تولد « فخر المحققين» در سال 682هجري قمري
« فخر المحققين» نابغه بزرگ، فقه و محقق والامقام در سال 682هجري قمري در شهر حله متولد شد. او تحت توجهات پدر عالمش علامه حلي پرورش يافت و در نوجواني به اجتهاد رسيد. او در ايام جواني به اتفاق پدر سفري به ايران کرد و مجدداً به زادگاهش بازگشت. وي به لحاظ مراتب فضل و کمال، ادب، اخلاق و پرهيزکاري شهره عصر بود. در مکتب تدريس فخرالمحققين شخصيتهاي برجستهاي تربيت شدند که هر يک در زمان خود نزله ستوني محکم براي اسلام و مسلمان بشمار ميرفتند، علماي چون محمد بن مکي ؛ علامه محقق بدرالدين، و سيد حيدر آملي. اين فقه نابغه در تأليف علوم اسلامي از جمله فقه اصول تفسير و کلام اهتمام بسيار ورزيد و از کتابهاي وي که همه در شمار آثار علمي شيعه محسوب ميشوند ميتوان به شرح «مبادي الاصول ؛ شرح الاصول ؛ و المسائل الحيدريه» اشاره کرد .
خلاصه اي از زندگي اين بزرگ مرد عرصه دين و دانش:
ولادت:
فخر المحققين در شب بيستم جمادي الاول سال 682 هجري قمري در شهر حله ديده به جهان گشود.
تحصيلات:
وي علوم مقدماتي و متداول عصر و سپس علوم عاليه و معقول، يعني فلسفه و کلام و منطق و فقه و اصول و حديث و غيره را نزد پدر علامه اش فرا گرفت و پيش از آنکه به حد بلوغ برسد، در انواع آنها ورزيده شد، يعني تقريبا از تحصيل آنها بي نياز گرديد او نيز مانند پدر نابغه اش، از نوابغ ارزنده شيعه است و در تمام کتب فقهي و علمي مورد توجه خاص دانشمندان بزرگ و مجتهدين طراز اول ما قرار گرفته است.
اساتيد:
فـخـرالـمـحققين تمام رشته هاي علوم و فنون را در خدمت پدر علا مه اش تکميل نمود و جز وي اسـتـادي نـديـده است.
شاگردان:
شاگردان زيادي از محضر ايشان کسب فيض نموده اند که معروف ترين آنها عبارتند از:
1 ـ شهيد اول .
2 ـ سيد بدر الدين مدني .
3 ـ شيخ احمد بن متوج بحراني .
4 ـ سيد حيدر آمـلـي .
5 ـ سـيـد تاج الدين ابن معيه .
6 ـ ظهير الدين .
7 ـ فرزند دانشمندش .
تأليفات :
تاليفات او همه در شمار بهترين کتب علمي شيعه به شمار مي آيند و اغلب شرح و حاشيه و تعليقه کـتـب پـدر عـالـيـقـدرش مي باشد، مانند:
1ـ شرح المسترشدين.
2ـ شرح مبادي الاصول .
3ـ شرح تهذيب الاصول .
4ـ ايضاح الفوائد في حل مشکلات القواعد .
5ـ رساله فخريه در نيت .
6ـ حاشيه ارشاد.
7ـ الکافية الوافية در علم کلام .
8ـ مسائل صدريه.
گفتار بزرگان :
1ـ فـقيه عظيم الشان، شهيد اول از او اين گونه ياد مي کند : شـيخ امام سلطان العلما و منتهي الفضلا و النبلا، خاتم المجتهدين، فخرالملة و الدين، ابوطالب محمد فرزند شيخ امام سعيد جمال الدين بن مطهر که خداوند عمر گرانبهاي او را دراز گرداند و از پيش آمدهاي سؤ زمانه نگه دارد.
2 ـ قاضي نوراللّه شوشتري در کتاب (مجالس المؤمنين) مي نويسد: فخرالمحققين محمد در علوم عـقـلـي و نـقـلـي مـحـققي نحرير بود و در علو فهم و فطرت مدققي بي نظير سپس او از يکي از دانـشمندان شافعي نقل مي کند که وقتي با پدرش به نزد سلطان محمد خدابنده به (سلطانيه ) قـزويـن آمـد، دانـشـمـنـدي جـوان، عـالي مقام، مستعد، نيکخوي و پسنديده خصال بود .
3ـ فـقـيـه نـامور، محمد بن حسن اصفهاني، معروف به (فاضل هندي ) است، در آغاز کتاب (کشف اللثام )مي نويسد : ممکن است بعضي از گفته وي تعجب کنند که چگونه در آن سن به اين مقام رسيده است، ولي مـي دانـيـم کـه تـولد وي در سال 682 هجري قمري روي داده و پدرش علا مه، برخي از کتب خود را در کتاب (خـلاصه) که به سال 692 يا 693 هجري قمري تأليف نموده است، ذکر کرده، بنابر اين با تطبيق اين دو تاريخ، فـخـرالـمـحـقـقـين در آن موقع ده سال يا کمتر داشته است و سپس مي نويسد : اين لطف و مرحمت الهي است که به هر کس خواهد، موهبت مي کند.
القاب:
فـخـرالـمـحـقـقين، فخر الدين و فخر الاسلام، هر سه لقب فرزند دانشمند و برومند علا مه حلي مـي باشد نام شريفش (محمد) است.
علاقه پدر به فرزند:
در ميان انبوه دانشمندان که ما با زندگاني آنان آشنا هستيم، چنين پدر و فرزندي را نديده ايم که هر دو از نوابغ نـامي و نسبت به هم تا اين اندازه محبت و احترام و علاقه داشته باشند، علا مه در برخي از آثار خود، هر جـا از فـرزنـدش نام مي برد، مي گويد: خداوند مرا فداي او گرداند و از بديها دور بدارد .
در آغـاز کتاب (الالفين )مي نويسد : من به خواهش فرزند عزيزم محمد که خداوند امور دنيا و آخرت او را اصلاح گرداند، چنانکه او نيز نسبت به پدر و مادرش از هر گونه احترام و خدمتگزاري مضايقت ندارد، و اميدوارم کـه خـداونـد، سـعـادت دو جهان را به او روزي کند چنانکه او هم در به کار بستن نيروي عقلي و حـسـي خـود از من اطاعت نموده و با گفتار و کردار خويش موجبات خوشنودي مرا فراهم کرده اسـت، ريـاسـت ظاهري و معنوي را يکجا به او موهبت کند، چون که وي به اندازه يک چشم به هم زدن نا فرماني بر من ننموده اين کتاب را که موسوم به (الفين ) است، املا نمودم. در اين کتاب هزار دليل يقيني و برهان عقلي و نقلي براي اثبات امامت بلافصل حضرت شاه ولايت، علي بن ابيطالب (عليه السلام ) و هزار دليل در رد شبهات مخالفين وارد ساختم و نيز ادله بسياري در اثبات امـامـت سـايـر امامان عالي مقام به مقداري که طالبان را قانع سازد آوردم و ثواب آن را به فرزندم محمد اهدا نمودم .
خداوند او را از هر خطري نگهدارد، و هر گونه بدي و زشتي را از وي بر طرف سازد و به آرزوهايي که دارد نائل گرداند و شر دشمنانش را از او دور گرداند.
وفات:
فخرالمحققين شب جمعه پانزدهم يا بيست و پنجم جمادي الثاني سال 771 هجري قمري ، در سن 89 سالگي به جهان باقي شتافت. محدث قمي در فوائد الرضويه مي نويسد : از سـخـن مـجـلـسـي اول در شـرح (من لايحضره الفقيه ) ظاهر مي شود که آن بزرگوار در حله وفات کرده و جنازه اش را به نجف اشرف حمل کرده اند و بعيد نيست که قبرش نزديک والدش بـاشـد .
صالحین / صگرد آوری:گروه بزرگان و مشاهیر تبیان زنجان