پاسخ به:بزرگان تاریخ
دوشنبه 6 شهریور 1391 5:30 PM
نام خسرو انوشيروان در بسياري از منابع قرون اوليه اسلامي باعدالت و انصاف توأم شده و از او به عنوان پادشاهي دادگر و عادل كه صلح و آرامش را در جامعه حكم فرمانمود ياد گرديدهاست. و داستانهايي نيز در مورد انصاف وي آورده شده است ;ولي درروي ديگر سكه وي شاهي مستبد و خشن معرفي شده كه با قساوت و خشونت هر گونه نافرماني و مخالفت را سركوب مي كرده است. قتل ناجوانمردانه مهبود سالار و فادار خسروبه اتهامي بي پايه و اساس ،قتل عام خشونت بار مزدكيان، كور كردن پسرش انوشزاد، قساوت ظالمانه نسبت به سرداري كه برادرزاده او قباد را از مرگ برهاند و قتل عام برادر و برادرزادگان و حتي جد مادري نمونههايي از شدت عمل و استبداد اين پادشاه پرقدرت ساساني است.
يكي از داستانهاي معروف عهد خسرو انوشيروان كه حاكي از روحيه استبداد مطلقه اين پادشاه مي باشد داستان مجلس مشاوره شاه با بزرگان در مورد وضعيت مالياتهاست.
تا پيش از زمان قباد خراج در ايران عهد ساساني به شكل سهمي از محصول كه ميزان آن رانماينده دولت معين مي كرد اخذ ميشد و تا تعيين اين سهم كسي حق نداشت محصول رابرداشت كند. اين شيوه اخذ ماليات به خود سري و رشوهگيري مأموران مالياتي ميدانميداد تا آنان بخشي از محصول را به نفع خويش تصاحب كنند. نقل شده است كه شاه قبادزماني از روستايي عبور مي كرد و زني را ديد كه مانع از ورود فرزند گريان و گرسنهاش به باغ ميوهاش ميشود.
شاه سبب سختگيري زن را در برابر كودك گريان پرسيد و زن گفت تا هنگامي كه تحصيلدار خراج دولت را شمارش نكرده كسي حق چيدن ميوههاي باغ خود راندارد. اين امر سبب شد كه قباد شيوه جديدي در اخذ خراج به وجود آورد و تجديد نظري در وضعيت مالياتها انجام دهد. بر اين اساس شاه قباد در اواخر عمر خود دستور داد اراضي و كوهستانها و درهها را مساحت و ميزان ماليات را بر مبناي صحيح تعيين كنند.
پس از قرائت پيام، خسرو انوشيروان كه رياست جلسه را بر عهده داشت از شركتكنندگان در جلسه درخواست كرد نظريات و ايرادات خود را بر اين شيوه اخذ ماليات اظهاركنند. سئوال پادشاه سه بار تكرار شد و تنها در مرتبه سوم مردي برپا خاست و گفت: مبلغ خراج از يك محل معين نمي تواند دائما يكسان باشد زيرا جوي آب و قنات ممكن استخشك شود و چشمه آب كور گردد و تاكستان انگور ندهد. وي در پايان اظهار نمود كه اين شيوه به مرور زمان موجب ظلم در اخذ ماليات خواهد شد.پس از سخنان اين مرد پادشاهفرياد برآورد: ((اي ملعون و جسور ملعون تو از چه طبقه مردماني )) آن مرد در جواب گفت;(( از طبقه دبيرانم)) پادشاه گفت (( او را با قلمدان آنقدر بزنيد تا بميرد. )) پس همه دبيران ازجاي برخاسته آنقدر او را با قلمدان زدند تا هلاك شد . آنگاه همه حضار گفتند: (( خسرو خراجهائي كه مقرر فرمودي همه موافق عدالت است ))اين داستان در شاهنامه نيز به شيوه بسيار زيبايي نقل شده است و عدالت خسرو انوشيروان عادل را به بهترين نحو نشان مي دهد.
1- كريستن سن، آرتور :ايران در زمان ساسانيان،ترجمه رشيد ياسمي، تهران،اميركبير،1365
2- پيگولو سكايا و ديگران :تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سده هجدهمميلادي،مترجم كريم كشاورز، تهران، پيام،1354
3- زرين كوب ،عبدالحسين، تاريخ ايران قبل ازاسلام، تهران،اميركبير، 1356
گرد آوری:گروه بزرگان و مشاهیر تبیان زنجان
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود.
مدیر تالار های