0

موفقیت: اعتماد به نفس

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


حرمت ذات،اعتماد به نفس و خودپذیری
اگر سئوال کنید که چرا بحث حرمت و ذات و اعتماد بنفس را با سازمان مغز و شیوه عملگرد تجربه و ژن آغاز کردم، پاسخ این است که مطالعات جدید روانشناسی اعصاب، پاسخ های تازه ای در شناخت رشد سالم و شروع اختلالات عاطفی، رفتاری در اختیار ما گذاشته است. بسیاری از تئوری های روانشناسی از طریق فعل و انفعالات شیمیایی مغز بازبینی و فهمیده می شوند. متخصص امروزی پاسخ های روشن تری دارد که چرا وقتی کودک محبت می بیند وامنیت احساس می کند، آزادی های مناسب در اختیارش گذاشته می شود ، در خانواده ای آرام و مراقب بزرگ می شود، اعتماد بنفس دارد و انعطاف پذیری بیشتری در برابر مسائل زندگی از خود نشان می دهد.
حافظه فردی در رابطه با رخ دادهای زندگی که بیوگرافی کودک یا حافظه بیوگرافیک Autobiographical Memoryخوانده می شوددر پایان سنین کودکستانی فرم می گیرد و کودک با قصه زندگی خود ارتباطی با ثبات پیدا می کند. این حقیقت را نباید فراموش کنیم که این قصه زندگی و تصویر ما از خویشتن که حاصل تجربیات زندگی و اثر آن بر عملکرد دستگاه اعصاب ماست، در طول زندگی در حال تحول و شکل پذیری است. تجربیات دردناک، توام با فشار و استرس، تاثیر متفاوتی بر حافظه و خاطره انسان دارد و حوادث تلخ می توانند جلوی عملکرد عادی حافظه را بگیرند و یا نشانه سازی های غیرعادی حافظه را سبب گردند. بعنوان مثال یک حادثه دردناک می تواند در سطح حافظه اولیه یا Implicit تجربه شود ولی جلوی فعالیت حافظه ثانویه که در «هیپوکامپوس»صورت می پذیرد بگیرد.
چنین حوادثی می تواند موجب ترشح و تولید مداوم هورمون فشار و استرس شوند و بر پیام آوران شیمیائی مغز یا Neurotransmitters اثر بگذارند و این وضیعت شیمیایی مغز راه را بر فعالیت «هیپوکامپوس» که کارش برقراری ارتباط و فهم پدیده های واقعی است، می بندد. دریافت های حافظه اولیه یا خام بدون دخالت و حضور حافظه ثانویه منبع اصلی چیزی است که Flashbacks یا یادآوری خودکار صحنه های دردناک خواند می شود. در موارد خفیف تر تجربیات ناخوش آیند، موجب نوعی انجماد ذهنی، کله شقی و انعطاف ناپذیری در فرد می شوند.
این انعطاف ناپذیری و نوعی انجماد در زمان و مکان خاص، یکی از دلائل بسیار مهم کاستن از حساسیت و حضور عاطفی فرد است و اگر این فرد مادر و پدر باشند، این خاصیت ذهنی سبب می شود که والدین قادر نباشند که حال و احساس فرزند خود را دریابند و ارتباطی حسی با او داشته باشند.
این حالت والدین برای کودکان بسیار یاس آور و دردناک است زیرا تماس حسی و فهمیده شدن از جانب والدین، از بزرگترین نیازهای کودک غیر کلامی است (کودکی که هنوز زبان باز نکرده).
موضوع بسیار مهم در زندگی انسان این است که درک ما از واقعیت چگونه صورت می گیرد. پاسخ روانشناسی علمی و مدرن این است که حوادث و قصه های زندگی ما از آن حوادث، درک ما را از واقعیت رقم می زنند. در زندگی فردی و حتی زندگی قومی، قصه های ما یا معنایی که به حوادث می دهیم واقعیت های ذهنی ما می شوند.
بگذارید مثالی بزنم: دوستی با ما قرار ملاقات دارد و نیمساعت از ساعت مقرر می گذرد و او هنوز در محل موعود حاضر نشده است.
فردی که انتظار می کشد، این تاخیر را به چند نوع می تواند معنا کند و هر معنا عاطفه ای خاص در او ایجاد خواهد کرد و لذا رفتاری خاص از او ناشی خواهد شد. مثلا اگر در مدتی که او انتظار می کشد، این افکار در ذهن او حضور داشته باشند که علت تاخیر این است که دوست، اهمیت چندانی به او نمی دهد، برای او احترام قائل نیست،موجودی از خود راضی و متکبر است، شوق دیدار او را ندارد، احساس خشم، کینه، و میل به انتقام و مقابله به مثل، واقعیت ذهنی و عاطفی فرد می شود. در حالیکه اگر افکار شخص منتظر، فقط متوجه این باشد که حتما اتفاقی افتاده که شخص بر خلاف میل و خواسته خود در محل حاضر نیست، احساس نگرانی و همدردی ذهن فرد را تسخیر می کند.
چرا فردی این تاخیر را به شکل نمونه اول تجربه می کند و فرد دیگر به امکان دوم می اندیشد،تجربیات قبلی و قصه های زندگی فردی ماست. تک تک ما انسان ها، قصه ای داریم یگانه و یکتا و همین تجربیات و قصه ها هستند که درک ما را از «خویشتن» و روابط ما را با دیگران رقم می زنند. حوادثی که برای ما اتفاق افتاده و اثری که آن حادثه در دنیای درونی ما بر جای گذاشته است، عاملی بسیار موثر در شکل بخشیدن به رفتارهای ماست. و خوشبختانه هر قدر در فهمیدن این حوادث و تجربیات دقت کنیم و زوایای تاریک آنرا با ذهنی باز و بالغ بازبینی کنیم، قصه ها و شرح حال زندگی ما رشد و تکامل پیدا می کند.
کودکان سعی می کنند که حوادث زندگی و تجربیات خود را بفهمند، ولی بزرگترین عامل یاری دهنده در این فهم و تجربه، وجود بزرگسالی حساس، حامی، فهمیده و مهربان است که به کودک جرأت و دلگرمی روبرویی با تجربیات گنگ و مبهم زندگی را می دهد. بدون حضور و حمایت این جفت عاطفی بالغ، کودک می تواند در برابر حوادث ناخوش آیند زندگی آشفته و پریشان و یا شرمنده و خجالت زده بشود.
مغز انسان حتی از طفولیت قادر است که تجربیات تکراری را به ذهنیت تبدیل کند. مدل های ذهنی نقش کانال های خبری و یا عدسی هایی را بازی می کنند که ناخودآگاه، ادراک ما را از دنیای اطراف شکل می بخشند، آن ها نمایندگان حوادث قبلی هستند که حوادث حال و آینده را برای ما معنا می کنند.
همین عدسی های عاطفی است که در ما باور، تعصب، نگرش و طریقی که ما به دنیا نگاه می کنیم را سبب می گردد. این مدل های ذهنی، بخش بنیادی حافظه اولیه و فطری است و برای همین است که ما آگاهی از عملکرد آن نداریم، ولی عوارض آنرا در عمل مشاهده می کنیم.
تنها راه رهایی از این قدرت های مرموز و ناشناخته درونی، رسیدن به واقعی ترین قصه از حوادث گذشته زندگی است. آگاهی، ما را از سایه های مزاحم گذشته آزاد می کند، زیرا این آگاهی منجر به درک عمیق تر ما از واقعیات و بیرون آمدن از تخیل، توهم، انکار و سرکوب واقعیات می شود، کاری که خودشیفته بعنوان تنها طریق زیست می شناسد. مطالعات بازشناسی حافظه نشان می دهد طریقی که ما ادراک می کنیم بستگی به تجربیات ما در زندگی دارد. این ادراک هم به گذشته و هم به حال و هم به پیش بینی آینده بستگی دارد. به همین دلیل است که دریافت های کودک انسان از اولین تجربیات ارتباطی با مادر و پدر و یا کسی که این نقش را ایفا می کند، سهم مهمی در ادراکات او از دنیا در بقیه عمر دارد. اما خوشبختانه تجربیات مثبت زندگی در هر دوره ای از عمر می تواند ادراکات جدیدی را ایجاد و ذهنیت فرد را فرمی نوین ببخشد. این تغییر بدنبال برداشت نوینی از پدیده های دنیای اطرف صورت می گیرد که موجب تغییراتی در شیمی مغز و شکل ارتباطات عصبی است.
در سال ۱۹۹۹ بود که برای اولین بار انسان به این راز بزرگ پی برد که بر خلاف تصور قدیمی،انسان با تعداد ثابتی از سلول های مغزی بدنیا نمی آید، و تا میانسالی سلول های جدید عصبی از ساقه عصبی جدا و پس از بلوغ به سمت بخش خاکستری مغز یا کورتکس می رود و لذا سلول های تولید شده قادرند که بر ارتباطات عصبی مغز اثر بگذارند.
باین ترتیب باید گفت که اگر چه حوادث دوران کودکی بسیار مهم هستند و طرح ارتباطات سلولهای مغزی را می ریزند و بیوشیمی مناسب با آن طرح را تولید می کنند، ولی انسان هرگز قربانی، محکوم، اسیر و گرفتار گذشته نیست و از طریق بازبینی حوادث و فهم متفاوت از قصه زندگی خود، قادر است به آگاهی جدیدی برسد که این آگاهی بر عواطف و معنا سازی او از پدیده های زندگی اثر می گذارد.
در این ماه در واقع شالوده بحثی را ریختیم که در ماه آینده بما یاری خواهد کرد تا تشکیل و تغییر حرمت ذات و اعتماد بنفس را بهتر بفهمیم و به اصول اولیه پرورش کودکانی با اعتماد به نفس و خود پذیر، آشنا شویم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  12:48 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

 

حصار شکست ناپذیر اعتماد به نفس
حصار شکست ناپذیر اعتماد به نفسهر كدام از ما ممكن است در طول دوران زندگی خود بنا به شرایط و مو قعیت های مختلفی كه در آن قرار می گیریم لحظاتی را پیش روی خود داشته باشیم كه كم تر بتوانیم به قابلیت ها و توانایی های درونی خودمان اتكا كنیم. در این مواقع آنچه كه بیش از هر امری برای شخص لازم است تكرار و تمرین مسائلی است كه تا پیش از این می توانست حس اعتماد درونی وی را تقویت و شكوفا سازد. ۷ راه ساده زیر می تواند در مدت زمان بسیار اندكی بهترین رویكرد را در غنای روحی شما و تجدید اتكا به نفس از دست رفته تان داشته باشد.
● با اطمینان نشست و برخاست كنید:
وضعیت ظاهری هر كسی می تواند تا میزان چشم گیری بازگوی اعتماد به نفس درونی او باشد. شاید در ظاهر به نظر برسد این موضوع هیچ رابطه ای با تقویت اتكای نفس شخص نداشته باشد اما نحوه نشستن و برخاستن شما به طور ناخودآگاه پیامی به طرف مقابلتان منعكس می كند كه این پیغام حامل نیروی عظیم درونی تان و اعتماد فوق العاده شما خواهد بود. با فرستادن این پیام دیگران نیز با نوع برخورد احترام آمیزشان نسبت به شما باعث تقویت هر چه بیشتر اعتماد به نفستان می شوند. پس سعی كنید نحوه نشستن، برخاستن و راه رفتن شما به گونه ای باشد كه در هر لحظه اعتماد به نفس درونتان را منعكس كند، حتی اگر در عقیده خودتان چیزی برای اتكا نداشته باشید!
● افراد متكی به نفس را در اطرافتان جمع كنید:
كاملاً روشن است كه حضور اشخاص متكی به نفس تا چه اندازه می تواند در شكوفایی این احساس در شما مؤثر باشد چرا كه اگر شما خودتان را در حصاری از اشخاص موفق قرار دهید قابلیت های آنان شما را به وجد و حركت وامی دارد و چنان فضای مثبتی گرداگردتان را فرا می گیرد كه با حفظ آرامش درونی تان می توانید اعتماد بیشتری به خود و دیگر موارد اطرافتان داشته باشید.
● احساس اعتماد به نفس گذشته تان را به خاطر آورید:
اعتماد به نفس صرفاً یك احساس است بنا براین اگر شما یك بار آن را در هر شرایطی تجربه كرده باشید مطمئناً دوباره می توانید آن را احساس كنید. پس آن زمانی را به خاطر آورید كه احساس اعتماد به نفس می كردید. در واقع با این كار ذهن شما قالب مشخصی را به خود می پذیرد كه گویا همواره باید در تمامی مراحل پذیرای احساسی نظیر آن باشد.
● پشتكار داشته باشید:
هر چه قدر كه مایل به تقویت اعتماد به نفس در وجودتان هستید به همان اندازه هم باید تمرین و پشتكار داشته باشید. هنگامی كه شما روی كاری كه انجام آن حتی در رؤیا هم برایتان بعید است تمركز می كنید مطمئن باشید چنان اعتماد به نفسی می یابید كه تحقق آن امری حتمی و الزامی خواهد بود. پس هرگز دست از كار نكشید!
● درباره توانایی ها و قابلیت های درونتان بیشتر فكر كنید:
مواقعی از روز را صرف مسائلی كنید كه دیگران به تحسین آن در شما می پردازند. حتی تا جایی كه برایتان ممكن است این نظرات مختلف را یادداشت كنید. هنگامی كه اعتماد به نفس شما تضعیف می شود با مراجعه به این فهرست می توانید از یكایك موارد آن الهام بگیرید و به وجودتان اتكای بیشتری پیدا كنید.
● به خودتان سخت نگیرید:
هیچ وقت به قضاوت از خودتان نپردازید و وجودتان را زیر بار انتقاد و سرزنش های بی موردتان شكننده نكنید. به جای آن سعی كنید همیشه با خودتان رفیق باشید. مسلماً هیچ وقت دوستتان را حتی در بدترین شرایط هم تنها نمی گذارید و یا او را سرزنش نمی كنید. صحبت های مثبتی كه شما با خودتان در طول روز دارید مانند یك سپر در برابر امواج منفی بیرونی از شما دفاع می كند و اجازه نمی دهد هیچ عاملی باعث تضعیف روحیه و اتكا به نفستان شود. این صحبت كردن های روزمره با خودتان را به صورت یك عادت همیشگی در زندگی تان در نظر بگیرید.
● از خطر كردن در زندگی نترسید:
اگر شما به طور مداوم در زندگی مسیر پر خطر را در پیش بگیرید و در لحظاتی از آن به دل حوادث بزنید پس از گذشت مدتی این رویكرد می تواند به صورت یك عادت همیشگی اعتماد به نفس فوق العاده ای در شما ایجاد كند. در واقع هیچ عاملی مانند این جریان دادن خودتان به سوی حوادث، خطر كردن در زندگی و ترك عادت انتخاب راحت ترین مسیر در شرایط دشوار نمی تواند باعث شكوفایی اتكای درونی تان شود. در واقع كنار گذاشتن ترس های ناشی از تجربه كردن ناشناخته ها رویكرد قابل توجهی در احساس اتكا به نفستان خواهد داشت.
به خاطر داشته باشید شما دارای قابلیت ها و استعدادهای خاصی هستید كه بنا به این موهبت ها اعتبار و ارزش خاص خودتان را كسب می كنید. پس سعی كنید با تمامی توان به اندوخته های درونی تان اتكا و توجه كنید و در مسیر پر فراز و نشیب زندگی تان از آنچه كه در اختیار دارید به بهترین شكل استفاده كنید.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  3:49 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

خـود‌تـان را باور کنـید‌
خـود‌تـان را باور کنـید‌یکی از ارکان اساسی شخصیت آد‌می اعتماد‌ به نفس است که می‌توان آثار و ظواهر آن را د‌ر تمامی ابعاد‌ زند‌گی انسان مشاهد‌ه کرد‌.
اعتماد‌ به نفس واقعی د‌ر واقع مبین توانایی انسان د‌ر انجام کارهاست. اعتماد‌ به نفس یعنی د‌ید‌ن خود‌ به عنوان فرد‌ی توانا، با کفایت، د‌وست د‌اشتنی و منحصر به فرد‌.
با این توصیف می‌‌توان اظهار د‌اشت که اعتماد‌ به نفس واقعی همواره د‌ر د‌رون خود‌ فرد‌ تولید‌ می‌شود‌، نه از بیرون، د‌ر واقع تعهد‌ شما به خود‌تان، باور شخصیت شماست.
ابعاد‌ کلی اعتماد‌ به نفس شامل موارد‌ زیر است:
ـ باور و اعتقاد‌ی که فرد‌ نسبت به خود‌ د‌ارد‌.
ـ شناخت ارزش و اهمیت خویش، د‌اشتن اعتماد‌ و رضایت نسبت به خود
ـ توانایی برخورد‌ و کنار آمد‌ن با چالش‌های اساسی زند‌گی
ـ توانایی ارزیابی د‌رست و د‌قیق خویش، پذیرش خویش و ارزش نهاد‌ن به خود‌ بد‌ون هیچگونه قید‌ و شرطی
ـ توانایی شناخت وپذیرش نقاط ضعف و قوت و محد‌ود‌یت‌های خویش
● انواع اعتماد‌ به نفس.
الف) اعتماد‌ به نفس رفتاری که به معنای قابلیت و توانایی عمل کرد‌ن و انجام د‌اد‌ن کار‌هاست د‌ر واقع این نوع اعتماد‌ به نفس مورد‌ نظر همه ماست.
ب) اعتماد‌ به نفس احساسی و عاطفی که به معنای توانایی د‌ر تسلط و به کنترل د‌ر آورد‌ن د‌نیای احساس و عواطف شماست. این که بد‌انید‌ چه احساساتی د‌ارید‌. معنای آنها را بفهمید‌ و بتوانید‌ انتخاب‌های د‌رست احساسی د‌اشته باشید‌ و از خود‌ د‌ر برابر احساسات عاطفی محافظت کنید‌ و بد‌انید‌ چگونه روابط خود‌ را تنظیم کنید‌.
ج) اعتماد‌ به نفس روحی و معنوی که این نوع اعتماد‌ به نفس همانا اعتقاد‌ و ایمان شما به جهان هستی و کل آفرینش و موجود‌ات است. د‌ر اصل هد‌ف از زند‌گی و حیات را تبیین می‌کند‌.
● افراد‌ی که اعتماد‌ به نفس پائین د‌ارند‌،
ـ مرتب خود‌ را سرزنش می‌کنند‌.
ـ خود‌ را شایسته تقد‌یر و ستایش د‌یگران نمی‌د‌انند‌.
ـ احساس می‌کنند‌ قربانی رفتار د‌یگران هستند‌.
ـ د‌ر د‌رون خود‌ احساس پوچی و خلأ می‌کنند‌.
ـ احساس تنهایی د‌ارند‌ حتی د‌ر میان جمع.
ـ احساس افسرد‌گی و گناه و شرمساری د‌ارند‌.
ـ نسبت به توانایی خود‌ برای رسید‌ن به هر هد‌فی ترد‌ید‌ د‌ارند‌.
ـ از موفقیت‌های نو و جد‌ید‌ می‌هراسند‌.
ـ د‌چار هراس اجتماعی‌اند‌.
ـ قاد‌ر به مد‌یریت زمان نیستند‌.
ـ عاد‌ت به پشت گوش اند‌اختن کارها د‌ارند‌.
ـ ارزیای غیرواقعی از خود‌ د‌ارند‌ و معمولاً عصبانی و پرخاشگرند‌.
ـ تحمل عیب وکاستی را ند‌اشته و کمالگرا هستند‌.
● اما افراد‌ی که اعتماد‌ به نفس بالا د‌ارند‌،
ـ باور د‌ارند‌ که فرد‌ی با ارزش، با قابلیت،‌ د‌وست‌د‌اشتنی، پذیرفتنی و مهم هستند‌.
ـ برخورد‌ار از مرکز کنترل د‌رونی هستند‌ و غم وشاد‌ی آنها وابسته به عوامل خارجی نیست.
ـ از لحاظ جسمانی،‌ احساسی، ذهنی و معنوی از خود‌ محافظت می‌کنند‌.
ـ قاد‌ر به پذیرش پند‌گیری و اشتباهات خود‌ هستند‌.
ـ توانایی بخشش خود‌ و د‌یگران را د‌ارند‌.
ـ مسئولیت اد‌اره زند‌گی خود‌ را به عهد‌ه د‌ارند‌.
ـ به تفاوت‌های فرد‌ی افراد‌ احترام می‌گذارند‌.
ـ از نقاط ضعف و قوت خود‌ اطلاع د‌ارند‌.
ـ همواره د‌ر حال پیشرفت و رشد‌ هستند‌.
● راه‌های افزایش اعتماد‌ به نفس
ـ از تجربیات گذشته استفاد‌ه کرد‌ه و از خطاها د‌رس بگیرید‌.
ـ آیند‌ه هنوز آفرید‌ه نشد‌ه و چیزی نیست جز اند‌یشه‌های شما و کوشش‌های شما.
ـ د‌رباره اهد‌افتان با خود‌ گفتگو کنید‌، اهد‌اف را به صورت جملاتی مشخص و مثبت د‌ر آورید‌.
ـ اهد‌اف باید‌ واقعی و معقول باشد‌ و برنامه‌ریزی مشخصی برای ساعت، روز و هفته د‌اشته باشید‌.
ـ موفقیت د‌ر اهد‌اف کوتاه مد‌ت نشانه راهیابی به اهد‌اف بلند‌ مد‌ت است.
ـ تصمیم گرفتن را تمرین کنید‌. تمرین تصمیم‌گیری کمک می‌کند‌ تا نسبت به قد‌رت قضاوت خود‌ اطمینان بیشتری به د‌ست آورید‌ و د‌ر نتیجه اعتماد‌ به نفس کاملتری کسب کنید‌.
ـ نتایجی را که می‌خواهید‌، مجسم کنید‌ تصویر روشنی از آنچه می‌خواهید‌ به د‌ست آورید‌، د‌اشته باشید‌. این کار باعث می‌شود‌ تا انرژی خود‌ را برای هد‌ف متمرکز کنید‌.
ـ اگر می‌خواهید‌ از رفتاری نجات یابید‌، تصور کنید‌ از آن رفتار هیچ اثری د‌ر شما نیست. همین تمرین و تکرار به شما کمک می‌کند‌ تا از آن رفتار رها شوید‌.
ـ آموزش مد‌اوم را سر لوحه زند‌گی خود‌ قرار د‌هید‌.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  3:50 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


 

خود را باور داشته باشید
به نظر شما اعتماد به نفس چیست؟ چرا می گویند فلانی اعتماد به نفس ضعیفی دارد یا فلانی اعتماد به نفس ندارد؟ اعتماد به نفس چه نقشی در زندگی انسان ها دارد و چگونه می توان آن را تقویت کرد تا بتواند در مراحل مختلف زندگی به انسان کمک کند.
به قول خیلی ها اعتماد به نفس نوعی خودباوری است، نوعی قبول داشتن خود و تکیه بر توانایی ها و استعدادهای خود داشتن و آنها را باور داشتن است. در واقع یکی از عوامل موثر در پیشرفت و تکامل زندگی بشر داشتن اعتماد به نفس است. بعضی ها معتقدند که نیروی درونی و اعتماد به نفس شخص را قوی و نیرومند می سازد و اگر این نیروی درونی متزلزل شود به یک باره قوای درونی و بدنی فرد فرو می ریزد.
● روش هایی برای افزایش اعتماد به نفس
۱) فهرستی از توانایی های خود تهیه کنید؛ باید لیستی از نقاط قوت و مثبت خود تهیه کنید و هر روز برای خود بازخوانی کنید. مثلاً من می توانم در زندگی برنامه ریزی خوبی داشته باشم یا من در زمینه های هنر، ورزش، درک و فهم و... توانایی های بسیاری دارم و از خود به نیکی یاد کنید.
۲) با بدن خود خوب رفتار کنید؛ همیشه مراقب بدن خود باشید و از آن به خوبی نگهداری کنید و آن را هدیه یی از جانب پروردگار بدانید. رژیم غذایی خوبی داشته باشید. لباس سبک و نرم و راحت بپوشید. کفش راحت به پا کنید هر روز حمام کنید. از سیگار و مشروبات الکلی دوری کنید. کوه پیمایی و پیاده روی را فراموش نکنید.
۳) خودتان را تشویق کنید؛ هر وقت کار خوبی انجام دادید خود را مورد تشویق و تحسین قرار دهید و به خود آفرین بگویید و خود را با انجام کارهایی که دوست دارید یا غذاهای مورد علاقه تان مورد تشویق قرار دهید.
۴) همیشه لبخند بر لب داشته باشید؛ تبسم و لبخند آرامش عضلات را به همراه دارد و بسیاری از مشکلات را حل می کند. اولین نماد درونی اعتماد به نفس رضایت خاطر است. تبسم و لبخند، رضایت خاطر به همراه دارد.
۵) تنفس عمیق را تجربه کنید؛ وقتی شما دم یا بازدم عمیقی دارید، اکسیژن بیشتری به مغز خود می رسانید و این باعث کارایی بیشتر مغز می شود و چاره جویی و تدبیر و خلاقیت را به همراه دارد.
۶) همیشه قدرشناس زحمات دیگران باشید؛ تشکر از دیگران نوعی تشکر از خود است وقتی از دیگران تشکر می کنید هم شخص می فهمد و هم شما شخص متشخص و فهمیده یی معرفی می شوید و هم احساس خوبی پیدا می کنید و آنها نیز به شما احترام متقابل می گذارند. یادمان باشد باید در همه حال شکرگزار باشیم.
۷) درباره اعتماد به نفس فکر کنید؛ تفکر باعث جذب می شود. اصولاً افراد دارای جذب مغناطیسی هستند، در مورد هر چیزی که فکر می کنید تابش های ذهن شما با خاصیت جذب مغناطیسی به دنبال جذب آن ذهنیت هستند. وقتی به اعتماد به نفس فکر می کنید آن را به شکل عالی در خود خواهید دید.
۸) عبارات تاکیدی مثبت را تکرار کنید؛ هیچ چیز به اندازه تکرار و تلقین و عبارت های تاکیدی موثر نمی تواند ضمیر ناخودآگاه شما را تحت تاثیر قرار دهد. انرژی یک عبارت تاکیدی تا حدی است که به یک باره نیروی نهفته و پنهان مشخصی را بیدار می کند. هر واژه انرژی خاص خود را دارد و تاثیرپذیری افراد مختلف از یک انرژی واحد متفاوت است. عبارات تاکیدی انرژی زیادی دارند پس از این عبارت زیاد استفاده کرده و برای خود تکرار کنید. مثل «اعتماد به نفس من عالی است». «من اشرف مخلوقاتم».
۹) خوب بخوابید؛ خوب خوابیدن یعنی افزایش عمق تنفس هنگام خواب. یعنی آرامش، یعنی شارژ عصبی و مغناطیسی ذهن و همه اینها یعنی انرژی دوباره، ضربه پذیری کمتر و عزت نفس بیشتر.
۱۰) سعی کنید همه را ببخشید؛ روح و فکر خود را آزاد کنید. کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، روحی بزرگ و غنی و آزاد در اختیار دارند. یکی از عواملی که وابستگی ذهنی و عاطفی به دنبال دارد نبخشیدن دیگران است. به علت وجود نفرت در دل و روح خود را اسیر کرده اند.
۱۱) کتاب های سودمند و الهام بخش بخوانید؛ کتاب های الهام بخش در حقیقت اندیشه و احساس نویسندگان موفقی است که در پیش شما حضور دارند. مطالعه کتب الهام بخش شبیه ملاقات و مباشرت با افراد موفق است. وقتی با افراد موفق نشست و برخاست کنید در حقیقت حس اعتماد به نفس در شما به وجود می آید گویی این حس مسری است.بنابراین کتبی مطالعه کنید که به شما ایده و شهامت عمل می دهند.
۱۲) به وضعیت ظاهری خود اهمیت دهید؛ افرادی که به وضعیت ظاهری خود می رسند لباس های مرتب و اتو کرده می پوشند در واقع احساس شایستگی می کنند و سطح توقع شان از خودشان بالا می رود. یادتان باشد که سادگی و مرتب بودن همیشه متانت منش شما را تداعی می کند.
۱۳) به دیگران احترام بگذارید؛ احترام به دیگران همانند تحسین نکات مثبت به شما بازمی گردد. اگر فردی مانند شما باشد احترام گذاشتن به او کاری دشوار نیست مهم این است که انسانی متفاوت از شما باشد. همیشه پاسخ احترام، احترام است و بهترین روش برای مقابله با بی احترامی، بی اعتنایی است که آسیبی نیز به شخصیت شما وارد نمی کند.
۱۴) خود را به دیگران معرفی کنید؛ یکی از ویژگی های شاخص افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند این است که در اولین برخورد با افراد خود را معرفی می کنند. شما نیز سعی کنید در برخورد با افرادی که شما را نمی شناسند ابتدا خود را معرفی کنید.
۱۵) سرعت راه رفتن خود را ۲۵ درصد افزایش دهید؛ فرم راه رفتن تا حدودی نمایانگر اعتماد به نفس افراد است. کسانی که اعتماد به نفس ندارند بسیار آرام و شل حرکت می کنند و تا حدی پای خود را بر زمین می کشند که این کار باعث جلب توجه دیگران می شود و این از احساس ناتوانی و شکست خوردگی ناشی می شود. هنگام راه رفتن پا را از زمین بلند کنید و تند راه بروید.
۱۶) تبریک و تسلیت بگویید، هدیه بدهید؛ از هر فرصتی استفاده کنید تا چیزی را تحسین کنید، موردی را تبریک بگویید، به مناسبتی هدیه بدهید و حتی در مواقع لزوم تسلیت بگویید خصوصاً تسلیت را حتماً بگویید، بار احترام و عاطفه یی که تسلیت به همراه دارد به هیچ عنوان در تبریک وجود ندارد.در تبریک گفتن شیوه نوشتاری بسیار موثر است و در تسلیت شیوه گفتاری و حضوری.
۱۷) ارتباط خود را با خدا محکم تر و قوی تر کنید؛ شاید اولین و مهم ترین عامل در کسب اعتماد به نفس توکل به خدا است. هر چه ارتباط شما با آن نیروی عظیم و آن خرد لایتناهی و قدرت بی پایان بیشتر و بیشتر شود اعتماد به نفس بیشتر در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود.ترس ضداعتماد به نفس است، ارتباط با خدا به شما نیرو و توان می دهد. باید از یک منبع عظیم و سرشار از انرژی یعنی آفریننده خود الهام بگیرید.
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  3:56 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خود را باور کنید!
خود را باور کنید!اعتماد به نفس، عبارت است از احساس اطمینان نسبت به خود. به عبارت دیگر، اعتماد به نفس یک فرد به نحوه احساس او درباره <‌من> خویش بستگی دارد. شما در مورد خودتان چگونه فکر می‌کنید؟ آیا نظر مساعدی نسبت به خودتان دارید و به خودتان احترام می‌گذارید؟ اگرپاسخ شما به سؤالات اخیر مثبت باشد، در این صورت می‌توان گفت که شما از یک من قوی و ایده‌آل، برخوردار هستید، اما اگر شما نظر مساعدی نسبت به خودتان نداشته باشید و برای خودتان احترام قایل نشوید، می‌توان گفت که دارای <من> ضعیفی هستید. مع‌الوصف، باید گفت که نظر فرد نسبت به خودش در موقعیت‌های مختلف زندگی یکسان نیست و ممکن است که او در یک موقعیت خودش را خوب و قوی بپندارد، ولی در موقعیت دیگری خودپنداری ضعیفی داشته باشد.‌
اما، نکته تأسف‌آور این است‌که اغلب ما، معمولاً بیشتر به جنبه‌های ضعیف خودمان اهمیت می‌دهیم و تمام توجه‌‌مان را بر روی نقطه ضعف‌هایمان متمرکز می‌کنیم، نه بر وی امتیازاتمان. پس، چاره کار چیست؟ نخستین قدم شما برای تقویت و بالا بردن اعتماد به نفستان، باید درک و فهم این حقیقت باشد که ‌
اعتماد به نفس، در واقع همان نظر و عقیده‌ای است که شما راجع به خودتان دارید. آگاهی از این امر منجر به این خواهد شد که در تقویت اعتماد به نفستان در مسیر صحیحی گام بردارید. در مرحله بعدی، باید از خودتان بپرسید که چرا در برخی از جنبه‌های زندگی دارای اعتماد به نفس کافی نیستید؟ یک دلیل آن، شاید مورد مقایسه قرار دادن خودتان با افراد دیگر باشد.‌
به این ترتیب، اگر در این مقایسه شما خودتان را کمتر از دیگران بدانید، مسلماً خود پنداریتان رو به نقصان خواهد نهاد. به طور کلی، هنگامی که شما خودتان را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، این فرد، چه یک هنرمند باشد، و چه ورزشکار، وکیل، پزشک، تاجر، و دانشجو، اگر آن فرد را در برخی خصوصیت‌ها بهتر از خودتان بدانید، خودپنداری شما تضعیف خواهد شد. اما، جهت مقابله با این وضعیت و جهت این که خودپنداری صحیح و مناسبی از خود داشته باشید، بهترین شیوه نگریستن به سایر افراد، داشتن یک نگرش کلی است - نگرشی که در آن، همه انسان‌ها با هم برابر در نظر گرفته می‌شوند. به عبارت بهتر، به هنگام مقایسه خود با دیگران باید به این نکته توجه داشته باشید که هر انسانی دارای منابع مختلفی است. هیچ کس یک مرد یا یک زن نیست. بلکه پیش از هر چیز دیگری همه یک انسان هستند.‌
اگر همه مردم را به چشم یک انسان بنگریم، در آن صورت، دیگر همه کس با هم برابر خواهند بود. بلند و کوتاه، ثروتمند و فقیر، دانا و نادان، چاق و لاغر و ... همگی بی‌معنا هستند.‌
ما به عنوان یک انسان، همگی یکی هستیم و تفاوت و رقابتی بین ما وجود ندارد . بنابراین، از آن جا که رقابت بین انسان‌ها بی‌معناست، ما نه می‌توانیم موقعیت خودمان را به عنوان یک انسان بالاتر ببریم و نه می‌توانیم آن را پایین‌تر آوریم. ما همیشه یک انسان بوده‌ایم، هستیم و خواهیم بود و این یک واقعیت انکار‌ناپذیر است. اگر ما دیگران را به عنوان یک انسان بنگریم، متوجه خواهیم شد که هر انسانی در روی زمین، توانایی انجام کارهایی را دارد که ما نداریم. از طرف دیگر، ما هم می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که دیگران نمی‌توانند، اما این امتیازات، ما را از دیگران کوچکتر یا بزرگتر نمی‌سازد، بلکه فقط باعث تفاوت‌هایی بین ما و دیگران در برخی از زمینه‌های خاص زندگی می‌شود. بنابراین، اگر کسی خصلتی داشته باشد که ما نداشته باشیم، این مسأله ممکن است از نظر آن کس نوعی برتری به حساب آید، ولی از نظر ما، آن خصلت، تنها تفاوت ساده‌ای بین ما و او خواهد بود.‌
بر دو درخت نظری اندازید. یکی از این درختان، درخت تنومندی با عمری بیش از هزار سال است، آن دیگری، درخت کاج کوچکی است که در بیشه زارها روئیده است. آیا از نظر شما، درخت تنومند از درخت کوچک کاج برتر است؟ مسلماً این طور نیست. از نظر شما، آنها هردو فقط یک درخت هستند، یکی کوچک و یکی بزرگ. به این ترتیب، زمانی هم که بر دو نفر انسان می‌نگرید، چه یکی از آنها استعداد بیشتری نسبت به دیگران داشته باشد، چه نه، آنچه که شما خواهید دید، فقط دو نفر آدم خواهد بود، نه بیشتر و نه کمتر. اگر شما موفق شوید که عملاً مردم دیگر را در شکل واقعی خودشان، بدون اصرار در برتر دانستن یکی بر دیگری و رقابت بین آنها، ببینید، در آن صورت می‌توان گفت که شما به درجه بالایی از اعتماد به نفس دست یافته‌اید و خودتان را آنچه که هستید یعنی یک انسان می‌بینید.‌
هرکس دارای امتیازی نسبت به دیگران است، شما دارای چه توانائی هستید که دیگران ندارند؟ مسلماً شما می‌‌توانید کارهایی انجام دهید که افراد دور و برتان قادر به انجام آن کارها نیستند. آیا داشتن این توانایی‌ها، شما را برتر از دیگران می‌سازد؟ یا این که فقط به این معناست که شما می‌توانید کاری را بهتر از برخی از افراد دیگر، انجام دهید؟ اگر در زندگی شما، شخصی وجود داشته باشد که که شما با نگاهی از پایین به بالا، او را برتر از خودتان می‌دانید، در این صورت لازم است که برروی اعتماد به نفستان اندکی کار کنید.‌
از طرف دیگر، اگر در زندگی شما کس دیگری وجود داشته باشد که شما با نگاهی از بالا به پایین، او را کمتر از خودتان می‌پندارید، باز هم لازم است به تقویت اعتماد به نفستان مشغول شوید. اما اگر شما همه انسان‌ها را چه آنهایی را که قبلاً برترین برترین‌ها و چه آنهایی را که کم‌ترین کمترین‌ها هستند با خودتان برابر بدانید، در این صورت می‌توان گفت که سطح اعتماد به نفس شما خوب و طبیعی است. شما، در صورتی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار خواهید شد که در رقابت دائم با تنها چیزی که احساس رقابت را در شما تحریک می‌کند - یعنی خودتان - قرار داشته باشید. در این صورت، زندگی از نظر شما به شکل چیزی همانند یک بازی جلوه‌گر خواهد شد یعنی، موقعیت‌های دشوار زندگی را در حکم قوانین یک بازی در نظر خواهید گرفت-. ماجرای مارتین نمونه خوبی از قضیه <رقابت با خود> است. مارتین که در یک مغازه موکت بری مشغول به کار بود. مشکل او این بود که دائماً سعی ‌می‌کرد در کار خود سریع‌تر و بهتر از دیگران باشد، اما هرگز موفق به این کار نشده بود.‌
بعد از مدتی، مارتین تصمیم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد. به همین منظور، او برای اولین بار در طول زندگی‌اش یک زمان‌سنج و دفترچه یادداشتی را با خودش به یک مجتمع ساختمانی برد که قرار بود اتاق‌های آپارتمان‌های آنجا را موکت کند. با شروع کار، مارتین با استفاده از زمان‌سنج، مدت زمانی را که صرف موکت کردن اتاق‌ها می‌کرد، اندازه گرفت و در دفترچه یادداشت کرد. در روز اول، موکت کردن اتاق خواب یک ساعت، هال دو ساعت، اتاق پذیرایی یک ساعت و ده دقیقه، و راه پله ها دو ساعت و نیم، طول کشید. روز بعد که مارتین برای موکت کردن خانه دیگری از خانه‌های همان مجتمع مراجعه کرد، بیش از هر زمان دیگری برای شروع کارش اشتیاق داشت.‌
به همین دلیل، او دفترچه و زمان سنج را از جیبش بیرون آورد و خیلی زود، آماده کار شد. هدف او این بود که کارش را خیلی سریع‌تر از روز قبل انجام دهد. پس از شروع به کار، بدون آن که مارتین متوجه باشد، زمان به سرعت سپری شد و او موفق شد که در مجموع، نیم ساعت زودتر از دفعه قبل کارش را به پایان ببرد. بعد از آن روز، مارتین برای دست‌یابی به رکوردی بهتر، هر روز بر سرعت کارش افزود و با این رویه‌ای که در پیش گرفت، طولی نکشید که او در مغازه‌ای که مشغول به کار بود، به سریع‌ترین موکت‌بر تبدیل شد. در مرحله بعد، مارتین کیفیت کارش را تا آن جا که ممکن بود، بالا برد. به صورتی که در کار او و فاصله و خط بین موکت‌ها از نگاه بیننده اصلاً به نظر نمی‌آمد و موکت‌ها تمام حاشیه دیوارها را کاملاً می‌پوشاندند و زیبایی کار را بیشتر می‌کردند. بعد از این مرحله، مارتین که دیگر معروفترین موکت بر منطقه شده بود، لازم دید که به عنوان یک هدف مهم، مغازه مستقلی برای خودش باز کند، بنابراین، شروع به پس انداز درآمدهایش کرد. مارتین مصمم بود که به بازی رقابت با خودش ادامه دهد، لذا، هر زمانی که پولی گیرش می‌آمد، با خودش عهد می‌کرد که هفته بعد، دو برابر آن را کسب کند. این گونه بود که مارتین در عرض دو سال توانست بزرگترین مغازه موکت بری شهرشان را بخرد و لازم به گفتن نیست که همراه با موفقیت او در کارش، اعتماد به نفس او نیز دو چندان شد.‌
و این ممکن نبود مگر در نتیجه رقابت با خود. هر زمان که کسی هدفی برای خودش تعیین می‌کند، با دست یافتن به آن هدف، خود پنداری او تقویت می‌شود، این امر چه در مورد اهداف بلند مدت، چه میان مدت و چه کوتاه مدت، صادق است. اهدافی که توا‡م با <رقابت با خود> هستند، بسیار سهل الوصولند، چرا که به هنگام رقابت با خود، تمام کوشش ما صرف این می‌شود که کاری را بهتر یا سریع‌تر از دفعات قبل انجام دهیم، به این ترتیب، رسیدن به هدف و تکمیل کار، باعث احساس رضایت و تقویت <من> ما می‌شود. شما هم می‌توانید همانند مارتین ، تمام کارهایتان را با استفاده از یک زمان‌سنج با سرعت بیشتری نسبت به دفعات قبل به انجام برسانید. همچنین، می‌توانید معیارهایی از قبیل افزایش میزان سطح ریلاکس بدنتان، افزایش تعداد کارهای خیر‌خواهانه‌ای که هر هفته انجام می‌دهید، و افزایش تعداد اهدافی که در زمان معینی به آنها دست می‌یابید را به عنوان انگیزه‌هایی برای <رقابت با خودتان> در نظر بگیرید.‌‌
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  3:57 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خود را بپذیر!
بدون خودپذیری ،عزّت‌ نفس وجود خارجی پیدا نمی‌کند. خود‌پذیری به قدری باعزّت‌ نفس در ارتباط پیوسته و تنگاتنگ است، که گاه می‌بینیم این دو را با هم به اشتباه می‌گیرند. با این حال این دو، معانی متفاوتی دارند و هر کدام را باید جداگانه درک نمود.
عزّت ‌نفس چیزی است که آن ‌را تجربه می‌کنیم، امّا خودپذیری کاری است که آن را انجام می‌دهیم.
مفهوم خود‌پذیری از معنایی در سه سطح برخوردار است که درطی سلسله مقالات خود پذیری به بررسی مورد به مورد آن‌ها می‌پردازیم:
● سطح اوّل
خود‌پذیر بودن یعنی در جانب خود قرار گرفتن، برای خود بودن. خودپذیر بودن بدین مفهوم است که من زنده‌ام و از آگاهی لازم برخور دارم.
بعضی اشخاص چنان در مقام نفی و رد کردن خود هستند ،که اگر برای از بین بردن این موقعیت اقدام جدّی نکنند نمی‌توانند به عزّت نفس برسند: تا این روحیه و این باور از بین نرود هیچ درمانی موثّر واقع نمی‌شود، هیچ یادگیری مفیدی صورت خارجی پیدا نمی‌کند. هیچ پیشرفت قابل ملاحظه‌ای به دست نمی‌آید.
خودپذیر بودن یعنی آن‌ که رابطه مخرب با خویشتن را کنار بگذاریم.
● سطح دوم
خودپذیر بودن بدین مفهوم است که بدانیم، آنچه را می‌اندیشیم، می‌اندیشیم، آنچه را احساس می‌کنیم، احساس می‌کنیم، آنچه را میل داریم، میل داریم.
میل به تجربه کردن و پذیرفتن احساسات خود، هرگز بدین معنا نیست که احساس، باید آخرین حرف را در کاری که می‌کنیم بزند. ممکن است امروز حوصله کار کردن نداشته باشم. می‌توانم احساسم را بیان کنم، می‌توانم احساسم را بپذیرم و با این حال به سرکار بروم. این‌گونه با ذهن واضح‌تری کار می‌کنم زیرا روزم را با فریب خود شروع نکرده‌ام.
اغلب، وقتی احساسات منفی را به طور کامل تجربه می‌کنیم و آن را می‌پذیریم، بهتر می‌توانیم خودمان را از شرّ آن‌ها خلاص کنیم.
▪ نکته مهمّ حقیقت‌بینی، احترام گذاشتن به حقایق است.
اگر اندیشه مزاحم دارم، به هر صورت اندیشه‌ای است که دارم. آن‌ را به طور کامل می‌پذیرم. اگر احساس رنج و خشم و یا هراس دارم، احساسی است که به هر تقدیر دارم. آنچه حقیقت دارد، حقیقت دارد، در مقام توجیه و انکار توضیح برای رد کردنش نیستم. هر احساسی را که دارم احساس من است. من با حقیقت سر نزاع ندارم. من کاری کرده‌ام که بعداً از انجام دادن آن متأسف و شرمنده شده‌ام، امّا حقیقت این است که این کار را کرده‌ام؛ سعی نمی‌کنم آن را از ذهنم بزدایم. آنچه هست، هست و وجود دارد.
فرض کنید زنم از من می‌پرسد: «حالت چطور است؟ » و من جواب می‌دهم «حالم تعریفی ندارد.» بعد او با لحن دلسوزانه‌ای می‌گوید: «به نظر می‌رسد که خیلی افسرده هستی.» من آهی می‌کشم و می‌گویم «بله حالم خوب نیست، ابداً خوب نیست.» بعد درباره آنچه مرا ناراحت کرده حرف می‌زنم.
خود‌پذیری پیش شرط رشد و تحول است. از این‌ رو اگر با اشتباهی که کرده‌ام رو به رو شدم، اگر بپذیرم که این اشتباه از آن من بوده است، می‌توانم از آن درسی بیاموزیم و در آینده بهتر ظاهر شوم. نمی‌توانم از اشتباهی که فکر می‌کنم انجام نداده‌ام مطلبی یاد بگیرم.
نمی‌توانم خود را به خاطر عملی که انجام دادنش را نمی‌پذیرم، ببخشایم.
یکی از مراجعین من وقتی این حرف‌ها را به او زدم ناراحت شد «چگونه انتظار داری که بر فقدان ژرف اعتماد به نفس خود غلبه کنم؟» در جوابش گفتم: «اگر نپذیری که در حال حاضر کجا هستی و در چه موقعیّتی قرار داری، چگونه می‌توانی انتظارداشته باشی که تغییر کنی؟» برای این که موضوع را بهتر درک کنیم باید به این نکته توجّه داشته باشیم که پذیرفتن لزوماً به معنای دوست داشتن یا لذت بردن نیست.
● سطح سوم
خودپذیری مستلزم محبّت است. باید دوست خود باشم.
پذیرفتن و علاقه‌ نشان دادن محبت‌آمیز، رفتار ناخوشایند را تشویق نمی‌کند، بلکه از احتمال اتفاق مجدّد آن می‌کاهد.
نمی‌توانیم انسان دیگری را درک کنیم، وقتی تنها این را می‌دانیم که کاری که کرده بود اشتباه است. باید بدانیم که چه عاملی در درون ما به انجام شدن این اقدام کمک کرده است، مسئله ی توجیه کردن و تأیید نمودن نیست، مسئله ی درک کردن است.
می‌توانم عملی را نفی کنم و در تقبیح آن حرف بزنم و با این حال بخواهم بدانم کدام انگیزه باعث انجام آن عمل شده است. هنوز هم می‌توانم دوست خوب خود باشم. وقتی مسئولیت کاری را که کرده‌ام بر عهده می‌گیرم می‌توانم به لایه‌های عمیق‌تر بروم. دوست خوب من می‌تواند به من بگوید «کاردرستی نکردی. چه عاملی سبب شد که انجام دادن این کار را درست بپنداری؟ چه عاملی سبب شد که دست کم احساس کنی می‌توانی از عملت دفاع کنی؟» این حرفی است که خود من می‌توانم از خودم سوال کنم.
درست همانطور که وقتی می‌خواهیم عملی از دوستان خود را اصلاح کنیم باید به گونه‌ای با او حرف بزنیم که عزّت‌نفس او را خدشه‌دار نسازیم، در برخورد با خود نیز باید این موضوع را رعایت کنیم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  3:57 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خودآگاهی
خودآگاهیخودآگاهی توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف­ و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است . به طوری که رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس هست یا نه ، و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی بین فردی و همدلانه است. تعریف دیگری که از خودآگاهی می توان کرد این است که شخص چه برداشتی از خود داشته و بر اساس این برداشت چه احساسی پیدا می کند در واقع نوع خودآگاهی ما پیش بینی کننده احساس رضایت ما از خودمان و زندگی است و احساس راضی نبودن از خود نشانه ای است که به ما هشدار می دهد که نیازمند تغییر هستیم اما ممکن است این ذهنیت پیش آید که ما بعد از عمری زندگی با خود و دیگران ، خود را شناخته­ایم اما تعجب خواهید کرد اگر بدانید که عده قلیلی از مردم بر اعمال و رفتار خود شناخت دارند و به ندرت می توانند ارزشها ، علایق و رفتارهای خود را تجزیه و تحلیل کنند . در واقع آنها می خواهند همان کارهایی را که دیروز انجام داده­اند امروز نیز کم و بیش انجام دهند و از هرگونه تغییر دوری می جویند
در ذیل با ارائه دو مثال بحث را روشنتر می کنم
مثال اول نیچه:
نیچه بر اثر برداشت غلطی که نسبت به انسان داشت می گفت هرکه زور دارد مستحق زندگی­ست و هر که ندارد مستحق ظلم است اما جالب است اگر بدانید همین شخص چگونه مرده است، آورده­اند نیچه از کوچه­ای می گذشت که در آن مرد گاریچی اسب خود را وادار به کشیدن بار سنگین می کرد و مرتبا به اسب شلاق می زد نیچه با دیدن این صحنه دلخراش خونش به جوش آمد و برای دفاع از اسب با گاریچی دست به یقه شد در این بین گاریچی لگدی به نیچه زد و بعدا نیچه بر اثر همان لگد مرد. چه شد که نیچه یکباره عوض شد همان خوداگاهی بود که او را به این مرتبه رساند در صورتی که قبلا نیچه می پنداشت که به خودآگاهی رسیده است اما وی تنها جنبه منفی بشر را دریافته بود و نه همگی آن را .
مثال دیگر از امام صادق (ع):
زنی در دوران حیات امام صادق (ع) بود که به هر آیین و مکتبی که می پیوست سریعا از همان راهی که آمده بود بر می گشت و همین باعث پریشانی وی شده بود . از آنجا که آوازه امام صادق (ع) را شنیده بود تصمیم گرفت تا امام را ملاقات کند و برای درد خود درمان بجوید پس به منزل امام مراجعه نمود . امام پس از شنیدن صحبتهای زن به او بطری­ای داد و گفت به خانه برو و دستور العمل را اجرا کن ، زن به خانه برگشت و در کمال تعجب دید که بطری با سه لایه شن قرمز ، سفید و سیاه کاملا پوشانده شده است دستور العمل چنین بود بطری را تکان بده و نتیجه را مشاهده کن ، پس از تکان دادن بطری شنها با هم مخلوط شدند و رنگ آنها به خاکستری تغییر یافت . در این مثال امام صادق (ع) با اینکار به این زن فهماندند که شما انسانی هستید با تمام نقاط ضعف و قدرت خودتان ، اگر می خواهید به آرامش دست یابید باید خود را بپذیرید و خودتان باشید اولین راه برای شناخت خود این است که ما تمامی برچسب های من هستمی را که با خود داریم کنار بگذاریم و با دیدی واقع گرایانه به خود بنگریم تمامی من هستم هایی که شخصیت ما را خرد و نابود می کنند از چهار جمله زیر ناشی می شوند:
۱- من چنین هستم
۲- همیشه اینطور بوده­ام
۳- دست خودم نیست
۴- طبیعتم این طور است
این چهار جمله در واقع توجیهی برای شخصیت تغییر ناپذیرای ما هستند و مانع تغییر در زندگی ما می شوند در واقع سدهایی را می مانند که مانع رشد و پیشرفت ما می شوند . البته اگر ما با استفاده از این برچسب ها به رضایت خاطر برسیم و تاثیری بر تعادل روانی ما نداشته باشند می توان گفت تقریبا اشکالی ندارند ، اما اگر قبول داشته باشیم که برخی از این برچسب ها مانع رشد ما می شوند ، باید تغییراتی در خود ایجاد کنیم
چگونه این من هستم ها بوجود آمده­اند:
۱- از طرف دیگران:
اغلب اوقات اطرافیان ما به ما اینگونه برچسب می زنند:
· شما راننده خوبی نیستید .
· شما نقاشی­تان خراب است .
· ذات شما برای این پیشرفت در این کار نیست .
· و ...
بعضی از اوقات نیز اشخاص با استفاده از همدلی منفی­ای که با ما می کنند برچسب های ناشایست خود را با انتقال می دهند :
· شما هم مثل من راننده خوبی نیستید .
· نقاشی شما هم مثل من خراب است .
· استعداد شما هم مثل من در این زمینه کور است .
· و ...
در نهایت ، بدترین برچسب هایی که به ما می زنند اینگونه­اند :
· شما هم مثل پدرتان راننده خوبی نیستید .
· نقاشی شما هم مثل برادرتان خراب است .
· شما هم فرزند همان پدر هسیتد و کاملا بی استعدادید .
در این حالت جملات بالا این احساس را در فرد ایجاد می کنند که ناتواناییش ارثی­ست . در واقع با استفاده از این جملات به فرد می گویند که نگران نباش ناتوانی شما ارثی است و تو هر کاری که بکنی نمی توانی تغییر کنی چون گل شما را اینگونه سرشته­اند.
۲- توسط خودمان :
تجربه نشان داده است که فرد با ارائه دلیل و مدرک خود را از انجام کار یا فعالیت باز می دارد و رفته رفته شخصیت خود را منزوی­تر می کند به عنوان مثال:
مادر خانواده : سیم اتو اتصالی پیدا کرده است .
پدر خانواده : من این کاره نیستم مگر فاجعه­ای را که هنگام تعمیر زنگ به بار آوردم ، فراموش کرده­اید .
در این مثال پدر خانواده به جای اینکه اعتماد به نفس داشته باشد و فاجعه خرابی زنگ را به پای ناآگاهی و عدم مهارت خود بگذارد سریعا با برچسب منفی­ای که به خود می زند دلیلی برای تبرئه خود از تعمیر اتو ارائه می دهد.
البته در ظاهر همیشه این برچسب ها بد نیستند و بسیاری از افراد از آن سوءاستفاده می کنند و انجام ناقص کارها را با این برچسب ها می پوشانند
چه کار کنیم تا از این برچسب ها رها شویم:
۱- به نزدیکان خود بگوییم که می خواهیم برخی از این من هستم­ها را از زندگی خود حذف کنیم .
۲- برای خود هدف های رفتاری تعیین کنیم که با رفتار گذشته مان فرق داشته باشد
۳- چهار جمله عصبی زیر را اینگونه اصلاح کنیم:
· من چنین هستم -----------------> من اینطور بودم .
· همیشه اینطور بوده­ام -------------> من تغییر خواهم کرد .
· دست خودم نیست ----------------> اگر سعی کنم می توانم طور دیگری عمل کنم .
· طبیعتم این طور است--------------> من باور داشتم که طبیعتم اینگونه بوده است .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  4:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خود‌باوری؛ فاصلهٔ خواستن تا توانستن
علل بسیاری از رفتارهای آسیب‌زای یک کود‌ک و د‌انش‌آموز د‌ر خانه و یا د‌ر مد‌رسه مخصوصاً افت تحصیلی آنان، ریشه د‌ر کمبود‌ و یا ضعف عاملی است به نام خود‌باوری.
فاصله خواستن تا توانستن تنها یک گام است و این گام فقط و زمانی طی می‌شود‌ که ما د‌ر باورمان قد‌رت برد‌اشتن این گام را بیابیم.
خانواد‌ه و والد‌ین اولین جایگاه و مد‌رسه د‌ومین جایگاهی است که نقش غیرقابل انکار د‌ر ایجاد‌ و تقویت خود‌باوری د‌ر کود‌کان را د‌ارند‌.
خود‌باوری یعنی احساس ارزشمند‌ بود‌ن، این احساس از طریق مجموعه‌ای از عواطف، احساسات و تجربیات به د‌ست می‌آید‌، به نحوی که فرد‌ خود‌ را با کفایت و موفق می‌د‌اند‌.
هسته اولیه خود‌باوری از کود‌کی آرام‌ آرام توسط والد‌ین و اطرافیان د‌ر اطراف فرد‌ مورد‌ نظر شکل می‌گیرد‌ و ایجاد‌ می‌شود‌.
د‌ر محیطی پر از ترس، کود‌ک می‌آموزد‌ که د‌ائماً بترسد‌ و احساس ناامنی کند‌.
د‌ر محیطی پر از شاد‌ی او می‌آموزد‌ که شاید‌ باشد‌ و د‌ر محیطی پر از تشویق او می‌آموزد‌ که بزرگ باشد‌.
▪ به عبارتی:
خود‌باوری د‌ر کود‌ک از نوع نگاه، نگرش، رفتار، برخورد‌ و توقعات د‌یگران از همان طفولیت جوانه می‌زند‌ و بزرگ می‌شود‌ و به محصول می‌نشیند‌.
تحقیر، طرد‌ کرد‌ن، بی‌احترامی، سرزنش، تهد‌ید‌، مقایسه نابجا، تکرار د‌ائم نکات منفی، همه و همه راههایی هستند‌ که مسلماً نمی‌توانند‌ د‌ر کود‌ک به خود‌باوری منجر شود‌. برعکس راههای مناسبی مانند‌ پذیرش، احترام، محبت، توجه، جد‌ی گرفتن، گوش د‌اد‌ن، تشویق، حمایت و انتظارات معقول وجود‌ د‌ارد‌ که کاربرد‌ یکایک آنها برای رسید‌ن به سرمنزل مقصود‌ می‌تواند‌ مفید‌ باشد‌.
یک پد‌ر و ماد‌ر مسئول یا آموزگاری شایسته اگر بخواهد‌ د‌ر این راستا قد‌م‌های بلند‌تری برد‌ارد‌، می‌تواند‌ از راهکارهای بهتری نیز کمک بگیرد‌ از جمله:
ـ د‌ر آغاز به کود‌ک بیاموزند‌ که نقاط ضعف و قوت خود‌ را شناسایی کند‌. با این کار، او افق حرکت خود‌ را می‌تواند‌ بیابد‌.
ـ بعد‌ از شناخت نقاط قوت و ضعف، به کود‌ک یاد‌ د‌هند‌ که احساس نگرانی یا خجالت ند‌اشته باشد‌ برعکس باید‌ احساس رضایتمند‌ی و خوشنود‌ی کند‌. قد‌ر مسلم هیچ انسانی حتی بسیار د‌انا و حکیم قاد‌ر به انجام هر کاری نیست.
ـ احساس با ارزش بود‌ن زمانی د‌ر فرد‌ ایجاد‌ می‌شود‌ که بعد‌ از شناخت نقاط ضعف و قوت خود‌، اولین گام‌های جد‌ی را برد‌ارد‌. د‌ر واقع د‌ر این هنگام است که او یاد‌ گرفته خود‌ش باشد‌ نه د‌یگری.
ـ تشویق توانایی‌، حمایت از تلاش‌ها، تشویق به تجربه کرد‌ن راه‌های مختلف برای حل یک مسأله به ایجاد‌ و تقویت احساس کفایت د‌ر کود‌ک کمک می‌کند‌.
ـ واگذاری تد‌ریجی برخی مسئولیت‌ها، تشویق به ایجاد‌ ارتباط سالم با اطرافیان، ایجاد‌ فرصت‌هایی برای تباد‌ل تجربیات می‌تواند‌ به ایجاد‌ و تقویت احساس مسئولیت کمک کند‌.
ـ پذیرش کود‌ک به عنوان یک فرد‌ و عد‌م مقایسه بی‌مورد‌ او با د‌یگران و همچنین پذیرش عواطف و احساسات او می‌تواند‌ به ایجاد‌ احساس امنیت د‌ر کود‌ک کمک کند‌.
ـ فرد‌ خود‌باور نشانه‌های بارزی از احساس ارزشمند‌ بود‌ن و خود‌باوری د‌ر عملکرد‌ روزانه خود‌ د‌ارد‌ از جمله آنکه:
چنین فرد‌ی مسئولیت‌پذیر است، نسبت به پیشرفت خود‌ احساس افتخار د‌ارد‌، د‌امنه وسیعی از هیجانات و احساسات را از خود‌ نشان می‌د‌هد‌ و د‌یگران را به راحتی تحت تأثیر قرار می‌د‌هد‌.
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  4:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


 

خودت را آنطور که هستی ، بپذیر!
خودت را آنطور که هستی ، بپذیر!اگر شما یکی از آن اشخاص ناد‌ر و خوشبختی هستید‌ که بد‌ن خود‌ را به طور کاملاً د‌قیق به همان گونه‌ای که هست با تمام نقاط ضعف و قوت احساس کرد‌ه‌اید‌، آن‌وقت است که د‌رس پذیرش را مشتاقانه آموخته‌اید‌ و می‌توانید‌ به سرعت به د‌رس بعد‌ی بپرد‌ازید‌. با این حال اگر ذره‌ای معتقد‌ باشید‌ که شاد‌تر می‌بود‌ید‌ چنانچه لاغرتر، بلند‌تر، بزرگ‌تر، محکم‌تر، بورتر و قوی‌تر بود‌ید‌ یا هر تغییر جزئی قابل تصور د‌یگر بد‌نی، زند‌گی‌تان را به طرزی معجزه‌آسا د‌ر جهت بهتر تغییر می‌د‌اد‌، شاید‌ لازم باشد‌ وقتی را صرف آموختن ارزش پذیرش واقعی کنید‌.
پذیرش، یعنی آنچه را زند‌گی با حالت مطلوب به شما عرضه می‌کند‌، با آغوش باز بپذیرید‌. بد‌ن ما د‌ر زمرهٔ آماد‌ه‌ترین و مجرب‌ترین آموزگاران این د‌رس است. بد‌ن شما هر جا که باشید‌ به چشم می‌آید‌، مگر این که شما مقد‌ار زیاد‌ی از وقت خود‌ را صرف برون‌فکنی روح کنید‌! این می‌تواند‌ مانند‌ راهنمایی همیشه د‌ر صحنه یا باری که یک عمر بر د‌وش می‌کشید‌، باشد‌. شما هستید‌ که باید‌ تصمیم بگیرید‌، بستگی د‌ارد‌ چگونه این د‌رس را بیاموزید‌.
برای بسیاری از مرد‌م، بد‌ن هد‌فی برای خشن‌ترین قضاوت‌ها و فشارسنجی برای ارزشیابی خود‌ است. آنان برای خود‌ اهد‌اف د‌ست‌نیافتنی ترسیم می‌کنند‌ و خود‌ را بابت نرسید‌ن به آنها سرزنش می‌کنند‌. چون شکل ظاهری شما شکلی است که توسط آن د‌ر د‌نیا به چشم می‌آیید‌، غالباً به همان نحوی است که شما از خود‌ تعریف می‌کنید‌ و به همان نحوی است که د‌یگران از شما تعریف می‌کنند‌. شیوهٔ ملاحظه کرد‌ن بد‌نتان مستقیماً با آماد‌گی شما برای یاد‌گیری د‌رس پذیرش ارتباط د‌ارد‌. تحمیل قضاوت‌های سوء بر بد‌نتان میزان تحمل شما را برای بهره‌مند‌ شد‌ن از آن محد‌ود‌ می‌کند‌.
به یاد‌ بیاورید‌ چه فعالیت‌هایی را به تعویق اند‌اختید‌ به این د‌لیل که می‌خواستید‌ متفاوت، برتر یا شاید‌ حتی کامل به نظر بیایید‌. پذیرش کامل خود‌ به شما اجازه می‌د‌هد‌ که به سرعت و بد‌ون هیچ‌گونه محد‌ود‌یتی د‌ر جنبه‌های مختلف زند‌گی شرکت کنید‌. د‌لیل مستند‌ قوی وجود‌ د‌ارد‌ که ذهن و بد‌ن باهم مرتبط هستند‌، بنابراین پذیرفتن بد‌ن نه تنها برای سلامتی عاطفی ما ضروری است، بلکه برای سلامتی بد‌ن نیز واجب است. انکار کامل پذیرش بد‌ن می‌تواند‌ منجر به بیماری شود‌، د‌ر صورتی که پذیرش می‌تواند‌ بیماری یا هر عارضه‌ای را شفا د‌هد‌. اکنون حتی جامعهٔ پزشکی مد‌رن، ارزش پذیرش خود‌ را با آغوش باز قبول د‌ارد‌ چون قد‌رت آن، ذهن و بد‌ن را سالم نگه می‌د‌ارد‌. هنگامی که توانستید‌ بد‌ن‌تان را د‌قیقاً به شکل کنونی قبول کنید‌، می‌د‌انید‌ که د‌ر جهتی د‌رست پیش می‌روید‌. پذیرش حقیقی آن موقع است که شما بتوانید‌ بد‌نتان را همان‌طور که هست مشتاقانه د‌ر آغوش بکشید‌ و قد‌ر آن را بد‌انید‌، و د‌یگر برای آنکه شایستهٔ عشق کسی ـ مخصوصاً عشق خود‌تان ـ شوید‌، احساس نیاز به اصلاح آن ند‌اشته باشید‌.
آیا این بد‌ان معناست که شما هیچ‌گاه نباید‌ برای بهتر شد‌ن بد‌ن خود‌ سعی کنید‌؟ یا آنکه باید‌ تسلیم آنچه به شما د‌اد‌ه شد‌ه است بشوید‌؟
البته که نه. این کاملاً طبیعی و انسانی است که بخواهید‌ به بهترین شکل د‌رآیید‌. ولی این بد‌ان معنا است که شما حتی هنگامی که د‌ر سلامتی یا جذابیت کامل نیستید‌، نباید‌ از بد‌ن خود‌ انتقاد‌ کنید‌، آن را مورد‌ قضاوت قرار د‌هید‌ یا از آن ایراد‌ بگیرید‌. میل به پیشرفت تا زمانی سالم است که از عشق به خود‌ ناشی شود‌ نه از احساس نقص.
به مرور که رشد‌ می‌کنید‌ و سنتان افزایش می‌یابد‌، بد‌ن شما تغییراتی خواهد‌ کرد‌ که د‌یگر قابل تغییر نیست. د‌ر نهایت ممکن است که به یک نقص عضو یا به ضعف یا به هر د‌رد‌ جسمی د‌یگر د‌چار شوید‌ که پذیرش آن برای بد‌نتان سخت‌تر شود‌. اما باز هم آن را صرف‌نظر از این که این کار تا چه حد‌ برطرف نشد‌نی به نظر آید‌، بپذیرید‌. المپیک معلولان پر از افراد‌ی است که بد‌نشان را با وجود‌ معلولیت‌های خود‌ پذیرفته‌اند‌.
چگونه می‌توانید‌ د‌رس پذیرش را بیاموزید‌؟ با آگاهی از این که آنچه هست، هست و این که کلید‌ گشود‌ن زند‌ان «قضاوت خود‌» د‌ر ذهن خود‌ شما نهفته است.
شما می‌توانید‌ با شکایت‌های ناهنجار و فرورفتن د‌ر خود‌فرسائی، جنگ با واقعیت تن خود‌ را اد‌امه د‌هید‌ یا می‌توانید‌ یک حرکت د‌قیق اما قد‌رتمند‌ ذهنی را به سوی پذیرش طراحی کنید‌. د‌ر هر د‌و حالت، حقیقت به همان‌گونه باقی می‌ماند‌. پذیرش یا عد‌م پذیرش بد‌نتان فقط باری است به د‌وش ذهن شما، قوهٔ اد‌راک شما تحمل این را که بد‌ن شما واقعاً چگونه به نظر می‌آید‌ ند‌ارد‌، پس چرا راحتی پذیرش را به جای د‌رد‌ عد‌م پذیرش انتخاب نکنیم؟ انتخاب آن با شماست.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  4:49 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خودت را باور کن
خودت را باور کناعتماد به نفس نگرشی است كه به شخص اجازه كارآمد بودن در حالی كه نگاهی واقع گرایانه از خود و موقعیت خود دارد می دهد. افرادی كه اعتماد به نفس دارند به توانایی های خود ایمان داشته و به راحتی می توانند زندگی خود را كنترل كنند و بر این باورند كه با داشتن اعتماد به نفس قادر به انجام همه كارها هستند.
● تقویت اعتماد به نفس كودكان
اعتماد به نفس موجب می شود فرزند شما در طول زندگی از سلامت روان و جسم برخوردار شده و در اجتماع فردی موفق باشد.نداشتن تصویری خوب از خود، معمولاً باعث مشكلات رفتاری در فرزندان می شود. احساس رضایت از خود با از خودشیفتگی و یا احساس تكبر و بزرگ بینی بسیار متفاوت است و این به معنی آن است كه شخص درك درستی از توانایی خود در برخورد با مشكلات زندگی داشته باشد.
احساس فرد از خود و چگونگی رفتار والدین با او رابطه مستقیم با یكدیگر دارند، از این رو كمك به تقویت اعتماد به نفس در كودكان حیاتی است. چرا كه فرزند شما نیز ممكن است احساس كارآمدی در زندگی و یا نداشتن اعتماد به نفس و قادر نبودن در تصمیم گیری را از والدین بیاموزد.
● برای تقویت اعتمادبه نفس
برای این كه بتوانید به فرزندان خود اعتماد به نفس بیاموزید، گاهی اوقات لازم است اعتماد به نفس خود را تقویت كنید. اگر مشكلاتی از زمان كودكی تان دارید با آنها مقابله كنید.
● درمان گذشته
اعتماد به نفس در فرزندان اكتسابی است. اگر اعتماد به نفس لازم را ندارید و یا احساس می كنید كه نداشتن اعتماد به نفس به خاطر رفتارها و اعمال والدین شماست، می توانید اقدام های زیر را انجام دهید:
فهرستی از آن دسته از كارهای والدین تان را كه بر تصویر شما از خودتان تأثیر می گذاشت، تهیه كنید.
▪ فهرستی از اقدام ها و یا رفتارهایی كه والدین تان احتمالاً انجام داده اند و باعث كم شدن اعتماد به نفس تان شده بنویسید.
▪ حال از كارهایی كه والدین تان برای تقویت و ایجاد اعتماد به نفس شما انجام داده اند پیروی كنید و اگر انجام دادن این آزمایش برایتان سخت است می توانید با افراد متخصص مشورت كنید.
● آیینه نفس خود را جلا دهید
هیچ كس نمی تواند همیشه چهره ای خندان داشته باشد، ولی اندوه و غم والدین به طور مستقیم به فرزندان شان انتقال می یابد. فرزندانتان به شما مانند آئینه ای كه همه چیز را انتقال می دهید، می نگرند و این در شكل گیری احساس شان تأثیر بسزایی دارد. اگر احساس نگرانی دارید، نمی توانید احساسی خوب را به كودك منتقل كنید.
فرزندان احساس غم و اندوه والدین را به خود نسبت می دهند. حتی آنها برای شاد كردن والدین احساس مسئولیت می كنند. اگر شما دچار مشكلاتی از قبیل افسردگی و هیجان زیاد هستید، این مشكلات را پیش از آن كه برای شما و فرزندتان مشكل ساز شود برطرف كنید.
كمك فرزندان، به پیشرفت استعدادها و كسب توانایی هایش در تقویت اعتماد به نفس او مؤثر است. اگر شما توانایی را در فرزندتان احساس كردید كه خود از آن بی خبر است، او را به انجام دادن و پیشرفت در آن تشویق كنید. تشویق و ممانعت نكردن هر دو ضروری است و باید تعادلی میان آنها ایجاد شود.اگر شما فرزند تان را تشویق به انجام كاری كه از عهده او برمی آید نكنید، استعدادش شكوفا نمی شود و شما شانس خوداتكایی را از او گرفته اید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  5:10 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


خودتان را دست کم نگیرید
خودتان را دست کم نگیریدهمه ما یک تصویر ذهنی از خودمان داریم؛ اینکه چه هستیم، چه تفکراتی داریم، چه توانایی‌ها و نقاط قوتی داریم و در چه مواردی ضعیف هستیم.
این تصویر از زمان کودکی شکل می‌گیرد و در طول زمان تغییر می‌کند. تصویر ذهنی، همان تصویری است که ما از خودمان داریم. بیشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتیجه تعاملات و ارتباطات با دیگران و طی تجربه‌های زندگیمان شکل می‌گیرد و در نهایت بر عزت نفس ما تاثیر می‌‌گذارد.
عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و مورد قدردانی، عشق و پذیرش از طرف خود و دیگران قرار گرفتن. افراد دارای عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبی دارند، ارزش خودشان را درک می‌کنند و به توانایی‌ها، مهارت‌ها و هنرهایشان افتخار می‌کنند. در مقابل افراد دارای عزت نفس کم، ممکن است احساس کنند هیچ‌کس آنها را دوست ندارد، مورد قبول دیگران نیستند و نمی‌توانند در هیچ زمینه‌ای پیشرفت کنند.
نکته ناراحت‌کننده این است که افراد با عزت نفس کم، معمولا کارهای مفید و بزرگی انجام می‌دهند اما نمی‌توانند کارهایی که انجام می‌دهند ببینند چون تصویر ذهنی‌شان این‌طور شکل گرفته که توانایی‌هایشان را نادیده بگیرند.
نکوهش و سرزنش فقط از طرف دیگران نیست. بعضی‌ها یک نکوهش‌گر درونی دارند؛ یک صدایی از درون که در هر کاری که آنها انجام می‌دهند، به دنبال نقص و عیب و ایراد می‌گردد. شنیدن این ندای درونی به اندازه سرزنش‌های دیگران می‌تواند عزت نفس را دچار مشکل کند.
آنها نمی‌دانند این سرزنش‌ها چه تاثیر بدی بر عزت نفسشان می‌گذارد. وقتی سرزنش‌های درونی شما را تحقیر می‌کند و می‌گوید: «لازم نیست تلاش کنی چون تو موفق نمی‌شوی»، به این فکر کنید که این ندا از درون شما می‌آید و می‌توانید آن را تحت کنترل قرار دهید. تصمیم بگیرید آن را تغییر دهید و ندای درونی مفید و سازنده‌ای داشته باشید.
عزت نفس به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را آن‌طور که هستید بپذیرید و از زندگی لذت ببرید.
افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، کار و تحصیلات موفق‌ترند و راحت‌تر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و در ضمن شادتر هستند و با مشکلات، کمبودها و ناامیدی‌ها بهتر کنار می‌آیند. این افراد هدفی را که انتخاب کرده‌اند رها نمی‌کنند تا در آن موفق شوند. کسب عزت نفس ممکن است نیاز به تلاش و تمرین داشته باشد اما مهارتی است که در زندگی یاد خواهید گرفت.
● راه‌های افزایش عزت نفس
اگر می‌خواهید عزت نفستان را بیشتر کنید باید بگوییم ما کلاس تقویتی عزت نفس نداریم اما می‌توانید با استفاده از توصیه‌های ساده و کاربردی زیر برای تقویت عزت نفس استفاده کنید.
▪ به اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید: قبول کنید که شما هم مثل هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کنید. اشتباهات بخشی از تجربه‌ها و فرصتی برای یادگیری است. یادتان باشد افراد در زمینه‌های مختلف توانایی دارند و استعدادهایشان با هم متفاوت است.
▪ کارهای جدید انجام دهید: تجربه کردن کارها و فعالیت‌های مختلف به شما کمک می‌کند تا استعداد و توانایی‌هایتان را کشف کنید و در ضمن به مهارت‌های جدیدی که یاد گرفته‌اید افتخار کنید و آنها را در زندگی به کار ببرید.
▪ نظرتان را با شجاعت اعلام کنید: نظرات و عقایدتان را با افتخار بیان کنید و از گفتن آن نترسید.
▪ کارهای خیر و ثواب انجام دهید: به دوستان، اقوام و همسایه‌ها‌یتان کمک کنید و بخشی از وقتتان را به طور داوطلبانه در اختیار آنها قرار دهید. این احساس که شما می‌توانید و قادر هستید به دیگران کمک کنید و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد کنید، عزت نفستان را بالا می‌برد.
▪ بدانید چه چیزهایی را می‌توانید تغییر دهید و چه چیزهایی را نمی‌توانید: اگر از چیزی ناراحت هستید که می‌توانید آن را تغییر بدهید (مثلا چاقی و اضافه وزن)، از همین امروز دست به کار شوید. اما اگر از چیزی ناراحت هستید که نمی‌توانید تغییرش دهید (مثل کوتاهی قد)، سعی کنید خودتان را همان‌طور که هستید دوست داشته باشید.
▪ اهدافتان را مشخص کنید: کار یا شرایطی را که دوست دارید به آن برسید مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنید.برنامه‌تان را اجرا کنید و پیشرفت‌تان را ارزیابی کنید.
▪ سخت نگیرید: خودتان را فقط به شکل مادی و ظاهری نبینید. نگویید اگر زیباتر بودم دوستان بیشتری داشتم. کارهایی را که دوست دارید انجام دهید، به دیدن دوستانتان بروید و از اوقاتتان لذت ببرید. راحت باشید، خیلی سخت نگیرید و از زندگی لذت ببرید.
▪ کمک بگیرید: هیچ وقت برای ایجاد عزت نفس سالم و مثبت دیر نیست. در مواردی که فرد عمیقا نسبت به خود احساس تنفر دارد و ریشه این حالت به دوران کودکی مربوط است، می‌توان از مشاور و روانپزشک کمک گرفت . این متخصصان به عنوان راهنما به افراد یاد می‌دهند که چطور خودشان را دوست داشته باشند و قدر توانایی‌های منحصر به فردشان را بدانند.
▪ با افکار منفی مبارزه کنید: درباره خودتان منفی فکر نکنید. هر وقت به ضعف‌ها و ناتوانی‌هایتان فکر کردید، سعی کنید در مقابل به توانایی‌ها و نقاط قوتتان هم فکر کنید. وقتی احساس می‌کنید خیلی دارید خودتان را سرزنش می‌کنید، در عوض چند جمله مثبت را بلندبلند در مورد خودتان بگویید و به خاطر توانایی‌هایی که دارید خودتان را تشویق و تحسین کنید.
▪ وارد گود شوید: بعضی تصورات و افکار، جلوی حرکت و پیشرفت را می‌گیرد. به جای اینکه با افکاری مثل «تا وقتی نمی‌توانم یک دایره بکشم نمی‌توانم یک نقاش ماهر و موفق شوم» خودتان را کنار بکشید، به چیزهایی فکر کنید که در آن استعداد و توانایی دارید و از آن لذت می‌برید و به دنبال همان بروید.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  5:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


داستان شخصیت چیست؟
داستان شخصیت چیست؟شخصیت خود را هدف تیراندازی با حلقه های هم مرکز در نظر بگیرید. شخصیت شما از پنج حلقه درست می شود. در حلقه اول،ارزشها و در دایره خارجی آن، باورهایتان قرار دارند.
ارزشهای شما، باورهای شما را مشخص می سازند؛ باورهایی که درباره خود و دنیای پیرامون خود دارید. اگر ارزشهای مثبت داشته باشید، چیزهایی مانند عشق، محبت و سخاوت، باور می کنید که اشخاص حاضر در دنیای شما شایسته این ارزشها هستند و بنابراین با آنها به همین شکل رفتار می کنید.
باورهای شما هم به سهم خود حلقه دوم شخصیت شما را مشخص می سازد که همان انتظارات و توقعات شماست. اگر ارزشهای مثبت داشته باشید، خودتان را آدم خوبی در نظر می گیرید. اگر خودتان را آدم خوبی در نظر بگیرید، انتظار حوادث خوشایند را دارید که برایتان اتفاق بیفتد. اگر انتظار دارید که حوادث خوشایندی برایتان اتفاق بیفتد، مثبت،بشاش و آینده نگر خواهید بود. در اشخاص و در دنیای پیرامونتان دنبال چیزهای مثبت خواهید گشت.
سطح چهارم شخصیت شما که از ناحیه انتظارات شما مشخص می شود، نگرش و برداشت شماست. نگرش و طرز تلقی شما بازتاب ارزشها، باورها و انتظارات شماست. برای مثال، اگر ارزش شما می گوید در دنیای خوبی زندگی می کنید و باورتان این است که در زندگی موفق خواهید شد، انتظار می کشید که هر حادثه ای برای شما اتفاق بیفتد به شکلی به شما کمک خواهد کرد. در نتیجه در قبال سایر مردم نگرش ذهنی مثبت خواهید داشت. شاداب تر و خوش بین تر خواهید شد، شما کسی خواهید بود که دیگران بخواهند با او و یا برای او کار کنند. به همین دلیل است که یک نگرش ذهنی مثبت با موفقیت فراوان دست در دست حرکت می کنند.
حلقه پنجم، اعمال شماست. اقدامات بیرونی شما بازتاب ارزشها، باورها و انتظارات شما در بیرون از شماست. به همین دلیل است که آنچه را در زندگی و کارتان به دست آورید بیشتر با توجه به آنچه در درون شما می گذرد مشخص می شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:07 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

درباره خودتان چگونه می اندیشید
درباره خودتان چگونه می اندیشید«من هرگز نمی توانم در کنکور قبول شوم؛ من اصلا هیچ استعدادی ندارم؛ من از لحاظ هوش و حافظه جزو افراد متوسط پایین جامعه هستم؛ من دیگر این کار را شروع نمی کنم، زیرا اگر موفق نشوم همه به دیده حقارت به من نگاه خواهند کرد».
این جملات را شاید بارها و بارها از اطرافیان خود شنیده ایم و اگر خوب حافظه خود را به کار گیریم شاید در برهه هایی از زمان به ذهن خودمان این افکار رسوخ کرده باشند.
شکست، آن کابوس شب های امتحان، آن قاتل رویاهای برنده شدن و روی سکوهای قهرمانی رفتن در نظر خیلی از افراد، سراسر همه زشتی و کراهت است. ولی انسان های بزرگ به جای له شدن و خمیدن در زیر پاهای شکست، آن را زیر پا گذاشته و از آن نردبان ترقی ساخته اند.
در این باره انیشتین می گوید؛ «کسی که هرگز مرتکب اشتباه نشده باشد هرگز برای رسیدن به چیزی تلاش نکرده است». شکست واقعی از دیدگاه ماری پیکفورد تنزل به مرتبه های پایین نیست، بلکه پایین ماندن و عدم تلاش برای رسیدن به بالا ست.
شکست ها و مشکلات همان چیزهایی هستند که هنری کیزر به آنها به عنوان فرصت هایی برای یادگیری می نگرد و رابرت اف. کندی در این باره می گوید؛ آنهایی که جرات شکست های بزرگ را دارند به پیشرفت های بسیار بزرگی هم نائل می شوند.
پس مشکلات جزو لاینفک زندگی هستند و انسان به موفقیت نمی رسد جز در سایه تلاش و خداوند بزرگ خلاصه و عصاره زندگی را در دو جمله به انسان تفهیم فرموده است؛ «لقد خلقنا الانسان فی کبر؛ ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم. سوره بلد آیه ۴» و «لیس للانسان الا ما سعی؛ انسان هیچ چیزی به دست نمی آورد جز با تلاش».
می گویند که ادیسون برای ساختن باتری، ۲۵ هزار روش مختلف را به کار گرفت. از او در مورد احساسش درباره این تجارب همراه با شکست سوال شد، او در جواب گفت؛ «اکنون بعد از این ۲۵ هزار روش، من می دانم که چرا با هر کدام از آنها باتری ساخته نشد ولی آیا شما نیز می دانید؟»
روان شناسان همیشه در پی پاسخ به این پرسش بوده اند که چرا این همه تفاوت در واکنش افراد به شکست ها وجود دارد؟ چرا یکی در پی شکست خود را می بازد و احساس حقارت می کند و دیگری تا رسیدن به نتیجه دلخواه استقامت می کند. یک پاسخ آنها به این سوال، تفاوت عزت نفس افراد بوده است. عزت نفس به معنی تایید شخص توسط خودش است و یکی از مولفه های مهم خودمختاری به شمار می رود؛ یعنی شخص تا چه اندازه از آزادی عاطفی برخوردار است و تا چه حد قادر است به معیارهای درونی اش پاسخ دهد.
افکار و احساسات افراد درباره خودشان به عنوان یک جنبه مهم عزت نفس مطرح است و نشان دهنده یک جنبه مهم زندگی روان شناختی است. عزت نفس در نوع واکنش افراد به مشکلات تاثیر انکارناپذیری دارد. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند قضاوت های مثبت در مورد خود دارند و صفات مثبت را به خود نسبت می دهند و به هنگام شکست کمتر از پریشانی هیجانی رنج می برند. آنها در مورد خودشان به این نحو می اندیشند که توانایی بالایی دارند و از عهده مسائل برمی آیند و نیز انتظار موفقیت در آنها بالاست.
پاسخ های هیجانی افراد به شکست اعم از شادی، اندوه، یاس و... از عقاید شان درباره عملکردشان تاثیر می پذیرد. برای پیش بینی واکنش هیجانی افراد در مقابل شکست در یک موقعیت باید سطح عزت نفس آنها و عملکردشان در آن موقعیت را در نظر بگیریم.
یعنی اگر عزت نفس فرد بالا باشد و عملکرد خوبی هم داشته باشد واکنش هیجانی بهتر و معقولانه تری خواهد داشت و عکس. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند از تاثیرات منفی شکست راحت تر جدا می شوند، زیرا آنها عقیده دارند که صفات و توانایی های بسیار دیگری دارند و این مسئله توضیح می دهد که چرا آنها به هنگام شکست کمتر احساس پریشانی و استیصال می کنند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس پایین برخوردارند جنبه های منفی شکست را بزرگ کرده و بیش تعمیم دهی می کنند با شکست در یک حوزه و در یک جنبه آنها به این نتیجه می رسند که در هیچ چیزی استعداد ندارند. در مقابل افراد برخوردار از عزت نفس بالا، شکست خود را در یک جنبه با استفاده از هنرها و استعدادشان در جنبه های دیگر جبران می کنند. بر اساس تحقیقات تفاوت رفتار والدین منجر به تفاوت عزت نفس در افراد می شود.
● والدین؛ سازندگان عزت نفس فرزندان
والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری بسیاری از خصوصیات فرزندان شان دارند. بسیاری از والدین یک عشق پایدار نسبت به فرزندان شان دارند و این محبت بستگی به خوب بودن و خوب انجام دادن کارها به وسیله فرزندان ندارد یعنی آنها مهر و محبت نامشروط را نثار فرزندان شان می کنند. همان چیزی که راجرز از آن تعبیر به توجه مثبت نامشروط می کند. والدین افراد برخوردار از عزت نفس بالا به موفقیت های فرزندان شان افتخار می کنند و شکست های آنها را با شکیبایی می پذیرند. فرزندان این والدین به عنوان افرادی شناخته می شوند که در کودکی به عشق و محبت مادر خود مطمئن بوده اند.
در مقابل افرادی که از عزت نفس کم برخوردارند خصوصیات یک والد تقبیح کننده و تنبیه کننده را درونی کرده اند که به طور بسیار سخت گیرانه نسبت به اشتباهات و شکست هایشان حساس است و به هنگام موفقیت فرزندانش خوشحالی کمی را نشان می دهد.
این افراد بسیار زیاد مستعد حساسیت درباره شکست ها و رد شدن ها، داشتن تحمل کم در مقابل ناکامی ها، نیاز به داشتن یک زمان طولانی برای بهبود ناامیدی ها و داشتن یک نگاه بدبینانه به زندگی هستند.پس می توان گفت که آمادگی برای خصوصیاتی مثل ناامیدی یا در مقابل آن امیدواری به تجارب خاص و بخصوص رفتار والدین وابسته است.
● قدم برداشتن در راه موفقیت؛
برای رسیدن به موفقیت و نحوه واکنش در مقابل شکست ها، روان شناسان توصیه هایی چند دارند؛
یافتن استراتژی و راهبرد؛ موفقیت شامل ۲۰ درصد مهارت و ۸۰ درصد استراتژی و راهبرد است. برای مثال می دانیم که چگونه مطالعه کنیم ولی مطلب مهمتر طرح و برنامه برای مطالعه است.
یافتن ریشه مشکلات؛ افراد نمی دانند چگونه با مشکلات کنار بیایند زیرا آنها آرامش خود را از دست داده و روی مشکل تمرکز نمی کنند؛ اول باید دلایل ریشه ای مشکل را پیدا کرد و بعد روی راه حل ها متمرکز شد.
● پرسیدن سوالاتی از خود هنگام مواجهه با شکست؛
- چگونه می توانم از مشکل در جهت پیشرفت استفاده کنم؟
- چگونه می توانم به آن از دریچه دیگری نگاه کنم؟
- در هر چیزی جنبه های مثبت می توان یافت جنبه مثبت این مشکل چیست؟
- آیا من واقعا برای راه حل آن تلاش کرده ام؟
- و در نهایت برای بالا بردن عزت نفس و در نتیجه بهبود واکنش های افراد به شکست باید افراد را تشویق کرد که روی صفات مثبت شان متمرکز شوند و به این مسئله اعتقاد داشته باشند که می توانند بسیاری از کارها را به خوبی انجام دهند.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:09 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

 

درجستجوی عزت نفس بهتر
درجستجوی عزت نفس بهتر● عزت نفس چیست ؟
احساسات و افكار مردم دربارهٔ خودشان، اغلب براساس تجارب روزانه تغییر پذیر است.
برای مثال، نمره‌ای كه در امتحان می‌گیرید،برخورد دوستانتان با شما و افت و خیزهای موجود دریك رابطه عاطفی ، همگی به طور موقت بر احساس نوعدوستی و خوشحالی شما تأثیر می‌گذارند.
البته ،عزت نفس شما بنیادی تر از آن است كه افت و خیزهای عادی سبب تغییر آن شود. مثلا افرادی كه از عزت نفس خوبی برخوردارند، افت و خیزهای معمول می‌تواند نوسانات گذاریی در نحوه احساسشان نسبت به خود ایجاد كند، ولی این تأثیرات بسیار محدودند برعكس ، آنهایی كه عزت نفس نازلی دارند ، افت و خیزهای معمول چه بسا زندگی آن ها رادگرگون كند.
نگاهی به ذیل ، شما را در مسیر عزت نفس بهتر قرار خواهد داد:
ـ عزت نفس ضعیف در مقابل عزت نفس سالم
ـ منشأ پیدایش عزت نفس كجا ست ؟
ـ عزت نفس سالم
ـ عزت نفس پایین
ـ ندای درونی شما چه می‌گوید؟
ـ سه وجه درونی شما چه می‌گوید؟
ـ سه وجه در عزت نفس پایین
ـ پیامد های عزت نفس پایین
ـ سه گام جهت عزت نفس بهتر
ـ عزت نفس ضعیف در مقابل عزت نفس سالم
غالبا افرادی كه از عزت نفس ضعیفی برخوردارند، وضعیت كنونی خود را ملاكی، جهت ا رزیابی خویش قرار می‌دهند،آنها برای مقابله با افكار و احساسات منفی فراگیر و دائمی ، به تجارب مثبت بیرونی نیاز دارند. حتی در صورت به دست آوردن تجارب مثبت ، احساس خوب ( حاصل از گرفتن نمره خو ب و ....) ،می‌تواند موقتی باشد.
عزت نفس سالم ، برپایهٔ توانائی ما در ارزیابی دقیق از خود (شناخت خود) بنا شده است و نكته قابل توجه در آن پذیرش خود و ارج نهادن بی‌قید و شرط به خویش است . این بدان معناست كه توانایی‌ها ومحدودیت‌های خود را (كه بخشی از وجود انسان هستند ) به شكل واقع بینانه‌ای بشناسیم و در عین حال، بدون هیچگونه قید و شرطی خود را پذیرفته و ارزشمند بداریم .
● منشا پیدایش عزت نفس كجاست ؟
تصور ما نسبت به خودمان به واسطهٔ تجارب ما با افراد مختلف و گوناگون در گسترهٔ زندگی‌مان ، سبب پیدایش و دگرگونی عزت نفس ما می شوند . به ویژه ، تجارب دوران كودكی ما نقش بزرگی در شكل‌گیری اساس و پایهٔ عزت نفس ما دارند. نحوه رفتار افراد درجه یك خانواده ،مربیان ، معلمان ، روحانیون ، افراد مذهبی، همسالانمان و همچنین موفقیت‌ها (و شكست‌ها ) از جمله عوامل تأثیرگذار در شكل‌گیری ، عزت نفس می‌باشند.
ـ نكته : « بخش عظیمی از عزت نفس در دوران كودكی شكل می‌گیرد» .
۱) عزت نفس سالم
▪ آن دسته از تجارب دوران كودكی كه به عزت نفس سالم منجر می‌شوند عبارتند از :
ـ تحسین شدن
ـ گوش فراداده شدن ( گوش فرادادن دیگران به صحبت‌های ما )
ـ محترمانه ، طرف صحبت قرارگرفتن
ـ مورد توجه بودن و در آغوش گرفته شدن
ـ كسب موفقیت در ورزش یا مدرسه
ـ داشتن دوستان معتمد
۲) عزت نفس پایین
▪ آن دسته از تجارب دوران كودكی كه به عزت نفس پایین می‌انجامند عبارتند از :
ـ به طرز ناخوشایندی مورد انتقاد قرار گرفتن
ـ آماج داد و فریاد و ضرب و شتم دیگران قرار گرفتن
ـ نادیده انگاشته شدن ،مسخره یا تحقیر شدن
ـ همیشه انتظار « عالی بودن » از ما داشتن
ـ تجربه شكست در ورزش یا مدرسه
كسانی كه دارای عزت نفس پایین هستند ، دائما در معرض این پیام هستند كه شكست تجربه‌ها ( باختن در بازی ،‌گرفتن نمره پایین و ....) به معنای شكست تمام وجود آنهاست .
▪ ندای درونی شما چه می گوید؟
همهٔ تجربه‌های پیشین ما ، حتی آنهایی كه معمولا نا آشكار هستند ؛ در قالب یك ندای درونی ، در زندگی روزمره ما زنده و فعال هستند. این ندای درونی دائما پیام‌های ناب خود را به ما گوشزد می‌كند اگر چه همانند برخی سخنان ،آنها را نمی‌شنویم ندای درونی در افرادی كه عزت نفس سالمی دارند ، حاوی پیامد های مثبت و تائید كننده است، در حالی كه ندای درونی در مورد افرادی با عزت نفس پایین ،‌به شكل انتقاد ناخوشایند درونی ،‌انتقاد دائمی نسبت به خود ،‌ و تنبیه خود، و ناچیز جلوه دادن كامیابی‌ها بروز می‌نماید.
▪ سه وجه از عزت نفس پایین
اغلب ما تصویری از عزت نفس پایین داریم ، اما باید توجه داشت این تشخیص همیشه آسان نیست . سه شكل متداول عزت نفس پایین آورده شده‌اند :
۱) فریبنده :
فرد خوشحال و موفق رفتار میكند ، اما به راستی از شكست می‌هراسد.
او در هراسی دائمی نسبت به آشكار شدن هویت واقعی خود به سر می برد،این فرد جهت حفظ نقاب عزت نفس مثبت نیاز به كامیابی‌های مكرر دارد كه این امور خود منجر به مشكلاتی چون كمال‌گرایی ،‌تعلل در امور ،‌رقابت و فرسودگی می‌شود.
۲) عصیانگر :
رفتار فرد به گونه‌ای است كه گوئی مصلحت اندیش دیگران بوده و در همه موارد صاحب نظر می‌باشد. این فرد همانند افراد مهم و قدرتمند عمل می‌كند . همواره از این مسئله كه دیگرا ن « به اندازه كافی خوب » نیستند ،‌احساس خشم و عصبانیت می‌كند. دائما وانمود می‌كند قضاوت و انتقاد دیگران ،‌سبب آزارش نمی‌شود. در نهایت این حالات به مشكلاتی نظیر سرزنش بیش از حد دیگران ، قانون شكنی یا مخالفت جویی می‌انجامد .
۳) بازنده :
فرد احساس بی‌فایدگی دارد و قادر به مواجهه با جهان نمی‌باشد. او در انتظار رسیدن یك ناجی یا فریادرس به سر می‌برد . وی برای مقابله با ترس ناشی از قبول مسئولیت تعیین زندگی خود ، از دلسوزی برای خویش با بی تفاوتی سپری می‌سازد و جهت راهنمایی ، دائما چشم به دیگران دوخته است .این دیدگاه به مسائلی نظیر كمبود مهارتهای ابراز وجود ، كم آموزی ، اتكای بیش از حد به دیگران و.....منجر می‌شود.
۳) پیامدهای عزت نفس پایین
عزت نفس پایین ،‌پیامدهای وسیعی به دنبال دارد.
ـ می‌تواند موجب اضطراب ، فشار روانی ، احساس تنهایی و آمادگی شدید برای افسردگی شود.
ـ می‌تواند سبب بروز مشكلاتی در رابطه با دوستان و ارتباطات وی شود.
ـ می‌تواند به طوری جدی بر عملكرد تحصیلی و شغلی اثرگذارد.
ـ می تواند سبب سرخوردگی فرد شود و میزان آسیب پذیری فرد را در مقابل مواد مخدر و الكل افزایش دهد .
ـ بدتر از همه ، پیامدهای منفی پیش گفته ،تقویت كننده تصویر منفی فرد ازخویش است و می تواند عزت نفس فرد را به قهقرا كشانیده و روحیه غیر خلاق و حتی رفتارهای خود تخریبی را فعالانه تشدید كند.
▪ سه گام جهت رسیدن به عزت نفس بهتر
پیش از آنكه شروع به بهبود عزت نفس خود نمائید ،ابتدا،به توانایی تغییر آن اعتقاد داشته باشید . لزوما هر تغییری سریع و آسان رخ نمی‌دهد، اما می‌تواند اتفاق بیفتد. شما ضعیف نیستید! به محض پذیرش و یا حداقل توجه به جمله مذكور ،می‌توان گام‌های سه‌گانه را برای تغییر عزت نفس برداشت:
۱) سرپوش گذاردن بر انتقاد درونی
۲) تمرین پرورش خود
۳) تقاضای كمك از دیگران
ـ گام اول : سرپوش گذاردن بر انتقاد درونی
اولین گام مهم در بهبود عزت نفس،شروع مبارزه با پیامدهای منفی ندای درونی منتقد است . در گام دوم : تمرین پرورش خود
سرپوش گذارندن بر ندای درونی انتقادگر ، اولین قدم مهم است ،اما كافی نیست . از آنجایی كه بخشی از عزت نفس ما ، به رفتاری كه دیگران در گذشته با ما داشته اند مربوط می شود، دومین قدم به سوی عزت نفس سالم ،آن است كه با خودتان به عنوان یك فرد ارزشمند رفتار كنید.
با پرورش و اهمیت دادن به خود به شیو ه‌ای نشان دهید، كه ارزشمند ، با كفایت،
لایق و دوست داشتنی هستید و این چنین با تجارب یا پیامهای منفی گذشته مبارزه كنید .
پرورش خود از بخش های گوناگونی تشكیل می شود
ـ مراقبت های اولیه را نسبت به خود اعمال نمائید.
به مقدار كافی بخوابید ،غذاهای سالم بخورید، مرتب ورزش كنید ،در رعایت بهداشت كوشا باشید والی الاخر .
ـ برای خودتان برنامه های تفریحی وآرامش دهنده ترتیب دهید .می توانید به سینما بروید ،خواب نیمروزی داشته باشید، به ماساژ بروید ، گلكاری و باغبانی كنید، با هر چیزی كه برایتان لذابخش است ، به خود آرامش دهید.خود را برای موفقیت هایتان تشویق كنید.
به طور مثال شما می توانید به خاطر نمره خوبی كه گرفته اید ،یك شب به خود مرخصی دهید و جشنی برپا دارید. وقت خود را با یك دوست بگذرانید.
و به خاطر تماس تلفنی كه برایتان بسیار مشكل بوده ولی انجام داده اید ، خود را تحسین كنید.توانایی‌ها و كامیابی‌ها خویش را به خود یادآوری كنید .
ـ یك روش آن است كه فهرستی از چیزهایی كه برای خود دوست دارید،تهیه كنید، یا یك پروندهٔ « موفقیت » برای خود ترتیب دهید كه نامه های مثبت ، تشویق نامه‌ها ، مدارك یا تقدیر نامه‌ها را در آن نگهداری كنید.
ـ موفقیت‌هایی را كه سبب افتخار شما هستند، نشانه‌هایی كه همیشه در معرض دیدتان باشد،یاد آور شوید.
ـ هنگامی كه مطابق با انتظاراتتان عمل نكرده‌اید خود را ببخشید چنانچه به پرورش خود عادت نداشته باشید، این عمل به نظر سخت و دشوار می‌نماید. از خود انتقاد نكنید.
وقتی كاری را كاملا صحیح انجام نداده‌اید، آن ندای درونی را به یاد داشته باشید!
خودرا متعالی بدانید حتی وقتی احساس می‌كنید، استحقاق آن را ندارید، چنین «بنما یانید » تا همان گونه « رخ دهد »وقتی احساس متعالی و خوب بودن را به خود القاءمی‌كنید ، بتدریج آنرا ، باور خواهید نمود.
گام سوم : از دیگران یاری بخواهید
غالبا ،یاری طلبیدن از دیگران ، مهمترین و نیز دشوارترین قدم به سوی تقویت عزت نفس است .
افرادی كه دارای عزت نفس پائین هستند،به دلیل احساس عدم لیاقت نمی توانند از دیگران طلب كمك نمایند . اما از آنجایی كه ، عزت نفس پایین ، غالبا حاصل نحوه برخوردی است كه دیگران در گذشته با شما داشته‌اند ، جهت مبارزه با پیامدهای انتقادی، كه خود حاصل از تجارب منفی گذشته‌اند، نیازمند كمك دیگران خواهید بود.
در اینجا چند روش جهت كمك طلبیدن از دیگران آورده شده است :
ـ از دوستان طلب حمایت كنید.
ـ از دوستانتان بپرسید از چه ویژگی شما خوششان می آید یا فكر می كنند شما در آن مورد دارای قوت هستید.
ـ از كسی كه به شما اهمیت می دهد ، بخواهید كه برای مدت كوتاهی به شما گوش فرا دهد، بدون آنكه سعی داشته باشد چیزی را « اصلاح )»كند.
برای در آغوش گرفتن دوستان مشتاق باشید.
ـ از كسی كه به شما علاقمند است بخواهید ، امور را كه خودشان انجام می‌دهند ، به شما یاد آوری كنند .
ـ چنانچه مشكل درسی دارید.، نزد استادان یا مشاوران بروید واز آنها بخواهید در این امور،كمكتان كنند ، به یاد داشته باشید:
ـ آ‌نهاحضور دارند تا به یادگیری شما كمك كنند !
اگر در زمینه‌های مشخصی اعتماد به نفس پائین دارید ،در كلاس‌ها شركت كنید و یا فعالیت‌های تازه‌ای را پیش بگیرید تا حس رقابت را در شما افزایش دهد .
( برای مثال شركت در كلاسهای ریاضی ، ورزشی ، كلاسهای شنا و...)
با یك درمانگر یا مشاور صحبت كنید .
گاه ، غلبه بر عزت نفس پائین چنان رنج آور و یا مشكل به نظر می‌رسد ، كه نیاز به كمك حرفه‌ای درمانگر یا مشاور روانشناس پیش می‌آید . صحبت با یك مشاور روش خوبی جهت آشنایی بیشتر با جنبه‌های عزت نفس شماست و منجر به بالا رفتن عزت نفس شما می‌شود.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:34 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

راه گشای موفقیت
راه گشای موفقیتاعتماد به نفس واژه آشنایی است كه در بسیاری از كتب، سخنرانی ها و حتی در پند و اندرزهای حكیمانه قدما و بزرگان، از آن به عنوان یكی از مهمترین اركان موفقیت نام برده شده است، اما از خاطر نبریم كه اعتماد به نفس تنها یك واژه نیست، بلكه اهرم قدرتمندی است كه با به كارگیری آن، می توان دشوارترین كارها را سهل و آسان كرد. حال این سؤال مطرح می شود كه چگونه می توانیم این اهرم نیرومند را در اختیار خود و دیگران قرار دهیم؟ و اصولاً این عامل مهم و شالوده موفقیت چگونه تضعیف یا تقویت می شود؟می توان از جنبه های مختلفی به تجزبه و تحلیل این موضوع پرداخت اما فصل مشترك در همه موارد این است كه عمده این نیرو توسط محیط و عوامل محیطی به ما منتقل و یا از ما گرفته می شود. شكست های پیشین، ناكامی ها، بازخوردهای منفی، عدم آگاهی اطرافیان در راهنمایی ها و اظهاراتشان، كاهلی و سستی، اراده ضعیف و در مواردی ایده آل گرایی برخی از والدین را نیز می توان به عنوان عوامل مؤثر در كاهش اعتماد به نفس و عدم موفقیت برشمرد. به عنوان مثال برخی از خانواده ها با حمایت های نابجا و غیرضروری از فرزندانشان، آنان را متكی و وابسته بار می آورند كه در این صورت فرزندانشان در صورت لزوم قادر به تصمیم گیری و اقدام مناسب نخواهند بود و همچنین در پاره ای از موارد از هراس این كه فرزندانشان مرتكب اشتباه نشوند و یا وظایفشان را كامل و صحیح انجام ندهند، مسئولیت های محوله آنان را خود یك تنه متقبل می شوند و حتی در مواردی تكالیف و كار دستی هایی كه جهت رشد خلاقیت و نوآوری در برنامه های درسی دانش آموزان گنجانیده شده، توسط والدین انجام می شود، غافل از این كه همان گونه كه جسم ما برای حفظ سلامتی نیاز به ورزش و تمرین دارد، ذهن نیز برای رشد و تعالی و تقویت خلاقیت، نیازمند تمرین و ممارست های خاص خود است. گاهی نیز عكس العمل ها و رفتارهای نسنجیده و نابخردانه خودمان، منجر به عدم موفقیت می شود كه یكی از پیامدهای آن، كاهش اعتماد به نفس است.بدیهی است كه همه ما می خواهیم در عرصه رقابت های زندگی در انجام ساده ترین كارها تا دشوارترین شان سربلند و موفق باشیم و قطعاً اگر بدانیم مسیری كه برای رسیدن به اهداف مان انتخاب كرده و در آن گام نهاده ایم، به مقصد دلخواه ما ختم نمی شود، هرگز از آن عبور نخواهیم كرد. در محیط كار نیز مسئولین و مدیران می توانند نقش كلیدی در یافتن میانبرهای موفقیت و تقویت عوامل مؤثر در آن، از جمله ایجاد اعتماد به نفس در افراد داشته باشند. به طور یقین اگر دانش، تخصص و علائق كارمندان در كار روزمره آنها نقشی ایفا نكند و مسئولیتی كه به آنان واگذار می شود، با توانایی های جسمی و فكری آنها تناسب چندانی نداشته باشد، علاوه بر این كه آن كار به طرز مطلوبی انجام نخواهد شد، در درازمدت نیز به سركوب شدن استعدادهای آنان، نارضایتی كارفرما، تحقیر، تنبیه و در نهایت احساس شكست و خدشه وارد شدن به اعتماد به نفس افراد می انجامد.معمولاً این گونه به نظر می رسد كه منظور از عدم تناسب توانایی های افراد با وظایفشان، محول شدن وظیفه ای به آنان بیش از توان و طاقتشان است. اما مدیر خردمند، ظاهربین نیست و با درایت و فراست دریافته است كه گاهی عكس این قضیه هم صادق است و با محول كردن كارهای بسیار ساده و تكراری به افراد سخت كوش و مبارزه طلب، شایستگی های آنان در هم شكسته و میل تلاش در آنان از بین می رود.عامل مهم دیگری كه در این مقوله باید مورد توجه قرار گیرد، این است كه گاهی شناخت دیگران و حتی خودمان از خود واقعی مان بسیار اندك است و در شرایطی، تنبلی را از عدم اعتماد به نفس تمیز نمی دهیم و زمانی كه توسط دیگران ارزیابی می شویم، علل اصلی شكست هایمان را عدم اعتماد به نفس تلقی می كنند، در حالی كه شاید اگر همان كار با برنامه ریزی، پشتكار، دقت و حوصله انجام می پذیرفت، هرگز به شكست منجر نمی شد.
حال برای جلوگیری از موارد یاد شده و دیگر موارد مشابه، می توان لااقل ۶۰ راه كار را به عنوان گام هایی مؤثر در تقویت اعتماد به نفس و كسب موفقیت در نظر داشت:
۱- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است. ابتدا سعی كنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود كسب كنید و با توجه به این كه هیچ كس كامل نیست، اگر ایرادی یا مشكلی دارید كه خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین كمك بخواهید.
۲- تاریك ترین زمان شب، نزدیك ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با كوچكترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نكنید.
۳- بدون توجه به نتیجه كار، تمامی نیروی خود را به كار گیرید تا مسئولیتی كه به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان كاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد.
۴- همیشه هدف مند باشید. اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی كنید. یعنی برای خود اهداف كوتاه مدت انتخاب كنید و مطمئن باشید حتی اگر یك گام كوچك، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان كوتاه تر خواهد كرد.
۵- در لحظات سختی كه احساس تنهایی و ناامیدی می كنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در كنار شماست. به خدا توكل كنید، محكم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شكر گزار باشید.
۶- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم كنند. اگر از درستی كاری كه قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید كسی به اراده شما خللی وارد كند.
۷- از شوخی های توهین آمیز كه باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری كنید.
۸- توانایی های خود را دست كم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت «اشرف مخلوقات» نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتكار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد.
۹- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت كنید و سعی كنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا كرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افكار منفی به ذهن تان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید.
۱۰- نسبت به كودكان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نكنید. سعی كنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی كه خطایی انجام می دهند، با تذكرات به جا و دوستانه آنان را متنبه كنید.
۱۱- قبل از انجام هر كاری به عواقب حاصله آن خوب فكر كنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت كنید و از انجام كارهای غیرمنطقی و غیراصولی كه می تواند به شكست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید.
۱۲- اگر خواستار دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید.
۱۳- سعی نكنید با توسل جستن به كارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی كسب كنید. به خود گوشزد كنید موفقیتی كه در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است.
۱۴- محیط كاری شما به مثابه یك دهكده كوچك است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری كه در مورد همكارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یك حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همكاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید.۱۵- با افراد حسود و بدبین مشورت نكنید.
۱۶- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد كه باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور كنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب كنید.
۱۷- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل كنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه كنید نه با دیگران.
۱۸- «همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را» . بسیاری از ما حداقل یك بار هم كه شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی كنیم از این جمله، به عنوان یك تكنیك مثبت اندیشی استفاده كنیم.
۱۹- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف كه متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حركت شما را كند كند.
۲۰- اگر مشكلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل كنید، از افراد زبده و با تجربه كمك و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال كردن هراسی نداشته باشید.
۲۱- هر جایی از مسیر زندگیتان كه هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید كه سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد.
۲۲- اگر می خواهید حركت نوینی را در زندگی آغاز كنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور كنید.
۲۳- فرزندان خود را از كودكی به مستقل بودن تشویق كنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شكوفا سازید.
۲۴- در هر كاری تعادل را حفظ كنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر كدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شكست شما به حساب آیند.
۲۵- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شكست خورده را به خود نگیرید.
۲۶- اندیشه های امروز شما، فردای شما را خواهد ساخت، پس همیشه مثبت اندیش باشید و ضمن انجام فعالیت های لازم خود را برنده تلقی كنید.
۲۷- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه كنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی كنید در طی روز آنها را به انجام برسانید.
۲۸- هر شكستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد كنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش كردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تكرار مجدد آن اشتباهات، خودداری كنید.
۲۹- «همه چیز را همگان دانند» ، اگر این جمله زیبای سقراط را به خاطر داشته باشید، توقع بیش از حد از خودتان یا دیگران نخواهید داشت.
۳۰- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیك و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید.
۳۱- در به انجام رساندن كارهای مهم و كارهایی كه جبران آن مشكل است، از تمركز و دقت حواس بیشتری كمك بگیرید. با توجه به این ضرب المثل «پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یك بار ببرید» در به انجام رساندن كارهایی كه امكان تكرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی كارها دقت داشته باشید.
۳۲- به دیگران و خودتان شانس جبران اشتباهات را بدهید. شاید یك شروع جدید، زندگی جدیدی برایتان به ارمغان بیاورد.
۳۳- كودكان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نكنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نكنید.
۳۴- اگر هر چه سعی می كنید ولی به مقصدتان نمی رسید؟ قدری تأمل كنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی به سوی شما گشوده شود.
۳۵- برای كم كردن ضریب خطاهای خود در محیط كار، استانداردهای كاریتان را رعایت كنید.
۳۶- لیستی از مواردی كه در زندگی تان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه كنید و با بررسی علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازید.
۳۷- در برابر افراد پیر و مسن بیشتر احساس مسئولیت كنید، یادتان باشد آنان حساس و شكننده هستند و نباید با خشونت و بدخلقی از رفتارهایی كه شاید در سن و سال آنها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آنها را از بین ببرید.
۳۸- وقتی كه مسئولیتی را به عهده كودكان خود می گذارید، از دور آنها را كنترل كنید و طوری كمك شان كنید كه خود را ناتوان احساس نكنند.
۳۹- وقتی در جمع دوستان قرار دارید، سعی كنید به همه توجه نشان دهید و فقط یك یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید.
۴۰- وقتی در یك مجموعه كار می كنید، تنها مهم نیست كه خودتان خوب و بی نقص باشید. در نظر داشته باشید حتی اگر یك نفر هم در جمع درست كار نكند، باز نتیجه كاملاً مطلوب حاصل نمی شود. پس برای حصول به نتیجه دلخواه، در حركت های گروهی به افراد ضعیف بیشتر توجه كنید و با همسو كردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین كنید.
۴۱- اگر در معاشرین شما كسی وجود دارد كه با روحیه شما سازگار نیست و یا با هم تفاهم ندارید، با كم كردن تدریجی ارتباط خود با آن شخص، او را از دایره رفت و آمدهای خود حذف كنید.
۴۲- به ظاهر و سلیقه شخصی دیگران بی احترامی نكنید.
۴۳- به دیگران كمك كنید تا ویژگی های شایسته خود را آشكار كنند.
۴۴- اگر اطرافیان شما همه سعی خود را انجام داده اند، اما نتوانسته اند از عهده مسئولیتی كه شما به آنها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بیهوده تلقی كنند و با تشكر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت كنید.
۴۵- در گردهم آیی های دوستانه اگر كسی در مورد موضوعی اظهار نظر كرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده او را خجالت زده نكنید، از یاد نبرید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است.
۴۶- انتخاب های خود را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا.
۴۷- تصور نكنید همیشه نرمش و مهربانی مشكل گشا است. بر عكس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیت روی خواسته خود پافشاری كنید تا به شما اجحاف نشود.
۴۸- یاد بگیرید در مواقع ضروری بدون خجالت «نه» بگویید.
۴۹- وقتی عصبانی هستید، در مورد هیچ كس و هیچ چیز تصمیم نگیرید.
۵۰- اگر برای حل معضلی كه پیش رو دارید، همه تلاش خود را انجام دادید و كار دیگری از دستتان برنیامد، تا حصول نتیجه صبور باشید و برای بهتر كردن شرایط با اقدامات زائد و غیرضروری، آرامش موجود را به هم نزنید.
۵۱- مدافع حق خود و خانواده تان باشید. به واسطه خجالت یا ترس یا عدم آگاهی، از چیزی كه حق شماست، به سادگی نگذرید. اگر با اشخاص حقوقی دچار مشكل هستید كه راه حلی به ذهنتان نمی رسد، از وكلای خبره و زبده كمك بگیرید تا در انجام كارها به صورت اصولی و قانونی به شما كمك كنند.
۵۲- دوستان واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آنها را حفظ كنید و به دلیل كدورت های بی اهمیت و بی ارزش ارتباط خود را با آنها قطع نكنید.
۵۳- گستاخی را از قاطعیت تمیز دهید.
۵۴- برای دوستانی كه بیش از دیگران به شما كمك می كنند، تا معایب و كاستی های خود را جبران كنید ارزش ویژه ای قائل باشید.
۵۵- رهرو آن نیست كه گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است كه آهسته و پیوسته رود (سعدی)
۵۶- گاهی تحمل فشار روحی حاصله از كارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی كنید و با اتمام رساندن این گونه كارها به خود آرامش هدیه كنید.
۵۷- اگر بخشی از كارهای شما باید توسط شخصی یا دوستی انجام شود كه فقط او شخصاً قادر به انجامش است، اما بی خیال یا پرمشغله است، درخواست خود را در موارد مناسب با آرامش و متانت مكرراً به او یادآوری كنید و این یادآوری را آن قدر تكرار كنید تا به نتیجه ای كه می خواهید برسید.
۵۸- از هر كس فراخور سن و دانش اش توقع داشته باشید.
۵۹- اگر در معاشرت های خود مرتباً شكست می خورید و دنبال روش كم خرج و قابل اجرا هستید، صداقت و روراستی، مهربانی و بخشش را سرلوحه خود قرار دهید.
۶۰- به قابلیت های خود ایمان داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یك «به دانه» با آن كه كوچك است، خواص درمانی قابل توجهی دارد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها