0

موفقیت: اعتماد به نفس

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

اعتمادبه‌نفس در ۱۰ روز
اعتمادبه‌نفس در ۱۰ روز● به خودتان عشق بورزید
شرط اساسی اعتمادبه‌نفس، خودشیفتگی و اساسی‌ترین مانع آن، خودشکنی است. برای اینکه اعتمادبه‌نفس داشته باشید، باید خودشیفته گردید. باید عاشق جسم و روح بود و شناخت و درک درستی از خویشتن خویش داشته باشید. شما در حقیقت، برگزیدهٔ آفریدگان خدائید. چرا که خداوند خطاب به انسان می‌فرماید: ”ای انسان، من از روح خودم در تو دمیدم“ شاید درک همین یک جمله، اعتمادبه‌نفس را در شما به کمال برساند. در حقیقت، مقدمهٔ عشق به خود، عشق الهی است. شما تنها زمانی احساس پستی و خواری می‌کنید که خود را درست نشناخته و به حقیقت انسان بودن خود پی نبرده باشید.
● خود را تشویق و ستایش کنید
به خاطر کوچکترین کار خوبی که انجام می‌دهید، خود را ستایش و تشویق کنید. شما عادت کرده‌اید برای کارهای بد و نادرست خود، هزاران بار خود را سرزنش کنید؛ اما یک بار هم خود را شایستهٔ تشویق و ستایش ندانسته‌اید. هیچ کدام از کارهای مثبت خود را کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنید.
● سلامت باشید
اعتمادبه‌نفس تا حد فراوانی به میزان سلامت جسم و روح بستگی دارد. به‌طور معمول، افرادی که بیماری‌های جسمی و روحی داشته باشند، از اعتمادبه‌نفس خوبی برخوردار نیستند. خشم، رنجش، ترس، اضطراب، کینه، حسادت و بیماری‌های روحی و ذهنی باعث می‌شد کاهش اعتمادبه‌نفس شما به مراتب بیشتر گردد.
● اعتمادبه‌نفس، خودپرستی نیست
خودشیفتگی با خودپرستی متفاوت است. شخصی که روح عالی اعتمادبه‌نفس در او است، به خود و دیگران عشق می‌ورزد؛ چون خود و دیگران را نشانه‌هائی از آفریدگار می‌داند. شما باید همواره متوجه باشید که برای خود و دیگران، همزمان ارزش قائل شوید. هم وقتی را برای رسیدن به خود و نیازهای خود در نظر بگیرید و هم وقتی را به دیگران اختصاص دهید و در هر زمان با عشق، به خود و دیگران خدمت کنید.
● احساس شایستگی کنید
اعتمادبه‌نفس، احساس شایستگی نمودن است. خداوند فرموده‌اند: ”ما انسان را شبیه به خود آفریدیم“ بنابراین تمامی صفت‌های خداوندی هر چند نه به طور مطلق، در ما به ودیعه نهاده شده است. تصور اینکه ما لیاقت موهبت‌های بزرگ را نداریم، به معنی نفی ارزش‌های الهی و ناسپاسی است. وقتی در حال استفاده از موهبتی هستید، به خود یادآوری کنید که من شایستگی این و بیشتر از این را دارم.
● از موهبت‌های الهی لذت ببرید.
خود را از موهبت‌های الهی محروم نکنید. هر محرومیتی که به درازا بکشد، عدم شایستگی را به ذهن القاء می‌کند. با چشم بازتری به جهان اطراف خود نگاه کنید. چه امکانات بی‌شماری دارید که از آنها استفاده نکرده‌اید. بهره بردن یعنی احساس عدم شایستگی و این احساس، یعنی از بین بردن اعتمادبه‌نفس، بدون احساس گناه از موهبت‌های الهی لذت ببرید.
● احساس گناه بزرگترین مانع است
یکی از بزرگترین مانع‌های اعتمادبه‌نفس شما، احساس گناه است. احساس گناه، اعتمادبه‌نفس را در شما سرکوب و نابود می‌کند. شایع‌ترین احساس گناه، این است که شما براساس نظام ارزشی و وجدان خود عمل نکنید. بهترین شیوه برای تغییر دادن خود و مسلط شدن بر شرایط، عشق ورزیدن به خویشتن است.
● خود را سرزنش نکنید
پیامد احساس گناه که نقش اصلی را در از بین بردن اعتمادبه‌نفس بازی می‌کند، سرزنش خود است. سرزنش خود یک برخورد بسیار خشن و ناملایم با خود است. غصه خوردن، غذا نخوردن، اعتصاب غذا کردن، عصبانی شدن و ... از جمله برخوردهای خشن با خود می‌باشد. اگر دوست‌دار خود هستید، نباید با خود تند برخورد کنید.
● بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید
وقتی قرار است شما هر روز رشد کنید و شخصیتی کامل‌تر و بهتر باشید، نسبت به تصمیم و آیندهٔ خود با بیان مثبت حرف بزنید. نگوئید: ”اعتمادبه‌نفس ندارم“، ”اراده‌ام ضعیف است“، ”مضطرب هستم“ و ... به‌جای آنکه با بیان منفی از خود حرف بزنید، به خود بگوئید: ”هر روز و هر شب شخصیت من از هر جهت، بهتر و بهتر می‌شود و اعتمادبه‌نفس من روز به روز بیشتر و بیشتر می‌گردد“.
● غلبه بر ترس
یک مانع بزرگ اعتمادبه‌نفس، ترس است. بهترین و مؤثرترین راه غلبه بر ترس، اقدام است. در روانشناسی ترس گفته می‌شود به هر آنچه که از آن می‌ترسید، نزدیک شوید و در آن فرو روید. اگر از کنفرانس دادن می‌ترسید، تنها راه‌حل شما کنفرانس دادن است. بار اول ممکن است از ترس، صدایتان بلرزد و نفس، کم بیاورید؛ اما با این وجود، دفعهٔ بعد برایتان آسانتر خواهد بود.
● در پی کسب موفقیت، هر چند کوچک باشید
اگر هدف‌های بزرگی دارید، ولی اعتمادبه‌نفس ندارید، این هدف‌ها خطرناک هستند. هدف‌های کوچک و موفقیت‌های سریع و کوتاه‌مدت، بسیار بهتر است. حتی هدف‌های بزرگتان را به هدف‌های کوچک تبدیل کنید و مرحله به مرحله سعی کنید به این هدف‌های کوچک برسید تا هدف نهائی و بزرگ شما عملی شود.
● همیشه تبسم بر لب داشته باشید
اولین نماد درونی اعتمادبه‌نفس، رضایت خاطر است. شما برای اینکه در خود اعتمادبه‌نفس ایجاد کنید، باید حالت تبسم بگیرید. بدون تبسم از منزل خارج نشوید. از همه مهمتر، در تنهائی هم تبسم داشته باشید. تبسم و خندیدن، ”هورمونی“ را در مغز ترشح می‌کند که ترشح این هورمون هنگام درد، سبب تسکین درد می‌شود. به‌خصوص هنگام وقوع مشکل، لبخند بزنید.
● حالت افراد موفق را به خود بگیرید.
حالت، کسانی را به خود بگیرید که موفق، مصمم، پرتلاش و با اعتمادبه‌نفس هستند. در کمال آرامش، قدم‌ها را محکم برداشته، با چهره‌ای متبسم و روئی گشاده راه بروید، حالتی به خود بگیرید که گوئی از زندگی خود، کمال رضایت را دارید و هدف‌دار و جهت‌دار هستید.
● تنفس عمیق را تمرین کنید.
تمام افراد افسرده و کم‌روحیه، بدون استثناء، تنفس سطحی دارند. میزان تبادل هوا در هر دم و بازدم، بسیار کم است. وقتی شما دم و بازدم عمیق دارید، اکسیژن بیشتری به مغز خود می‌رسانید. در نتیجه، کارآئی مغز افزایش می‌یابد.
● به خود مسلط باشید.
با ورزش می‌توانیم عضله‌های خود را از خمودگی درآورده و نیروی جسمی را افزونی بخشیم. تسلط بر جسم، توانائی جسمی و روحی و تسلط بر عواطف و امیال را به ارمغان می‌آورد که منجر به اعتمادبه‌نفس می‌شود. در برنامهٔ روزانهٔ خود، زمانی را برای ورزش در نظر بگیرید.
● ارتباط با خدا و نیروی توکل
به خدا توکل کنید. هر چه ارتباط شما با خدا نزدیکتر باشد، اعتمادبه‌نفس بیشتری را در خود تجربه می‌کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر گردد، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می‌شود. ارتباط با خدا به شما نیرو می‌دهد.
● کمک به دیگران
کمک به دیگران، این نکته را در ذهن تثبیت می‌کند که من آنقدر توانا هستم که می‌توانم به دیگران کمک کنم. اعتمادبه‌نفس واقعی زمانی در شما شکل می‌گیرد که بخشی از وقت خود را به دیگران اختصاص دهید. البته کمک‌هائی که دیگران را به شما وابسته می‌کند، به هیچ وجه کمک نیستند و در حقیقت نوعی ظلم و ستم به‌شمار می‌روند.
● خود رابه دیگران وابسته نکنید
اعتمادبه‌نفس با هر نوع وابستگی منافات دارد. شما به‌کار خود وابسته نیستید. با خود تأکید کنید کار شما است که به شما و انرژی و توانائی شما وابسته است. هیچ‌کس نمی‌تواند اسباب آرامش و رضایت شما را فراهم کند به‌جز خودتان، مراقب باشید دوست داشتن و علاقهٔ شما ابتدا متوجه خود شما باشد و بعد متوجه دیگران. خود را تحت هیچ شرایطی به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکنید. شما دیگری را همیشه به خاطر روح انسانی و رفتار او باید دوست بدارید تا این دوست داشتن، روح انسانی شما را درهم نشکند.
● سعی نکنید همه را راضی نگه دارید
کسانی‌که می‌خواهند همه از آنان راضی باشند، در واقع در تلاش هستند که خود نباشند. کسی که می‌خواهد همه از او راضی باشند، مجبور است در آن واحد، ارزش‌ها، باورها و سلیقه‌های مختلفی را بپذیرد. این افراد در ”خودشیفتگی“ ضعف دارند.
● برای خود ارزش و احترام قائل باشید.
مردم، همان‌قدر به شما احترام می‌گذارند که شما برای خد احترام قائل هستید. اگر شما عصبی و ناراحت می‌شوید، به سلامت روحی خود بی‌توجه هستید. خود را ”ما“ خطاب نکنید. با واژهٔ ”ما“ نوعی رفتار خودشکنانه ایجاد می‌شود، یعنی ”من“ به تنهائی کسی نیستم که حرفی برای گفتن داشته باشم.
● از بحث کردن به‌طور جدی اجتناب کنید
بحث، به هر شکلی که باشد، ارزش و اعتبار شخصیتی شما را می‌کاهد، بحث و جدل نتیجه نمی‌دهد و رو به جلو نمی‌رود. در بحث، هیچ‌کس شنوندهٔ خوبی نیست و به ارزش‌های فکری و باورهای شخصی بی‌توجهی می‌شود.
● همه را ببخشید
هر کس به هر شکلی که به شما بدی کرده، او را ببخشید تا روح شما بزرگ و غنی شود. خودتان را هم ببخشید. اگر هر اشتباهی از شما سر زد، خود را به خاطر این کار، هرگز سرزنش نکنید، نبخشیدن خود یعنی همچنان در گناه و اشتباه باقی ماندن.
● کسی را تحقیر نکنید
در لحظه لحظه‌ای که شخصی را تحقیر یا مسخره می‌کنید، در نظرتان انسان‌ها (که خودتان هم زیرمجموعه‌ای از آنها هستید) قابل تحقیر هستند. تحقیر دیگران یعنی تحقیر خود، خودتان را هم تحقیر نکنید.
● مسئولیت‌پذیر باشید
وقتی مسئولیتی دارید، عواقب آن را از ابتدا تا انتهاء به‌عهده بگیرید. مسئولیت کارهائی را بپذیرید که مطمئن هستید توانائی انجام درست و عالی آن را دارید. مسئولیت‌پذیری یعنی خودباوری و احساس توانمندی. حتی نتیجهٔ مطلوب نگرفتن هم نوعی موفقیت است، یعنی کسب تجربه.
● در تصمیم‌های خود تأخیر نکنید
ارزش‌های فکری اگر سازمان‌دار و منظم نباشند، اولویت‌ها را مشخص نمی‌سازند، در نتیجه همهٔ انتخاب‌ها در یک سطح قرار می‌گیرند. به تصمیم‌های خود پایبند باشید. برای رسیدن به هدف خود، به دنبال هر تصمیمی بدون معطلی اقدام کنید؛ مهم نقطهٔ شروع است.
● مانند انسان‌های متشخص عمل کنید
محترم، مؤدب، راحت و صمیمی باشید، باید الگوی ذهنی و عینی داشته باشید. کسی را که اعتمادبه‌نفس خوبی دارد، پیش روی خود قرار دهید. وقتی لباس می‌پوشید، صحبت می‌کنید، عصبی می‌شوید و حتی وقتی شوخی می‌کنید، اول از خود بپرسید یک انسان متشخص در این موارد، چه کار می‌کند؟
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  11:03 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

اعتمادبه‌نفس یا عزت نفس
اعتمادبه‌نفس به این معنی است که فرد اطمینان دارد می‌تواند کاری را به‌خوبی و شایستگی انجام دهد، ولی عزت‌نفس، این مفهوم ار منتقل می‌سازد که فرد برای خودش ارزش و اعتبار لازم را قائل است. کسانی‌که فاقد عزت نفس هستند، به‌طور معمول اعتمادبه‌نفس خود را هم از دست می‌دهند و احساس می‌کنند کارهائی را که پیش از این به‌خوبی انجام می‌دادند، دیگر نمی‌توانند به آن سهولت و خوبی انجام دهند و یا انگیزه و نیروی لازم برای انجام کارها را از دست داده‌اند.
افرادی که عزت‌نفس بالائی دارند، خود را شایسته و باارزش می‌دانند. عزت‌نفس، یک غریزه یا استعداد ارثی و ژنتیکی نیست، بلکه مجموعه‌ای از مهارت‌هائی است که در طول زندگی در وجود افراد جامعه شکل می‌گیرند و یا بر اثر حادثه‌ها و واقعیت‌هائی، دقتر پیدا می‌کنند و یا ضعیف‌تر می‌شوند. یکی از اصول یا پیش‌فرض‌هائی که در ”NLP“ یا علم ”شادکامی و موفقیت“ وجود دارد، می‌گوید: هر کاری که دیگران انجام می‌دهند، ما هم می‌توانیم یاد بگیریم و انجام دهیم. بنابراین ما می‌توانیم مجموعه‌ای از عامل‌ها و مهارت‌هائی را که در دیگران منجر به ایجاد عزت‌نفس شده‌اند، بشناسیم و آنها را به تعدادی از عنوان‌های مشخص و معنی‌دار تقسیم کرده و تمام آنها را به دست بیاوریم یا بیاموزیم.
● علامت‌ها و نشانه‌های فقدان یا ضعف عز‌ت‌نفس
برخی از مهمترین علامت‌‌ها و نشانه‌های فقدان یا ضعف در عزت‌نفس، عبارتند از:
▪ ساکت و غیرفعال باقی ماندن در شرایطی که کوشش و فعالیت، موجبات پیشرفت و ترقی فرد در جامعه را فراهم می‌سازد.
▪ خودداری از بیان مطالبی که اگر آنها را در زمان مناسب بیان می‌کرد، موجبات ترقی و تعالی او را فراهم می‌ساخت.
▪ باقی نماندن بر سر برنامه‌ها و تصمیم‌هائی که در گذشته گرفته شده است.
▪ حق را به دیگران دادن و آنها را به خود ارجح دانستن.
▪ ناتوانی فرد در دادن جواب منفی به دیگران.
▪ ناتوانی در تصمیم‌گیری
▪ انجام دادن کارها فقط به این علت که دیگران خواسته‌اند، نه اینکه آنها را دوست داشته باشد.
▪ عصبانی شدن و فریاد کشیدن در مواقعی که چیزی را می‌خواهد به‌دست آورد.
▪ قناعت کردن به کمترین حد در زمان انتخاب شغل یا همسر، با این تصور که ممکن است چیزی بهتر از این انتخاب را به‌دست نیاورد.
● تنوع موضوع‌های مرتبط با عزت‌نفس در افراد جامعه
برای افزایش و تقویت عزت‌ نفس، افراد بایستی به‌عنوان‌ها و موضوع‌های زیر توجه کنند:
▪ طوری رفتار کنند که گوئی به هدف و آرزوی خود رسیده‌اند. با متانت و وقار حرکت کرده و به‌صورت نافذی با دیگران تماس چشمی برقرار کنند.
▪ در هر زمینه‌ای، هر فردی نیاز به تعداد زیادی مهارت دارد چون به‌طور معمول تمام افراد در همهٔ زمینه‌ها در اوج نیستند. بنابراین بایستی بیشتر، کارهائی را انجام دهید که بهتر می‌توانید از عهدهٔ انجام آن.
▪ زمانی که به انجام کاری فکر می‌کنید، بیشتر بر روی زمینه‌هائی تأکید کنید که می‌توانید آنها را بهتر انجام دهید و یا در آن زمینه‌ها بهتر هستید.
▪ خودتان را همان‌طور که هستید، قبول کنید تا مجبور نباشید به داشتن چیزها یا وضعیت‌های دیگر تظاهر کنید.
▪ بین تضادهای فکری خود، اتحاد و هماهنگی به‌وجود آورید. در پشت هر قصدی، نیت و هدف خبری وجود دارد؛ بنابراین یک قسمت از فکرهای خود را سرکوب یا حذف نکنید.
● مکانیسم پیدایش یا تقویت احساس عزت‌نفس
تجربه‌های فرد در گذشته و رفتار دیگران با او باعث می‌شوند تا در سطح ناخودآگاه، شکلی ضعیف یا باارزش از عزت‌نفس در او پدید آید و در ”آدم کوچولوئی“ که در درون ما است، ارزش‌یابی و براورد خاصی دربارهٔ ارزش و اعتبار فرد شکل بگیرد. در شرایط و هوشیاری عادی، با مطالعه، مذاکره و مشاوره، به‌ندرت تغییرهای دلخواه و مناسب در کوتاه‌مدت در باورهای این ”آدم کوچولوی درونی“ پدید می‌آید. ولی از آنجائی که در شرایط هیپنوتیزم درمانی، مقاومت‌های ضمیر خودآگاه کم شده یا حذف می‌شود. هیپنوتیزم‌درمانی برای تقویت و تعالی عزت‌نفس به‌خوبی و با سرعت بیشتری شکل می‌گیرد. هیپنوتیزم‌درمانی، مقاومت‌های ضمیر خودآگاه کم شده یا حذف می‌شود، هیپنوتیزم درمانی برای تقویت و تعالی عزت نفس به‌خوبی و با سرعت بیشتری شکل می‌گیرد. هیپنوتیزم‌درمانی برای هر هدفی که صورت بگیرد، کوشش برای رسیدن به آرامش و تقویت عزت‌نفس بایستی به‌طور حتم در متن آن صورت بگیرد و در عمل، اینگونه هم هست. با توجه به مشکل‌ها و مسئله‌های هر فردی که برای هیپنوتیزم‌درمانی جهت تقویت عزت نفس مراجعه می‌کند، پزشک هیپنوتیزم‌درمانگر در جریان مشاوره به مضمون‌های خاصی برخورد می‌کند و به طراحی متن تلقین‌هائی می‌پردازد که به‌طور کامل در جهت نیازها و هدف‌های او بوده باشد. این تلقین‌ها مانند لباس است که بر بدن هر فردی به‌صورت اختصاصی برازنده است و لباسی وجود ندارد که بر کالبد تمام افراد جامعه اندازه و برازنده باشد.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  11:15 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

افزایش اعتماد به نفس

افزایش اعتماد به نفس

بگذارید توجه مان را بر موضوع خود تلقینی متمركز كنیم و بفهمیم چیست و قادر به كسب چه چیزهایی است.


یك واقعیت معروف وجود دارد كه می گوید، آدمی به هر چیزی كه برای خود تكرار می كند چه درست باشد چه غلط بالاخره ایمان می آورد. اگر انسان دروغی را بارها و بارها تكرار كند، بالاخره آن را به عنوان حقیقت می پذیرد. هر انسانی به دلیل افكار مسلطی كه اجازه می دهد ذهنش را اشغال كنند، چیزی هست كه خودش است.


حال سخنی را مطرح می كنم كه واقعا درست است:


افكار تحریك شده با هر یك از احساسات انسان، نیروی «مغناطیسی» می یابند كه افكار مشابه دیگر را جذب خود می كنند.


بنابراین فكری كه با احساس، مغناطیسه شده، چون دانه ای است كه در خاك حاصل خیز كاشته می شود، جوانه می زند، رشد می كند و خود را بارها و بارها افزایش می دهد تا همان یك دانه ساده به میلیون ها دانه غیرقابل شمارش یك جنس تبدیل شود!


ذهن انسان دائما در حال جذب ارتعاشاتی است كه با آنچه بر آن مسلط است هماهنگ است. هر فكر، اندیشه، برنامه ریزی یا هر هدفی كه شخص در ذهن خود نگه می دارد، گروهی از خویشاوندان خود را جذب می كند، آن ها را به نیروی خود اضافه می كند و آن قدر رشد می دهد تا عاملی مسلط در ذهن او گردد.


حال بگذارید به نقطه شروع بحث بازگردیم و با نحوه كاشت دانه اصلی فكر، برنامه یا هدف در ذهن انسان بیشتر آشنا شویم. بسیار ساده است: هر اندیشه، برنامه یا هدف با تكرار در ذهن جای می گیرد. به همین دلیل است كه از شما خواستیم شرحی از هدف اصلی یا هدف مشخص خود بنویسید، آن را به حافظه بسپارید و هر روز با صدای بلند تكرار كنید، چرا كه با این روش ارتعاشات صدا به ضمیر ناخودآگاه می رسند.


تصمیم بگیرید همه تاثیرات یأس آور محیط را از ذهن خود دور بریزید و زندگی خود را بر مبنای خواسته خودتان بسازید. با در دست گرفتن موجودی سرمایه های ذهنی و استعدادی خویش، خواهید فهمید بزرگترین ضعف تان كمبود اعتماد به نفس است. این نقص از طریق خود تلقینی برطرف می شود و ترس به شجاعت مبدل می گردد. این اصل نیز با سازمان بخشیدن به افكار مثبت و سازنده بیان شده در نوشته، حفظ كردن آن و تكرارش تا تبدیل به جزیی از تجهیزات كارآمد ضمیر ناخودآگاه ذهن، به دست می آید.


● فرمول افزایش اعتماد به نفس


▪ گام اول: من می دانم توانایی رسیدن به هدف مشخص زندگی خود را دارم، بنابراین از خودم طلب پایداری و فعالیت مداوم می كنم. من هم اكنون در اینجا قول اجرای چنین كاری را می دهم.


▪ گام دوم: می دانم كه افكار مسلط ذهن من سرانجام به صورت فیزیكی و خارجی متولد و به تدریج به واقعیت فیزیكی تبدیل می شوند؛ بنابراین هر روز به مدت سی دقیقه ذهن خود را روی تفكر درباره كسی كه می خواهم به آن مبدل شوم متمركز می كنم و در نتیجه در ذهنم تصویر ذهنی روشنی از آینده خلق می نمایم.


▪ گام سوم: براساس اصل خود تلقینی می دانم هر خواسته ای كه با پایداری در ذهنم نگه می دارم بالاخره به دنبال ظاهر كردن خود با وسایل عملی می گردد؛ بنابراین در روز ده دقیقه از وقتم را به بالا بردن اعتماد به نفس در خود اختصاص می دهم.


▪ گام چهارم: شرح كامل هدف اصلی خود در زندگی را به روشنی نوشته ام. تا رسیدن به اعتماد به نفس كافی برای به دست آوردن آن دست از تلاش برنخواهم داشت.


▪ گام پنجم: كاملا می دانم كه هیچ ثروت یا منصبی به مدت طولانی دوام ندارد، مگر این كه بر پایه حقیقت و درستی بنا شده باشد؛ بنابراین در هیچ معامله ای كه برای كسانی كه تحت تاثیر آن قرار می گیرند سودآور نیست شركت نخواهم جست. من با جذب نیروهایی كه آرزوی استفاده از آنها را دارم در همكاری با افراد، موفق خواهم شد و به خاطر خواسته ام كه خدمتگزاری به مردم است، دیگران را وادار به خدمتگزاری به خویش خواهم كرد. من با ایجاد حس عشق نسبت به همه انسان ها، احساسات تنفر، حسادت، خودخواهی و بدگمانی را از خود دور می كنم. چون می دانم رفتار غلط نسبت به دیگران هیچ گاه موجب موفقیت نمی شود. من دیگران را وادار می سازم به من اعتماد كنند، چون خود به دیگران اعتماد دارم. نام خود را در پایان این فرمول می نویسم و امضا می كنم و آن را به خاطر می سپارم و روزی یك مرتبه با ایمان كامل بلند تكرار می نمایم، تا این كار به تدریج بر افكار و اعمالم تاثیر بگذارد و به شخصی خودمتكی و موفق تبدیل شوم.


در پس این فرمول قانونی از طبیعت نهفته است كه تاكنون هیچ كس قادر به توضیح آن نبوده است. نام این قانون اهمیت ندارد. مهم این است كه این قانون برای شكوه و موفقیت بشر كارساز است، اگر به طور سازنده به كار رود.


از سوی دیگر، اگر از جهت مخرب مورد استفاده قرار گیرد به آسانی نابود می شود. در این سخن می توانید واقعیتی مشخص دریافت كنید. بدین نشان كه دلیل این كه بعضی در شكست غرق می شوند و زندگی شان را در فقر و بدبختی و پریشانی به پایان می برند، كاربرد نادرست اصل خود تلقینی است. به عبارت دیگر تمام انگیزه های فكر، این استعداد را دارند كه جامه معادل فیزیكی شان را به تن كنند.


● مصیبت تفكر منفی


ضمیر ناخودآگاه قدرت تمییز افكار سازنده و مخرب را ندارد و تنها با ماده اولیه ای كه با آن تغذیه می شود، یعمی افكار، كار می كند.


درست همانطور كه الكتریسیته اگر به طور سازنده به كار رود چرخ صنعت را می گرداند و خدمات مفید ارایه می دهد و با كاربرد غلط به وسیله ای نابودگر مبدل می شود، قانون خود تلقینی نیز می تواند شما را به طرف صلح و كامیابی هدایت كند، یا این كه در دره بدبختی، شكست و نهایتا مرگ غرق سازد. تمام این ها به میزان درك شما از آن و نحوه استفاده از آن بستگی دارد.


اگر ذهنتان را با ترس، تردید و بی ایمانی نسبت به توانایی هایتان پر كنید، اصل خود تلقینی این روحیه بی ایمانی را می گیرد و از آن به عنوان الگویی برای تبدیل خود به معادل استفاده می نماید. مانند باد كه یك كشتی را به سمت شرق و دیگری را به سمت غرب هدایت می كند، این قانون نیز به نسبت تنظیم «افكار» می تواند شما را بالا بكشاند یا به پایین بفرستد.


جایی در ساختمان روح شما، بذر دستاوردها خفته است، كه اگر بیدار شود و وارد عمل گردد شما را به ارتفاعاتی می رساند كه تاكنون امید رسیدن به آن مكان ها را هم نداشته ایم. درست مانند موسیقی دان ماهری كه با كشش های دقیق بر سیم های ویالون نغمه های زیبا می آفریند، شما هم می توانید نبوغ خوابیده در مغزتان را بیدار كنید و به هر هدفی كه آرزوی دستیابی به آن را دارید، برسید.


احساس عشق به طور تنگاتنگ به ایمان وابسته است. به این دلیل كه عشق به تبدیل افكار به معادل روحی و غیرمادی بسیار كمك می كند. نویسنده در طول تحقیقات خود با بررسی نتیجه زندگی و دستاوردهای صدها مرد كشف كرد كه در پس موفقیت همه آنان، تاثیر عشق یك زن وجود داشته.


بگذارید قدرت ایمان را در مردی كه برای همه شناخته شده است، بررسی كنیم: ماهاتما گاندی از هندوستان. این مرد یكی از نمونه های شگفت انگیز اثبات وجود ایمان است.


گاندی در آن دوران بدون داشتن هیچ یك از اسباب قدرت مثل پول، كشتی جنگی، سرباز و تسلیحات، بیشتر از قدرت پتانسیل خود استفاده نمود. او نه پول داشت، نه خانه و نه حتی یك دست لباس كامل، اما قدرت داشت. او چگونه به آن قدرت دست یافت؟


گاندی این قدرت را با فهم و درك اصل ایمان و از طریق توانایی اش در كوچ دادن ایمان به ذهن دویست میلیون نفر دیگر به دست آورد. او با موفقیت توانست بر ذهن دویست میلیون نفر تاثیر بگذارد و آن ها را مانند یك ذهن واحد با هم بیامیزد. چه نیروی دیگری جز ایمان می تواند چنین كاری انجام بدهد؟

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  12:18 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


افزایش اعتماد به نفس در دو مرحله
افزایش اعتماد به نفس در دو مرحلهاعتماد به نفس و اطمینان به‌اینکه «من آدم توانمندی هستم»، کلید بسیاری از موفقیت‌ها در برخورد‌های اجتماعی هر کسی است. اعتماد به نفس به خودی خود در کسی به وجود نمی‌آید بلکه مستلزم کسب مهارت‌هایی است که هم آن را به وجود بیاورد و هم اینکه آن را تقویت کند. شما می‌توانید از این دستورالعمل دو مرحله‌ای برای کسب اعتماد و برطرف کردن ترس خود استفاده کنید.
۱) ترس خود را مهار کنید
برای انجام این کار به‌طور دقیق مشخص کنید که از چه چیز هراس دارید. سپس دست به عمل بزنید. برای هر نوع ترس، راه حلی وجود دارد. به یاد داشته باید که دست روی دست گذاشتن فقط ترس را بزرگ‌تر و هراس انگیزتر می‌کند. سریع اقدام کنید. مصمم باشید.
در بیشتر موارد نداشتن اعتماد به نفس به استفاده‌های غلط از حافظه ارتباط دارد. برای اداره حافظه باید یاد بگیریم فقط افکار مثبت را به بانک ذهنی خود بسپاریم. به عبارت دیگر، اندوخته ذهنی ما باید از افکار مثبت تشکیل شده باشد. این کار اعتماد به نفس را روزافزون می‌کند، به حفظ تندرستی شما کمک می‌کند و در شما این احساس مطبوع را برمی‌انگیزد که «من خیلی سر حال هستم.»
همچنین باید تمرین کنیم تا فقط افکار مثبت را ازبانک ذهن خود برداشت کنیم و برای خود هیولاهای ذهنی نسازیم. افکار ناخوشایند را از بانک حافظه خود بیرون آوریم. هنگامی‌که تجربیاتی از هر نوع را به یاد می‌آوریم، روی قسمت‌های خوب آن تأکید کنیم. خاطرات بد را فراموش کنیم و اگر متوجه شدیم که جنبه‌های منفی را مرور می‌کنیم، ذهن خود را به سوی دیگری منحرف کنیم.
باید دید چرا آدم‌ها از یکدیگر وحشت دارند؟ چرا بسیاری از افراد نسبت به دیگران حساسیت دارند؟ علت آن چیست؟ برای رفع کم‌رویی چه می‌توان کرد؟
ترس از دیگران ترس بزرگی است ولی راهی برای غلبه کردن بر آن وجود دارد. اگر یاد بگیرید که درک درستی از مردم داشته باشید، می‌توانید بر ترس خود از آنها غلبه کنید.
برای یافتن درک صحیح از مردم: الف: نظر متعادلی نسبت به مردم پیدا کنید. این دو نکته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشید: اول اینکه دیگری آدم مهمی‌است. و بی‌شک آدم مهمی‌است، چرا که هر انسانی مهم است. ولی به یاد داشته باشید که شما هم مهم هستید. پس هنگامی‌که شخص دیگری را ملاقات می‌کنید، این فکر را مد نظر داشته باشید: هر دوی ما مهم هستیم که نشسته‌ایم و راجع به منافع مشترک خود گفتگو می‌کنیم.»
۲) نگرش عاقلانه‌ای اتخاذ کنید
روراست عمل کردن، وجدان‌تان را آسوده نگاه می‌دارد و در شما اعتماد به نفس ایجاد می‌کند. وقتی کاری را که به بدی شهرت یافته است انجام می‌دهیم، دو اتفاق منفی رخ می‌دهد: اول اینکه احساس گناه می‌کنیم و در نتیجه اعتماد به نفس‌مان را از بین می‌بریم و دیگر آنکه مردم دیر یا زود متوجه خطای ما می‌شوند و از ما سلب اعتماد می‌کنند.
درستکار باشید و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. این همان کمکی است که از فکر خود برای موفق شدن می‌گیرید. پس برای آنکه اعتماد به نفس را در خودتان تقویت کنید، با شجاعت عمل کنید. برای تقویت اعتماد به نفستان این دستورات را با دقت بخوانید. سپس سعی کنید آن را تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید: همیشه در ردیف‌های جلو بنشینید. نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید. سرعت راه رفتن‌تان را بیست و پنج درصد تندتر کنید. بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید. خندان باشید. نیروی خنده را به اختیار خود درآورید.
اقدام، ترس را از بین می‌برد. ترس خود را مهار کنید و سپس - دست به اقدام مؤثر بزنید. هر روز سعی کنید که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه خود بگذارید. مردم را درست بشناسید. کارهایی را انجام دهید که وجدان‌تان می‌گوید درست است.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  5:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

اهمیت ارزش گذاری


اهمیت ارزش گذاریمادر به عنوان کسی که مسئولیت های زیادی به لحاظ عاطفی و زندگی بر دوش دارد، چنان به فکر دیگران است که از خود غافل می شود.
اما روان شناسان و کارشناسان امور اجتماعی بر این عقیده اند که برای ایفای نقش بهتر مادری، زنان باید احساس شادابی کنند.
برای این که شاداب باشید به علایق خود توجه بیشتری داشته باشید، از یاد نبرید که شما باید قبل از این که قادر به پاسخگویی به نیازهای دیگران باشید، باید به نیازهای خود پاسخ دهید. بنابراین در طول هفته زمانی را برای شرکت در کلاس هایی که علاقه مند هستید، اختصاص دهید، بد نیست حتی گاهی از طرف خودتان، به خودتان هدیه ای بدهید. حتی چیدن یک شاخه گل و تقدیم کردن آن به خودتان، به شما آرامش خواهد داد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  5:08 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

ایجاد اعتماد به نفس در کودکان
عزت نفس اندك ،حالت خود تقویتی دارد، یعنی اگر كودكی دچار این مشكل است، خود نیز آن را شدت می بخشد. مثلاً اگر او فكر می كند در درس ریاضی ضعیف است بدون شك هنگام روبه رو شدن با یك مسأله ریاضی بسیار نگران می شود و این احساس ضعف به ناتوانی او در حل ریاضی بیشتر كمك می كند در نتیجه مجدداً احساس شكست كرده و این باور كه در فهم درس ریاضی ناتوان است در او تقویت می شود. والدین باید با از بین بردن تردید در وجود فرزندشان او را از عزت نفس اندك برهانند و به كودك خود مهارت هایی بیاموزند كه نوع رفتار، روش و نگرش خود را اصلاح كند.
زمانی كه قصد داریم به كودكمان بیاموزیم چه اهدافی را در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آنها چگونه تلاش كند، باید احساساتی را كه باعث تقویت تفكرات منفی در آنها می شود كاهش دهیم. بدین منظور باید باورها و توقعات سختی كه از خود دارد و باعث ضعیف شدن عزت نفس می شود و به آن شدت می بخشد را تغییر دهیم و :
▪ از احساسات خود و دیگران با وی صحبت كنیم.
▪ او را مطمئن سازیم كه احساسش را درك می كنیم.
▪ به او بیاموزیم كه برای ابراز احساساتش روش منطقی به كار ببرد.
كودكی كه عزت نفس اندك دارد دائم نگران است ،زیرا فكر می كند اگر در كاری شكست بخورد بدون شك تنبیه و یا تحقیر می شود، بنابراین علاقه ای به آزمودن موضوعات جدید ندارد و فقط در موقعیت های امتحان شده و آشنا احساس آسودگی خیال می كند. برای این كه بتواند احساس عدم اعتماد به نفس را در خود از بین ببرد، پیرو برنامه ای خشك و انعطاف ناپذیر و تشریفاتی می شود تا به خود قیافه كنترل و نظم داشتن بدهد زیرا نسبت به توانایی هایش اعتمادی ندارد. هرگاه مرتكب اشتباهی شود خودش را مرتب سرزنش می كند در نتیجه بیشتر احساس بی لیاقتی كرده و دیگر لزومی نمی بیند تلاش كند و انگیزه اش را هم از دست می دهد و پس از زمانی كه انگیزه در او از بین رفت چیزی وجود نخواهد داشت كه او را خشنود سازد. بیشتر اوقات تكالیف مدرسه، كودك را دچار تشویش می كند و این نگرانی اعتماد به نفس او را از بین می برد. برای این كه كودكان مان هنگام انجام دادن تكالیف مدرسه شان دچار اضطراب و نگرانی نشوند، باید:
▪ تكالیف خود را در اتاقی آرام و بی سروصدا كه حواسشان پرت نشود انجام دهند، چرا كه آشفتگی ذهنی باعث تشویش و اضطراب شده و ترسی غالب بر آنها مستولی می شود كه تمركز حواس را از آنها می گیرد.
▪ وقتی والدین قصد دارند در یادگیری دروس به كودكان كمك كنند باید كنارشان آرام بنشینند و با صدای ملایم صحبت كنند؛ بدین ترتیب آنها مجبور نمی شوند تا بر ترس دیگری كه همان عصبانیت والدین هنگام اشتباه كردن است غلبه كنند.
▪ راه دیگر آموزش به كودكان مضطرب این است كه به آنها كمك كنیم تا ترسهای فلج كننده شان كه معمولاً از خطاهای هنگام یادگیری ناشی می شود را فراموش كنند. این خطاها مثلاً در زمان انجام دادن تكالیف مدرسه و یا در بازی های گروهی ممكن است به وجود آیند و باید از آنها برای آموزش كودك بهره جست. وقتی كودك مرتكب خطایی می شود به جای سرزنش كردن وی سعی كنید از آن خطاها واكنش مثبتی به وجود آورید. مثلاً به او بگویید:« بهتر است این مسأله را بررسی كنیم و وقتی فهمیدیم مشكل چیست می توانیم حلش كنیم. »
به كودك خود بیاموزیم كه كف نفس داشته باشد. كف نفس یعنی این كه بتوانیم خونسرد بنشینیم و فكر كنیم، تصمیم بگیریم و عواقب رفتارمان را تجسم نماییم. كودك مضطرب نمی تواند روی تصمیم های آنی خود كنترلی داشته باشد بنابراین نمی تواند عزت نفس اندكش را اصلاح كند.
● روشهایی برای كمك به فرزندان
والدین برای كمك به فرزندان خود باید:
۱) برای فرزندان خود وقت كافی در نظر بگیرند و دقیقاً توضیح دهند كه چرا رفتاری پذیرفتنی است در حالی كه رفتاری دیگر چنین نیست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصیت كودك را.
۲) بعضی مواقع عدم وجود مهارتی خاص موجب اضطراب می شود؛ مثلاً كودكانی كه نمی توانند وارد جمع كودكان دیگر شوند به كمك والدین خود نیاز دارند كه این مهارت را به وی بیاموزند و بدین ترتیب وحشت از این كه اساساً ایرادی در وجودش دارد را از وی دور سازند.
۳) وقتی كودكی هنگام آموختن درس خود دچار تشویش و نگرانی می شود به او كمك كنید تا مشكل خود را تشخیص دهد و برطرف سازد.
۴) وقتی اشتباهی صورت می گیرد تا جایی كه امكان دارد برای اصلاح آن وقت كافی بگذارید زیرا عجله كودك را نگران می كند.
۵) سعی كنید از راههای گوناگون به كودك خود آموزش دهید. مثلاً یك كودك ممكن است آموزش ها را تنها به صورت شفاهی درك نكند بنابراین كاری را كه باید او انجام دهد هر قدر هم كه ساده باشد كاملاً شرح داده و به طور عملی انجام دهید (مثلاً پیام تلفنی گذاشتن را به طور عملی به او بیاموزید)؛ برخی از كودكان هنگام دیدن بهتر درك می كنند تا شنیدن. كودك وقتی كاملاً متوجه شد كه چه توقعی از او دارند احساس آرامش و راحتی بیشتری می كند. برخی از كودكان نیز معیارهای بالایی برای خود در نظر می گیرند كه سبب تشویش و نگرانی می شود و وقتی نمی توانند به آرزوهای غیرواقعی شان دست یابند« احساس شكست » می كنند و ذهنشان آ شفته می شود؛ در این مواقع كمتر می درخشند.
۶) والدین برای این كه كودكشان را از نگرانی برهانند باید او را دایم تشویق یا تحسین كنند البته تشویق، اغراق آمیز و ناپخته نباشد. كودكان معمولاً از كارهای خود خیلی انتقاد می كنند و از آنچه كه انجام می دهند زیاد راضی نیستند.
۷) برخی از كودكان هر نوع تعریف و تمجید را یك جور مزاحمت تلقی می كنند. واكنش فرزندتان نسبت به تعریف و تمجید را مشاهده كنید و وقتی متوجه شدید كه كودكتان حتی هنگام تعریفی مثبت آشفته خاطر و مضطرب می شود تا جایی كه امكان دارد او را به حال خود بگذارید و كاری به كارش نداشته باشید.
۸) والدین كودكی كه نمی تواند خشم خود را كنترل كند باید او را تشویق كنند تا روی یك كار- نه چند كار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافی و اضطراب ناشی از خستگی و گرسنگی بپرهیزد زیرا ممكن است امیدش را در راه رسیدن به اهدافش از دست بدهد.
۹) والدین باید از كودك بپرسند كه چه اهدافی دارد.
۱۰) وقتی هدف كودك مشخص شد باید به او كمك كنند كه تشخیص دهد آیا هدفش با واقعیت همخوانی دارد یا خیر و اگر چنین بود برای رسیدن به آن، او را تشویق كنند.
۱۱) والدین كودك نگران باید به او كف نفس بیاموزند. برای پدر یا مادر این كه كودكش می گوید:
« من خیلی احمق هستم.» یا« هیچ كاری از دستم برنمی آید؟»سخت است. ولی وقتی كودك نسبت به خود چنین احساسی دارد فریاد كشیدن بر سر او هیچ دردی را درمان نمی كند. وقتی به او دستور می دهیم كه این گونه صحبت نكند تنها نگرانی اش را افزایش داده ایم. مجبوریم احساسات منفی كودكان را بپذیریم تا بتوانیم آنها را تغییر دهیم. به جای این كه با زورگویی او را از داشتن احساسات منفی منع كنید برایش محیطی فراهم كنید تا بتواند این احساسات را ابراز كند ولی با روشی درست به او نشان دهید كه این احساسات واقعیت ندارند. در این گونه مواقع والدین می توانند از روش های زیر بهره جویند:
● درك احساسات كودكان
روشی درست به او نشان دهید كه این احساسات واقعیت ندارند. در این گونه مواقع والدین می توانند از رو ش های زیر بهره جویند:
۱) توجه كودك را روی كاری كه دارد انجام می دهد متمركز كنید و توانایی های او را هرگز ارزیابی نكنید و از نارضایتی دیگران نیز صحبتی به میان نیاورید. مثلاً بهتر است به او بگویید« روی این كار خیلی وقت می گذاری. »نه این كه بگویید
:« خیلی كند كار می كنی.»
۲) صمیمیت و اعتقادی كه والدین نسبت به كودك احساس می كنند به وی اطمینان خاطر می بخشد و بدون تردید او را به سوی كشف بهترین استعدادش سوق می دهد. تلاش و جدیت او را تحسین كنید. تا جایی كه امكان دارد به او اجازه دهید خودش بسیاری از تصمیم هایش را بگیرد. همه كودكان _ به ویژه كودكان نگران- باید مطمئن شوند كه ما علاقه مندیم بدانیم آنها مسائل را چگونه می بینند و از شنیدن تفكرات و تصورات آنها لذت می بریم.
۳) از آنجایی كه تنبیه و تهدید یا بی حوصلگی و عصبانیت، نگرانی كودكان را افزایش می دهد باید از آن اجتناب شود. وقتی كودك حس می كند كه از او ناامید شده ایم از ترس یخ می زند و گاهی اوقات شرمنده می شود. باید برای كودك محیطی فراهم آوریم كه هم احساس امنیت كند و هم بتواند طعم تلاش و شكست را با هم بچشد.
احساس دیگری كه باعث به وجود آمدن طرز فكری منفی در كودك و عزت نفس اندك می شود عصبانیت است. یعنی كودكی كه عزت نفس اندك دارد بسیار گوشه گیر، منفی باف، عبوس و نق نقو است و در اكثر كارها اشتیاقی از خود نشان نمی دهد. كودكی كه عصبانی است توجهی به راضی و خشنود نگهداشتن ما ندارد. حتی ممكن است طوری رفتار كند كه نشان دهد نسبت به انجام دادن تكالیف مدرسه یا برآوردن توقعات ما دل نگرانی ندارد و حتی سعی می كند خود را با اعتماد به نفس نشان دهد و بگوید نیازی به كمك، تأیید یا حمایت دیگران ندارد. اما كودك عصبانی نیاز مبرمی به كمك دارد.
● خشم كودكان
موارد زیر موجب خشم كودكان می شود:
۱) وقتی چیزی جلوی موفقیت و پیشرفت او را می گیرد.
۲) وقتی به آنها برچسب هایی مانند بد، بی عرضه، لوس یا بی معرفت زده می شود.
۳) وقتی كه احساس ضعف یا عدم كنترل می كنند.
عصبانیت اغلب دفاعی در برابر عزت نفس اندك است. كودك به جای این كه در برابر ناامیدی بایستد یا عدم قدرت خود را بپذیرد احساس خشم می كند و چنین خشمی به روش های متعددی بروز می كند:
۱) سعی می كند دیگران نسبت به او احساس بدی داشته باشند تا متوجه عزت نفس اندك او نشوند. بنابراین نسبت به بچه های كوچك و ضعیف تر قلدری می كند و با هم سن و سال های خود رفتار پرخاشگرانه ای دارد.
۲) بسیاری از كودكان عصبانی احساس ضعف می كنند و مثلاً به این دلیل كه جلوی موضوعی بسیار اضطراب آور كه در محیط زندگی شان در حال وقوع است (مثل طلاق و یا مشكلات مالی خانوادگی) را نمی توانند بگیرند سعی دارند دست به خشونت زده و بدین ترتیب احساسات ناخوشایند خود را سركوب كنند.
۳) وقتی كودكی احساس می كند كسانی را كه دوست دارد نسبت به او بد فكر می كنند، ممكن است درد و رنج ناشی از این موضوع را با خشم پنهان سازد. چنین كودكانی هنگام دفاع در برابر نارضایتی والدین احتمال دارد با خود فكر كنند كه:
«اهمیتی نمی دهم آنها چه فكر می كنند.» یا «اهمیتی نمی دهم كه بد، لوس، احمق، بی فكر یا تنبل هستم.»
۴) طبق قاعده اكثر مواقع كودكان باید به بزرگترها احترام بگذارند یا فقط چیزی بگویند كه خوشایند باشد. مثلاً «اگر حرف خوبی برای گفتن نداری حرف نزن!» را غالباً بزرگترها به كوچكترها می گویند. بدین ترتیب به كودك اجازه داده نمی شود تا تفكرات و احساسات خود را بیان كند و سكوت كردن او را عصبانی می كند.
۵) عصبانیت كودك را به سوی تمرد و رفتاری شكننده سوق می دهد و بدین ترتیب ممكن است كه تنبیه هم بشود، بنابراین (به سبب عدم تأیید دیگران) عصبانیتش افزایش می یابد.
● روش مقابله با خشم كودكان
با كودك عصبانی باید اساسی برخورد كنیم تا بتوانیم روش های جدید ارتباط با او را بیابیم:
۱) اولین كاری كه باید انجام دهیم این است كه عصبانیت او را بپذیریم و تشخیص دهیم كه چه چیزی او را عصبانی كرده است.
۲) باید به كودكان اطمینان دهیم كه می خواهیم او را درك كنیم. اگر كودكان از صمیم قلب تشویق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام می توان مشكلاتی كه شكل عصبانیت به خود گرفته اند را تشخیص دهیم و بدین ترتیب در رفع آنها كمك كنیم.
۳) باید سعی كنیم مشكلاتی را كه در قالب عصبانیت بروز می كنند مورد خطاب قرار دهیم. وقتی كودك را متوجه كنیم كه می دانیم رفتار او ناشی از چه مشكلی است او مطمئن می شود كه به اساس نیكی وجودش ایمان داریم و همه چیز رفع خواهد شد.
۴) كودك را باید مطمئن سازیم كه عصبانیت وی یا هر چیزی كه پشت این خشم پنهان است، هیچ گونه آسیبی به روابط وی با ما نخواهد زد. بسیاری از كودكان مایل نیستند تفكرات و احساساتشان را برای ما بگویند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب می كنیم و عصبانی می شویم.
۵) باید به عصبانیت كودك حتی اگر مستقیماً متوجه ما باشد اهمیت بدهیم. بعضی مواقع كودك از دست پدر یا مادرش كه به او توجه كافی ندارند عصبانی می شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چیزی موجب عصبانیتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگی توانایی زیادی دارد تا فكر و احساسش را بیان كند به شرط این كه در محیطی امن و مطمئن قرار داشته باشد، یعنی مطمئن باشد اگر بگوید چه احساسی دارد شما عصبانی نمی شوید یا به او گوشه و كنایه نمی زنید و او را به لوس یا خودخواه بودن متهم نمی كنید.
افسردگی مورد دیگری است كه باعث كاهش عزت نفس می شود. افسردگی در كودك موجب اختلال در یادگیری، بازی و توسعه روابطش با دیگران می شود و بعضی مواقع نیز حتی مانع ارتباط او با والدین می شود و اغلب بی سروصدا به وجود می آید.
● علائم افسردگی
كودك افسرده علائم زیر را از خود بروز می دهد:
۱) تابع امیال آنی خود است. او باور ندارد كه می تواند مشكلاتش را حل كند. بنابراین برای به دست آوردن اعتماد به نفس تلاش كمی می كند و كاری را پیگیر انجام نمی دهد.
۲) او خود را از آن نوع افرادی می داند كه در هر مرحله از زندگی دست به هر كاری بزند، شكست می خورد.
۳) داوطلب نمی شود چرا كه معتقد است شركت او در كاری ارزشمند نیست.
۴) معلومات شخصی كمی دارد و احساس می كند كه شایسته آگاهی نیست و چون می ترسد دیگران او را تأیید نكنند محتاطانه سخن می گوید.
۵) او معتقد است همیشه مردم را از خود ناامید می كند بنابراین مدام از دیگران كناره گیری می كند.
۶) مدت زمان قدرت تمركز او كوتاه است.
۷) برخی از كودكان افسرده دچار عذاب شدید روحی اند، به طوری كه برای خود انواع متفاوتی بیماری می تراشند و یا برای این كه دیگران از آنها توقع انجام دادن كاری را نداشته باشند تمارض می كنند و احتمالاً معتقدند كه دیگران فقط زمانی آنها را دوست خواهند داشت كه حس ترحم شان را برانگیزانند.
۸) او دوست دارد شخص دیگری باشد. علامت دیگر افسردگی دروغگویی یا حسادت است. كودك وقتی اعتماد به نفس ندارد نسبت به هم سن و سال های خود حسادت می ورزد.
● چگونه می توان كودكی را از افسردگی رها ساخت؟
۱) باید به او یاد بدهیم هدفی واقعی كه مناسب توانایی هایش باشد در نظر بگیرد. اهداف فوق العاده بزرگ كه امكان دسترسی به آنها نیست ممكن است بهانه ای برای طفره رفتن از تلاش كردن باشد و اهدافی هم كه دستیابی به آنها خیلی ساده و آسان است احتمالاً به او یادآوری می كند كه از مبارزه می ترسد. به جای این كه او را تشویق كنیم تا مثل نقاشی بزرگ، رئیس جمهور یا ستاره ای ورزشی شود به او یاد دهیم دریابد كه امروز یا این هفته چه می خواهد به دست آورد؟
۲) به او كمك كنیم تا برای رسیدن به هدفش تلاش كند. كودكان افسرده در عین حال كه شروع به آموختن مهارت هایی برای كسب عزت نفس می كنند به حمایت عاطفی ویژه ای هم نیاز دارند.
۳) اجازه دهیم كه كودك گاهی طعم شكست را بچشد تا بفهمد كه كجای كارش اشتباه بوده است.
۴) سعی كنیم به او تفهیم كنیم كه می تواند موفقیت های كودكان دیگر را بدون این كه احساس حسادت كرده و یا در مقابل نسبت به خود احساس بدی پیدا كند، تحسین نماید. كودكی كه عزت نفس بالایی دارد نسبت به مهارت، استعداد و ویژگی های كودكان دیگر احساس خوشحالی می كند ،ولی كودكی كه عزت نفس اندكی دارد در برابر توانایی های دیگران احساس شكست می كند.
۵) به او كمك كنیم تا تصمیم بگیرد و روی تصمیم خود ثابت قدم بماند و عواقب احتمالی آن را نیز بپذیرد. برخی از پیامدها خوب و برخی بد هستند، مهم این است كه كودك بیاموزد با تغییرات سازگاری یابد.
۶) به حرف های او گوش كنیم و تأییدش نماییم. بسیاری از كودكان افسرده تصور می كنند افكار و احساساتشان زیر عدم پذیرش دیگران مدفون می شوند. ممكن است چنین كودكانی از گفتن تصوراتشان هراس داشته باشند و یا نتوانند اشاره ای به آنها كنند و كمتر بفهمند كه چه می خواهند یا چه احساسی دارند. آنها ممكن است زودرنج باشند و نسبت به هر چیزی احساس گناه كنند.
كودك افسرده نمی تواند احساس شادمانی كند. او را باید درك و راهنمایی كنیم. وقتی به او كمك می كنیم تا هدفی برای خود در نظر بگیرد و در مورد آن تصمیم بگیرد و اگر شكست خورد آن را پذیرفته اما به راهش ادامه دهد در واقع او را به سوی نگرشی مثبت هدایت كرده ایم. آنگاه او متوجه می شود كه توانایی هایش مؤثرند و اعتماد به نفسش افزایش می یابد.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  5:09 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

بـاورکـن بـا ارزشـی!

بـاورکـن بـا ارزشـی!

همتی کن تا نخاری پشت خویش


وارهی از منت انگشت خویش


«مولوی»


مطالعات انجام شد‌ه د‌ر خصوص آسیب‌شناسی روانی حکایت از آن د‌ارد‌ که علّت بسیاری از رفتارهای آسیب‌زای فرزند‌ان د‌ر خانه و مد‌رسه مانند‌ پرخاشگری، اضطراب‌، بزهکاری، افکار مربوط به خود‌کُشی، مصرف سیگار و سوءمصرف مواد‌مخد‌ر، افت تحصیلی و موارد‌ی از این قبیل ریشه د‌ر کمبود‌ یا ضعف «عزت نفس» آنان د‌ارند‌.


د‌ر واقع هرچه فرد‌ از خود‌باوری و عزت نفس بالاتری برخورد‌ار باشد‌ از موقعیت و کارآمد‌ی بالاتری برخورد‌ار بود‌ه و از آسیب‌های روانی - اجتماعی نیز مصون خواهد‌ ماند‌. گوته نیز د‌ر اهمیت، «عزت نفس» می‌گوید‌:


اگر ثروتمند‌ نیستید‌، اگر سالم نیستید‌، اگر زیبایی ند‌ارید‌، اگر از جوانی برخورد‌ار نیستید‌، اگر تحصیلات عالیه ند‌ارید‌، اگر مقام و ثروت بالایی برای شما وجود‌ ند‌ارد‌، مهم نیست چرا که تعد‌اد‌ زیاد‌ی از انسانها د‌ارای این مشخصات نمی‌باشند‌ امّا اگر عزت‌نفس ند‌ارید‌، متأسف باشید‌ چون هیچ ند‌ارید‌.


بنابراین فاصله خواستن تا توانستن تنها یک گام است و آن کسب «خود‌باوری و اعتماد‌ به نفس» د‌ر انجام کلیه امور زند‌گی است.


● تعریف «عزت نفس و خود‌باوری»


عزت نفس یعنی: احساس ارزشمند‌ بود‌ن که از طریق مجموعه افکار، عواطف، احساسها و تجربه‌ها به د‌ست می‌آید‌ به نحوی که فرد‌ خود‌ را توانمند‌ با کفایت و موفق می‌د‌اند‌.


● ایجاد عزت نفس و خود‌باوری‌


عزت نفس و خود‌باوری از کود‌کی، توسط والد‌ین و اطرافیان شکل می‌گیرد‌ و ایجاد‌ می‌شود‌. برای مثال:


▪‌ اگر کود‌کی د‌ر محیط پر از ترس بزرگ شود‌ می‌آموزد‌ که بترسد‌ و یا اگر د‌ر محیط پر از تشویق بزرگ شود‌، می‌آموزد‌ که اعتماد‌ کند‌. عزت نفس کود‌کان از نوع نگاه، نگرش و رفتاری که د‌یگران نسبت به او د‌ارند‌، می‌تواند‌ شکل بگیرد‌.


▪‌ رفتارهایی چون طرد‌، عد‌م محبت، عد‌م توجّه، غفلت، جد‌ی‌نگرفتن، گوش ند‌اد‌ن، عد‌م احترام، تحقیر، تمسخر، سرزنش، تهد‌ید‌، مقایسه، توجّه به نکات منفی، انتظارات بیش از حد‌ و بد‌رفتاری‌ باعث کاهش عزت نفس د‌ر کود‌ک می‌شود‌.


از طرف د‌یگر رفتارهایی چون پذیرش، احترام، محبّت، توجّه، جد‌ی گرفتن، احساس تعلق، تشویق، حمایت، تحسین، احساس ایمنی و انتظارات مناسب موجب افزایش عزت نفس د‌ر کود‌ک می‌شود‌.


برای ایجاد‌ «عزت نفس» د‌ر فرزند‌ان بهتر است به آنها کمک نماییم تا بیاموزند‌ که:


۱)‌ هیچ انسانی شبیه د‌یگری نیست: هیچ کد‌ام از انسانها د‌ر طول تاریخ شبیه به هم نبود‌ه و نخواهند‌ بود‌ و به خود‌ بگوید‌ «هیچ کس شبیه من نیست، من آنچه را که هستم د‌وست د‌ارم و احساس خوبی نسبت به خود‌ د‌ارم.»


۲) به خود‌شناسی برسند‌: نقاط ضعف و قوت خود‌ را منطبق با واقعیات بشناسند‌ و با شناختن خود‌، خود‌ را بهتر د‌رک کرد‌ه و بپذیرند‌.


۳) محد‌ود‌یت‌ها و توانمند‌ی‌های خود‌ را بپذیرند‌: نقاط ضعف خود‌ را بد‌ون نگرانی و ناراحتی پذیرفته و از آنها احساس گناه و شرمساری نکنند‌ چون هیچ فرد‌ی نمی‌تواند‌ انسانی کامل و به همه چیز د‌انا و به همه کاری توانا باشد‌ و با آگاهی و پذیرش نقاط مثبت و ضعف خود‌ احساس رضایت و خشنود‌ی می‌کند‌.


۴- به احساس ارزشمند‌ی و عزت نفس برسند‌: اگر انسان مراحل سه‌گانه قبل را آموخت، باور خواهد‌ کرد‌ که فرد‌ باارزشی است، فقط بایستی نکات مثبت، مفید‌ و با ارزش خود‌ را کشف کرد‌ه و به آن ارزش بگذارد‌ و اگر ما نیز اینچنین باشیم سعی می‌کنیم «خود‌مان باشیم نه د‌یگری»


«من همیشه تلاش می‌کنم تا خود‌ را هر روز بهتر از پیش بسازم امّا آنچه را که امروز هستم د‌وست د‌ارم».


● راههای افزایش عزت نفس د‌ر کود‌کان و نوجوانان


برای افزایش عزت نفس بایستی «احساس کفایت»، «احساس مسئولیت»، «احساس پذیرش و محبت» و «احساس رضایت از وضع جسمانی خود‌» را د‌ر فرزند‌ان ایجاد‌ کنیم و برای هر یک از احساسها موارد‌ زیر توصیه می‌شود‌:


۱) برای ایجاد‌ احساس کفایت:


▪ انتظارات بیش از حد‌ از آنها ند‌اشته باشیم.


▪‌ توانایی‌های آنها را تشویق و تحسین نماییم.


▪ کمک نماییم که عملکرد‌ش را بهبود‌ بخشید‌ه و موفقیت را هرچند‌ کوچک تجربه نماید‌.


▪ تشویق و حمایت نماییم که راههای مختلفی را برای حل یک مسأله تجربه نمایند‌.


۲) برای ایجاد‌ احساس مسئولیت:


▪ تشویق کنیم تا ارتباط سالم اجتماعی با د‌وستان و اطرافیان برقرار کنند‌.


▪ فرصت‌هایی را فراهم نماییم تا تجارب، توانایی‌ها و موفقیت‌هایشان را باهم د‌ر میان بگذارند‌.


▪ با واگذاری تد‌ریجی فعالیتها، احساس مسئولیت و تعهد‌ د‌ر آنها پرورش د‌هیم.


۳) برای ایجاد‌ احساس پذیرش و محبّت


▪ از مقایسه او با د‌یگران بپرهیزیم و او را به عنوان یک فرد‌ بی‌نظیر و منحصر به فرد‌ نگاه کنیم.


▪ بد‌ون قید‌ و شرط افراد‌ را بپذیریم تا احساس پذیرش د‌رونی را د‌ر آنها تقویت کنیم.


▪ کمک کنیم تا خود‌ را قبول د‌اشته و به خود‌ اعتقاد‌ پید‌ا کنند‌ و احساس ایمنی را د‌ر آنها پرورش د‌هیم.


▪ آنها را به عنوان هد‌یه و نعمت الهی تلقی کرد‌ه و به آنها احترام بگذاریم.


▪ کمک کنیم تا عواطف و محبّت خود‌شان را به راحتی بروز د‌هند‌.


۴) برای ایجاد‌ احساس رضایت از ظاهر و خصوصیات جسمانی خود‌:


▪‌ کمک کنیم تا نسبت به تفاوتهای فرد‌ی خود‌شان د‌ر رشد‌ جسمانی احساس راحتی و پذیرش نمایند‌.


▪ همان‌گونه که به توانایی آنها احترام می‌گذاریم به محد‌ود‌یت‌های جسمانی آنها نیز احترام بگذاریم.


▪ به نیازهای جسمانی مانند‌: خواب، غذا، سلامت و استراحت توجه جد‌ی د‌اشته باشیم.


▪ د‌ر حفظ نظافت و نظم و تند‌رستی آنها را تشویق نماییم.


▪ ورزش و عاد‌ات جسمانی سالم را د‌ر آنها تقویت کنیم.


● نشانه‌های افراد‌ با خود‌باوری زیاد‌:


▪‌ فرد‌ مستقل عمل می‌کند‌.


▪ مسئولیت‌پذیر است.


▪ نسبت به پیشرفت‌هایش افتخار می‌کند‌.


▪ به چالش‌های جد‌ید‌، مشاغل تازه و ... روی می‌آورد‌.


▪ د‌امنه وسیعی از هیجانها و احساسها را نشان می‌د‌هد‌.


▪ ناکامی را به راحتی تحمّل می‌کند‌.


▪ د‌یگران را به راحتی تحت تأثیر قرار می‌د‌هد‌.


● عوامل کاهش‌د‌هند‌ه عزت نفس و خود‌باوری


▪ بیش از (اند‌ازه‌ها) بر (باید‌های خود‌مان) تأکید‌ د‌اشته باشیم.


▪ احساسات و عواطف خود‌مان را همواره واقعی تصور نمود‌ه و از پذیرش انتقاد‌ بیم د‌اشته باشیم.


▪ زمینه‌های منفی خود‌مان را بزرگ د‌انسته و د‌ر عوض جنبه‌های مثبت‌مان را کم اهمیت تلقی نماییم.


▪ به خاطر هر عملکرد‌ی به خود‌مان برچسب بزنیم. برچسب زد‌ن فرایند‌ی است که با سرزنش و ملامت خود‌ همراه است.


▪ د‌اشتن اند‌یشه «همه یا هیچ» یعنی وقتی نمی‌توانیم فعالیتی را به د‌رستی و کامل به نتیجه برسانیم، خود‌ را شکست خورد‌ه بد‌انیم.


▪ به نظرات د‌یگران اهمیّت افراطی د‌اشته و سعی د‌ر برآورد‌ن همة آنها د‌اشته باشیم.


▪ همیشه خود‌ را با بالاتر از خود‌ مقایسه کرد‌ه و د‌ر برابر آنها اظهر عجز و ناتوانی بنماییم.


▪ د‌نباله‌روی کورکورانه از د‌یگران د‌اشته باشیم.


● راهکارهای مشاوره‌ای:


▪ د‌ر کرد‌ار و گفتارمان محبت خود‌ را نشان د‌هیم.


▪ از فرزند‌انمان به صراحت تمجید‌ کنیم.


▪ وقتی روابط خوبی را با د‌یگران ایجاد‌ می‌کنند‌ آنان را تأیید‌ کنیم.


▪ د‌ر بعضی از مواقع آنان را د‌ر احساساتمان سهیم کنیم.


▪ د‌ر بعضی از امور کارهایی را برایشان انجام د‌هیم که نیازها و علایق آنها را تأمین نماید‌.


▪ واگذاری مسئولیت به فرزند‌ان.


▪ احترام گذاشتن به وسایل اختصاصی آنان مثل اتاق و وسایل و ...


▪ کمک به فرزند‌انمان تا از فرایند‌ تصمیم‌گیری خویش آگاهی پید‌ا کنند‌.


▪ احترام به توانمند‌ی و خود‌باوری آنان، د‌ر هر حد‌ی که باشد‌.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 11 تیر 1391  6:50 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

بازسازی اعتماد بنفس
آیا تا به حال چنین اتفاقی برای شما روی داده است؟ ریسـکش را قبـول نموده و مـوهایـتان را كوتاه میکنید. واقعاجذاب و زیبا میشوید. روز بعد خـانه را به قصد محل کار ترک می کـنـید و در راه به خود می گویید: "خیلی خوشحالم از این کـه موهامـو کوتـاه کـردم، عاشقشم، واقعا زیبا شدم."شـما به دفتر کار خود می رسید و وارد آسانسور میـشویـدبه طور اتفاقی یکی از همکارانتان را نیز در داخل آسانسورمـی بینید، ناگهان او اخم هایش را در هم میکند و میـگوید"آه، تو موهاتو کوتاه کردی؟ چی باعث شد همچین کاری بکنی؟!" در این جـاسـت کـه شما دست هایتان را بر روی سرتان می گذارید و حاضرید هر کاری انجام دهید تا یک کلاه به شما بدهند. احساس بدی به شما دست می دهد. واقعا چرا باید می رفتید و موهایتان را کوتاه می کردید؟ این روزها اعتماد به نفس برای خانم ها تبدیل به مقوله بسیار مهمی شده است. وجود مانکن های لاغر و انتظاراتی که از مادران امروزی میـرود واقعا انسان را به تعجب وا می دارند. اما تعجب آورتر از آن این است که نظرات دیگران چقدر سریع در افراد تاثیر می گذارند و اعتماد به نفس افراد تا چه حد کاهش پیدا کره است. چنین مسئله ای برای من در دوران دبیرستانم اتفاق افتاد. یک گروه چهار، پنج نفری بودند که هر روز مرا تمسخر می کردند و به من می گفتند که زشت و احمق هستم. من هم بعد از مدتی شروع کردم به باور کردن حرف های آنها. این اصلا مهم نبود که پدر و مادر من هنوز هم عاشقانه یکدیگر را دوست می داشتند و خانه ما سرشار از شوق و شور و محبت بود، این اصلا اهمیت نداشت که تمام نمره هایم بالا بودند و دوستی داشتم که از سال سوم با هم بودیم. آنها به من می گفتند که هیچ ارزشی ندارم و من نیز تمام گفته هایشان را به طور کامل پذیرفته بودم. اعتماد به نفس من رفته رفته تحلیل پیدا می کرد و این امر باعث آزار من می شد.
اعتماد به نفس چیست؟
شاید تفسیر اعتماد به نفس کمی مشکل باشد. اعتماد به نفس خیلی بیشتر از این است که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید، به کارهای خود افتخار کنید و تصویری را که در آینه می بینید دوست بدارید بلکه اعتماد به نفس تصور شما از ارزش های درونی تان است. دکتر جان نامیا در کتاب خود با عنوان " اصول آسیب شناسی روانی" اعتماد به نفس را به عنوان توانایی درک ارزش های شخصی بیان می کند. ما اغلب معادله ها را به صورت وارونه می بینیم و فکر می کنیم که اعتماد به نفس را باید از طریق دیگران بدست آوریم در حالیکه این اعتماد به نفس ما است، توانایی ما در ارزشمند نگاه داشتن خود، عکس العمل ما نسبت به تصویری که در آینه می بینیم.
اثرات کمبود اعتماد به نفس
در آن زمان چون اعتماد به نفسم خطشه دار شده بود و اطمینان خاطرم را به کلی از دست داده بودم از صحبت کردن با دیگران چه در کلاس یا جمع های دوستانه و یا حتی در راهروها نیز خودداری می کردم. از ساعت نهار وحشت داشتم و هیچ گاه به داخل نهار خوری نمی رفتم و فکر کلاس های نمایش گروهی مرا دیوانه می کرد. من از جمع های دوستانه طرد شده بودم و خنده از روی لبانم رخت بر بسته بود. متقاعد شده بودم که فرد بی ارزشی هستم. اگر چه همیشه نمره هایم از ۹۰ به بالا بود اما در روزهای امتحان استرس شدیدی مرا فرا می گرفت. سعی می کردم که تا می توانم خودم را از نظر دیگران مخفی نگه دارم. تصور می کردم اگر وجودم را پنهان کنم دیگر هیچ کس نمی تواند مرا آزار دهد. این شرایط همچنان ادامه داشت و لازم بود که من راهی پیدا کنم تا از شر آن خلاص شوم. اما چیزی نبود که به من کمک کند زیرا مشکل اساسی خود من بودم. حتی گاهی اوقات به خودکشی فکر می کردم. البته در مورد فرار از خانه فکر نمی کردم زیرا باز هم نمی توانستم از خودم رها شوم. من عملا ترسیده بودم. این اتفاق ممکن است برای بسیاری از افراد روی دهد.
کمبود اعتماد به نفس و افسردگی
کمبود اعتماد به نفس دلیل قطعی افسردگی نیست اما بر اساس تحقیقات مختلف ثابت شده است که این دو پا به پای هم پیش می روند و سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگی نسبت داده است.
۱- کمبود اعتماد به نفس باعث می شود که شما تبدیل به دشمن ارزش های شخصیتان شوید. افکاری مانند: " اگر فقط کمی زیباتر بودم، اگر ورزشکار خوبی بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست کردن این بر می آمدم و ... " باعث خراب شدن کل زندگی شما می شوند. حتی اگر دیگران هم برای شما ارزش قائل شوند، صداهایی که دائما در گوش شما می پیچند باعث از بین رفتن آن ارزش ها می شوند. درست مثل نوشته های جولیا رابرتز در کتاب خود با عنوان "زن زیبا" که گفته افکار منفی خیلی سریع تر به درون ذهن شما نفوذ می کنند. افکار منفی ملکه ذهن شما می شوند و شما به همین دلیل نسبت به مشکلات موجود بی توجه می شوید و به صورت بخش جدانشدنی زندگی روزمره شما در می آیند. بر طبق آمار، سازمان جهانی بهداشت و درمان اعلام کرده است که تنها ۲۵ درصد از کل افرادی که در سطح جهان مبتلا به بیماری افسردگی هستند تحت درمان مناسب قرار می گیرند.
۲- کمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدی بگیرید زیرا در موارد بسیاری منجر به خودکشی می شود. در حال حاضر سومین عامل مرگ و میر در جهان خودکشی است که درصد عمده ای از آن به دلیل فقدان اعتماد به نفس روی می دهد.
۳- کمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگی شغلی بزرگسالان تاثیر منفی می گذارد و قابلیت اجرایی آنان را کاهش می دهد بلکه در زندگی خانوادگی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث می شود که نسبت به شریک زندگی خود بی میل شوند و از قبال وظایف خود نسبت به فرزندان نیز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در کلیه امور زندگی انسان تاثیر می گذارد. این امر باعث می شود که فرد متحمل فشار رونی زیادی شود.
درمان
برای من هیچ چیز عوض نشد تا زمانیکه دبیرستان خود را تغییر دادم. درست است که در این مرحله تهدیدها خاتمه یافته بودند اما من هنوز مجبور بودم که با خودم روبرو شوم. فرار کاری را از پیش نمی برد. تنها تغییر صحنه ای که در آن هستیم باعث بازگرداندن اعتماد به نفس نمی شود، بلکه باید دیدگاه هایمان را نسبت به زندگی تغییر دهیم. تابستان همان سال من با گروهی از افرادی که در جلسه مدیتیشن با آنها آشنا شده بودیم به یک کنفرانس دعوت شدم. من پاسخ تمام سوالاتم را درست در جایی پیدا کردم که اصلا فکرش را هم نمی کردم. در آن جلسه من به این نتیجه رسیدم که خداوند مرا خیلی دوست دارد. در آنجا بود که به ارزش های روحی خود پی بردم و توانستم برای بار دیگر اعتماد به نفس از دست رفته ام را باز یابم و حالت عادی پیدا کنم. من در ابتدا نقاط مثبت خود را پیدا کردم و بر روی آنها کار کردم تا به نتیجه رسیدم. هنگامیکه شما علایق خود را از دست دهید و از دوست داشتن دست بکشید قطعا دنیا برای شما تبدیل به یک مکان ترسناک می شود. در حال حاضر من در زندگی خود امید دارم چیزی که قبلا وجود نداشت، من برای بقای خود تلاش می کردم اما همین امر باعث می شد تا از پا در آیم. زمان بسیار زیادی طول کشید تا توانستم دوباره به حقیقت باز گردم و درک کنم که خداوند هیچ وقت مرا فراموش نکرده بود. سال دوم دانشگاه بودم که این پیام آسمانی را خواندم و واقعا به آن ایمان پیدا کردم : "من تو را انتخاب کردم و هرگز تو را طرد نخواهم کرد پس هراسی به دل راه مده چرا که من همیشه با تو می مانم، وحشت نداشته باش زیرا که من پروردگارت هستم. من توان تو را می افزایم و در همه امور یاریت می کنم و تو همیشه تحت حمایت دستان پرهیزکار حق خواهی بود."من کیستم؟ پرسیدن این سوال در صورتیکه شما خودتان را دوست نداشته باشید خیلی وحشتناک است. اما من پاسخ آنرا می دانم: زنی هستم که خداوند عاشق اوست. شما هم می توانید جوابی مشابه پاسخ من پیدا کنید به این دلیل که شما هم برای خداوند با ارزش هستید. او شما را بسیار زیاد دوست میدارد. شما همین حالا نیز با اتکا به نیروی ایمان و از طریق عبادت می توانید با خداوند ارتباط برقرار کنید. عبادت گفتگو با پروردگار است. خداوند همیشه از درون قلب شما آگاه است و هیچ نیازی به نطق های طولانی ندارد زیرا او همیشه با شما و همراه شماست.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 12 تیر 1391  3:35 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

بگذارید من هم تصمیم بگیرم

بگذارید من هم تصمیم بگیرم

● عوامل تقویت کننده اعتماد به نفس


با توجه به این که اعتماد به نفس طیف بسیار گسترده ای از زندگی انسان را شامل می شود طبیعی است که بتوان درباره آن تعداد بسیار زیادی اظهارنظر و تحقیق سراغ گرفت.


یکی از روانشناسان فرآیند اعتماد به نفس را با روابط خانوادگی مرتبط می داند و بر این باور است که هرچه این روابط صمیمانه تر و منطقی تر باشد احتمال برخورداری کودکان خانواده از اعتماد به نفس بیشتر خواهد بود. به نظر او دادن مسوولیت، پرهیز از ایجاد احساس شکست یا گناه در کودک، خودداری والدین از قدرت مداری، پرهیز از مقایسه فرزندان با یکدیگر یا با فرزندان فامیل یا آشنایان، داشتن انتظارات معقول از کودکان، استفاده منطقی از تشویق و تنبیه، همکاری متقابل، کم کردن بایدها و نبایدها، قدردانی از کودکان در صورت لزوم و امکان، دادن فرصت تصمیم گیری به کودکان از اهم عوامل موثر در تشکیل و تشدید اعتماد به نفس کودکان امروز و نوجوانان و جوانان آینده است.


در جای دیگر رعایت احترام کودکان، پرهیز از تمسخر آنها، فراهم کردن امنیت به معنی عام کلمه در محیط منزل، ارضای خواسته های منطقی کودکان در حد معقول، اجتناب از قایل شدن تبعیض در محیط خانه، اجتناب از سخت گیری های بی رویه، واگذار نکردن مسوولیت های سنگین و پرهیز از ایجاد اضطراب و تشویق به عنوان راه های ایجاد و تقویت اعتماد به نفس معرفی شده است و بالاخره رابرت بیلر هماهنگی در رفتار اعضای خانواده، توجه معقول به کودک، اجتناب از آشفته سازی افکار کودکان، برخورد واقع بینانه با آنان در شرایط متعدد، قائل شدن اهمیت برای مسایل عاطفی و عدالت در محیط خانه، را در این قضیه موثر می داند.


اما باید دانست که تنها محیط خانه در این امر موثر نیست، بلکه محیط بازی، کار و تحصیل نیز به سهم مهم در نگرش ها و برداشت ها و رفتارهای کودک و نوجوان موثر معرفی شده، آمده است که هرچه این الگوهای رفتاری نزدیک تر به انتظارات و آرزوهای شخص باشند، کودک یا نوجوان زودتر، زیادتر و بیشتر از آنها تقلید می کند و از آن تاثیر می پذیرد.


از آنجا که اعتماد به نفس نیز نوعی نگرش یا رفتار به شمار می رود می توان گفت که عموما بزرگسالان اگر با کودک ارتباط داشته در اعتماد به نفس او تاثیر گذارند.


از آنجا که کودک دارای احساس هویت سالم از خویش مفهومی دقیق تر و سازنده تر دارد، به تدریج یگانه بودن خود را کشف می کند و به آنجا می رسد که بداند هر کس در هر موقعیتی می تواند در زندگی، نقشی انحصاری ایفا کند که به نفع خود او و جامعه باشد. طبعا چنین کسی از لحاظ اعتماد به نفس آینده ای روشن تر خواهد داشت.


● علل عدم اعتماد به نفس


▪ علل و انگیزه هایی که به خود مربوط می شوند بسیار و اهم آنها عبارتند از:


۱) وقایع دلسردکننده که زمینه های ناراحتی و نگرانی و در نتیجه عدم اعتماد به نفس را پدید می آورند.


۲) ناکامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه مورد علاقه شدید کودک است


۳) شکست های پیاپی و خردکننده که سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شود


۴) تداوم بدبینی ها و گله مندی ها راجع به زندگی و مسایل و دشواری های آن


۵) وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازی که به زندگی و سرنوشت فرد بستگی دارد


۶) بیماری مداوم درونی و یا جسمانی که سبب درد و رنج و موجود بدبینی هاست


۷) نقایص و نارسایی های جسمانی که سبب احساس حقارت و احیانا عدم کارآمدی می شود


۸) ترس از حقیر و بی مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر درون خود


۹) وجود گیجی و سردرگمی به علت تعدد وظایف، مشکلات و دشواری ها


● چند پیشنهاد برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان


▪ یکی از وظایف مهم والدین و مربیان، کمک به تقویت عزت و نفس کودکان است. در این زمینه، توصیه هایی است که عبارتند از:


۱) کودکان نیز همچون بزرگسالان، زمانی که احساس خوبی نسبت به خود، توانایی ها و استعدادهایشان داشته باشند، تمایل دارند که تغییراتی در وضعیت موجود خودشان بدهند. والدین و مربیان می توانند با تقویت قابلیت ها و شایستگی های بچه ها در یافتن شیوه هایی که به نشاط و سرزندگی آن کمک کند، موثر باشند.


۲) کارهای مثبت کودکان را با دیگران در میان بگذارید و از راه های گوناگون به آنان کمک کنید تا در کارهایشان موفق شوند و به خاطر سوال کردن آنها را سرزنش نکنید.


۳) والدین و مربیان باید بکوشند که به کودکان مسوولیتی در خور توانایی هایشان واگذار کنند و فرصت هایی فراهم کنند که کارهای آنان توسط افراد دیگری، ارزیابی شود.


۴) به کودکان و نوجوانان کمک کنید، شکست های خود را به تجربه مثبت در یادگیری بدل کنند و آنان را تشویق کنید تا در بعضی از مواقع به استقبال خطر بروند.


۵) اجازه بدهید تا کودکان و نوجوانان در بعضی از موارد زندگی تصمیم بگیرند، از آنها بخواهید درباره برخی از مسایل نظر بدهند و با آنان مشورت کنید.


۶) فرصت هایی فراهم کنید که کودکان به صورت گروهی کار کنند و زیاد محافظه کار نباشید. اجازه دهید، کودکان و نوجوانان از نتایج رفتارهای خود آگاه باشند و پیامدهای آن را ببینند.


۷) نگرش و احساسات کودکان و نوجوانان در مورد خودشان، اغلب وابسته به نظر پدر و مادر و مربیانشان است شما می توانید با حمایت های کلامی و معنوی خود، سبب رشد عزت نفس و خویشتن داری در آنها شوید برای مثال پسر شما چه کاری می تواند انجام دهد تا احساس ارزشمندی و غرور کند؟ آیا انجام بعضی از وظایف خانه مثل: خریدهای روزانه، شستن ظروف، نظافت و … می تواند احساس کارآمدی را در او تقویت کند؟ آیا دخترتان می تواند داوطلبانه در مسابقات ورزشی مدرسه یا منطقه شرکت کند؟ آیا بچه ها به یادگیری نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و انواع هنرهای دیگر علاقه مندند؟ در نظر داشته باشید که همیشه مشارکت های خانوادگی در ایجاد عادات سازنده و مثبت اهمیت ویژه ای دارند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 12 تیر 1391  6:28 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

بگذارید من هم تصمیم بگیرم

بگذارید من هم تصمیم بگیرم

● عوامل تقویت کننده اعتماد به نفس


با توجه به این که اعتماد به نفس طیف بسیار گسترده ای از زندگی انسان را شامل می شود طبیعی است که بتوان درباره آن تعداد بسیار زیادی اظهارنظر و تحقیق سراغ گرفت.


یکی از روانشناسان فرآیند اعتماد به نفس را با روابط خانوادگی مرتبط می داند و بر این باور است که هرچه این روابط صمیمانه تر و منطقی تر باشد احتمال برخورداری کودکان خانواده از اعتماد به نفس بیشتر خواهد بود. به نظر او دادن مسوولیت، پرهیز از ایجاد احساس شکست یا گناه در کودک، خودداری والدین از قدرت مداری، پرهیز از مقایسه فرزندان با یکدیگر یا با فرزندان فامیل یا آشنایان، داشتن انتظارات معقول از کودکان، استفاده منطقی از تشویق و تنبیه، همکاری متقابل، کم کردن بایدها و نبایدها، قدردانی از کودکان در صورت لزوم و امکان، دادن فرصت تصمیم گیری به کودکان از اهم عوامل موثر در تشکیل و تشدید اعتماد به نفس کودکان امروز و نوجوانان و جوانان آینده است.


در جای دیگر رعایت احترام کودکان، پرهیز از تمسخر آنها، فراهم کردن امنیت به معنی عام کلمه در محیط منزل، ارضای خواسته های منطقی کودکان در حد معقول، اجتناب از قایل شدن تبعیض در محیط خانه، اجتناب از سخت گیری های بی رویه، واگذار نکردن مسوولیت های سنگین و پرهیز از ایجاد اضطراب و تشویق به عنوان راه های ایجاد و تقویت اعتماد به نفس معرفی شده است و بالاخره رابرت بیلر هماهنگی در رفتار اعضای خانواده، توجه معقول به کودک، اجتناب از آشفته سازی افکار کودکان، برخورد واقع بینانه با آنان در شرایط متعدد، قائل شدن اهمیت برای مسایل عاطفی و عدالت در محیط خانه، را در این قضیه موثر می داند.


اما باید دانست که تنها محیط خانه در این امر موثر نیست، بلکه محیط بازی، کار و تحصیل نیز به سهم مهم در نگرش ها و برداشت ها و رفتارهای کودک و نوجوان موثر معرفی شده، آمده است که هرچه این الگوهای رفتاری نزدیک تر به انتظارات و آرزوهای شخص باشند، کودک یا نوجوان زودتر، زیادتر و بیشتر از آنها تقلید می کند و از آن تاثیر می پذیرد.


از آنجا که اعتماد به نفس نیز نوعی نگرش یا رفتار به شمار می رود می توان گفت که عموما بزرگسالان اگر با کودک ارتباط داشته در اعتماد به نفس او تاثیر گذارند.


از آنجا که کودک دارای احساس هویت سالم از خویش مفهومی دقیق تر و سازنده تر دارد، به تدریج یگانه بودن خود را کشف می کند و به آنجا می رسد که بداند هر کس در هر موقعیتی می تواند در زندگی، نقشی انحصاری ایفا کند که به نفع خود او و جامعه باشد. طبعا چنین کسی از لحاظ اعتماد به نفس آینده ای روشن تر خواهد داشت.


● علل عدم اعتماد به نفس


▪ علل و انگیزه هایی که به خود مربوط می شوند بسیار و اهم آنها عبارتند از:


۱) وقایع دلسردکننده که زمینه های ناراحتی و نگرانی و در نتیجه عدم اعتماد به نفس را پدید می آورند.


۲) ناکامی ها و محرومیت ها به ویژه در آنچه مورد علاقه شدید کودک است


۳) شکست های پیاپی و خردکننده که سبب دلمردگی و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شود


۴) تداوم بدبینی ها و گله مندی ها راجع به زندگی و مسایل و دشواری های آن


۵) وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازی که به زندگی و سرنوشت فرد بستگی دارد


۶) بیماری مداوم درونی و یا جسمانی که سبب درد و رنج و موجود بدبینی هاست


۷) نقایص و نارسایی های جسمانی که سبب احساس حقارت و احیانا عدم کارآمدی می شود


۸) ترس از حقیر و بی مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر درون خود


۹) وجود گیجی و سردرگمی به علت تعدد وظایف، مشکلات و دشواری ها


● چند پیشنهاد برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان


▪ یکی از وظایف مهم والدین و مربیان، کمک به تقویت عزت و نفس کودکان است. در این زمینه، توصیه هایی است که عبارتند از:


۱) کودکان نیز همچون بزرگسالان، زمانی که احساس خوبی نسبت به خود، توانایی ها و استعدادهایشان داشته باشند، تمایل دارند که تغییراتی در وضعیت موجود خودشان بدهند. والدین و مربیان می توانند با تقویت قابلیت ها و شایستگی های بچه ها در یافتن شیوه هایی که به نشاط و سرزندگی آن کمک کند، موثر باشند.


۲) کارهای مثبت کودکان را با دیگران در میان بگذارید و از راه های گوناگون به آنان کمک کنید تا در کارهایشان موفق شوند و به خاطر سوال کردن آنها را سرزنش نکنید.


۳) والدین و مربیان باید بکوشند که به کودکان مسوولیتی در خور توانایی هایشان واگذار کنند و فرصت هایی فراهم کنند که کارهای آنان توسط افراد دیگری، ارزیابی شود.


۴) به کودکان و نوجوانان کمک کنید، شکست های خود را به تجربه مثبت در یادگیری بدل کنند و آنان را تشویق کنید تا در بعضی از مواقع به استقبال خطر بروند.


۵) اجازه بدهید تا کودکان و نوجوانان در بعضی از موارد زندگی تصمیم بگیرند، از آنها بخواهید درباره برخی از مسایل نظر بدهند و با آنان مشورت کنید.


۶) فرصت هایی فراهم کنید که کودکان به صورت گروهی کار کنند و زیاد محافظه کار نباشید. اجازه دهید، کودکان و نوجوانان از نتایج رفتارهای خود آگاه باشند و پیامدهای آن را ببینند.


۷) نگرش و احساسات کودکان و نوجوانان در مورد خودشان، اغلب وابسته به نظر پدر و مادر و مربیانشان است شما می توانید با حمایت های کلامی و معنوی خود، سبب رشد عزت نفس و خویشتن داری در آنها شوید برای مثال پسر شما چه کاری می تواند انجام دهد تا احساس ارزشمندی و غرور کند؟ آیا انجام بعضی از وظایف خانه مثل: خریدهای روزانه، شستن ظروف، نظافت و … می تواند احساس کارآمدی را در او تقویت کند؟ آیا دخترتان می تواند داوطلبانه در مسابقات ورزشی مدرسه یا منطقه شرکت کند؟ آیا بچه ها به یادگیری نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و انواع هنرهای دیگر علاقه مندند؟ در نظر داشته باشید که همیشه مشارکت های خانوادگی در ایجاد عادات سازنده و مثبت اهمیت ویژه ای دارند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 12 تیر 1391  6:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

به ارزش‌های خود ایمان بیاورید


آن‌چه که دوست دارید و آن‌چه که نمی‌پسندید، به طور کامل، شخصیت شما را تشکیل می‌دهد. شما مانند هر انسان دیگری به چیزهائی ایمان دارید و به چیزهائی اعتقاد ندارید. برخی از خصوصیت‌های شما ارزش محسوب می‌شوند و برخی دیگر ضد ارزش. سعی کنید آنچه را که برایتان ارزشمند است و هدف محسوب می‌شود، از ذهن ناخودآگاه بیرون آورده و به ضمیر خودآگاه وارد کنید.


بدون ترس و خجالت و با اعتماد به نفس کامل به آن‌ها بیندیشید و در ذهن خود تجزیه و تحلیل نمائید. به میزان اهمیت آن فکر کنید و راه‌های رسیدن به آن را بررسی نمائید و از همه مهمتر، ‌”آن‌ها را قبول داشته باشید‌“. بگذارید ارزش‌های‌تان، اهداف‌تان را مشخص کنند و اهدافتان، مسیر زندگی‌تان را بسازند.


هنگامی‌که خود را باور دارید، یا درون و بیرون خود هماهنگ هستید. رفتارتان آرام، منش‌تان استوار و شخصیت‌تان، ثابت خواهد بود. اطمینان داشته باشید که همه، انسان‌های آزاد، خودباور و برخوردار از اعتماد به نفس را دوست دارند. انسانی، شایسته اعتماد است که در عین هماهنگی با دیگران، منش و هویت خود را به‌خوبی بشناسد و مطابق آن عمل نماید.


هنگامی‌که به خواسته‌ها و هدف‌های خود ایمان بیاورید، می‌توانید در جهت دستیابی به آن‌ها حرکت کنید. اما زمانی که آن‌ها را باور نداشته و به آن‌ها ایمان نداشته باشید، وقتی برای آن نمی‌گذارید، بلکه آن‌ها را به ضمیر ناخودآگاه می‌فرستید تا در عمیق‌ترین نقطه آن سرکوب شوند و طولی نمی‌کشد تا آن‌ها را به طور کامل فراموش می‌کنید.


اگر ارزش‌های خود را باور کنید، می‌توانید هدف‌های خود را نیز عملی سازید. اولین راه برای رسیدن به یک هدف، مکتوب کردن آن هدف است.


یک باور باستانی حکایت می‌کند: ‌”آنچه که نوشته شود، به انجام می‌رسد و آنچه بر زبان رانده شود، فراموش می‌گردد‌“.


هنگامی‌که کلمه‌ها بر سطحی نوشته می‌شوند، زنده می‌مانند. حقیقت در این نکته است: هنگامی‌که شما آن چه را که می‌خواهید، در قالب یک جمله می‌نویسید، به تمام زوایای آن پی می‌برید و ضمیر ناخودآگاه‌تان به طور کامل آن را جذب می‌کند و به‌صورت خود به‌خودی به‌سوی هدف خود راهنمائی می‌شوید. در جائی خواندم: ‌”مرد جوانی در سن پانزده سالگی، ۱۲۷ هدف خود را بر روی کاغذ زرد رنگی نوشت. برخی از این هدف‌ها تنها نشانی از ساده‌ترین اشتیاق‌های نوجوانی را داشت. به طور مثال، این که بتواند از ارتفاع ۵/۱ متری یا به طول ۵/۲ متر بپرد، ۲۰۰ متر کلاغ پر برود، وزنه ۷۰ کیلوئی را بالا ببرد، زوایای رود نیل را کشف کند، روی شترمرغ سوار شود و... او اکنون ۵۲ ساله است و ۱۰۵ آرزوی خود را عملی کرده است. خودش همواره به خاطر اهداف از دست رفته، افسوس می‌خورد. به‌عنوان مثال، قله ‌”اورست‌“ را فتح نکرده است، یک میمون را تربیت نکرده است و پزشک نشده است.


می‌گویند او هنوز همان کاغذ زرد رنگ را همراه دارد و مرتب نوشته‌های روی آن را می‌خواند و بررسی می‌کند. شاید برای به تحقق رسیدن ۲۲ آرزوی دیگر هنوز دیر نشده باشد.


اهداف خود را بنویسید و مرتب آن‌ها را بخوانید. این‌کار به شما اعتماد به نفس می‌دهد و باعث می‌شود خود را با آرزوهای‌تان غریبه ندانید. وقت را تلف نکنید، همین الآن کاغذ و قلم را بردارید و شروع کنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  9:13 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

به خود اعتماد کن
به خود اعتماد کناعتماد به خود رفتاری است که به افراد اجازه می دهد عقاید مثبت و در عین حال منطقی درباره خود و موقعیت هایشان داشته باشند.
افرادی که دارای اعتماد به نفس هستند، به توانایی هایشان اعتماد دارند و بر این باورند که می توانند هر چه بخواهند انجام دهند زیرا انتظارات آن ها منطقی است و اگر گوشه ای از انتظاراتشان برآورده نشد، باز هم اعتماد به نفسشان را از دست نمی دهند.
افرادی که نسبت به خود مطمئن نیستند برای این که احساس خوبی داشته باشند، بی اندازه به تایید دیگران محتاج اند، از خطر کردن پرهیز می کنند زیرا از شکست خوردن می ترسند و به طور معمول انتظار ندارند که موفق شوند و اغلب خود را تحقیر می کنند.
● چگونه اعتماد به خود پرورش می یابد؟
عوامل بسیاری در پرورش اعتماد به خود مؤثر است. رفتار والدین به خصوص در سال های اولیه کودکی در این امر بسیار نقش دارد.
اگر والدین بیش از اندازه خرده گیر یا متوقع باشند، یا این که به شدت از کودک خود محافظت کنند به طوری که ترس و نداشتن شهامت جای اتکا به خود را بگیرد، بچه ها تصور خواهند کرد که بی لیاقت و بی کفایت هستند.
در مقابل، اگر والدین بچه ها را تشویق کنند که به خود اطمینان داشته باشند و وقتی بچه ها اشتباه کردند، آن ها را بپذیرند و دوست داشته باشند، حس اعتماد به خود در بچه ها پرورش می یابد.
جای تعجب است که کمبود اعتماد به خود لزوما به کمبود توانایی بستگی ندارد. اعتماد نداشتن به خود اغلب نتیجه تمرکز بسیار روی انتظارات یا معیارهای غیر منطقی دیگران، به ویژه والدین و جامعه است.
● چند روش برای پرورش اعتماد به خود
۱) تمرکز روی نقاط قوت: درباره هر کاری که انجام می دهید به خود اعتماد کنید.
با تمرکز کردن روی کاری که می توانید انجام دهید، خود را برای تلاش هایتان تحسین کنید و کمتر روی نتایج تأکید بورزید.
۲) ریسک کردن: با تجارب جدید به عنوان فرصت هایی برای یادگیری مواجه شوید، به جای این که به موقعیت هایی برای برنده یا بازنده شدن فکر کنید.
این عمل شما را با امکانات جدید آشنا می سازد و می تواند حس خویشتن پذیری شما را افزایش دهد.
انجام ندادن این کار همه امکانات را به فرصتی برای شکست تبدیل می کند و مانع رشد فردی می شود.
۳) صحبت کردن با خود: از صحبت کردن با خود به عنوان فرصتی برای مبارزه با گمان های زیان بار استفاده کنید.
به خود بگویید صبر کن و گمان های منطقی تری جانشین کنید.
برای مثال وقتی شما به شدت از خود انتظار پیشرفت دارید، به خود یادآوری کنید که قادر نیستید همه چیز را به طور کامل انجام دهید و فقط امکان این وجود دارد که سعی کنید بعضی کارها را انجام دهید.
این مسئله به شما کمک می کند که خود را قبول داشته باشید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  9:15 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

به عزت نفس خودتان نمره بدهید
عزت نفس یعنی نظر هر شخص در مورد خودش. تست زیر یکی از کوتاه‌ترین پرسشنامه‌های عزت نفس است که توسط روزنبرگ ساخته شده است...
● چگونه از تست استفاده کنیم؟
هر یک از عبارت‌های زیر را بخوانید و نظر خودتان را به عنوان موافق یا مخالف در مربع‌های روبروی عبارت مشخص کنید. یادتان باشد حتی یک سوال بی‌جواب کل تست را بی‌اعتبار می‌کند.
۱) احساس می‌کنم آدم با ارزشی هستم و حداقل به اندازه دیگران ارزش دارم.
بله خیر
۲) فکر می‌کنم لااقل چندتایی ویژگی خوب داشته باشم.
بله خیر
۳) می‌توانم به خوبی بیشتر مردم، کارهای خودم را انجام دهم.
بله خیر
۴) نسبت به خودم نگاه مثبتی دارم.
بله خیر
۵) روی هم رفته از خودم راضی هستم (نه این که «ازخودراضی» باشم !)
بله خیر
۶) احساس می‌کنم چیز زیادی ندارم که به آن افتخار کنم.
بله خیر
۷) با در نظر گرفتن همه چیزهای زندگی‌ام، فکر می‌کنم که شکست خورده‌ام.
بله خیر
۸) کاش می‌توانستم احترام بیشتری برای خودم قایل می‌شدم.
بله خیر
۹) گاهی احساس می‌کنم وجودم هیچ فایده‌ای برای این دنیا ندارد.
بله خیر
۱۰) گاهی فکر می‌کنم اصلا نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم.
بله خیر
‌● راهنمای نمره‌گذاری
با هرکدام از سوال‌های ۱ تا ۵ که موافق بوده‌اید یک ۱+ بگذارید جلو عبارت و اگر مخالف بوده‌اید ۱- . در مورد سوال‌های ۶ تا ۱۰ بر عکس عمل کنید. یعنی اگر با عبارت موافق بوده‌اید نمره ۱- و اگر مخالف بوده‌اید ۱+ می‌گیرید. جمع کردن اعداد منفی و مثبت را که بلدید؟ هرچه نمره حاصل جمع، به ۱۰+ نزدیک‌تر باشد نشانه عزت نفس بالاتر و هر چه به ۱۰- نزدیک‌تر باشد نشانه عزت نفس پایین‌تر شماست. اگر حس می‌کنید نمره‌تان خیلی پایین آمده است احتمال دارد که از افسردگی هم رنج ببرید. برای تقویت عزت نفس‌تان می‌توانید علاوه بر مشاوره با یک روان‌شناس از کتاب‌هایی مثل «از حال بد به حال خوب» دیوید برنز و «زندگی شادمانه» آلبرت الیس هم استفاده کنید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

 

به فرزندانمان عزت نفس بدهیم
به فرزندانمان عزت نفس بدهیمدر پاسخ به مادر بزرگواری که از زنجان برای «سلامت» نامه نوشته‌اندکه: «در فقر زندگی می‌کنم و علاوه بر خودم، فرزندم هم کار می‌کند. می‌خواهم بدانم چه‌طور با وجود مشکلات فراوان می‌توانم آن‌طور که شما در مقاله‌هایتان می‌نویسید، به بالا بردن عزت نفس پسر ۱۱ ساله‌ام کمک کنم تا در دنیای بزرگ‌ترها غرق نشود؟» باید بگویم که بررسی‌های روان‌شناختی نشان داده است اگر نیاز به عزت نفس برآورده نشود، نیازهای مهم‌تری نظیر شکوفایی، خلاقیت و پیشرفت آسیب می‌بیند. یکی از عوامل آسیب به عزت نفس در جامعه، شکست‌های تحصیلی است. پس نباید اجازه دهید او از محیط تحصیلی فاصله بگیرد. این شکست‌ها می‌تواند به دلایلی چون اختلالات یادگیری، عوامل مرتبط با هوش عمومی، بیماری‌های روانی و عوامل اقتصادی و خانوادگی باشد. فاصله زمانی بین خروج زودهنگام دانش‌آموزان از فضاهای آموزشی و ورود به چرخه زندگی بزرگسالی از نظر آسیب‌پذیری او بسیار حساس است. اغلب دانش‌آموزانی که این‌گونه از سیستم آموزشی ریزش پیدا می‌کنند،‌ بدون برنامه مدون و متناسب با سطح توانمندی خود به حال خود رها می‌شوند...
حدود ۱۶ درصد افراد جامعه دارای ضریب هوشی در حد به‌هنجار پایین هستند و ۷/۶ درصد نیز ضریب هوشی دارند که عنوان عقب مانده ذهنی به آنها اطلاق نمی‌شود. این گروه دانش‌آموزان که تعداد آنها اندک هم نیست، نه مانند سایر دانش‌آموزان به هنجار توانایی بهره‌مندی از امکانات آموزشی عادی را دارند و نه در گروه دانش‌آموزان استثنایی قرار می‌گیرند. نظام آموزش و پرورش در اقدامی خیرخواهانه به منظور جلوگیری از خروج این افراد از گردونه آموزشی مبادرت به حذف مردودی از مقطع ابتدایی کرده است اما باید توجه داشت صرف نگه داشتن دانش‌آموز در نظام آموزشی، بدون ارایه خدمات آموزش و پرورشی مناسب گاهی می‌تواند منشا مشکلات جدیدی باشد. از آنجایی که این دانش‌آموزان در جمع همسالان از مشکلات یادگیری جدی رنج می‌برند، عزت نفس آنان آسیب دیده و برای جبران این احساس حقارت نسبت به همسالان ممکن است دست به هر کار جبرانی بزنند؛ از جمله جذب شدن در گروه‌های بزهکاری.
در بررسی سوابق تحصیلی مجرمین، موارد متعددی از درگیری با گروه همسالان، درگیری با کادر آموزشی، گوشه‌گیری، عدم شرکت در برنامه‌های تحصیلی، فرار از مدرسه و فقدان حمایت خانواده گزارش شده است که بررسی هر یک از این مشکلات می‌تواند در حیطه‌های تخصصی ویژه‌ای قرار گیرد؛ به عنوان مثال پرخاشگری در مدرسه می‌تواند ناشی از افسردگی باشد که دخالت روان‌پزشک در اینجا می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.
فقدان حمایت خانواده از طریق تیم مددکاری نیز قابل پیگیری است و همه این تلاش‌ها به منظور حفظ دانش‌آموزان در چرخه تعلیم و تربیت و کمک به رشد، حفظ و ارتقای عزت نفس آنها است.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

به کودک اعتماد به نفس بدهید

به کودک اعتماد به نفس بدهید

بعضی از والدین فكر می‌كنند، اگر بچه‌های آنها عالی و ایده‌آل نباشند، پس آنها والدین ضعیفی بوده‌اند و شایستگی خود را زیر سوال می‌برند. ولی باید بدانیم هیچ بچه‌ای كامل نیست. همان‌طور كه هیچ والدی كامل نیست. اگر انتظار عالی بودن از فرزندمان یا خودمان داشته باشیم، نمی‌توانیم شكست را بپذیریم.


وقتی كمال‌طلب باشیم، بچه‌ها فكر می‌كنند كه هیچ‌وقت آن‌قدر خوب نیستند تا موجب خوشحالی و لذت ما شوند و این موضوع باعث ضعف اعتماد به نفس آنها می‌شود.


درخواست عالی و بدون عیب و نقص بودن را از كودكان نداشته باشید ولی آنها را تشویق كنید كه بیشترین سعی خود را بكنند.


▪ در توصیف كودك خود محتاط باشید


<تو هیچ وقت آدم نمی‌شی، تو همیشه منو ناامید می‌‌كنی، تو هیچ وقت نتونستی درست فكر كنی، همه كارهات احمقانه است، همیشه اشتباه می‌كنی و...> از مطلق صحبت كردن بپرهیزید، به‌خصوص وقتی درباره موضوع‌های منفی صحبت می‌كنید. جملات یاد شده بیشتر زمانی گفته می‌شود كه والدین از رفتار خاصی در كودك خود ناراحت هستند ولی وقتی جملات فوق را بیان می‌كنند، كودك خودش را بد، مقصر، ناامید‌كننده و احمق می‌داند و انگیزه را برای تغییر از دست می‌دهد.


به جای به‌ كار بردن واژه‌های كلی، روی رفتار خاص كودك در یك موقعیت تمركز كنید. به جای اینكه بگویید: <تو همیشه كثیف‌كاری می‌كنی، همیشه شلخته‌ای>، بگویید: <تو پیراهنت را كثیف كردی، امروز بعدازظهر واقعا اتاقت به هم ریخته بود> این كلام كودك را به عنوان كثیف و شلخته معرفی نمی‌كند.


▪ پیام‌های منفی را محدود كنید


بعضی از بچه‌ها به دلیل مسایل و مشكلات رفتاری، مرتب از پیرامون خود پیام‌های منفی دریافت می‌كنند <نه، نكن، نرو، بشین، اذیت‌‌ نكن، بسن كن، مسخره‌بازی در نیار، لجبازی نكن و...>


بازخورد منفی گاهی لازم است ولی برخی از والدین زیاد از آن استفاده می‌كنند و یا در كنار آن هیچ بازخورد مثبتی به رفتار كودك نمی‌دهند، یعنی هیچ‌چیز مثبت یا خوبی به كودك نمی‌دهند.


بعضی از والدین هم هستند كه با كلام مثبت شروع می‌كند ولی آن را به منفی ختم می‌كنند و نق می‌زنند <آفرین كه لباس‌ها تو جمع كردی، خیلی خوشم اومد ولی واقعا چرا همیشه این كار را نمی‌كنی و این‌قدر آدم را اذیت می‌كنی و...>


به یاد داشته باشید برای اینكه تاثیر سوء جملات ناامیدكننده خود را خنثی كنیم باید به ازای هر بازخورد منفی، سه تا چهار بازخورد مثبت به كودك بدهیم و روی صفات خوب او تمركز كنیم.‌

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 13 تیر 1391  9:23 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها