پاسخ به:ايت اله ناشناس
دوشنبه 2 آبان 1390 2:17 PM
تولد غم فقدان آن عزيز بيش از همه سينه خميني بزرگ را آتش زد، آنچنان که در مرثيهاي که براي او نوشت، رحلتش را غمانگيز خواند:
در سال 1301 شمسی كودكی به دنیا آمد كه او را عبدالرحیم نام نهادند. تا سن 20 سالگی نزد پدر، آداب زندگی معاشرت ، تحصیل و كسب و كار را فرا گرفت .
در محضر استاد
حضور آیة الله ربانی شیرازی در حوزه درس حضور آیة الله بروجردی به گونه ای ملموس و محسوس بود كه اگر تصادفا روزی نمی توانست در كلاس درس حاضر شود، همگان متوجه عدم حضور وی می شدند. بارها اتفاق افتاده بود كه آیة الله بروجردی از میان آن همه شاگرد كه به درس وی حاضر می شدند سراغ آقای ربانی را گرفته بود و وقتی گفته می شد كه كسالت دارد و مریض است افرادی را به نیابت از خود جهت عیادت و احوال پرسی او به منزلشان می فرستاد. و این جلب توجه استاد به شاگرد به سبب نقدهای دقیق علمی آیة الله ربانی به كلام حضرت آیة الله العظمی بروجردی ، بود كه بارها استاد را وادار به تجدید نظر در راءی و مطلب ارائه شده كرده بود.فقط قدرت علمی و دقت نظر مرحوم ربانی نبود كه منزلت وی را نزد استاد بالا برده بود؛ روح دینی و فكر روشن و تقوای شدید او در امر دین نیز از دیگر علل علاقه آیة الله بروجردی به وی به شمار می رفت . و این اعتماد استاد به شاگرد تا جایی بود كه كرارا آقای ربانی را به عنوان نماینده خویش برای رسیدگی به امور مسلمین به شهرهای مختلف بفرستد.
بر كرسی تالیف
1. بنا به پیشنهاد آیة الله العظمی بروجردی مبنی بر تشكیل و تاءسیس مكتب فقهی جدیدی - تحت عنوان - ((فقه الحدیث )) آیة الله ربانی یكی از سه نفر شاگردان ممتاز و قبول شدگان از بین شصت نفر شاگردان برجسته معظم له بود - كه در احیاء وسائل الشیعه از طریق تصحیح و تعلیق و چاپ ، همت گمارد. ضمن اینكه در گروه تدوین كتاب ((جامع الحدیث )) نیز حضور فعال داشت .
2. تصحیح و تعلیق بر بحار الانوار
دقت و مهارتی كه مرحوم ربانی شیرازی در تصحیح وسائل الشیعه و نگاشتن پاورقی های آن از خود نشان داد، آوازه فضلش را به دور دست ها رساند و متعاقب پیشنهاد تصحیح و تنقیح كتاب عظیم بحارالانوار به حضرت علامه طباطبایی از سوی یكی از ناشران متعهد، علامه طباطبایی را بر آن داشت تا در اجرای این امر مهم از آیة الله ربانی دعوت به همكاری كند. از مجموعه 110 جلدی بحارالانوار كار تصحیح و تعلیق 40 جلد آن توسط ایشان انجام گرفته است .
3. قضاءالحقوق فی ترجمة الصدوق
این كتاب را به منظور حق شناسی از صدوق علیه الرحمة به رشته تحریر در آورده است .
4. حركت طبیعی از دو دیدگاه
این اثر از آخرین نوشته های مرحوم ربانی شیرازی است كه زندان شاه به رشته تحریر در آورده است .
5. آثار چاپ نشده
ولایت فقیه ،
سلاسل الصوفیه ،
شرح حال علماء و دانشمندان
و چند اثر دیگر در فقه و اصول از جمله آثار منتشر نشده از ایشان است .
رحلت
رفت و آمدهای مكرر و مداوم ایشان از شیراز به تهران و بالعكس ، كه جهت انجام مسئولیتها و وظایفی كه در آن هر دو شهرستان به عهده وی بود؛ دشمنان ربانی را به این فكر واداشت كه با استفاده از حربه كه با استفاده از حربه تصادف ؟! به زندگی سراسر جهاد و مبارزه وی خاتمه دهند. لازم به ذكر است كه ایشان چه در دوران تصدی نمایندگان مجلس خبرگان و چه در زمان عضویت در شورای نگهبان نیمی از یك هفته را در تهران و بقیه را در شیراز بسر می بردند و غالبا راه طولانی بین شیراز و تهران را نیز با اتومبیل طی می كردند.تا اینكه در تاریخ 17/12/1360 كه برای شركت در جلسات شورای نگهبان از شیراز عازم تهران بودند، در بین راه دلیجان و محلات ، اتومبیل ایشان پس از تركیدن لاستیك آن توسط گلوله ؟! از جاده منحرف و واژگون شد. هنوز ساعاتی از انتقال ایشان به درمانگاه نگذشته بود كه خبر رسید روح پاكش از محنت آباد دنیا پرواز كرد.
غم فقدان آن عزیز بیش از همه سینه خمینی بزرگ را آتش زد، آنچنانكه در مرثیه ای كه برای او نوشت ، رحلتش را غم انگیز خواند:
با کمال تاسف رحلت غمانگيز جناب حجة الاسلام والمسلمين مجاهد عزيز آقاي رباني شيرازي را به اسلام و اولياي معظم اسلام به ويژه حضرت بقيه الله ارواحنا فداه و به ملت شريف و حوزههاي علميه و اهالي محترم فارس و بازماندگان اين فقيه سعيد تسليت عرض ميکنم .
در طول تاريخ مدعيان فضيلت و مجاهدت و شجاعت و تعهد به حق و دين بسيار بوده و هستند تنها در سختيها و گرفتاريها و حقگوييها در مقابل قدرتهاي شيطاني است که مدعيان لافزن از متعهدان بي سر و صدا و خالصان فداکار از مغشوشان و متمايز شوند.
مرحوم مجاهد سعيد ارزشمند رباني شيرازي که اکنون در جوار حق آرميده و ما از برکت وجودش محروم شديم از اين اقليت بود. او در طول زندگاني شرافتمندانه خود، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن در مقابل باطل و باطلها ايستاد و از خودش نرمش نشان نداد. او در حبسها و زجرها و ناملايمات با قامت راست انسانهاي متعهد ايستادگي کرد و تسليم نشد او که خدايش رحمت کند و به جوار قرب حضرتش بپذيرد با روحي ملايم در مقابل دوستان و مؤمنان و مقاوم در برابر دشمنان خلق به لقاءالله پيوست و ما عقب ماندگان که احتياج به اين مردان حق داريم از آن کمال و جمال محروميم. از خداوند متعال توفيق خدمت براي همگان و سعادت و صبر در اين مصيبت براي دوستان و بازماندگان ايشان را خواستارم.