0

موفقیت: اعتماد به نفس

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

راهکارهایی برای کسب اعتماد به نفس
راهکارهایی برای کسب اعتماد به نفس۱) اعتماد به نفسِ تزلزل ناپذیر نتیجه ایمان تزلزل ناپذیربه ارزشهایتان است.
۲) خوشبختی و اعتماد به نفس هنگامی به طور طبیعی ایجاد می شود كه شما احساس كنید در حال تبدیل شدن به بهترین انسانی هستید كه می توانید باشید.
۳) اگر به ندای درون خود گوش فرا دهید و از فطرت خود پیروی كنید احتمال این كه بار دیگر مرتكب اشتباه شوید بسیار كم خواهد شد .
۴) اعتماد به نفس هنگامی به طور طبیعی ایجاد می شود كه زندگی بیرونی و درونی شما با یكدیگر هماهنگ باشد.
۵) پایبندی به یك هدف و احساس تعهد نسبت به آن در شما اعتماد به نفس ایجاد می كند.
۶) برای داشتن اعتماد به نفس بالا باید در زندگی خود به ارزش های والا پایبند باشید نه ارزش های حقیر.
۷) هر فعالیتی در جهت بالا بردن انضباط فردی اعتماد و اطمینان شما را نسبت به خودتان و توانایی هایتان افزایش می دهد.
۸) ایستادگی در برابر سختی ها ، در شما اعتماد به نفس ایجاد می كند و توانایی مقاومت شما را نیز افزایش می دهد.
۹) پشتكار یعنی داشتن انضباط فردی در انجام كارها.
۱۰) هر تلاشی در جهت افزایش انضباط فردی و پشتكار موجب افزایش عزت نفس، احترام به خود و احساس غرور نسبت به خود می شود.
۱۱) تلاش و مبارزه با مشكلات كوچك تر به شما توانایی مبارزه با مشكلات بزرگتر را می دهد و دست آوردهای عظیم تری را نصیب شما می كند.
۱۲) انسان هایی كه اعتماد به نفس دارند همواره در تمام زمینه های زندگی برای خود هدف های بزرگی مشخص می كنند.
۱۳) داشتن هدف های بزرگ ، اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد و نیز اطمینان شما را در مورد دست یافتن به هدف ها بالا می برد.
۱۴) بر روی كاغذ آوردن هدف ها موجب می شود تا اعتماد و اطمینان شما نسبت به دست یافتنی بودن آنها افزایش پیدا كند.
۱۵) اعتماد به نفس یك نگرش است و نگرش ها از واقعیت ها مهمترند
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

راههای افزایش اعتماد به نفس
نیروی باور کلید اعتماد به نفس است این نیرو به شما کمک می کند که با مشکلات و موانع برخورد کنید و بر آنها پیروز شوید ، این نیرو چنان قدرتمند است که اگر عمیقاً وارد ذهن خود آگاه شما شود می تواند زندگی تان را متحول کند . به خود ایمان داشته باشید . « هنری توریو » می گوید : انسانها با موفقیت زاده می شوند نه با شکست . « رالف والدو امرسون » نیز گفته است : اعتماد به نفس تنها راه پیروزی است .
هر انسانی می تواند در زندگی خویش بیش از آنچه که هست موفق شود برای آغاز می بایست بخواهیم ، گام دوم تسلیم و سپردن خود به خدا و زندگی کردن بر اساس خواست و ارادۀ اوست . سپس خداوند را راهنما و شریک معنوی خود بدانید . همیشه به یاد داشته باشید با کمک خداوند « می توانید » به شرطی که باور کنید که می توانید .
راه های افزایش اعتماد به نفس :
۱) تصویر خوبی از خود در ذهنتان بسازید : هرگاه تصوری منفی از خودتان پیدا کردید فوراً با صدای بلند خصوصیت مثبتی از خودتان به زبان آورید تا این تصور را خنثی کنید .
۲) هـمـان کاری را بکـنید که ازآن می تـرسـید : اگر از چـیزی می ترسـیـد دربارۀ آن فکر نکنید ، بـلکه بی درنگ شروع به عمل کنید به ترستان حمله کنید و شدیداًً برآن بتازید هر چه سخت تر به آن ضربه بزنید ، ترس سریعتر و مطمئن تر از بین خواهد رفت .
۳) ایمانتان را تقویت کنید : در این دنیا هیچ نیرویی قوی تر از ایمان نیست به شرط آنکه از عمق جان ، واقعی و صادقانه باشد. با ایمان به نتایج باور نکردنی خواهید رسید ایمان تسکین دهنده و آرام بخش است .
۴) امیدوار باشید : افراد ناامید نتایج منفی را به طرف خود جذب می کنند در حالیکه کسانی که امیدوار هستند دنیای اطرافشان را نیز به شکلی مثبت به کار وا می دارند و نتایج خوبی نیز به دست می آورند .
گوته می گوید : « در هر کاری امید بهتر از نا امیدی است » .
۵) ازخود پرسشهای منفی نکنید : هرگز نگوئید چرا این اتفاق همیشه برای من می افتد ؟ چرا نمی توانم این کار را به درستی انجام دهم ؟ حاصل به زبان آوردن چنین جملاتی کاهش اعتماد به نفس است وقتی اعتماد به نفس اندکی داریم احساس بی کفایتی می کنیم و برای کار و فعالیت انگیزه ای نیرومند و پایدار نخواهیم داشت .
۶) انگیزه و علاقه داشته باشید : هیچ چیز ارزشمندی ، بدون شور و اشتیاق بدست نمی آید . شور و اشتیاق باعث ایجاد انرژی می شود .
۷) شکرگزار باشید : وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .
۸) تلاش ، تلاش ، تلاش کنید : همۀ امیدها ، رؤیاها و هدف ها در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم ، موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .
۹) خود را حقیر نشمارید : کسانی که خود را حـقـیر می شـمـارند هیچ گاه کارهای فوق العاده نیز انجام نمی دهند . زیرا هنگام ارزیابی خود پائین ترین نمره را به خود می دهند و خوب مسلماً هر کس با چنین نمره ای مردود خواهد بود . آنکه خود را حقیر می شمارد ، حقیرانه هم می اندیشد . ایده هایش حقیرانه است . اما آنکه خود را دست کم نگیرد و به بزرگی خویش می اندیشد توانایی اش روز افزون است .
۱۰) فعال باشید : با فعالیت بیشتر، ذهن بهتر عمل می کند وک ارکرد خود را مدت بیشتری حفظ خواهد کرد .
۱۱) به زندگی عشق بورزید.
۱۲) با افراد با انگیزه و با روحیه همنشینی کنید.
۱۳) در کارهای اجتماعی شرکت کنید .
۱۴) برای خود هدفی مشخص کنید : برای رسیدن به هر هدفی ضروری است که هدفتان معین و دقیق باشد هدفتان را در ذهن خود آگاهتان بکارید و آن قدر مرور کنید تا به ذهن ناخود آگاهتان وارد شود .
۱۵) خود را سرزنش نکنید : بعضی افراد با خود می گویند : « چرا این کار را کردم »؟ « چرا این راه را نرفتم » . هر کدام از این سؤالات اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد .هیچ گاه اجازه ندهید یک اشتباه موجب شود دیگر خودتان را باور نداشته باشید . هنگامی که مـرتکب اشـتباه می شـوید بینـید چه چـیزی می توانید از آن یاد بگیرید . سپس آن را به حساب یک تجربه گذاشته و تأسف را کنا ربگذارید و دوباره به تلاشتان ادامه بدهید .
۱۶) دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید : شما باید دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید و راحهای تازه ای پیدا کنید تا کیفیت زندگی خود و دیگران را بهتر سازید . همیشه در پایان هر روز سؤالاتی را از خود بپرسید : مثلاً « امروز چه چیزهایی آموخته ام ؟» یا « چه پیشرفتهایی کرده ام ؟ » .
۱۷) خود را با دیگران مقایسه نکنید : سعی کنید همیشه خود را با هدفهای خود مقایسه کنید نه با دوستان . همواره باید ببینید که قابلیتهای شما چیست و خواسته های شما چیست ، نه اینکه دیگران چه کرده اند و چه می کنند .
۱۸) در زمان حال زندگی کنید : هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید و در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .
۱۹) برای دیگران کاری انجام دهید : هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید .
۲۰) از خدواند کمک بخواهید : معتقد باشید از آنجایی که پروردگار یکتا ما را خلق کرده است همواره سلامت و موفقیت ما را بازسازی می کند .
۲۱) در برابر مشکلات مقاومت کنید : استقامت مداوم ، ناتوان ترین افراد را تا رسیدن به موفقیت یاری می دهد زیرای نیروی پایداری نهفته و ظاهراً ناپیدای آن ، سرانجام خود را نشان خواهد داد و ثابت خواهد کرد که : « موفقیت به دست نمی آید مگر با استقامت و تسلیم نشدن » .
شکسپیر گفته است : « باران مداوم ، سنگ سخت خارا را می شوید و از هم می پاشد ، سنگ ، سخت است اما قطره های باران مداوم فرود می آید و این مداومت است که سنگ را می شکافد» .
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  8:37 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

راه‌های به دست آوردن اعتماد به نفس
راه‌های به دست آوردن اعتماد به نفسمی‌خواهید اعتماد به نفس داشته باشید؟ ولی اگر نداشته باشید یا اعتماد به نفس شما كم باشد چه اتفاقی می‌افتد؟
اعتماد به نفس واقعی را نمی‌توان یك شبه به دست آورد.تلا‌ش زیادی لا‌زم است تا خودتان را به عنوان انسانی شایسته كه ارزش احترام و دوست داشتن را دارد بیابید.
۱) نگرانی و تشویش خود را تشخیص دهید. ببینید این حس ملامتی كه در پس ذهنتان، شما را آزار می‌دهد، چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود كه از خودتان خجالت بكشید؟ ممكن است جوش صورت شما باعث خجالتتان باشد یا ممكن است كسی كه او را دوست داشته اید در گذشته یا حتی الان‌ از احساسات زیبای شما سو استفاده كرده است و همین امر باعث دل نگرانی شما شده است. مشخص كنید كه چه چیزهایی باعث شده كه شما احساس بی ارزشی كنید و خجالت بكشید سپس نامی‌روی آنها بگذارید.
۲) درمورد آنها با دوستان خود صحبت كنید و آنها را بروز دهید و سعی كنید هر روز آنها را كوچك‌تر و ضعیف‌تر كنید. ریشه این مشكلا‌ت را پیدا كنید و بدانید كه قبل از انجام هر كاری باید آنها را حل كنید.
۳) به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس فرد كاملی نیست و حتی ممكن است افرادی كه بالا‌ترین اعتماد به نفس را دارند نگران و مضطرب باشند. شاید هر یك از ما در جایی از زندگی خود احساس كنیم كه چیزی را كم داریم و آگاه نبودن از واقعیت‌هاست پس باید بدانیم كه زندگی جاده‌ای پر از ناهمواری است.
۴) موفقیت‌هایی را كه كسب كرده‌اید مشخص كنید. هر شخصی در زمینه‌ای موفق است پس آن زمینه‌ها را بیابید سپس روی استعدادهای خودتمركز كنید و به خودتان اجازه دهید كه به آن چیز افتخار كنید و به خود ببالید و برای آن موفقیت‌ها به خود مباهات كنید. در مغز شما قسمتی وجود دارد كه در آنجا خودتان را یك قربانی معرفی می‌كنید و این همان لحظه‌ای است كه احساس حقارت می‌كنید پس به خودتان اجازه ندهید كه یك قربانی باشید.
۵) خوش‌بین باشید حتی اگر احساس خوبی ندارید سعی كنید به حال خودتان و یا حتی دیگران ترحم و دلسوزی نكنید و هیچ‌وقت نگذارید كه دیگران شما را تحقیر كنند. بدانید كه این كار تنها زمانی كه شما اجازه دهید ممكن می‌شود. اگر شما مدام خودتان را كوچك كنید دیگران نیز همینطور فكر می‌كنند. در عوض در مورد خود، آینده و پیشرفتتان خوش‌بینانه صحبت كنید و از حرف زدن درباره توانایی و خصوصیاتتان با دیگران واهمه نداشته باشید و بدین طریق این ایده‌های مثبت را در ذهن خود پرورش دهید.
۶) در آینه نگاه كنید و لبخند بزنید. بررسی‌ها نشان داده است كه حالت صورت شما می‌تواند عواطف خاصی را در ذهنتان به دنبال داشته باشد پس هر روز با نگاه كردن درآینه و لبخند زدن شادتر باشید و در پی آن اعتماد به نفس بیشتری را به دست آورید.
۷)‌ انجام كاری با اعتماد به نفس باعث می‌شود كه شما اعتماد به نفس خود را باور كنید پس همیشه تظاهر كنید كه فردی با اعتماد به نفس بسیار بالا‌ هستید حال چه احساسی دارید؟
۸) خودتان را از طرق مختلف ابراز كنید مثلا‌ از راه هنر، موسیقی، نویسندگی و ... پس بدانید كه از چه چیزی لذت می‌برید. هركس با توانایی و استعداد خاصی به دنیا آمده است و شما می‌توانید این توانایی‌ها را در خودتان پرورش دهید. اگر نام بردن دو یا سه تا از این استعدادها برایتان دشوار است در مورد كارهایی كه دیگران انجام می‌دهند فكر كنید ممكن است شما هم بعضی از آنها را انجام دهید و دروس مخصوص به آن را مطالعه كنید. به دنبال شور و هیجان خود رفتن نه تنها خواص درمانی دارد بلكه به شما این احساس را خواهد بخشید كه شما فردی ماهر و بی‌نظیر هستید كه همه اینها می‌تواند در ساخت اعتماد به نفس به مشا كمك كند.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

ریز نبین خودتو
ریز نبین خودتوهمه ما یک تصویر ذهنی از خودمان داریم؛ اینکه چه هستیم، چه تفکراتی داریم، چه توانایی‌ها و نقاط قوتی داریم و در چه مواردی ضعیف هستیم.
این تصویر از زمان کودکی شکل می‌گیرد و در طول زمان تغییر می‌کند. تصویر ذهنی، همان تصویری است که ما از خودمان داریم. بیشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتیجه تعاملات و ارتباطات با دیگران و طی تجربه‌های زندگیمان شکل می‌گیرد و در نهایت بر عزت نفس ما تاثیر می‌‌گذارد.
عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و مورد قدردانی، عشق و پذیرش از طرف خود و دیگران قرار گرفتن. افراد دارای عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبی دارند، ارزش خودشان را درک می‌کنند و به توانایی‌ها، مهارت‌ها و هنرهایشان افتخار می‌کنند. در مقابل افراد دارای عزت نفس کم، ممکن است احساس کنند هیچ‌کس آنها را دوست ندارد، مورد قبول دیگران نیستند و نمی‌توانند در هیچ زمینه‌ای پیشرفت کنند.
نکته ناراحت‌کننده این است که افراد با عزت نفس کم، معمولا کارهای مفید و بزرگی انجام می‌دهند اما نمی‌توانند کارهایی که انجام می‌دهند ببینند چون تصویر ذهنی‌شان این‌طور شکل گرفته که توانایی‌هایشان را نادیده بگیرند.
نکوهش و سرزنش فقط از طرف دیگران نیست. بعضی‌ها یک نکوهش‌گر درونی دارند؛ یک صدایی از درون که در هر کاری که آنها انجام می‌دهند، به دنبال نقص و عیب و ایراد می‌گردد. شنیدن این ندای درونی به اندازه سرزنش‌های دیگران می‌تواند عزت نفس را دچار مشکل کند.
آنها نمی‌دانند این سرزنش‌ها چه تاثیر بدی بر عزت نفسشان می‌گذارد. وقتی سرزنش‌های درونی شما را تحقیر می‌کند و می‌گوید: «لازم نیست تلاش کنی چون تو موفق نمی‌شوی»، به این فکر کنید که این ندا از درون شما می‌آید و می‌توانید آن را تحت کنترل قرار دهید. تصمیم بگیرید آن را تغییر دهید و ندای درونی مفید و سازنده‌ای داشته باشید.
عزت نفس به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را آن‌طور که هستید بپذیرید و از زندگی لذت ببرید.
افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، کار و تحصیلات موفق‌ترند و راحت‌تر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و در ضمن شادتر هستند و با مشکلات، کمبودها و ناامیدی‌ها بهتر کنار می‌آیند. این افراد هدفی را که انتخاب کرده‌اند رها نمی‌کنند تا در آن موفق شوند. کسب عزت نفس ممکن است نیاز به تلاش و تمرین داشته باشد اما مهارتی است که در زندگی یاد خواهید گرفت.
● راه‌های افزایش عزت نفس
▪ اگر می‌خواهید عزت نفستان را بیشتر کنید باید بگوییم ما کلاس تقویتی عزت نفس نداریم اما می‌توانید با استفاده از توصیه‌های ساده و کاربردی زیر برای تقویت عزت نفس استفاده کنید.
▪ به اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید: قبول کنید که شما هم مثل هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کنید. اشتباهات بخشی از تجربه‌ها و فرصتی برای یادگیری است. یادتان باشد افراد در زمینه‌های مختلف توانایی دارند و استعدادهایشان با هم متفاوت است.
▪ کارهای جدید انجام دهید: تجربه کردن کارها و فعالیت‌های مختلف به شما کمک می‌کند تا استعداد و توانایی‌هایتان را کشف کنید و در ضمن به مهارت‌های جدیدی که یاد گرفته‌اید افتخار کنید و آنها را در زندگی به کار ببرید.
نظرتان را با شجاعت اعلام کنید: نظرات و عقایدتان را با افتخار بیان کنید و از گفتن آن نترسید.
▪ کارهای خیر و ثواب انجام دهید: به دوستان، اقوام و همسایه‌ها‌یتان کمک کنید و بخشی از وقتتان را به طور داوطلبانه در اختیار آنها قرار دهید. این احساس که شما می‌توانید و قادر هستید به دیگران کمک کنید و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد کنید، عزت نفستان را بالا می‌برد.
بدانید چه چیزهایی را می‌توانید تغییر دهید و چه چیزهایی را نمی‌توانید: اگر از چیزی ناراحت هستید که می‌توانید آن را تغییر بدهید (مثلا چاقی و اضافه وزن)، از همین امروز دست به کار شوید. اما اگر از چیزی ناراحت هستید که نمی‌توانید تغییرش دهید (مثل کوتاهی قد)، سعی کنید خودتان را همان‌طور که هستید دوست داشته باشید.
▪ اهدافتان را مشخص کنید: کار یا شرایطی را که دوست دارید به آن برسید مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنید.برنامه‌تان را اجرا کنید و پیشرفت‌تان را ارزیابی کنید.
سخت نگیرید: خودتان را فقط به شکل مادی و ظاهری نبینید. نگویید اگر زیباتر بودم دوستان بیشتری داشتم. کارهایی را که دوست دارید انجام دهید، به دیدن دوستانتان بروید و از اوقاتتان لذت ببرید. راحت باشید، خیلی سخت نگیرید و از زندگی لذت ببرید.
▪ کمک بگیرید: هیچ وقت برای ایجاد عزت نفس سالم و مثبت دیر نیست. در مواردی که فرد عمیقا نسبت به خود احساس تنفر دارد و ریشه این حالت به دوران کودکی مربوط است، می‌توان از مشاور و روانپزشک کمک گرفت . این متخصصان به عنوان راهنما به افراد یاد می‌دهند که چطور خودشان را دوست داشته باشند و قدر توانایی‌های منحصر به فردشان را بدانند.
▪ با افکار منفی مبارزه کنید: درباره خودتان منفی فکر نکنید. هر وقت به ضعف‌ها و ناتوانی‌هایتان فکر کردید، سعی کنید در مقابل به توانایی‌ها و نقاط قوتتان هم فکر کنید. وقتی احساس می‌کنید خیلی دارید خودتان را سرزنش می‌کنید، در عوض چند جمله مثبت را بلندبلند در مورد خودتان بگویید و به خاطر توانایی‌هایی که دارید خودتان را تشویق و تحسین کنید.
▪ وارد گود شوید: بعضی تصورات و افکار، جلوی حرکت و پیشرفت را می‌گیرد. به جای اینکه با افکاری مثل «تا وقتی نمی‌توانم یک دایره بکشم نمی‌توانم یک نقاش ماهر و موفق شوم» خودتان را کنار بکشید، به چیزهایی فکر کنید که در آن استعداد و توانایی دارید و از آن لذت می‌برید و به دنبال همان بروید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  9:24 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

ریز نبین خودتو
ریز نبین خودتوهمه ما یک تصویر ذهنی از خودمان داریم؛ اینکه چه هستیم، چه تفکراتی داریم، چه توانایی‌ها و نقاط قوتی داریم و در چه مواردی ضعیف هستیم.
این تصویر از زمان کودکی شکل می‌گیرد و در طول زمان تغییر می‌کند. تصویر ذهنی، همان تصویری است که ما از خودمان داریم. بیشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتیجه تعاملات و ارتباطات با دیگران و طی تجربه‌های زندگیمان شکل می‌گیرد و در نهایت بر عزت نفس ما تاثیر می‌‌گذارد.
عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و مورد قدردانی، عشق و پذیرش از طرف خود و دیگران قرار گرفتن. افراد دارای عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبی دارند، ارزش خودشان را درک می‌کنند و به توانایی‌ها، مهارت‌ها و هنرهایشان افتخار می‌کنند. در مقابل افراد دارای عزت نفس کم، ممکن است احساس کنند هیچ‌کس آنها را دوست ندارد، مورد قبول دیگران نیستند و نمی‌توانند در هیچ زمینه‌ای پیشرفت کنند.
نکته ناراحت‌کننده این است که افراد با عزت نفس کم، معمولا کارهای مفید و بزرگی انجام می‌دهند اما نمی‌توانند کارهایی که انجام می‌دهند ببینند چون تصویر ذهنی‌شان این‌طور شکل گرفته که توانایی‌هایشان را نادیده بگیرند.
نکوهش و سرزنش فقط از طرف دیگران نیست. بعضی‌ها یک نکوهش‌گر درونی دارند؛ یک صدایی از درون که در هر کاری که آنها انجام می‌دهند، به دنبال نقص و عیب و ایراد می‌گردد. شنیدن این ندای درونی به اندازه سرزنش‌های دیگران می‌تواند عزت نفس را دچار مشکل کند.
آنها نمی‌دانند این سرزنش‌ها چه تاثیر بدی بر عزت نفسشان می‌گذارد. وقتی سرزنش‌های درونی شما را تحقیر می‌کند و می‌گوید: «لازم نیست تلاش کنی چون تو موفق نمی‌شوی»، به این فکر کنید که این ندا از درون شما می‌آید و می‌توانید آن را تحت کنترل قرار دهید. تصمیم بگیرید آن را تغییر دهید و ندای درونی مفید و سازنده‌ای داشته باشید.
عزت نفس به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را آن‌طور که هستید بپذیرید و از زندگی لذت ببرید.
افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، کار و تحصیلات موفق‌ترند و راحت‌تر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و در ضمن شادتر هستند و با مشکلات، کمبودها و ناامیدی‌ها بهتر کنار می‌آیند. این افراد هدفی را که انتخاب کرده‌اند رها نمی‌کنند تا در آن موفق شوند. کسب عزت نفس ممکن است نیاز به تلاش و تمرین داشته باشد اما مهارتی است که در زندگی یاد خواهید گرفت.
● راه‌های افزایش عزت نفس
▪ اگر می‌خواهید عزت نفستان را بیشتر کنید باید بگوییم ما کلاس تقویتی عزت نفس نداریم اما می‌توانید با استفاده از توصیه‌های ساده و کاربردی زیر برای تقویت عزت نفس استفاده کنید.
▪ به اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید: قبول کنید که شما هم مثل هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کنید. اشتباهات بخشی از تجربه‌ها و فرصتی برای یادگیری است. یادتان باشد افراد در زمینه‌های مختلف توانایی دارند و استعدادهایشان با هم متفاوت است.
▪ کارهای جدید انجام دهید: تجربه کردن کارها و فعالیت‌های مختلف به شما کمک می‌کند تا استعداد و توانایی‌هایتان را کشف کنید و در ضمن به مهارت‌های جدیدی که یاد گرفته‌اید افتخار کنید و آنها را در زندگی به کار ببرید.
نظرتان را با شجاعت اعلام کنید: نظرات و عقایدتان را با افتخار بیان کنید و از گفتن آن نترسید.
▪ کارهای خیر و ثواب انجام دهید: به دوستان، اقوام و همسایه‌ها‌یتان کمک کنید و بخشی از وقتتان را به طور داوطلبانه در اختیار آنها قرار دهید. این احساس که شما می‌توانید و قادر هستید به دیگران کمک کنید و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد کنید، عزت نفستان را بالا می‌برد.
بدانید چه چیزهایی را می‌توانید تغییر دهید و چه چیزهایی را نمی‌توانید: اگر از چیزی ناراحت هستید که می‌توانید آن را تغییر بدهید (مثلا چاقی و اضافه وزن)، از همین امروز دست به کار شوید. اما اگر از چیزی ناراحت هستید که نمی‌توانید تغییرش دهید (مثل کوتاهی قد)، سعی کنید خودتان را همان‌طور که هستید دوست داشته باشید.
▪ اهدافتان را مشخص کنید: کار یا شرایطی را که دوست دارید به آن برسید مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنید.برنامه‌تان را اجرا کنید و پیشرفت‌تان را ارزیابی کنید.
سخت نگیرید: خودتان را فقط به شکل مادی و ظاهری نبینید. نگویید اگر زیباتر بودم دوستان بیشتری داشتم. کارهایی را که دوست دارید انجام دهید، به دیدن دوستانتان بروید و از اوقاتتان لذت ببرید. راحت باشید، خیلی سخت نگیرید و از زندگی لذت ببرید.
▪ کمک بگیرید: هیچ وقت برای ایجاد عزت نفس سالم و مثبت دیر نیست. در مواردی که فرد عمیقا نسبت به خود احساس تنفر دارد و ریشه این حالت به دوران کودکی مربوط است، می‌توان از مشاور و روانپزشک کمک گرفت . این متخصصان به عنوان راهنما به افراد یاد می‌دهند که چطور خودشان را دوست داشته باشند و قدر توانایی‌های منحصر به فردشان را بدانند.
▪ با افکار منفی مبارزه کنید: درباره خودتان منفی فکر نکنید. هر وقت به ضعف‌ها و ناتوانی‌هایتان فکر کردید، سعی کنید در مقابل به توانایی‌ها و نقاط قوتتان هم فکر کنید. وقتی احساس می‌کنید خیلی دارید خودتان را سرزنش می‌کنید، در عوض چند جمله مثبت را بلندبلند در مورد خودتان بگویید و به خاطر توانایی‌هایی که دارید خودتان را تشویق و تحسین کنید.
▪ وارد گود شوید: بعضی تصورات و افکار، جلوی حرکت و پیشرفت را می‌گیرد. به جای اینکه با افکاری مثل «تا وقتی نمی‌توانم یک دایره بکشم نمی‌توانم یک نقاش ماهر و موفق شوم» خودتان را کنار بکشید، به چیزهایی فکر کنید که در آن استعداد و توانایی دارید و از آن لذت می‌برید و به دنبال همان بروید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  9:25 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


شما حق دارید" نه " بگویید!
شما حق دارید" نه " بگویید!" حالا چند دقیقه دیگر بنشین، نترس، دیر نمی شه! " ، " قربون دستت این بچه ما را نگهدار تا ما از خرید برگردیم" ، " نمی شه! باید امشب به مهمونی بیای وگرنه دلخور می شم" ، " می بخشید، امشب خانم بچه ها هوس كردن برن گردش. قربونت اون ماشینتو یه دو ساعت بده ممنون می شم" و...
بدون شك همه ما بارها و بارها با مواردی این چنینی برخورد كرده ایم و چه بسا گاهی به دلیل عدم تمایل روحی و یا قرار داشتن در موقعیتی خاص، از ته دل آرزو كرده ایم كه ای كاش چنین چیزی از ما خواسته نمی شد. پاسخ شما در این گونه مواقع چیست؟ آیا جرأت می كنید با صراحت تمام " نه" بگویید؟ آیا وقتی در یك جمع قرار می گیرید، به خود اجازه می دهید نظراتی را كه با آن مخالف هستید رد كنید؟ یا اینكه مانند بسیاری افراد ، در رودربایستی گیر می كنید و برای رعایت قاعده " مردم داری" با كراهت ، اینگونه خواسته ها را اجابت می كنید؟
خانم" كارین سوئیت" در كتاب خود با نام( چگونه" نه" بگوییم) در توضیح این كه چرا بسیاری از ما و به ویژه زنان، اغلب وقتی از ته دل مایلیم " نه" بگویم، باز كلمه ای " بله" را بر زبان می رانیم می نویسد: " به عنوان یك زن ، ما به گونه ای تربیت شده ایم كه مطلوب و مورد قبول دیگران باشیم . ما می خواهیم دیگران دوستمان داشته باشند و ناتوانیمان در" نه" گفتن ، در واقع از عدم خود باوریمان سرچشمه می گیرد . ما فكر می كنیم اگر مطلوب دیگران زندگی كنیم، به ما مدال لیاقت خواهند داد و به ما می گویند آدم های فوق العاده ای هستیم، نازیم و با تمام وجود از ما قدردانی خواهند كرد ؛ عملی كه هیچگاه شاهد آن نخواهیم بود" وی ادامه می دهد:" شاید گفتن" نه" به نظر ساده بیاید ولی از بچگی درمخ ما فرو كرده اند كه " نه" كلمه ی زیبایی نیست، گفتن آن گستاخی است. دور از نزاكت است، باعث رنجش دیگران می شود.
وقتی در كودكی هرگز به شما اجازه نمی دهند" نه" بگوئید، در بزرگسالی نیز گفتن آن برایتان واقعاً مشكل خواهد بود . در این زمینه ، خانم " سوئیت" می نویسد: " ما از خانواده هایی مستحكم و منسجم كه به آنها خو گرفته باشیم، برخوردار نیستیم و زندگی نیز به سرعت در جریان است. همه درگیرودار زندگی گرفتارند و ما احساس تنهایی و غربت می كنیم. اینكه می خواهیم مورد پسند دیگران باشیم چه بسا عكس العملی باشد كه برای مقابله با این شیوه زندگی انتخاب كرده ایم."
گرچه ریشه قبول درخواست دیگران و پرهیز از بیان" نه" در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما با آنچه در كتاب خانم " سوئیت" به آن اشاره شد تفاوت هایی فاحش و زیربنایی دارد ولی در این كه گفتن" نه" گاهی واقعاً ضروری است شكی نیست! پس چگونه می توان این كلمه را بر زبان راند، بی آنكه سوء تفاهمی پیش آید؟ آیا شما با روش های انجام این كارآشنا هستید؟ در زیر چند روش ارائه شده است كه می توانند در اینگونه مواقع به شما كمك كنند:
روش " ركورد شكنی"!
این روش را می توان به صورت رودررو و یا از طریق تلفن پیاده ساخت و زمانی مورد استفاده قرار می گیرد كه طرف مقابل شما مایل به شنیدن پاسخ " نه" از شما نیست. اینگونه افراد تصور می كنند اگر به شما اصرار كنند ، سرانجام رضایت شما را جلب خواهند كرد. تنها كاری كه در مقابل این افراد باید انجام دهید گفتن" نه" و باز هم " نه" است. لازم نیست حتماً گفتن " نه" به صورت قهرآمیز باشد ، بلكه می توان از جملاتی ملایم نیز استفاده كرد. در حالی كه لبخند بر لب دارید و با صدایی آرام بگویید:" می بخشید، ولی واقعاً نمی توانم برای شام بیایم. امشب گرفتارم ، " فقط فراموش نكنید كه در مقابل اصرارهای مكرر مخاطب خود كوتاه نیایید. اگر شخص مورد نظر را نمی شناسید، مثلاً اگر فرد مزاحم ، فروشنده ای دوره گرد است كه می خواهد هر طور شده جنس خود را به شما بفروشد، بهتر است از عبارات خشن و قهرآمیزتری استفاده كنید. مثلاً بگویید:" ببین آقا، صدبار به شما گفتم لازم ندارم، می فهمی؟" این روش كلیدی ترین سلاح " نه " ای است كه می توانید از آن برای خلاصی از دست كسی كه واقعاً می خواهید از شر او خلاص شوید استفاده كنید.
روش "ساندویچ"!
این روش برای افرادی به كار می رود كه احساس می كنید باید با ملاطفت بیشتری با آنها برخورد نمایید( مثل سالمندان و یا كسانی كه تازه با آنها آشنا شده اید و نمی خواهید از شما برنجند). در این روش شما یك " نه" درست و حسابی را بین دو جمله مثبت می پیچید وبه فرد مقابل تحویل می دهید. مثل این عبارات:" از دعوت شما خیلی ممنونم، ولی نمی توانم امشب بیایم. امیدوارم به شما خوش بگذرد."
روش " ساندویچ وارونه"!
اگر به یك " نه" قوی تر احتیاج دارید، می توانید جمله خود را با " نه" شروع نمایید، میانه كلام را با جمله ای زیبا تغذیه كنید و در آخر، یك " نه ، دیگر به كار برید. این روش برای " نه" گفتن به همكاران یا افراد سختگیر بسیار مناسب است. مثل : " خیر واقعا از آمدن به كنفرانس معذورم. خیلی دوست داشتم می توانستم بیایم و امیدوارم همه چیز به خوبی پیش برود. اما متاسفم كه باید بگویم نه".
روش " نه، اما"...!
اگر از شما درخواستی می شود كه مایل به پذیرش آن نیستید، می توانید آن درخواست را با یك پیشنهاد جدید جایگزین نمایید. مثلاً وقتی یكی از آشنایان، شما را برای رفتن به یك مهمانی تحت فشار قرار می دهد و شما از قبل نقشه دیگری برای آن روز دارید می توانید از عبارتی شبیه:" نه ، ولی هفته بعد وقت دارم، ممكن است تغییرش بدهید؟" استفاده كنید.
رعایت احتیاط
همیشه هنگام گفتن " نه" جانب احتیاط را در نظر بگیرید تا جایی كه می توانید برای خود فرصت ذخیره كنید. شاید درحال حاضر فكر می كنید مایل به انجام كاری نیستید، ولی چند ساعت بعد نظرتان عوض شود. بنابراین هر وقت به شما پیشنهادی شد كه مشتاق پذیرفتن آن نبودید، مستقیماً " نه" نگویید. می توانید به جای آن ازجملات جانشینی مثل: " می شه راجع به اون فكر كنم؟" یا " فردا خبرش را به شما می دهم" استفاده نمایید.
مَثل ِ( در) ور ( دیوار) را به كار ببندید!
بسیاری ازافراد عادت كرده اند به در بگویند تا دیوار بشنود كه ما بلافاصله اصل پیام را دریافت می كنیم و به آن " بله" می گوییم. واقعا شگفت انگیز است كه چقدر بدون آنكه مستقیماً از ما انجام كاری خواسته شده باشد، ما برای انجام آن كار" بله" گفته ایم. اگر واقعاً می بینید حوصله، وقت ، یا توان انجام كار درخواستی را ندارید و یا فرد مذكور ، نه از سر ناچاری یا آبرومندی ، كه به دلیل زبل بودن درخواست خود را با این شیوه مطرح كرده است، درخواست و حرف او را نشنیده بگیرید.
سخن آخر:
فراموش نكنید كه:
شما حق دارید" نه" بگویید.
گفتن" نه" گستاخی نیست، یك امر طبیعی است.
اگر به جا " نه " بگویید ، نه تنها از احترام شما كاسته نخواهد شد ، كه حتی براین احترام افزوده می گردد.
اگر به جا " نه" بگویید بیشترخودتان را دوست خواهید داشت .
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  9:26 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس
عزت نفسعزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن ، عزت نفس و خودارزشمندی از اساسی ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت دانش آموزان محسوب می شود . حس ارزشمند بودن هر فرد از مجموع افکار ، احساس ها ، عواطف و تجربیات او در طول زندگی ناشی می شود . مجموعه برداشت ها و تجربه هایی که فرد از خویش دارد ، باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند و یا برعکس احساس بی ارزشی بنماید . عزت نفس ، از مهمترین عوامل تعدیل کننده فشار روانی - اجتماعی بوده و بر زمینه های روابط خانوادگی ، تعامل های اجتماعی ، موفقیت تحصیلی ، تصور بدنی و احساس خود ارزشمندی کلی مبتنی است ومیزان اهمیت این زمینه ها با توجه به تفاوت های فردی و رشد فرد تغییر می کند . نحوه برخورد ، پذیرش ، دوست داشتن و مساعدت با دانش آموز ، وی را برای ایفای نقش های اجتماعی و برطرف ساختن نیازهایش یاری می دهد . رشد و حفظ احساس ارزشمندی مثبت منحصراً برحسب تجربه دانش آموزان از احترام دیگران نسبت به ایشان در نظر گرفته می شود .
ارتباط و پیوند افراد خانواده و رعایت احترام متقابل یکدیگر ، در سلامت روانی - جسمانی دانش آموز تأثیر بسزائی دارد ،‌ به گونه ای که الگوهای رفتاری وی را در بزرگسالی بنیان نهاده و موجبات امنیت خاطر و عزت نفس را در وی فراهم می آورد . به تدریج که کودکان به سوی نوجوانی می روند ، پذیرش اجتماعی توسط همسالانش نقش مهمتری نسبت به خانواده در شکل گیری عزت نفس کلی آنان ایفا می کند . هر چه خود ایده آل فرد با خود و یا خویشتن وی نزدیکتر باشد ، عزت نفس او بیشتر و شخصیت او متعادل تر است . خود ایده آل یا آرمانی ، مجموعه ویژگیهای شخصی و شخصیتی است که ما دوست داریم واجد آن باشیم . این تمایل ، ممکن است هدفی فردی و ذهنی باشد که ما در تخیل خود می خواهیم به آن دست یابیم و با تصویری است که میل داریم از خود به دیگران نشان دهیم . خودایده آل ، ممکن است بسیار دور از واقعیت و غیرقابل دسترس باشد . خودپنداری نیز به معنای نگرش ، ادراک و برداشتی است که شخص از خود دارد و محور اصلی این پندار ، عبارتست از نام شخص ،‌احساساتش نسبت به اندام و بدن خود ،‌تصور از کل بدن ، جنسیت ، سن و یا حتی طبقه اجتماعی - اقتصادی ، مذهب ، پیشرفت های فردی و یا هر عامل دیگری که او را از دیگران جدا می سازد . اگر تصور از خود مثبت و نسبتاً متعادل باشد ، شخص دارای سلامت روانی است ، ‌برعکس اگر خود پنداری شخص منفی و نامتعادل باشد او از لحاظ روانی ناسالم شناخته می شود . تصوری که فرد از خود دارد در تعیین روابط با دیگران نیز سهم عمده ای دارد .تغییرات عزت نفس دانش آموزان را می توان با دو عامل تبیین کرد :
۱ - تجربه قبلی آنان نسبت به حمایت دیگران
۲ - احساس توانا بودن در حوزه های مهم زندگی
گذشته از این ، تفاوت های مهم فردی به میزان قابل توجهی در پیدایش عزت نفس کمک می کنند .
دلیل عمده ایجاد خودپنداری و عزت نفس را باید در رابطه فرد با جامعه اش و به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی جستجو کرد . این روابط عبارتند از :
الف ) واکنش دیگران
ب ) مقایسه خود با دیگران
ج ) همانند سازی الگوها
د ) نیاز به احساس ارزش و عزت نفس
کارایی و اعتماد به نفس ، در دانش آموزانی به بهترین وجه رشد می کند که در خانواده هایی گرم و نوازشگر پرورش می یابند ، خانواده هایی که در آنها ، رفتار مسئولانه را پاداش می دهند و همراه با آن ، فعالیتهای مستقل و تصمیم گیری را نیز تشویق می کنند .
به طور کلی عزت نفس دانش آموزان به چهار عامل بستگی دارد :
۱ - روابط دانش آموزان با والدینشان
۲ - تأثیر کنترل خودمنفی در دانش آموزان
۳ - پذیرش خود
۴ - سلوک اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران
دانش آموزی که احساس خوبی در مورد خودش دارد ،‌ بهتر می تواند با مشکلات کنار بیاید . وی ممکن است به گونه ای با آنها مواجه شود که گویی هرگز مشکل عمده ای برایش بوجود نیامده است . بهره مندی از عزت نفس ، علاوه بر آن که جزیی از سلامت روانی محسوب میشود ،‌ با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است . دانش آموزی که دارای عزت نفس است دارای ویژگیهای زیر است :
▪ مستقل عمل می کند و خودش تصمیم می گیرد
▪ مسوولیت پذیر است
▪ سریع و با اطمینان عمل می کند
▪ به پیشرفتهایش افتخار می کند
▪ به چالش های جدید مشتاقانه روی می آورد و با اطمینان خود را درگیر آنها می کند .
▪ دامنه وسیعی از هیجا نها و احساسات را نشان می دهد .
▪ ناکامی را به خوبی تحمل می کند .
▪ احساس می کند که می تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد .
با توجه به اینکه ،‌ یکی از عوامل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتی در کودکان و نوجوانان ،‌ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی ( عزت نفس )‌است ، بنابراین امروزه جهت اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات ، پرورش و تقویت احساس عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان ، موارد زیر به والدین و دست اندرکاران تعلیم و تربیت توصیه می شود :
روحیه دینی و ایمان مذهبی را در کودکان و نوجوانان تقویت کنید . سعی کنید در برخورد با کودکان و نوجوانان ،‌توانمندیهای آنها را مورد نظر قرار دهید ،‌نه ناتوانی ها را . زمینه کسب تجربه خوشایند از فعالیت های مستقل و آزاد را برای آنها فراهم کنید .تجربه های موفقیت آمیز آنان را افزایش دهید . قدرت تحمل کودکان و نوجوانان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید . رفتار مصمم و مطمئن و در عین حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقویت کنید . کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید . مهارتهای اجتماعی کودکان و نوجوانان کمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزایش دهید .آنان را با الگوههای رفتاری مطلوب آشنا کنید . از انجام هر گونه رفتار تنبیهی و تحقیر آمیز درباره دانش آموزان خودداری کنید . از مقایسه کردن دانش آموزان بپرهیزید و تفاوتهای فردی را مورد نظر قرار دهید . در برخورد با کودکان و نوجوانان ملایم و منطقی باشید .
اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خویش بدهید و به نظریات آنها احترام بگذارید . نظریات خویش را به دانش آموزان تحمیل نکنید و آنها را به صورت ساده و عینی ، قابل لمس و درک برای آنان توضیح دهید . به دانش آموزان در حد توانایی هایشان مسؤولیت بدهید . در انجام کارهای روزانه ، آنها را هدایت ، ارشاد و تشویق کنید . به آنها در حد لزوم اجازه فعالیت و بازی دهید .در برخورد با آنان حالت پذیرندگی و نه طرد کنندگی داشته باشید . از وابسته کردن بیش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهیزید . آنها را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید . بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوید و با آنان یکسان رفتار کنید . هر چه که آنها می خواهند به راحتی و سریع در اختیارشان نگذارید ، به آنها فرصت دهید تا ارزش به دست آوردن و لذت استحقاق داشتن را درک کنند . نسبت به احساسات و عواطف کودکان یا نوجوانان خود ، بی تفاوت نباشید ،‌ آنها را به گرمی بپذیرید و تا حد امکان آنها را یاری کنید . با آنها همانند دوستان صمیمی رفتار کنید . توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه ( میان پدر و مادر ) در روحیه یا رفتار کودک یا نوجوان منعکس می شود . به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی کودکان اهمیت دهید و نسبت به انها بی تفاوت نباشید .محبت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود . خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی که به طور روزمره برای اعطای اعتمادبه نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید ، جلوه گر می شود .
در محبت کردن به کودکان ، راه افراط یا تفریط را در پیش نگیرید ، محبت متوسط توأم با صمیمیت اثر فراوان تری دارد . به فرزندتان حسی بدهید که بداند دوست داشتنی و قابل احترام است ، اما هرگز با او نوزاد وار رفتار نکنید . توقعات کودکان را در حد معقول و درست برآورده سازید . هیچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنید و از مسخره کردن آنها به طور جدی بپرهیزید . در پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان جدیت به خرج دهید . در شرایط آموزشی ، بر فعالیت دانش آموزان در یادگیری تأکید شود نه بر پیشرفت آنان ، زیرا تأکید بر فعالیت یادگیری ، به جای تأکید بر درستی و نادرستی پاسخ ، برانگیزنده کوششهای دانش آموزان است . رقابت میان دانش آموزان برای کسب نمره کاهش یابد . تحقیقات نشان داده است ، در موقعیت های آموزشی که میان دانش آموزان رقابت وجود دارد ، حتی دانش آموزانی که عزت نفس بالایی دارند ، با شکست رو به رو می شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزایش می یابد .برای آن که کودکی با عزت نفس بالا پرورش دهیم ، باید خود دارای عزت نفس شایانی باشیم .
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  9:49 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس پایین با عشق و تنفر در دوستی‌ها ارتباط دارد
عزت نفس پایین با عشق و تنفر در دوستی‌ها ارتباط داردکسانی که روابط نزدیک برای آنها یا خیلی خوب است یا خیلی بد، از عزت نفس پایینی برخوردارند.
محققان دانشگاه ییل بررسی را در این زمینه انجام دادند. در این مطالعه از شرکت‌کنندگان ، هم اتاقی‌ها و مادران آنها خواسته شد پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ را که ملاک تعیین عزت نفس است پر کنند.
از شرکت‌کنندگان خواسته شد هر چه سریعتر مشخص کنند آیا ‪ ۱۰‬صفت را به شریک زندگی یا دوست خود اطلاق می‌کنند یا خیر.
افرادی که عزت نفس پایین تری داشتند به صفات مثبت و منفی که یکی درمیان قرار داده شده بود دیرتر از زمانی که صفات به صورت دسته‌ای ارایه شده بود پاسخ دادند. کسانی که عزت نفس بالایی داشتند به هر دو نوع شیوه ارایه صفات به سرعت پاسخ دادند.
مارگارت کلارک استاد روان شناسی و نویسنده این تحقیق می‌گوید کسانی که عزت نفس پایینی دارند به شدت نگران هستند که آیا دوست نزدیک یا شریک زندگی‌شان آنها را می‌پذیرد یا خیر.
در دوران خوشی این افراد دوستان خود را بی‌نقص می‌پندارند و برخورد مثبتی با آنها دارند. هنگامی که متوجه اولین نشانه بی‌نقص نبودن دوست می‌شوند، توجه خود را به تمام جنبه‌های منفی دوست معطوف می‌کنند تا جدایی از او را توجیه کنند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  12:30 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس چیست ؟
ویلیام جیمز از جمله كسانی بود كه برای نخستین بار در كتاب اصول روان شناسی خود بر ضرورت عزت نفس و اینكه عزت نفس تعیین كننده شكل های متعدد در رفتار آدمی می باشد, تاكید كرده است . همزمان با ویلیام جیمز, جامعه شناسان مختلفی از جكمله كولی[۱] اظهاراتی كرده و آن را یك نیاز حیات بخش آدمی توصیف نمد. هر چند محققانی مانند گلدشتاین, مای[۲], آنگلیال[۳] و بوهلر[۴] مطالعاتی در این مورد انجام داده اند. اما قبل از رویكرد روانی – اجتماعی مطالعات منظم و سیستماتیگك در مورد عزت نفس انجام نشده است, در واقع با پیدایش رویكرد روانی- اجتماعی مختلفی محققانی مانند هورنای, فروم و سالویان مطالعات نظامداری درباره عزت نفس ارائه داده اند. اما توج وارسی ها درباره عزت نفس و اینكه عزت به عنوان یك سازه شخصیتی قلمداد گردد, در نظریه انسان گرایانی مانند راجرز و مزلو مشاهده می شود. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افكار, احساس ها, عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود: می اندیشیم كه فردی با هوش یا كودن هستیم, احساس می كنیم كه شخصی خو ب باید یا بد هستیم, خود را دوست داریم یا نداریم. مجموعه هزاران برداشت ارزیابی و تجربه ای كه از خهویش داریم باعث می شود كه نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمد بودن و یا بر عكس احساس ناخوشایند بی كفایتی داشته باشیم (كلمزو كلارك, ترجمه علیپور, ۱۳۷۸).
عزت نفس از "خود پنداره" متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ویژگی هایی است كه فرد برای توصیف خویشتن به كار می برد. یك فرد برای توصیف خویشتن به كار می برد. یك فرد ممكن است خودش را یك فوتبالیست خوب. علاقمنند به داستان های علمی, دوست حسین, دارای ۳۵ كیلو وزن و دانش آموز نسبتاً خوبی بداند – كه اینها محتوای خود پنداره را تشكیل می دهد . اما عزت نفس عبارت است از ارزش كه اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد صفات و ویژگی هایی كه در او هست, ناشی می شود. اگر نزدیك كودك دانش آمموز ممتاز بودن ارزش زیادی داشته باشد ولی خودش دانش آموزی متوسط یا ضعیف باشد. وی از پایین بودن عزت نفس خود رنج می برد.
با این وجود, ممكن است توانایی بدنی و محبوبیت همین كودك در همسالانش بیشار از توانایی تحصیلی اش باشد, حال اگر او در هر دو زمینه ممتاز باشد, عزت نفس بالا خواهد بود. پس عزت نفس هر فرد بر اساس اتركیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزش های ذهنی كه برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده می شود (بیابانگرد, ۱۳۸۰).
می توان نحوه شكل گیری عزت نفس را از طریق تفكر در مورد "خود ادراك شده[۵]" و "خود ایده آل[۶]" مورد آزمایش قرار داد. خود ادراك شده همان خود پنداره است یعنی یك دیدگاه عینی درباره مهارت ها, صفات و عبارت از تصوری است كه فرد دوستی دارد از هود داشته باشد كه لزوماً پوچ و بی معنی نیست (مثال: من دوست دارم شاگرد اول باشم, یا دوست دارم یك ستاره مشهور سینما باشم), بلكه تمایل صادقانه برای داشتن نگرش ها و اسناد خاصی است. زمانی كه خود ادراك شده هود ایده آل با هم همتراز باشند, فرد از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد بود. برای مثال كودكی كه پیشرفت تحصیلی درخور توجهی دارد و برای صفات و ویژگی های واقعی خود ارزش مثبتی قائل است برعكس كودكی كه خود ایده آل او این است كه آدم مشهوری باشد و لی در واقع دوستان انگشت مشاری دارد, از عزت نفس پایین برخوردار خو.اهد بود. وجود شكاف و فاصله بین خود ادراك شده و خود ایده آل عاملی است كه مشكلات مربوط به عزت نفس را به وجود می آورد (پپ و همكاران, ۱۹۹۹).
از عزت نفس "بالا و پایین" چه چیز استنباط می شود؟ عزت نفس بالا به عنوان یك دیدگاه سالم از خود مورد بررسی قرار گرفته است, یعنی دیدگاهی كه بطور واقع گرایانه كمبودها و نقاط مختلف ضعف را در بر می گیرد ولی نه به آن شدتی كه منجر به انتقاد شدید از فرد شود. شخصی كه از عزت نفس برخوردار است خودش را به گونه مثبتی ارزشیابی كرده برهورد مناسبی نسبت به نظریات مثبت خود و دیگران دارد. در مقابل كسی كه به عزت نفس پایین مبتلا است اغلب نوعی نگرش مثبت مصنوعی نسبتا به دنیا داردو در نا امیدی تلاش می كند تا به دیگران و خودش نشان دهد كه او شخصی لایق است و یا ممكن است به درون خویش انزوا گزیند و ار ارتباط با دیگرانی كه از آنها می ترسد, اجتناب نماید. شخص مبتلا به عزت نفس پایین اساساً فردی است كه اتحساس غرور كمی در خودش ادراك كرده است, خود پمنداره و به تبع آن عزت نفس بر اساس تركیبی از مسایل و موضوعاتی كه در زندگی برای ما اهمیت دارند ساخته شده است, به عنوان مثال یك كودك تجاربی را كه در زمینه های ورزشی, آموزشگاهی و دوست یای داشته و در آنها به موفقیت نایل شده است بیان می كند. عزت نفس این كودك به اهمیتی كه او برای هر كدام از موارد نام برده قائل است بستگی دارد. اصولاً اگر كودك زمینه هایی كهع در آنها فعالیت داشته است, با ارزش بداند, عزت نفس كلی او بالا خواهد بود, در حالی كه اگر وی آن زمینه ها را بی ارزش بداند, عقاید منفی در مورد خودش خواهد داشت. بعضی افراد برای توانایی ها یا ظرفیت های خوبی كه دارند ارزش قائل نیستند و در مقابل برای آنچه كه فاقد آن هستند ویا به نسبت كمتری از آن برخورداند ارزش فراوانی قائل می شوند.
روشن است كه این گونه افراد مشكلات بیشتری در ارتباط با عزت نفس كلی خواهند داشت (بیابانگرد, ۱۳۸۰).
● اهمیت عزت نفس:
همه افراد, صرف نظر از سن, جنسیت, زمینه فرهنگی, جهت و نوع كاری كه در زندگی دارند, نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون روان شناسی حاكی از آن است كه چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود, نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن پیشرفت و یا درك استعداد بالقوه محدود می ماند. بخاطر می آورید وفتی كه كسی كارتان را تحسین می كند یا وقتی كه طرحی را به نحو خوبی به پایان می رسانید, چه احساس خوشی به شما دست می دهد.
افرادی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند, معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند. آنا ن می توانند با اطمینان با مشكلات و مسولیت های زندگی مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند (اسلامی نسب, ۱۳۷۶).
اكثر نظریه های روان شناختی كلاسیك و معاصر, بر این عقیده متفق هستند كه همه افراد, نیاز فزاینده ای به عزت نفس دارند. در واقع از زمانیكه ویلیام جیمز كتاب اصول روان شناسی خود را منتشر كرد تا جدیدترین مطالعات تجربی كه امروزه درباره عزت نفس انجام می پذیرد كه عزت نفس تعیین كننده مشكل های متعدد رفتار آدمی می باشد, تحقیقات جدید در بال اهمیت عزت نفس, به تدوین تئوری های مهار كننده وحشت انجامیده است (گرینبرگ[۷] و سولمن[۸], ۱۹۹۹). تئوری های مهار كننده وحشت تا حدودی بر اساس تحقیقات ارنس بیكر[۹] (۷۵-۱۹۷۳) نضج گرفت. این تئوری بیان می كند كه عزت نفس یكی از جنبه های شخصیتی آدمی است كه در دنیای ذهنی فرد, از ارزش بالایی برخوردار است و افراد عزت نفس را بوسیله پایدار سازی مفهوم واقعیت نگه می دارند و به وسیله درونی كردن ارزش ها كه توصیف كننده نقطه نظرشان است, زندگی می كنند. این تئوری بیان می كند كه هر فرد آدمی, نیاز فزاینده ای به عزت نفس دارد. چرا كه عزت نفس هسته مركزی جنبه های روان شناختی آدمی است و او را از اضطراب محافظت می نماید و او را نسبت به آسیب پذیری و فناپذیری آگاه می گرداند. نقش محوری عزت نفس در محافظت فرد از اضطراب در تعامل های اولیه فرد با والدیدن مدرسه, دوستان و اجتماع رئیسه دارد. در سالهای اولیه زندگی اولیه- زندگی, تحقق نیازها, محبت و محافظت والدین مبنای اولیه عزت نفس كودكان و بتدریج كه استانداردهای خوب و اندیشمد والدین, درونی می شوند و احساسات ایمنی وامنیت در رابطه با آن شكل می گیرند, عزت نفس واجد بنیان و اساس محكمی می گردد. در چنین مواقعی عزت نفس شخص, او را از اضطراب محافظت می نماید و امنیت خاطر او را فراهم می آورد (گرینبرگ و سولمن, ۱۹۹۹). از آنجا كه عزت نفس فرد زمینه و اساس ادراك وی از تجارب زندگی را فراهم می سازد, دارای ارزش ویژه ای است. شایستگی عاطفی – اجتماعی كه از خود ارزیابی مثبت منتج می شود, می تواند به عنوان سپر یا نیرویی در مقابل مشكلات خطیر آینده به نوجوان كمك كند. شاهد این مدعا, راهنمایی تشخیص و آماری بیماری های روانی[۱۰] (DSMIII- R) (انجمن روان پزشكان امریكا, ۲۰۰۰) است كه از عزت نفس پایین به عنوان نشانگان مرضی چند اختلال نوجوانی نام برده است. دو مثال متفاوت از این اختلال, یكی اختلال كمبود توجه است كه با بی توجهی و تكانه ای بودن مشخص می شود و دیگری اختلال اجتنابی, شكل شدیدی از اضطراب اجتماعی است (بیانگر, ۱۳۸۰). بهره مندی از عزت نفس علاوه بر آن كه جزئی از سلامت روانی محسوب می شود, با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. محققان بسیازی دزیافته اند كه بین عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد (پپ و همكاران, ۱۹۹۹). خلاصه اینكه عزت نفس یك حنبه مهم در كار كرد یا كنش كلی فرد است و یا زمینه های دیگر چون سالمت روانی – اجتماعی و عملكرد تحصیلی وی در ارتباط است.
● ابراهام مازلو:
ب: دیدگاه های نظری:
مازلو هدف و آرمان اصلی انسان را تربیت و تقلای او را دست یافتن به مرتبه والای انسانی و همانا تحقیق خویشتن یا خود شكوفایی می داند. وی مراتبی را برای دسترسی به این آرمان به صورت سلسله مراتب نیازها تدوین نموده كه یكی از آن مراحل را احساس ارزش و احساس عزت نفس بیان می دارد كه در ذیل ضمن بحث و بررسی نظریات مازلو پیرامون عزت نفس سایر سلسله مراتب نیازها را به طور مختصر بیان می كنیم. به این ترتیب شرط اولیه دست یافتن به خود شكوفایی ارضای چهار نیازی است كه در سطوح پایین سلسله مراتب قرار گرفته و عبارت است از:
۱- نیاز های جسمانی و فیزیولوژیك.
۲- نیازهای ایمنی.
۳- نیازهای محبت و احساس تعلق ها.
۴- نیاز به احترام یا نیاز به عزت نفس (شولتس, ۱۳۷۶, ص ۱۱۵).
۱- نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیك: این دسته از نیازها كه در سلسله مراتب هرم نیازها از نظرمازلو در قاعده آن قرار دارد, شامل نیاز به غذا, آب, هوا, خواب و رابطه جنسی است كه ارضاشان برای بقا ضروری است از این رو در این مرحله نیازهای جسمانی نیرومندترین نیاز ها است.۲- نیاز به ایمنی:
پس از رفع نیازهای فیزیولوژیك نیاز ایمنی, انگیزه انسان قرار می گیرد كه شامل ایمنی, ثبات, حمایت, نظم و رهایی از ترس و اضطراب است به اعتقاد مازلو همه ما تا اندازه ای نیاز داریم كه امور, جریانی عادی و قابل پیش بینی داشته باشند, نحمل عدم اطمینان دشوار است. در نتیجه می كوشیم تا سر حد توانایی به امنیت, حمایت و نظم دست می یابیم (همان منبع, ص ۱۱۷).
۳- نیاز به عشق و تعلق: پیوستن به دیگران, پذیرفته شدن و تعلق داشتن به گروه در این طبقه از نیازها قرار می گیرد و ممكن است برای یافتن احساس تعلق, به گروه یا باشگاهی بپیوندیم و ارزش ها یا ویژگی های آن را بپذیریم یا لباس متحد الشكل آن را به تن كنیم. با ایجاد رابطه نزدیك و مهر آمیز با دیگری نیاز به محبتمان را بر می آوریم.
۴- نیاز به احترام و عزت نفس: به این ترتیب پس از ارضای نیازهایی كه بر شمردیم نیاز به احترام و عزت نفس در درجه اول اهمیت قرار گرفته و به عنوان انگیزه رفتار و عملكرد انسان قرار می گیرد كه شامل نیاز به احساس ارزش, در نظر گرفتن خود و دیگران, احساس موفقیت و مسولیت می باشد. به بیان دیگر نیازهای عزت نفس شامل اجرا, دستیابی و نشان دادن كفایت در كارها مورد تایید و شناخت دیگران واقع شدن می باشد (اتكینسون, ۱۳۷۸, جلد اول, ص ۵۵۶).
مازلو در كتاب انگیزش و شخصیت در توضیح نیاز به عزت نفس می گوید: همه افراد جامعه ما (بجز برخی بیماران) به یك ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خوشان, به احترام به خود یا عزت نفس یا احترام به دیگری تمایل دارند ولی در جای دیگر می گوید: این سطح از نیازها را می توان در دو مجموعه فرعی طبقه بندی كرد اول اینكه آنها عبارت از: تمایل به قدرت, موفقیت, كفایت,سیادت, شایستگی, اعتماد در رویارویی با جهان, استقلال و آزادی. دوم اینكه در ماچیزی هست كه می توانیم آن را تمایل به اعتبار و حیثیت (كه آن را احترام دیگران نسبت به خودمان می توان تعریف كرد), مقام, شهرت, افتخار, برتری, معروفیت, توجه و اهمیت و حرمت یا تحسین بنامیم ( مازلو, ۱۳۷۷, ص ۸۲).
مازلو در مورد پیامدهای عدم ارضای این اسطح از نیازهای پنجگانه می نویسد:
ام بی اعتنایی به این نیازها موجب احساساتی از قبیل حقارت, ضعف و درماندگی می شود كه این احساسات نیز خود به وجود آورنده دلسردی و یاس اساسی خواهد شد و یا اینكه گرایش های روانی نژندی یا جبرانی را به وجود خواهد آورد. ارزشیابی ضرورت اعتماد به نفس بنیادی و درك این مطلب زا كه مردم بدون آن چقدر احساس درماندگی می كنند و می توان از طریق مطالعه روان نژندی ناشی از ضربه شدید روحی بدست آورد (همان منبع, ص ۸۳).
وی در ادامه بحث به نتایج ارضا این سطح از نیازهای آدمی اشاره كرده اظهار می دارد:
ارضای نیاز به عزت نفس به احساساتی از قبیل اعتماد به نفس, ارزش, قدرت, لیاقت و كفایت, مفید و مثمر بودن در جهان منتهی می شود. احساسات اتكا به خود, احترام به خود, حرمت به نفس, اطمینان و اعتماد به خود, احساس توانایی توفیق, شایستگی, موفقیت, قدرت نفس, شایستگی احترام, قدرت رهبری و استقلال از نتایج مثبت ارضای نیاز به عزت نفس می باشند (شولتس, ۱۳۷۶, ص ۱۱۸).
شولتس درباره عزت نفس می گوید: احترام به خود یك احترام درونی است. احساس ایمنی درونی و اعتماد, خود را ارزشمند و شایسته احساس نمودن كه برای دستیابی به آن باید "خود" راستین را شناخت و نقاط ضعف و قوت را دریافت بگونه ای كه اگر ندانیم چیستیم و كیستیم نمی توانیم به خود احترام بگذاریم (همان منبع, ص ۱۱۸). مازلو سالمترین و ثابت ترین حرمت به نفس را مبتنی به احترام استحقاقی از سوی دیگریان و نه شهرت ظاهری و تمجید بی مورد دانسته است بنابراین به برطرف شدن این نیاز ها كه مورد بحث این تحقیق نیز می باشد, انسان بسوی كمال مطولوب كه همانا تحقیق خویشتن و خود شكوفایی است قدم بر می دارد.
- نیاز به خود شكوفایی: نیاز به خود شكوفایی عالی ترین نیازها است و اجتیاج آدمی را به درك حقایق و درك زیبایی نشان می دهند و به بروز و ظهور استعدادها و ذوق او میدان می دهند. این نیازها ضمناً منشا كشف مجهولات و ایجاد علوم و فنون و هنرهای زیبا بوده و از این پس نیز خواهد بود (سیاسی, ۱۳۷۴, ص ۲۲۴).
● آلفرد آدلر:
مباحثی از روان شناسیب كه اختصاصاً به عزت نفس می پردازد و آن را به عنوان یك متغیر با نفوذ و با اهمیت عنوان می نماید, تئوری شخصیتی است كه آدلر ارائه نموده است. آدلر اگر چه كاربرد عزت نفس را در درمان و بسط و توضیح تئوری اش بكار می گیرد اما به وضوح, اهمیت عزت نفس را دریافت نموده است (اسمیت, ۱۹۸۷, ص ۳۲). آدلر مكتب خود را "روان شناسی فردی" نامید و نخستین كسی بود كه جنبه اجتماعی بودن آدمی را بیان كرد وی در كتاب اصول تجربی و نظری روان شناسی فردی خود, بر اعمال و رفتار آدمی كه زاییده كششهای اجتماعی است تاكید می نماید, روان شناسی آدلری تاكید می كند كه تعارض از درون شخصیت سرچشمه نمی گیرد بلكه بین شخصیت و جهان اجتماغی فرد است (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۱). نكات بارز نظریات آدلر و كمك های وی در چند مورد خلاصه می شود: یكی از كمك های معنوی آدلر به روان شناسی مفهومی است كه او از عفده حقارت بدست داده است. عقده حقارت و تلاش در راه تفوق و برتری, نقطه شروع "شیوه زندگی" است. دومین كمك آدلر تاكید بر كیفیت محیط خانواده و شبكه روبط اجتماعی افراد خانواده است. رد مفهوم دو بعدی خود آگاهی و نا خود آگاهی و اعتقاد به اینكه انسان موجودی خود آگاه است و معمولاً از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد و در نهایت "من خلاقه" كه بر غنای روان شناسی فردی اشاره دارد كه به نظر آدلر هسته اصلی و اساسی تحقق نفس و بی همتای شخصیت است از جمله خطوط عمده روان شناسی فردی آدلر می باشد (شفیع آبادی و ناصری, ۱۳۷۵, ص ۹۳). خود خلاق یك نظام شخصی و ذهنی است كه تجربه های فرد را تعبیر می كند, به آنها معنا می بخشد و از طریق جستجو و تحقیق, اقدام به خلق آنها می نماید تا شیوه زندگی كه منحصر به خودش می باشد, محقق سازد. خود خلاق ویژگی هایی چون وحدت, ثبات و فردیت به شخصیت می بخشد و سرچشمه فعال زندگی است (هال, ۱۳۷۹, ص ۱۸). آدلر, ساخت شخصیت را ارثی نمی داند بلكه اكتسابی می داند. پس از تولد, طفل تا زمانی كه شخصیت وی به طرف معینی جهت گیری نكرده می داند با آن چكار باید كند. خط راهنمود دهنده كه شخصیت در نخستین سال های زندگی برای خود تدارك می بینند, همانا هشیار شدن به تجهیزات سرشتی, نقیصه های خود, ناثیر محیط اطراف و به كار گرفته شدن این مصالح توسط نیروی خلاق فرد است كه در یك طرح و هدف, در ساخت شخصیتی كه هدف خاص خود را دارد, همگرا می شود (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۲).
شیوه زندگی, تركیبی مشخص و منحصر به فرد از انگیزه ها, خصلت ها, علایق و ارزش هاست كه در هر عملی كه فرد انجام می دهد تجلی می شود كه تعیین كننده نحوه اندیشیدن, آموختن و رفتار كردن است (هال, ۱۳۷۹, ص ۱۹). بنابراین این طرح از پیش تعیین شده كه زیر بنای تمام زندگی روانی را تشكیل می دهد و تمام رفتار فرد از آن نشات می گیرد, در سال های نخست زندگی فراهم می شود كه نقطه عطف آن بر نحوه كیفیت روابط والدین و كودك استوار می شود. رابطه بین مادر وكودك, تماس بدنی و روانی به هنگام شستشو, نظافت و لبخند ها و واكنش های كودك, در تحكیم روابط مادر و كودك بسیاری اساسی است در این مقطع زمانی, شرایط باید به گونه ای فراهم شود كه فرد متوجه ارزش شخصی و قدرت خویش شود و در نتیجه آن تمایل به تسلط یافتن كه در نهاد هر كسی نهفته است ارضا می گردد. موفقیت ها, توانایی های و عمل چیزی جز اثبات شخصیت واحساس مهمتری نیست (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۷). اعتقادات مربوط به یوه زندگی به چهار گروه تقسیم می شود:
۱- مفهوم خود یا خویشتن پنداری یعنی اعتقاد به اینكه "من كه هستم".
۲- "خود" آرمانی یا اعتقاد به اینكه "من چه باید باشم" یا "مجبورم چه باشم تا جایی در میان دیگران باشم".
۳- اعتقادات اخلاقی یعنی مجموعه ای از چیزهایی كه فرد درست یا نادرست می داند (شفیع آبادی و ناصری, ۱۳۷۵, ص ۹۴).
بنابراین شالوده شیوه زندگی فرد از همان اوان كودكی ریخته می شود و فرد بنا به ویژگی و كیفیت سه عامل بدنی, روانی و اجتماعی, شیوه خاصی برای برتری جویی و جبران احساس حقارت در پیش می گیرد كه بندرت در سال های بعدی زندگی دگرگون می شود. برتری جوئی تسلط بر دیگران و كسب امتیازات اجتماعی نیست بلكه وحدت بخشیدن به شخصیت است و كوششی است برای آنكه شخص بهتر و كاملتر شود, استعداد ذاتی و بالقوه خود را بالفعل گرداند, به عبارتی برتری جویی از نظر "آدلر" گام برداری در راه كمال خود می باشد
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  3:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس چیست ؟
عزت نفس چیست ؟ و نقش آن در زندگی انسان را توضیح دهید .
عزت نفس از دو بخش مهم تشکیل می شود :
۱) باور خودتوانمندی به معنای داشتن اطمینان به توانائی فکر کردن . درک کردن . آموختن . انتخاب کردن و تصمیم گیری برای خود .
۲) احترام به خود یا داشتن حرمت نفس به معنای ارزش برای خود یعنی آن که به خود حق بدهیم که زندگی کنیم و شاد باشیم .
عزت نفس یک نیاز اولیه برای انسانهاست . چون فکرکردن لازمه زندگی موفق است و این اندیشه و فکر به ما امکان می دهد که قدرت تصمیم گیری هر انسان بستگی به میزان عزت نفس او دارد بنابراین نقش عزت نفس در زندگی انسان بسیار مهم وچشمگیر می باشد .
آیا داشتن باور خود توانمندی و احترام به خود به این معنا است که هرگز اشتباه نکنیم ؟
خیر . خود توانمندی و احترام به خود به این معنا است که هر یک از ما میتوانیم فکرکنیم . قضاوت داشته باشیم و اشتباهات خود را اصلاح کنیم . عزت نفس به این معناست که بداینم و باور داشته باشیم که می توانیم آنچه را لازم داریم بیاموزیم و با چالشها و مشکلات زندگی برخورد اندیشمندانه داشته باشیم .
ـ آیا منظور از احترام به خود این است که ما کامل و صد درصد بی عیب و نقص هستیم ؟
خیر. منظور این است که از خود مراقبت کنیم و به خود علاقه مند باشیم و خود را شایسته بدانیم و برای غلبه بر مسائل و مشکلات زندگی تلاش کنیم بیماری را بپذیریم و درمان مناسب انجام دهیم .
ـ عزت نفس چه شکلی دارد ؟ آیا می توان آن را دررفتار افراد مشاهده نمود ؟
عزت نفس در ما ودیگران به شکلهای متفاوتی ظاهر می شود اما به طورکلی عزت نفس را میتوان در حالت چهره . رفتار . صحبت و حرکت اشخاص مشاهده کرد . برخورد باز و گشوده با انتقادها .راحتی در پذیرش اشتباهات نمونه هائی از شکل عزت نفس است . کلام و حرکات شخص دارای عزت نفس از کیفیت راحت برخوردار است . به عبارت دیگر طرز کلام و حرکات شخص دارای عزت نفس از کیفیت راحت برخوردار است . به عبارت دیگر طرز کلام و حرکات شخص نشان می دهد که او در جنگ با خویشتن نیست و با دیگران نیز جنگی ندارد . هماهنگی میان آنچه شخص می گوید و انجام می دهد یعنی از خود پنهان نمی شود و با خود در جنگ و ستیز نیست . دروغ . ریاکاری و پنهانکاری در افراد دارای عزت نفس سالم وجود ندارد .
ـ چند ویژگی ( خصوصیت ) افراد دارای عزت نفس را نام ببرید ؟
افراددارای عزت نفس واقع بین هستند . خلاق و نیروی خلاقه خود را بکار می گیرد و به فراورده های ذهن خود توجه کافی دارند ( خود را دست کم از دیگران ) کسانی که عزت نفس سالم دارند هرگز از اینکه بگویند « اشتباه کردم » واهمه و ترسی ندارند . اشتباهات خود را واقع بینانه می پذیرند و برای اصلاح اشتباهات خود تلاش می کنند . در حالی که کسی که عزت نفس ندارد قبول هر اشتباه را به حساب تحقیر شدن خود می گذارد و دچار احساس گناه .احساس بی کفایتی و شرم و خجالت می شود . بنابراین اشتباهات خود را به دیگری نسبت می دهد .
همدردی و همدلی در اشخاصی که از سلامت عزت نفس برخوردارند . فراوان وجود دارد . بدلیل پذیرش و اطمینان به خود از دیگران نمی ترسند وبه اعتماد به نفس دیگران نیز احترام می گذارند . بنابراین روحیه همکاری برای دستیابی به هدفهای مشترک در افراد دارای عزت نفس سالم فراوان دیده می شود . جرات ورزی و شهامت ابراز وجود در این افراد وجود دارد .
ـ وقتی عزت نفس فردی پائین باشد چه نشانه هایی دارد ؟ توضیح دهید .
هنگامی که عزت نفس در شخصی کم است . هراس و ترس از واقعیت در فرد وجود دارد و ترس از حقایق درباره خود و پذیرش خود . ترس از افشا شدن ترس از فروریختن تظاهرها و وانمود ها . ترس از ناکامی . ترس از تحقیرشدن . این افراد گویا برای دیگران زندگی می کنند و همواره نگران قضاوتهای دیگران هستند بنابراین جرات اندیشیدن به خود و توانمندیهای خود را از دست می دهند . زود تسلیم می شوند ودیگران می توانند به سرعت آنان را دلسرد کنند و حالت انفعال در آنان فراوان دیده می شود . ترس و هراس از موانع وتصورات منفی از موانع سرراه دستیابی به هدفها از نشانه های عزت نفس پائین است .
ـ تعیین کننده میزان عزت نفس چیست ؟
تعیین کننده اساسی میزان عزت نفس کاری است که شخص صورت می دهد و اقداماتی است که در انتخابهای آگاهانه خود به انجام می رساند . اراده به معنای آن نیست که بتوانیم هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم بلکه اراده نیروی قدرتمندی در زندگی ماست که به توانائی مواجه با مسائل و مشکلات زندگی را می دهد . انتخاب و گزینش هدفهای واقع بینانه در زندگی و تمرکز بر آنان از نشانه های عزت نفس سالم است . دنبال کردن این هدفها تا تحقق و دستیابی آنان حاصل اندیشه قوی اراده قوی و عزت نفس کافی است .
ـ لازمه زندگی آگاهانه چیست ؟
لازمه زندگی آگاهانه احترام گذاشتن به خود و دیگران . احترام گذاشتن به واقعیت ها . شناخت نیازها . خواسته هاو پذیرش امکانات و واقعیتهای موجود زندگی هر فرد است . زندگی آگاهانه یعنی در برابر حقایق احساس مسئولیت کنیم .یعنی اگر من آرزوی خرید لباس یا وسیله جدیدی داشته باشم و همزمان ببینم که باید اجاره خانه ام را بپردازم و در نتیجه پولی برای خرید لباس جدید باقی نماند و خرید لباس را منطقی نمی دانم و موقعیت را و امکانات خود را با حفظ احترام به خود هماهنگ می کنم . یا اگر باید تن به یک عمل جراحی و مصرف داروئی بدهم که پزشک معالجم آن را برای سلامت من لازم می داند به جای طفره رفتن از درمان و هراس و ترس از واقعیت موجود . با شهامت و آگاهانه به درمان خویش اولویت می دهم . نا امیدی . دلسردی ترس از روبه رو شدن با واقعیت ها درست نقطه مقابل زندگی آگاهانه هستند .
▪ ویژگیهای زندگی آگاهانه . یعنی آن که :
ذهن پویاست و حالت انفعال ندارد .
ـ به واقعیتها توجه کنیم و از آنها نگریزیم .
ـ در لحظه اکنون زندگی کنیم .
ـ شرایط را با توجه به مشکلات و موانع موجود درک کنیم .
ـ اشتباهات خود را ببینیم . بپذیریم و آنها را اصلاح کنیم
ـ به واقعیتهای بیرونی و درونی توجه کنیم و آنان را متناسب با واقعیتها هماهنگ کنیم . واقعیت های درونی احساسات . آرزوها و انگیزه های ماست و واقعیتهای بیرونی امکانات واقعی ما در زمینه هاست .
ـ در مقام گسترش آگاهی خود باشیم و رشد و تعالی را به عنوان راه و روشی هدفمند از زندگی انتخاب کنیم و پذیرای علم و اطلاع جدید باشیم .
ـ همواره بیندیشیم و فکر کنیم که آیا اعمال و رفتار ما با هدفهایمان و امکانات موجودمان همخوانی دارند و در این مسیر حرکتها ورفتار خود را هماهنگ کنیم و در صورت نیاز اصلاح کنیم .
ـ روبه رو شدن با واقعیتهای تهدیدکننده را نیز جزئی از زندگی بدانیم .
ـ بپذیریم که هیچکس کامل نیست . ولی تلاش برای رشد بهتر برایمان همواره کمال و پیشرفت به ارمغان می آورد .
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  5:13 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس در نوجوانان
همه افراد بشر به یك ارزشیابی ثابت و استوار از خود، یا عزت نفس، نیازمندند (آبراهام مرلو)
مسئله عزت نفس و مقوله خود ارزشمندی، از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت كودكان و نوجوانان است. برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتكار، خلاقیت و نوآوری، سلامت فكر و بهداشت روانی، رابطه مستقیمی با میزان و چگونگی عزت نفس و احساس خود ارزشمندی، فرد دارد. امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از اختلالات شخصیتی و رفتاری كودكان و نوجوانان نظیر كمرویی و گوشه گیری، لجبازی و پرخاشگری، تنبلی و كندروی به عنوان اولین یا مهمترین گام به ارزیابی و پرورش احساس عزت نفس، تقویت اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان می پردازند. برای اینكه كودكان و نوجوانان بتوانند از حداكثر ظرفیت ذهنی و توانمندی های بالقوه خود بهره مند شوند می بایست از نگرشی مثبت نسبت به خود و محیط اطراف و انگیزه ای غنی برای تلاش برخوردار شوند. بدون تردید نوجوانانی كه دارای احساس خود ارزشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه، پیشرفت تحصیلی و كارآمدی بیشتری از خود نشان می دهند و نیز از ویژگی های صاحبان تفكر واگرا و افراد خلاق، داشتن اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی بسیار بالاست لذا پرورش احساس عزت نفس در كودكان و نوجوانان از مهمترین وظایف خانواده و دست اندركاران تعلیم و تربیت است كه دراین ارتباط بیشترین نقش بر عهده الگوی رفتار است.
● تعریف عزت نفس:
عزت نفس از (خودپنداره) متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ویژگی هایی كه فرد ممكن است برای توصیف خویش به كاربرد مثلا خود را دوست حسین، علاقمند به داستان های علمی، فوتبالیست خوب یا... بداند كه اینها محتوای خود پنداره را تشكیل می دهند و اما عزت نفس عبارت از ارزشی است كه اطلاعات درون خود پنداره، برای فرد دارد و از اعتقادات فرد و برخورد تمام صفات و ویژگی هایی كه در او هست ناشی می شود.
اگر نزد یك كودك دانش آموز ممتاز بودن ارزش زیادی داشته باشد ولی خودش دانش آموز متوسط یا ضعیف باشد، وی از پایین بودن عزت نفس خود رنج می برد با این وجود ممكن است توانایی بدنی و محبوبیت همین كودك در میان همسالانش بیشتر از توانایی تحصیلی اش باشد. حال اگر در هر دو زمینه ممتاز باشد عزت نفسش بالا خواهد بود.
پس عزت نفس هر فرد براساس تركیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزشهای ذهنی كه برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده می شود. انسان اگر در زندگی هیچ چیز نداشته باشد اما دارای عزت نفس باشد همه چیز بدست خواهد آورد وبرعكس این گفته نیز صادق است اما این عزت نفس چگونه بوجود می آید. استوار (۱۹۷۹) فرمولی برای عزت نفس تهیه نموده است: نوزاد پس از تولد بطور فزاینده ای از وابستگی و ناتوانی خود و نیاز به بزرگسالان آگاه می شود. اگر نوزاد در خانواده ای متولد شده باشد كه آن خانواده پذیرنده وی باشد و او را مورد محبت نوازش و علاقه قرار دهند به تدریج در طی رشد و تكامل خود احساس ارزشمندی می كند و والدین را به عنوان موضوعهای خوب، درونی می سازد.
بر اثر تكرار تائید و تصدیق های بیرونی، حس ارزشمندی در خود، درونی می شود حال اگر این نوزاد در خانواده ای به دنیا آمده باشد كه مورد پذیرش و نوازش قرار نگیرد از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندی می گردد و این نقیصه طی فرآیند رشد روانی به گونه های مختلف بر رفتار فرد تأثیر می گذارد.
در پی مطالعاتی كه توسط (الیسون) انجام شد مشخص گردیده كه از دست دادن حس كنترل و ایجاد نارضایتی فردی یكی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین بوده است. در بررسی هایی كه بر روی افراد دارای عزت نفس پایین صورت گرفته علائمی چون:
▪ شكایات جسمانی،
▪ افسردگی و اضطراب،
▪ كاهش سلامتی عمومی بدن
▪ بی تفاوتی و احساس تنهایی،
▪ تمایل به استناد شكست خود به دیگران،
▪ عدم رضایت شغلی و كاهش عملكرد،
▪ عدم موفقیت آموزشی گزارش شده است.
همچنین افرادی كه دارای عزت نفس می باشند از ویژگیهای ذیل برخوردارند:
۱) مستقل عمل می كند:
در مورد مسایلی كه چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و مانند این ها دست به انتخاب و تصمیم گیری میزند.
۲) مسئولیت پذیر است:
سریع و بااطمینان عمل می كند. مسئولیت كارهای روزمره خود نظیر شستن البسه و نظافت خانه و كارهای شخصی را خود انجام میدهد.
۳) به پیشرفت هایش افتخار می كند:
هنگامی كه از پیشرفت هایش سخن به میان می آید با مسرت تصدیق می كند و حتی به سبب آنها گاه از خود تعریف می كند.
۴) به چالش های جدید مشتاقانه روی می آورد:
مشاغل ناآشنا و آموزشهای جدید توجهش را جلب می كند و او با اطمینان، خود را درگیر آنها می كند.
۵) دامنه وسیعی از هیجانات و احساسات را نشان می دهد:
می تواند راحت قهقهه بزند، فریاد بكشد، به گونه ای ارتجالی محبتش را بروز دهد و به طور كلی هیجانهای مختلفی را ابراز می كند.
۶) ناكامی را به خوبی تحمل می كند:
هنگام رویارویی با ناكامی می تواند واكنش های گوناگونی نظیر شكیبایی، خندیدن به خود، حرف زدن و غیره از خود نشان دهد و قادر است از آنچه موجب ناكامی اش است سخن گوید.
۷) احساس می كند می تواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. از نفوذی كه بر افراد خانواده، دوستان و حتی معلمان و... دارد مطمئن است.
● عزت نفس پسران و دختران نوجوان:
بطور كلی میزان عزت نفس در طول دوران نوجوانی به همراه سن افزایش می یابد البته بین دختر و پسر، از نظر تحول عزت نفس تفاوتهایی وجود دارد. براساس یكی از جدیدترین تحقیقات كه بر روی ۳۰۰۰ نوجوان انجام گرفته است دختران نوجوان در مقایسه با پسران نوجوان، عزت نفس ضعیف تر و انتظارات زندگی پایین تری دارند و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به تواناییهای خود نیز در سطح پایین تری قرار دارند. در دبستان اكثر دختران اعتماد به نفس دارند ،خود را تایید می كنند و درباره هویت خود دیدی مثبت نشان می دهند. اما در آغاز نوجوانی كمتر از یك سوم آنها این ادراك را حفظ می كنند. البته در مورد عزت نفس پسران نیز افت دیده می شود اما نسبت های آنان متفاوت است. مثلا ۶۷ درصد پسران دبستانی اظهار می دارند كه از آنچه هستند راضی اند درحالی كه در سطح دبیرستان، ۴۶درصد پسران این پاسخ را می دهند. درمورد دختران این نسبت به ترتیب ۶۰و ۲۹درصد به نظر می رسد كه البته به تدریج كه كودكان به سوی نوجوانی میروند ممكن است دریابیم كه پذیرش اجتماعی توسط همسالان بطور فزاینده ای نقش مهمی در شكل گیری عزت نفس كلی نوجوانان دارد.
● راههای ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان
۱) تا جائی كه امكان دارد به دانش آموزانتان فرصت انتخاب بدهید.
۲) رفتار محترمانه ای با دانش آموزان خود داشته باشید او را جدی بگیرید با او به مانند یك كودك رفتار نكنید.
۳) بزرگ شدن او را مورد تمجید و تعریف قرار دهید.
۴) آزادی های لازم را بدون سرزنش در اختیارش بگذارید (درحد متعادل و متعارف)
۵) افكار و احساسات او را به رسمیت بشناسید.
● نكات قابل توجه جهت تقویت اعتماد به نفس و عزت به نفس نوجوانان:
۱) توجه معلمان به ویژگی های رشد در دوران بلوغ و ابعاد مختلف تغییرات روحی و جسمی نوجوانان در این مرحله.
۲) آشنایی و شناخت كامل نیازهای این مرحله از سن از جمله نیاز به سازگاری با تغییرات بدنی و نیاز به رهایی از وابستگی و قیدهای كودكانه، نیاز به بدست آوردن استقلال، نیاز به معاشرت و دوستی، نیاز به مهرورزی و مهرطلبی، نیاز به خودنمایی ومهم جلوه كردن، نیاز به مقبولیت و ستایش.
۳) ارضاء درست برخی از نیازهای عاطفی از قبیل نیاز به محبت، مقبولیت و مهم شدن.
۴) آموختن روش صحیح ارضاء برخی از نیازها به نوجوان.
۵) تصمیم و القای این فكر كه نوجوان باید سطح توقعات خود را به اندازه امكاناتش محدود كند.
۶) هدایت نوجوان در جهت یافتن راه صحیح برای برآوردن نیازها و تعیین حدود برای توقعاتش
۷) ابراز محبت و دوستی با نوجوان در تمام اوقات به ویژه در هنگام بروز رفتارهای متناقض و گرایش های متضاد وی.
۸) استفاده از نظرات و راهنمایی مشاوران متخصص در رابطه با مشكلات مختلف نوجوان.
«با یكی یا دو كس مشاوره كن
در اموری كه پر خطر بینی
كز یك آئینه پیش رو نگری
وز دو آینه پشت سر بینی»
(سعدی)
۹) گوش دادن با علاقه به سخنان نوجوان و پرهیز از مسخره كردن آنها و توجه به رویاهای آینده او.
۱۰) تقویت نیروی ایمان و استفاده از این نیاز نوجوان جهت جلوگیری از لغزش و كجروی و كاهش اضطراب و تقویت اتكا به نفس توسط راهنمایی وی و الگو بودن برای نوجوان.
۱۱) استفاده از نقش گروه همسالان در كلاس و انجام فعالیت پرورشی مختلف و هدفدار جهت استفاده از تمایلات نوجوان در ارضاء نیازهای مختلف آنها.
۱۲) آموزش مهارت های اجتماعی نظیر آداب معاشرت، روش صحیح غذاخوردن، نشستن و نظایر آن كه می تواند در اجتماعی شدن آنها مؤثر باشد.
۱۳) توجه جدی به نقش ورزش همراه با شور و نشاط برای تخلیه انرژی نوجوان.
۱۴) دور نگهداشتن نوجوان از دوستان ناباب و ماجراجو.
۱۵) توجه به این مطلب كه علت عیبجویی و خرده گیری فراوان نوجوان به این دلیل است كه به این وسیله حس داوری و نیروی ارزشیابی و تشخیص خود را تقویت می كند و این رفتار به منزله تمرینی است برای رشد و تكامل او.
۱۶) نوجوانی سن رشد و انعطاف است. هر لحظه امكان تجدید ارتباط با نوجوان وجود دارد.
۱۷) شرایط اجتماعی نسبت به شرایط نسل قبل تغییر كرده و دگرگونی های فراوانی در روش تربیتی به وجود آمده است.
۱۸) هرگونه كجروی یا ناسازگاری نوجوان را عمل بر بزهكاری او ندانید و رفتار تند و خشن درنظر نگیرید.
۱۹) هرگز به نوجوان القاب تمسخرآمیز و حقارت آمیز ندهید چراكه تأثیرات سوء دارد.
۲۰) هرگز به او برچسب نزنید.
(سرانجام برای آنكه كودكی با عزت نفس بالا پرورش دهیم باید خود دارای عزت نفس شایان توجهی باشیم.)
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  5:14 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس


عزت نفس و کودکان
عزت نفس و کودکاندر دوره کودکی که از مهمترین دوره های زندگانی بشر است گذشته از زمینه ارثی, محیط نقش بسزایی در تربیت کودک دارد و نخستین محیطی که کودک در آن زندگی را آغاز می کند, خانواده است. والدین به خصوص مادر نقش به سزایی در تربیت کودک دارند از دید اسلام کودکان بر اساس فطرت پاک خود زمینه پذیرش خیر, نیکی و تربیت اسلامی شکوفا کردن زمینه های فطری کودکان می باشد و هر گونه انجراف از فطرت بر اساس تقصیر یا قصور والدین صورت می گیرد. "کل مولد یولد علی الفطره حتی یکون ابواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه[۱]" هر فرزندی بر اساس فطرت سلیم اسلامی زاده می شود و این پدر ومادرند که او را به یهودیت, نصرانیت و مجوسیت سوق می دهند. فرزندان در دیدگاه اسلام حقوقی دارند که پدر و مادر بایستی آنها را مراعات کنند مانند حق تربیت, نام نیکو و ....
● روش های ایجاد کرامت در کودکان:
۱) نامیدن کودک به اسامی نیکو:
پیامبر اکرم (ص) فرمود: "یا علی حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و ادبه[۲]گ یاعلی انتخاب اسم خوب و ادب حقی است که هر فرزند به پدر خود دارد.
۲) احترام به کودک:
در جامع الاخبار آمده است "اذا سمیع الولد فاکر مواله واوسعواله فی امجالس و لا تقبحو اله وجها[۳]" وقتی که نام فرزندان را می برید او را گرامی بدارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او روترش نکنید . پیامبر در این حدیث موضوع احترام فرزندان را به اولیاء گوشزد می کند زیرا کودکی که مورد بی اعتنایی و توهین دیگران قرار گیرد دچار حس حقارت و خود کم بینی می شود تمام افراد انسانی از توهین و هتک حرمت و زایل شدن شخصیت هود ناراحت می شوند انسان تمنا و آرزوی احترام دارد و اگر برای او اهمیتی قایل نشود دچار ناراحتی های روانی نظیر حقارت می شود و این عارضه در کودکان که عاطفی تر و حساس تر هستند به شکل بارزتری نمود پیدا می کند راجرز احترام بدون شرط به کودکان را اساس تشکیل عزت نفس در آنان می داند (شاملو, ۱۳۷۸, ص ۱۱۴).
۳) محبت و ترحم به کودکان:
نیاز به دوست داشتن از نیازهای روانی کودک است دوست داشتن یعنی قبول او به عنوان یک انسان ارزشمند نزد والدین, و این قبول داشت به عزت نفس منجر می شود. از جمله اموری که محبت به کودکان را می رساند و بوسیدن آنهاست. ترحم به کودکان انجام وعده موجب احساس شخصیت در آنان می شود چرا که به او اهمیت داده و برای وعده هایی که به او داده شده اهمیت قایل شدن برای تو را می رساند و این مساله در پرورش عزت نفس او موثر است.
۴) عدم تحمیل بی جا به کودک:
اگر انتظارات والدین ما فوق طاقت کودکان باشد و بر آنان تحمیل شود, عزت نفس آنان کاهش می یابد زیرا در مقابل کاری که خارج از اتوان اوست دچار شکست شده و به دنبال این شکست عزت نفس او کاهش می یابد و باید کودک را به عنوان یک کودک پذیرفت, بر توانایی های او ارج نهاد و از آنچه در توان او نیست صرف نظر کرد تا او به سرکشی, دروغ و .... که از پیامدهای ذلت نفس است دچار نشود.
۵) عدم تنبیه به خصوص تنبیه بدنی:
انسان جایز الخطاست و کودک به دلیل رشد عقلی کافی, نداشتن تجربه و محدود بودن میزان یادگیری هایش دچار خطای بیشتری می شود. اسلام با نهی از تنبیه به خصوص تنبیه بدنی راه را برای بروز احساس حقارت می بندد.
علی (ع) فرمود: "لا تضربه و اهجره و لا تطل[۴]" فرزدن را مزن و برای ادب کردنش از او قهر کن ولی مواظب باش قهرت طولانی نشود و زود آشتی کن.
۶) رعایت مساوات و عدم تبعیض بین کودکان:
اگر بچه ها خلاف این را احساس کنند یعنی پدر و مادر در بذل توجه, مساوات را رعایت نکنند از یک طریف موجبات حسادت و کینه را از طرفی باعث می شود و از طرفی باعث حقارت و ذلت را فراهم می سازند. پیامبر اکرم (ص) می فرمود: "اعدادا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و اللطف[۵]" میان فرزندان به عدالت رفتار کنید همان طور که دوست دارید در نیکی و لطف نیز بین شما به عدالت رفتار شود.
۷) سلام کردن به کودکان:
پیامبر اکرم (ص) خود همیشه به کودکان سلام می کرد زیرا این امر موجب ارزش گذاری به کودکان و بالا بردن عزت نفس در آنان می گردد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 14 تیر 1391  5:16 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عزت نفس!
عزت نفس!همه ما یک تصویر ذهنی از خودمان داریم، اینکه چه هستیم، چه تفکراتی داریم، چه توانایی‌ها و نقاط قوتی داریم و در چه مواردی ضعیف هستیم. این تصویر از زمان کودکی شکل می‌گیرد و در طول زمان تغییر می‌کند. تصویر ذهنی، همان تصویری است که ما از خودمان داریم. بیشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتیجه تعاملات و ارتباطات با دیگران و طی تجربه‌های زندگی‌مان شکل می‌گیرد و در نهایت بر عزت نفس ما تاثیر می‌گذارد. افر‌ادی دارای عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبی دارند، ارزش خودشان را درک می‌کنند و به توانایی‌ها، مهارت‌ها و هنرهایشان افتخاری می‌کنند. در مقابل افراد دارای عزت نفس کم، ممکن است احساس کنند هیچ کس آنها را دوست ندارد، مورد قبول دیگران نیستند و نمی‌توانند در هیچ زمینه‌ای پیشرفت کنند. نکته ناراحت کننده این است که افراد با عزت نفس کم، معمولا کارهای مفید و بزرگی انجام می‌دهند اما نمی‌توانند کارهایی که انجام می‌دهند را ببینند چون تصویر ذهنی‌شان این طور شکل گرفته که توانایی‌هایشان را نادیده بگیرند. نکوهش و سرزنش فقط از طرف دیگران نیست بعضی‌ها یک نکوهش‌گر درونی دارند، یک صدایی از درون که در هر کاری آنها انجام می‌دهند به دنبال نقص و عیب و ایراد می‌گردد. شنیدن این ندای درونی به اندازه سرزنش‌های دیگران می‌تواند عزت نفس را دچار مشکل کند. آنها نمی‌دانند این سرزنش‌ها چه تاثیر بدی بر عزت نفسشان می‌گذارد. وقتی سرزنش‌های درونی شما را تحقیر می‌کند و می‌گوید: «لازم نیست تلاش کنی چون موفق نمی‌شوی»، به این فکر کنید که این ندا از درون شما می‌آید و می‌توانید آن را تحت کنترل قرار دهید. تصمیم بگیرید آن را تغییر دهید و ندای درونی مفید و سازنده‌ای داشته باشید مثل این جمله «من قادر به انجام هر کاری با توکل بر خداوند هستم، من می‌توانم کاری را که شروع کردم به بهترین شکل به اتمام برسانم.»
عزت نفس به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را آن طور که هستید بپذیرید و از زندگی لذت ببرید. افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، کار و تحصیلات موفق‌ترند و راحت‌تر می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند در ضمن به راحتی می‌توانند با مشکلات‌ کمبودها و ناامیدی‌ها بهتر کنار بیایند، این افراد هدفی را که انتخاب نموده‌اند رها نمی‌کنند تا در آن موفق شوند. کسب عزت نفس ممکن است نیاز به تلاش و تمرین داشته باشد اما مهارتی است که در زندگی یاد خواهید گرفت. برای تقویت عزت نفس خود باید با خود صادق باشید. به اشتباهات خود به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید، قبول کنید که شما هم مانند هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کنید، نظرتان را با شجاعت اعلام کنید و از گفتن آن نترسید. به دیگران کمک کنید. زیرا این احساسی که شما می‌توانید و قادر هستید به دیگران کمک کنید و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد کنید عزت نفستان را بالا می‌برد.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:13 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

عقدة حقارت
عقدة حقارتآلفرد آدلر معتقد است که انسان با حقارت زاده می‌شود. برای آدلر حقارت نه تنها بخشی از ذات و هستی انسان است بلکه عامل تعیین کننده در تعریف هویت او قلمداد می‌شود. آدلر پس از آزمایشات بسیار به این نکته پی برد که ۹۵% از مردم خود را در مقایسه با دیگران بی‌کفایت می‌بینند.
او دریافت که نگاه انسان به خود و یا به عبارت دیگر ارزشیابی خویش در غالب موارد حالتی منفی دارد. انسان در توصیف خود در اکثریت موارد، نکات ضعف، منفی و تاریک وجودش را می‌بیند و از این رو خود را حقیر و درمانده می‌یابد. اما بجاست که ریشه‌های حقارت را برشماریم و به پیامدهای آن بپردازیم و در نهایت از خود بپرسیم که چگونه می‌توان برخوردی منطقی با آن داشت.
● ریشه‌های حقارت
▪ روابط والدین با فرزندان:
کودکانی که در محیطی پر از شماتت و نکوهش بزرگ شده‌اند از حس حقارتی عمیق رنج می‌برند. آنان به علت جملات سرزنش‌آمیز مداوم والدین، در این باور تثبیت شده‌اند که دیگر ارزشی ندارند.
اعتقاد به بی‌ارزشی و عدم کفایت همچون بیماری سرطان به تمام ابعاد وجود فرد منتقل می‌شود وشخص حتی به هنگام بلوغ سنی و فکری باز بر این باورست که بی‌ارزش است. لازم به یادآوری است که گاه والدین می‌توانند با محبت افراط‌گونة خود چنان محیط استریلی برای کودک بسازند که او هرگز مجال رویارویی با زندگی واقعی را نداشته باشد.
در واقع محبت بیش از حد والدین چشمان کودک را بر حقایق زندگی می‌بندد و به کودک می‌قبولاند که دست یافتن به هر چیز، سخت ساده است. پر واضح است که به هنگام تجربه، چنین مدینة فاضله‌ای فرو می‌پوشاد و شخص خود را کاملاً عاجز، ناتوان و حقیر می‌یابد.
▪ بـاورهای غلط:
اگر ما "کسب قـدرت"، "داشتن ثروت" و "برخـورداری از تـوانایی" را ارزش قلمداد کنیم و زندگی خود را حول به‌دست آوردن آنها جهت دهیم، لاجرم در نرسیدن به چنین اهدافی احساس حقارت می‌کنیم. باید بدانیم که چنین ارزش‌هایی در واقع ضد ارزشند چون ریشه‌های حقارت و عدم کفایت را در ما تقویت می‌کنند.
▪ گنـــاه:
مسیحیان بر این باورند که جدایی انسان از خدا و دور شدن از سرچشمة محبت و فیض الهی عامل اصلی حقارت انسان است. انسان با نادیده گرفتن خدا، خود را از بزرگ‌ترین منبع لطف و تأیید جدا می‌سازد و در فضایی عاری از خدا تنها نظاره‌گر عدم کفایت خود در قیاس با دیگران می‌گردد.
▪ الهیات غلط:
گـــاه مسیحیان به اشتباه می‌پندارند که هرچه بیشتر خود را در حضور خــدا محکوم و حقیر ببینند، خداوند از آنها خشنودتر می‌شود. آنان دائماً در حال بیان گناهان و بی‌کفایتی خود به خدا هستند. برای آنها خداوند همچون شخصی است که چوب تنبیه خود را مرتب بر سر آنان می‌کوبد، به‌خصوص هنگامی که نسبت به خود احساس خوبی دارند.
دردناک‌تر آنکه آنان چنین رویکردی را عین فروتنی می‌دانند و حقارت خود را ارزش قلمداد می‌کنند. اما فروتنی با تحقیر خود هیچ همخوانی ندارد. فروتنی اتکا توام با شادی به خداست و نه محکوم کردن و محکوم دیدن غم‌انگیز خود در برابر خدا.
● تأثیرات حقارت
▪ انـزوا و احساس دوست نـداشتنی بـودن: فـرد به‌علت حقارت می‌اندیشد که کسی مشتاق ارتباط با او نیست و او دائم در حال تحمیل کردن خود به دیگران است.
▪ احساس ضعف بسیــار: شخصی کــه از حقارت رنج می‌برد حس ناتوانایی عمیقی دارد و اعتماد به نفسش به‌شدت پایین است.
▪ خلاقیت پایین: حقارت اجازه نمی‌دهد که توانایی‌ها و استعدادهای شخص تجلی یابند.
▪ گـرایش به حساسیت بالا و زودرنجی: شخص حقارت زده مرتب از دیگران می‌رنجد زیرا
فکر می‌کند که آنها با رفتار و جملات خود در پی آزار او هستند. او جهان را محیطی ناامن می‌یابد که باید در برابر آن همیشه حالت دفاعی داشت.
▪ عـدم بـاور تعریف و تمجید دیگران: حقارت باوری نمی‌گذارد که ما تحسین دیگران را از خود باور کنیم چرا که عمیقاً خود را بی‌ارزش می‌پنداریم.
▪ همیشـه تسلیـم دیگران بودن: حقارت باوری نمی‌گذارد که ما نظر خود را ابراز کنیم زیـرا برای آن ارزشی قائل نیستیم.
● برخورد با حقارت
▪ نـگاه درست بـه خدا و تعمق در کلام او:
کتـاب‌مقدس بـه‌وضوح تعلیـم می‌دهـد کـه خداوند پدر ماست. او همچون پدری سرشار از عشق و توجه و محبت با نگاهی مملو از تأیید به ما نظر دارد. داشتن دیدگاهی درست نسبت به چنین خدای مهربان و تجربة محبت بی‌قید و شرط او بزرگ‌ترین پادزهر حقارت و درماندگی است.
▪ نـگرش واقع‌بینـانه بـه خـود:
هیچ انسانی تنهـا مجموعـه‌ای از ضعف‌ها و نکات منفی نیست. اگر ما خود را صرفاً ضعف و شکست می‌بینیم باید دیدگاه خود را با واقعیت منطبق سازیم. واقعیتی که نکات مثبت ما را نیز می‌بیند.
▪ نیاز به مشاوره: گاه نیاز داریم که با شخص آگاهی پیرامون حقارت خود سخن بگوییم و گره‌های دوران کودکی و یا تجارب ناگوار خود را برای او باز گوییم. مشاوره‌ای درست به ما کمک می‌کند تا به اصلاح اطلاعات غلط دریافتی خود بپردازیم و شروعی تازه را تجربه کنیم.
▪ نیـاز بـه تعلق گـروهی: شخصی کـه درگیر حقارت است نمی‌تواند بر مشکل خود در انزوا و تنهایی غلبه یابد. او باید به جمعی متعلق باشد که در آن محبت و تشویق را تجربه کند. مسیحیان بر این باورند که کلیسا چنین فضایی را به‌وجود می‌آورد. فضایی که در آن محبت الهی سبب پذیرش دیگران و همچنین خودمان است.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:14 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: اعتماد به نفس

 

علائم کمبود اعتماد به نفس
علائم کمبود اعتماد به نفساعتماد به نفس به درجه توجه افراد نسبت به خویش یا احترامی كه به خود می گذارند اشاره دارد و مقدار ارزشی است كه افراد برای توانایی ها و عقایدشان قائل می شوند.
وارن (۱۹۹۱) می گوید: اعتماد به نفس به دو بخش تقسیم می شود:
▪ بخش اول: توانایی گفتن اینكه من مهم هستم ، من به حساب می آیم
▪ بخش دوم: توانایی گفتن اینكه من با كفایت هستم ، من چیزی برای عرضه كردن به دیگران و دنیا دارم. همه ما به نوعی با مسأله اعتماد به نفس و نقش و اهمیت آن در جریان زندگی مواجه هستیم بنابراین می توانیم با استناد به علائم علمی و مستند كاهش اعتماد به نفس در متن ذیل میزان اعتماد به نفس خویش را محك بزنیم و مورد ارزیابی قرار دهیم.
● علائم كمبود اعتماد به نفس:
۱) از دست دادن وزن و اشتها
۲) پرخوری
۳) یبوست و اسهال
۴) اختلالات خواب (بی خوابی یا مشكل در به خواب رفتن یا بیدار خوابی)
۵) پرخوابی
۶) شكایت از خستگی
۷) كناره گیری از فعالیت ها
۸) شركت نكردن در بحث ها و گفت وگوها (تمایل به بودن در حاشیه)، بیشتر شنونده بودن تا شركت كننده۹) كاهش میل جنسی
۱۰) كاهش رفتارهای خودانگیخته
۱۱) حالت نامناسب بدنی
۱۲) حالت اضطراب،غمگینی و ناامیدی، درماندگی وعجز
۱۳) ترس از عصبانی كردن دیگران
۱۴) احساس تنهایی، احساس اینكه دیگران شخص را دوست ندارند و قادر نبودن به بیان احساس خود و ضعف در مواجه یا چیرگی بر مشكلات
۱۵) اجتناب از موقعیت هایی كه شخص باید در معرض عموم قرار گیرد و خود را افشا كند.
۱۶) ناتوانی در انجام دادن كارها به نحو مطلوب یا ثمربخش
۱۷) حساسیت به انتقاد، كمرویی
۱۸) شكایت های فراوان از دردهای جسمانی
۱۹) احساس بی ارزشی و بی لیاقتی
۲۰) حالاتی از ملامت خود، تنفر از خود و راضی نبودن از خود
۲۱) انكار موفقیت ها و دستاوردهای گذشته و انكار موفقیت در فعالیت های جاری
۲۲) احساس اینكه هر كاری كه شخص انجام می دهد با شكست مواجه می شود و یا بی معنی است
۲۳) نشخوار مسائل
۲۴) در جست وجو و طالب تشویق از سوی دیگران، تلاش برای به دست آوردن محبت اما ناتوانی در انجام نثار مقابل محبت به دیگران
۲۵) خود را سربار دیگران دیدن.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 17 تیر 1391  10:39 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها