0

بزرگان تاریخ

 
reza_rasekhekhoon
reza_rasekhekhoon
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1390 
تعداد پست ها : 878
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:بزرگان تاریخ
پنج شنبه 2 شهریور 1391  3:33 PM

كيخسروی ایرانی

كيخسروی ایرانی 

نام‌ اين‌ پادشاه‌ در اوستا كوي‌ هئوسرو ه‌Kavi Hausravah، در زبان‌ پهلوي‌ كيخسرو يا كوي‌ خوسروك‌ و در فارسي‌ كيخسرو آمده‌ است‌ . در اوستا ياد شده‌ كه‌ كيخسرو پديد آورنده‌ شاهنشاهي‌ ايران‌ براي‌ اردويسور آناهيت‌ (ايزد آب‌ نزديك‌ درياچة چي‌ -چست‌) صد اسب‌، هزار گاو و ده‌ هزار گوسفند قرباني‌ كرد و از او در تسلط بر ديوان‌ وآدميان‌ ياري‌ خواست‌. كيخسرو از بيماري‌ و مرگ‌ بركنار بود وفر كياني‌ داشت‌ و پيروز گر بود و دشمنان‌ خود به‌ ويژه‌ ‌افراسياب توراني‌ و گرسيوز را به‌ انتقام‌ خون‌ پدرش‌ سياوش‌ بكشت‌ .

در ادبيات‌ پهلوي‌ مولد كيخسرو گنگ‌ دژ آمده‌ است‌. وي‌ بتكده‌ي‌ بد دينان‌ را كه‌ بركنار درياچه‌ي‌ چي‌ چست‌ ( در شاهنامه‌ دژ بهمن‌)بود ويران‌ كرد، آذر گشنسب‌ آتش‌ پادشاه‌ را بر كوه‌ اسنوند كه‌ نزديك‌ آن‌ بود بنهاد و گنگ‌ دژ را كه‌ در آغاز بر سر ديوان‌ بود برزمين‌ نشاند. كيخسرو افراسياب‌ و گرسيوز را بركنار درياچه‌ي‌ چي‌ چست‌ بكشت‌ و چون‌روز رستاخيز نزديك‌ شود كيخسرو، وايو (فرشته‌ و رهبر مردگان‌ و هوا) را خواهد ديد و اورا بصورت‌ شتري‌ در مي‌آورد و بر او سوار مي‌شود و وايو او را در جائي‌ كه‌ پهلوانان‌ ايران‌چون‌ طوس‌ و كي‌ اپيوه‌ خفته‌اند راهبري‌ مي‌كند.

 كيخسرو ‌سوشيانت موعود آخرالزمان‌ را مي‌بيند و خود را به‌ او مي‌شناساند. آنگاه‌ گرشاسب‌ با گرزي‌ در دست‌ فرا مي‌رسد، طوس‌ از جاي‌ خود برمي‌خيزد و گرشاسب‌ را به‌ آيين‌ مزدايي‌ مي‌خواند و جنگ‌ آخرالزمان‌ از اين‌ هنگام‌ آغاز مي‌شود. در بندهش‌ مدت‌ پادشاهي‌ كيخسرو 60 سال‌ آمده‌ است‌. كيخسرو دراوستا و ادبيات‌ پهلوي‌ از جاويدان‌ها است‌. در شاهنامه‌ داستان‌ كيخسرو چنين‌ آمده‌، كه‌ پس‌ از كشته‌ شدن‌ سياوش‌ ،فرنگيس‌ زن‌ او پسري‌ آورد بنام‌ كيخسرو. افراسياب‌ فرمان‌ داد كه‌ وي‌ را نزديك‌ شبانان‌ به‌ كوه‌ فرستند تا از نژاد خويش‌ آگاه‌ نباشد. پيران‌ ويسه‌ چنين‌ كرد واو را به‌ شبانان‌ سپرد و چون‌ چندي‌ برآمد پيران‌ او را نزد خويش‌ آورد.

 آنگاه‌ به‌ اشارت‌ افراسياب‌ او و مادرش‌ فرنگيس‌ را به‌ گنگ‌ دژ فرستاد تا سرانجام‌ گيو پسر گودرز پس‌ از هفت‌ سال‌ جستجو در توران‌ وي‌ را بيافت‌ و با مادرش‌ فرنگيس‌ به‌ ايران‌ آورد. پس‌ از رسيدن‌ كيخسرو به‌ ايران‌ بر سر جانشيني‌ او و فريبرز پسر كاوس‌ اختلاف‌ افتاد و سرانجام‌ قرار بر آن‌شد كه‌ هر كس‌ دژ بهمن‌ را بگشايد سزاوار سلطنت‌ باشد. اين‌ كار تنها از دست‌ كيخسرو كه‌ فركياني‌ با او بود برآمد.

 آنگاه‌ كيخسرو به‌ اشارت‌ كاوس‌ به‌ خونخواهي‌ پدرش‌ سياوش‌ برخاست‌ و پس‌ از سالها جنگ‌، افراسياب‌ را كه‌ به‌ غاري‌ در نزديك‌ بردعه‌ (تفليس‌) پناه‌ برده‌ بود به‌ياري‌ نيك‌ مردي‌ بنام‌ هوم‌ به‌ چنگ‌ آورد و برادرش‌ گرسيوز را به‌ كين‌ پدرش‌ در نزديك‌ آب‌ زره‌ بكشت‌. پس‌ از قتل‌ افراسياب‌ كاوس‌ سلطنت‌ را به‌ كيخسرو داد، و خود پس‌ از 160 سال‌ پادشاهي‌ بمرد. كيخسرو جهن‌ پسر افراسياب‌ را از بند بر آورد و پادشاهي‌ توران‌ داد و خود پس‌ از چندي‌ از كار جهان‌ غمگين‌ شد. از اين‌ روي‌ لهراسب‌ پسر عم‌ خودرا به‌ جاي‌ خويشتن‌ به‌ سلطنت‌ نشاند و خود با طوس‌ و گودرز و فريبرز به‌ كوه‌ بلندي‌ رفت‌ ودر چشمه‌اي‌ شستشو كرد واز ديده‌ها ناپديد شد; همراهان‌ او كه‌ مي‌خواستند با وي‌ باشند در زير برق‌ زيادي‌ مانده‌ مردند و در آسمان‌ به‌ او ملحق‌ شدند. كيخسرو در شاهنامه‌ پادشاهي‌ عادل‌، با درايت‌ و دادگر توصيف‌ شده‌ است‌.

منابع‌:

-1 فردوسي‌ ، ابوالقاسم‌: ‌،شاهنامه تهران‌، نشر قطره‌، 1377

-2 مشكور، محمد جواد: تاريخ‌ ايران‌ باستان‌، تهران‌، انتشارات‌ اشرفي‌، 1364

-3 زرين‌ كوب‌، عبدالحسين‌، تاريخ‌ مردم‌ ايران‌ (ايران‌ پيش‌ از اسلام‌)، تهران‌، انتشارات‌،1368

-4 مهرين‌، عباس‌: ايران‌ نامه‌، تهران‌، آسيا، 1342



گرد آوری:گروه بزرگان و مشاهیر تبیان زنجان

 

ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است          ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود.

 

مدیر تالار های

دانستنی های علمی، نانوتکنولوژِی، نجوم، گیاهان و جانوران 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها