پاسخ به:مشاعره آنلاین
نپسندید دلِ زار من آزارِ كسی
آخرش محنت جانكاه به چاه اندازد
هركه چون ماه برافروخت شبِ تارِ كسـی
سودش این بس كه به هیچش بفروشند چو من
شهریار
نسیم روح پرور دارد امشب
شمیم زلف دلبر دارد امشب
گمانم یار در راه است،فایز
که این دل شور در سر دارد امشب
فایز دشتستانی
به زیر پرده آن روی دل آرا
بود چون شمع در فانوس پیدا
دل فایز چو پروانه به دورش
مدامش سوختن باشد تمنا
آتش از مهر تو می گردد گلستان یا حسن
خار را فیض تو سازد لاله باران یا حسن
دانه بهتر در زمين نرم بالا مي كشد
سرفرازي بيشتر چون خاكساري بيشتر
صائب تبريزي
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
مولانا
می برم منزل به منزل چوب دار خویش را
تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را
حسین اسرافیلی
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
سعدی
با ضعیفان هر که گرمی کرد عالمگیر شد
ذره پرور باش تا خورشید تابانت کند ظلی تبریزی
در خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاست آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند حافظ
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
عالی بود
بسیار عالی .من که شعر بلد نیستم
ما جامه نمازی به سر خم کردیم
با خاک خرابات تیمم کردیم
شاید که در این صومعه ها در یابیم
آن علم که در مدرسه ها گم کردیم