0

موفقیت: اعتماد به نفس

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس
شنبه 17 تیر 1391  1:43 PM

حكايت لاك پشت و هلاكت او

 


 

داستان جالبى از كتاب پر ارزش «كليله و دمنه» براى شما بگويم. اين كتاب قبل از اسلام در هند نوشته شده و بعد از اسلام، بوذرجمهر از هندى به ايرانى و عبدالله بن مقفّع از ايرانى به عربى و ملاحسين كاشفى از عربى به فارسى ترجمه كردند و نام «انوار سهيلى» نهادند.

مى‏نويسد: دو لك لك در مرغزارى با خوشى زندگى مى‏كردند. لاك پشتى در آن مرغزار با اين دو لك لك رفيق شد. وقتى تابستان تمام شد، لك لك‏ها مى‏خواستند پر كشيده و بروند و مهاجرت كنند. لاك پشت گفت: رفقا! كجا مى‏خواهيد برويد؟ گفتند: اينجا كه سرد، برف و باران مى‏شود، ما به گرمسير مى‏رويم.

لاك پشت گفت: مرا نيز با خود ببريد. گفتند: ما حاضريم تو را ببريم، ولى بايد با ما شرط بسيار محكمى كنى كه در بين راه دهان خود را باز نكنى. گفت: دهان باز كردن كه چيز مهمى نيست، باز نمى‏كنم. گفتند: نه، تو نمى‏دانى، دهان باز كردن خيلى مهم است، چون گاهى مساوى با نابودى است.

گاهى مساوى با بى‏دينى، پديد آمدن زنا، آدم‏كشى و طلاق است، همه اين آتش‏ها از گور زبان بلند مى‏شود. زبان است كه وقتى به ناحق خرج زن شوهردار شد، يا شوهر را مى‏كُشد، يا از او طلاق مى‏گيرد و خانواده را تخريب و بچه‏ها را بى‏مادر مى‏كند، براى اين كه در آغوش حرام كسى ديگر قرار بگيرد. زبان مقدّمه‏ يشتر گناهان است.

گفتند: تو با ما شرط كن كه دهان خود را باز نكنى. گفت: قول مى‏دهم كه دهان خود را باز نكنم. مرا ببريد. اين دو لك لك آمدند چوبى را كندند، به لاك‏پشت گفتند: با دهان وسط اين چوب را بگير، ما دو طرف چوب را بلند مى‏كنيم و تو را با خود مى‏بريم، اما فراموش نكنى. گفت: نه.

لاك پشت وسط چوب را با دهان خود گرفت. آن دو لك لك با قدرت چوب را بلند كردند و به پرواز درآمدند. در حال رفتن بودند كه از بالاى روستايى رد مى‏شدند. هنگام عصر بود و روستايى‏ها از زمين زراعت برمى‏گشتند كه ناگهان چشم آنها به اين دو لك لك و لاك پشت افتاد.

گفتند: بدبخت اين لاك‏پشت كه خود را در اختيار اين دو لك لك قرار داده است، تو با اين سنگى كه به پشت و شكم دارى، خيلى بالاتر از اين دو لك لك هستى، چرا خود را در اختيار اين دو گذاشتى؟ آمد دهان خود را باز كند كه به آنها بگويد: اين كار من درست است، اما تا دهان خود را باز كرد، از آن بالا به پايين و روى سنگ‏هاافتاد و از بين رفت. لك لك‏ها نيز چوب را انداختند و راه خود را ادامه دادند و گفتند: «لعنت بر دهانى كه بى‏موقع باز شود».

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها