پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای بفدای چشم تو این چه نگاه کردن است
تـــا بــدیــن جـــا بــهر دینــار آمـــدم چـــون رســیدم مســت دیــدار آمـــدم
من چشم ازو چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت خرابم میکند هردم فریب چشم جادویت
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
در دفترم به یاد تو نرگس كشیده ام نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بیا
امشب دو دیده ام ز غمت پرستاره است
آن را که نیست چاره بجز این چه چاره است
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
نگرانم تو دلت این همه یک دنده نبود
یا اگر بود چنین از دل من کنده نبود
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است
شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست اخم هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش در توان شانه های خسته ی الوند نیست
ترسم این قوم که بر درد کشان می خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوز
پیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز