ماموريت به آذربايجان
اما وضع آذربايجان از جهات گوناگون با کردستان تفاوت داشت. يکي از آن جهات اين بود که مردم آذربايجان بر خلاف مردم کرد، مسلماناني شيعه مذهب و متعصب و سخت پاي بند به مقررات شرعي و مذهبي بودند. به همين سبب حزب خلق مسلمان براي اجراي برنامههاي خود، مجبور بود که چهره ضد انقلابي خود را در پشت سر شريعتمداري که در آن زمان در مقام مرجعيت قرار داشت پنهان کند و با زبان او به تحريک مردم بپردازد و حتي زمزههايي براي بردن وي از قم به آذربايجان بر سرزبانها افتاده بود.
آية الله رباني شيرازي که از سالها قبل آقاي شريعتمداري را ميشناخت، از همان راهي وارد شد که خلق مسلمانيها وارد شده بودند و آن اين بود که ضمن سفري به آذربايجان تماس با علماء و مردم آن منطقه به افشاي شريعتمداري در دوران مبارزه و پس از آن پرداخت و آن سوي چهرهاش را به مردم معرفي کرد و بدينوسيله توانست حزب خلق مسلمان را خلع سلاح نمايد و توطئههاي پشت پرده را بر ملا کند و در نتيجه در تاريخ 20/9/1358 ضمن همکاري مردم با نيروهاي انتظامي، با يک يورش، عناصر ضد انقلاب و ضد خلق مسلمان را از مراکز راديو تلويزيون تبريز - که مدتي بود در اشغال و تصرف آنها قرار داشت - بيرون ريختند.
رباني شيرازي طي پيامي اقدام شجاعانه مردم تبريز - را در پس گرفتن مراکز راديو و تلويزيون - ستود.
ماموريت به استان فارس
توانايي آية الله رباني در حال مشکلات کردستان و آذربايجان و برخورد واقع بينانه و اصولي او با حوادث و جريانات دو منطقه مزبور سبب شد که اندکي پس از شروع غائله استان فارس، امام امت او را طي حکمي به آن منطقه فرستاد و مقامات اجرايي محل را موظف به پيروي از ايشان نمود.
در پي فرمان تاريخي امام؛ آية الله رباني به آن منطقه عزيمت کرد و با برخورد اصلي و حکيمانه در مقابل خوانين قشقايي، توانست شورش آنها را مهار کند و گلوله را به گل تبديل نمايد.
مبارزه با سازشکاري
يکي ديگر از ويژگيهاي آية الله رباني شيرازي مبارزه وي با سازشکاران مکتبي و جريانات فکر انحرافي و التقاطي بود. او به همان نسبت که در مقابل مخالفان سياسي و عقيدتي خود انعطاف پذير بود و سعي در جذب آنها ميکرد به هيچ وجه حاضر به هيچگونه عقبنشيني و گذشتي در مقابل انحرافات کساني که با ذهن ديگران ميانديشيدند و دستپخت مکاتب شرق و غرب را با نام اسلام، به خورد مردم ميدادند، نبود.
حجم تبليغات و شعارهاي گروههاي چپ مثل حزب توده، سازمان چريکهاي فدايي خلق، پيکار، پيشگام، شفق سرخ، و راست متمايل به مارکسيسم و چپ مثل سازمان منافقن و جنبش مسلمانان مبارز، و افکار عمومي مردم مسلمان و جوانان انقلابي مؤمن را تحت تاثير قرار داده بود.
يکي از مسائلي که در آن روزها به عنوان خواسته اساسي عموم گروهکها مطرح بود، مسئله ملي کردن "تجارت خارجي" و اجراي "بند جيم" بود که آية الله رباني با هر دوي آنها مخالف بود و معتقد بود که هيچ يک از دو قانون ربطي به اسلام ندارد. و اول بايد انسان اسلامي را شناخت تا اقتصاد - که تابعي از انسان آن مکتب است - بشناسيم .