پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا پیک صبا مژده ز عید رمضان داد
او باب چنان را ز رخ ماه نشان داد
در نماز و در رکوع و در سجود
سر بجنبد دل نجنبد این چه سود
مولانا
در نماز عید شرکت کن کنار مومنین
می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را
آسمان بوی اجابت می دهد
بس که قندیل دعا آویخته است عبدالجبار کاکایی
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
رمضانست ولی باز ز خود میپرسم
این من هستم که سر کوی تو دعوت هستم؟
مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند
میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی
رهی معیری
یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن ز آن سان که کردی بر خلیل
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود و به امید دوا باز آمد
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
حافظ
شبستانی که طوفانش دمید از رخنه و روزن دو صد شمعش برافروزی یکی روشن نخواهد شد
شهریار
دلم در نزد جانان است امشب
چو مرغ نیمه بریانست امشب
به خوان کسان برمنه نان خویش
بخور نان خود برسر خوان خیویش
شاه نشین چشم من تکیه گهخیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
وانگهم درد داد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش