0

موفقیت: اعتماد به نفس

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

فرمول اعتماد به نفس برای خانم ها
ما با این اسلحه به دنیا نمی آییم بلکه باید خود درصدد دستیابی به آن باشیم. هر کسی همیشه این سلاح را در دست ندارد و تنها با صحبت کردن نمی توان آن را به دست آورد. بله از «اعتماد به نفس» صحبت می کنم ما خانم ها برای افزایش اعتماد به نفس در وجودمان با دشواری خاصی روبرو هستیم. اولین دلیل این دشواری این است که ما خانم ها به صورتی غریزی بیشتر از آنکه به خود توجه کنیم، بر مسایل اطرافیان متمرکز می شویم و طبیعی است که زمان کمتری برای پیشرفت و ارتقاء اعتماد به نفس در وجود خود می یابیم. دلیل دیگر این که دختران حتی از ابتدای تاریخ، بیش از آنکه به داشتن جسارت و اعتماد به نفس تشویق شوند. به بی ارادگی و انفعال ترغیب می شده اند.
اما همه روزه هنگامی که تلویزیون را روشن می کنیم و یا شروع به خواندن روزنامه می کنیم. با حجم وسیعی از اطلاعات و اخبار در مورد خانم های موفق و با اعتماد به نفس بالا برخورد می کنیم . چگونه این خانم ها به خودباوری رسیده اند؟ چطور آنها با وجود همه سختی ها و مشکلات موجود، به سعی و تلاش خود ادامه داده اند؟
اگر از آنها در مورد اعتماد به نفس شان بپرسید، حتماً چنین فرمولی به شما ارایه می دهند:
مسئولیتی را بر عهده بگیرید.
این نکته اولین و مهمترین جزء فرمول اعتماد به نفس است شما و تنها خود شما می توانید در زندگی خود تحولی به وجود آورید.
اگر منتظرید که موقعیت خوبی به شما پیشنهاد شود. لازم است زمان زیادی را صبر کنید. این نکته را بدانید مسیری که شما را به قله اعتماد به نفس می رساند همان جاده ای است که خود قدم در آن نهاده اید و مطمئناً شخص دیگری نمی تواند شما را به قله برساند.
تجربه های جدیدی را در زندگی امتحان کنید. هر چیز جدید و نوینی را امتحان کنید در کلاسی که در زمینه آن آشنایی چندانی ندارید، شرکت کنید.
امتحان و آزمایش توانایی ها و قابلیت ها در حیطه ای جدید، راهی شگفت انگیز برای آموختن اعتماد و اتکا بر خویش است.
ابتدا طرح یک عمل را بریزید و سپس آن را به انجام رسانید. یک زمینه خاص برای پیشرفت شخصی و حرفه ای خود انتخاب کنید و از قبل اقداماتی را که برای دستیابی به آن لازم است، مرحله بندی کنید و برای هر مرحله زمان خاصی را در نظر بگیرید. اکنون وقت آن رسیده است که هر مرحله ای را براساس طرحی که از قبل پیش بینی شده ، بدون هیچ عذر و بهانه ای به پایان برسانید.
هر قدم کوچکی در انجام این مراحل، گام بزرگی است به سوی اعتماد به نفس شما!
در انجام کارهایتان پافشاری کنید.
زمانی که در میدان چالشی جدید قرار می گیرید مقاومت به خرج دهید. اعتماد به نفس واقعی از این اعتماد ناشی می شود که شما می توانید با اتکا بر توان خویش و بدون در نظر گرفتن نتیجه کار با سعی و تلاش عملی را انجام دهید و با جسارت تمام آن را به پایان رسانید.
اگر زمانی که اعتماد به نفس انجام کاری را دارید، مسئولیت انجام آن عمل را به تعویق بیندازید، هرگز آن را انجام نخواهید داد ؛ اما در حیطه علم روان شناسی، به این نتیجه رسیده ایم که تغییر رفتار سبب ایجاد تغییراتی در احساسات انسان می شود. بنابراین اگر عهده دار انجام کاری می شوید و آن را با اعتماد به نفس صوری و ظاهری انجام می دهید، مطمئن باشید احساس اعتماد به نفس واقعی در درونتان ریشه می دواند.
از انسان های موفق کمک بخواهید.
آیا شخص قابل اعتمادی را می شناسید که بتواند یکی پس از دیگری مسئولیت کارهای جدید و همراه با ریسک را عهده دار شود؟ ببینید که او چطور این کار را انجام می دهد! به خود جرئت دهید و با این گونه افراد ملاقات کنید و دریابید که چطور آنها مسئولیت های خطیر را برعهده می گیرند.
انسان های مطمئن به خود از کمک کردن به افراد خوشحال می شوند و از این طریق تلاش ها و تشویق هایی را که سبب شده امروز به چنین موقعیتی برسند تداعی می کنند.
اگر فکر می کنید به ورزشکاری موفق غبطه می خورید و یا اگر در مورد زنی که در شصت سالگی به دانشگاه پزشکی راه یافته است در روزنامه مطلبی خوانده اید و آهی آرزومندانه کشیده اید ، بدانید که همین جا و همین حالا فرمول اعتماد به نفس را در دست دارید.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:39 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

کسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در پنج گام آسان
همه ما می‌خواهیم كه اعتمادبه‌نفس بیشتر و احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم در این صورت می‌توانیم به بهترین نحو زندگی كنیم. در اینجا راه‌هایی برای كسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس معرفی شده است:
۱) كاری انجام دهید كه مستلزم تصمیم‌گیری و به سامان رساندن آن باشد.
آیا تاكنون نوشتن نامه به یكی از بستگان نزدیك خود (مثلا‌ خاله یا عمه) را به تعویق انداخته‌اید؟ آیا دوستی هست كه می‌خواستید با او تماس بگیرید؟ ماشین را بشویید، باغ را مرتب یا خانه را تمیز كنید. شما با انتخاب هدف‌های خود (هر چند كوچك) و دنبال كردن آنها اعتماد به نفس به دست می‌آورید.
۲) از خوب انجام دادن كارهایتان لذت ببرید.
آیا هیچ سرگرمی‌یا ورزشی هست كه از انجام آن لذت ببرید؟ چیزهایی مانند شنا، نقاشی یا نوشتن می‌توانند توجه شما را جلب كرده و ذهن شما را مشغول كنند. زمانی كه ذهن شما مشغول است چیزهایی دیگر را فراموش می‌كنید.سپس احساس می‌كنید كه ماهر و توانا شده‌اید. این روش شیوه بسیار خوبی برای بالا‌ بردن عزت نفس است. اگر از هیچ سرگرمی‌یا تفریح خاصی لذت نمی‌برید، تلا‌ش كنید تا چیزی را امتحان كنید كه همواره دوست داشته‌اید.خودتان را در حال انجام آن كار مجسم كنید و سپس امتحان كنید؟ نیازی نیست كه حتما كار بزرگی باشد و می‌تواند به سادگی پیوستن به گروهی برای پیاده‌روی باشد.
متوجه خواهید شد كه اگر حداقل هفته‌ای یك بار كاری انجام دهید كه ذهن شما را مشغول كند، حواس جمع‌تر و شادتر هستید.
۳) مركز توجه خود را تغییر دهید.
اثبات شده است كه در افرادی كه توجه زیادی به خود می‌كنند عزت نفس پایین است. شما می‌توانید از طریق انجام كاری كه به شخص یا حتی چیز دیگری توجه می‌كند، اعتماد به نفس كسب كنید.
متوجه خواهید شد كه در هنگام ملا‌قات افراد جدید، با توجه كردن به شخص مقابل فورا اضطراب شما كاهش می‌یابد.
در پایان روز شما با دیگران ارتباط برقرار كرده‌اید و سبك‌تر شده‌اید.
۴) قبلا‌ استراحت كنید!
یادگیری روش‌های آرام بخش باعث بهتر شدن كیفیت زندگی می‌شود. افراد آرام‌تر مشكلا‌ت كمتری با حافظه خود دارند و احتمالا‌ ناهمواری‌های زندگی را راحت می‌پذیرند.
۵) از هر كاری كه به اتمام رسانیده‌اید فهرستی تهیه كنید.
هدف‌های كوتاه‌مدت برای خود انتخاب كنید. چیزهایی كه می‌توانید در فهرست خود قرار دهید عبارتند از: قبول شدن در امتحان رانندگی و گرفتن گواهینامه، گل زدن در هنگام بازی مثلا هاكی روی یخ، پس‌انداز كردن پول كافی برای سفر و غیره.
این‌ها فقط چندین طرح است كه شما می‌توانید برای كسب اعتمادبه‌نفس و افزایش عزت نفس از آنها استفاده كنید. این طرح‌ها را به عنوان نكات اساسی در نظر بگیرید و این كارها را دائما در زندگی خود اضافه كنید.
به یاد داشته باشید كه مردم با عزت نفس بالا‌ به دنیا نیامده‌اند و اغلب آن را تقویت كرده‌اند. عزت‌نفس ناشی از طرز تفكر شما و انجام كارهای روزمره‌ای است كه به شما احساس خوبی می‌دهند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:43 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

کسب اعتماد به نفس و تقویت اراده
کسب اعتماد به نفس و تقویت ارادهاعتماد به نفس یعنی باور نمودن خود و تكیه بر استعدادها و توانایی‌های خویش و پر واضح است كه عدم اعتماد به نفس آن است كه انسان با آنكه دارای ارزش‌ها و لیاقت‌های خاص خود است ولی خود را ناتوان و ناچیز می‌پندارد و ازهمین روی به خود جرات اقدام به كار را نمی‌دهد چه ارزش و لیاقت‌های خود را باور ندارد و گاه در مقایسه با دیگران،آنها را چنان بزرگ و دارای هیبت تصور می‌كند و چنان در ذهن و خیال خود بزرگ جلوه می‌دهد كه گویی خودش رابرابر آنان چون موری در درگاه سلیمان می‌بیند و یا ذره‌ای در برابر خورشید می‌پندارد همین امر باعث می‌شود وقتی در برابر آن‌ها قرار گرفت دست و پای خود را گم كند.
علت عدم اعتماد به نفس امور متعدد می‌تواند باشد كه در این جا به فراخور اوضاع شخصی شما به چند مورد آن اشاره می‌كنیم:
۱) گاهی علت عدم اعتماد به نفس، عدم تسلط بر كار و عمل مورد نظر است و چون بر آن عمل تسلط ندارد لذادچار تزلزلی و دست و پاچگی می‌شود. پر واضح است كه در این صورت باید برای از بین بردن عدم اعتماد به نفس مهارت لازم را به كف آورید.
۲) در برخی مواقع علت عدم اعتماد به نفس، ناشی از عدم ارتباط با اجتماع است یعنی كمتر در اجتماع با كسی روبرو شده و كمتر رفت و آمد داشته است.
۳) شاید عدم اعتماد به نفس ترس از استهزاء دیگران و بدگویی و سخنان بی مورد آنها باشد.
۴) خود كم بینی و بزرگ بینی دیگران نیز دو علت اساسی دیگر از علل عدم اعتماد به نفس است به هر حال علت آن هر چه باشد راه علاج آن به ترتیب زیر می‌باشد:
▪ باید نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید و به واقعیت وضعیت خود آگاهی پیدا كنید و آن را باور داشته باشید.
▪ هیچ گاه خود را ضعیف و ناتوان و حقیر نشمارید و الفاظی كه چنین مفاهیمی‌را القاء می‌كند بر زبان خود جاری نسازید.
▪ با افرادی كه برای شما ارزش قائلند و هویت شخصی شما را باور دارند بیشتر حشر و نشر داشته باشید و برعكس از افرادی كه در هر فرصتی شما را تحقیر می‌كنند و به شما اجازه عرض وجود را نمیدهند، دوری كنید و هرگزدر این موقعیت‌ها وارد نشوید.
▪ برای دیگران در حد و تراز خودشان مقام و پایگاه قائل شوید تا آنها را انسان‌های فوق العاده و برترمپندارید.
▪ بر اعمالی كه در صدد انجام آن هستید مانند صحبت در جمع، سخنرانی، گفت‌وگوی جمعی و... تسلط علمی‌كافی داشته باشید و یا این تسلط را به دست آورید.
▪ سعی كنید بیشتر در اجتماعات حاضر شوید و حضور فعال داشته باشید با آنها صمیمی‌شده و مشاركت اجتماعی خود را افزایش دهید مثلاً درس سیمناری ارایه كنید ـ در كلاس سؤال خود را مطرح كنید البته از رفتارهای كوچك كار خود را شروع كنید و قبلاً آمادگی لازم را به دست آورید.
▪ به استهزاء و ریشخند دیگران اصلاً توجه نكنید و مسیر از پیش ترسیم شده را دنبال كنید.
▪ با تمرین فعالیت‌های جمعی و فردی حالت طبیعی خود را حفظ و تقویت كنید.
● تقویت اراده:
خوب است در ابتدا تصویری روشن از افراد با اراده ارایه كنیم:
فرد با اراده كسی است كه وقتی در مورد كاری به خوبی تأمل می‌كند، تصمیم به انجام آن می‌گیرد و با فعالیت وثبات قدم آن را به اجرا در میآورد. پس پا فشاری بر یك تصمیم غلط یا داشتن میلی قهرمانانه ثبات قدم نخواهد بود. در برابر فردی كه دارای اراده ضعیف است با كمترین مشكلی از انجام كار دلسرد شده و كوشش جهت تحقق آن رامتوقف می‌كند فرد با اراده آنچه را كه با تأملی خواسته است با كوشش و ثبات قدم در پی تحقق آن بر میآید. برای تقویت اراده مراحل زیر را باید دنبال نمود:
۱) ارزیابی:
در این مرحله برای مدت یك هفته و هر روز برای چند دقیقه اعمال و رفتار خود را به بوته امتحان وسنجش درآورید و بررسی كنید كه اعمال شما چقدر به دنبال اراده شما انجام پذیرفته‌اند آیا بعد از اراده و پیگیری ثبات قدم داشته‌اید یا احساسات آنی و گذرا و یا محركهای خارجی شما را متوقف ساخته‌اند؟ در ضمن معین كنیدچند در صد از اعمال شما به صورت عادی و بدون اراده و نیت قبلی انجام گرفته‌اند، در این مرحله به دست میآوریدكه چند درصد اعمال شما محصول تصمیم و ارده‌تان است و چند درصد دچار نارسایی اراده شده‌اید در این جامتوجه خواهید شد كه آن دسته از اعمالی كه بعد از اراده انجام پذیرفته‌اند بازده خیلی بیشتری داشته‌اند.
۲) تلقین:
ابتدا باید تلقین‌های منفی را به تدریج از ذهن و فضای خود دور سازید مثلاً هرگز این مفاهیم و عبارت رابه ذهن نیاورید من همیشه كارها را ناتمام رها می‌كنم یا هر حادثه كوچكی اراده مرا متزلزل میسازد یا من حوصله انجام این كارها را ندارم یا من از این كار خسته شدم یا این كار بی فایده است یا این كار اثری ندارد و... بلكه درعوض كلماتی كه اراده شما را تقویت می‌كنند بر زبان آورید مانند من این كار را به هر قیمتی باید انجام دهم یا هیچ چیزی مانع كار من نمی‌شود یا رسیدن به اراده قوی برای من آسان است.
۳) برنامه‌ریزی:
برای اعمال خود طی ۲۴ ساعت برنامه‌ریزی كنید و تعدادی از كارهای مستلزم جهد و جد و ارادی خود را معین كنید خود را ملزم سازید این كارها را انجام دهید. البته این كارها نباید خارج توان بالفعل شما و اغراق‌آمیزباشند. سپس به هر قیمتی برنامه طراحی شده را به اجرا درآورید و هیچ چیزی نباید مانع كار شما شود بعد از یكی دوروز تعداد كارهای ارادی و میزان صعوبت آنها را به تدریج افزایش دهید.
۴) محاسبه اعمال روزانه:
محاسبه هر شب اعمال ارادی موفق و موارد ضعف خود را یادداشت كنید نسبت به موارد موفق شكرگزار باشیدو در صدد رفع ضعف‌ها برآیید توجه دارید كه تمام توان ما انسانها هدیه الهی است. لذا در برابر موانع از خدا استعانت بجویید و باید اراده ما در راستای اراده خداوند باشد یعنی نباید اعمال ناپسند و مورد تنفر خداوند را اراده كنیم درراستای تقویت اراده اعمال زیر را انجام دهید:
▪ روزه‌داری هر چند روزه اخلاقی باشد (كم خوردن و فاصله بین وعده‌ها را زیاد كردن)
▪ مداومت بر عمل خلاف تمایل نفسانی.
▪ پرهیز از پرخوابی، پرخوری و پر صحبت كردن، بیكاری، تنبلی و هر آنچه اراده را سست می‌كند.
▪ اشتغال به فعالیت‌های سخت و دشوار
▪ هر عملی را به محض خطور به ذهن انجام دهید و به لحظه بعد حواله ندهید.
▪ ورزشهای روح افزا مانند شنا، كوهنوردی، بیابانگردی و.. .
▪ بپا داشتن نماز در اوّل وقت.
▪ دوری از دل مشغولی به كارهای روزمره و عبث و بیهوده و پرهیز از روزمرگی در كارها.
▪ تلاوت در قرآن و تدبر در معانی آن.
▪ مجالست با افراد صاحب ذوق و هنر و دارای پیشرفت و ترقی. ۱۱- خواندن كتب زندگی نامه بزرگان علم و دانش و عبرت از زندگی آنها.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:44 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

کمی اعتماد به نفس داشته باشیم
انسان هایی که در مسایل مختلف زندگی با اعتماد به نفس گام برمی دارند، به خوبی می دانند که برای بهبود وضعیت زندگی خود باید چه کاری انجام دهند. بهبود وضعیت زندگی امری است که به سادگی می تواند هر کسی را به سمت موفقیت هدایت کند و همچنین سبب می شود تا در تمام جوانب زندگی احساس استغنا و رضایت به فرد دست دهد.
نمی توان گفت که اعتماد به نفس بالا دارای یک نوع رفتار خاص است. این رفتارها در توانایی کنترل خود، ارتباط مناسب، و یا توانایی گرفتن حق خلاصه نمی شود؛ بلکه اعتماد به نفس را می توان به مجموعه ای از رفتارها که باعث ایجاد باور خود در شخص می شود، نسبت داد.
برخی افراد به ویژه آن دسته از انسان هایی که فاقد اعتماد به نفس هستند بر این تصورند که زندگیشان نیاز به هیچ گونه ترقی و پیشرفتی ندارند. زندگی بر وفق مراد آنها پیش می رود، البته تا زمانیکه با مسأله دشواری روبرو شوند. در چنین حالتی که قدری نیاز به تلاش و همت بیشتری دارند، به سرعت دست پاچه می شوند. در این وضعیت نیاز به تصمیمی دارند که آینده زندگی را برایشان معین می کند، اما آنقدر دودل هستند که به هیچ وجه نمی توانند دست به هیچ کاری بزنند.
کارشناسان علائم متداولی را به عنوان علائم هشداردهنده از دست دادن اعتماد به نفس اعلام کرده اند.
● کاهش انرژی
این نخستین علامت است و تشخیص آن بسیار ساده است. وقتی احساس می کنید به قدر هفته گذشته یا ماه گذشته انرژی ندارید. نه این که تمام روز خسته باشید بلکه فقط انرژی کمتری نسبت به سابق داشته باشید.
● خستگی
از دست دادن اعتماد به نفس می تواند باعث خستگی جسمی شود. خوابیدن و استراحت، شما را سرحال نمی آورد و حتی صبح ها پس از بیدار شدن از خواب هم احساس خستگی می کنید. این احساس خستگی در طول روز هم ادامه می یابد.
سستی و رخوت
این عارضه جدی تری است کسی که دچار از دست دادن اعتماد به نفس باشد ممکن است به طور غیرعادی بی حال و خواب آلوده باشد. و یا در حالت متداولتر، ممکن است ساعت ها بدون انجام هیچ کاری روی صندلی بنشیند. نه این که به چیزی واکنش نشان ندهد بلکه به انجام هیچ کاری علاقه مند نباشد و ازنظر جسمی و روحی احساس سنگینی کند.
● کاهش فعالیت
اگر سطح فعالیت های معمولی فرد شروع به کاهش کند این ممکن است از علائم از دست دادن اعتماد به نفس باشد.
بی خوابی یا پرخوابی یکی از شایعترین علائم از دست دادن اعتماد به نفس بی خوابی است: دراز کشیدن ولی بیدار و نگران ماندن، ناتوانی در استراحت کردن، احساس تنش درونی داشتن و یا فکرهای مختلف کردن. پرخوابی نیز از دیگر علائمی است که یعنی زیادتر از حد معمول خوابیدن.
کناره گیری اجتماعی تشریح این عارضه، آسان ولی تشخیص آن دشوار است و بستگی به این دارد که فردی که شخصیت دو قطبی دارد در کدام حالت باشد. به عنوان مثال، چنین فردی گاهی علاقه زیادی به میهمانی رفتن دارد و گاهی برعکس، ترجیح می دهد تنها در خانه بماند و کتاب بخواند. از سوی دیگر، شخصی که به طور طبیعی آدم گوشه گیری است، در صورت از دست دادن اعتماد به نفس گوشه گیرتر و انزواطلب تر می شود.
● تغییرات فیزیکی
هرکس که فکر می کند از دست دادن اعتماد به نفس فقط با مغز افراد سر و کار دارد یا تاکنون به از دست دادن اعتماد به نفس دچار نشده و یا از آن بی اطلاع است. از دست دادن اعتماد به نفس نه تنها بر روی ذهن انسان ها اثر می گذارد بلکه علائم فیزیکی مهمی نیز به جا می گذارد. یکی از نظریه هایی که در مورد علت بدن درد در افراد که اعتماد به نفس را از دست داده وجود دارد این است که این افراد معمولا به دلیل اختلال در خواب، استراحت کامل نمی کنند و از نظر جسمی دچار استرس هستند. خواب بدون استراحت (چه کم خوابی و چه پرخوابی) از مؤلفه های اصلی سندروم خستگی مزمن و دردهای عضلانی و استخوانی گسترده است. به علاوه، افرادی که اعتماد به نفس را از دست داده معمولا بیشتر از حد طبیعی دارای هورمون کورتیزول هستند که این به نوبه خود با دردهای عمومی در بدن ارتباط دارد.
● کاهش یا افزایش وزن
کم اشتهایی یا پراشتهایی: کم اشتهایی در شرایط از دست دادن اعتماد به نفس کاملا شایع است. گاهی اوقات نیز افراد که اعتماد به نفس را از دست داده به عنوان مسکن به غذا روی می آورند. بنابراین هم کاهش وزن و هم افزایش وزن می تواند از نشانه های از دست دادن اعتماد به نفس باشد. یکی از دلایلی که افراد به هنگام از دست دادن اعتماد به نفس به غذا و مخصوصاً غذاهای پرچربی روی می آورند این است که کربوهیدرات ها سطح سروتونین مغز را بالامی برند (سروتونین یکی از انتقال دهنده های عصبی است که زیاد پائین آمدن سطح آن به از دست دادن اعتماد به نفس ارتباط دارد). همچنین افزایش کورتیزول نیز به عنوان یکی از عوامل ذخیره نامناسب چربی در بدن انگاشته می شود.
علائمی مانند درد هیجانی، غمگینی طولانی، گریه غیرقابل کنترل و غیرقابل توضیح، احساس گناه، احساس پوچی، احساس ناامیدی و احساس بی پناهی اگر تک تک در نظر گرفته شوند، منحصر به از دست دادن اعتماد به نفس نیستند. برای مثال، احساس بی پناهی ممکن است واکنش منطقی به قرار گرفتن در یک شرایط دشوار باشد.
اما در حالت از دست دادن اعتماد به نفس، احساس بی پناهی به صورت های زیر خود را نشان می دهد:
آمیخته با انواع دیگر دردهای هیجانی، آمیخته با انواع دیگر علائم از دست دادن اعتماد به نفس، تداوم یافتن بیش از یک زمان معقول و شدیدتر بودن بیش از یک حد معقول.
هر یک از عوارض بالا ممکن است به عنوان واکنش طبیعی به یک رویداد غم انگیز مثل مرگ نزدیکان یا از دست دادن کار پدید آید اما طولانی شدن بیش از حد آن باید به عنوان علائم احتمالی از دست دادن اعتماد به نفس مورد بررسی قرار گیرد.
خشم، اضطراب و نگرانی، بدبینی، بی تفاوتی، عدم تمرکز، بی تصمیمی، مشکلات حافظه ای، بی نظمی و... همأ اینها در صورت تشدید شدن در فردی که خالی از اعتماد بنفس است بسیار قابل تأمل و نگران کننده است. لذا فرد باید بطور جدی به دنبال راه حل و بیرون کشیدن خود از این ورطه باشد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:02 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

کیمیا
سالهاست که بشر با تمام قوا در تلاش برای احیاءعلم کیمیاست . درهرزمان ودورانی عده ای تمام عمر خود را صرف تبدیل مس به طلا نموده اند . ما نیز برآنیم . اما ما را با مس دیگری سروکار است وطلای ایده آل ، حقیقتی دیگر است . آمده ایم درحد بضاعت در مورد تبدیل مس وجود به طلای حقیقت ، بی هنری به باهنری و بوده ها به باید ها مطالبی را با هم تمرین کنیم .
لمسش نمی کنیم اما همیشه در تماس با ماست و هرگاه خود را لمس می کنیم اول آنرا حس می نمائیم هرگز به نگاه نمی آید اما هنگام نگاه خود در آینه ابتدا آنرا می بینیم . صدایش را نمی شنویم اما هر موقع در مورد " خود " صحبت می نمائیم آنرا مطرح کرده ایم .
این چیز مهم و اسرار آمیز چیست ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
این طلا که حقیقی ترین طلای وجودی ماست و بدون داشتن آن هیچ کاری میسر نیست چیزی نیست جز " اعتماد به نفس " .
اعتماد به نفس مجموعه ای از باورها و احساسات در مورد " خود " است بدان معنا که : شما چقدر برای خود ارزش قائل هستید ؟ و چقدر خود را مهم می پندارید ؟ چگونه خود را می نگرید و درمورد موفقیت هایتان چه احساسی دارید ؟
اعتماد به نفس شجاعت و جسارت تلاش در حوزه های فکری وعلمی را مطرح می سازد و به همه افراد خود باوری ، عزت نفس ، استقلال ، اتکاء به نفس ، احترام به خود و بسیاری از صفات عالیه انسانی را هدیه میدهد.
اعتماد به نفس یعنی طرح " من "
اعتماد به نفس یعنی " من هستم "
" من می خواهم "
" من می توانم "
" من موفقم "
" من خوشحالم "
از سوی دیگر اعتماد به نفس بمعنای خود بزرگ بینی ، غرور بی جهت و عجب وکبرو کمال فرد نیست بلکه به ما می گوید :
(ستیم وشایسته دوست داشتن ).
در واقع اعتماد به نفس یعنی
" مقدمه شناخت خود و توانائیهای خود "
که این شناخت انگیزه ، نگرش و رفتار فرد را متاثر می سازد و درسایه این شناخت سربلندی - موفقیت و افتخار ایجاد می گردد .
و درنهایت عدم اعتماد به نفس چیزی جز زوال و تباهی را به ارمغان نمی آورد و این معظل با خود کم بینی ، عدم احساس امنیت و استقلال ، عدم موفقیت ، اضطراب ، افسردگی ، مشکلات روحی روانی ، اختلالات رفتاری وخواب و احساس تنهایی همراه خواهد بود.
به دنبال این تعریف کوتاه و ساده به دنبال این کیمیای هستی ساز ، راههای کسب ، تقویت و اعتلاء آنرا بررسی می نمائیم .
ازآن زمان که نوزاد و کودک چشم به این جهان می گشاید ، دیدن را آغاز می کند و می بیند از آن هنگام به این هستی راه می یابد می شنود ، لمس می کند و بویایی و چشایی را تجربه می کند در کنار این حواس ، قیاس ( مقایسه نمودن تمامی اجزاء هستی باهم ) ، سنجش و اندازه گیری نیز اتفاق می افتد و در تجارب بعدی جستجوگری و کنکاش نیز به حواس کودک راه می یابد .
همراه با رشد کودک و در اصل افزایش تجارب کودک و بالندگی قدرت ذهنی ، تفکر و تعمق این احوال به تکامل رسیده و ماحصل را بنام شناخت تعریف می نمایند. با این شناخت کودک از همان ابتدای حضور دراین عالم و در سال های اول زندگی ایده های گوناگون را در مورد خویش بدست می آورد و خود را بگونه ای می بیند که در بعدها در شکل گیری روحی - روانی و شخصیتی او موثر خواهد بود.
از همان ابتدا که کودک راه رفتن را تجربه می کند و این عمل را بارها تکرار می کند و یا آن هنگام که گریه می کند و خواسته های خود را می طلبد ، او بطور ناخود آگاه در کنار تکامل حضوراش تجربه اندوختن و موفقیت را دنبال می کند .
کودک ده ها بار می افتد باز می ایستد واین کار را آنقدرادامه میدهد تا با تسلط راه برود. این اصرار در تجربه کردن و پیشرفت و موفقیت جزئی از ذات بشر است که با آن پا به این حیات می گذارد . اما مشکل از آن هنگام شروع می شود که تجارب تلخ یا آزموده های نامناسب کودک را در انجام کاری مردد سازد و این شک وتردید درادامه راه اورا از تلاش مجدد وآفرینش مجدد بازدارد.
● انسان بدون آفرینش یعنی هیچ
اینجاست که نقش اساسی خانواده و مدرسه را بعنوان اولین مشوق ها و ترغیب کننده باز می یابیم . تشویق ها وراهنمایی ها و شناخت های مناسب دراین دوران بیشترین کمک را به رشد و ارتقاء اعتماد به نفس کودک و درنهایت تمامی افراد جامعه در تمام سنین می نماید.
جالب توجه آن که فرزندانی که در مورد خودشان احساس خوبی دارند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارهستند در کمترین زمان به بهترین روش با مشکلات واتفاقات بوجود آمده کنار می آیند و نسبت به سایرین از قضاوت بهتری نسبت به مسائل برخوردار هستند ، این کودکان بیشتر و بهتر می خندند، واقع گرا و خوش بین هستند . این افراد واژه ای بنام ‌" عزت " را می شناسند.
کودک دراین سنین می آموزد که بخود احترام بگذارد و درسایه این حس است که سایر افراد اجتماع نیز برای فرد احترام قائل خواهند بود.
در سایه اعتماد به نفس مناسب و متعاقب آن احترام گذاشتن به خود ، تقویت عزت نفس و شناختن جایگاه خویشتن ، فرد هیچگاه عملی را مرتکب نمی شود که مورد نکوهش قرار گیرد و درصورت انجام عمل اشتباه سریعا و به بهترین روش در صدد رفع آن برمی آید ( حتی اگر این اشتباه چندین بار تکرار شود‌).
به لطف این گونه اعتماد به نفس و استقلالی که در کنار ان ایجاد می شود فرد با هر جمعی و بخاطر کثرت آرا ء آن گروه با آنها همیشه همساز نمی شود و خود را به طور مستقل در نظر می گیرد و حتی در صورت اشتباهات گروهی و جمعی به مقابله با آنها می پردازند
در سایه این حس فرد به منش ، قدرت ، خواسته ها و توانیهای خود آنقدر واقف و مسلط می شود که خلق می کند و دست به کارهای خارق العاده می زند این یعنی آفرینش .
جامعه ای با این افراد پر شور ، جامعه ای است خلاق ، هوشیار ، مستقل و سالم . در طرف مقابل در صورت عدم این حس و باور ، کودک بعلت نداشتن اعتماد به نفس مناسب در مواجهه با اتفاقات پیش آمده و نا ملایمات دچار احساس نامطلوب شده و ضعف را تجربه می کند که ماحصل کار یا عدم موفقیت می باشد یا موفقیتی با صرف هزینه وزمان زیاد.
جملاتی همچون مگر من می توانم ، من خوب نیستم ، من نمی توانم ، من هر کاری را خراب می کنم ، ای کاش ..... این ذهنیت را که فرد دارای عدم توانایی لازم جهت انجام کاراست یا به عبارتی دیگر اعتماد به نفس مناسبی ندارد به ما منتقل می سازد .
در خلاء این باور و حس و نبود توانائیهای لازم این اشخاص به اراده و منفعل بار می آیند
اما چگونه می توانیم اعتماد به نفس کودکانمان ( و در نهایت خودمان ) را بالا برده ، تقویت نمائیم .
همانطور که قبلا متذکر شدیم بیشترین تاثیر براعتماد به نفس افراد درسنین کودکی و قبل از بلوغ امکان پذیر است و باز براساس گفته ای قبلی خانواده و مدرسه بیشترین کمک را به این مسئله می کنند سعی کرده ایم نکاتی چند را در مورد چگونگی تقویت اعتماد به نفس کودکان متذکر شویم .
١ - یک مدل و الگوی خوب باشید : اول اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید و این سیر مثبت را به فرزندان خود منتقل کنید - مطمئن باشید شما بهترین الگو برای فرزندانتان هستید.
٢ - ارزش گذاری کنید : تقدیر و جایزه کارهای درستی که فرزندان انجام میدهند بهترین و سریعترین راه ارتقاء اعتماد به نفس می باشد - سعی نمائید ستایش و تقدیرتان را واقعی و صادقانه نشان دهید - ضمنا این تشویق را به تاخیر نیندازید بلکه حداکثر تا پایان همان روز اعلام دارید.
ضمنا حتی اگر کودکان در کاری موفق نشدهاند اما در راهی صحیح تلاش خود را باندازه کافی انجام داده اند نیز شایستگی تشویق دارند - دراین موارد می توانید وظیفه آنها را سبک تر و راحتتر کنید تا در انجام آن موفق شوند .
مطمئن باشید این بسیار راحت ، تاثیر گذار و عملی می باشد.
٣ - بر روی حرکات و اعمال ظاهری کودکان بیشتر متمرکز شوید
٤ - عکس خانوادگی تان را در کنار میز مطالعه یا تختخواب کودک خود نصب نمائید این عکس یاد آور حمایت خانوادگی از کودک است - او میداند که هیچگاه تنها نخواهد ماند.
میداند که ازخطراتی که کودکان را تهدید می نماید آن است که کودک خود را تنها حس نماید و دراین تصور باشد که کسی اورا دوست ندارد.
٥ - با فرزندانتان ارتباط برقرار نمائید : در تمامی حالات روحی خود تمرین کنید تا براحتی و با خوشرویی و ملایمت حرف های کودکان را بشنوید . دراین ارتباط هیچگاه از قبل قضاوت نکنید چرا که کودک حتی قضاوت شما را ازچهره شما متوجه می شود. بسیاری از موارد کودک شما دلائلی خاص برای اشتباهات خود دارد که باید ابتدا آن دلائل را بفهمد سپس تحلیل کرده ، در صورت درست نبودن دلائل آنرا تقویت و جهت دار نمایید ، در صورت غلط بودن آن با پیشنهادی صحیح و کاربردی آنرا اصلاح نمائید.
٦ - انتقاد و عیب جویی رابه حداقل برسانید
ایمان داشته باشید که انتقاد نه تنها رفتار مثبت را باعث نمی شود بلکه موجب خستگی کودک شده حتی حرف های درست و مثت شما را نیز نمی پذیرد انتقاد زیاد به شما تصویری زشت و منفور می بخشد
٧ - به فرزندان خود روش های کنترل احساسات را بیاموزید
تصویر سازی را به آنها بیاموزید . اگر در روزی احساس بدی به کودکان دست داد به او بگوئید چشمانش را ببندد و خاطره ای زیبا و نشاط آور را درذهن بخاطر آورد و آن خاطره و ذهنیت را به الان و حال بسط دهد.
بعد از چند دقیقه کودکتان احساس خوبی خواهد داشت ( شخصا به شما بزرگسالان نیز چنین توصیه ای می کنم ).
٨ - به فرزندان خود هدفمندی را بیاموزید
ابتدا هر فردی باید هدف خود را بشناسد و برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی کوتاه و بلند مدت داشته باشد .
با فرزندانتان هدف های کوچک و کوتاه مدت را تمرین کنید و از آنها بخواهید تا راههای رسیدن به این هدف را برای شما طرح کنند. هر از گاهی با اشاراتی کوتاه آنها را دراین مسیریابی کمک کنید.
درتمارین بعدی مسیرها را پیچیده ترکنید تا ذهن فعالتر شود.
بسیار از مواقع مسیرهای پیشنهادی کودکانتان برای خود شما نیز جالب خواهد بود.
( شخصا توصیه می کنم که در کارهای شخصی خودتان نیز با فرزندانتان در مورد هدف و مسیر رسیدن به آن مشورت نمائید - ضرر نخواهید کرد )
٩ - مثبت فکر کردن را به فرزندان بیاموزید .
حتی تصاویر مثبت - خندان - شادمان را دراطراف کودکان خود نصب نمائید خانه را با رنگ های شاد پر نمائید.
١٠ - واژه های دوست داشتن - عاشق بودن - علاقمند بودن را در فضای خانه بسیار بکار ببرید .
کودکان نیازمند جمله دوستت دارم هستند ( البته بزرگ تر ها هم این جملات را با ظاهری منطقی تر می پسندند ) - حتی زمانی که از دست کودکان خود ناراحت هستید نیز از استفاده این جملات نکاهید.
نکته مهم آنکه نه تنها شنیدن این جملات بسیار لازم است بلکه دیدن و نوشتن این جملات نیز بسیار واجب است . در گوشه و کنار خانه چنین جملاتی را به دیوار یا روی میز کار نصب نمائید . در جیب لباس کودکان این جملات را قرار دهید تا روزانه چندین بار با این جملات مواجه شوند.
به آنها بیاموزید که ازاین جملات در ارتباط با خانواده زیاد استفاده کنند.
( لطافت این جملات شما را هم شادمان می سازد )
١١ - لغات مثبت رادر محیط منزل بسیاربکار ببرید از کلماتی مثل خوشحالی - شادمانی - رازداری - آرامش - صلح - هوشمندی - سخت کوشی - همکاری - همراهی - عشق - علاقه - ایمان - زندگی - استفاده فراوان نمائید.
روی تکه ای کاغذ رنگی ( شاد ) این کلمات را نوشته در جاهای مختلف منزل بچسبانید کلماتی مثل موفقیت حتی توقع شما را از آنها گوشزد می کند.
١٢ - الگوهای خوبی را برای فرزندان مطرح کنید
زندگی شخصیت های بزرگ مذهبی - ملی - تاریخی را طرح کنید و هر هفته جنبه هایی از زندگی این بزرگان را ( هر چند کوتاه ) آموزش دهید.
تمام این بزرگان و صفات این بزرگان را دائم یاد آورد شوید .
مثلا امیرالمومنین ع و بزرگی و شجاعت ، عدالت و ......
به بچه ها بیاموزید که حرکات خوب و زیبا را در افراد مختلف دیده و آنها را یادداشت کرده درآخر هفته برای شما تعریف کنند.
١٣ - فرزندان را راهنمایی کنید تا مطالب آموخته شده را به دیگران بیاموزند
آموختن باعث تقویت داشته ها و احساسات می شود و در ذهن راهکارهایی را ایجاد می کند و باعث تقویت اعتماد به نفس نیز می شود .
بیاموزید که در اتفاقات پیش آمده بعنوان راهنما و معلم ، وقایع ، اهداف راه حل ها را برای افراد دیگر ( چه ذهنی - چه عملی ) طرح و به آنها این مسائل را بیاموزد ( حتی اگر اشتباه این عمل را انجام دهد ) .
خیلی وقت ها کودکان از پندهایی که خودشان به زبان می آورند بعدها استفاده می کنند .
١٤ - در نهایت مهمترین کاری که باید انجام دهید تکرار تکرار تکرار این چند جمله کلیدی است
A من هستم
B من بودم ، هستم ، خواهم بود
C من می خواهم
D من می توانم
E من موفقم
F من باعث موفقیت افراد دیگر می شوم
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:03 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

گذشته‌ها گذشته؛ بزن بریم به سوی سرنوشت!
من؟ من بروم دوباره کنکور بدهم؟ شوخیت گرفته! مغز من دیگه کشش نداره! بله؟ مهمون‌ها بیان خونه، آن‌وقت من غذا درست کنم؟ اصلا همین که فکرش را می‌کنم دست و پام می‌لرزه می‌خواهی آبرویمان بره؟ چی؟ خوشحالی تو پسر! برم بگم با من ازدواج می‌کنی؟ اون کجا؛ من کجا!...
شما هم درباره خودتان این جور حرف می‌زنید؟ البته تعارف را بگذارید کنار و بعد از همه اینها ببینید واقعا به این که توی آینه هر روز روبه‌روی شما می‌ایستد و زل می‌زند توی چشم‌هایتان چه‌قدراعتماد و اطمینان دارید؟ در نظرتان این تصویر را که خودتان هستید چه جوری می‌ببینید؟ یک آدم قدرتمند که می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد یا یک ترسوی بی دست و پا؟ ساده از کنار این پرسش نگذرید چون جواب به این سوال می‌تواند زندگی شما را زیر و رو کند!
اعتماد به نفس یک چتره! یک خورشید و یک ابره! یک چتر که نمی‌گذارد شما خیس بشوید. یک خورشید که پشت ابر نمی‌رود تا یخ بزنید و یک ابر پر از باران برای وقتی که تشنه هستید. تعریف‌های روان‌شناسانه اعتماد به نفس یعنی درک ارزش‌های شخصی؛ دیدن خود به عنوان فردی که توانایی انجام خیلی از کارها را دارد و خلاصه کلام اینکه اعتماد به نفس یعنی: باور خودمان و توانایی‌هایمان! یعنی تصور و حس مثبت داشتن ازخود.
فکر می‌کنید چه‌قدر این موضوع مهم است؟ عجله نکنید فرصت برای جواب دادن دارید. قبل از آن خواندن چند خط دیگر را هم تحمل کنید.
● آنکه اعتماد به نفس دارد، آنکه ندارد
آرامش! اولین و مهم‌ترین اثر داشتن حس اعتماد به نفس، آرامش است. شما به خودتان اعتماد دارید پس ترستان کمتر است. خودتان را قبول کرده‌اید، پس می‌دانید اگر در آزمونی شرکت کنید حتما نتیجه مورد نظرتان را می‌گیرید. می‌توانید برای ده یا بیست نفر غذا درست کنید. نمی‌ترسید که وقت امتحان کم بیاورید. در کمال آرامش برای لحظات‌تان برنامه ریزی می‌کنید. وابسته به حضور دیگران نیستید و همه اینها نتیجه این است که شما به خودتان وصل شده‌اید و به دیوار محکمی‌ تکیه داده‌اید که نه می‌ریزد و نه از شما دور می‌شود. این آرامش موجب می‌شود که مدام کارهایتان را بهتر انجام دهید و ناخودآگاه احترامتان پیش خودتان بالا می‌رود.
اما آدمی‌ که اعتماد به نفس ندارد مدام خودش را و توانایی‌هایش را نادیده می‌گیرد. مسخره می‌کند و به دنبال دیگران است تا او را تشویق کنند. این فرد نمی‌تواند با ترس‌های خود روبه‌رو شود و هرچه بزرگ‌تر می‌شود، ترس‌هایش هم بزرگ‌تر می‌شوند. در حالی که اگر اعتماد به نفس داشت نه تنها در تاریکی و ترس فرو نمی‌رفت که خود را در مقابل ترس‌هایش قرار می‌داد و با آنها روبه‌رو می‌شد.
آنکه اعتماد به نفس دارد قدرت ریسک‌پذیری بیشتری به خودش می‌دهد و در عین حال می‌داند که روی دیگر پیروزی، شکست است بنابراین او هم قدرت پذیرش شکست را دارد و هم پیروزی را.
اما فرد مقابل ریسک نمی‌کند چون از طرفی می‌ترسد که شکست بخورد و از طرفی باور دارد که نمی‌تواند موفق شود.
فردی که اعتماد به نفس دارد، می‌داند که ممکن است خطا کند و اگر این اتفاق افتاد خود را می‌بخشد اما آنکه اعتماد به نفس ندارد اگر خطایی کند به سختی خود را می‌بخشد و این اشتباه را فراموش می‌کند. کسی که اعتماد به نفس دارد دیرتر افسرده و خسته می‌شود و کمتر احساس ناامیدی می‌کند چرا که خودش را پذیرفته است و برای بهتر شدن خودش در تلاش است. آدم‌هایی که اعتماد به نفس دارند، بیشتر می‌توانند اعتماد دیگران را به خود جلب کنند. فکر می‌کنید غیر از این است؟ تصور کنید با دو نفر در مهمانی روبه‌رو می‌شوید یکی با اینکه لباس خوبی پوشیده مدام با لباس‌هایش درگیر است وبا لحنی منفی از دیگران می‌پرسد: «من خیلی بد نه؟» و دیگری با یک لباس کاملا عادی با اعتماد به نفسی که از خودش نشان می‌دهد ناخودآگاه به دیگران و پیش از آن به خودش می‌گوید: «من خوبم» خود شما اگر از این دو فرد بخواهید یکی را انتخاب کنید و کاری را از او بخواهید کدام را انتخاب می‌کنید؟ و صدها و شاید هزارها اثر مثبت دیگر که میوه درخت اعتماد به نفس هستند. حالا شما می‌خواهید طعم دلپذیر این میوه‌ها را بچشید یا نه؟
● شکار اعتماد به نفس
نگران نباشید، هرچند تاثیر دوران کودکی ما هیچ وقت از زندگی که داریم پاک نمی‌شوند اما شما می‌توانید –البته اگر بخواهید- زندگی‌تان را تغییر بدهید. اما چگونه؟
۱) همین الان جلوی آینه بروید و به خودتان بگویید که: من می‌توانم و می‌خواهم که بتوانم و از هیچ‌چیز نمی‌ترسم. این جملات را هروقت که جلوی آینه می‌روید به خودتان بگویید. از زیبایی‌هایتان تعریف کنید و خود را زیبا ببینید و سعی کنید هر روز زیباتر از پیش باشید. اگر چاق هستید به خودتان بگویید عیبی ندارد من هم می‌توانم، می‌توانم لاغر شوم و از همین امروز راهپیمایی را شروع کنید.
اگر بی‌پول هستید بگویید من می‌توانم، سعی کنم که بیشتر پول دربیاورم و دنبال کار باشید.
منتظر چه هستید؟ همین که این حرف‌ها از زبانتان بیرون بیاید شما هم زیباتر شده‌اید، هم پول‌دارتر و هم لاغرتر! باور می‌کنید؟ اگر باور نکرده‌اید به خواندن ادامه ندهید وگرنه راه دوم:
۲) فرار نکنید. از چه می‌ترسید؟ از همین الان به ترس‌هایتان حمله کنید! وارد اتاق تاریک شوید بدون اینکه چراغ را روشن کنید. به سمت آدم مورد علاقه‌تان بروید و ابراز محبت کنید. از چه می‌ترسید؟ از شکست؟ پس بدانید تا زمانی که از شکست بترسید موفق نمی‌شوید. شما باید به این شعر مارگوت بیگل شاعره آلمانی عمل کنید:
«بر آنچه دلخواه من است، حمله نمی‌برم
خود را به تمامی بر آن می‌افکنم
اگر بر آنم که دیگربار و دیگربار،
برپای بتوانم‌خاست،
راهی به‌جز اینم نیست»
شما راهی ندارید جز روبه‌رو شدن؛ موفق شدن یا شکست خوردن وگرنه می‌نشینید و مرداب می‌شوید.
۳) با خودتان حرف بزنید. هیچ کس به اندازه خودتان نمی‌تواند به شما کمک کند. با خودتان مهربان باشید. قبل از اینکه بخواهید دیگران با شما مهربان باشند. نکات مثبت خودتان را بزرگ کنید و نکات منفی را پاک نکنید بلکه سعی کنید آنها را رفع کنید.
۴) مقایسه نکنید یا بهتر است بگوییم خودتان را با خودتان مقایسه کنید نه دیگران! اگر بهتر شده‌اید یا بدتر این مقایسه را فقط با خودتان انجام دهید نه دیگران.
۵) گذشته‌ها گذشته! شما امروز آدم دیگری هستید و فردا در دستان شما است. لبخند بزنید، شما مقابل یک دنیا توانایی ایستاده‌اید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:04 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

معجزه اعتماد به نفس

معجزه اعتماد به نفس

۱) هنگامی که برای اولین بار با کسی ملاقات می کنید در چشم هایش نگاه کنید ، نامتان را به وضوح بگویید و محکم با او دست بدهید.


۲) طریقه بر زبان آوردن نامتان هنگام معرفی خود به دیگران معیاری است برای سنجش این که چقدر خودتان را دوست دارید و به خود احترام می گذارید.


۳) هر کجا که می روید پیش فرضتان این باشد که موفق می شوید و انتظار داشته باشید که مورد محبت و توجه دیگران قرار گیرید.


۴) شما بزرگ ترین معجزه طبیعت هستید و هرگز نه در گذشته و نه در آینده نظیر شما نبوده و نخواهد بود.


۵) لازم نیست که کسی غیر از خودتان باشید. فقط کافی است از کسی که قبلاً بوده اید بهتر باشید.


۶) زندگی را با واژه های خودتان تعریف کنید و همیشه مثل بهترین کسی که می توانید باشید زندگی کنید.


۷) هیچ مشکلی وجود ندارد که شما قادر به حل آن نباشید، هیچ مانعی وجود ندارد که شما قادر به از میان برداشتن آن نباشید و هیچ هدفی وجود ندارد که شما قادر به رسیدن به آن نباشید.


۸) هر کاری را که دیگری انجام داده باشد شما هم به احتمال زیاد می توانید انجام دهید به شرط آن که شدیداً طالب آن باشید.


۹) هیچ کس بهتر از شما نیست. فقط بعضی از افراد در زمینه های بخصوصی بهتر از شما پرورش یافته اند و دانش بیشتری کسب کرده اند.


۱۰) اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد، باید آن را شروع کنید ، حتی اگر در اوایل کار نتوانید آن را به خوبی انجام دهید.


۱۱) اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد باید آن را با تمام وجود دنبال کرد.


۱۲) برای رسیدن به هدفی که برای خود تعیین کرده اید می توانید هر چه را که لازم است یاد بگیرید.


۱۳) ذهن شما مثل ماهیچه عمل می کند. هر چه بیشتر آن را به کار گیرید قوی تر می شود.


۱۴) یکی از راه های پرورش اعتماد به نفس این است که حتی وقتی می توان محتاطانه عمل کرد ، شجاعانه و با اعتماد به نفس عمل کنید.


۱۵) انسان هایی که اعتماد به نفس دارند ابتدا فکر می کنند، تصمیم می گیرند و سپس عمل می کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:14 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

من می توانم

من می توانم

آیا احساس می كنید منزوی و تنها هستید؟ یا كاملاً خجالتی و بی دست وپا؟ آیا احساس پوچی و بی ارزشی می كنید؟ یا خود را مقصر و سزاوار ملامت می دانید؟ آیا آزرده و خشمگین هستید؟اگر پاسخ شما به سئوالات بالا مثبت باشد، متاسفانه شما جزء آن دسته از افرادی هستید كه اعتماد به نفس كافی ندارند. عده ای گمان می كنند، افرادی كه دارای اعتماد به نفس بالا هستند، دارای صفاتی از قبیل: ریاست طلبی، خودخواهی، آگاهی نسبت به همه امور، ثروتمندی، فوق العاده موفق و غیره هستند؛ اما جالب است بدانید كه صفات ذكر شده از ویژگی های افراد با اعتماد به نفس بالا نیستند. برای درك بهتر از اعتماد به نفس بهتر است تعریفی از آن ارائه دهیم.«احساس ارزش به خویشتن» كه در لاتین Self- esteem گفته می شود و در اصطلاح عوام همان اعتماد به نفس نامیده می شود به معنای تخمین و ارزیابی فرد از خود است. پس «اعتماد به نفس یك نوع روش تفكر، احساس و عمل است كه نشان می دهد فرد خود را پذیرفته و برای خویش احترام قائل است و به خود اطمینان دارد.»هنگامی كه به خود احترام بگذاریم یعنی خود را با وجود تمام كاستی هایمان و به عنوان یك انسان منحصربه فرد می پذیریم. قضاوت شخصی فردی كه دارای اعتماد به نفس است، با فردی كه فاقد اعتماد به نفس لازم است بسیار متفاوت است.


این تفاوت در وجود احساس ارزشمندی است. احساس ارزشمند بودن از مجموع افكار، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. مثلاً اینكه فكر كنیم فردی باهوش هستیم یا كودن، شخصیتی دوست داشتنی هستیم یا منفور. این برداشتی كه از خود داریم، ناشی از میزان اعتماد به نفس در وجود ما است. لازم به ذكر است كه تجربیات دوران كودكی هر یك از ما نقش بسزایی در اعتماد به نفس ما دارد. انتظارات والدین از كودك خویش، وجود مشكلات خانوادگی، مشكلات مالی، و از سویی دیگر انتظارات مدرسه از كودك، روابط همسالان با كودك، تاثیرات رادیو و تلویزیون، وضعیت تحصیلی كودك در مدرسه و غیره همه و همه در نحوه نگرش كودك به خود نقش مهمی دارند.


«اعتماد به نفس پایین» وضعیتی است كه در آن فرد ارزش كمی برای خود قائل است، اعتماد به خود ندارد و خود را نسبت به دیگران در موقعیت پایین تری می پندارد.اعتماد به نفس پایین پیامدهای منفی وسیعی به دنبال دارد: یادگیری، خلاقیت، و كارایی را در فرد كاهش می دهد، باعث اضطراب، فشار روانی و احساس تنهایی می شود، در ارتباطات فرد با دیگران ایجاد مشكل می كند، موجب سرخوردگی فرد می شود و در افراد مستعد این سرخوردگی میزان آسیب پذیری در مقابل مواد مخدر یا الكل را افزایش می دهد. از همه مهمتر منجر به ایجاد تصویر منفی از خویشتن در فرد می شود. اگر بخواهیم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم، اولین گام این است كه تصویری از شخص ایده آل خود در ذهنمان مجسم كنیم. «خود ایده آل» آن شخصی است كه ما میل داریم باشیم. حال ممكن است خیلی دور از واقعیت و غیرقابل دسترس باشد و گاه نیز كمی بهتر از تصویر خود است. «تحقیقات نشان داده است كه در افراد نابهنجار كشمكش بین خویشتن و خود ایده آل بسیار زیادتر از افراد سالم است.


خود ایده آل این جنبه مثبت را دارد كه وقتی شخص به آن برسد راضی و متوقف نمی شود بلكه هدف های خود را بالاتر می برد و مجدداً برای رسیدن به اهداف جدید تلاش می كند.» گام دیگر جهت افزایش اعتماد به نفس این است كه معتقد باشیم تغییر امكان پذیر است، باید خودمان بخواهیم كه تغییر كنیم. اگر در گذشته والدینمان راه رسیدن به حس احترام به خود و افزایش اعتماد به نفس را به ما نیاموخته اند اكنون باید خودمان در این جهت گام برداریم. برای این منظور باید كوشش مداوم كرد و شناخت لازم را نسبت به خود و رفتارمان به دست آوریم.در اینجا باید یادآور شد كه «خودپنداره» یا «تصویر خود» به معنای نگرش، ادراك و برداشتی است كه شخص از خود دارد. همان گونه كه اشاره شد دوران كودكی و نوجوانی در این زمینه اهمیت بسزایی دارد. واكنش دیگران مهمترین منشاء پیدایش تصویر خود و ارزش به خود به ویژه كودك است. از این نظر تحت عنوان «آینه خودنما» یاد می كنند. یعنی برای دیدن خود به واكنش های دیگران توجه می كنیم و تصویر خود را در آن واكنش ها می جوییم.


اگر اولیا به كودك بگویند كه او باهوش و زرنگ است یا اینكه او قابل اطمینان نیست، این مفاهیم به تدریج قسمتی از تصویر خود یا هویت كودك می شود. بنابراین والدین یكی از مهم ترین منابع شكل گیری اعتماد به نفس در فرد تلقی می شوند.یكی دیگر از منابع اصلی در ایجاد اعتماد به نفس مقایسه ای است كه كودك در رابطه با خود و دیگران می كند. مانند برادر، خواهر، دوستان و غیره. به عنوان مثال اگر برادر یا خواهر او باهوش و زرنگ باشند و او دائماً از آنها عقب افتاده باشد خود را كم هوش تصور می كند.همان گونه كه می دانیم الگوها در زندگی كودك نقش مهمی ایفا می كنند. عامل سوم در افزایش اعتماد به نفس در كودك همانند سازی با الگوها است. كودك با یك سلسله از افراد مهم زندگی خود همانندسازی می كند و آنها را به عنوان مدل یا الگوی رفتار خود برمی گزیند. والدین، محیط مدرسه و نحوه برخورد آموزگار با كودك نیز در ایجاد و شكل گیری اعتماد به نفس در كودك موثر است. حال كه وجود اعتماد به نفس بالا در زندگی افراد نقش تعیین كننده ای دارد، لازم می دانیم كه به برخی از راهكارهای عملی جهت افزایش و تقویت اعتماد به نفس اشاره كنیم:


۱- به خودتان عشق ورزید: برای اینكه اعتماد به نفس داشته باشید باید خودشیفته گردید. باید عاشق جسم و روح خود باشید و برای رسیدن به این خودشیفتگی باید شناخت و درك درستی از خویشتن خویش داشته باشید.


۲- از خود به خوبی یاد كنید: جنبه های مثبت و منفی خود را تواماً در نظر بگیرید.


۳- خود را تشویق و ستایش كنید: به خاطر كوچك ترین كار خوبی كه انجام می دهید، خود را تشویق و ستایش كنید.


۴- با جسم خود خوب رفتار كنید: اگر واقعاً خودتان را دوست داشته باشید، از هر آنچه كه به جسم و تن شما آزار می رساند و به سلامت و تندرستی شما لطمه وارد می كند دوری جویید. مثلاً پرخوری را كنار گذارید.


۵- اعتماد به نفس خودپرستی نیست: برای خود و دیگران تواماً ارزش قائل شوید. هم وقتی را برای رسیدن به خود و نیازهای خود در نظر بگیرید و هم وقتی را به دیگران اختصاص دهید.


۶- احساس گناه، بزرگترین مانع است: احساس گناه یعنی عدم تایید خود و چه بسا یعنی سرزنش خود.


انتقاد شدید از خود زمینه بهتر شدن شما نیست.


۷- خود را سرزنش نكنید: هر اشتباهی كه انجام داده اید به خود بگویید آن را به هر شكلی كه شده جبران می كنم، به جز با سرزنش خود.


۸- اجتناب از اندیشه منفی، بیان منفی و توجه به انتقادهای نابجای دیگران.


۹- در پی كسب موفقیت باشید، هرچند كوچك: هدف هایی را انتخاب كنید كه قابل دسترسی باشند هرچند كوچك.


۱۰- همیشه تبسمی بر لب داشته باشید.


۱۱- حالت كسانی را به خود بگیرید كه موفق، مصمم، پرتلاش و با اعتماد به نفس هستند.


۱۲- تنفس عمیق را تمرین كنید: تمام افراد افسرده و كم روحیه بدون استثنا تنفس سطحی دارند، میزان تبادل هوا در هر دم و بازدم بسیار كم است. این افراد نمی توانند از احساس اعتماد به نفس برخوردار باشند.


۱۳- ارتباط با خدا و نیروی توكل: با خدا در ارتباط باشید و از عظیم ترین نیروی هستی در همه كارهای خود یاری بجویید.


۱۴- خود را به دیگران وابسته نكنید: اعتماد به نفس با هر نوع وابستگی منافات دارد.


۱۵- همیشه نیمی از مردم با افكار شما مخالفند، پس با آنها مقابله نكنید بلكه آن را عادی تلقی كنید.


۱۶- سعی نكنید همه را راضی نگه دارید: در این صورت مجبورید در آن واحد ارزش ها، باورها و سلیقه های مختلفی را بپذیرید.


۱۷- برای خود ارزش و احترام قائل باشید: خود را ما خطاب نكنید و عقاید خودتان را فقط از جانب خودتان بگویید.


۱۸- به دیگران عشق بورزید: عشق ورزیدن به دیگران پس از عشق ورزیدن به خود، دومین عامل مهم اعتماد به نفس شما است.


۱۹- همه را ببخشید: آنها كه از اعتماد به نفس سرشارند روحی بزرگ و غنی و آزاد دارند.


۲۰- تكرار و تلقین را جدی بگیرید: هیچ چیز به اندازه تكرار و تلقین و عبارت های تاكیدی موثر نمی تواند ضمیر ناخودآگاه شما را تحت تاثیر قرار دهد.


۲۱- در فرهنگ لغات خود شكست را تجربه معنی كنید.


۲۲- مسئولیت پذیر باشید: وقتی مسئولیتی به گردن می گیرید و عواقب آن را از ابتدا تا انتها به عهده می گیرید عملاً توانایی و خودباوری را به خود و اطرافیان خود تاكید می كنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:19 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


مهارت های افزایش اعتماد به نفس
مهارت های افزایش اعتماد به نفساعتماد به نفس از صفات برجسته غیرذاتی و اكتسابی انسانی است. یك ویژگی تحسین برانگیز و قابل ستایش. همه می دانیم كه ستایش ویژه آن دسته از توانایی هایی است كه فرد با سعی و كوشش خود آنها را به دست می آورد. باید بدانید اگر مدت های طولانی هم به گونه ای رفتار كرده باشید كه اعتماد به نفس شما سركوب شده باشد، باز هم می توانید با تمرین و ممارست بذر اعتماد به نفس را در وجودتان بكارید مهارت های ذیل را قویا به كار گرفته و هر روز تمرین كنید تا از بروز مشكلاتی كه ناشی از ضعف این ویژگی است پیشگیری شود.
۱- ارتباط با منبع لایزال الهی، این ارتباط سبب آرامش روح و مایه قدرتمندی و احساس توانمندی در شما می شود. ارتباط با خدا از ترس و اضطراب شما می كاهد.
۲- به سلامت جسم و روح خود اهمیت دهید.
۳- عذرتراشی نكنید، شایع ترین بهانه ای كه می تواند در برابر هر تغییر مثبتی آورده شود، این است كه من ذاتا این طور هستم یا من این طور بزرگ شده ام. خیر، عذر شما پذیرفته نیست.
۴- از خود به خوبی یاد كنید و جنبه های مثبت و منفی خود را توام در نظر بگیرید.
۵- اگر كار اشتباهی انجام دادید به جای سرزنش خود، عمل خود را سرزنش كنید.
۶- به جنبه های مثبت خود توجه بیشتری داشته باشید.
۷- خودتان را بپذیرید و از آنچه هستید شادمان باشید.
۸- اعمالتان را ارزیابی كنید نه خودتان را.
۹- كوچك ترین كار مثبت خود را به حساب آورید و خود را تایید و تشویق كنید.
۱۰- از سرزنش كردن مكرر دیگران بپرهیزید.
۱۱- جملات منفی را هرگز به زبان نیاورید.
۱۲- به صحبت های منفی دیگران گوش ندهید.
۱۳- همیشه تبسمی بر لب داشته باشید، لبخند بزنید تا آرام شوید.
۱۴- موجبات رضایت خاطر خود را فراهم كنید، خصوصا هنگام بروز مشكل.
۱۵- هر نوع وابستگی ضد اعتماد به نفس است، بنابراین خود را تحت هیچ عنوانی به هیچ چیز و هیچ كس وابسته نكنید.
۱۶- هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی كنید.
۱۷- عادت كنید نفس عمیق بكشید تا اكسیژن بیشتری به مغزتان برسد، این كار آرامش روح را به دنبال دارد.
۱۸- خوب بخوابید و ورزش را فراموش نكنید.
۱۹- در مقابل هر كار خوب دیگران هر چند كوچك، سپاسگزاری كنید.
۲۰- رفتار محترمانه شما به شكل رفتار محترمانه به سوی شما باز خواهد گشت پس به دیگران احترام بگذارید.
۲۱- مسوولیت پذیر باشید، مسوولیت پذیری یعنی احساس خودباوری.
۲۲- از ارتباط طولانی و مداوم با افراد مایوس، افسرده و مضطرب پرهیز كنید.
۲۳- شرح حال افراد موفق را مطالعه كنید این گونه مطالعات سبب تقویت روحیه شجاعت و شهامت شما می شود.
۲۴- با افراد پرتحرك، با نشاط و موفق ارتباط مستمر برقرار كنید.
۲۵- بدون توجه به نظر دیگران، احساس واقعی خود را بیان كنید. افرادی كه همیشه موافق یا همیشه مخالف هستند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نیستند و راضی نگه داشتن همه همیشه ممكن نیست.
۲۶- هیچ گاه خودتان را ما خطاب نكنید، نه عقاید خود را از جانب دیگران بگویید و نه عقاید دیگران را به جای عقاید خودتان مطرح كنید.
۲۷- بله نگویید وقتی می خواهید نه بگویید، نه گفتن را تمرین كنید.
۲۸- از قبول فعالیت هایی كه در توانتان نیست اجتناب ورزید.
۲۹- وقتی از یك ویژگی مثبت شما تعریف می كنند از ته دل تشكر و قدردانی كنید و از تعارفات كلامی مانند این لطف شماست، من قابل نیستم استفاده نكنید.
۳۰- جرات به خرج دهید عمل كنید تا اعتماد به نفس را در خود حس كنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  11:38 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

می‌توانید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید اگر ...
۱) بپذیرید که هر جا و هر که هستید به این دلیل است که خودتان خواسته اید. اگر موقعیت تان را دوست ندارید ، خودتان را تغییر دهید.
۲) آنقدر تجسم کنید تا تحقق پیدا کند. طوری عمل کنید که گویی همان اعتماد به نفسی را که خواستارید دارا هستید و تا به واقعیت پیوستن آن ، این تصویر ذهنی را حفظ کنید
۳) یک خوش بین تمام عیار باشید. در هر شرایطی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید.
۴) بزرگ ترین ویژگی انسان این است که می تواند توقف ناپذیر شود. شما هنگامی توقف ناپذیر می شوید که تحت هیچ شرایطی از ادامه کار خسته نشوید.
۵) در از بین بردن نیروهای بالقوه درونی، تردید داشتن نسبت به خود ، به تنهایی از تمام محدودیت های بیرونی قوی تراست.
۶) از امروز تصمیم بگیرید به جای آن که قربانی تغییر باشید استاد تغییر شوید
۷) بهترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است.
۸) اعتماد به نفس هم مانند تایپ کردن یا دوچرخه سواری یک مهارت است که می توان با تمرین آن را پرورش داد.
۹) برای به دست آوردن اعتماد به نفس باید طوری عمل کنید که گویی آن را دارا هستید.
۱۰) ابتدا مشخص کنید که دقیقاً چه می خواهید و آنگاه با تمام توان برای دستیابی به آن تلاش کنید.
۱۱) پرورش اعتماد به نفس مانند پرورش اندام است. باید ابتدا ترکیب اصلی را بسازید و سپس روی آن کار کنید.
۱۲) شما بسیار بیش از آن چه تصور می کنید باهوش و خلاق هستید . اراده کنید که هر روز هوش و خلاقیت خود را بیشتراز قوه به فعل درآورید.
۱۳) همه می ترسند، اما انسان برتر کسی است که علیرغم ترسش کاری را که باید ، انجام دهد.
۱۴) اگر کاری را به خاطر آن که از آن می ترسید انجام ندهید ، ترس کنترل زندگی شما را به دست می گیرد.
۱۵) شما به همان چیزی بدل می شوید که اکثر اوقات به آن فکر می کنید . پس به آنچه که می خواهید باشید فکر کنید نه آنچه نمی خواهید.
● معجزه اعتماد به نفس
۱) هنگامی که برای اولین بار با کسی ملاقات می کنید در چشم هایش نگاه کنید ، نامتان را به وضوح بگویید و محکم با او دست بدهید.
۲) طریقه بر زبان آوردن نامتان هنگام معرفی خود به دیگران معیاری است برای سنجش این که چقدر خودتان را دوست دارید و به خود احترام می گذارید.
۳) هر کجا که می روید پیش فرضتان این باشد که موفق می شوید و انتظار داشته باشید که مورد محبت و توجه دیگران قرار گیرید.
۴) شما بزرگ ترین معجزه طبیعت هستید و هرگز نه در گذشته و نه در آینده نظیر شما نبوده و نخواهد بود.
۵) لازم نیست که کسی غیر از خودتان باشید. فقط کافی است از کسی که قبلاً بوده اید بهتر باشید.
۶) زندگی را با واژه های خودتان تعریف کنید و همیشه مثل بهترین کسی که می توانید باشید زندگی کنید.
۷) هیچ مشکلی وجود ندارد که شما قادر به حل آن نباشید، هیچ مانعی وجود ندارد که شما قادر به از میان برداشتن آن نباشید و هیچ هدفی وجود ندارد که شما قادر به رسیدن به آن نباشید.
۸) هر کاری را که دیگری انجام داده باشد شما هم به احتمال زیاد می توانید انجام دهید به شرط آن که شدیداً طالب آن باشید.
۹) هیچ کس بهتر از شما نیست. فقط بعضی از افراد در زمینه های بخصوصی بهتر از شما پرورش یافته اند و دانش بیشتری کسب کرده اند.
۱۰) اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد، باید آن را شروع کنید ، حتی اگر در اوایل کار نتوانید آن را به خوبی انجام دهید.
۱۱) اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد باید آن را با تمام وجود دنبال کرد.
۱۲) برای رسیدن به هدفی که برای خود تعیین کرده اید می توانید هر چه را که لازم است یاد بگیرید.
۱۳) ذهن شما مثل ماهیچه عمل می کند. هر چه بیشتر آن را به کار گیرید قوی تر می شود.
۱۴) یکی از راه های پرورش اعتماد به نفس این است که حتی وقتی می توان محتاطانه عمل کرد ، شجاعانه و با اعتماد به نفس عمل کنید.
۱۵) انسان هایی که اعتماد به نفس دارند ابتدا فکر می کنند، تصمیم می گیرند و سپس عمل می کنند.
● کلید موفقیت
۱) اعتماد به نفس اساس موفقیت ها و پیروزی های بزرگ است.
۲) شما می توانید از عهده هر کاری برآیید به شرط آن که شدیداً خواستار آن باشید.
۳) مردم عادی امید و آرزو دارند ؛ افراد متکی به نفس ، هدف و برنامه.
۴) عدم توانایی یا نداشتن شرایط مناسب نیست که مانع پیشرفت شماست ؛ مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس است.
۵) شما هیچ محدودیتی در توانایی انجام کار ندارید جز محدودیت هایی که خودتان در ذهنتان ایجاد می کنید.
۶) اعتماد به نفس یک عادت است . برای پرورش آن باید طوری عمل کنید که گویی اعتماد به نفسی را که خواستار آن هستید دارید.
۷) رؤیاهای بزرگ داشته باشید. فقط رؤیاهای بزرگ می توانند روحیه و ذهن شما را فعال نگه دارند.
۸) کلید اعتماد به نفس این است که ابتدا تصمیم بگیرید چه می خواهید و سپس برای رسیدن به خواسته خود طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد.
۹) در درونِ جسارت ، نبوغ و قدرت سحرآمیزی نهفته است.
۱۰) واقع نگر باشید و آینده ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید.
۱۱) آینده متعلق به کسانی است که خواستار آن هستند . از همین امروز تصمیم بگیرید هر چه را در زندگی آرزو دارید طلب کنید.
۱۲) شما همیشه در این که چه کاری را بیشتر، چه کاری را کمتر و چه کاری را اصلاً انجام ندهید آزاد هستید.
۱۳) انسان هایی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند. فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند.
۱۴) در هر بخشی از زندگی به عالی بودن فکر کنید و هرگز برای دستیابی به آن از هیچ تلاشی کوتاهی نکنید.
۱۵) هر کاری را که دوست دارید ، انجام دهید و با تمام وجود برای بهتر بودن در آن کار تلاش کنید
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  12:28 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


نشانه‌های عزت نفس بالا در کودکان چیست؟
نشانه‌های عزت نفس بالا در کودکان چیست؟همچنان‌که کودکان از خود درکی پیدا می‌کنند و هویت خود را می‌یابند تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش منفی و مثبت قائل می‌شوند. در مجموع این ارزیابی‌هائی که کودک از خود می‌کند عزت نفس او را تشکیل می‌دهد. عزت نفس شامل ارزیابی شخصی از خصوصیات خودش و ارزیابی خصوصیات دیگران در مقایسه با خویش است. عزت نفس مهارتی اکتسابی است و به‌دنبال تجربیات مثبت به‌دست می‌آید.
● احساس حقارت
احساس حقارت نقطه مقابل عزت نفس به شمار می‌آید. همبستگی قوی و منفی میان این دو همواره اثبات شده است.
عوامل بی‌شماری در ایجاد احساس حقارت می‌توانند نقش مهمی داشته باشند از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
ـ موفقیت‌مدار بودن جوامع و فرهنگ‌ها
ـ مقایسه کودک با سایرین، همسالان، دوستان و... توسط افرادی‌که برای کودک ارزشمند هستند.
ـ مقایسه خود واقعی کودک با خود ایده‌آل خویش.
ـ عدم آگاهی از احساسات دیگران چرا که ما تا حدودی تنها از احساسات خودمان آگاه هستیم و در مورد احساسات دیگران همواره به ذهن‌خوانی می‌پردازیم.
ـ قضاوت نابجا درباره نقاط مثبت خویش و بیشتر بر نقاط ضعف خود تأکید داریم.
ـ ناکامی‌ها و شکست فرد در راه رسیدن به انتظارات گروه اجتماعی خودش چرا که فرد از استعدادهای خود به‌طور کامل باخبر نیست.
ـ عدم انگیزه‌های لازم در فرد، می‌توان گفت که برای برخی از اشخاص عادت‌های لازم هنوز ایجاد نشده است یا این‌که برخی از امور اصلاً ارزش قلمداد نمی‌شود.
درجات احساس حقارت ثابت نبوده و دچار نوسان است و در وقت موفقیت کودک نشانه‌ای از احساس حقارت ملاحظه نمی‌گردد. هرگاه خواسته والدین از فرزندان فراتر از سطح توان کودکان باشد در کودک حالت تدافعی ایجاد خواهد کرد که در مرحله نخست به‌صورت نگرش دفاعی طغیان علیه والدین و در مرحله بعد نگرش دفاعی طغیان علیه تمام منابع قدرت تعمیم خواهد یافت. پدری که برای پسرش حق هیچ‌گونه تصمیم‌گیری قائل نیست. همه تصمیمات را برای او می‌گیرد و او را جهت موفقیت در مدرسه و یا ورزش تحت فشار قرار می‌دهد، در او نسبت به‌خود یک نگرش تدافعی ایجاد می‌کند، که این نگرش در نهایت به‌صورت نگرش تعمیم‌یافته‌ای نسبت به همه قدرت‌ها درمی‌آید. نتیجه این عمل پدر می‌تواند به‌صورت طغیانی آشکار علیه پدر ظاهر شود و یا به ترس شدید از شکست و یا عدم موفقیت در پسر بینجامد که در هر دو حال احساس حقارت در او ایجاد می‌شود. از آنجائی‌که بسیاری از کودکان فیدبک‌های منفی فراوانی از محیط اطراف خویش دریافت می‌کنند، چه بسا به‌صورت منفی خودشان را ارزیابی خواهند کرد و اغلب رفتارهائی از خود بروز می‌دهند که مطابق با این برداشت آن‌ها از خویشتن است. به‌عبارت دیگر وقتی کودکان تلقی منفی از خود داشته باشند غالباً رفتار منفی نیز از آن‌ها سر می‌زند. کودکانی که عزت نفس پائینی دارند فکر می‌کنند دیگران هم نظرشان در مورد آن‌ها مثل نظر خود آن‌هاست و به‌همین خاطر رفتاری منفی نسبت به این افراد نشان می‌دهند. لذا اگر والدین، عزت نفس پائین فرزندانشان را مورد توجه قرار دهند ممکن است مشکلات رفتاری آن‌ها نیز برطرف گردد.
● نشانه‌های خودکم‌بینی در کودک
کودکان با احساس خودکم‌بین و یا احساس حقارت در بستر موارد نشانه زیر را از خویش بروز می‌دهند:
ـ حساسیت نسبت به انتقاد دیگران، به‌نظر آنان مرجع تمام انتقادها خودشان هستند.
ـ زود تحت‌تأثیر دیگران قرار می‌گیرند. نیازمند پشت‌گرمی دیگران هستند. متکی و وابسته بوده و بسیار محتاط عمل می‌کنند.
ـ کودک خودکم‌بین دچار انزوا شدیدی است.
ـ نسبت به چاپلوسی دیگران واکنش نشان می‌دهد.
ـ در رقابت‌ها واکنشی نامطلوب دارد (با حالت طعنه‌آمیز و نامناسبی می‌گوید او را شکست می‌دهم، رویش را کم خواهم کرد.)
ـ گرایش شدید نسبت به تحقیر دیگران دارد.
ـ احساس خودکم‌بینی منجر به ناسازگاری شده و تمام وجود کودک را فرا می‌گیرد.
ـ کودک خودکم‌بین افسرده، عصبی مزاج و بدون حس همکاری با دیگران است.
● نشانه‌های عزت‌نفس بالا
برخی از نشانه‌های عزت‌نفس را می‌توان به قرار زیر در نظر گرفت:
ـ کودک با عزت نفس بالا مسئولیت‌پذیر است.
ـ هدفمند عمل می‌کند.
ـ مستقل عمل می‌کند.
ـ برآورده کردن خواسته‌های خود را به تعویق می‌اندازد.
ـ آرام به‌نظر آمده و از عهده فشار محیط برمی‌آید.
ـ احساس پذیرش در محیط را دارد.
ـ مثبت‌اندیش و مثبت‌بین است.
● مهارت‌های افزایش عزت نفس در کودکان
ـ والدین نقش حیاتی در بالا بردن عزت نفس کودکانشان دارند. علاوه بر عوامل مؤثر در عزت نفس از جمله عامل وراثت و نقش آن در شکل‌گیری شخصیت کودک و تربیت و نقش بالای والدین و مربیان، آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان منجر به موفقیت‌های بیشتر آن‌ها در آینده خواهد شد.
ـ دریافت بازخورد مثبت‌تری از سوی والدین و اطرافیان ارزشمند برای کودک منجر به وجود آمدن احساس خوب درباره خویش می‌شود.
ـ توجه به کارهای مثبت کودک، شناخت استعدادهای کودک بدون بزرگ‌نمائی و به رخ کشیدن مداوم اشتباهات گذشته آن‌ها.
ـ کمک به جبران شکست‌های او تا کودک بدون احساس شرمندگی متوجه شود چه تجربه‌ای از این اتفاق به‌دست آورده است.
ـ اشتباه کودکان را بزرگ جلوه نکنیم بلکه آن‌ها را متوجه سازیم که اشتباهات قابل جبران هستند.
ـ با تأکید بر تلاش و کوشش کودکان در انجام وظایف و مسئولیت‌ها در مقابل توجه به نه نتایج صرف عمل کودکان تنها شکست و موفقیت مهم نباشد.
ـ حضور واقعی در زندگی کودکان.
ـ دخالت مثبت و دادن بازخوردهای مثبت با توجه به این‌که ریز قضایا نشویم.
ـ تعامل سالم در خانه و داشتن روابط گرم و صمیمانه میان اعضاء خانواده، منظور روابطی بدون بیان مداوم سئوال منفی، سرزنش دیگران و تحقیر دیگران و... باشد.
ـ ایجاد مثبت‌اندیشی در میان اعضاء خانواده.
ـ پذیرش فرزندان همان‌گونه که هستند.
ـ رفتار خوب کودک را به‌خود او نسبت دهیم نه به‌نظر داوران، معلمان و دیگران.
ـ شنونده واقعی بودن از جمله مهارت‌هائی است که در نهایت کمک به ایجاد و یا افزایش عزت نفس در کودکان خواهد شد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  12:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

داستان انگور

 


حضرت امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: على بن الحسين عليهما السلام همواره از انگور خوشش مى‏آمد. [روزى‏] انگورى خوب به مدينه آوردند، امّ ولدش‏ مقدارى از آن را براى حضرت خريده، هنگام افطار براى آن بزرگوار آورد، حضرت آن انگور را پسنديدند. خواستند دست به سوى آن ببرند كه تهيدستى كنار درب خانه ايستاد و درخواست كمك كرد، حضرت به امّ ولد فرمود: براى او ببر، عرضه داشت: مقدارى از آن براى او بس است، حضرت فرمود: نه به خدا سوگند! همه آن را براى او ببر.

فرداى آن روز باز هم از آن انگور براى حضرت خريد كه دوباره تهيدست آمد و حضرت همه انگور را براى او فرستادند.

شب سوم سائلى نيامد و حضرت انگور خوردند و فرمودند: چيزى از آن از دست ما نرفت و خدا را سپاس‏

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  12:30 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

حكايت لاك پشت و هلاكت او

 


 

داستان جالبى از كتاب پر ارزش «كليله و دمنه» براى شما بگويم. اين كتاب قبل از اسلام در هند نوشته شده و بعد از اسلام، بوذرجمهر از هندى به ايرانى و عبدالله بن مقفّع از ايرانى به عربى و ملاحسين كاشفى از عربى به فارسى ترجمه كردند و نام «انوار سهيلى» نهادند.

مى‏نويسد: دو لك لك در مرغزارى با خوشى زندگى مى‏كردند. لاك پشتى در آن مرغزار با اين دو لك لك رفيق شد. وقتى تابستان تمام شد، لك لك‏ها مى‏خواستند پر كشيده و بروند و مهاجرت كنند. لاك پشت گفت: رفقا! كجا مى‏خواهيد برويد؟ گفتند: اينجا كه سرد، برف و باران مى‏شود، ما به گرمسير مى‏رويم.

لاك پشت گفت: مرا نيز با خود ببريد. گفتند: ما حاضريم تو را ببريم، ولى بايد با ما شرط بسيار محكمى كنى كه در بين راه دهان خود را باز نكنى. گفت: دهان باز كردن كه چيز مهمى نيست، باز نمى‏كنم. گفتند: نه، تو نمى‏دانى، دهان باز كردن خيلى مهم است، چون گاهى مساوى با نابودى است.

گاهى مساوى با بى‏دينى، پديد آمدن زنا، آدم‏كشى و طلاق است، همه اين آتش‏ها از گور زبان بلند مى‏شود. زبان است كه وقتى به ناحق خرج زن شوهردار شد، يا شوهر را مى‏كُشد، يا از او طلاق مى‏گيرد و خانواده را تخريب و بچه‏ها را بى‏مادر مى‏كند، براى اين كه در آغوش حرام كسى ديگر قرار بگيرد. زبان مقدّمه‏ يشتر گناهان است.

گفتند: تو با ما شرط كن كه دهان خود را باز نكنى. گفت: قول مى‏دهم كه دهان خود را باز نكنم. مرا ببريد. اين دو لك لك آمدند چوبى را كندند، به لاك‏پشت گفتند: با دهان وسط اين چوب را بگير، ما دو طرف چوب را بلند مى‏كنيم و تو را با خود مى‏بريم، اما فراموش نكنى. گفت: نه.

لاك پشت وسط چوب را با دهان خود گرفت. آن دو لك لك با قدرت چوب را بلند كردند و به پرواز درآمدند. در حال رفتن بودند كه از بالاى روستايى رد مى‏شدند. هنگام عصر بود و روستايى‏ها از زمين زراعت برمى‏گشتند كه ناگهان چشم آنها به اين دو لك لك و لاك پشت افتاد.

گفتند: بدبخت اين لاك‏پشت كه خود را در اختيار اين دو لك لك قرار داده است، تو با اين سنگى كه به پشت و شكم دارى، خيلى بالاتر از اين دو لك لك هستى، چرا خود را در اختيار اين دو گذاشتى؟ آمد دهان خود را باز كند كه به آنها بگويد: اين كار من درست است، اما تا دهان خود را باز كرد، از آن بالا به پايين و روى سنگ‏هاافتاد و از بين رفت. لك لك‏ها نيز چوب را انداختند و راه خود را ادامه دادند و گفتند: «لعنت بر دهانى كه بى‏موقع باز شود».

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  1:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


نفس سرگردان
نفس سرگردانجوانی دوره طولانی عمر است. دنیای بحران، دنیای تغییر و تحولات جسمی و غریزی كه سبب بروز حالات روحی و دگرگونی عواطف می شود. كافی است سربرگردانیم و شمار جوانانی را كه از حیث نداشتن اعتماد به نفس و كوچك شمردن خود در كنج نشسته اند و اجتماع را ترك گفته اند، ببینیم. آنها كه هیچ احساس خوبی از خود ندارند و اعتماد به نفس را از یاد برده اند و باید گوشزدشان كرد خود را دریابند.
افتخار و احساس خوب از خود یعنی اعتماد به نفس. اعتماد به نفس در حالت چهره، رفتار، صحبت و حركت افراد مشخص می شود. ویژگی های افراد دارای اعتماد به نفس: برخورد باز و گشوده، انتقادپذیر بودن، پذیرش اشتباهات خود و باور به توانایی ها و احساس ارزشمندی نسبت به خود و دیگران. اراده و پشتكار در اعتماد به نفس نقش بسیار مهمی به عهده دارند. اراده و اختیار هر انسان به خود او بستگی دارد یعنی هرچه در زندگی روزانه، فعالیت های خود را واقع بینانه مورد ارزیابی قرار داده و خودگویی مثبت داشته باشیم اراده ما محكم تر و اشتباهات ما كمتر خواهد شد، در نتیجه با اعتماد به نفس بیشترجهت دهی فعالیت هایمان بهتر خواهد شد. در شكل گیری اعتماد به نفس دو دسته مانع وجود دارد:
۱ موانع بیرونی
۲ موانع درونی
موانع بیرونی مثل شرایط محیط خانواده، مدرسه و اجتماع كه تغییر در آنها برای شخص آسان نیست.
▪موانع درونی: موانعی هستند كه در باورها و طرز فكر هر شخص وجود دارد و كاملا قابل تغییر به دست خود شخص هستند. اگر چنانچه دائما فردی خودخوری داشته باشد و احساسات خود را آرام و بدون ابهام ابراز نكند در واقع مانع درونی برای اعتماد به نفس خود ایجاد می كند. شش ركن مهم در اعتماد به نفس و در نتیجه حساس ارزشمندی عبارتند از:آگاهانه زندگی كردن،خودپذیری،مسئولیت پذیری،قاطعیت داشتن با خود و دیگران و ابراز وجود،با هدف و برنامه شخصی زندگی كردن،یكپارچگی و هماهنگی در رفتار و عمل
●زندگی آگاهانه
زندگی آگاهانه یعنی درك این نكته كه هوش انسان ها به یك اندازه نیست و هر كدام از افراد هوش متفاوت از دیگری دارد اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه می دانیم و می بینیم رفتار كنیم زندگی آگاهانه را دنبال كرده ایم. یكی از غفلت ها یا فرار از موقعیت های زندگی آگاهانه طفره رفتن و فرار از واقعیت ها است مثلا گفتن این جملات به خود كه:
«می دانم كه همه تلاشم را نمی كنم، اما ترجیح می دهم به آن فكر نكنم.» «می دانم كه دارم اشتباه می كنم اما...» «می دانم كه دارم زیاده روی در این كار می كنم اما...»
زندگی آگاهانه چیزی بیش از دیدن و دانستن است. یعنی هدف و ارزش های خود را علاوه بر تعیین و مشخص كردن دنبال كنیم و با یك برنامه تدریجی، مشخص و روزانه انتخاب های خود را به موفقیت نزدیك نماییم.
زندگی آگاهانه و ویژگی های آن
ذهن پویا و فعال
توجه به واقعیت ها و دوری كردن از انكار اشتباهات
شرایط را با توجه به مشكلات درك كردن
اشتباهات خود را دیدن و سعی در هماهنگ كردن آنها با میزان ها و معیارهای سالم و متعادل بیرون
▪بخشیدن خود و خودپذیری
دومین ركن از اعتماد به نفس خودپذیری است یعنی جنسیت مان، اسم و شرایط زندگی خانوادگی خود را بپذیریم و خود را كمتر از دیگران نبینیم. تكمیل جملات زیر به خودپذیری بهتر كمك می نماید.
تمرینات: هفته اول صبح ها:
اگر خودم را بپذیرم یعنی...
اگر بدنم را بیشتر بپذیرم...
اگر افكار و احساسات خودم را بپذیرم...
هفته دوم و سوم:
اگر جنسیت خود را بپذیرم...
اگر شادی هایم را بپذیرم...
●مسئولیت پذیری
برای آنكه احساس شایستگی در زندگی داشته باشید باید بتوانید بر زندگی خود مسلط باشید. قبول مسئولیت یعنی:
مسئول برآوردن خواسته های خودتان هستید.
مسئول انتخاب و اعمال خود هستید.
مسئول روابط خود با دیگران هستید.
مسئول كیفیت بخشیدن به زندگی خود و خوشبختی خود هستید.
مشاركت دیگران كمك خوبی است ولی هیچ كس برای دستیابی به خواسته هایتان به شما مدیون نیست.
مسئول اولویت بندی زمان خودتان هستید.
ابراز وجود و قاطعیت داشتن
به معنای احترام به خودمان و دیگران در تمامی زمینه ها. كسانی كه وابسته هراسناك هستند نمی توانند به بی برنامگی ها، فشارهای دیگران و نمونه هایی از این قبیل نه بگویند.كسانی كه مستقل و با اعتماد به نفس هستند به راحتی در مقابل تردیدها و فشارها نه می گویند و با قاطعیت و احترام به خود و دیگران این نه را تكرار می كنند.
●زندگی هدفمند و برنامه مشخص
یعنی اگر می خواهی موفق شوی باید مصمم و هدفدار باشی و رفتاری قاطعانه داشته باشی. باید مصمم باشی، نظم و انضباط شخصی یعنی به خود فرصت استراحت دادن، تفریح كردن، شاد بودن اما در چارچوب مشخص و متعادل.
●یكپارچگی و هماهنگی
یعنی رفتارهای ما با هدف هایمان و آرزوهایمان هماهنگ باشد و در تضاد نباشد چون تضاد در رفتار و هدف مان آبرویمان را پیش خودمان از بین می برد و كمتر به خودمان اعتماد می كنیم. بنابراین كلام و گفتارمان را با نیت و هدف هایمان همخوان نماییم. از هیچ چیز هراس نداشته باشیم و به خداوند خالق مهربانمان توكل كرده و با برنامه و هدفمند خودمان را باور كنیم و هر روز این نكته ها را در ذهن مان مرور كرده و با برنامه ریزی گام های محكم و مصمم به سوی آینده روشن برداریم.
اعتماد به نفس خریدنی نیست. از دیگران گرفتنی نیست بلكه هدیه ای است در وجودمان كه خودمان با دست های اندیشه مان این هدیه را می یابیم و آن را با برنامه و هدف واقع بینانه پرورش می دهیم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  1:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


نقش عملکرد تحصیلی در اعتماد به نفس
نقش عملکرد تحصیلی در اعتماد به نفسموفقیت یا شكست تحصیلی همانطور كه از عوامل مختلفی چون نظام آموزشی، سازمان مدرسه و عوامل آن چون كتاب، معلم، مدیر و نیز خانواده و ویژگیهای شخصی و فردی دانش آموزان ریشه می گیرد آثار و پیامدهای مختلفی را نیز در ابعاد اجتماعی و فردی بر جای می گذارد. موضوع این مقاله بررسی پیامدهای فردی و روانشناختی موفقیت یا شكست تحصیلی در روحیه و عزت نفس دانش آموزان است. باهم می خوانیمعزت نفس كودك قبل از هر چیز ابتدا در محیط زندگی اش پی ریزی می شود اما در مدرسه و كلاس درس است كه نسبت به توانایی های خود و اینكه چگونه پیشرفت كند آگاهی می یابد. به طور معمول یك كودك تا سن ۱۸ سالگی حدود ۵ هزار ساعت از وقت خود را در مدرسه می گذراند و طی این مدت عقاید یا عادات خاصی كسب می كند.نحوه آموزش كودكان بسیار مهم تر از چیزی است كه باید بیاموزند. نگرش كودك نسبت به یادگیری و مخصوصاً توانایی هایش اثر بسیار مهمی روی اعتماد به نفس و در نتیجه آینده اش دارد بنابراین توجه و نوع رفتار والدین و معلم های مدرسه در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است.
هدف از یادگیری
داشتن تصور خوب از خود نیاز طبیعی هر كودك است و برای برآورده شدن این نیاز، كودك باید به این باور برسد كه می تواند كارها را به خوبی و با موفقیت انجام دهد. اما مفهوم موفقیت و شكست پیچیده است و با نگرش های متفاوتی بررسی می شوند. در یك كلاس درس خوب والدین باید انتظار داشته باشند كه كودك شان پنج چیز اساسی زیر را بیاموزد:
۱ _ به دقت انجام دادن كارها و یادگیری مهم است.
۲ _ برای موفق شدن معیارهایی در نظر بگیرد بدین معنا كه مفهوم درست انجام دادن كارها را درك كند و بتواند قضاوت كند كه تا چه اندازه كارهایش را به خوبی انجام می دهد.
۳ _ باید چه انتظاری از خود داشته باشد و نسبت به توانایی هایش مثبت فكر كند.
۴ _ موفقیت و پیشرفت را نتیجه مستقیم تلاش و پشتكار خود بداند.
۵ _ و اینكه موفقیت های فردی اش ارزش اجتماعی دارند.
در مدرسه وجود تكالیف و برنامه های متفاوت و رقابت بین كودكان و ارزیابی مداوم آنها آگاهی كودك را نسبت به توانایی هایش افزایش می دهد و او را نسبت به قضاوت های دیگران نگران می كند. با روش های زیر می توانیم او را حمایت كنیم و اجازه ندهیم این ویژگی های مدرسه روحیه او را تضعیف كند:
۱ _ به او بقبولانیم كه موفق شدن در مدرسه تلاشی جالب و هیجان انگیز است نه صرفاً محك زدن تواناهایی او.
بیشتر كودكان وقتی تصور می كنند مجبورند توانایی های خود را ثابت كنند نگران می شوند و ما نباید آنها را در اینگونه موقعیت ها قرار دهیم. مثلا، به جای اینكه به او بگویید: «ببینم در ریاضی چقدر مهارت داری» (كه در این حالت كودك احساس می كند تحت بررسی موشكافانه ای قرار گرفته است) بگویید: «چرا این مسائل ریاضی را امتحان نمی كنی؟» (بدین وسیله این پیام را به كودك می رسانید كه فعالیت های متفاوت، توانایی های ذاتی نیستند بلكه آنها را باید آزمود.)
۲ _ هرگز استعداد یا توانایی كودك را به طور كلی مورد قضاوت قرار ندهید.
باید از برچسب زدن روی توانایی های كودك مان بپرهیزیم (مثلا، «در خواندن ضعیف است.» یا «در فهم ریاضی كند است» یا «در ورزش دست و پا چلفتی» است.)
و برای اینكه تمایل به یادگیری در كودك را زنده نگهداریم باید به او بیاموزیم چگونه توانایی های خود را مهار كند و درك كند با كمك تلاش و كوشش می تواند توانایی ها و استعدادهایش را توسعه بخشد. مثلا به جای اینكه بگویید: «فكر می كنم ریاضی كار تو نباشد.» یا «در خواندن استعداد ذاتی نداری.» (كه بدین ترتیب فكر می كند در این موارد توانایی ندارد) بگویید: «به نظر می رسد این مسائل ریاضی برایت دردسرساز هستند.» یا «خواندن این متن مشكل است، مگر نه؟» (در این صورت كودك این پیام مشخص و ساده را دریافت می كند كه صرفاً آن وظیفه یا كار خاص مشكل است.) پیام دیگری كه دریافت می كند این است: «محدودیت های او دائمی نیستند و اگر چه همه توانایی هایش به بهره برداری نمی رسند اما با تلاش می تواند آنها را توسعه دهد.» وقتی كودكان استعداد را مهار شدنی بدانند در كسب اهداف شان موفق می شوند.
تشویق كودك به برگزیدن معیارهایی برای عملكردهایش
اغلب والدین تمایل دارند كودك شان را از هر نوع انتقادی حمایت كنند و یا تصور می كنند هر كاری كه او انجام می دهد «محشر» است. این گونه تفكر نسبت به كودك او را عملا دلسرد كرده و از توانایی هایش در انتخاب معیارهای عملكرد درست می كاهد و به تدریج درخصوص مفهوم «خوب انجام دادن كارها» گیج می شود.كودكان اغلب تلاش می كنند به بزرگسالان بفهمانند كه دوست دارند ارزیابی صحیحی از كارشان بشود. آنها تا سن ۶ سالگی نسبت به تعاریف دیگران مخصوصاً اگر با احساس خودشان نسبت به واقعیت سازگار نباشد حساس هستند. ستایش های افراطی غالباً كودك را ناراحت می كند. مثلا وقتی پدر مایكل «هشت ساله» به او گفت: «تو نابغه هستی!» مایكل بسیار عصبانی شد _ كودك در این لحظه نگران می شود برای جلب توجه پدرش باید چه كارهای دیگری انجام دهد و این ستایش نامطمئن او را مضطرب می سازد. یا نوجوانی نه ساله، برای اینكه موافق ستایش والدینش از نحوه اسكی بازی اش نبود به جای اینكه با اسكی از كوه پایین بیاید غلت خورد. كودكی كه ستایش های غیرواقعی از كارش می شود دیگر انگیزه ای برای تلاشی جدی ندارد. گاهی اوقات لازم است به كودك خود بگوییم: «كارت را خوب انجام دادی و با تلاش بیشتر می توانی آن را بهتر انجام دهی.» و فقط به او نگوییم: «كارت فوق العاده است!»بعضی مواقع كودك نسبت به خوب انجام ندادن كاری آگاهی كامل دارد كه در این گونه مواقع بهتر است پدر یا مادر به نارضایتی كودك بپیوندد و به او كمك كند تا با استفاده از این نارضایتی نقشه ای برای بهبود كار بكشد. بهترین ستایش كودك تشویق قضاوت خوب خودش است.كودكان از سن ۴ یا ۵ سالگی نسبت به اینكه «كه» هستند و چگونه باید باشند فكر كرده و معمولا خود را با دیگران مقایسه می كنند و آنها به كمك ویژه ای نیاز دارند تا در این قیاس ایمن بمانند. مخصوصا اگر حداقل دو مورد از گرایش های زیر را از خود بروز دادند:
۱ _ تمایلی به پذیرفتن كاری كه برایشان مشكل است نداشته باشند.
۲ _ فقط به اهداف دور از دسترس و دست نیافتنی فكر كنند. (مثل صاحب مدال بازی های المپیك یا ستاره رسانه های گروهی شدن بدون اینكه واقعاً برای رسیدن به این اهداف گامی بردارند.)
۳ _ با لحنی تحقیرآمیز با دوستان خود صحبت كنند.
۴ _ فكر كنند كه دوستان شان در هر كاری بهتر از او هستند.
۵ _ علاقه شان نسبت به مدرسه را از دست بدهند.
شما والدین می توانید به روش های زیر به كودك خود قوت قلب بدهید:
۱ _ عدم اعتماد به نفس او را بپذیرید.
ترس هایش را نادیده نگیرید و او را حمایت كنید. مثلا بگویید: «ممكن است بعضی روزها در مدرسه سخت بگذرد اما در آنجا افرادی هستند كه به تو كمك می كنند و بعد از آن هم در خانه با یكدیگر می نشینیم و صحبت می كنیم.» پیام این است: «طبیعی است بعضی چیزها سخت باشد اما دشواری نشانه آن نیست كه نتوانی از عهده كارهایت برآیی!»
۲ _ به او كمك كنید برای خود اهدافی روشن و دست یافتنی در نظر بگیرد.
وقتی كودك فكر كند كودكان دیگر از او جلوتر هستند ممكن است توجهی به توانایی های واقعی خود نداشته باشد. باید از او بخواهیم با توجه به توانایی هایش اهدافی در نظر بگیرد و برای دست یافتن به آنها برنامه ای دقیق داشته باشد.
۳ _ به او اطمینان بخشید كه حتی وقتی نمی تواند چون ستاره ای بدرخشد باز هم با ارزش است.
می توانیم زمینه ای فراهم سازیم تا كودك لذت پیشرفت را با تلاش و حركت خودش حس كند. مثلا: «ببین در این هفته مسائل ریاضی را چقدر بیشتر از گذشته درست حل كرده ای!» گفتن این جمله مؤثرتر است تا بگویید: «تو ریاضیدان بی نظیری هستی!»كودكی كه از هم سن و سال خود عقب می ماند برای ایمان آوردن به توانایی هایش به حمایت شما نیاز دارد:
۱ _ موضوع یا فعالیتی را بیابید كه علاقه او را تحریك می كند.
۲- در كارها با او همیاری كنید و توانایی هایش را متذكر شوید و به او خاطرنشان سازید با وجود این كه وظایفش سخت هستند آنها را چه قدر خوب می تواند انجام دهد. وقتی انجام دادن كاری به نظر كودك آسان بیاید ممكن است درك نكند آن كار واقعاً مشكل است.
۳- اصرار كنید آنها هنگام برخورد با موضوع یا فعالیت هایی كه مشكل تر هستند به تلاش خود ادامه دهند.
اگر به او اجازه دهید تا روی موضوعات آسان متمركز شود از مواجه شدن با مبارزات سخت و ناامیدكننده پرهیز می كند و یاد نمی گیرد برخی از ناامیدی ها را چگونه تحمل كرده و برای حل مشكلات خود تلاش كند.
نگاه كودك به موفقیت ها و شكست های خود
نحوه برخورد كودك با موفقیت و شكست در شكل گیری عزت نفس او بی اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمی تواند در كودك اعتماد به نفس ایجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقیت ها و شكست هایش اعتماد به نفس او را ساخته و یا از بین می برد. واكنش های سازنده و یا زیانبخش دو جنبه متفاوت از «موفقیت» و «شكست» هستند:
۱- اولین جنبه همان تسلط كودك روی موفقیت یا شكست است. اگر كودك توانایی و تلاش خود را عامل موفقیتش بداند نسبت به آن احساس مسئولیت كرده و روی آن كنترل منطقی خواهد داشت. مثلاً اگر بازی ضعیفی را كه انجام داده است در نتیجه تمرین كم بداند آنگاه می تواند تلاش كرده و آن را تغییر دهد.
۲- دومین جنبه از نگرش كودك نسبت به موفقیت ها و شكست هایش به «پایداری» یا «ناپایداری» مربوط می شود.
چنانچه كودكی امتحان انگلیسی اش را ضعیف داده و معتقد باشد در نتیجه حماقتش بوده است یا اصولاً «در درس انگلیسی خوب نیست» پس نگرش وی «نگرشی پایدار» است و چون به نظر وی استعداد طبیعی اش تغییرناپذیر است بنابراین اوضاع درسی اش نیز اصلاح نخواهد شد اما اگر فكر كند نمره ضعیفش به علت خوب نخواندن درس هایش است در آن صورت دارای «نگرشی ناپایدار» است پس برای او امكان تغییر وجود دارد و مثلاً دفعه بعد می تواند خود را برای امتحان بیشتر آماده ساخته و بهتر عمل كند. كودك در عین حال كه توانایی ها و عملكردهایش را ارزیابی می كند باید دو چیز متفاوت را درك كند: اول این كه توانایی هایش تغییرپذیر هستند و ممكن است بهتر یا بدتر شوند و دوم این كه روی آنها كم و بیش كنترل دارد. با روش های زیر می توانید كودك را تشویق كنید نسبت به موفقیت یا شكست هایش واكنشی سازنده از خود نشان دهد:
۱- با او در مورد این كه چرا نتوانسته است كاری را خوب انجام دهد صحبت كنید. به او كمك كنید تا دلایل موفقیت و شكست خود را درك كند. درك علت موفقیت ها به اندازه فهمیدن علت شكست مهم است. اگر كودك معتقد باشد «شانس آورده» كه نمره ریاضی اش خوب شده است پس به توانایی خود اعتمادی ندارد. از طرفی اگر فكر كند به طور ذاتی باهوش یا با استعداد است و كارهایش را خوب انجام می دهد ممكن است تصور كند دیگر ضرورتی ندارد تلاش كند. تصور این كه توانایی های طبیعی به كمك فرد می آیند تصوری زیانبخش است. مطمئن شوید كودكتان می فهمد تلاش او چه قدر در موفقیتش نقش دارد. مثلاً به او بگوئید: «از این كه می توانی موقع امتحان حواس خود را كاملاً جمع كنی خوشحال هستم.»
۲- با كودك خود در مورد علت شكست در كاری صحبت كنید و به صحبت های او گوش دهید و از نظر عاطفی او را حمایت نمایید.
به او كمك كنید درك كند كه می تواند اوضاع را بهبود بخشیده و اصلاح كند.
نحوه برخورد كودك با موفقیت و شكست در شكل گیری عزت نفس او بی اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمی تواند در كودك اعتماد به نفس ایجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقیت ها و شكست هایش اعتماد به نفس او را ساخته و یا از بین می برد
گاهی اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» یا «ناشایستی» داشته باشند یا حتی خود را احمق فرض كنند. كودكان زمانی كه در كلاس درس سرزنش می شوند بسیار خجالت كشیده و شرمنده می شوند و از جمع فاصله می گیرند.
ارزش اجتماعی موفقیت
همان قدر كه تشویق كردن كودك در جهت انتخاب معیارهایی برای خود معلم است به همان اندازه هم اهمیت دارد بداند كه مردم برای تلاش و موفقیت های او ارزش قائل هستند.
در این خصوص می توانید پیشنهادهای زیر را امتحان كنید:
۱- نسبت به تلاش و موفقیت وی علاقه نشان دهید و او را بستایید. مثلاً خواندن انشاء و به آن توجه نشان دادن كودك را بسیار راضی و خوشحال می سازد.
۲- نشان دهید كه كار خوب او تأثیر مثبتی دارد. مثلاً بگوئید: گزارش تو از این كتاب مرا وادار می كند آن را بخوانم. بدین ترتیب كودك می فهمد قدرت این را دارد روی نگرش دیگران تأثیر بگذارد.
۳- او را تشویق كنید مهارت های به دست آورده اش را به دیگران منتقل كند. مثلاً: «برادرت در حل مسائل ریاضی كه سال گذشته یاد گرفتی به كمك تو احتیاج دارد.»
۴- كودك را تشویق كنید حداقل برخی از كارهای مدرسه اش را به طور گروهی انجام دهد. وقتی كودكان روی تحقیقی با یكدیگر كار می كنند، هریك از اعضای گروه پیشنهاداتی می دهد و هر وقت آن پیشنهاد مورد استفاده قرار گیرد اعتماد به نفس شان بالا می رود. كودكی كه در كارهای گروهی سهیم می شود، ارزش اجتماعی تلاش، ابتكار و توانایی هایش را به بوته آزمایش می گذارد.
حفظ اعتماد به نفس در كلاس درس
گاهی اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» یا «ناشایستی» داشته باشند یا حتی خود را احمق فرض كنند.
كودكان زمانی كه در كلاس درس سرزنش می شوند بسیار خجالت كشیده و شرمنده می شوند و از جمع فاصله می گیرند. آنها هر روز به بی كفایتی تهدید می شوند.
كودكی كه در كارش شكست می خورد شرمنده می شود و این باور در او شكل می گیرد كه این گونه اتفاق ها همیشه برایش پیش خواهد آمد و در زندگی شانسی نخواهد داشت. چنین تفكری ممكن است آینده كودك را به خطر اندازد. ناامیدی و سرخوردگی های گذشته مجدداً وجود كودك را فرامی گیرد و او به انتظار شكست های آینده می نشیند. متأسفانه در این لحظات كودك هر نوع تحقیری را «به حق» یا «مناسب» می داند.
ما والدین با روش های زیر می توانیم به كودك كمك كنیم تا بر این احساسات بسیار معمول غلبه كند.
۱- مشكلی كه ممكن است موجب تحقیر كودك شود را تشخیص دهید. ببینید چه «نقصی» در كودك مورد هدف قرار گرفته است پس تا حد لازم در مورد آن با وی صحبت كنید. مثل این مورد: «به نظر می رسد وقتی هنگام روخوانی در كلاس اشتباه می كنی مضطرب می شوی.»
وقتی با كودك این گونه صحبت شود به این فكر می افتد كه: «خوب روی هم رفته این وضع خیلی هم بد نیست.» زیرا می فهمد فقط بلند خواندن وی در كلاس خوب نیست و به طور كلی استعداد و توانایی اش در روخوانی مورد تردید قرار نگرفته است.
۲- تفاوت بین اشتباه و شكست را به كودك آموزش دهید و در عین حال به او كمك كنید تا موضوعی كه باعث تحقیر وی می شود را به سرعت اصلاح كند. در ضمن به او متذكر شوید اشتباه كردن خجالت آور نیست بلكه باید با اصلاح خطاها به رشد و بالندگی دست یافت. به كودكتان بگوئید: «اشتباه كردن قسمتی از یادگیری است و هر كس در زندگی اشتباه می كند.» آنگاه كودك این پیام را دریافت می كند كه دلیلی ندارد همیشه از اشتباهاتش شرمنده شود و خجالت بكشد و اعتماد به نفسش تقویت می شود. بنابراین اگر می خواهیم كودكانمان موفق شوند باید به آنها بیاموزیم كه چگونه بر شكست شان غلبه كنند.
۳- به او بیاموزید در برابر تحقیر شدن مقاومت كند. كودكی كه نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد آمادگی مقاومت در برابر هر نوع تحقیری را دارد و اگر آن قدر اعتماد به نفس داشته باشد كه در كلاس درس بگوید: «این مبحث درسی هنوز برایم سخت است اما سعی می كنم آن را یاد بگیرم.» پس می تواند به سرعت احساس اضطراب را از خود دور كند و شرمنده نشود.
۴- با معلم كودكتان صحبت كنید و از او كمك بخواهید. یادگیری و تحقیر نمی توانند در كنار یكدیگر باشند و اگر معلمی كودكی را تحقیر كند قدرت یادگیری را از او می گیرد. برای این كه كودكتان در كلاس درس مضطرب نشود از معلم وی بخواهید روشی به كار گیرد تا او را بیش از پیش مضطرب و نگران نسازد.
با تدابیر فوق می توانیم به كودك كمك كنیم تا نگران كارهای مدرسه نباشد و برای او مهارت هایی فراهم نمائیم تا در قبال حقارت ایستادگی كند و در ضمن به او بیاموزیم از چیزی نترسد و همچنان به تلاش خود ادامه دهد. او باید بداند اگر بعضی مواقع هم شكست بخورد ایرادی ندارد زیرا شكست قسمتی از یادگیری است.
كنار آمدن با عدم پذیرش
درخواست نامه ها و مصاحبات ورودی معمولاً به سال های آخر دوران نوجوانی- هنگام ورود به دانشكده و مدارس عالی تخصصی برای ادامه تحصیل- مربوط می شود، اما در حقیقت بسیاری از كودكان این مراحل را از سنین كم آغاز می كنند. مثلاً ممكن است والدین از اینكه كودك شان به مدرسه ای كه معتقدند خوب است راه نیابد بسیار ناراحت شوند اما باید درخصوص اثری كه این مسأله روی كودك دارد حساس باشند.
عزت نفس رابطه تنگاتنگی با احساس موفقیت و مقبول بودن دارد. بنابراین تحمل كردن این نوع عدم پذیرش ممكن است مشكل باشد. بعضی از كودكان و والدین پذیرفته نشدن در مدرسه ای را به راحتی تحمل می كنند اما دیگران چنین نیستند.
در زیر علائم و نشانه های واكنش منفی كودكان نسبت به عدم پذیرش را ذكر كرده ام: ۱- نسبت به ادامه هر نوع فعالیت حتی از آنهایی كه زمانی لذت می برد بی میل می شود.
۲- از بدشانسی های جزئی و كوچك- مثل گم كردن وسایل، ریختن چیزی یا از دست دادن مكالمه تلفنی- نگران می شود.
۳- رفتار پسرفتی از خود بروز می دهد كه بیش از یك هفته طول می كشد مثلاً- مشتاقانه با عروسك ها یا اسباب بازی های نرم یا ساختمان سازی كه مخصوص كودكان كوچكتر از خود است به بازی می پردازد.
۴- دوست دارد زمان بسیار زیادی را تنها باشد.روش تقویت اعتماد به نفس
اعتماد به نفس چنین كودكی را می توانید بدین ترتیب اصلاح كنید.
۱- به او یادآور شوید كه ناامیدی بخش چاره ناپذیر زندگی است.
۲- به او تذكر دهید كه هر موقعیتی مشكلاتی با خود به همراه دارد.
۳- از شكست ها و ناامیدی های گذشته خودتان و اینكه چگونه بر آنها غلبه كردید صحبت كنید. (اغلب والدین برای اینكه كودك به قدرت والدین مطمئن شود شكست های خودشان را از آنها مخفی می كنند.)
۴- به موارد خوب وضعیت موجود اشاره كنید.
۵- به او كمك كنید تا به اطرافیان خود- مثل دوستان، فعالیت های بعد از مدرسه و تكالیف خانه اش- توجه كند.
۶- با كودك از گذشته اش صحبت كنید. این كار به او كمك می كند تا تاریخچه پستی و بلندیهای زندگی اش را به یاد آورد.
۷- هر علامتی در كودك كه نشان دهنده ناامیدی است را فراموش نكنید، زیرا هر علامت ناامیدی در زندگی كودك ممكن است حادثه ای مهم باشد و باید تأیید شود.
۸- به كودك اجازه ندهید از توقعات به حق خود دست بكشد.
كودكان استثنایی
قدرت تلاش كردن یكی از اصلی ترین جنبه های موفقیت و مهم ترین عنصر عزت نفس است. وقتی كودك می آموزد با تلاش می تواند به موفقیت دست یابد از انگیزه و اعتماد به نفس بالایی برخوردار می شود. اما بعضی از كودكان هرچه تلاش می كنند كمتر به نتیجه دلخواه دست می یابند. طی تحقیقاتی كه در چند سال گذشته به عمل آمده معلوم شده است تقریباً ۲۶ درصد از كودكان مدرسه در یادگیری ناتوان هستند و این بدین معناست كه بیشتر روش های رایج آموزشی برای آنها مناسب نیست و باید به سراغ روش های دیگر رفت. در مغز برخی از كودكان اختلالاتی جزئی وجود دارد كه برای یادگیری سدی محسوب می شوند اما پشت آن سد گنجینه ای از توانایی خوابیده است. بسیاری از كودكان كه در یادگیری ناتوان هستند «نقطه های كور» مخصوصی دارند كه از استعدادهای كلی آنها نمی كاهد. مثلاً بعضی از كودكان كلماتی كه صداهای مشابه دارند را با هم اشتباه می كنند. بعضی ها مطلبی را به سلامت و روانی می خوانند اما از نوشتن عاجزند كه عمدتاً به دلایل زیر است: یا نمی توانند كلمات را هجی كنند و یا حركات نوشتاری شان نامنظم است و یا هنگام منتقل كردن كلمات به روی كاغذ معنی آنها را نمی توانند در ذهن خود نگه دارند. برخی از كودكان مطالب شفاهی را می آموزند در حالی كه برخی به طور عملی یا تجسم كردن، آن مطالب را می فهمند. بعضی از كودكان می توانند داستانی را بخوانند و درك كنند اما به هیچ طریقی نمی توانند آنچه را فهمیده اند در حافظه نگهداشته و از داستان یادداشت بردارند و در مورد آن بحث و گفت وگو كنند. یا برخی از كودكان از علائم ریاضی سردرنمی آورند آنها ممكن است عدد ۳ را با عددی دیگر اشتباه بگیرند یا نتوانند علامتی را در ذهن خود مجسم كنند و در نتیجه نتوانند مفهوم سؤال ریاضی را درك نمایند.
مشكلات خاص فوق چنان روی روحیه و عواطف كودك اثر منفی می گذارد كه احتمال دارد عزت نفس وی به شدت آسیب ببیند. این كودكان خیلی زود خود را «احمق» یا «متفاوت از دیگران» فرض می كنند. اگر واكنش های زیانبخش كودك را در مورد مشكلات یادگیری اصلاح نكنیم او به این باور می رسد كه شكست چاره ناپذیر بوده و این ناتوانی همیشه با او همراه خواهد بود و تلاش برایش بی معنی می شود.
كمك والدین به كودكان استثنایی
هر كودك با هر نوع توانایی حق تحصیلی مناسب دارد. باید ناتوانی خاص آنها را شناخت و برنامه ای آموزشی مناسبی با نیازهای فردی شان تنظیم كرد. زمانی كه ناتوانی كودك در یادگیری كاملاً مشخص شد و به نوعی حاد بود اساس مفهوم موفقیت در چنین كودكی تغییر می كند اما نیاز وی به عزت نفس و شیوه های دستیابی به آن همان است كه ذكر شد.
مشكل ترین تصمیم برای بعضی از والدین این است كه كودك استثنایی شان را در كلاس یا مدرسه ای خاص ثبت نام كنند و می خواهند بدانند این كار واقعاً ضروری است؟ آنها باید به یاد داشته باشند به عزت نفس كودكانی كه از روند كلی مدرسه عقب می مانند ضربه ای جبران ناپذیر وارد می شود. اگر كودكی از عهده روند كلی كلاس های درسی برنیاید باید تحت برنامه ای خاص قرار گیرد یا در مدرسه ای ویژه ثبت نام شود و منطق چنین حكم می كند كه آموزش مورد نظر هم سطح او باشد.
مزیت كلاس یا مدرسه استثنایی این است كه مشكلات كودك در یادگیری غیرمعمول به نظر نمی آید و به سبب چیزی كه دیگران آموخته اند ولی او یاد نگرفته است مورد انتقاد قرار نمی گیرد و بر یافتن راه های جدید جهت آموزش او تأكید بیشتری می شود. هر زمان كه تصمیم مناسب را گرفتید از راهنمایی های زیر بهره جویید تا به نتیجه دلخواه دست یابید.
۱- تا حد ممكن دقیقاً نوع اشكال در یادگیری را مشخص كنید. برخی از مدارس با كمك روانشناسان آموزشی از كودكان آزمون به عمل می آورند اما متأسفانه ناتوانی بسیاری از كودكان شناخته نمی شود تا اینكه بسیار دیر می شود. والدین باید در این خصوص دقت زیادی داشته باشند. مثلاً وقتی سونجا- مادر پسر ۱۲ ساله ای به نام «تد» - فهمید پسرش خوانش پریش (اختلال در توانایی خواندن) است بسیار عصبانی شد و گفت: «می دانید تا به حال چند مرتبه بر سر او فریاد زدم كه به كارهای مدرسه اش توجه كند زیرا معلم هایش می گفتند از زیر كار در رو است! تصور می كردم آنها می دانند چه دارند می گویند و وقتی به این موضوع فكر می كنم حالم كاملاً بد می شود. این بچه واقعاً با جدیت تلاش كرده است و همه- از جمله من- به او گفته ایم كه تمام گناه ها به گردن اوست اما مشكل چیز دیگری است او همه چیز را متفاوت از دیگران می بیند و ما برای آموزش او راه های معمول آموزشی را به كار برده ایم و تمام این مدت وقت تلف كرده ایم.»
اغلب این كودكان با آموزش خصوصی معلمان می توانند در مدرسه كنار كودكان دیگر درس بخوانند و بر مشكلات بسیار خاص خود غلبه كنند.
۲- به كودك بگویید كه دانش آموزان دیگر هم در مواردی خوب هستند و در مواردی ایراد دارند و او با دیگران هیچ تفاوتی ندارد. كودكی كه درس ها را مانند همكلاسی هایش یاد نمی گیرد احتمالاً احساس «غیرعادی» و «بد بودن» می كند اما اگر متوجه شود استعداد چند بعدی است و بعضی چیزها برای اشخاص آسان و برخی سخت است آنگاه نسبت به خود احساس بدی نمی كند. در عین حال متوجه می شود برای كسب بعضی از مهارت های مهم ممكن است مجبور باشد بیشتر كار كند و از دیگران هم كمك بگیرد و شاید بیش از همكلاسی هایش محرومیت بكشد. او در این صورت به مشكل خاص و ویژه خود می تواند به چشم مبارزه ای مثبت نگاه كند.
۳- بر این كه توانایی های او حقیقی اند تأكید كنید و كاری در نظر بگیرید كه كودك واقعاً عاشق انجام دادن آن است و مطمئن شوید هر هفته برای آن كار وقتی را اختصاص دهد.
۴- انتظاری را كه از كودك دارید دقیقاً به وی توضیح دهید. كودكی كه نمی فهمد چه انتظاری از او دارند نه تنها دلسرد می شود بلكه مشكلات یادگیری را بسیار مهم تلقی می كند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. مثلاً اگر قرار است گزارشی تهیه كند به او توضیح دهید كه چه مواردی را به خاطر بسپارد تا بعداً در گزارش خود ذكر نماید. یا اگر یك نمونه سؤال ریاضی را به او توضیح می دهید از ابتدا به او بگویید كه باقی مسائل را خودش باید حل كند و...
در ضمن معلمان باید مواد درسی را به گونه ای سازماندهی كنند كه كودكان متوجه اهداف هر درس شده و انتظاری را كه از آنها می رود به خوبی درك كنند.
۵- پیشرفت كودك را پیگیر شوید.
پیشرفت كودك ممكن است آنقدر كند باشد كه نتوان بدون مقایسه كردن «گذشته» و «حال» آن را مقایسه كرد، بنابراین مثلاً وقتی كودك تان روخوانی می كند صدایش را ضبط كنید و وقتی احساس كردید در روخوانی پیشرفت كرده است نوار ضبط شده اش را برایش بگذارید تا متوجه پیشرفتش شود. این روش اعتماد به نفس او را بسیار بالا می برد. به كودك كمك كنید تفاوت كارش را نسبت به زمانی كه واقعاً تلاش می كند با زمانی كه تلاش نمی كند درك نماید.
۶- مراقب باشید مشكلات یادگیری به مشكلات اخلاقی تبدیل نشود.
این كار همیشه آسان نیست چون مشكلات یادگیری موجب ناامیدی، دلسردی و خجالت شده و پس از مدتی به مشكلات اخلاقی تبدیل می شود. كودك تحقیر شده خیلی زود به كودكی خرابكار تبدیل می شود.
كودكانی كه مشكل یادگیری دارند چنانچه به موقع و درست حمایت شوند به انحطاط نیفتاده و ناآگاهی های خود را با آزار رساندن دیگران پنهان نمی سازند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  1:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها