پاسخ به:عاشورا پژوهي در غرب
یک شنبه 8 آبان 1390 11:37 AM
شاخهای از مطالعات اسلامی در غرب به نام «مطالعات شیعی» معروف است. شاخهای نسبتاً نوپا که بیشتر تکاپو و حیات خود را در دهههای اخیر مدیون انقلاب اسلامی در ایران است.
دليل عدم توجه به تشيع درمطالعات اسلامي غربيها همان علت سنتي اين قضيه است؛ يعني سيطره اهل سنت بر مراکز قدرت و ثروت در طول تاریخ اسلام. این عامل باعث شده که تشیع و شیعیان در حاشیه مطالعات اسلامی قرار داشته باشند؛ لذا سالیان متمادی تشیع چهرهای پر از ابهام و مهآلود در آثار شرقشناسان غربی داشته است. به این مطلب شیعه پژوهان معاصر هم اشاره دارند:
در مغرب زمین تحقیق و بررسی در تشیع یکی از شاخههای مطالعات و بررسیهای اسلامی بود که بیش از همه مورد غفلت قرار گرفته است.[i]
آنچه از جستوجو در میان منابع کهن غربیان در مورد اسلام استفاده میشود این است که در قرون ابتدایی مواجهه اسلام و غرب – از آنجا که آشنایی غربیان از اسلام به طور کلی و عام بوده – آشنایی ایشان از تشیع در حد بسیار ناچیز بوده یا شاید بتوان گفت که اصولاً آشنایی دراین مورد نداشته اند:
ملل و نحل نویسان اهل سنت عموماً شیعیان را «منحرفین» از «منهج مستقیم» به شمار آوردهاند که نماینده یک روند «کژآیینی» در برابر «درستآیینی» هستند. بسیاری از محققان غربی بعد نیز که به بررسی اسلام پرداختهاند همین دوشاخگی را پذیرفته و اسلام شیعی را به مثابه بدعتی در دین اسلام گرفتهاند.[ii]
صرف نظر از برخورد تند پارهای از منتقدان و نویسندگان مسلمان با پدیدة شرق شناسی و متهم ساختن شرق شناسان به تعقیب اهدافی سوء و برداشتهای نادرست از متون اسلامی و ارائه تحلیلهایی ناصواب از جنبههای مختلف تاریخ، فرهنگ و اندیشة اسلامی، این اعتقاد تقریباً مورد پذیرش همگان است که شیعه در مطالعات و بررسیهای شرقشناسی، بسیار مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفته و تصویری نادرست از آن ارائه شده است.[i] - ارزینه لالاني، نخستین اندیشههای شیعی تعالیم امام باقر، ترجمه فريدون بدرهاي (تهران، نشر فروزان روز، 1381) ص7.
[ii] - همان، ص8.