غربيها از دیر باز تلاشهایی برای شناخت شرق انجام دادهاند. برخی آثار ادبی و تاریخی پدید آمده در یونان و روم را میتوان نمونههایی از مطالعات شرقی نخستین شمرد؛ با این همه ظهور اسلام فصلی نو در روابط شرق و غرب گشود. با وجود به رسمیت شناخته شدن دین مسیحیت از سوی قرآن و برخوردهای مسالمت آمیز پیامبر(ص) با مسیحیان و دولتهای مسیحی، آنان موضعی خصمانه در برابر اسلام و مسلمانان اتخاذ کردند و تحت تأثیراین موضع، آثاری - هرچند اندک - درباره پیامبر، قرآن و مسلمانان پدید آوردند.[i]
این رویه خصمانه پس از جنگهای صلیبی شدت بیشتری پیدا کرد؛ از اينرو ميتوان گفت «مطالعات اسلامی در غرب» تکویناً ضد اسلامی بوده و خاستگاهی اسلام ستیزانه داشته است.[ii]
مطالعات اسلامی در غرب عمدتاً از سه جریان و پدیده متأثر بوده است:
1- تحولات فرهنگی و سیاسی در غرب؛
2- تحولات سیاسی و فرهنگی در شرق؛
3- روابط شرق و غرب.
با توجه به این نکته و نظر به اهمیت دادن محققان حوزه شرق شناسی به هر یک از این سه جریان، دیدگاههای مختلفی در باب مراحل مطالعات اسلامی در غرب ارائه شده که از میان آن دیدگاهها، آراي مناسبتر در پنج مرحله زیر قابل تقسيمبندي است:
1- مرحله دفاع (از ظهور اسلام تا قرن 14م)؛
2- مرحله تبشیر (قرن 15 ـ 16)؛
3- مرحله استعمار(قرن17 ـ 18)؛
4- مرحله تحقیق علمی (قرن19 ـ 20)؛
5- مرحله فرا استعمار (بعد از واقعه يازدهم سپتامبر)؛
بررسي مفصل این مراحل از حوصله این مقاله خارج است؛[iii] اما به طور خلاصه ميتوان اشاره کرد که در مرحله اول، مسیحیان در واکنش به دین نو ظهور که دارای قدرت نظامی قابل توجهی هم بود، به دفاع از مبانی و اصول مسیحیت برخاستند و دراین راستا برای شناخت جبهه مقابل به ترجمه متون اسلامی اقدام كردند. آن مجموعه ترجمهها که به تشویق و نفقه پیتر مقدس[iv] در فاصله سالهای 1100 تا 1500 به انجام رسید بعدها به نام «مجموعه کلونیایی»[v] شهرت پیدا کرد.
در مرحله تبشیر، هدف شناساندن و تبلیغ مسیحیت در جوامع شرقی بود. نقطه مشترک هر دو مرحله، ضدیت تمام عیار با اسلام و طرح اتهامات و افتراهایی بر ضد اسلام و پیامبر بود.
[i] - همان، ص38؛ عباس احمدوند، همان، مقدمه.
[iii] - براي آشنايي بيشتر با اين مبحث رك: غلام احياء حسيني، شيعه پژوهي و شيعه پژوهان انگليسي زبان (قم، انتشارات موسسه شيعه شناسي، 1387).
[iv]- peter the venerable.