پاسخ به:مشاعره آنلاین
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو
وقتی به یاد نام شما آب میخوریم
انگار جای آب می ناب میخوریم
مردم به نرخ روز میخورند نان
ما نان به نرخ حضرت ارباب میخوریم
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
تجلی گه خود کرد خدا دیده ی مارا در این دیده در آیید و ببینید خدا را
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوز پیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز غربتم را با تو قسمت می کنم از راه دور می پذیری دست های بینوایم را هنوز ؟
وارث تمام اضطراب های من سلام لیلی قشنگ خواب های من سلام
موي سپيد را فلکم آسان نداد اين رشته را به نقد جواني داده ام
مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود
دوباره می سرایمت تو را كه شاعرانه ای بهانه می كند دلم تو را كه بی بهانه ای همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید
دانه اي را كه دل موري از آن شاد شود خوشي اش روز جزا تاج سليمان باشد
دانه بهتر در زمين نرم بالا مي كشد سرفرازي بيشتر چون خاكساري بيشتر
روزگاریست در این کوچه گرفتار توام
با خبر باش که در حسرت دیدار تو ام
گفته بودی که طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار تو ام
مادر هستی ام به امید دعای توست فردا کلید باغ بهشتم رضای توست
تا ابد جای تو در دیده ماست
سالها گر گذرد یاد تو در سینه ماست