پاسخ به:مشاعره آنلاین
«نظیری نیشابوری»
از دل تنگ اسيران قفس ياد كنيد
اي كه داريد نشيمن به لب بامي چند
عاشق اصفهاني
در مکتب اهل فضل و ایمان
قرآن،علی و علی ست قرآن
غلامرضا سازگار
نــشــود رام ســر زلــف دل آرامــم دل ای دل از کــف نــدهــی دامــن آرامـیـهـا
از کیمیای آدمی قطمیر مردم میشود
ماخولیای مهتری سگ میکند بلعام را سعدی
آنهمه شوکت و ناموس شهان آخر کار
چند سطریست که بر صفحه دفتر گذرد
عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک
آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
دفتر صـــوفی سواد حرف نیســــت
جز دل اســـپید همچون برف نیســــت
تا دست ارادت به تو داده ست دلم
دامان طرب ز کف نهاده ست دلم
ره یافته در زلف دل آویز کجت
القصه به راه کج فتاده ست دلم
فروغی بسطامی
مستوفی دیوان قضا روز نخست
مجموعه شادی و الم کرد درست
شادی به تمام مردمان قسمت کرد
غم ماند به منداد که این قسمت توست
تا خدا هست و خدایی می کند
مجتبی مشکل گشایی می کند
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
دختر ختم رسولان پسری آورده است
که جمالش حسن و نام نکویش حسن است
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده ام
من عاشقم و دلم بدو گشته تباه
عاشق نبود ز عیب معشوق آگاه
فرخی
هنگام تنگ دستی در عیش کوش ومستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
هر کس که بدید چشم او گفت
کو محتسبی که مست گیرد
حافظ