سياسى و اجتماعى جديدى بود كه در مدت كوتاهى به بهترين مرجع تصميم‏ گيرى و اداره اصفهان تبديل گرديد و حتى اقدامات حاكم را كنترل مى‏نمود. بر تصميمات او تأثير مى‏گذاشت.
در همين دوران عده‏اى از صنف پارچه‏ فروشان در انجمن حاضر شده، از جماعت يهوديان دستفروش، كه پارچه‏ ها را به در خانه‏ هاى مسلمانان برده، بفروش مى‏رساندند شكايت كرده، مى‏گفتند كه معامله با آنها موجب فساد عقيده و ارتكاب گناه مى‏شود. به دنبال شكايت آنان، انجمن حاج محمدحسين كازرونى را مأمور ساخت تا به موضوع رسيدگى كند. پس از نشست و برخاست‏ها در حضور عده‏اى از بزرگان شهر، در خانه حاج محمدحسين كازرونى، تعهدنامه‏اى از يهوديان گرفتند كه برطبق آن، ايشان ملتزم شدند: در محلات اصفهان و خارج شهر اصفهان، تا دو فرسخى معامله جنس بزازى و علاقه‏ بندى و حرير نكنند و نيز متعهد شدند كه زنان آنها روبند نزنند كه شبيه زنان مسلمان شوند و از جهت وضع و لباس شبيه به ‏مسلمانان نباشند و به‏ هر عنوان با مسلمانان معاملات مسكرات و شراب ‏فروشى ننمايند و... كه در غيراين‏صورت امناى مجلس محترم ملى مختارند كه در باره كار خلاف ايشان اقدام لازم را مبذول نمايند. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:15 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


اولتيماتوم روس و تحريم كالاهاى روسى در اصفهان‏

مهمترين حادثه در دوره دوم مجلس شوراى ملى اولتيماتوم روسيه به ايران مى‏باشد. همسايه شمالى ايران در سال 1329 ه ق از حريم مرزهاى ايران عبور كرد و خواسته‏ هاى نامشروع خود را با تهديد به اشغال ايران بيان كرد. دولت براى تصويب اين درخواست نامشروع روسيه، مجلس را تحت ‏فشار قرار مى‏دهد. ولى مرحوم آيت‏ الله مدرس با بيان اين سخن كه شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته باشد كه آزادى و استقلال ما به زور از ما گرفته شود، ولى سزاوار نيست كه ما خود به دست خويش آن را از دست بدهيم. نمايندگان را مصمم به رد اولتيماتوم مى‏كند. در اين ميان علما و مردم اصفهان بى‏طرف نمانده و به رهبرى آقانجفى به مبارزه اقتصادى عليه روسيه مى‏پردازند و آقانجفى طى اعلاميه ‏اى كه صادر مى‏كند، به ‏كلى دادوستد و معامله با شعبه بانك استقراض روس در اصفهان را موقوف كرده، قند و شكر و چاى روس را نيز تحريم مى‏كنند، روزنامه زاينده ‏رود كه در آن زمان منتشر مى‏شد در مورد حكم تحريم آقانجفى و اثرات آن مى‏نويسد: «حضرت آيت ‏الله آقانجفى اغلب اوقات را در تلگراف خانه حاضر و به ارشاد مسلمانان و راهنمائى در حفظ بيضه اسلام مى‏پرداختند و نيز حكم كتبى راجع به حرمت امتعه روس از قند و چاى و امتعه و اقمشه مرقوم فرموده‏اند، و تجار اصفهان هم نظر به احساسات اسلاميه، اولين اشخاص بودند كه اين حكم را اطاعت نموده، عمدتاً به طرفهاى روسى خود تلگراف نموده‏اند كه از اين تاريخ به بعد امتعه روس را نه به‏ طور امانت و نه به‏ طور خالصه براى آنها خريدارى و حمل نكنند...» و از اين‏ طريق به مبارزه منفى عليه سلطه ‏گران روس پرداختند. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:16 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


اولتيماتوم روس و تحريم كالاهاى روسى در اصفهان‏

مهمترين حادثه در دوره دوم مجلس شوراى ملى اولتيماتوم روسيه به ايران مى‏باشد. همسايه شمالى ايران در سال 1329 ه ق از حريم مرزهاى ايران عبور كرد و خواسته‏ هاى نامشروع خود را با تهديد به اشغال ايران بيان كرد. دولت براى تصويب اين درخواست نامشروع روسيه، مجلس را تحت ‏فشار قرار مى‏دهد. ولى مرحوم آيت‏ الله مدرس با بيان اين سخن كه شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته باشد كه آزادى و استقلال ما به زور از ما گرفته شود، ولى سزاوار نيست كه ما خود به دست خويش آن را از دست بدهيم. نمايندگان را مصمم به رد اولتيماتوم مى‏كند. در اين ميان علما و مردم اصفهان بى‏طرف نمانده و به رهبرى آقانجفى به مبارزه اقتصادى عليه روسيه مى‏پردازند و آقانجفى طى اعلاميه ‏اى كه صادر مى‏كند، به ‏كلى دادوستد و معامله با شعبه بانك استقراض روس در اصفهان را موقوف كرده، قند و شكر و چاى روس را نيز تحريم مى‏كنند، روزنامه زاينده ‏رود كه در آن زمان منتشر مى‏شد در مورد حكم تحريم آقانجفى و اثرات آن مى‏نويسد: «حضرت آيت ‏الله آقانجفى اغلب اوقات را در تلگراف خانه حاضر و به ارشاد مسلمانان و راهنمائى در حفظ بيضه اسلام مى‏پرداختند و نيز حكم كتبى راجع به حرمت امتعه روس از قند و چاى و امتعه و اقمشه مرقوم فرموده‏اند، و تجار اصفهان هم نظر به احساسات اسلاميه، اولين اشخاص بودند كه اين حكم را اطاعت نموده، عمدتاً به طرفهاى روسى خود تلگراف نموده‏اند كه از اين تاريخ به بعد امتعه روس را نه به‏ طور امانت و نه به‏ طور خالصه براى آنها خريدارى و حمل نكنند...» و از اين‏ طريق به مبارزه منفى عليه سلطه ‏گران روس پرداختند. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:17 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


اولين چاپخانه خاورميانه در اصفهان‏

بنابر آنچه از تاريخ استفاده مى‏شود اولين چاپخانه خاورميانه در اصفهان توسط خاچاطور ايجاد گرديد. وى از سال 1620 م سمت پيشواى دينى ارامنه اصفهان را عهده ‏دار شد. از كارهاى وى تأسيس اولين چاپخانه در ايران و خاورميانه در شهر اصفهان بود، اين چاپخانه كه با سعى و جديت روحانيون كليساى وانگ تهيه شده بود اولين كتاب خود را به عنوان «زبور داود» در سال 1638م به چاپ رسانيد، اين كتاب داراى 572 صفحه است. مدت زمان بسيار زيادى صرف چاپ آن شده، و امروزه تنها يك نسخه آن در كتابخانه بادليال دانشگاه آكسفور مى‏باشد.
 


تحصن تاريخى اصفهان‏

از اوائل سال 57 نهضت اسلامى در اصفهان شتابى بيش از پيش پيدا كرد. اربعين شهداى تبريز در مسجد حكيم اصفهان با حضور چندين هزار نفر تشكيل شد و پس از آن در خيابان هاى مركزى شهر تظاهرات گسترده‏اى صورت گرفت و ده ها نفر دستگير شدند. در خرداد ماه 57 آيت‏ الله طاهرى از تبعيد آزاد شد و مورد استقبال مردم از 10 كيلومترى بيرون شهر تا حسين‏ آباد قرار گرفت. روز جمعه 6 مرداد 57 انبوه نمازگزاران در مسجد مصلى حاضر شدند. خطبه ‏هاى اين روز كه توسط آيت‏ الله طاهرى خوانده شد در باب حكومت اسلامى و نفى حكومت شاه و اعتراض به كشتار رژيم در شهرهاى ديگر بود. بعدازظهر همان روز به مناسبت تجليل از شهداى مشهد و رفسنجان مراسمى در مسجد سيد برگزار شد و به دنبال سخنان پرشور حجت‏ الاسلام غفارى مردم با شعار مرگ بر شاه و درود بر خمينى از مسجد به خيابان ها ريختند و با پليس درگير شدند. پس از آن ساواكيها به منزل امام جمعه هجوم آورده، ايشان را دستگير و به تهران اعزام مى‏كنند. مردم خبردار مى‏شوند و در خيابان حسين ‏آباد اجتماع مى‏كنند. خبر سريعاً به دانشگاه كه نزديك آن محل است و نيز حوزه علميه و بازار و ديگر محله ‏هاى شهر منتقل مى‏شود و جمعيت انبوهى شروع به تظاهرات مى‏كند نيروهاى رژيم به روى مردم آتش مى‏گشايند و حدود ده نفر را مجروح و يك نفر را به شهادت مى‏رسانند. همزمان روحانيون و جمعى از مردم معترض از مدرسه صدر بازار به طرف منزل مرحوم آيت ‏الله خادمى حركت مى‏كنند. پس از گزارش ماوقع به ايشان قرار مى‏شود براى اعتراض تحصن كنند. مردم بيشترى از بين راه به آنان مى‏پيوندند و بعدازظهر روز سه‏ شنبه 10 مرداد تحصن تاريخى اصفهان آغاز مى‏شود. از گوشه و كنار شهر و حومه و از شهرهاى اطراف سيل مردم به منزل مرحوم آيت ‏الله خادمى سرازير مى‏شود. از فرداى شروع تحصن در منزل و كوچه‏هاى اطراف بلندگو نصب مى‏شود. تحصن كه با خواسته اوليه آزادى آيت‏ الله طاهرى برپا شده بود، سريعاً به مركز نشر آگاهيها و افشاى جنايات شاه تبديل مى‏شود و از سوى ديگر توسط افراد خير، پذيرائى از اقامت ‏كنندگان تدارك ديده مى‏شود.
از نكات جالب اين تحصن آنكه جوانان انقلابى شبانگاهان از منزل آيت ‏الله خادمى حركت و عمليات ايذائى گسترده‏اى بر عليه مراكز فساد اقتصادى و اخلاقى رژيم تبهكار انجام مى‏دادند و باز به محل تحصن برمى‏گشتند كه از جمله آن آتش زدن رستوران آمريكائيها در هتل پل، به آتش كشيدن سينما شهر فرهنگ، كه مركز پخش فاسدترين فيلمها بود، به آتش كشيدن دهها بانك و مركز فساد و مشروبخوارى بود. از خاطرات فراموش‏ نشدنى اين تحصن پيام حضرت امام(ره) از نجف به مردم اصفهان بود كه به مقدار وسيعى در بين مردم پخش شد، در شب 5 رمضان (19/5/57) عوامل سركوب رژيم با سلاحهاى آتشين به‏ محل تحصن حمله كردند، امّا مردم به مقاومت پرداختند و تا صبح چندين‏ بار حملات سازمان يافته دژخيمان را خنثى كردند و آنها را به عقب راندند. نيروهاى رژيم عليرغم پرتاب مكرر گاز اشك‏آور و تيراندازى‏هاى پى‏درپى و گرفتن 4 شهيد و چندين مجروح از مردم نتوانست به محل نزديك شود. بالاخره صبح روز 5 رمضان جمعيت متحصن، خود تصميم گرفت محل تحصن را ترك و در سطح شهر توزيع و از نقاط مختلف به رژيم پوسيده پهلوى ضربه بزند. عصر اين‏روز در اصفهان حكومت نظامى برقرار شد با برقرارى حكومت نظامى كه براى اولين‏ بار انجام مى‏گرفت عمر دوره عوام ‏فريبى رژيم آمريكائى شاه به‏ سر آمد و مبارزات مردم وارد مرحله نوين گرديد. واقعه شب روز 5 رمضان مجموعاً 10 شهيد و حدود 100 مجروح تقديم انقلاب كرد. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:19 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


از كاروانسراى صفوى تا هتل‏ عباسى‏

كاروانسراى صفوى به‏ دست مادرشاه سلطان حسين براى تأمين درآمد مدرسه سلطانى (مدرسه چهارباغ) و طلاب آن احداث شد. گرار فرانسوى يعنى همان كسى كه نقشه خراب كردن و تغيير شكل دادن اين كاروانسرا را كشيد در كتاب آثار ايران خود، اين كاروانسرا را جزو آثار باستانى مهم دانسته است.
اين كاروانسراى تاريخى كه در مركز شهر اصفهان تنها كاروانسراى مزين به كاشى از عهد صفوى و بهترين نمونه آن براى بازديد جهانگردان بود، در سمت شرقى مدرسه واقع و از طرز بنا معلوم مى‏شده كه بناى كاروانسرا از حيث حجرات و كاشى‏كارى و حجارى و اتصال ديوارها عيناً شبيه بناى مدرسه چهارباغ است و متواتراً در اصفهان شنيده شده كه اين كاروانسرا از موقوفات مدرسه بوده، ساختمان آن با ساختمان مدرسه در يك موقع انجام گرفته است. اين بناى تاريخى در دوران حكومت محمدرضاى پهلوى به هتل مدرنى تبديل شد كه آقاى عبدالحسين سپنتا در همان دوران در اعتراض به اين عمل نوشت «بدون رعايت اصول و سبك تاريخى با چند ميليون صرف پول، هتل مدرنى در آنجا برپا ساختند و تمام اثاثيه و لوازم اين مهمانخانه را كه در پايتخت صفوى بنا شده از اروپا وارد كردند، حتى كاشى و قاليهاى آن‏را هم كه اصفهان مركز اين دو صنعت قديم ايرانى مى‏باشد از ايتاليا و فرانسه آوردند. اين آقايان هواپيمايى كرايه كردند تا اثاثيه چوبى مانند ميز و صندلى و غيره را كه براى حمل با هواپيما نيز بسيار نامناسب و بدبار بود و در اروپا ساخته شده بود به ايران حمل كنند، در صورتى‏كه در تهران و اصفهان بهترين مبلها به‏دست نجاران ايرانى ساخته و پرداخته مى‏شود و با اين عمل هم ضرر مالى به ايران زدند و هم به هنرمندان ايرانى توهين كردند...»
و بدين ‏ترتيب كاروانسراى صفوى كه از آثار به‏ جا مانده دوران صفويه بود و بايستى در معرض ديد عموم مردم و علاقمندان به آثار تاريخى قرار داشته باشد اينك محل اسكان و استراحت قشر خاصى از افراد جامعه و ميهمانان خارجى مى‏باشد. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:20 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


دروازه‏ هاى اصفهان در دوران صفويه‏

در قرن 17 ميلادى يعنى در دوران حكومت صفويه شهر اصفهان به وسيله ديوارى كه طول آن حدود 28 كيلومتر بوده است محافظت مى‏شد، اين حصار داراى دروازه‏ هاى متعددى براى عبور و مرور بوده است، شاردن جهانگرد فرانسوى از 8 دروازه اصلى و 6 دروازه فرعى شهر سخن گفته و در باره دروازه‏هاى اصلى شهر مى‏گويد:
«چهار دروازه رو به جنوب است كه عبارتند از دروازه حسن‏ آباد، جوباره (كه دروازه عباسى نيز گفته مى‏شود)، كران و سيد احمديان و چهار دروازه ديگر رو به باختر و شمال است كه به نامهاى دروازه شاه يا دروازه دولت، دروازه لنبان، دروازه طوقچى و دروازه دردشت مى‏باشد». اين دروازه‏ها كه در آن زمان محل خارج شدن از شهر اصفهان محسوب مى‏گرديد امروزه تقريباً مركز اصلى شهر را تشكيل مب‏دهد.

 


اصفهان در جنگ اول جهانى‏

در جنگ اول اگرچه دولت ايران رسماً بى‏طرفى خود را در جنگ اعلام داشته بود، معهذا قسمتى از قواى مختلف كشور كه بنام (ژاندارمرى) ناميده شده، و زير نظر افسران سوئدى تربيت مى‏گرديد به آزاديخواهان پيوست و علناً بر عليه متفقين جنگ جهانى قيام كرد. روسها نيز از شمال به خاك ايران تجاوز كرده، تا قزوين جلو آمدند. آزاديخواهان به اصفهان آمده، در اصفهان به رهبرى حاج ‏آقا نورالله، روحانى متنفذ و آزاديخواه و آيت ‏الله مدرس و وحيدالملك شبانى و سليمان ميرزا و عده‏اى ديگر از اهالى اصفهان كميته‏اى بنام «كميته دفاع ملى» تشكيل گرديد و مشغول پول گرفتن از مردم و تهيه نيرو شدند. در روز عيد نوروز سال 1296 ه ش قشون روس كه مأمور سركوب آزاديخواهان بود پس از زدوخورد با نيروهاى ملى در اصفهان، اين شهر را به‏ تصرف خود درآورد. اعضاء كميته دفاع ملى پراكنده شده، هر كدام به طرفى رفتند و حاج‏ آقا نورالله كه رهبر نهضت و جنبش به شمار مى‏رفت ناچار به كوهستانهاى بختيارى پناه جسته و پس از چند ماه اقامت در آنجا به كربلا رهسپار شد. روس‏ها نيز اموال او را مصادره كردند و برادر او آقا جمال ‏الدين را نيز به تهران تبعيد نمودند. وضع اصفهان پس از آمدن روسها بسيار پريشان گرديد، قشون روس در طى مدت اقامت طولانى خود در اصفهان پريشانى‏هاى بسيار ايجاد كرد، چرا كه از يك ‏سو در داخل شهر هر آنچه كه مى‏خواستند انجام داده، عمل مى‏كردند، از سوى ديگر جنگها و درگيرى‏هاى آنان با دسته ‏هاى پراكنده و مسلح روستاهاى اطراف شهر باعث پايمال شدن زراعت روستائيان و تاراج كردن هستى آنان بود، آذوقه و علوفه حيوانات سپاه روس مقيم اصفهان بناحق بر روستاها و ده‏ها حواله مى‏شد و روستائيان اجباراً بايد خواسته ‏هاى آنان را اجابت نموده، و هستى خويش را به سپاه روس تقديم دارند. نتيجه آن همه نابسامانى‏ها پايانى بسيار دلخراش پيدا كرد و آن قحط و غلاى سال 1297 ه ش بود كه بسيارى از مردم اصفهان از گرسنگى جان دادند و خسارات جبران ناپذيرى به مردم اصفهان وارد شد.
 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:21 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 

ارامنه و مشاغل آنان در دوره صفويه و قاجاريه در اصفهان‏

قصبه جلفا در ساحل جنوبى زاينده‏ رود اصفهان به فرمان شاه‏ عباس اول براى سكونت ارامنه‏ اى كه در سال 1013 هجرى از ارمنستان به اصفهان كوچ داده شده بودند اختصاص داده شد و بر جمعيت آن بتدريج افزوده شد، زيرا گروهى از عيسويان ديگر ايران هم از هر فرقه به حكم اشتراك مذهب در جلفا كه شهر كوچكى شده بود منزل گزيدند. شاه ‏عباس براى ارامنه جلفا حقوق و امتيازات خاص قائل شده بود چنانكه مى‏توانستند برخلاف ساير عيسويان به آزادى خانه و ملك و هرچه بخواهند خريدارى كنند و براى خود حاكم و قاضى و كلانتر ارمنى انتخاب كنند و در اجراى مراسم و تشريفات دينى خود آزادى تام داشتند.
شاه فرمان داده بود كه هيچ مسلمانى در جلفا منزل نكند و هر گاه يكى از مسلمانان نسبت به افراد ارمنى بدرفتارى كند او را به‏ سختى كيفر دهند و همچنين اجازه داده بود كه ارمنيان جلفا اعم از زن و مرد مانند ايرانيان لباس بپوشند و سران آنها مانند بزرگان و اعيان ايرانى در اسب ‏سوارى خود زين و لگام زرين و سيمين بكار برند.
در ماه شوال 1028 هجرى شاه‏ عباس تمام زمينهاى كنار زاينده ‏رود را كه ارامنه جلفا در آنجا براى خود خانه ساخته بودند و ملك شخصى وى بود به‏ موجب فرمانى به آنها بخشيد و براى جلب خاطر ارامنه جلفا و عيسويان ديگر كه در پايتخت او بسر مى‏بردند و نيز به ملاحظات سياست خارجى خود در سال 1023 هجرى قمرى به ساختن كليساى بزرگ در جلفا براى ارامنه و پيروان دين عيسى همت گماشت، در پرتو اين آزادى و رفاه و آسايشى كه براى ارامنه موجود شد، جلفا تدريجاً بسط و توسعه يافت و بصورت شهر كوچك زيبائى درآمد. خانه‏ هاى زيبا و باغهاى بزرگ ميوه مخصوصاً تاكستانهاى وسيع پيدا كرد و كليساها و برجهاى ناقوس در گوشه و كنار آن بنا گرديد. هم‏اكنون در جلفا سيزده كليساى تاريخى وجود دارد كه بعضى از آنها مانند كليساى بيدخم (بيت‏اللحم) از دوره شاه‏ عباس اول و كليساى وانك از دوره شاه‏عباس دوم از شاهكارهاى هنرى اصفهان به شمار مى‏روند و داخل آنها عموماً زرنگار و با تابلوهاى بزرگ نقاشى و صفحات عالى گچ‏برى و از اره‏ هاى كاشيكارى آراسته شده است. بانى ساختمان كليساها و اسقف‏ها و كشيشان بزرگ و كلانترها و اشخاص سرشناس در رواق ها و ايوان ها و محوطه ‏هاى كليساها مدفون شده ‏اند و بر مزار آنها سنگهاى يكپارچه مرمرى و پارسى داراى كتيبه و آرايشهاى گل و بوته قرار داده‏اند. قبرستان قديمى جلفا در جنوب آن و در دامنه كوه صفه، قرار دارد هزاران قبر با تخته سنگ هاى يكپارچه منظره مخصوص باين قبرستان مسيحي هاى اصفهان داده است. بسيارى از قبور داراى خط و نقوش برجسته است و مشاغل و مناصب درگذشتگان ارمنى در قرن 17 و 18 و 19 ميلادى از مطالعه اين نقوش و خطوط معلوم مى‏شود.
يكى از ارامنه هنرمند جلفا بنام آبراهام گورگنيان در سالهاى اخير دست به‏ كار جالبى زده و به‏ تشويق هيئت خليفه ‏گرى جلفا و يكى از دانشمندان و مطلعين معاصر ارمنى بنام هانانيان كه در سال 1340 شمسى درگذشت مجموعه‏ اى از نقوش سنگهاى قبور ارامنه و كتيبه ‏هاى آنها به‏ زبان ارمنى فراهم آورده است كه در يكى از اطاقهاى جنب سردر كليساهاى وانك در معرض تماشاى سياحان قرار دارد. نگارنده اين مقاله تعدادى از آنها را يادداشت نمود و از مطالعه آنها حدود پنجاه شغل و منصب كه ارامنه به آنها اشتغال داشته‏ان استخراج نمود. مشاغل و مناصبى كه از مطالعه كتيبه‏ هاى سنگ هاى قبور به‏ دست آمد به‏ شرح زير است: ريخته‏ گرى، گچ‏برى، زرگرى، كوه ‏برى، ساعت‏ سازى، بازرگانى، بافندگى، جولائى، پالان‏دوزى، قالى‏بافى، باغبانى، چكمه ‏دوزى، كدخدائى، چينه ‏كشى، تربيت اسب، امور چاپ، نوازندگى، خياطى، حلاجى، دباغى، سموردوزى، قصابى، غربال ‏سازى، شماعى، سلمانى، نانوائى، نجارى، كفاشى، نقاشى، مينياتورسازى، قافله‏ سالارى، ناخدائى، پزشكى، جراحى، پزشك دربار، مورخ، دبير، مترجم، كلانتر، سنگ ‏تراشى، شيشه ‏برى، آهنگرى، اسلحه ‏سازى، آينه‏ سازى، مسگرى، بنائى، توپچى‏گرى، سربازى، كلاه‏دوزى. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:22 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه


ورقى از دفتر مشروطيت در اصفهان‏

يكى از موضوعاتى‏كه تاكنون تاريخ حق آن‏را ادا نكرده، فداكارى‏هاى مردم اصفهان براى ثبت و برقرارى مشروطيت ايران است. تاريخ همه‏ جا نام مجاهدين و فداكاران آذربايجان و گيلان را ضبط كرده و از خدمات آنان به ‏نيكى ياد كرده در صورتى‏كه از كارهاى مردم اصفهان و مجاهدت هاى دو عالم معروف آقا نجفى و حاج‏ آقا نورالله كمتر ذكرى به‏ ميان آمده است. انجمن‏هاى ايالتى آذربايجان و گيلان كمتر كارى را بدون صواب ديد و مشورت انجمن ايالتى اصفهان انجام مى‏داده، اغلب اقدامات خود را به اطلاع اعضاى انجمن اصفهان مى‏رساندند. روزنامه انجمن ايالتى اصفهان و مجاهدين و آزاديخواهان اين شهر ارزش و موقعيت مخصوصى در پيشرفت اساس مشروطيت داشته ‏اند. سردار اسعد و ساير افراد ايل بختيارى از مبرزين اعضاء انجمن ايالتى اصفهان كسب تكليف مى‏نمودند بارى منظور در اين مقاله ذكر خدمات مردم اين استان به برقرارى مشروطيت نيست چه آن خود محتاج به‏ كتاب مستقلى است. در اينجا تنها به‏ بيان يكى از وقايع دوران مشروطه مى‏پردازيم: 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:22 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


شورش مردم و تعطيل بازار

از زمانهاى قديم در اصفهان معمول بود كه هر وقت مردم مورد اجحاف و ظلم واقع مى‏شدند، به خانه علما پناهنده مى‏شدند و از آنها رفع ظلم و تعدى را خواستار مى‏گشتند. در حكومت ظل ‏السلطان و ديگران اين اتفاق زياد افتاده، مرحوم آقانجفى با فرستادن حاج حيدرعلى نزد حاكم وقت وساطت مى‏كرد و غائله رفع مى‏شد در حكومت اقبال ‏الدوله پس از آنكه مردم از ظلم و ستم معدل ‏الملك نايب ‏الحكومه اصفهان به‏ ستوه آمدند طبق معمول به‏ خانه آقانجفى پناه برده، ايشان هم يكى دو مرتبه كاغذ نوشتند ولى حكومت كاغذها را پاره كرد و به‏ نوشته آقا وقعى نگذاشت، دومرتبه هم حاج ‏حيدرعلى را فرستادند او را هم تودهنى زدند و بنابر اين ديگر نه آقايان وساطت كردند و نه حكومت اعتنائى به آنها داشت. و چون دست مردم به حاكم يعنى اقبال ‏الدوله نمى‏رسيد ناچار به تحريك آقايان تعطيل عمومى نمودند و تمام بازارها بسته شد اميد و آرزوى مردم اين بود كه بلكه بتوانند معدل ‏الملك را معزول كنند.
روز اول ماه ذيحجه 1326 قمرى فتنه اصفهان شروع شد. در اين روز ابتدا عده‏ اى به‏ نمايندگى علما نزد اقبال ‏الدوله رفته و عزل معدل ‏الملك نايب‏ الحكومه را خواستگار شدند. اقبال ‏الدوله؛ مرد عياش و خوش‏گذران، پاسخ خيلى تند و سختى به نمايندگان علما داد و فوراً موضوع را به‏ طهران تلگراف كرد. دربار هم به ملاحظه اينكه مبادا اصفهان هم مانند آذربايجان شورش شود و مردم مقاومت كنند فوراً دستور داد با كمال عجله و به‏ قوه قهريه مردم را متفرق نمايد و متمردين و محركين را تبعيد كند. پس از رسيدن اين دستور اقبال ‏الدوله فرستاد در بازار جار كشيدند كه اگر دكانها را باز نكنند و تعطيل و بلوا را خاتمه ندهند حتماً دكانهاى آنها را غارت خواهد كرد. ولى محركين نگذاشتند مردم دكان ‏ها را باز كنند و اينطور به مردم حالى كردند كه اين حرف تهديدى بيش نيست و خلاصه در نظر مردم آن‏را به ‏صورت استهزا جلوه دادند.
روز دوم انقلاب باز جمعى از طرف مردم و علما نزد اقبال ‏الدوله رفته و تغيير معدل را استدعا كردند. اين مرتبه هم جواب سخت و تندى شنيدند. علاوه مجدداً در بازارها اعلان شد كه هر دكانى فردا باز نشود عرصه غارت خواهد شد. مردم باز به اين تهديد اعتنائى نكردند فقط بعضى از مآل ‏انديشان از كسبه، كالاهاى قابل خود را مخفيانه از دكانها به‏ خانه‏ هاى خود انتقال دادند.
روز سوم طرف صبح دو عراده توپ در اطراف عالى‏قاپو نصب كردند و سربازان ملايرى كه مأمور خدمت اقبال ‏الدوله و نيروى نظامى اصفهان بودند حاضر خدمت شدند و سنگرها را گرفتند كه اگر كار به جنگ كشيد آماده كارزار باشند.
در همان روز عده‏اى از دهاتيهاى اطراف شهر از قبيل سده؛ گز؛ حبيب ‏آباد، دليجان، دولت‏ آباد و غيره براى كمك و همدردى به‏ جانب شهر روانه و وارد شهر شدند. اين عده به‏ حال اجتماع و صدا را به صلوات بلند كرده و ياعلى مى‏كشيدند و براى اينكه به مسجد شاه بروند ناچار از ميدان نقش جهان مى‏گذشتند. صداى صلوات و هياهوى اين جمعيت به‏گوش اقبال ‏الدوله كه در چهلستون بود رسيد و وقتى پرسيد اين صداها از كجا آمده است گفتند قريب شصت هفتاد هزار نفر از اطراف به كمك مردم شهر آمده و خيال دارند يك مرتبه به‏ طرف چهلستون و سائر ابنيه دولتى حمله كنند. اقبال ‏الدوله پس از مشورت با اطرافيان، آنها اينطور صلاح مى‏بيند كه همان قسم كه چند روز اعلان شده نيروهاى ملايرى به‏ غارت بازار بپردازند و مردم شهرى براى حفظ دكان هاى خود فورى از مسجد شاه خارج مى‏شوند.
فرمان اقبال ‏الدوله در باره غارت بازار به سربازان ملايرى ابلاغ شد و با اينكه دستور داده بودند كه عجله نكنند و با ملايمت دست به‏ كار بزنند كه همين‏قدر اسباب وحشت مردم شده، دكان ها را باز كنند، ولى فوج ملايرى كه با پيش گرفتن اين روش چيزى عايدشان نمى‏شد. بدون تأمل و فوت وقت بوسط بازار عمومى ريخته و دست به‏ غارت گشودند. معدل ‏الممالك هم بالاى سر دو عراده توپ ايستاده بود كه مسجد شاه و خانه آقايان مسجد شاهى را كه وصل به مسجد است بمباران كند. معدل ‏الملك برحسب قرار قبلى پس از غارت بازار از طرف سربازان ملايرى؛ چند تير توپ به‏طرف مسجد شاه شليك كرد ولى چون او از تيراندازى اطلاعى نداشت و توپچى اصفهانى هم حاضر به شليك به مسجد شاه نبود، لذا دو دهانه توپ پس از چند تيراندارى به پائين افتاد و بدون آنكه صدمه به كسى بزند درهم شكست.
سربازان ملايرى كه ناچار بودند با كوله‏ بارى پر از كالاهاى غارتى از ميدان شاه (ميدان امام فعلى) عبور كرده و در دارالحكومه جمع شوند، هدف گلوله بختيارى‏ها كه براى كمك به انقلابيون اصفهان آمده بودند قرار گرفته و يكى پس از ديگرى با كوله‏ بارى خود نقش بر زمين مى‏شدند. آن عده از آنها هم كه از بازارچه حاج ‏محمدعلى و دروازه‏ دولت خود را به چهلستون رساندند گرفتار عذاب و شكنجه مردم شده، پس از آنكه كتك زيادى خورده، بار خود را هم انداخته، فرار مى‏كردند.
بارى تا حوالى غروب صداى شليك تفنك از سنگرهاى دوطرف شنيده مى‏شد و با غروب آفتاب صداى تفنگ نيز قطع شد. اقبال ‏الدوله به قنسولخانه انگليس پناهنده شد و بدين ‏نحو داستان غم ‏انگيز او به‏ پايان رسيد. فردا صبح قبل از طلوع آفتاب ضرغام السلطنه بختيارى از حركت اقبال ‏الدوله اطلاع پيدا كرد و فوراً باغ و عمارت چهلستون را متصرف شد و قبل از طلوع آفتاب تمام ابنيه حكومتى به‏ تصرف ضرغام‏ السلطنه درآمد. و در همان روز در تمام شهر جار زدند كه هر كس در هر كجا مال غارتى سراغ دارد به چهلستون بياورد وگرنه جان و مالش در خطر است. پس از جمع‏ آورى اموال آنها را به‏ صاحبانش تقسيم كردند و از قرار تومانى سه قرآن به غارت‏زدگان عايد شد. اثاثيه اقبال ‏الدوله در حدود پنجاه هزار تومان بود كه نصيب سرداران فاتح گرديد گرچه بوسيله قنسول انگليس آنها را مطالبه كرد ولى چيزى دستگيرش نشد عاقبت مبلغى رشوه داد تا سه چهار توله شكارى او را به او مسترد داشته بعدها هميشه مى‏گفت: «الحمداللّه اينكار بخير ختم شد و نه بر خودم لطمه وارد گرديد و نه بر توله‏ هاى از جان عزيزترم».

              

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:23 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

تاريخچه سنگ‏ آب در اصفهان‏

آقاى محمد صدر هاشمى پس از طرح نظريه‏اى غلط در مورد «سنگ‏ آب ها» از طرف جهانگردى كه به اصفهان سفر كرده بود و مقالاتى به‏ عنوان كشف تازه علمى خود نوشته بود به توضيحات جالبى در مورد سنگ‏ آبها پرداخته است كه ذيلاً قسمتى از آن‏را نقل مى‏كنيم:
«اينكه در اين مقاله تاريخچه سنگ آب را شرح مى‏دهيم براى اين است كه همين سنگ آب، چندى پيش سروصدائى راه انداخته بود و يكى از سياحان كه به اصفهان آمده و از مسجد شاه ديدن كرده بود مدعى شده بود كه سنگ آبهاى مسجد جعبه حبس‏الصوت است. توضيح مطلب آنكه سياح مذكور پس از آنكه در زير گنبد بزرگ مسجد شاه(مسجد امام فعلى) قرار گرفته و متوجه شده بود كه صدا چند مرتبه برمى‏گردد، بدون توجه به خاصيت ساختمان گنبد و اينكه اين خاصيت مربوط به وضع گنبد مى‏باشد، آن‏را مربوط به سنگ آب ‏هاى زير گنبد دانسته و اصولاً مدعى شده بود كه اين سنگ‏ آب ها به همين منظور ساخته و در اين محل گذاشته شده است. غافل از اينكه از اين قبيل سنگ‏ آب ها، البته نه به‏ ظرافت و زيبائى كه در مسجد شاه (مسجد امام فعلى) يافت مى‏شود در اغلب مساجد و مدارس قديم اين شهر موجود است.
سياح مذكور در يكى دو روزنامه به‏ عنوان كشف تازه مصاحبه‏ هائى كرده و اين مطلب بى‏اساس و بى‏مايه را بعنوان يك كشف علمى!! به‏ رخ اين و آن كشيده است. به‏ هر صورت براى رفع اشتباه از اين سياح و از كسان ديگرى كه ممكن است گول بخورند در اين مقاله بطور اجمال تاريخچه‏اى از سنگ‏ آب ها مى‏نويسم:
سنگ‏ آب هاى موجود به اشكال مختلف ديده مى‏شود، اول به‏ صورت دايره و مدور و اين نيز به دو صورت ديده مى‏شود يكى رو پايه قرار گرفته و ديگر بدون پايه و بيشتر شاهكارهاى حجارى و مخصوصاً سنگ آب هاى مسجد شاه اصفهان از اين قبيل است.
دوم سنگ‏ آب هائى كه بشكل مستطيل مى‏باشد. اين نوع نيز گاهى طول آن به يك متر و نيم و عرض نيم متر است مثل سنگ‏ آبى كه در مدخل امامزاده شاهزاده ابراهيم است. اين سنگ‏ آب كه شايد در نوع خود بى‏نظير باشد شيرى نيز به بدنه آن حجارى شده و اشعارى از ميرزا طاهر نصرآبادى معروف، صاحب تذكره مشهور، روى آن كنده شده است.
اين سنگ‏آبها يا جام‏آب يا قدح آب براى آب خوردن و رفع عطش كردن ساخته و در مساجد و مدارس نهاده شده، اغلب نام واقفين آن از سلاطين و غيره روى آنها حك شده است. موضوع سقايت و آب دادن و رفع عطش كردن از اموريست كه در دين اسلام خيلى به‏ آن توصيه شده، توجه بادعيه از قبيل (سقى‏اللّه ثراه) اين مطلب را به خوبى ثابت مى‏نمايد.


تاريخچه سنگ‏ آب...

تاورنيه سياح و تاجر معروف فرانسوى كه در عهد صفويه در اصفهان بود، مى‏نويسد: در كوچه‏ ها و بازارهاى اصفهان عده‏اى بنام (سقا) ديده مى‏شوند كه مشگ آب به‏ دوش گرفته و مردم تشنه را سيراب مى‏كنند. بنابراين ترديدى نيست كه نصب و گذاشتن اين سنگ‏ آب ها به‏ منظور رفع عطش و براى درك فيض و ثواب بوده است. متأسفانه سياحى كه از مسجد شاه (مسجد امام) ديدن كرده و آن همه بانگ و هياهو راه انداخته به اشعارى كه روى بدنه سنگ‏ آب حك شده توجه نكرده كه به‏ خوبى از آنها استفاده مى‏شود كه ساختن اين سنگ آب براى آشاميدن آب و يادى از شهداى كربلا بوده است. نه آنكه چنانكه سياح مدعى است براى ضبط صوت و انعكاس صدا باشد. از جمله سنگ آب ‏هاى ديگر اصفهان: سنگ آب مسجد ذوالفقار، سنگ آب مسجد جارچى، سنگ آب مسجد جامع، سنگ آب شاهزاده ابراهيم، سنگ آب مدرسه زينب‏ بيگم، سنگ آب مدرسه صدر، سنگ آب مسجد رحيم‏خان، سنگ آب مسجد قطبيه و صدها سنگ آب ديگر كه در گوشه و كنار شهر و مدارس قديم اصفهان يافت مى‏شود. 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:23 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اصفهان در يك نگاه

 


فتح اصفهان توسط مسلمانان‏

در دوران حكومت عمر خليفه دوم به دستور وى عبدالله بن عبدالله با سمت فرماندهى لشكر مأمور فتح اصفهان گرديد. وى مردى شجاع و دلير بود و از اشراف صحابه و سران انصار به شمار مى‏رفت. عبدالله راه اصفهان را در پيش گرفت كه در آنجا لشكرى از مردم اصفهان گرد آمده بودند. حاكم اصفهان در اين زمان فاذوسقان بود. عبدالله و لشكريانش در كنار جى در مقابل لشكرى كه از مردم اصفهان فراهم آمده بود فرود آمدند و نهايتاً دو لشكر در مقابل يكديگر صف ‏آرائى نمودند. ناذوسقان به عبدالله گفت تو ياران مرا مكش، من نيز از كشتن ياران تو دست نگه مى‏دارم. بيا من و تو با هم پيكار كنيم اگر من ترا كشتم لشكر تو باز مى‏گردند و اگر تو مرا كشتى يارانم با تو صلح مى‏كنند. عبدالله پذيرفت و گفت تو نخست حمله مى‏كنى يا من بر تو حمله كنم. فاذوسقان گفت من اول حمله مى‏كنم و با نيزه به عبدالله حمله برد. ضربتى كه بر او وارد آمد به قربوس زين خورد، آن را بشكست و بندهاى زين را پاره كرد و زين افتاد و عبدالله را به زمين افكند ولى او همچنان راست ايستاد، جستى زد و بر اسب بدون زين نشسته و به طرف فاذوسقان نعره‏زنان حمله كرد. فاذوسقان گفت من ديگر با تو سر جنگ ندارم. تو را مردى كامل يافتم. به همراه تو تا لشگرگاهت مى‏آيم و با تو صلح مى‏كنم و شهر را به تو تسليم مى‏نمايم. سپس هر كس خواست در شهر بماند و به شما جزيه دهد و هر كس نخواست آزاد است به هر كجا كه خواهد برود. عبدالله گفت در اين شرايط با تو موافقم و ابوموسى اشعرى وقتى كه عبدالله با فاذوسقان صلح كرده بود به اصفهان رسيد، عبدالله و ابوموسى به اصفهان داخل شدند و خبر فتح را به عمر نوشتند.


عهدنامه فتح اصفهان

«بسم‏ الله اين عهدى است از عبدالله با فاذوسقان و اهل اصفهان و دور وكنار آن كه شما تا هنگامى كه جزيه مى‏پردازيد در امان خواهيد بود و جزيه هر كس براساس توانائى اوست كه هر سال به كسى كه حاكم شهر شماست بايد پرداخت شود و اين جزيه شامل افراد بالغ است. راهنمائى مسلمانان و اصلاح راههاى آنها و قُوت و راحله يك شبِ مسلمانانى كه به شهر مى‏رسند و سوار كردن پيادگان و رساندن آنان تا به كاروانشان برعهده شماست. بر هيچ مسلمان تسلط نخواهيد داشت و مسلمانان مى‏توانند شما را نصحيت كنند. بر شما امان است مادامى كه بدين شرايط عمل مى‏كنيد و اگر چيزى از مواد اين عهدنامه را تغيير داديد و يا ديگرى تغيير داد و او را به ما تسليم نكرديد امان از شما برداشته خواهد شد و اگر كسى از شما مسلمانى را دشنام دهد با نهايت شدت كيفر مى‏يابد و چنانچه كسى را بزند كشته خواهد شد». 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 7 شهریور 1391  3:24 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75
دسترسی سریع به انجمن ها