0

ايت اله ناشناس

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

ايت اله ناشناس

اکنون حدود سی سال از رحلت شهادت گونه آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی می گذرد. اما ابعاد شخصیت او هنوز ناشناخته مانده است. اما با توجه به حوادث چند سال اخیر، بازخوانی فرازهایی از زندگی بزرگانی همچون ربانی شیرازی – که بصیرت و تیزبینی در قبال جریان های منحرف ویژگی برجسته شان بود- یادآوری خوبی برای کسانی است که در برابر انحراف و انحطاط برخی از جریان های سیاسی راه سکوت را اختیار کردند.
شاید مشاهده ضرب و شتم شدید یک پیرمرد روحانی مدافع حجاب بانوان مسلمان توسط مأموران پلیس رضاخان بود که انگیزه «عبدالرحیم» نوجوان برای تحصیل دروس علوم دینی شد. او سال ها بعد گفت:
«با دیدن این صحنه در یک لحظه ماجراهای پیامبر و اذیت و آزارهایی که از دست دشمنان به ایشان رسیده بود در ذهنم مجسم شد و با خود گفتم، معلوم می شود که اینها [روحانیت] بر حق اند که اینگونه با آنان رفتار می شود و از همان جا این احساس در من به وجود آمد که بروم طلبه شوم»(۱)
ربانی شیرازی از آن پس، علاوه بر تقویت خود در کسب علوم دینی، مبارزه با فرقه های منحرف و ساخته استعمار همانند صوفیه، ربابیت و بهائیت و… در استان فارس و در مناطق دیگر را وجهه همت قرار داد. او با کوشش ها و تلاش های مضاعف اقدام به راه اندازی جلسات مناظره علما و گفت وگو با سران این فرقه های انحرافی وارد عرصه شد.
ادامه این تلاش علمی او تألیف تحقیقات خود در خلال مناظره ها در کتاب هایی مثل «سلاسل الصوفیه» بود. در این کتاب افکار و عقاید صوفیه و روند پیدایش و شکل گیری و اهداف استعماری آن نقد و تبیین شده بود.(۲)
ورود آیت الله ربانی شیرازی به حوزه علمیه قم در سال ۱۳۲۷ و تلمذ در محضر اسوه های فضیلت همچون آیات عظام بروجردی، محقق داماد و مراجع ثلاث و کسب اجازه اجتهاد از حضرات آیات محمد کاظم شیرازی، سید عبدالله بلادی و حاج آقا بزرگ تهرانی فصل تکمیلی این مقطع از زندگی این مرد بزرگ است. مرحوم ربانی شیرازی پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی با هوشمندی سرشاری که داشت جزء اولین عالمانی بود که مرجعیت امام راحل(ره) را مطرح ساخت و رسما اعلام کرد: «جهان اسلام پس از رحلت آیت الله بروجردی به شخصی همچون آیت الله خمینی نیازمند است.»
ذکر خاطره آن روزها از زبان خودش شنیدنی تر است:
«چون جزم داشتم که شاه اقدامات ضداسلامی خود را با وفات آیت الله بروجردی شروع می کند لذا پس از وفات ایشان، مدرسین را دعوت کردم در منزل آقای حرم پناهی و چند جای دیگر پیشنهاد مرجعیت آقای خمینی را دادم. در آن جلسه این مطلب به ذائقه خیلی ها خوش نیامد.»(۳)
گرچه تلاش های او مبنی بر اعلام مرجعیت واحد امام خمینی(ره) در آن ایام نتیجه نداد، اما این واقعه او را در پیگیری راهش مصمم تر ساخت. ربانی شیرازی بر آن بود که با جلوگیری از تقسیم قدرت متمرکز مرجعیت و روحانیت بایستی در فرصت مناسب از اقدامات ضداسلامی و ضدمردمی دشمن پیش گیری شود.
با آغاز اصلاحات آمریکایی شاه تحت عنوان انقلاب سفید و مقدمه چینی برای آن از طریق تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی مرحوم آیت الله ربانی شیرازی یکی از اصلی ترین فعالان بسیج و سازماندهی روحانیت حول محور برنامه های امام خمینی بود:
«از همان روزی که خبر لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی منتشر شد، شب تشکیل جلسه دادیم و با مدرسین به گفت وگو پرداختیم که سه موضوع در آن جلسه به تصویب رسید: ۱-نظریه آقایان مراجع گرفته شود. ۲-نظریات مراجع به صورت اعلامیه در سطح عمومی منتشر شود. ۳-از آقایان مراجع خواسته شود که به صدور اعلامیه ای در این باره مبادرت ورزند.»(۴)

دوشنبه 2 آبان 1390  2:14 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

این مباحث در دستور کار قرار گرفت که نتیجه آن اولین جلسه مشترک علمای طراز اول قم در منزل آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری (موسس حوزه علمیه قم) و به میزبانی آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی بود، حاصل این نشست ها پشتوانه ای قوی برای مراجع تقلید و روحانیت شد تا درنهایت رژیم از مواضع خود عقب بنشیند و خبر لغو آن را رسما اعلام کند. نقش محوری در برپایی تظاهرات قم علیه رفراندم ساختگی برای لوایح شش گانه اصلاحات آمریکایی شاه و حرکت دادن جمعیت از منزل آیت الله گلپایگانی در خیابان های شهر قم با شعار «ما تابع قرآنیم، رفراندم نمی خواهیم» و نیز اقداماتی که با واکنش های خشونت آمیز رژیم شاه در بهار ۱۳۴۲ به خون کشیده شد، نشانه های دیگری از زمان شناسی این عالم ربانی بود.
فروردین ۱۳۴۳ همزمان با بازگشت امام خمینی از حبس و حصر تهران مرحوم ربانی شیرازی علاوه بر یک هفته تلاش شبانه روزی برای استقبال از امام راحل، قطعنامه ای در ده ماده و با امضای حوزه علمیه قم تنظیم کرد که پس از ورود امام در حضور مردم قرائت شد. به گونه ای که کارشناس ساواک در گزارش خود بلافاصله توصیه کرد: «ربانی شیرازی دستگیر و اعزام شود تا تحقیقات لازم از وی به عمل آید.»(۵)
در جریان افشای مصوبه مصونیت قضائی اتباع آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) که به بازداشت و تبعید امام به ترکیه منجر شد مرحوم ربانی شیرازی در کنار همراهی با سایر مبارزان مسلمان در اعتراض بر این تبعید سازمان دهی طلاب و روحانیون مبارز را به دست گرفت و در جمع مبارزین انقلابی گفت: «وظیفه ما پس از تبعید آقای خمینی صدها برابر شده برای اینکه او تا وقتی در ایران بود مسئولیت مبارزه بر دوش ایشان بود ولی اکنون که در تبعید به سر می برد، این مسئولیت متوجه ما شده و نباید بگذاریم، رژیم خیال کند که با تبعید او مبارزه نیز به پایان رسید.»(۶)
وقتی حسنعلی منصور کارگزار اصلی احیای کاپیتولاسیون در ایران توسط اعضای هیئت مؤتلفه اسلامی کشته شد و تعدادی از اعضای این گروه دستگیر و محکوم به اعدام شدند مرحوم ربانی شیرازی به منظور جلوگیری از اجرای این حکم، سه گروه ۱۵ الی ۲۰ نفر را برای تحصن در منازل مراجع سازمان داد.
مرحوم آیت الله ربانی شیرازی حتی در دوران های متوالی حبس نیز با تنظیم نامه های سرگشاده خطاب به مجامع بین المللی، اجازه نمی داد که آتش برافروخته انقلاب، به خاموشی گراید. او هیچ گاه زیر بار هیچ گونه تعهدی نرفت و در طول مبارزه سختی ها و دشواری های فراوانی را همراه با خانواده اش تحمل کرد.
از سقط فرزند به هنگام حمله وحشیانه ساواک به منزلش تا تحمل شکنجه های سبعانه ای که بیان آنها مجال بیشتری را می طلبد. تنها به یک مورد اکتفا می کنیم:
«حدود ۲ ساعت با انواع مختلف مرا شکنجه می کردند. اول با شلاق گاهی با باطوم برقی، زمانی با سیگار و… اما من استقامت کردم. وقتی که دیدم دست از شکنجه برنمی دارند پیش خود گفتم خود را به بیهوشی می زنم، شاید موثر باشد. خود را به بیهوشی زدم. هرچه شلاق زدند، تکان نخوردم. با باطوم برقی از بالا تا پایین بدنم کشیدند و من حرکت نکردم. خودم تعجب می کردم که چطور توانستم از هرگونه حرکتی خودداری کنم در حالی که باطوم برقی آن قدر انسان را متشنج می کند که می خواهد قالب تهی کند. ولی مقاوم شده بودم و تکان نخوردم. چون دیدند فایده ای ندارد، کاری کردند که هیچ انتظارش را نداشتم یک لیوان آب به صورتم پاشیدند. تکان خوردم فهمیدند که به هوش آمده ام، دوباره شروع کردند به شکنجه و من همچنان خداوند را درنظرگرفتم و مطمئن بودم که به من کمک خواهدکرد، برای این که ما برای او حرکت کرده بودیم. در آن لحظات با تمام وجود یاری خداوند را احساس کردم. حدود یک ساعت دیگر به شکنجه ادامه دادند که باردیگرتصمیم گرفتم خود را به بیهوشی بزنم و در مقابل هیچ چیز عکس العمل نشان ندهم. همین کار را هم کردم و هرچند انواع شکنجه ها را بر روی من امتحان کردند تکان نخورم تا بالاخره دست برداشتند و گفتند ببریدش بیمارستان بیهوش است. (۷)


این یک نمونه از دوران پانزده ساله زندان ها و تبعیدهای متناوب اوست. به رغم همه این مرارت ها، او از هدفش هرگز کوتاه نمی آمد و همواره بر مرجعیت امام راحل اصرار می ورزید.

دوشنبه 2 آبان 1390  2:15 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

مرحوم ربانی همان طور که اشاره شد بر تبعیت از ولایت فقیه زمان خود اصرار می ورزید و تا پای جان، فداکارانه و آگاهانه مقاومت می کرد و آنی درنگ به خود راه نمی داد. او در برابر گروه هایی با ظاهر اسلامی مثل مجاهدین خلق، به محض آن که به انحرافشان پی برد لحظه ای قصور نکرد. مرحوم ربانی شیرازی بار جمع آوری چندین میلیون تومان کمک هزینه آنها را متحمل شده بود. اما همین که به انحراف آنها پی برد هم کمک ها را قطع کرد و هم وارد بحث و گفت وگویی دامنه دار با سران آنها برای اصلاح اعتقاداتشان شد. او در مصاحبه ای پس از پیروزی انقلاب گفته است:
«ما می دیدیم که درکارها و عباداتشان به هیچ وجه مسئله تقلید و رساله در کار نیست. کارهایی را که به نظر خودشان اسلامی می آمد انجام می دادند. مثلا در رابطه با نمازی که می خواندند، درسال۵۰ وقتی که محمد حنیف نژاد را گرفته بودند و من هم در زندان قزل قلعه وارد شدم، دیدم که اینها به ظاهر بچه های خوبی هستند. اما هیچ گونه مسئله ای از مسائل اسلامی را بلد نیستند، وضو را غلط می گیرند، نماز را گرچه با آب و تاب ولی غلط می خواندند و من دوسه بار با مسئولانشان صحبت کردم که این برای شما خیلی بد است که یک سازمان ادعای اسلامی دارد، عبادات را غلط انجام دهد و مسائل دینی خود را بلد نباشد. به یکی از آنها که قبلا طلبه بود گفتم که مسائل دینی را برای آنها مطرح کن، دوسال بعد که دوباره به زندان رفتم، وضع آنها هیچ تغییری نکرده بود. آنها مسائل دینی را قبول نداشتند و رساله ها را به کل باطل می دانستند. حتی بچه هایی که در بیرون رساله را عمل می کردند وقتی به مجاهدین پیوستند در سالهای آخر اصلا رساله را قبول نداشتند و می گفتند که در آن خمس، زکات و تجارت هست اما اصلا قبول نداریم. حتی بعضی اوقات که با رساله آقای خمینی هم با آنها صحبت می شد، بعضی بچه ها که بازاری هم بودند و زیر تبلیغات مذهبی پرورش پیدا کرده بودند نیز می گفتند ما رساله ای را که مسئله خمس و زکات در آن مطرح شده باشد، قبول نداریم. به هرحال اینها هرکدام خودشان را یک مجتهد فرض می کردند و چیزی را قبول نداشتند. حتی در زندان، اینها آقای خمینی را فقط یک روحانی روشنفکر می دانستند و می گفتند که نمی تواند انقلابی باشد. انقلابی فقط سازمان خودشان و فدائیان خلق را می دانستند.» (۸)


داستان غم انگیز مجاهدین خلق، برای امثال مرحوم ربانی شیرازی که در صف اول مبارزه اسلامی قرار داشتند، دردناک بود. اگر شکنجه های ساواک بیشتر عذاب جسمی بود، ماجرای منافقین عذاب روحی سنگینی داشت. شنیدن قضیه مارکسیست شدن جوانان مسلمان برای فقیهی انقلابی مانند مرحوم ربانی بسیار دشوار و آزاردهنده بود. اما برای او بیش از هر موضوعی حفظ احکام اسلام مهم بود. صراحت ربانی شیرازی برای تصحیح انحرافات، کثیف ترین اتهام زنی ها را از سوی منافقین در زندان به دنبال داشت. ربانی شیرازی در عین تیزبینی در کشف جریان های انحرافی و نیز صراحت لهجه اش در جلوگیری از آنها مصالح اسلام و مبارزات اسلامی را نیز مدنظر داشت. زمانی که نویسنده کتاب شهید جاوید با طرح مطالبی مستلزم انکار علم امامت در قیام سیدالشهداء(ع) باعث ایجاد تشتت در حوزه های علمیه و محافل دینی شده بود، آیت الله ربانی شیرازی با مشاهده تلاش ساواک برای تبلیغ این کتاب متوجه قصد رژیم ستمشاهی برای دامن زدن به اختلافات در حوزه های علمیه شده و به آیت الله رضا استادی گفته بود:«نمی گویم که نقدی بر «شهید جاوید» نوشته نشود ولی می خواهم بگویم در این موقعیت، چاپ و انتشار آن به صلاح نیست.»(۹)


برای ربانی شیرازی اهداف بلندمدت نهضت اسلامی از اولویت برخوردار بود. چنان که در سال ۱۳۴۹ وقتی امام خمینی دروس ولایت فقیه را در نجف اشرف آغاز کردند، این فقیه دوراندیش در نامه ای به نجف جزئیات تشکیل حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را با طرح سؤالات متعددی جویا شده بود.

دوشنبه 2 آبان 1390  2:15 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

آیت الله ربانی شیرازی به هنگام گرفتاری در زندان های رژیم ستم شاهی از جمله کسانی بود که حضورش مایه آرامش و تقویت روحیه مبارزان می شد. اغلب خاطرات مبارزان مسلمان با خاطره ای از مرحوم ربانی شیرازی همراه است. خانم مرضیه دباغ به یاد می آورد وقتی را که دختر ۱۴ ساله اش «رضوانه» را در مقابل چشمانش زیر ضربات جان فرسای کابل قرار داده بودند:
«ساعت هفت صبح آمدند پیکر بی جانش (رضوانه) را داخل پتو گذاشتند و بردند. تصور اینکه رضوانه جان از کالبد تهی کرده و مرده باشد، منفجرم می کرد. چنان که اگر کوه در برابرم بود متلاشی می شد . به هر چیز چنگ می زدم و سهمگین به در می کوفتم و فریاد می زدم: «مرا هم ببرید! می خواهم پیش بچه ام بروم! او را چه کردید؟ قاتل ها، جنایتکارها! و…» در همین حین صوت زیبای تلاوت قرآن میخکوبم کرد: «استعینوا باالصبر والصلوه و انها لکبیره الاعلی الخاشعین» آب سردی بر این تنور گر گرفته ام ریخته شد. صوت قرآن چنان زیبا خوانده شد که گویی خود خدا سخن می گفت و خطابم قرار می داد و مرا به صبر و نماز فرامی خواند. بر زمین نشستم و تازه به خود آمدم و دریافتم که دیشب تاکنون چه اتفاقی روی داده است. صدا، صدای آیت الله ربانی شیرازی بود خیلی سوزناک دلداری ام می داد. او نیز همان دیشب چون من تا صبح نخوابیده بود و تا سپیده صبح نماز و قرآن می خواند، ولی صدایش در میان آن همه فریاد و جیغ گم می شد و من تا این لحظه نمی شنیدم. مرحوم ربانی شیرازی سلولش فاصله ای با سلول من نداشت و آنچه را که من دیده بودم او نیز دیده بود. وجود این ربانی در آن برهوت و کویر لم یزرع آب حیاتی بر ریشه های خشکیده ام بود…»(۱۰)


آیت الله ربانی شیرازی به محض دریافت خبر شهادت آیت الله حاج آقامصطفی خمینی در پاییز ۱۳۵۶ به قم رفت. او در تماس و گفت وگو با علما و مراجع و مدرسین حوزه علمیه قم سبب شد تا به پاس مقام آل شهید و به منظور همدردی با امام راحل درس ها را تعطیل کنند و به سوگ بنشینند و سپس تلگراف تسلیتی را با عنوان «علما و مدرسین حوزه علمیه قم» به محضر امام راحل ارسال داشت. انجام چنین اقداماتی در آن خفقان مرگبار کار هر کسی نبود. فقط او بود که با شجاعت و بصیرتی که داشت اساتید و مراجع تقلید حوزه علمیه را به اقدام بموقع واداشت و اجازه نداد که زمان بگذرد. چه بسا اگر این اقدام بهنگام او نبود معلوم نبود که سرنوشت چگونه می شد و مسیر تاریخ به کجا می رفت. این کاری نبود که از چشم ساواک و عوامل رژیم شاه مخفی باشد. به همین سبب ساواک بار دیگر او را دستگیر و به سه سال اقامت اجباری در شهرستان کاشمر محکوم کرد. تبعیدی که با اوج گیری انقلاب اسلامی دیری نپایید.
در نیمه دوم سال ۷۵ آیت الله ربانی شیرازی با ارسال پیامی به جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا تاکید کرد: «ایران با هر کشوری که استقلال سیاسی و اقتصادی آن را رعایت نکند سرستیز و دشمنی خواهد داشت.» او در تنظیم و اجرای برنامه های بازگشت امام راحل نقش ویژه ای داشت و هنگامی که امام راحل در مدرسه علوی مستقر شد در کنار امام قرار داشت و گوش به فرمان ولایت و آماده انجام ماموریت های محول شده از سوی امام راحل بود.


به گواهی خاطرات شخصیت های انقلاب اسلامی، ربانی شیرازی از نادر یاران امام بود که با تصمیم شورای انقلاب در انتخاب مهدی بازرگان به ریاست دولت موقت مخالفت داشت و گفته بود: «به نظر من این انتخاب درستی نیست و این ها آدم های مطمئنی نیستند و شما این ها را نشناخته اید.»(۱۱) ربانی شیرازی در ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی علاوه بر ماموریت های مختلفی که از سوی امام به کردستان، آذربایجان و دیگر مناطق بحران زده داشت، در جریان تصویب قانون اساسی در مجلس خبرگان از جمله چشم های تیزبین در حفاظت از اسلامیت نظام خصوصا در جریان تصویب اصل ولایت فقیه بود.

دوشنبه 2 آبان 1390  2:15 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

آیت الله ربانی شیرازی در شمار اولین فقهایی بود که از سوی امام خمینی به مسئولیت خطیر عضویت در شورای نگهبان منصوب شد تا بر مصوبات مجلس و عدم مغایرت آنها با شرع مقدس و قانون اساسی نظارت و کنترل داشته باشد.او حتی وضعیت دولت را هم رصد می کرد و ورود عناصری را که در فهم و درک احکام اسلامی ضعف داشتند تذکر می داد. آیت الله ربانی شیرازی همواره بر خطر نفوذی ها و تفکرات التقاطی هشدار می داد. این فقیه مبارز چندین بار مورد تهدید گروهک های تروریستی قرار گرفت. در تاریخ ۸/۱/۱۳۶۰ وقتی مورد سوءقصد قرار گرفت و چند گلوله بر پیکر نحیف او اصابت کرد، امام راحل با صدور پیامی خطاب به او چنین فرمودند:
«از سوءقصد به جنابعالی مطلع شدم، این نحوه برخورد با روحانیون متعهد برنامه منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است.»(۲۱) و آیت الله ربانی شیرازی به پیام محبت آمیز امام این گونه پاسخ داد: «ماهیت انقلاب اسلامی برخلاف زعم کج اندیشان متکی به فرد و یا افرادی نمی باشد که با ترور و شهادت آنها وقفه یا ضربه ای بر آن وارد شود، انقلاب اسلامی ایران مرحله ای از تکامل انقلاب جهانی الهی است که با کوشش پیگیر پیامبران الهی و پیشوایان راستین و مردان متعهد استوار گشته است…»


حضور و نقش مرحوم ربانی شیرازی درجایگاه دید بانی انقلاب سبب می شد که وی همواره نسبت به جریان التقاطی و منحرف که در سازمان ها و دستگاه های دولتی نفوذ کرده بودند، هشدار دهد. او با تکیه بر تجارب گران سنگ خود از سوابق عناصر سیاسی و از جمله برخی افرادی که در دولت شهید رجایی مسئولیتی عهده دار شده بودند به خوبی آگاه بود و عدم تعهد آنها نسبت به اسلام را به مسئولین یادآور شود نامه این عالم با بصیرت درباره سوابق انحرافی یکی از مسئولان ستاد بسیج اقتصادی تنها یک نمونه از دغدغه مندی او در این زمینه است. آیت الله ربانی شیرازی به طور مرتب از شیراز به تهران در رفت و آمد بود و نیمی از هفته را در تهران و نیمی را در شیراز امور انقلاب را دنبال می کرد و در ۷۱اسفند ماه ۱۳۶۰ هنگامی که برای شرکت در جلسه شورای نگهبان راهی تهران بود اتومبیل او دچار سانحه و واژگون شد. روح بلند او جسم رنجدیده اش را به سوی ملکوت الهی ترک کرد. براساس برخی نقل ها این سانحه در اثر اصابت گلوله تروریست ها به لاستیک اتومبیل او صورت گرفته است و بدین ترتیب او را بایستی در زمره عالمان شهید انقلاب اسلامی محسوب کرد.


پیام امام در این مصیبت، عظمت شخصیت ربانی شیرازی را نشان می داد:
«در طول تاریخ، مدعیان فضیلت و مجاهدت و شجاعت و تعهد و حق و دین بسیار بوده و هستند. تنها در سختی ها و گرفتاری ها و حق گویی ها در مقابل قدرت های شیطانی است که مدعیان لاف زن از متعهدان بی سر و صدا و خالصان فداکار از مغشوشان ریاکار متمایز می شوند. مرحوم مجاهد سعید ارزشمند ربانی شیرازی که اکنون در جوار حق آرمیده و ما از برکات وجودش محروم شدیم از این اقلیت بود. او در طول زندگی شرافتمندانه خود چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن در مقابل باطل و باطل ها ایستاد و از خودش نرمش نشان نداد. او در حبس ها و زجرها و ناملایمات باقامت راست انسانهای متعهد ایستادگی کرد و تسلیم نشد…»(۳۱)
همچنین پیامی دیگر از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رئیس جمهور وقت صادر شد که در قسمتی از آن چنین آمده بود: «مراتب فضل و دانش آن فقید سعید و تلاش شبانه روزی ایشان در راه استقامت و حاکمیت اسلام و پاسداری از دستاوردهای عزیز و ارجمند انقلاب اسلامی در سنگر مجلس خبرگان و شورای نگهبان قانون اساسی و در متن جامعه اسلامی آشکار است و بی شک جای خالی ایشان در جمهوری اسلامی محسوس خواهد بود…»(۴۱)
منابع
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-فرج الله الهی، ربانی شیرازی آیه استقامت ص ۴۱
۲-روایت پایداری، یاران امام به روایت اسناد ساواک ص۹
۳-مجله پاسدار اسلام شماره ۷۲ ص ۴۵
۴-همان
۵-روایت پایداری، یاران امام به روایت اسناد ساواک ص۲۲
۶-فرج الله الهی، پیشین، ص۵۶
۷-در روایت پایداری، یاران امام به روایت اسناد ص ۲۲۳
۸-مجله پیام انقلاب شماره ۲۱، مرداد ۹۵
۹-عبدالرحیم اباذری،خاطرات حاج شیخ رضا استادی، ص ۲۲۲
۱۰-خاطرات خانم مرضیه دباغ
۱۱-مرتضی میردار، خاطرات حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، ص ۸۶۱
۲۱-صحیفه امام ج۴۱ ص ۱۴۲
۳۱-همان ج ۶۱ ص ۲۰۱
۴۱-روزنامه جمهوری اسلامی

دوشنبه 2 آبان 1390  2:16 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

آيتالله حاج شيخ مهدي

رباني املشي

 ناشر: مركز بررسي و اسناد تاريخي وزارت اطلاعات

تعداد صفحات: 475 صفحه

قيمت: 2500 تومان 

اين مجلد، كتاب بيست و يكم از مجموعه كتب ياران امام به روايت اسناد ساواك را به خود اختصاص داده است. «سيري در زندگي و مبارزات آيتالله محمد مهدي رباني املشي» به عنوان مقدمه منظور گرديده كه با «چند توضيح دربارة اسناد» به اضافه «فهرست موضوعي اسناد» تكميل شده است; سپس متن اصلي، با سندي مربوط به 21/3/43 آغاز شده و آخرين سند كه در واقع دويست و هشتاد و هشتمين سند نيز هست، تاريخ 5/9/57 را بر خود دارد. بعد از اتمام اسناد اعلام و پس از آن تصاوير سندهاي ضميمه آورده شده است. متن اسناد مانند ديگر كتب منتشر شدة اين مركز، هر جا نياز به گويا سازي و توضيح داشته در پاورقي گويا شده و برخي صفحات سفيد يا نيمه سفيد متن به تصاوير مربوط به آن شهيد مزين شده است.

بيگمان پژوهندة تاريخ با مطالعة اين كتاب، درخواهد يافت كه همچون ديگر كتابهاي اين مجموعه ميتوان از آن براي روشن كردن زواياي تاريك و پنهان تاريخ انقلاب اسلامي به رهبري امام راحل (ره) و روحانيت، بهره برد. نمونهاي از مقدمه:

«... هر يك از مناصب و مشاغل مهمي را كه پس از انقلاب پذيرفته بود، سنگري براي دفاع از اسلام و انقلاب و وسيلهاي براي تأمين حقوق مردم ميدانست و در آن با مواظبت تمام خط اسلام، فقاهت و راه تقوي و طهارت را ميپيمود و بدان اهتمام ميورزيد...».

(ص شانزده ـ بخشي از پيام تسليت حضرت آيتالله خامنهاي)

نمونهاي از متن كتاب

«درباره: اقدامات اخير طلاب قم

محترماً به عرض ميرساند، برابر اعلام تلفني ابهري روز 20/2/51 چند تن از طلاب افراطي مقيم قم به منازل آياتالله شريعتمداري، گلپايگاني و نجفي مرعشي مراجعه و از آيات مذكور تقاضا مينمايند به عنوان اعتراض به احكام صادره اداره دادرسي در مورد معدومين و محكومين سازمان آزاديبخش ايران وابسته به جمعيت به اصطلاح نهضت آزادي از روز يكشنبه كلاسهاي درس حوزه علميه قم را تعطيل نمايند كه آيت الله شريعتمداري با اين امر مخالفت ولي آيتالله گلپايگاني در اين زمينه پاسخ مساعدي به آنان داده است... به ساواك قم اعلام گرديد سريعاً محركين امر شناسايي و...چهار نفر از طلاب محرك به شرح زير دستگير ميگردند:

1 ـ مهدي رباني املشي 2 ـ شيخ محمد علي گرامي 3 ـ شيخ محمد يزدي 4 ـ احمد جنتي لاداني ضمناً در مورد شناسايي و دستگيري طلاب محرك در تهران نيز مراتب به ساواك تهران و كميته مشترك ضد خرابكاري اعلام گرديد...». (ص 138 ـ سند شماره 101)

دوشنبه 2 آبان 1390  2:16 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

ماموريت به آذربايجان

اما وضع آذربايجان از جهات گوناگون با کردستان تفاوت داشت. يکي از آن جهات اين بود که مردم آذربايجان بر خلاف مردم کرد، مسلماناني شيعه مذهب و متعصب و سخت پاي بند به مقررات شرعي و مذهبي بودند. به همين سبب حزب خلق مسلمان براي اجراي برنامه‌هاي خود، مجبور بود که چهره ضد انقلابي خود را در پشت سر شريعتمداري که در آن زمان در مقام مرجعيت قرار داشت پنهان کند و با زبان او به تحريک مردم بپردازد و حتي زمزه‌هايي براي بردن وي از قم به آذربايجان بر سرزبان‌ها افتاده بود.

آية الله رباني شيرازي که از سال‌ها قبل آقاي شريعتمداري را مي‌شناخت، از همان راهي وارد شد که خلق مسلماني‌ها وارد شده بودند و آن اين بود که ضمن سفري به آذربايجان تماس با علماء و مردم آن منطقه به افشاي شريعتمداري در دوران مبارزه و پس از آن پرداخت و آن سوي چهره‌اش را به مردم معرفي کرد و بدينوسيله توانست حزب خلق مسلمان را خلع سلاح نمايد و توطئه‌هاي پشت پرده را بر ملا کند و در نتيجه در تاريخ 20/9/1358 ضمن همکاري مردم با نيروهاي انتظامي، با يک يورش، عناصر ضد انقلاب و ضد خلق مسلمان را از مراکز راديو تلويزيون تبريز - که مدتي بود در اشغال و تصرف آنها قرار داشت - بيرون ريختند.

رباني شيرازي طي پيامي اقدام شجاعانه مردم تبريز - را در پس گرفتن مراکز راديو و تلويزيون - ستود.

 

ماموريت به استان فارس

توانايي آية الله رباني در حال مشکلات کردستان و آذربايجان و برخورد واقع بينانه و اصولي او با حوادث و جريانات دو منطقه مزبور سبب شد که اندکي پس از شروع غائله استان فارس، امام امت او را طي حکمي به آن منطقه فرستاد و مقامات اجرايي محل را موظف به پيروي از ايشان نمود.

در پي فرمان تاريخي امام؛ آية الله رباني به آن منطقه عزيمت کرد و با برخورد اصلي و حکيمانه در مقابل خوانين قشقايي، توانست شورش آنها را مهار کند و گلوله را به گل تبديل نمايد.

 

مبارزه با سازشکاري

يکي ديگر از ويژگي‌هاي آية الله رباني شيرازي مبارزه وي با سازشکاران مکتبي و جريانات فکر انحرافي و التقاطي بود. او به همان نسبت که در مقابل مخالفان سياسي و عقيدتي خود انعطاف پذير بود و سعي در جذب آنها مي‌کرد به هيچ وجه حاضر به هيچگونه عقب‌نشيني و گذشتي در مقابل انحرافات کساني که با ذهن ديگران مي‌انديشيدند و دست‌پخت مکاتب شرق و غرب را با نام اسلام، به خورد مردم مي‌دادند، نبود.

حجم تبليغات و شعارهاي گروههاي چپ مثل حزب توده، سازمان چريک‌هاي فدايي خلق، پيکار، پيشگام، شفق سرخ، و راست متمايل به مارکسيسم و چپ مثل سازمان منافقن و جنبش مسلمانان مبارز، و افکار عمومي مردم مسلمان و جوانان انقلابي مؤمن را تحت تاثير قرار داده بود.

يکي از مسائلي که در آن روزها به عنوان خواسته اساسي عموم گروهک‌ها مطرح بود، مسئله ملي کردن "تجارت خارجي" و اجراي "بند جيم" بود که آية الله رباني با هر دوي آنها مخالف بود و معتقد بود که هيچ يک از دو قانون ربطي به اسلام ندارد. و اول بايد انسان اسلامي را شناخت تا اقتصاد - که تابعي از انسان آن مکتب است - بشناسيم .

دوشنبه 2 آبان 1390  2:16 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

رباني شيرازي و قانون اساسي

تسلط آية الله رباني بر فقه شيعه و قانون اساسي که خود يکي از 6 فقيه شوراي نگهبان و يکي از نمايندگان مؤثر مجلس خبرگان تهيه و تدوين قانون اساسي بود که توانست بسياري از منويات خود را به صورت قانون جلوه‌گر سازد که از جمله آنها رد قانون ملي کردن تجارت خارجي و همچنين رد بند چهارم "بند جيم" قانون اصلاحات ارضي در شهرها بود.

 

ترور رباني شيرازي

مواضع قاطعانه آية الله رباني شيرازي دشمنان ايشان را بر آن داشت که وي را مورد تهديد قرار دهند و وقتي صلابت و تهور ايشان را مشاهده کردند دست به ترور او زدند و در تاريخ 9/1/60 در راه بازگشت از جهاد سازندگي، براي چندمين بار او را مورد سوء قصد قرار دادند به سوي ايشان تيراندازي کردند که يکي از گلوله‌ها به گردن وي اصابت کرد. كه حضرت امام(ره) در تلگرافي خطاب به ايشان اظهار تاسف فرمود.

آية الله رباني پس از دريافت تلگراف امام خميني، بلافاصله پاسخي تهيه نموده و براي آن حضرت ارسال کردند که در بخشي از آن چنين مي‌خوانيم:

... ماهيت انقلاب اسلامي ايران بر خلاف زعم کج انديشان متکي به فرد يا افراد نيست که با ترور آنها، وقفه يا ضربه‌اي بر آن وارد شود. انقلاب اسلامي ايران مرحله‌اي از تکامل انقلاب جهاني الهي است که با کوشش پي گير پيامبران الهي و پيشوايان راستين و مردان معتقد استوار گشته است ... و بر دو اصل "ايمان" و "جهاد" متکي است که حاملان آن دو اصل امتي مسئول و متعهدند که با رفت و آمد اشخاص خللي در تصميم آنها وارد نمي شود.

 

كوچ از ديار فاني

رفت و آمدهاي مکرر و مداوم ايشان از شيراز به تهران و بالعکس، که جهت انجام مسئوليت‌ها و وظايفي که در آن هر دو شهرستان به عهده وي بود؛ دشمنان رباني را به اين فکر واداشت که با استفاده از حربه تصادف؟! به زندگي سراسر جهاد و مبارزه وي خاتمه دهند. لازم به ذکر است که ايشان چه در دوران تصدي نمايندگان مجلس خبرگان و چه در زمان عضويت در شوراي نگهبان نيمي از يک هفته را در تهران و بقيه را در شيراز بسر مي‌بردند و غالبا راه طولاني بين شيراز و تهران را نيز با اتومبيل طي مي‌کردند.

تا اين که در تاريخ 17/12/1360 که براي شرکت در جلسات شوراي نگهبان از شيراز عازم تهران بودند، در بين راه دليجان و محلات، اتومبيل ايشان پس ‍ از ترکيدن لاستيک آن توسط گلوله؟! از جاده منحرف و واژگون شد. هنوز ساعاتي از انتقال ايشان به درمانگاه نگذشته بود که خبر رسيد روح پاکش از محنت آباد دنيا پرواز کرد.

دوشنبه 2 آبان 1390  2:16 PM
تشکرات از این پست
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله ناشناس

تولد
در سال 1301 شمسی كودكی به دنیا آمد كه او را عبدالرحیم نام نهادند. تا سن 20 سالگی نزد پدر، آداب زندگی معاشرت ، تحصیل و كسب و كار را فرا گرفت .
در محضر استاد
حضور آیة الله ربانی شیرازی در حوزه درس حضور آیة الله بروجردی به گونه ای ملموس و محسوس بود كه اگر تصادفا روزی نمی توانست در كلاس ‍ درس حاضر شود، همگان متوجه عدم حضور وی می شدند. بارها اتفاق افتاده بود كه آیة الله بروجردی از میان آن همه شاگرد كه به درس وی حاضر می شدند سراغ آقای ربانی را گرفته بود و وقتی گفته می شد كه كسالت دارد و مریض است افرادی را به نیابت از خود جهت عیادت و احوال پرسی او به منزلشان می فرستاد. و این جلب توجه استاد به شاگرد به سبب نقدهای دقیق علمی آیة الله ربانی به كلام حضرت آیة الله العظمی بروجردی ، بود كه بارها استاد را وادار به تجدید نظر در راءی و مطلب ارائه شده كرده بود.فقط قدرت علمی و دقت نظر مرحوم ربانی نبود كه منزلت وی را نزد استاد بالا برده بود؛ روح دینی و فكر روشن و تقوای شدید او در امر دین نیز از دیگر علل علاقه آیة الله بروجردی به وی به شمار می رفت . و این اعتماد استاد به شاگرد تا جایی بود كه كرارا آقای ربانی را به عنوان نماینده خویش ‍ برای رسیدگی به امور مسلمین به شهرهای مختلف بفرستد.
بر كرسی تالیف
1. بنا به پیشنهاد آیة الله العظمی بروجردی مبنی بر تشكیل و تاءسیس مكتب فقهی جدیدی - تحت عنوان - ((فقه الحدیث )) آیة الله ربانی یكی از سه نفر شاگردان ممتاز و قبول شدگان از بین شصت نفر شاگردان برجسته معظم له بود - كه در احیاء وسائل الشیعه از طریق تصحیح و تعلیق و چاپ ، همت گمارد. ضمن اینكه در گروه تدوین كتاب ((جامع الحدیث )) نیز حضور فعال داشت .
2. تصحیح و تعلیق بر بحار الانوار
دقت و مهارتی كه مرحوم ربانی شیرازی در تصحیح وسائل الشیعه و نگاشتن پاورقی های آن از خود نشان داد، آوازه فضلش را به دور دست ها رساند و متعاقب پیشنهاد تصحیح و تنقیح كتاب عظیم بحارالانوار به حضرت علامه طباطبایی از سوی یكی از ناشران متعهد، علامه طباطبایی را بر آن داشت تا در اجرای این امر مهم از آیة الله ربانی دعوت به همكاری كند. از مجموعه 110 جلدی بحارالانوار كار تصحیح و تعلیق 40 جلد آن توسط ایشان انجام گرفته است .
3. قضاءالحقوق فی ترجمة الصدوق
این كتاب را به منظور حق شناسی از صدوق علیه الرحمة به رشته تحریر در آورده است .
4. حركت طبیعی از دو دیدگاه
این اثر از آخرین نوشته های مرحوم ربانی شیرازی است كه زندان شاه به رشته تحریر در آورده است .
5. آثار چاپ نشده
ولایت فقیه ،
سلاسل الصوفیه ،
شرح حال علماء و دانشمندان
و چند اثر دیگر در فقه و اصول از جمله آثار منتشر نشده از ایشان است .
رحلت
رفت و آمدهای مكرر و مداوم ایشان از شیراز به تهران و بالعكس ، كه جهت انجام مسئولیتها و وظایفی كه در آن هر دو شهرستان به عهده وی بود؛ دشمنان ربانی را به این فكر واداشت كه با استفاده از حربه كه با استفاده از حربه تصادف ؟! به زندگی سراسر جهاد و مبارزه وی خاتمه دهند. لازم به ذكر است كه ایشان چه در دوران تصدی نمایندگان مجلس خبرگان و چه در زمان عضویت در شورای نگهبان نیمی از یك هفته را در تهران و بقیه را در شیراز بسر می بردند و غالبا راه طولانی بین شیراز و تهران را نیز با اتومبیل طی می كردند.تا اینكه در تاریخ 17/12/1360 كه برای شركت در جلسات شورای نگهبان از شیراز عازم تهران بودند، در بین راه دلیجان و محلات ، اتومبیل ایشان پس ‍ از تركیدن لاستیك آن توسط گلوله ؟! از جاده منحرف و واژگون شد. هنوز ساعاتی از انتقال ایشان به درمانگاه نگذشته بود كه خبر رسید روح پاكش از محنت آباد دنیا پرواز كرد.
غم فقدان آن عزیز بیش از همه سینه خمینی بزرگ را آتش زد، آنچنانكه در مرثیه ای كه برای او نوشت ، رحلتش را غم انگیز خواند:

غم فقدان آن عزيز بيش از همه سينه خميني بزرگ را آتش زد، آنچنان که در مرثيه‌اي که براي او نوشت، رحلتش را غم‌انگيز خواند:

بسم الله الرحمن الرحيم

با کمال تاسف رحلت غم‌انگيز جناب حجة الاسلام والمسلمين مجاهد عزيز آقاي رباني شيرازي را به اسلام و اولياي معظم اسلام به ويژه حضرت بقيه الله ارواحنا فداه و به ملت شريف و حوزه‌هاي علميه و اهالي محترم فارس و بازماندگان اين فقيه سعيد تسليت عرض مي‌کنم .

در طول تاريخ مدعيان فضيلت و مجاهدت و شجاعت و تعهد به حق و دين بسيار بوده و هستند تنها در سختي‌ها و گرفتاري‌ها و حق‌گويي‌ها در مقابل قدرت‌هاي شيطاني است که مدعيان لاف‌زن از متعهدان بي سر و صدا و خالصان فداکار از مغشوشان و متمايز شوند.

مرحوم مجاهد سعيد ارزشمند رباني شيرازي که اکنون در جوار حق آرميده و ما از برکت وجودش محروم شديم از اين اقليت بود. او در طول زندگاني شرافتمندانه خود، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن در مقابل باطل و باطل‌ها ايستاد و از خودش نرمش نشان نداد. او در حبس‌ها و زجرها و ناملايمات با قامت راست انسان‌هاي متعهد ايستادگي کرد و تسليم نشد او که خدايش رحمت کند و به جوار قرب حضرتش بپذيرد با روحي ملايم در مقابل دوستان و مؤمنان و مقاوم در برابر دشمنان خلق به لقاءالله پيوست و ما عقب ماندگان که احتياج به اين مردان حق داريم از آن کمال و جمال محروميم. از خداوند متعال توفيق خدمت براي همگان و سعادت و صبر در اين مصيبت براي دوستان و بازماندگان ايشان را خواستارم.

 


دوشنبه 2 آبان 1390  2:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها