پاسخ به:مشاعره آنلاین
تـو زیـر خـاک و بـیخـبـران را خـبـر نـه زانک **** بـر شـخـص تـو چه میرود از خوف و از رجا
ای غـایـب از نـظـر کـه شـدی هـمنشین دل
مــیگــویــمــت دعــا و ثـنـا مـیفـرسـتـمـت
تـا بـر لـب مـن آه شـرر بـاری هـست ****بر ساز شکسته ی دلم تاری هست درهــای امــیــد را اگـر بـربـسـتـنـد****تا مرگ بود رخنه ی دیواری هست
تــا شــد بــه زلــف یــار سـرشـانـه آشـنـ
مسجود قدسیان همگی، شانه من است
تــعــصـب را کـمـر در بـسـتـه چـون شـیـر ***** شــده بــر مــن سـپـر بـر خـصـم شـمـشـیـر
روی خــوبــت آیــتــی از لــطــف بــر مــا کــشــف کـرد
زان زمـان جـز لـطـف و خـوبـی نـیـسـت در تـفـسیر ما
انکه به پرسش امد و فاتحه خواند و میرود گو نفسی که روح را می کنم از پیش زوان
نقش کردم رخ زیبای تو در خانه دل خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند
دل خـــرابـــی مـــیکـــنـــد دلــدار را آگــه کــنــیــد
زیـــنـــهــار ای دوســتــان جــان مــن و جــان شــمــا
از خدا جوییم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب
با صبا همراه بفرست از رخت گلدستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
آن بلبل خونین جگرم من كه در این باغ
جز بال و پر سوخته ام نیست پناهی
ای که بر مرکب تازنده سواری هشدار که خر خارکش در آب وگلست
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد