0

مراکز دینی اصفهان

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

مراکز دینی اصفهان

مسجد امام اصفهان تنها مسجد غيرمتقارن دنيا

مسجد امام، تنها مسجد در دنياست كه در تمام اجزايش هيچگونه تقارن و همانندي به چشم نمي خورد؛ مسجد در ميدان نقش جهان اصفهان واقع است. اين مسجد در زمان صفويان، براي اقامه نماز جمعه توسط شاه، درباريان و مردم عامه ساخته شد. اگر در ورودي را بادقت نگاه كنيم، پي مي بريم؛ برعكس ديگر مساجد تقارني در آن نيست؛ علاوه بر زيباتر شدن آن، دو نوع نظر درباره آن وجود دارد؛ نظر اول اين است كه چون خداوند يكي است و بي همتاست و ديگر اينكه نمادي از آغاز زندگي كه از يك گلدان شروع مي شود و در طرف ديگر پايان زندگي و مرگ آدمي است؛ حتي سكوهاي مقابل مسجد هم، با يكديگر متفاوتند و زماني كه قدم به صحن مسجد مي گذاريم، بازهم اين عدم تقارن و يكساني در همه جا مشهود است. بر روي در ورودي مسجد، جاي 3 گلوله است كه گفته مي شود، در زمان جنگ با روس ها ايجاد شده است.
معمار به شيوه اي هنرمندانه، يك چرخش 45درجه اي در جهت قبله ايجاد كرده است.
اشكالي كه عده اي به معمار سازنده اين بنا گرفته اند، درمورد در ورودي مسجد است كه در جهت قبله نيست؛ اما معمار به شيوه اي هنرمندانه؛، يك چرخش 45 درجه اي در جهت قبله ايجاد كرده است و فرد بدون آنكه متوجه اين موضوع گردد، پس از طي يك راهرو، در اين وضعيت قرار مي گيرد. مسئله ديگري كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه وقتي وارد مسجد مي شويم، ابتدا در فضاي تاريكي هستيم و پس از آن وارد محيطي روشن مي شويم كه اين خود اشاره به آيه «يخرجكم من الظلمات الي النور» دارد.
در حياط مسجد، دو سكو وجود دارد كه اين اختلاف، به خاطر باطل نشدن نماز است. اين مسجد از دو قسمت تشكيل شده است كه طرف راست آن در تابستان ها و سمت چپ آن در زمستان ها مورد استفاده قرار مي گرفت.
كاشي هاي به كار رفته در ديوار و سقف مسجد، با زمينه فيروزه اي است و داراي طرح و نقش اسليمي و سنتي هستند؛ اين به دليل آنست كه تمركز و حواس نمازگزار مختل نگردد؛ البته سنگ هاي مرمري كه بر روي ديوارهاي صحن مسجد هم با ارتفاعي در حدود دومتر نصب شده اند هم، براي همين امر است؛ فقط در يك قسمت از مسجد كاشي هاي به رنگ فيروزه اي وجود ندارد و به جاي آن، كاشي هايي با زمينه زرد و نارنجي، با اشكال حيوانات وجود دارد كه در زمان قاجاريه ايجاد شده و علت آن مشخص نيست؛ البته اين قسمت از مسجد پشت به قبله است و باعث انحراف توجه نمازگزار نمي گردد.
سازنده اين بنا براي اثبات آنكه جهت مسجد را درست ساخته است، بر روي ديواري از مسجد كه به سمت قبله است و بالاي محراب قرار دارد، يك پنجره تعبيه نموده كه در هنگام ظهر، نور از آن بر روي ديوار مقابل مي تابد و اين خود، يك شاخص محسوب مي شود.
هيچ قسمت از مسجد شاه، مثل قسمت ديگر نيست؛ به طور مثال طرح هاي كاشي كاري هاي سقف و ديوار مسجد هيچ شباهتي با يكديگر ندارند و متفاوتند.
كاسه هاي بزرگي (جام سنگي) در دو طرف مسجد و در ورودي واقع هستند كه مثل يخدان عمل مي كنند و آب، شربت و... را خنك نگه مي دارند. اين كاسه ها از يك سنگ كامل و يكدست تراشيده شده اند.
در قسمت هاي مختلف اين مسجد، لوح هايي به چشم مي خورد كه در گذشته، بر رويشان فرمان هاي پادشاهان نوشته مي شد. به طور مثال، مضمون يكي از اين فرمان ها اين است كه شاه عباس صفوي آرايشگران، طبيبان، صاحبان حمام و... را از پرداخت ماليات معاف كرده و اين اقدامي در جهت بالابردن سطح بهداشت عموم است.
سنگ شاخصي در مسجد وجود دارد كه جهت نشان دادن زمان شرعي به كار مي رود و توسط شيخ بهايي كار گذاشته شده است.
پس از طي يك حياط كوچك كه همين سنگ در آن نهاده شده است، وارد يك سالن خالي مي شويم. در كف آن يك قطعه سنگ با رنگي متفاوت و تيره جلب توجه مي كند. اين سنگ را «سنگ شيطان» مي نامند. مؤذن با ايستادن بر روي آن و اذان گفتن، به دنيا پشت مي كند؛ همچنين وقتي در اين سالن كسي چيزي بگويد و يا با ايجاد كوچكترين صدا، هفت بار انعكاس آن شنيده مي شود؛ درنتيجه زماني كه مؤذن در آنجا اذان مي گفت، در تمام ميدان صدايش مي پيچيد.
گفتن اذان در آنجا به دو دليل ديگر هم بود؛ يكي آنكه، ارتفاع مناره ها خيلي زياد است و طي كردن اين مسير كار دشواري است. همچنين چون حياط كاخي كه زنان و دختران شاهان صفوي در آنجا زندگي مي كردند، از بالاي مناره هامشخص بود، اين اقدام به عمل مي آمد.
اين مناره ها، تقريباً دوبرابر گنبد مسجد ارتفاع دارند و تعداد كاشي هاي به كار رفته در اين مسجد، چند ميليون قطعه است كه از ديگر مساجد، به مراتب بيشتر است.
 

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:23 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

قبرستان تخت فولاد در اصفهان

قسمت اول

بعد از قبرستان وادی السلام درنجف اشرف وسایر گورستانهای اعتاب مقدسه و همچنین گورستان قدیمی قم و مقبره شیخان باید قبرستان تخت فولاد را شریفترین و ارجمند ترین و متبركترین مقابر و گورستانهای ایران بلكه عموم شهرهای شیعه نشین محسوب داشت .
ازاينروباید در حفظ و نگهداری این آثار كوشید و آنها را از محو و فراموشی در امان داشت . در سال 1328 ه .ش. نویسنده ،كتاب مختصر و مفید « تذكره القبور» تالیف علامه جلیل القدر مرحوم مولی عبدالكریم گزی را با حواشی و ملحقات منتشر کرد كه خوشبختانه مورد توجه و عنایب بزرگان علم و دانش و همچنین مومنین و مقدسین قرار گرفت ازهمان تاریخ عده ای از اهل فضل و كمال پیشنهاد كردند كه :
اگر جزوه ای شامل اسامی تكایای تخت فولاد و ذكر نام بزرگان مدفون در آنها و همچنین تاریخچه مختصری از این گورستان نوشته می شد وبه چاپ می رسید راهنمای اهل تحقیق و مطالعه و دلیل و گره گشای مقدسین برای درك فیض زیارت قبور می گردید .
كتاب رجال اصفهان یا تذكره القبور اگر چه ظاهراً كتاب كوچكی است اما شامل اسامی قریب ششصد نفر از بزرگان علماء ، شعراء ، فلاسفه ، حكماء، عرفاء و صوفیان و هنرمندان و خلاصه نمونه مختصری از رجال و مردان نامی اصفهانی در طول قرون و اعصار می باشد .
نویسنده در سال 1348 ه. ش. كتاب « دانشمندان و بزرگان اصفهان »را تالیف ومنتشر ساخت و چون اساس و مبنای كتاب بر پایه تالیف قبلی بود نام دیگر آنرا هم تذكره القبور نهاد . این كتاب نیر مورد توجه و عنایت اهل مطالعه و تحقیق قرار گرفت و تقاضای فضلاء اصفهان بخصوص در موضوع تهیه مقاله یا كتابی كه در حقیقت شناسنامه تخت فولاد باشد تجدید شد .
گورستانها یكی از مبانی تاریخ هر ملت و شهر می باشند .تاریخ علمی و ادبی هرناحیه ای را می توان بطور اجمال از مقابر آن شهر بدست آورد . اگر قبور علماء ادباء، حكماء و شعرا و دیگر مشاهیر علمی از بین رفت دیگر آثار آنان نیز خواه ناخواه از بین رفتنی است مگر اندكی از مولفات آنها . اگر به یكنفر اصفهانی گفته شود : ابن مسكویه ای كه او را اصفهانی میدانی و در شهر تو از دنیا رفت در كجا بخاك سپرده شد یا حافظ ابونعیم با آنهمه اهمیت كه در كتب تاریخ وحدیث برای او نقل شده قبرش كجاست و ده ها بلكه صدها عالم دیگر چه جواب خواهد داد؟
آل خجند و آل صاعد دو خاندان روحانی و متنفذ اصفهان كه تقریبا مدت چهار قرن مركز علمی و قدرت سیاسی اصفهان بلكه نیمی از ایران به دست آنها بود قبورشان كجاست باید بگوئیم كه در قبرستان طوقچی و قبرستان شاه میر حمزه بود كه به مرور زمان ویران شده و زمینهای آنرا بصورتهای گوناگون در آورده اند ، اگر فرض شود كه اینها سنی بودند ، پس آل تركه كه شیعه بودند چرا مقابرشان را خراب كردید و . . . جواب همه این پرسشها جز شرمندگی و سرافكندگی چیزی نیست .
باید متوجه باشیم كه كاری نكنیم كه یك قرن دیگر اعقاب ما مردم این زمان را بجهت عدم توجه به آثار گذشتگان و افتخارات آنها مورد سرزنش و نفرین قرار دهند .
در این جا ممكن است برای عده ای این پرسش بنظر برسد كه : حفظ آثار و قبور گذشتگان چه لزومی دارد و آیا این عمل خلاف دستورات اسلام نیست مگر نگفته اند كه اگر قبری خراب شد تجدید ساختمان نكنید (غیر از قبور علماء و بزرگان دین ) و. . .
در جواب آنها گوئیم كه این همه دستورات بخاطر آنست كه ملت مسلمان « مرده پرست » نباشد اما باید دوستدار علم و عالم باشد احترام به قبور علماء و زیارت آنان مرده پرستی نبوده بلكه احترام به مقام علم و دانش است مثلاً به زیارت قبر علامه مجلسی( رضوان الله علیه) می رویم و جهت شادي روح آن عالم خدمتگزار فاتحه می خوانیم بخاطر علم او بخاطر خدماتی كه به عالم اسلام و شیعه انجام داده به جهت قدردانی از یك عالم حقیقی . زیارت قبور جهت تنبیه و بیداری وعبرت است . از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت شده كه فرمودند : « زورو القبور فانها تذكر كم الاخره » (نهج الفصاحه ـ ذكر اخبار اصفهان ) در اینجا بی مناسبت نیست چند بیت از قصیده ای كه ادیب سخن سنج نكته پرداز آقای فضل الله اعتمادی متخلص به برنا كه در رثاء جوان دانشمندان مرحوم دكتر مهندس بیژن نوربهشت فرزند سرتیپ نور بهشت اصفهانی (1315 ـ 1342 خورشیدی ) سروده است را جهت تنبه و تذكر یاد آور شوم .
نیست این پهن دشت گیتی * جز كشتزاری برای بذر افكن
گیر عبرت زرفتن دگران * كه رسد زود نوبت تو و من
تا بهم چشم برزنی گذرد * عمر چون آفتاب از روزن
عمر شمع است و مرگ همچون باد* شمع را باد كی نهد روشن
نكته ای گویمت زشیخ اجل * كه مضامین اوست زیب سخن
اجل است آفتاب و عمر چو برف * كی بود ز آفتاب برف را ایمن
بعد از مشاهده این اوضاع و خراب شدن تخت فولاد و متروك ماندن آنجا و در نتیجه از بین رفتن آن لزوم تهیه رساله ای در معرفی مدفونین در این گورستان و ذكر تاریخچه اجمالی و مختصر آن ضروری بلكه واجب اخلاقی به نظر می رسد ، ضمناً عده ای از دوستان نیز در این باره اشاره ای فرمودند وتقاضای مومنین نیز موجب تشویق و ترغیب نویسنده شده كه رساله ای به نام لسان الارض و مزار تخت فولاد بنویسم و آنچه را در این باره شنیده و خوانده و دیده ام جمع آوری كرده تقدیم محضر ارباب دانش و كمال گردانم و از همگان بخواهم كه مرا در تكمیل آن یاری دهند و از نواقص و معایب آن چشم بپوشند .
 

این قسمت در حال حاضر شامل مباحث زیر است :

1. وجه تسمیه (علت نامگذاری)
2. تخت فولاد قبل از اسلام .
3. دوره دیالمه و آل زیار.
اكنون بیاری خداوند تبارك و تعالی شروع در شرح مطالب یاد شده می كنیم و از ذات مقدس حضرت احدیت جل جلاله توقیق در انجام آن را می طلبیم و من الله التوفیق و علیه التكلان .
 

1- وجه تسمیه (علت نام گذاری )

این گورستان در طول تاریخ بچندین نام شهرت داشته و برای هر كدام از این اسامی وجوهی ذكر شده است به این ترتیب :
لسان الارض ـ تخت فولاد ـ مزار بابا ركن الدین .
 

الف : لسان الارض یعنی زبان زمین .
برای این نام دو وجه ذكر شده است :

1- حافظ ابونعیم اصفهانی (احمد بن عبدالله بن اسحق بن موسی بن مهران متولد در 330 یا 336 و متوفی در یكشنبه 21 محرم الحرام سال 430 مدفون در قبرستان آب بخشان كه در زمان حاضر به میدان شهداء معروفست ) محدث جلیل القدر مولف كتب و رسائل عدیده از آنجمله : حلیه الاولیاء و مانزل من القرآن فی امیر المومنین علیه السلام و اربعین در حالات حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و كتاب ذكر المهدی (علیه السلام) و غیره در كتاب ذكر اخبار اصفهان (ص 41 جلد یكم ) می نویسد: حدثناابو جعفر محمد بن احمد بن عمروالطهرانی المودب حدثنا عمر بن احمد السامری الخزاز حدثنا احمد بن الحسن الواسطی حدثنا احمد بن محمد بن غالب غلام الخلیل حدثنا هذبه ابن خالد حدثنا حمد (حامد) بن سلمه فی قول الله عزوجل قال: لما قال للسموات و الارض :« ائتیا طوعاً او كرهاً قالتا طائعین » اجابه ارض اصبهان فم الارض و لسانها .
یعنی : گاهی كه حق جل وعلا خطاب به آسمانها و زمین فرمود: به میل یا به كراهت بیائید در جواب گفتند آمدیم از روی فرمانبرداری (ومیل) آیه : 11 سوره فصلت .
ما فروخی اصفهانی (مفضل بن سعد بن الحسین الاصفهانی ) در كتاب :« محاسن اصفهان » در باره اصفهان مولد و منشاء خود پس از ذكر حدیث مروی از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه فرمودند : « حب الوطن من طیب المولد » حدیث خطاب خداوند تبارك و تعالی را به آسمانها و زمین نقل می كند (ص 5 مقدمه مولف ) .
حسین بن محمد بن ابی الرضا آوی اصفهانی از فضلاء و نویسندگان بزرگ قرن هشتم در كتاب : ترجمه محاسن اصفهان (ص 79 ) داستان جواب گفتن زمین اصفهان را از قول حافظ ابونعیم نقل می كند :
مرحوم آقا محمد مهدی ارباب اصفهانی (فرزند حاج محمد رضا فرزند حاج محمد كاظم بن میرزا كوچك بن میرزا ابو تراب میرزا محسن بن حاج میرزا جواد بن حاج ملا مومن اصفهانی متوفی به سال 1314 مدفون در قبرستان آب بخشان اصفهان كه خراب و تسطیح شده و اراضی آنجا را فروخته اند و چند موسسه دولتی نیز در آنجا ایجاد كرده اند . دركتاب « نصف جهان فی تعریف الاصفهان » گوید: « از جمله امكنه معروف تخت فولاد بقعه مشهور به لسان الارض است كه در آن قبریست می گویند قبر شعیای پیغمیر است و بین الانام معروف است كه این محل جواب انبیای طائعین را گفت و در این باب حدیثی گفته و نقل كرده اند . پس از این بیان گفتار ما فروخی را در كتاب محاسن اصفهان نقل می كند .»
2- مرحوم مولی عبدالكریم گزی در تذكره القبور (ص 44 رجال اصفهان ) می نویسد : گویند حضرت امام حسن (علیه السلام) كه به اصفهان آمد این زمین با او تكلم كرده كه یهود جادو می كنند پس آن حضرت تختی از فولاد ساخته و در آن منزل كرد كه جادو در آن اثر نكند و به این مناسبت این قبرستان را تخت فولاد می گویند (همچنین لسان الارض به قسمتی از آن گفته شده است ) ولی آمدن آن حضرت به اصفهان محل تامل است اگر چه بعضی از علماء ورود حضرت را به كهنگ(بروزن نهنگ)كه ازدهات اصفهان است وغیر آن را نقل نموده اند.
« آنچه گویند در تشریف آوردن حضرت مجتبی (علیه السلام )به اصفهان این زمین سخن گفته مدركی نیافته ام فقط در كامل ابن اثیر به سال 31 تشریف آوردن حضرت مجتبی بلكه حضرت سیدالشهداء (علیهما السلام) را كه آنهم بسیار مورد تعجب و تامل است با عبدالله بن عباس و عبدالله بن زیبر به خلافت عثمان در لشكری كه برای فتح جرجان و استر آباد میرفتند نوشته حال از اصفهان گذشته باشند یا از طرف اردستان و كهنگ رفته اند یا از نهاوند به قم یا قزوین خدا داناست » (انتهی محل الحاجه )
 

مسافرت حضرت مجتبی علیه السلام

در بین مردم اصفهان چنین شهرت دارد كه حضرت امام حسن علیه السلام به اصفهان تشریف آورده و درمحل مسجد لبنان نماز خوانده است از اینرو مسجد لبنان كه از مساجد قدیمی اصفهان است از نظر توجه مومنین و مقدسین بدانجا از اهمیت بیشتری برخوردار است لكن در كتب معتبر از این سفر ذكری نشده است .
مرحوم سپهر در ناسخ التواریخ (ص 173 چاپ اسلامیه ) می نویسد : در تاریخ روضه الاحباب مسطور است كه در سفر جرجان حسنین (علیهما السلام) باتفاق سعید بن العاص بودند . در تاریخ مازندران و در كتاب روضه الصفا و حبیب السیر بدین قصه اشاراتی رفته و این جمله سند بر روضه الاحباب می برند و صاحب روضه الاحباب در این سخن منفرد است و این سخن از وی معتبر نیست.
دانشمند محترم جناب آقای حاج آقا حسین عماد زاده اصفهانی در كتاب زندگانی حضرت مجتبی (علیه السلام) در ضمن شرح مسافرتهای آن حضرت بنقل از تاریخ فتوحات اسلامی (ص 175) می نویسد : حضرت در جنگهای اسلامی و فتوحات زمان عمر وعثمان شركت داشت . . . بطوری كه می نویسند در سال 26 و 28 در جنگهای ایران فرماندهی داشت و در سال 30 در جنگ طبرستان شركت فرمود (ص 365 زندگانی حضرت مجتبی علیه السلام )
حافظ ابونعیم اصفهانی دركتاب « ذكر اخباراصفهان »جائیكه از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) كه به اصفهان آمده اند یاد می كند گوید :از جمله آنهاست : ریحانه رسول خدا حسن بن علی بن ابیطالب (علیه السلام) . . . شبیه رسول الله (صلی الله علیه وآله) . . . در حال عبور جهت جنگ جرجان داخل اصفهان گردید .
مرحوم عباسی بهشتیان هم در كتاب : «بخشی از گنجینه آثار ملی » در وجه تسمیه لسان الارض (ص 74) شرحی نوشته كه از نظر علمی ارزشی ندارد و طالبان می توانند به آن كتاب مراجعه نمایند .
 

ب : تخت فولاد

در علت شهرت این گورستان بدین نام از طرف نویسندگان نظریاتی و بیاناتی گفته شده است بدین قرار :
1- سابقاً از قول مرحوم مولی عبدالكریم گزی درتذكره القبور راجع به نام لسان الارض شرح نوشتیم كه :گفته می شود كه حضرت مجتبی (علیه السلام) جهت رفع آثار جادوی یهود اصفهان تختی از فولاد تهیه فرمومد و در این محل بر روی آن نشست . این سخن همانند گفتار مرحوم بهشتیان هیچگونه ارزش نداشته و فقط پنداری عامیانه بیش نیست .
2- مرحوم حاج میرزا حسن خان جابری انصاری در تاریخ اصفهان وری (ص 93 قسمت پائین صفحه ) در ضمن وقایع سال 407 ه.ق. می نویسد :
« در ری پسر پولاد از اتباع بویهیان یاغی شده و بمدد منوچهرین قابوس وی را حصار داده و آنها را ناچار كرد تولیت اصفهان را به او دادند و تخت پولاد منسوب به پدر اوست كه دلیری رشید بود و تختی سنگی ساخته بر او نشسته و تا زمان پدر مولف آن تخت سنگی بود . كشتی گیران از زمان معتمد در آن نقطه كشتی میگرفتند وچون دیگر مبانی اتباع ظل السلطان آنرا از میان بردند . یعنی تخت را شكستند لكن محل او معلوم و معین است » .
محل این سنگ و قبر وفولاد در قسمت غربی غسالخانه قرار داشت ، كه متاسفانه سال قبل یعنی سال 1407 خراب كردند و قصد ایجاد و ساختن میدان میوه در آن محل را دارند در صورتیكه در سال 1404 شهرداری اصفهان از عده ای از مطلعین و دانشمندان برای برنامه ریزی در كار تخت فولاد دعوتی نمود كه در آن نماینده مرحوم آیت الله خادمی نیز شركت داشت نویسنده نیز در آن جلسه حضور داشتم پس از مطالبی كه جناب آقای شهردار و آقاری پوریای ولی اظهار كردند و مطالبی كه شهردارآن وقت ناحیه 6 كه با كلیه اصول و قواعد مخالف بود و فقط و فقط بخرابی و انهدام و محو آثار تخت فولاد می اندیشید گفته شد و پس از مطالبی كه دانشمند بزرگوار جناب آقای دكتر محمد مهریار ودیگران اظهار داشتند قرار شد كه :
1- هیئتی بنام : « هیئت امناء تخت فولاد» از افرادی ذی صلاحیت و آشنا بتاریخ علمی و اجتماعی اصفهان وعده ای ازمردم خوشنام و خدمتگزار انتخاب شود كه كلیه كارها زیر نظر آنان انجام گیرد.
2- محدوده تخت فولاد از چهار طرف معین شد و قرار شد كه در آن قسمت دیگر اجازه ساختن خانه و مغازه وغیره داده نشود و حتی المقدور افرادی كه در آنجا ملكیتی دارند املاك آنها باز خرید شده و ضمیمه تخت فولاد گردد .
3- نسبت به تكایا و بقاع و قبور تا تعیین هیئت امناء و تشخیص و نظرات آنان هیچگونه اقدامی نشود.
متاسفانه این جلسه مانند بسیاری از جلسات كه :«نشستند و گفتند و برخاستند» عمل شد و هیچ اثر مثبتی از آن گرفته نشد و جناب شهردار محترم با عده ای مشورت كردندوبر خلاف نظرات آنها عمل فرمودند و مهمتر از همه آنكه مرتب می گویند : ما با قبور كاری نداریم نمیدانیم مقصودشان از كار داشتن چیست ؟ دیگر غیر از خراب كردن و سنگ و آجر آنها را بغنیمت بردن چه می تواند بكنند . آیا هنوز هم فكری دارند خداوند عاقبت زنده و مرده مارا حفظ كند .
4- شاردن سیاح معروف فرانسوی در سفرنامه خود (ص 77 ترجمه محمد عباسی قسمت اصفهان ) پس از شرحی كه راجع به مقبره اللهوردیخان (اللهوردی بیك ) و محمد علی می نویسد گوید:
« درماورای آنها ناحیه تخت فولاد واقع شده است كه به مناسبت سكونت سردار بزرگی در آنجا كه به واسطه پیروزیهایش « پولاد بازو» لقب داشته چنین نامیده شده است .»
 

ج: مزار بابا ركن الدین

تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرنهای پنجم تا نهم به مناسبت اختلافات داخلی و جنگهای پادشاهان و قحط و غلاها و كشت و كشتارها ودیگر سوانح آنچنان كه باید و شاید نوشته نشده و قسمت عمده آن مجهول است .
درباره مقابر این شهر همینقدر می دانیم كه هر محله ای از محلات اصفهان برای خود گورستان مخصوص داشته و بزرگی و كوچكی این گورستانها مربوط به اهمیت آن محله ای بوده كه گورستان مربوط به آنجا بوده است .
این وضع تقریباً تا حدود یكصد سال قبل ادامه داشته است از آن تاریخ به بعد بتدریج مقابر داخلی شهر یكی پس از دیگری متروك و مهجور و خراب شده تا این اواخر كه قبرستان تخت فولاد گورستان منحصر بفرد اصفهان گردید .
در این پنجاه ساله اخیر ما خود شاهد و ناظر بودیم كه شهرداریها بعناوین مختلف بسیاری از این گورستانها را از بین بردند و هیچ اثری از آنها باقی نگذاشتند و چون شهرداری خود را وارث همه مردم در طول تاریخ می داند قبور آنها را نیز ملك خود انگاشته قسمتی را به ادارات دولتی از: آموزش و پرورش و یا بهداری واگذار كرده كه در آنجا بنای مدرسه ودبیرستان و بیمارستان و هنرستان و بهداری و غیره نمودند و قسمتی از آنها را نیز فروخته و مردم لاابالی و بی همه چیز در آنجا خانه و مغازه بنا كردند .
 

برای نمونه ازچند گورستان یاد می كنیم :

1- مزار آب بخشان كه در هزار سال قبل آنجا را «مردبان » می گفتند و اكنون محله مجاور آنرا مورنان كه تصحیف مردیان است می خوانند و قبر حافظ ابونعیم اصفهانی در آنجا بوده است كه اكنون اثری از آن باقی نیست نویسنده در كتاب رجال اصفهان اسامی عده ای از علماء مدفون در آنجا را بشرح نوشته ام (بنقل از حواشی حضرت آیت اله العظمی آقای حاچ سید شهاب الدین مرعشی نجفی )
2- گورستان چملان یا سنبلان كه مربوط به قبل از اسلام و بعد از آن بوده و آنرا در حدود سال 1310 ه.ش. خراب كردند .
3- گورستان ستی فاطمه در محله چهار سوق شیرازیها از مقابر معتبر در دوران صفوی تا این اواخر قسمتی از آن باقی بود كه در چند سال اخیر آنرا نیز از بین بردند .
4- گورستان شاه میرحمزه از مقابر كهن مربوط بخاندان خجندی كه در سال 1363 ه.ش. خراب شده قسمتی به خانه و مغازه و خیابان و دانشسرای كشاورزی تبدیل شد.
5- گورستان طوقچی از مقابر كهن مربوط به خاندان صاعدیان كه آنجا را نیز شهرداری خراب كرده و دبیرستان هاتف و غیره در آنجا ساخته شده است .
6- گورستان گلستانه مربوط بسادات جلیل گلستانه و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) واقع در بیرون دروازه احمد آباد كه تا حدود چند سال قبل باقی بود و شهرداری آنجا را خراب و تسطیح نمود و عمارت شیرخوارگاه در آن قبرستان ساخته شده است .
اینها چند نمونه بود و اگر بخواهیم نام تمام گورستانها را ذكر كنیم مطلب بدرازا می كشد و همینقدر گوئیم كه عامل اصلی در این خرابیها دولت وقت بوده است و شهرداریها و عده ای از مردم سودجو و فرصت طلب .
مردم مسلمان بچشم خود می دیدند كه قبور پدرانشان راخراب می كنند لكن قدرت مخالفت نداشتند و جائی و موسسه ای كه به شكایت آنها گوش دهد وجود نداشت همه سرنگونی و نابودی دولت و آمرین آنها را از خدا می خواستند .
مقدمات انقلاب اسلامی بدست روحانیت ورهبری و هدایت علماء بزرگوار فراهم شد مردم متوجه شدند كه تنها راه وصول به مقاصد عالیه و تجدید حیات اجتماعی اسلام و برآورده شدن هزاران امید و آرزو كه یكی از آنها حفظ و نگهداری قبور پدرانشان وعلماء و بزرگان بود تقویت انقلاب است والحق در این راه خوب فهمیده بودند. در دوران گذشته صدها قانون خلاف اسلام وضع كردند و بزور بر مردم تحمیل نمودند . انقلاب اسلامی بود كه می توانست همه نادرستیها را اصلاح كند و فسادها را بصلاح بر گرداند.
شكر خدای را كه انقلاب اسلامی به ثمر رسید و اوضاع حكومت دگرگون گردید رژیم سلطنتی به جمهوری اسلامی تبدیل شد . اكنون موقع آن رسیده است كه آرزوهای ملت یكی پس از دیگری طبق موازین شرعی برآورده شودبسیاری از آنها صورت عمل بخود گرفت . درب مراكز فسادبسته شد از منكرات جلوگیری شد و. . .
وقت آن رسید كه به اوضاع گورستانها نیز سروسامانی داده شود. گفتند محیط تخت فولاد دیگر مناسب دفن اموات نیست زیرا از چهار طرف مردم در آنجا خانه ساخته اند و بودن گورستان مخالف اصول بهداشت است . گفتند محیط كثیف و آلوده است و باید در نظافت آن كوشید و از انگونه حرفهای صحیح اما همه اینها مصداق ضرب المثل معروف بود كه : «كلمه حق یرادبها الباطل » آنها كه این سخنان را می گویند و می گفتند در زیر لفافه عبارات شیرین نیتی فاسد وقصدی شیطانی داشته و دارند . آنها برخلاف عموم مسلمانها كه برای گذشتگانشان احترام قائلند فكر می كنند شاید ازافكار فرقه گمراه وهابی ها الهام میگیرند كه در حجاز همه قبور را با خاك یكسان كردند . قصد ادامه سخن نداریم همینقدر گوئیم : «شقشقه هدرت ثم قرت » گاه می شود كه انسان تحت تاثیر عواطف قرار گرفته و قلم و زبان باختیار خود می نویسد می گوید .
 

برگردیم به مطلب :

در قرنهای پنجم تا نهم مزار تخت فولاد یكی از جایگاههای عباد و ریاضت بوده و عرفاء و صوفیه و مرتاضین و عبادو زهاد در آنجا برای خود عبادت خانه ها ساخته بودند و در آنها شب وروز به عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال مشغول بودند .در بعضی از كتابها دیده شد كه تعداد این زوایا و تكیه ها در عهد صفویه قریب چهار صد عدد بوده است كه عموماً در فتنه افغان و بعد از آن خراب « بابا ركن الدین » عارف و صوفی معروف می باشد. نامش ركن الدین مسعود بن عبدالله انصاری بیضاوی وفاتش در روز یكشنبه 26 ربیع الاول سال 769 ه.ق. شرح حالش همچون دیگر باباها مجهول است همینقدر معلوم است كه مورد توجه و عنایت علماء بزرگ همچون جناب شیخ بهائی و مولی محمد تقی مجلسی و حاجی كلباسی بوده است .
باباركن الدین ظاهراً در زاویه عبادت خویش مدفون گردیده (شرح تكیه و گنبد آن بعداً نوشته می شود ) پس از وفات باباركن الدین در این محل آنجا را گاه تخت فولاد گاه مزار باباركن الدین می گفتند .
میرزا طاهر نصر آبادی درتذكره الشعراء خود (ص 153 )در شرح حال میرابوالقاسم فندرسكی پس از شرحی كه درباره او می گوید :
« مرقد پرفتوحش در مزار قطب العارفین باباركن الدین است واقع در اصفهان »
شاردن در سفرنامه خود (ص 69 ترجمه آقای محمد عباسی قسمت اصفهان )در تحت عنوان «شاه عباس كبیر بانی مزار باباركن الدین و شمه ای از تاریخچه آن » باباركن الدین می نویسد :
« نام باباركن كه به این پل (مقصود پل خواجو می باشد كه در آن زمان آن را پل باباركن الدین نیز می گفته اند) یكی از بزرگترین و مشهورترین گورستانهای اصفهان می باشد و بمناسبت دفن یك درویشی شهیر پارسای باستانی در یك مزار زیبای مرمری كه در گورستان مزبور بنا گشته چنین نامیده شده است» استاد بزرگوار جناب آقای عریضی در ترجمه این قسمت از كتاب (ص 148) می نویسد:
«نام بابا ركن الدین را كه به این پل نهاده اند از نام قبرستانی به این اسم اقتباس شده است كه بزرگترین و مشهورترین قبرستانهای اصفهانست و درویش مشهور پارسائی كه همین نام را داشته وقبر مجللی از سنگ مرمر دارد در آن مدفونست » .
خاتون آبادی در كتاب : «وقایع السنین و الاعوام» در ضمن وقایع سال 1116 می نویسد:
«فوت فاضل عالم عامل مجتهد عم امجد میر اسماعیل اشهیر بخاتون آبادی روز چهارشنبه چهارم ربیع الثانی سنه هزارویكصد و شانزده دفن او در مقبره ای كه خود ساخته بودند در قبرستان باباركن الدین و مشتمل برگنبدی است و هفت حجره و هفت نفر طالب علم در آنجا سكنی دارند» (ص 555 وقایع السنین)
 

فائدة لغوی

كلمه فولاد (معرب پولاد ) بر وزن بودار، در لغت به معانی زیر اطلاق شده است : 1- فلز معروف 2- گرز و عمود 3- تیغ و شمشیر 4- نام پهلوان ایرانی در زمان كیقباد 5- نام پهلوان تورانی 6- پولاد غندی (بضم غین منقوط ) نام دیو مازندرانی (برهان قطع ـ فرهنگ شاهنامه ـ فرهنگ نوبهار )
در قرون اولیه علاوه بر آنكه لفظ پولاد را برخی از اشخاص صفت قرار داده و گفته اند : پولاد بازو. . . نام خاص نیز بوده است همچون پولاد دیلمی كه تخت فولاد منسوب به او است .
فولاد ستون (یا فلادستون ) آخرین پادشاه آل بویه : ابومنصور فرزند ابوكالیجار مرزبان بن سلطان الدوله دیلمی كه پس از مرگ پدر در 14 جمادی الاولی سال 440 در شیراز به تخت سلطنت و حكومت نشست و تا سال 447 سلطنت كرده و بشرحی كه در كتب تواریخ مسطور است در این تاریخ گرفتار گردیده و در سال 448 وفات یافت ( حبیب السیر ـ روضه الصفا ـ ریحانه الادب (ص 331 ششم ) و دیالمه و غزنویان تالیف عباس پرویز و كتاب : آثار الشیعه الامامیه جلد سلاطین (ص 31 جلد سوم ) .
ادامه دارد ....
 

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:31 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

قبرستان تخت فولاد در اصفهان

قسمت دوم

گورستان های اصفهان

در دوران قدیم و قدیمتر كه شهر اصفهان به صورت محلات و قریه های پراكنده و دور از هم بود هر محله و قریه ای برای خود گورستانی داشت و مردگان اهل آن ناحیه را بگورستان اختصاصی آن محل برده و مدفون می ساختند و ندرتاً اتفاق می افتاد كه جنازه ای را از محلة دیگر ببرند .
نویسنده در مقدمه كتاب : دانشمندان و بزرگان اصفهان اسامی قریب پنجاه گورستان و مقبره های خصوصی را یاد آورشده ام كه از آن جمله است : گورستان تخت فولاد یا مزار بابا ركن الدین .
شاردن فرانسوی در سفرنامه خود دنجا كه آمار واحصائیه نهائی و كلی شهر اصفهان را در دروه صفویه بیان می كند می نویسد: اصفهان دارای
1- یكصد وشصت ودوباب مسجد
2- چهل وهشت باب مدرسه
3- یكهزار وهشتصد ودو باب كاروانسرا
4- دویست و هفتاد و سه باب گرمابه
5- دوازده گورستان
می باشد (ص 121 سفرنامه شاردن ترجمه محمد عباسی ).
البته باید متذكر بود كه این گورستانهای دوازده گانه غیر از مقابر خصوصی و امامزادگان می باشند كه در اطراف آنها نیز عده ای را دفن می كردند .
وجود یكهزار و هشتصد باب كاروانسرا بیانگر كثرت ایاب و ذهاب مسافرین و همچنین وضع تجارت این شهر بوده چه كاروانسرا بیانگر كثرت ایاب وذهاب مسافرین و همچنین وضع تجارت این شهر بوده چه كاروانسرا هم محل رفت و آمد قافله ها و مسافرین و هم محل سكونت تجار و دادوستد بازرگانان بوده است .
مرحوم ابوالقاسم رفیعی مهر آبادی محقق و متتبع معاصر در كتاب «آثار ملی اصفهان » نام 33 گورستان از گورستانهای اصفهان را ذكر می كند طالبین مراجعه فرمایند .
 

2- تخت فولاد در قبل از اسلام :

همانگونه كه ذكر شد زمین لسان الارض بشرحی كه از كتاب : (ذكر اخبار اصفهان ) تالیف حافظ ابونعیم نقل كردیم حكایت از بدو خلقت می كند كه قدمت و اهمیت آن با خلقت انسان و زمین و آسمان شروع می شود .
خبری را كه حافظ ابونعیم روایت می كند هر چه باشد نشانگر سابقه تاریخی این زمین مقدس بوده و از آن حكایت می كند كه قبل از اسلام نیز مورد توجه و عنایت مردم این شهر بوده است .
 

بابا فولاد حلوائی

گفتیم كه در قرن هفتم و هشتم و حتی در زمان صفویه تاقرن یازدهم عده ای از عرفاء و صوفيه بنام «بابا» شهرت دارند . نویسنده در كتاب : دانشمندان و بزرگان اصفهان (ص 152) اسامي 35 نفر از كسانی را كه به بابا معرفند ذكر نموده است و البته نام عده ای نیز نوشته نشده است كه از آنجمله : بابا فولاد حلوائی كه عده ای معتقدند كه تختگاه او در این زمین متبرك بود و به همین جهت آنجا را تختگاه بابا فولاد بو بعداً تخت فولاد گفتند .
شرح حال این باباها عموماً مجهول و آنچه در همه مشترك است تصوف و عرفان است و ظاهراً عده ای از آنها شیعه اثنی عشری بوده ا ند مانند : بابا ركن الدین، بابا فولاد و بابا شیخ علی و . . .
 

3- تخت فولاد در عهد دیالمه و آل زیار

مرداویج (مرد آویز) فرزند زیار كه نسب او به « ارغش» كه در عهد كیخسرو والی و حاكم گیلان بوده می رسد ، بشرحی كه در تواریخ مسطور است در سال 316 در اصفهان بر تخت سلطنت نشست و تاج بر سر گذاشت . وی در زنده كردن سنتهای ایرانیان قدیم اهتمامی تمام داشت از آنجمله : در ماه صفر سال 323 مطابق دهم بهمن ماه و جشن سده دستور بر پا ساختن مراسم جشن و آتش بازی و آتش افروزی مفصلی داد كه شرح آن بطور اجمال از اینقرار است :
از مدتی قبل دستور داد كه از طرف چوب و هیزم فراوان گردآورده در زمین مابین رودخانه زاینده رود و هزار دره كه زمین تخت فولاد و لسان الارض را نیز شامل می شود رویهم انباشتند و بر آنها نفت ریختند تمام دامنه كوههای اطراف را چراغانی كرده وعده ای از مرغان را دستور داد كه بپای آنها پارچه نفت آلود بستند و عده ای از افراد نفت باز را كه در نفت افشانی مهارتی داشتند نیز بخواند تمام وسائل جشنو چراغانی و آتش بازی فراهم شداما در شب عید سده وی ببهانه ای خشمناك شد و شخصاً در مراسم شركت نكرد و علاوه بر آن كلیه مامورین و متصدیان امور جشن را دشنام داده و تهدید كرد . پس از یكی دو روز واقعه ای دیگر رویداد كه بر خشم و غضب او افزود و نسبت به عده ای از غلامان ترك كه در خدمت او بودند توهین بسیار كرده و دستور داد كه بر آنها زین ولگام نهند و در اصطبل زندانی كنند . این عمل بر آنها گران آمده به قصد انتقام عده ای از آنها هم عهد شدند (توزن ـ بجكم ـ بقرا ـ محمدبن ینال) و كورتكین غلام مخصوص او را فریفته و تیغه خنجری را كه مرداویج همیشه همراه داشت شكستند . در وقتی كه وی بحمام رفته بود بحمام ریخته و قصد جان او كردند، مراویج خنجر بركشید كه از خود دفاع كند آنرا بدون تیغه دید از توطئه آگاه شد با كرسی (چهارپایه) كه زیر پایش بود از خود دفاع می كرد لكن سرانجام كشته شد.
مرحوم انصاری در تاریخ اصفهان و ری (ص 77) ضمن وقایع سال 323 و مراسم جشن سده و سرانجام كشته شدن مرداویج می نویسد: آتشبازی زاغ و كلاغ بروی میمون نیامد .
 

مساجد تخت فولاد

زمین تخت فولاد بالاخص قسمت معروف به لسان الارض متبرك و در نزد مومنین و مقدسین از زمینهائی است كه امید استجابت دعا در آن بیشتر از جاهای دیگر است .
در قرون هشتم تا دهم تعداد زیادی خانقاه و تكیه از طرف عرفاء و صوفیه در آنجا برقرار بود كه در آن جمعی از عباد و زهاد به عبادت و نماز و دعا و ذكر اوراد مشغول بوده اند و متاسفانه در طول تاریخ آن خانقاه ها یكی پس از دیگر خراب گردیده است .
از قرن دهم كه سلاطین صفویه روی كار آدمدند و به خصوص زمان شاه عباس اول كه حقاً او را كبیر گفته اند ساختن مسجد جهت عبادت بوسیله بزرگان و متمكنین در اصفهان و سایر شهرهای ایران رواج گرفت . به همین جهت در تخت فولاد كه محلی آرام و خلوت بود و مومنین می توانستند در آنجا با فكر آسوده و خیال راحت عبادت كنند نیز شبستانهائی ساخته شد . بعضی از این مساجد و شبستانها كه از آن تاریخ تا كنون ساخته شده است بقرار زیر است :
 

1- مسجد تكیه میر محمد اسماعیل خاتون آبادی:

مرحوم میر محمد اسماعیل مدرس خاتون آبادی در تخت فولاد مدرسه ای بنا كرد كه خود نیز در آنجا مدفون گردید . برای این مدرسه در قسمت جنوبی مسجدی طرح انداخت ، تاریخ ساختن مدرسه قبل از 1116 هجری یعنی سال فوت مرحوم خاتون آبادی می باشد.
 

2- مسجد تكیه آقا میرزا محمد باقر چهار سوقی ، صاحب روضات الجنات :

شبستانی در سمت جنوب تكیه جهت عبادت و احیاء در شبهای جمعه و همچنین برگزاری مراسم فاتحه خوانی و برگزاری مراسم هفته و چهلم و غیره بنا گردیده است .
 

3- مسجد حضرت امام حسن (علیه السلام ):

در سالهای اخیر در قسمت جنوب تكیه خاتون آبادی عده ای از اهالی تخت فولاد زمین قبرستان را تصرف نموده و در آنجا خانه ساختند و هم طرح مسجدی كوچك انداخته و آن را بنام حضرت مجتبی، امام حسن (علیه السلام )نامیدند .
 

4- مسجدتكیه آقا حسین خوانساری :

در سمت جنوب غربی تكیه (شبستان ) جهت نماز واحیای شبهای جمعه .
 

5- مسجد تكیه حاج محمد حسین كازرونی :

در قسمت جنوب غربی تكیه شبستان آجری و آبرومندی است كه در موقع ساختن تكیه آنجا نیز بنا گردید و شبهای جمعه در طول سال مراسم دعای كمیل و نماز جماعت در آنجا انجام میگیرد .
 

6- مسجد ركن الملك (میرزا سلیمان خان ) :

مهمترین مسجد در مزار تخت فولاد است كه بوسیله مرحوم ركن الملك شیرازی نایب الحكومه اصفهان در سال 1320 (تقریباً) در اول تخت فولاد بنا گردیده است . شرح آنرا در كتاب نفیس گنجینه آثار تاریخی اصفهان مطالعه فرمائید .
 

7- مسجد تكیه حاج آقا مجلس خادم الشریعه (شبستان) :

كه متاسفانه در سالهای اخیر در موقع احداث خیابان این شبستان نیز خراب شد وقبلاً شبهای جمعه در آنجا مراسم دعا و احیاء و قرائت دعای كمیل بوسیله مرحوم حاج آقا شمس الدین خادمی اجرا می شد.
 

8- مسجد مصلی :

در قرون اولیه اسلام همانگونه كه هر محله ای جهت خود گورستانی مخصوص داشت بهمین كیفیت مصلائی نیز داشته كه نماز عید را عموماً در آنجا اقامه می كردند از آن جمله :
1. مصلای بید آباد بنام قبله دعا كه اكنون نیز محله ای بهمین نام معروف است و قبرستان آنجا را در سال 1331 ه.ش. به بعد از بین بردند.
2. مصلای خواجو (حدود امامزاده باقر)
3. مصلای طوقچی (جنب منار باغ قوشخانه و ظاهراً محل مسجد قبا صورت یا قباسوخته )
4. مصلای لبنان حدود شاهزاده ابراهیم واقع در محله مستهلك .
5. مسجد مصلی در اراضی تخت فولاد .
مرحوم میرزا عبدالله افندی اصفهانی در كتاب ریاض العلماء در شرح حال مرحوم محقق خونساری آقا حسین (علیه الرحمه) می نویسد: او را در صحرای بابا ركن الدین دفن كردند . در وقایع السنین می نویسد: وی را مابین مصلی و آب انبار دفن كردند .
این مسجد از حیث وسعت و اهمیت از جهاتی بر سایر مصلاهای اصفهان برتری داشته و عموماً جهت نماز استسقاء در آنجا جمع می شده اند . در قسمت جنوبی این مسجد مقصوره كوچكی (جای محراب امام جماعت و منبر ) داشت كه مربوطه به زمان آق قویونلوها و شاید یكی دو قرن قبل از آنها بوده و در طول تقریباً هفت قرن از آسیب زمان محفوظ مانده بود لكن متاسفانه در سالهای اخیر آنجا را خراب كردند و ندانسته یكی از آثار تاریخی این سرزمین مقدس و مسجد را از بین بردند .
در گرداگرد این مسجد دیواری كشیده بودند كه صحن مسجد از دیگر اراضی مجزا باشد در طول قرون متمادی این حصار احتیاج به تعمیراتی پیدا كرد كه بوسیله مردمان خیر و نیكوكار و مومنین به هدایت وراهنمائی علماء بزرگوار تعمیرات انجام گردیده است .
از آنجمله در حدود سال 1300 به وسیله مرحوم حاج محمد تقی نقشینه تاجر نیكوكار و در سالهای 1360 به بعد به راهنمائی مرحوم حجه الاسلام آقا شیخ محمد باقر زند كرمانی و به كمك و مساعدت مالی مردم دیندار تعمیرات اساسی و كلی در دیوارهای مسجد انجام شده و در طرف شرق و غرب جهت آن گلدسته بنا كردند . شبستان مسجد مزبور نیز از آثار حاج محمد تقی نامبرده است . آب انبار داخل مسجد نیز مربوط به یكی دو قرن قبل از این تاریخ می باشد .
در سالهای اخیر دیوار اطراف مسجد تجدید گردیده لكن متأسفانه مقصوره قبلی را ندانسته منهدم كرده و قسمتی از فضای مسجد را نیز از مسجد بیرون انداختند و در نتیجه فضای مسجد كوچكتر از اول گردید . این مسجد دارای چهار درب می باشد .
1- درب شمالی محاذی قبور سادات بهشتی
2- درب جنوبی داخل تكیه مرحوم آقا میرزا محمد باقر چهارسوقی
3- درب غربی در خیابان موسوم به آب 250
4- درب شرقی مقابل مدرسه راهنمائی كه شهرداری زمین آنجا را به آموزش و پرورش واگذار كرده و آنان در این محل مدرسه ای ساختند .
 

آب انبار

چون معمولاً آب چاههای تخت فولاد شور بوده و قابل شرب نمی باشد از اینرو جهت آب آشامیدنی از آب انبار استفاده می شد كه در فصل بهار و بارندگی آنها را از آب انباشته و در فصل تابستان و پائیز از آن استفاده می كردند و جهت آب حوض و حوضخانه از چاهها استفاده می شد . آب انبارهای تخت فولاد تا آنجا كه نویسنده اطلاع دارد از اینقرار است :
1. آب انبار تكیه كازرونی كه در خارج تكیه ساخته شده و ساختمان آن مربوط به سال 1342 هجری قمری هنگام ساختن تكیه می باشد .
2. آب انبار تكیه حاج آقا مجلس كه گاهی آنجا را تكیه آقا سید ابوجعفر نیز می خوانند و در خارج تكیه قرار داشت و در موقع احداث خیابان شهرداری وقت آنرا منهدم ساخت . تاریخ بنای آن در قرن دهم بوده و بوسیله مرحوم حاج آقا مجلس خادم الشریعه تعمیر گردیده بود.
3. آب انبار لسان الارض كه در قسمت غربی لسان الارض قرار داشت و ساختمان آن مربوط به قرن 11 واحتمالاً قرن 10 و یاكمی جلوتر می باشد .
4. آب انبار مسجد ركن الملك داخل مدرسه ركن الملك كه مدخل مسجد نامبرده بوده و ساختمان آن مربوط به سال 1325 پس از اتمام ساختن مسجد می باشد .
مرحوم ملاعبدالجواد خطیب در تاریخ آن قطعه ای سروده كه بر سنگ مرمر به خط نستعلیق و شاید به خط خود مرحوم خطیب نقش بسته است .
از همت ركن الملك معمور صفاهان شد درمسجدش آب انبار سرچشمه حیوان شد
نوشاندش از كوثر هر لحظه عوض حیدر كاین آب روان پرور ، زان منبع احسان شد .
خواهی اگرش اطوار بنگر تو بدین آثار كاین مسجد و آب انبار شرذمه از آن شد .
می جست خطیب از غیب تاریخ كه ذوقش گفت « این صرح ممرد نیز بنیان زسلیمان شد»«1325»
مرحوم ملا عبد الجواد خطیب در اشعار خودگاهی ادیب و زمانی خطیب تخلص می كرد .
5- آب انبار سمائیان از بناهای مرحوم سمائیان (مرحوم حاج ملاحسین بزاز معروف به سمائیان از تجار محترم و بازرگانان متدین اصفهان ) وی در سالهای اخیر یعنی بعداز سال 1360 قمری در تخت فولاد بنای آب انباری نمود . محل این آب آنبار در سمت راست راهی است كه از تكیه میرزا ابولامعالی كلباسی جهت تكیه ملك میرود قبر خود آن مرحوم نیز در سمت غربی آب انبار نامبرده قرار دارد .
6- آب انبار مسجد مصلی كه از آثار عهد صفوی وشاید قبل از آن است ، این آب انبار در اول قرن چهاردهم به وسیله حاج محمدتقی نقشینه تعمیر گردید و كتیبه آن به خط خوشنویس معروف مرحوم عبدالرحیم افسر می باشد .
7- آب انباری كه در قسمت غربی تكیه بابا ركن الدین قرار داشت و ظاهراً ساختمان آن مربوط به قرن نهم و یا دهم مینمود و در سالهای اخیر جزو ساختمانهای وابسته به فرودگاه قرار گرفت و خراب شد قبور چندتن از مشایخ و بزرگان صوفیه عهد صفوی در مجاورت آن قرار داشت كه نویسنده آنها را دیده بودم .
از موقعی كه لوله كشی آب در شهر و خارج به وسیله سازمان آب و فاضلاب اصفهان انجام گردید ، دیگر نیازی به وجود آب انبارهای نامبرده نبود و كلاً متروك و بدون استفاده گردید . باید كلیه ادارات و مسئولین آنها را به عنوان حفظ آثار ملی و میراث فرهنگی نگاهداری كنند و ازمحو و خرابی آن به وسیله هر دستگاهی جداً ممانعت نمایند .
 

غسالخانه

هر فرد مسلمانی كه از دنیا رفت واجب است كه او را :
1- غسل بدهند . 2- كفن كنند 3- بر او نماز بخوانند 4- دفن كنند .
هر یك از این افعال چهارگانه شرایط و مسائلی دارد كه فقهاء بزگوار در كتابهای خود بدانها اشاره كرده اند . در زمانهای گذشته همچنانكه قبلاً اشاره شد محلات برای خود گورستانهای مستقل داشتند وهر یك از این گورستانها نیز جهت غسل دادن با موات ، محلی معین و معلوم داشت . درجنب برخی از مساجد نیز غسالخانه وجود داشت كه تا نیم قرن قبل یعنی تا حدود سال 1350 بعضی از آنها دائر بود و بعداًمتروك گردید. از وقتیكه گورستانهای داخلی شهر یكی پس از دیگری متروك و دفن در آنها عرفاً و قانوناً ممنوع شد احتیاج به غسالخانه در تخت فولاد یعنی مزار عمومی شهر احساس گردید . از اینرو از طرف یكی از تجار متدین و خدمتگزار به اجتماع و دین در قسمت شمالی تكیه خاتون آبادیها كه تقریباً اول اراضی تخت فولاد محسوب می شد مغسل آبرومندی بنا نمود كه تا سال 1404 ه. ق دائر بود و سپس متروك و بوسیله برخی افراد تخریب شد . بعضی از غسالخانه های اصفهان كه نویسنده خود بیاد دارم و یا از افراد مطلع شنیده ام عبارتند از :
1- غسالخانه آب بخشان در نزدیكی مسجد آب بخشان (میدان شهداء )
2- غسالخانه پا قلعه حوالی چشمه باقرخان
3- غسالخانه خواجو در كنار چهارباغ خواجو در مجاورت كارخانه پشمباف فعلی
4- غسالخانه ستی فاطمه در پشت بیمارستان كاشانی .
5- غسالخانه قبرستان قبله دعا در جنوب دبیرستان صدیق اعلم
6- غسالخانه مسجد جامع در زاویه شمال غربی مسجد كه قسمتی از آن جزو مسجد احداثی در تكیه علامه مجلسی قرار گرفت (به اجازه و تصویب مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رضوان الله علیه زیر نظر هیئت امناء )
7- غسالخانه طوقچی و غیره
 

یك مسئله فقهی

از نظر شرع مطهر مسافر به كسی گفته می شود كه : قصد طی مسافت 8 فرسخ (48 كیلومتر) متصل یا چهار فرسخ رفتن و چهار فرسخ برگشتن در یك روز داشته باشد . بر چنین كسی واجب است كه نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار كند (برای آگهی از مسائل قصر و اتمام و همچنین مسائل مربوط به روزه شخص مسافر باید به رساله عملیه مراجعه شود ) .
اكنون گوئیم چون مسافت گورستان جدید اصفهان یعنی « باغ رضوان» تا شهر بیشتر از 25 كیلومتر می باشد و رفتن و برگشتن آن جمعا بیشتر از 50 كیلومتر می شود بنابر این كسانیكه جهت زیارت اموات و یا تشییع جنازه و یا شركت در مراسم بدانجا می روند اگر بخواهند نمازظهر و عصر بخوانند باید آنرا شكسته بخوانند و هر گاه در ایام ماه مبارك رمضان قبل از ظهر بدانجا مسافرت كرده و بعد از ظهر برگشتند روزه آنها باطل شده باید قضاء آن را بگیرند . جهت تنبه خود وآگاهی دیگران یاد آوری گردید . در این مورد باید به مسافت شهر و گورستان دقیقاً رسیدگی شود .
 

یك رسم و عادت پسندیده

در قدیم الایام افراد یك خاندان پدران و اعمام ، برداران و عموزادگان و دیگر خویشان سببی و نسبی از روی عواطف انسانی و احساسات دینی و دیگر حال یكدیگر آگاه بوده و به آسانی به دید و بازدید هم بروند وصله رحم كنند . در آن زمانها غنی و فقیر جدا از هم زندگی نمی كردند همه با هم در یك محله و یك كوچه خانه داشتند. توانگران از حال مستمندان با خبر بوده و به آنها رسیدگی می كردند. این رسم و عادت پس از مرگ نیز رعایت می شد یعنی بیشتر افراد یك خاندان دریك گورستان و گرد یكدیگر دفن می شدند .
هر ناحیه و محله ای گورستانی مخصوص داشت نتیجه این كار آن بود كه كسیكه به زیارت قبور می رفت بدون تحمل رنج و زحمت زیاد موفق می شد كه قبر همه خویشان خود را زیارت كند و عموماً این مقابر گرداگرد قبور علماء و بزرگان دین ایجاد می شد و بدین ترتیب مردم مسلمان علاقه خود را نسبت به علم و علماء و روحانیت و خدمتگزاران اجتماع نشان می دادند .
با توسعه شهرها و نفوذ فرهنگ غربیان و آمیزش وخلطه مردم با این میهمانان ناخوانده كم كم آداب و سنن اسلامی یكی پس از دیگری فراموش شد و توانگران از مستمندان جدا شدند و برای خود كوی و برزن علیحده ای انتخاب كردند در طهران كاخ نشینان به شمال شهر وفقیران در جنوب و در اصفهان بر عكس كسانیكه ثروتی و مكنتی یافتند به جنوب شهر منتقل شده و مردمان كارگر و طبقه سوم همچنان در محلات قدیمی و شمال شهر باقی ماندند لكن گورستان یكی بود تا شهرداری بدون رضایت مردم و نظر خواهی از عقلاء و صاحبان نظر گورستان شهر را به چند كیلومتری منتقل كرد و برای آن مقررات خاصی معین نمود دیگر افراد خاندانها از هم جدا شدند همه پراكنده و دور از هم به خاك رفتند و اگر كسی بخواهد برای افراد خاندان خود قبری تهیه كند باید مبلغی بپردازد و آنرا بعنوان «محافظت قبر» دریافت می دارند . جهت اطلاع معروض می دارم كه این گورستان چند سال قبل از انقلاب تهیه شده بود و آیت الله خادمی و آیت الله طاهری و دیگر روحانیون كاملاً درجریان آن بودند و شهردار فعلی آن را افتتاح كرد.
 

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:35 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

آقاکافور مدرسه

مدرسه آقا كافور يكي ديگر از آثار دوران شاه عباس دوم مي باشد كه بوسيله آقاكافور يكي از خواجه هاي حرم شاه عباس در مجاورت بازار توپچي باشي و محمد امين ساخته شد.
 

به نوشته مؤلف كتاب "گنجينه آثار تاريخي" از اين مدرسه جز كتيبه سر در آن كه بر يك لوح سنگ مرمري نوشته شده و در يكي از غرفه هاي مسجد خان نگاهداري مي شود اثري بر جاي نمانده است. در اين كتيبه نفيس كه به خط بسيار زيباي نستعليق برجسته بر سنگ مرمر حجاري شده به نام شاه عباس دوم صفوي اشاره شده، اما آقا كافور، را حاجي كافور نوشته شده است. نويسنده اين كتيبه محمدرضا امامي و تاريخ آن 1069 هجري قمري است
امامی مدرسه
مدرسه امامي از مدارس بسيار قديمي و زيبا و معروف اصفهان است كه در مجاورت مقبره بابا قاسم واقع شده است. ساختمان بنا دو طبقه است كه با نقشه چهار ايواني براي سكونت و درس طلاب علوم ديني ساخته شده است. مدرسه امامي داراي تزئينات كاشيكاري بسيار زيبا است و قسمت هائي از ايوان و طاقهاي آن با كاشي هاي معرّق و 7 رنگ پوشانده شده است.اين مدرسه با نقشه 4 ايواني ساخته شده كه اين ايوان هاي 4 گانه با كتيبه هائي به خط بنائي تزئين شده است. اين كتيبه ها شامل سوره هائي از قرآن مجيد، مطالبي درباره اصحاب حضرت رسول (ص) و احاديث مذهبي است. مهمترين بخش اين مدرسه از نظر كاشيكاري، ايوان و گنبد جنوبي آن است. نام كاشيكار اين قسمت، شيخ محمد عمر نوشته شده است. محراب مدرسه زيباترين بخش اين بنا را تشكيل مي داده كه با كاشي هاي رنگي تزئين شده بود. كه در حال حاضر در مدرسه نيست. اين مدرسه به نام مدرسه بابا قاسم و اماميه نيز ناميده مي شود.باباقاسم يكي از عرفاي اصفهان بود كه يكي از مريدان او اين مدرسه را براي تدريس او ساخت
جده بزرگ مدرسه
در بازار بزرگ اصفهان و در نزديكي بازار زرگرها دو مدرسه از زمان شاه عباس دوم باقي مانده كه از مدارس بزرگ و باشكوه دوران صفوي است. اين دو مدرسه در طول دهها سال حيات خود، دانشمندان و روحانيون برجسته اي را در خود پرورش داده اند. اين دو مدرسه به جده بزرگ و جده كوچك معروف هستند.مدرسه جده بزرگ كه در دو طبقه ساخته شده در بازار اصلي اصفهان واقع است و نهر آبي از ميان آن مي گذرد. وجه تسميه آن به اين علت است كه جده بزرگ شاه عباس آن را ساخته است. كتيبه اي كه در سر در مدرسه است با خط ثلث با كاشي معرق بر زمينه كاشي لاجوردي است. تاريخ از 1058 هجري قمري و خطاط آن محمدرضا امامي است.
در اين كتيبه به نام شاه عباس دوم و جده او اشاره شده است. تزئينات داخل مدرسه جده بزرگ كاشيكاري است. در ضلع شرقي صحن مدرسه لوحه كوچكي است كه با خط نستعليق مشكي تاريخ تعمير مدرسه را به سال 1334 ذكر كرده است
جده کوچک مدرسه
مدرسه جده كوچك در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. اين محل به نام (بازار قهوه كاشي ها) معروف است. همانگونه كه از نام اين مدرسه مشخص مي شود جده كوچك شاه عباس دوم باني آن بوده است. كتيبه بزرگي كه بر يك لوح سنگ مرمر بر ديوار يكي از غرفه هاي شمالي مدرسه نصب شده است و با خط ثلث برجسته تاريخ 1057 هجري قمري را نشان مي دهد بيانگر اين مطلب است كه جده شاه عباس دوم به نام (دلارام خانم) باني ساختمان اين مدرسه بوده است. عمارت مدرسه جده كوچك دو طبقه است و حجره ها مخصوص اقامت طلاب علوم ديني است.پشت بغل هاي نماي اطراف سر در اين ساختمان تزئينات كاشيكاري دارد. كتيبه اي كه به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشيكاري لاجوردي رنگ به تاريخ 1056 هجري قمري نوشته شده به نام شاه عباس دوم و پدر او شاه صفي اشاره كرده است. اين كتيبه را محمدرضا امامي خوشنويس مشهور عصر صفوي نوشته است. مدرسه جده كوچك از مدارس بسيار نفيس اصفهان است كه از مدرسه جده بزرگ مساحت بيشتري دارد
جلالیه مدرسه
مدرسه جلاليه در اواخر عصر صفوي در زمان شاه سلطان حسين به سال 1114 هجري قمري بنا گرديده است. اين مدرسه كه به وسيله جلال الدين محمد حكيم (طبيب شاه سلطان حسين) ساخته شده در محله احمد آباد واقع شده است.كتيبه سردر مدرسه جلاليه سال 1114 هجري قمري را بيان مي دارد اما برخي از محققين سال اتمام بنا را 1115 هجري قمري ذكر مي كنند. مدرسه جلاليه با دو ايوان در شمال و جنوب و حجره هائي كه در جناح هاي ساختمان انسجام يافته اند با كتيبه هائي كه با خط ثلث و كوفي نوشته شده اند و تزئينات كاشيكاري و معقلي و مقرنس كاري و گچبري در عداد بناهاي جالب توجه اواخر دوره صفويه به حساب مي آيد. در ايوان شمالي مدرسه جلاليه باني مدرسه (جلال الدين محمد حكيم) دفن شده است
سلیمانیه مدرسه
در گوشه جنوب غربي مسجد امام مدرسه سليمانيه واقع شده است. اين مدرسه قرينه مدرسه (ناصري) و برخلاف آن فاقد حجره براي طلاب است. اين مدرسه با يك در ورودي به خارج از مدرسه و مسجد راه دارد. اين در ورودي كه به كوچه پشت مسجد باز مي شود داراي كتيبه اي است كه به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي نوشته شده است. خطاط اين كتيبه محمدرضا امامي و تاريخ آن 1078 هجري قمري است. در اين كتبيه به سلطنت شاه سليمان اشاره شده است. در يكي از دو مدخلي كه مدرسه را به صحن مسجد وصل مي كند دو لوح سنگي از زمان فتحعليشاه قاجار به سال 1212 و ناصرالدين شاه قاجار به سال 1268 هجري قمري است. سنگ شاخص معروف مسجد كه محاسبه و نصب آن بوسيله شيخ بهائي دانشمند بزرگ عصر صفويه صورت گرفته است در قسمت پايين يكي از جرزهاي صحن اين مدرسه تعبيه شده است. مدرسه سليمانيه به شيوه دو ايوانه ساخته شده كه يكي در جنوب غربي و ديگري در شمال شرقي مدرسه واقع شده است. تزئينات مدرسه عبارتند از كاشيكاري، مقرنس كاري، حجاري و كتيبه كه به بهترين شيوه در اين مدرسه انجام شده اند.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:39 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

ذوالفقار

در بازار اصفهان مسجد كوچكي واقع شده كه به نام ذوالفقار خوانده مي شود اين مسجد در محله نيماورد قرار دارد كه در زمان صفويه يكي از محلات آباد و پرجمعيت اصفهان بود. اين مسجد در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي دومين حكمران اين سلسله شناخته شده است.
كتيبه اي كه به خط ثلث با كاشي سفيد معرّق بر زمينه لاجوردي بر سر در مسجد نوشته شده به نام شاه طهماسب و ذوالفقار كه اسم مسجد است اشاره كرده و تاريخ آن نيز 950 هجري قمري است. خطاط اين كتيبه محمد سياوش است. در اين كتيبه نام شيخ محمد صفي كه باني مسجد بوده است نيز آمده است.بر در قديمي مسجد ذوالفقار به خط ثلث برجسته اشعاري در مدح و ستايش حضرت رسول (ص) و حضرت علي ابن ابيطالب (ع) منقور است.
بربالاي كتيبه سردر مسجد لوح سنگي سياه رنگي نصب شده كه با خط ثلث برجسته عباراتي بر روي آن نوشته شده است. مفاد اين عبارت حاكي از اين مطالب است كه در سال 1109 هجري قمري موقوفاتي براي اين مسجد تعيين كرده اند كاتب اين لوح محمد نصر بوده است. لوح بزرگتري كه آن نيز به رنگ سياه است در ايوان جنوبي نصب شده است. تاريخ اين لوح 1037 هجري قمري آخرين سال سلطنت شاه عباس اول است و مفاد آن بخشودگي ماليات برخي اصناف مي باشد.
با توجه به منابع و مآخذ موجود مجموعه بناهايي كه به نام ذوالفقار ناميده مي شوند علاوه بر اين مسجد حمام و مدرسه نيز بوده است. شاردن فرانسوي علت نامگذاري اين مجموعه را ارادت باني آن به حضرت علي ابن ابيطالب (ع) نوشته شده است.
مسجد و مدرسه و حمام ذوالفقار هنگامي كه در اصفهان ساخته شد كه هنوز اين شهر پايتخت نشده بود. اين نكته بيانگر اين مطلب است كه شهر اصفهان حتي در زماني كه مركز حكومت نيز نبود مهم و آباد بود و حكّام و امراء و بزرگان كشور به آن توجه مخصوص داشتند.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:44 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

صدربازار مدرسه

يكي از آثار بسيار نفيس و مشهور دوران قاجار در اصفهان مدرسه صدر است كه در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه كه از زمان احداث تا كنون پيوسته دائر بوده و در هر زمان محل تدريس علماء و دانشمندان طراز اول اسلام بوده است. از آثار مرحوم حاج محمد حسين خان صدر اصفهاني است.

صدر اصفهاني از رجال بزرگ و نيكنام اوائل عصر قاجار است كه در زمان حكومت اصفهان و در دوراني كه صدر اعظم ايران بود به دليل علاقه بسيار به شهر اصفهان و ميراث هاي فرهنگي علاوه بر تعمير و مرمت بناهاي زمان صفويه و نجات بسياري از آنها از انهدام و نابودي قطعي؛ در اصفهان آثاري ساخت كه يكي از آنها به مدرسه صدر بازار معروف است.ساختمان مدرسه و تزئينات نماي خارجي مدرسه به علت فوت مرحوم صدر ناتمام مانده است اما پس از اتمام به دليل وجود درختان سر به فلك كشيده و ساختمان جالب، پيوسته در بين طلاب طرفداران فراوان داشته است.
در قسمت فوقاني سر در مدرسه صدر با خط نستعليق سفيد بر زمينه مشكي معرق جمله "بسم الله الرحمن الرحيم" و عبارات ديگر مذهبي نوشته شده است. خطاط اين كتيبه عبدالجواد خطيب است. در سر در مدرسه نيز اشعاري به خط نستعليق سفيد بر زمينه مشكي معرق نوشته شده كه تاريخ آن 1342 هجري قمري است. سراينده اين اشعار مرحوم جلال همائي است. بر سنگاب نفيس و زيباي مدرسه نيز كتيبه اي به خط نستعليق برجسته با تاريخ 1275 هجري قمري وجود دارد كه برآن نام واقف سنگاب نوشته شده است. در سر در كتابخانه نيز با خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي نام باني كتابخانه، آيت اله خراساني و تاريخ 1364 هجري قمري نوشته شده است.
علاوه بر آن، اشعاري اثر طبع مرحوم جلال همائي و نام استاد كاشي ساز آن نوشته شده است. آنچه مدرسه صدر را در عداد مدارس معروف اصفهان معرفي مي كند علاوه بر معماري زيباي دوران قاجار وجود دانشمندان بزرگي همچون مرحوم جهانگيرخان قشقايي و آيت اله دهكردي و آيت اله شمس آبادي و ديگر روحانيون برجسته اي است كه در اين نهاد عظيم ديني و فرهنگي به تدريس اشتغال داشته اند. ذكر اين نكته مناسب است كه مدرسه صدر در زماني در اصفهان ساخته شد كه شهر اصفهان پس از حملات افعانها و تغيير پايتخت از عظمت دوران صفوي عاري گرديده بود بطوري كه ساخت مساجدي همچون مسجد سيد و مسجد حاج محمد جعفر آباده اي و مدارسي مانند مدرسه صدر شروع مجدد عظمت اصفهان به شمار مي رود.
شفیعیه
در گوشه جنوب غربي مسجد امام مدرسه سليمانيه واقع شده است. اين مدرسه قرينه مدرسه (ناصري) و برخلاف آن فاقد حجره براي طلاب است. اين مدرسه با يك در ورودي به خارج از مدرسه و مسجد راه دارد. اين در ورودي كه به كوچه پشت مسجد باز مي شود داراي كتيبه اي است كه به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي نوشته شده است. خطاط اين كتيبه محمدرضا امامي و تاريخ آن 1078 هجري قمري است. در اين كتبيه به سلطنت شاه سليمان اشاره شده است. در يكي از دو مدخلي كه مدرسه را به صحن مسجد وصل مي كند دو لوح سنگي از زمان فتحعليشاه قاجار به سال 1212 و ناصرالدين شاه قاجار به سال 1268 هجري قمري است. سنگ شاخص معروف مسجد كه محاسبه و نصب آن بوسيله شيخ بهائي دانشمند بزرگ عصر صفويه صورت گرفته است در قسمت پايين يكي از جرزهاي صحن اين مدرسه تعبيه شده است. مدرسه سليمانيه به شيوه دو ايوانه ساخته شده كه يكي در جنوب غربي و ديگري در شمال شرقي مدرسه واقع شده است. تزئينات مدرسه عبارتند از كاشيكاري، مقرنس كاري، حجاري و كتيبه كه به بهترين شيوه در اين مدرسه انجام شده اند
کاسه گران
مدرسه كاسه گران از بناهائي است كه در آخرين سال سلطنت شاه سليمان و آغاز حكومت شاه سلطان حسين صفوي در نزديك مسجد جامع اصفهان در بازار ساخته شد، باني مدرسه اميرمحمد مهدي حكيم اردستاني است. مدرسه كاسه گران در دو طبقه و بصورت دو ايوان در جناح هاي شمال شرقي و جنوب غربي ساخته شده است. حجره ها در يك حياط مركزي به شكل 8 گوش نامنظم ساخته شده اند. كتيبه سر در مدرسه به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي به تاريخ 1105 هجري قمري به قلم "عبدالله رجال" است. در اين كتيبه به نام شاه سليمان صفوي و حكيم الملك اردستاني اشاره شده است. بر سكوهاي طرفين سر در مدرسه نيز با خط بنائي آيات قرآن به تاريخ 1103 هجري قمري نوشته شده است. در اشكال مربع طرفين سر در مدرسه هم،‌ با خط نستعليق و خط بنائي و خط ثلث ضمن اشعاري نام " محمد مومن بنا اصفهاني" و"محمد ابراهيم اصفهاني" با تاريخ 1103 نوشته شده است.
در اطراف ايوان شمالي مدرسه كاسه گران كتيبه اي به خط ثلث سفيد بر روي زمينه قهوه اي گچبري شده است. اين كتيبه طولاني كه روايتي از حضرت رسول (ص) است به خط جعفر بن عبدالله نوشته شده است. تاريخ اين كتيبه نيز 1103 هجري قمري است.در اطراف سردر داخلي مدرسه كاسه گران كتيبه اي بصورت قرينه كتيبه ايوان شمالي وجود دارد كه آن نيز ثلث لاجوردي بر زمينه سفيد نوشته شده است. به نوشته منابع و مآخذ مختلف، حكيم الملك اردستاني كه از اطباء حاذق بوده است به هندوستان رفته و پس از مدتي به ايران مراجعت مي نمايد و بناي مدرسه را آغاز مي كند. بنابراين اين مدرسه در ابتدا شمسيه و سپس به حكيميه معروف مي شود. به هرحال مدرسه كاسه گران به دليل در برداشتن تزئينات گچبري و خطوط بنائي در عداد آثار بسيار زيباي دوره صفويه به شمار مي آيد.
ملاعبدالله
در ابتداي بازار قيصريه و در زير چهارسوي زيبايي كه در دوران صفويه چهارسوي شاه ناميده مي شد مدرسه ملاعبدالله قرار دارد. اين مدرسه به دستور شاه عباس اول صفوي ساخته شد و به تدريس حاج ملا عبدالله شوشتري كه يكي از روحانيون برجسته آن عهد بود اختصاص يافت.مدرسه ملاعبدالله در دو طبقه ساخته شده كه در هر دو طبقه حجره هاي طلاب واقع شده اند. پشت بغل هاي بالا و پايين مدرسه با تزئينات كاشيكاري معّرق آراسته شده اند. مدرسه ملاعبدالله تاريخ ساخت مشخص ندارد،‌ اما با توجه به نحوه كاشيكاري معرق و منابع و مآخذ موجود قطعاً در زمان شاه عباس اول ساخته شده است.
در ايوان جنوبي مدرسه لوحي از سنگ پارسي نصب شده كه به خط نستعليق برجسته به تاريخ 1088 هجري قمري نوشته شده است. مفاد اين كتيبه حاكي از اين است كه شخص نيكوكاري موقوفاتي براي مدرسه تعيين كرده است. كتيبه سر در مدرسه ملاعبدالله نيز به خط ثلث سفيد بر كاشي خشت لاجوردي مورخ به سال 1218 هجري قمري است.در اين كتيبه به تعميراتي اشاره شده است كه در زمان حكمراني محمدحسين خان صدر اصفهاني بر اصفهان در اين مدرسه انجام گرفته است. مدرسه ملاعبدالله درزمان حيات ملاعبدالله از مدارس پر رونق و باشكوه اصفهان بوده كه بسياري از دانشمندان و روحانيون برجسته اصفهان از آن فارغ التحصيل شده اند.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:56 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

صدربازار مدرسه

يكي از آثار بسيار نفيس و مشهور دوران قاجار در اصفهان مدرسه صدر است كه در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه كه از زمان احداث تا كنون پيوسته دائر بوده و در هر زمان محل تدريس علماء و دانشمندان طراز اول اسلام بوده است. از آثار مرحوم حاج محمد حسين خان صدر اصفهاني است.

صدر اصفهاني از رجال بزرگ و نيكنام اوائل عصر قاجار است كه در زمان حكومت اصفهان و در دوراني كه صدر اعظم ايران بود به دليل علاقه بسيار به شهر اصفهان و ميراث هاي فرهنگي علاوه بر تعمير و مرمت بناهاي زمان صفويه و نجات بسياري از آنها از انهدام و نابودي قطعي؛ در اصفهان آثاري ساخت كه يكي از آنها به مدرسه صدر بازار معروف است.ساختمان مدرسه و تزئينات نماي خارجي مدرسه به علت فوت مرحوم صدر ناتمام مانده است اما پس از اتمام به دليل وجود درختان سر به فلك كشيده و ساختمان جالب، پيوسته در بين طلاب طرفداران فراوان داشته است.
در قسمت فوقاني سر در مدرسه صدر با خط نستعليق سفيد بر زمينه مشكي معرق جمله "بسم الله الرحمن الرحيم" و عبارات ديگر مذهبي نوشته شده است. خطاط اين كتيبه عبدالجواد خطيب است. در سر در مدرسه نيز اشعاري به خط نستعليق سفيد بر زمينه مشكي معرق نوشته شده كه تاريخ آن 1342 هجري قمري است. سراينده اين اشعار مرحوم جلال همائي است. بر سنگاب نفيس و زيباي مدرسه نيز كتيبه اي به خط نستعليق برجسته با تاريخ 1275 هجري قمري وجود دارد كه برآن نام واقف سنگاب نوشته شده است. در سر در كتابخانه نيز با خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي نام باني كتابخانه، آيت اله خراساني و تاريخ 1364 هجري قمري نوشته شده است.
علاوه بر آن، اشعاري اثر طبع مرحوم جلال همائي و نام استاد كاشي ساز آن نوشته شده است. آنچه مدرسه صدر را در عداد مدارس معروف اصفهان معرفي مي كند علاوه بر معماري زيباي دوران قاجار وجود دانشمندان بزرگي همچون مرحوم جهانگيرخان قشقايي و آيت اله دهكردي و آيت اله شمس آبادي و ديگر روحانيون برجسته اي است كه در اين نهاد عظيم ديني و فرهنگي به تدريس اشتغال داشته اند. ذكر اين نكته مناسب است كه مدرسه صدر در زماني در اصفهان ساخته شد كه شهر اصفهان پس از حملات افعانها و تغيير پايتخت از عظمت دوران صفوي عاري گرديده بود بطوري كه ساخت مساجدي همچون مسجد سيد و مسجد حاج محمد جعفر آباده اي و مدارسي مانند مدرسه صدر شروع مجدد عظمت اصفهان به شمار مي رود.
شفیعیه
در گوشه جنوب غربي مسجد امام مدرسه سليمانيه واقع شده است. اين مدرسه قرينه مدرسه (ناصري) و برخلاف آن فاقد حجره براي طلاب است. اين مدرسه با يك در ورودي به خارج از مدرسه و مسجد راه دارد. اين در ورودي كه به كوچه پشت مسجد باز مي شود داراي كتيبه اي است كه به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي نوشته شده است. خطاط اين كتيبه محمدرضا امامي و تاريخ آن 1078 هجري قمري است. در اين كتبيه به سلطنت شاه سليمان اشاره شده است. در يكي از دو مدخلي كه مدرسه را به صحن مسجد وصل مي كند دو لوح سنگي از زمان فتحعليشاه قاجار به سال 1212 و ناصرالدين شاه قاجار به سال 1268 هجري قمري است. سنگ شاخص معروف مسجد كه محاسبه و نصب آن بوسيله شيخ بهائي دانشمند بزرگ عصر صفويه صورت گرفته است در قسمت پايين يكي از جرزهاي صحن اين مدرسه تعبيه شده است. مدرسه سليمانيه به شيوه دو ايوانه ساخته شده كه يكي در جنوب غربي و ديگري در شمال شرقي مدرسه واقع شده است. تزئينات مدرسه عبارتند از كاشيكاري، مقرنس كاري، حجاري و كتيبه كه به بهترين شيوه در اين مدرسه انجام شده اند
کاسه گران
مدرسه كاسه گران از بناهائي است كه در آخرين سال سلطنت شاه سليمان و آغاز حكومت شاه سلطان حسين صفوي در نزديك مسجد جامع اصفهان در بازار ساخته شد، باني مدرسه اميرمحمد مهدي حكيم اردستاني است. مدرسه كاسه گران در دو طبقه و بصورت دو ايوان در جناح هاي شمال شرقي و جنوب غربي ساخته شده است. حجره ها در يك حياط مركزي به شكل 8 گوش نامنظم ساخته شده اند. كتيبه سر در مدرسه به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي به تاريخ 1105 هجري قمري به قلم "عبدالله رجال" است. در اين كتيبه به نام شاه سليمان صفوي و حكيم الملك اردستاني اشاره شده است. بر سكوهاي طرفين سر در مدرسه نيز با خط بنائي آيات قرآن به تاريخ 1103 هجري قمري نوشته شده است. در اشكال مربع طرفين سر در مدرسه هم،‌ با خط نستعليق و خط بنائي و خط ثلث ضمن اشعاري نام " محمد مومن بنا اصفهاني" و"محمد ابراهيم اصفهاني" با تاريخ 1103 نوشته شده است.
در اطراف ايوان شمالي مدرسه كاسه گران كتيبه اي به خط ثلث سفيد بر روي زمينه قهوه اي گچبري شده است. اين كتيبه طولاني كه روايتي از حضرت رسول (ص) است به خط جعفر بن عبدالله نوشته شده است. تاريخ اين كتيبه نيز 1103 هجري قمري است.در اطراف سردر داخلي مدرسه كاسه گران كتيبه اي بصورت قرينه كتيبه ايوان شمالي وجود دارد كه آن نيز ثلث لاجوردي بر زمينه سفيد نوشته شده است. به نوشته منابع و مآخذ مختلف، حكيم الملك اردستاني كه از اطباء حاذق بوده است به هندوستان رفته و پس از مدتي به ايران مراجعت مي نمايد و بناي مدرسه را آغاز مي كند. بنابراين اين مدرسه در ابتدا شمسيه و سپس به حكيميه معروف مي شود. به هرحال مدرسه كاسه گران به دليل در برداشتن تزئينات گچبري و خطوط بنائي در عداد آثار بسيار زيباي دوره صفويه به شمار مي آيد.
ملاعبدالله
در ابتداي بازار قيصريه و در زير چهارسوي زيبايي كه در دوران صفويه چهارسوي شاه ناميده مي شد مدرسه ملاعبدالله قرار دارد. اين مدرسه به دستور شاه عباس اول صفوي ساخته شد و به تدريس حاج ملا عبدالله شوشتري كه يكي از روحانيون برجسته آن عهد بود اختصاص يافت.مدرسه ملاعبدالله در دو طبقه ساخته شده كه در هر دو طبقه حجره هاي طلاب واقع شده اند. پشت بغل هاي بالا و پايين مدرسه با تزئينات كاشيكاري معّرق آراسته شده اند. مدرسه ملاعبدالله تاريخ ساخت مشخص ندارد،‌ اما با توجه به نحوه كاشيكاري معرق و منابع و مآخذ موجود قطعاً در زمان شاه عباس اول ساخته شده است.
در ايوان جنوبي مدرسه لوحي از سنگ پارسي نصب شده كه به خط نستعليق برجسته به تاريخ 1088 هجري قمري نوشته شده است. مفاد اين كتيبه حاكي از اين است كه شخص نيكوكاري موقوفاتي براي مدرسه تعيين كرده است. كتيبه سر در مدرسه ملاعبدالله نيز به خط ثلث سفيد بر كاشي خشت لاجوردي مورخ به سال 1218 هجري قمري است.در اين كتيبه به تعميراتي اشاره شده است كه در زمان حكمراني محمدحسين خان صدر اصفهاني بر اصفهان در اين مدرسه انجام گرفته است. مدرسه ملاعبدالله درزمان حيات ملاعبدالله از مدارس پر رونق و باشكوه اصفهان بوده كه بسياري از دانشمندان و روحانيون برجسته اصفهان از آن فارغ التحصيل شده اند.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  11:57 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

رکن الملک

يکی از بناهای مشهور اصفهان که در اوائل قرن چهاردهم هجری ساخته شده مجموعه مسجد رکن الملک است. اين اثر نفيس و جالب که در ابتدای تخت فولاد واقع شده است از بناهای حاج ميرزا سليمان خان رکن الملک شيرازی است.
 

  • با توجه به منابع و مآخذ موجود در مورد اين مجموعه و همچنين ماه تاريخ هايی که در کتيبه های مسجد و مدرسه آمده اين نکته مشخص می گردد که اين بنا در سال 1321 هجری قمری بنا گرديده است. کتيبه سردر مسجد و مدرسه که به وسيله محمد تقی فرزند محمد ابراهيم اصفهانی نوشته شده با خط ثلث بر زمينه کاشی خشت لاجوردی آيات قرآنی را کتابت کرده است.
  • بر هلال سردر اشعاری با خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی رنگ نوشته شده است. در اين اشعار علاوه بر آن که به نام سليمان خان اشاره شد در مصراع آخر ماده تاريخ اتمام بنا را که سال 1321 هجری قمری است ذکر شده است.
  • اين سردر به حياط کوچکی متصل می شود که آب انبار معروف مسجد در اين قسمت قرار دارد. لوح سنگی که بر ديوار آب انبار نصب شده با خط نستعليق برجسته بر سنگ مرمر، طی اشعاری ماده تاريخ ساخت آب انبار را که سال 1325 هجری قمری است بيان می دارد.
  • کتيبه ای که در داخل سردر مسجد و مدرسه است به خط ثلث سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی رنگ تاريخ 1320 و نام سيد هاشم طوبی را بر خود دارد.
  • در طرفين در ورودی مسجد در کنار اتاقی که آرامگاه او در آن قرار دارد دو تصوير رکن الملک بر کاشی نقش شده است. اشعاری به خط نستعليق لاجوردی بر زمينه کاشی خشت سفيد در اطراف تصوير نوشته شده است. تاريخ اين نوشته 1324 هجری قمری است و نويسنده آن ميرزا عبدالجواد می باشد. اشعار فارسی سردر مسجد که آن نيز به خط نستعليق بر زمينه کاشی لاجوردی است از سرودهای طرب شاعر مشهور عصر قاجار است. 
  • در قسمت نمای خارجی ايوان جنوبی مسجد با خط ثلث بر زمينه کاشی خشت لاجوردی آيات قرآن کريم به خط محمد باقر شيرازی است و تاريخ آن نيز 1257 هجری قمری است.
  • در طرفين ايوان اشعاری از رکن الملک به خط نستعليق سفيد بر زمين کاشی خشت زرد رنگ نوشته شده است. کاشی کاری ايوان در سالهای بعد انجام شده و تاريخ آن 1379 هجری قمری است.
  • در اطراف صحن مسجد نيز اشعاری از رکن الملک با خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی رنگ نوشته شده است. نويسنده اين اشعار طرب بن همای شيرازی و تاريخ آن 1324 هجری قمری است.
  • در اطراف ايوان جنوبی مسجد اشعاری به خط سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی به تاريخ 1319 هجری قمری نوشته شده است سراينده اين اشعار شاعری به نام اديب است در اطراف گنبد زيبای مسجد رکن الملک نيز کتيبه زيبايی وجود دارد که آيات قرآن مجيد نوشته شده است. تاريخ اين کتيبه 1323 هجری قمری است خطوط داخلی محراب نيز نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی است و خط ثلث مشکی بر زمينه کاشی خشت زرد و ثلث زرد است.
  • در اطراف نمای خارجی گنبد به خط ثلث سفيد بر زمينه کاشی خشت لاجوردی رنگ آياتی از قرآن به همراه اشعاری به زبان عربی نوشته شده است. تاريخ اين کتيبه 1322 هجری قمری است.
  • مسجد رکن الملک شبستان مسقف زيبايی دارد بر کتيبه اين شبستان علاوه بر آيات قرآن که به خط ثلث سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی رنگ نوشته شده اشعاری نيز با خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی به چشم می خورد که تاريخ آن 1318 و سراينده آن اشعار اديب است. در داخل آرامگاه رکن الملک که کاشی کاری آن در حدود 50 سال پيش انجام شده است اشعاری به خط نستعليق سفيد بر زمينه کاشی لاجوردی رنگ نوشته شده است که اثر طبع رکن الملک است. تاريخ اين کتيبه 1328 هجری شمسی است.
  • مسجد رکن الملک اصفهان به لحاظ در بر داشتن نمونه های بديع و جالب معماری دوران قاجار و همچنين وجود خط ثلث و نستعليق متعلق به استادان آن روزگار از اهميت ويژه ای برخوردار است. علاوه بر آن اين مسجد و مدرسه بيانگر علاقه و دلبستگی برخی از دولتمردان دوران قاجار به علم و دانش و شعر و ادب است
چهارشنبه 17 فروردین 1390  12:05 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

آرامگاه ها وبقاع

مقبره بابا قاسم

يكي از عرفا و زهاد مشهور كه در اوائل قرن هشتم هجري در اصفهان زندگي مي كرده است بابا قاسم اصفهاني است كه پس از چند قرن مزار او همچنان زيارتگاه مردم اصفهان است.در مورد كلمه بابا توضيح اين نكته ضرورت دارد كه از قرن هشتم تا دهم هجري عده اي از عرفا صوفيه در اصفهان زندگي مي كرده اند كه عنوان بابا داشته اند از بررسي متون تاريخي و شرح حال اين بزرگان چنين استنباط مي گردد كه اين كلمه را براي احترام و بزرگداشت به نام آنها اضافه مي كرده اند.به هر حال بابا قاسم در مدت حيات در شهر اصفهان با عزت و احترام زندگي مي كرد و در مدرسه اي كه در محله طوقچي به نام او ساخته بودند تدريس مي كرد.
پس از درگذشت او مريدان و شاگردانش وي را نزديكي مدرسه اش به خاك سپردند و يكي از شاگردان به نام سليمان ابي الحسن طالوت دامغاني بر مزار او مقبره و آرامگاهي بنا كرد. گنبد بقعه هرمي شكل 8 ترك است كه هر دو ترك آن با خط بنائي و كاشي معرق لاجوردي بر زمينه آجري اسماء الهي منقوش است. بر گردنه گنبد هم جملات و عبارات مذهبي تكرار مي شود. بر كتيبه تاريخي سردر مقبره به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي و تاريخ 741 نام باباقاسم و باني مقبره آمده است.
در نماي مقابل سر در به خط بنايي آجري بر زمينه كاشي فيروزه اي جملاتي نقش شده است. كتيبه اي كه در قسمت فوقاني نماي خارجي سر در مقبره نصب شده بيانگر تعميراتي است كه در سال 1044 هجري مقارن سلطنت شاه صفي به وسيله شخص نيكوكاري به نام آقا زمان در گنبد انجام گرفته است.بر در چوبي مقبره نيز با خط ثلث برجسته عبارات مذهبي منقوش است.
داخل بنا شبستان نفيس و بي نظيري است كه طاق آن با آجر چيني بي نظير مقرنس كاري شده است. در اين گنبد دو كتيبه كه با كاشي معرق ساخته شده اند ديده مي شوند. كه يكي از آنها بر اطراف شبستان و زير گردن گنبد نوشته شده و حاوي عباراتي از قرآن مجيد است.كتيبه ديگر كه زير كتيبه اول نقش شده به نام باني بنا اشاره مي كند. در داخل بقعه بابا قاسم يك سنگ قبر قديمي موجود است كه اسامي چهارده معصوم بر آن نوشته شده است. اين سنگ قبر مربوط به مزار شخصي به نام پهلوان ميرزا علي است كه تاريخ 985 به زبان عربي بر آن نوشته شده است.
مقبزه بابا رکن الدین
يكي از مشايخ و علماء قرن هشتم هجري مسعود بن عبدالله بيضاوي معروف به باباركن الدين است كه در زمان سلطنت ابوسعيد پادشاه مغول در اصفهان مي زيسته است اين مرد بزرگ در سال 769 هجري قمري وفات يافت و در ساحل جنوبي زاينده رود مدفون گرديد.مقام علمي و زهد و ورع اين مرد بزرگ باعث شد تا در طول زندگي با نهايت احترام زندگي كند. اين احترام و عزت پس از درگذشت وي نيز برقرار بود بطوريكه عده بسياري از مشاهير علماء و فقها و شعرا و خوشنويساني كه در اصفهان و ساير شهرهاي ايران درگذشتند در مجاورت او به خاك سپرده شدند.
از آن زمان اين محل به تدريج به گورستاني بزرگ تبديل شد و به نام قبرستان باباركن الدين معروف شد. به طوريكه بسياري از سياحان و محققين اولين سنگ قبر موجود در مزارستان تخت فولاد را متعلق به او ميدانند.مقام علمي و عرفاني باباركن الدين سبب شد تا در اواخر حكومت شاه عباس اول صفوي ساختمان و گنبد ممتاز بقعه او شروع شود و در سال 1039 هجري قمري يك سال بعد از فوت شاه عباس به پايان برسد. اين بقعه كه شبيه به گنبد باباقاسم مي باشد گفته مي شود به شكل كلاه درويشان است. نماي خارجي بقعه باباركن الدين و سر در آن كاشيكاري شده است. قاعده اين گنبد پنج ضلعي متساوي الاضلاعي است كه پنج ايوان مشابه بر گرداگرد محوطه زير گنبد ساخته شده است.به يكي از اضلاع اين پنج ضلعي پيشخواني اضافه كرده اند. در اين پنج ضلعي گردني نهاده اند كه آن نيز چند وجهي است.
بر اين گردن سقفي برپا شده كه گنبد داخلي را مي پوشاند اين سقف مخروطي شكل، با كاشيهاي زيبا كه نقوشي به رنگ هاي آبي دريايي، سياه و سفيد بر زمينه آبي فيروزه اي داشته مزين بوده است.در داخل يكي از ايوان هاي آرامگاه بابا ركن الدين واقع شده و بر روي آن سنگ مرمري به طول بيش از 2 متر و عرض 16/1 متر قرار دارد. قطعه سنگ مرمر نفيسي نيز به طور عمودي بر آن نصب شده است. كتيبه اين سنگ از نظر حجاري و زيبايي خط در عداد شاهكارهاي موجود در اصفهان مي باشد.
كتيبه سر در نيز به خط ثلث بسيار زيبا به رنگ سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي رنگ به خط محمد صالح اصفهاني و تاريخ 1309 نوشته شده است در زير اين كتيبه نيز لوحي از سنگ پارسي مربع شكل نصب شده است. بر اين سنگ تاريخ 1200 هجري قمري كتابت شده و نام ميرزا محمد نصير بايزيدي بسطامي آمده است اين شخص در اين تاريخ بقعه را تعمير و مرمت كرده است.
در مجاورت مقبره باباركن الدين چند اتاق كوچك مربوط به يكديگر وجود داشته كه يكي از آن ها به چله خانه معروف بوده و سابقاً دراويش در اين قسمت چله نشيني مي كرده اند.
در شرق ايوان ورودي بقعه باباركن الدين اتاق كوچكي است كه مرحوم محمدجواد مجدزاده صهبا به خاك سپرده شده است. اين مرد از دوستداران واقعي بناهاي تاريخي و ميراث هاي فرهنگي بود كه در مدت رياست وي بر اداره باستان شناسي اصفهان بسياري از آثار اصفهان و ساير شهرهاي استان از خطر انهدام نجات يافت. سنگ مزار مرحوم صهبا كه آن نيز شاهكاري از خوشنويسي است تاريخ فوت صهبا را در سال 1324 شمسي نشان مي دهد خطاط اين سنگ كه با خط نستعليق برجسته كتابت شده مرحوم جعفر آل ابراهيم است.
به طور كلي بقعه باباركن الدين با گنبد بسيار زيباي آن علاوه بر آن كه آرمگاه ابدي يكي از عرفا و زهاد و دانشمندان قرن هشتم هجري است بيانگر هنر هنرمندان و استادكاران و معماران و كاشيكاران برجسته عصر صفوي است كه علاوه بر نمايش هنر معماري نمايانگر هنر خوشنويسي خطاطان بزرگ ايران در زمان صفويان و قاجار مي باشد.
بقعه شیخ ابومسعود رازی
از عماراتي كه به نام خانقاه شيخ ابومسعود رازي يا بقعه مسعوديه معروف بوده است امروز جز سردري قابل توجه و بسيار زيبا چيزي برجاي نمانده است. اين محل درگذشته هاي دور قبرستان عمومي اصفهان بوده و حافظ ابونعيم مورخ و محدث و دانشمند بزرگ نيز در همين محل به خاك سپرده شده است.(متوفي به سال 430 هجري قمري برابر با 1038 ميلادي).
شيخ ابومسعود رازي از محدثين و دانشمندان نامدار قرن نهم هجري است كه پس از مرگ يك مجموعه شامل چهارسو و حمام و باغ بسيار بزرگي در كنار مزار او ساخته شد و به درب شيخ شهرت يافت. سردري كه اكنون باقيمانده و بيانگر معماري و خطاطي دوران آق قويونلوها است كتيبه اي است كه با كاشي مينائي تزئين شده و آنرا با شكوه و بسيار زيبا توصيف كرده است.اين كتيبه در دو سطر يكي به خط ثلث جلي به رنگ سفيد و ديگري به خط ثلث با حروف ريز طلائي برزمينه آبي نوشته شده است. اين كتيبه در زمان يعقوب فرزند اوزون حسن آق قويونلو نوشته شده و كاتب آن كمال الدين بن شهاب يزدي و تاريخ آن 895 هجري قمري است. به نظر بسياري از محققين و پژوهشگراني كه در باره معماري و كاشيكاري دوران ايلخاني بررسي كرده اند كاشيكاري اين سردر بعدها الهام بخش بسياري از كاشي كاران اصفهان بوده است
بقعه شهشهان
در مجاورت مسجد جامع اصفهان و در محله شهشهان بقعه اي قرار دارد كه اساس ساختمان آن مربوط به زمان تيموريان است. ساختمان اين بقعه در زمان سلطان محمد بن بايسنقر نواده امير تيمور انجام گرفته است. اين بقعه آرامگاه شاه علاء الدين محمد از سادات و بزرگان اصفهان است كه در سال 850 هجري قمري به دستور شاهرخ تيموري به شهادت رسيده است. مورخين علت شهادت اين سيد جليل القدر را ناشي از علاقه اي مي دانند كه سلطان محمد بن بايسنقر به او داشته و نزاع دو شاهزاده تيموري و تسلط شاهرخ به اصفهان موجب خشم وي و كشته شدن اين مرد بزرگ مي شود.پس از مرگ شاهرخ و تسلط مجدد سلطان محمد به اصفهان به دستور وي در مدرسه و حسينيه شاه علاء الدين محمد بقعه اي بنا مي كنند و موقوفاتي نيز براي مزار او تعيين مي نمايند.به هرحال بقعه از داخل و خارج با گچبري و كاشيكاري تزئين شده و گنبد آن در اوائل حكومت پهلوي مرمت شده است.
خطاط كتيبه اصلي بقعه محمود نقاش خوشنويس مشهور قرن نهم هجري است كه به خط ثلث گچبري شده ،‌ اشعار و عباراتي را نوشته و به شهادت شاه علاءالدين محمد اشاره كرده است.بر ديوار شرقي داخل بقعه شهشهان اشعاري به خط نستعليق سفيد نوشته شده است . بر ديوار شمالي داخل بقعه نيز كتيبه اي است كه با گچبري به خط ثلث سفيد بر زمينه قهوه اي و سبز و قرمز به تاريخ 1013 هجري قمري به وسيله صحيفي فارسي كتابت شده است.مفاد اين كتيبه به اقدامات بانوي نيكوكاري اشاره مي كند كه نام او خانم سلطان بوده است.همچنين عبارات اين كتيبه بيانگر تعميراتي است كه در زمان سلطنت شاه عباس اول صفوي در بقعه انجام گرفته است.
آرامگاه خواجه نظام الملک ( دارلبطیخ )
در محله دارالبطيخ كه امروز محله احمد آباد است ، آرامگاه خواجه نظام الملك طوسي،‌ مرد بزرگ علم و ادب و سياست ايران در سالهاي 465 و 485 هجري قمري واقع شده است. آرامگاه خواجه در كنار قبور چند تن از شاهان سلجوقي قرار گرفته و به نظر بسياري از محققين و كارشناسان در گذشته بناي مناسبي نيز بر اين قبور وجود داشته است.در اين محل 8 قبر به چشم مي خورد كه اغلب داراي سنگ مرمر نفيس هستند. بر مدفن خواجه سنگ مرمرين بسيار زيبائي نصب است كه در اطراف آن كتيبه اي شامل آيه الكرسي و كلمات ديگر نوشته شده است.
مزار ملكشاه سلجوقي نيز در همين محل قرار دارد. تركان خاتون همسر ملكشاه سلجوقي و فرزندان او مانند بركيارق و سلطان محمد و سلطان محمود نيز در اين محل مدفون هستند. بر سنگ هاي موجود در اين محل علاوه بر تاريخ هاي مربوط به زمان سلجوقي ،‌ برخي تواريخ از جمله 859 هجري قمري و 937 و 953 هجري قمري نوشته شده است.تا چند سال پيش چنار كهنسالي بر در ساختمان اين مجموعه آرامگاهي وجود داشت كه مردم اصفهان آن را با چنار دارالبطيخ مي گفتند. امروز از اين چنار اثري موجود نيست.
بقعه ستی فاطمه و مقبره شاهزادگان
يكي از اماكن مقدسه اصفهان ستي فاطمه است كه مردم اصفهان به آن اعتقاد دارند و مي گويند فاطمه صغري دختر حضرت موسي بن جعفر(ع) در اين محل مدفون است اما در كتب و منابعي كه امامزادگان را معرفي مي كنند نامي از آن ديده نمي شود.
به هرحال، ساختمان صحن و بقعه ستي فاطمه به زمان صفويه مربوط مي شود. در داخل بقعه ستي فاطمه و در اطراف گنبد اشعاري با خط نستعليق سفيد بر زمينه لاجوردي به چشم مي خورد كه تاريخ آن 1242 هجري و زمان فتحعليشاه قاجار است. اشعار مزبور حاكي از آن است كه شخصي به نام محمد علي خان قبه اين آرامگاه را ساخته است.
بقعه شاهزادگان، در ضلع جنوبي صحن ستي فاطمه قراردارد كه بناي آن در زمان شاه عباس دوم صفوي ساخته شد و داخل آن با گچبري و سطح بيرون آن با كاشيكاري تزئين شده است. در داخل بقعه كتيبه اي برجاي مانده كه قسمت هائي از آن از بين رفته است. در اين محل نوه هاي شاه اسماعيل اول مدفون هستند كه در سال 1041 هجري قمري به دست شاه صفي يكي از سلاطين بيرحم صفويه كشته شده اند. علاوه بر اين شاهزادگان كه در كودكي كشته شده اند،‌ فرزندان يكي از سرداران شاه عباس اول نيز در اين محل به خاك سپرده شده اند.
بر روي قبور شاهزادگان سنگ هاي يكپارچه مرمري نفيس قرار دارند كه منقش به نقوش مختلف مي باشند. هركدام از اين سنگ ها داراي يك كتيبه در قسمت بالا و اشعاري در اطراف به خط نستعليق هستند.
در ضلع جنوبي داخل بقعه شاهزادگان نيز بر يك قطعه سنگ مرمر بسيار شفاف كه به حالت عمودي در قسمت پائين ديوار نصب شده اشعاري نوشته شده است. يكي از سنگ قبرها تاريخ 1041 هجري قمري را برخود دارد و خوشنويس مشهور عصر صفويه محمدرضا امامي آن را نوشته است
امامزاده جعفر ( بقعه جعفریه )
در حاشيه غربي خيابان هاتف و مقابل كوچه امامزاده اسماعيل بناي امامزاده جعفر واقع شده كه به صورت برجي 8 ضلعي بنا شده است. اين عمارت كوچك بسيار زيبا كه يكي از محققين آن را با صفت دلفريب توصيف مي كند نمونه اي كامل از مقابر و آرامگاه هائي است كه در دوره حكمرانان مغول در ايران ساخته مي شد. اين بنا در سابق گنبدي هرمي شكل داشته كه اكنون از ميان رفته است. در قسمت نماي خارجي گنبد يك جفت كتيبه وجود دارد. اولين كتيبه به خط ثلث سفيد معّرق بر زمينه لاجوردي نوشته شده و شامل آيه الكرسي است كه در آخر آن تاريخ 725 هجري قمري آمده است. در بالاي اين كتيبه،‌ كتيبه ديگري به خط ساده كوفي بر زمينه فيروزه اي شامل آياتي از قرآن مجيد است. برلوحه بالاي در ورودي امامزاده جعفر با خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي صلوات بر چهارده معصوم نوشته شده است.براساس سنگ قبرامامزاده، صاحب مرقد جعفر بن سيد مرتضي است و نسبت او به حسن بن حسين بن محمد بن حسين (ع) مي رسد
امامزاده حسین - امامزاده ابراهیم - بقعه الراشد خلی
روبروي پل شهرستان آنجا كه روزگاري قريه شهرستان بوده و امروز جزء شهر اصفهان است مجموعه اي از ساختمانهاي قديمي باقيمانده است كه گنبد آجري آن به سبك دوره سلجوقي به نظر مي رسد.در داخل گنبد آجري اين مجموعه دو قبر موجود است كه سالها اهالي قريه شهرستان آنها را به نام شاهزاده ابراهيم و حسين بن حسن بن علي زيارت مي كرده اند در حاليكه عموم مورخين و محققين و پژوهشگران اين مقبره را متعلق به الراشد بالله خليفه عباسي مي دانند كه در رمضان 532 هجري قمري در محله جي قديم به دست فدائيان اسماعيلي كشته شد و در همين محل دفن شد. از مورخين قديم كه صراحتاً اين محل را آرامگاه الراشد ذكر كرده، ياقوت حموي مولف كتاب گرانسنگ و ارزنده معجم البلدان است . صاحب كتاب مجمل التواريخ و القصص نيز آرامگاه الراشد بالله را در اصفهان نوشته است.
به هرحال نماي خارجي بقعه مانند ساير كتيبه هاي عصر سلجوقي آجري است و هيچگونه تزئيناتي ندارد با توجه به اعتقاد مردم كه اين محل را امامزاده مي دانسته اند بعدها اقدام به كاشيكاري گنبد كرده اند كه بيشتر آنها بر اثر مرور زمان و عوامل جوي فرو ريخته اند. در داخل بقعه كتيبه اي به خط كوفي برجسته بر زمينه گچ وجود دارد كه شامل آيات قرآن كريم است. اين بقعه درسال 1316 هجري قمري در زمان مظفرالدين شاه قاجار تعمير شده است
امامزاده اسماعیل
در شرق خيابان هاتف و روبروي امامزاده جعفر مجموعه اي مركب از مسجد شعيا و امامزاده اسماعيل واقع شده است. كه ساختمان امامزاده و مسجد و مرقد شعيا را به دوران قبل از اسلام نسبت مي دهند، اما مناره و قسمتي از ساختمان كنوني متعلق به دوران سلجوقي است. آثاري از دوران صفوي مانند ساختمان بقعه و رواق و صحن بعداً به بناي سلجوقي اضافه شده است.
كتيبه سر در رواق بقعه به خط ثلث سفيد با كاشي معرق بر زمينه لاجوردي به خط محمدرضا امامي است. تاريخ اين كتيبه 1041 هجري قمري است كه در زمان شاه صفي جانشين شاه عباس اول نوشته شده و درآن به نام اين شاه اشاره شده است.
در بالاي در چوبي بقعه كتيبه ديگري وجود دارد كه به خط ثلث است و تعميرات بنا در زمان شاه سلطان حسين را ذكر كرده است. در اطراف بقعه نيز اشعاري به خط نستعليق بر زمينه لاجوردي به قلم محمد صالح اصفهاني گچبري شده و طي اشعاري تاريخ 1111 هجري را بيان مي دارد.
در صحن امامزاده و سنگاب نفيس وجود دارد كه تاريخ يكي از آنها 1049 هجري قمري است. كتيبه هاي اين دو سنگاب شامل صلوات بر چهارده معصوم است. در سردر جنوبي امامزاده كتيبه اي است كه تاريخ آن 1043 هجري و نويسنده آن محمدرضا امامي است. در زير اين كتيبه، كتيبه ديگري است كه در سال 1114 هجري قمري در زمان شاه سلطان حسين نوشته شده است.
از مجموعه مطالعاتي كه در باره اين مجموعه به عمل آمده چنين استنباط مي گردد كه در كنار اين مجموعه مركز محله به صورت چهارسوق و بازارچه وجود داشت است. در كاوشهائي كه در سالهاي اخير انجام شده در زير اتاقهاي طلبه خانه دور صحن آثاري نمايان گرديده كه به دوران صفويه تعلق دارد. قسمتهاي مختلف امامزاده اسماعيل با سبك هاي مختلف نقاشي به صورت لايه چيني و قاب بندي و كتيبه هاي خطي و ستاره اي برجسته و خطوط ثلث و نستعليق تزئين شده است. مجموعه امامزاده اسماعيل به دليل در برداشتن ويژگي هاي معماري دوران سلجوقي و تزئينات و الواح دوران صفوي از بناهاي بسيار جالب شهر اصفهان است كه پژوهشگران بسياري در باره آن مطالعات و بررسي هائي انجام داده اند.
امامزاده احمد
در نزديكي چهار سو مقصود بناي قديمي امامزاده احمد قرار دارد كه بنا به نوشته مورخين و محققين مقبره يكي از احفاد امام محمد باقر(ع) است. اين مزار در بنائي قرار گرفته كه سقفي گنبدي دارد و خود آرامگاه نيز به شكل مربع است و از سطح زمين بلندتر است.تزئينات بنا عبارت از كاشيكاريهائي است كه قسمت اعظم آن مربوط به زمان شاه سلطان حسين صفوي است و بقيه كاشي ها را در زمان ناصرالدين شاه قاجار با گچبري هاي رنگي پوشانده اند.
تاريخ سال مزار 1115 هجري قمري برابر با 1703 ميلادي بوده، ضريح چوبي آن در زمان قاجار ساخته شده است. كتيبه سر در صحن امامزاده احمد به خط ثلث با كاشي سفيد معّرق بر زمينه لاجوردي است كه خطاط آن علي نقي امامي است. تاريخ اين كتيبه 1115 هجري قمري است و در آن به نام شاه سلطان حسين صفوي اشاره شده است. خطوط بنائي اين سر در نيز سوره هاي قرآن مجيد است. كتيبه اي كه در ايوان ورودي امامزاده احمد وجود دارد به خط ثلث طلايي در زمينه لاجوردي رنگ گچبري شده و نويسنده آن احمد حسيني است. تاريخ اين كتيبه نيز 1115 هجري قمري است و در آن علاوه بر نام شاه سلطان حسين به نام محمد شرف شريف المنجم اشاره شده كه سازنده بنا ميباشد.
در داخل بقعه امام زاده كتيبه اي به خط ثلث طلايي بر زمينه لاجوردي وجود دارد كه سوره دهر به خط محمد محسن علي نقي امامي و تاريخ 1115 هجري قمري نوشته شده است.در اطراف ضريح چوبي امامزاده اشعاري نوشته شده كه تاريخ آن 1290 هجري قمري است. در ايوان غربي امامزاده احمد كتيبه اي به خط نستعليق برجسته به تاريخ 1247 هجري قمري نوشته شده كه زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار است.در ضلع شمالي صحن امامزاده احمد قبوري وجود دارد كه سنگهاي مرمر يكپارچه نفيس بر روي آن قرار دارد. بر اين سنگها نيز اشعاري نوشته شده كه در دوران قاجار كتابت شده اند.در پشت ديوار به طرف كوچه قطعه سنگ سياه شفاف به طول 3 متر در ديوار خارجي و در مجاورت در ورودي امامزاده نصب شده كه معروف به سنگ سومنات است و مردم عقيده دارند سلطان محمود غزنوي آن را از هند آورده است. بر اين سنگ كتيبه اي به خط نسخ نوشته شده كه تاريخ آن 563 هجري قمري است.
امام زاده شاه زید
در محله قديمي تل و اسكان اصفهان امامزاده اي است كه از نظر معماري و تزئينات كاشيكاري مخصوصاً گنبد آن در عداد بناهاي نفيس و جالب اصفهان به شمار مي رود.شاردن پس از توصيف قسمت هاي شرقي اصفهان مي نويسد "... از آنجا به شازيد (شاه زيد) مي رسيم كه وجه تسميه آن وجود خانقاهي است كه به افتخار يكي از پسران امام حسن در اين محله برپا شده است..."
ساختمان اين بقعه در اواخر قرن دهم هجري و دوران صفويه و به سال 994 هجري قمري ساخته شده اما در زمان سلطنت شاه سليمان صفوي در سال 1097 هجري قمري مرمت هايي در آن انجام گرفت. با توجه به اين دو تاريخ برخي محققين و پژوهشگران مي گويند اين بنا در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده (پدر شاه عباس) ساخته شده اما تزئينات كاشيكاري گنبد در دوران حكومت شاه سليمان انجام شده است.آنچه ارزش اين بنا را مضاعف مي كند وجود نقاشيهاي ديواري جالبي است كه ديوارهاي شبستان گنبددار آن را پوشانيده است. موضوع اين نقاشي ها وقايع مذهبي است كه در قرن 14 هجري نقاشي شده اند.در نماي خارجي اين گنبد به خط بنائي سه رنگي مشكي و فيروزه اي در زمينه آجري آيات قرآن نوشته شده و تاريخ 1314 و 1315 شمسي را برخود دارد. بر لنگه چپ در مقبره با خط ثلث برجسته نام صحيفه جوهري و تاريخ 994 هجري قمري به چشم مي خورد. در قسمت بالاي سكوي سمت راست بر روي بقعه بر لوح مثلث شكل به تعميرات زمان شاه سليمان در سال 97،‌ اشاره مي كند، خطاط اين كتيبه محسن امامي است.
در ايوان سمت راست بقعه شاه زيد اشعاري به خط نستعليق برجسته برلوح سنگي سياه رنگي نوشته شده است. اين اشعار به اقدامات و خدمات شخصي به نام محمدرضا اشاره مي كند كه خادم آستانه شاه زيد بوده است. در مصراع آخر اين اشعار ماده تاريخي به دست مي آيد كه 1083 مي باشد.
درب امام
در شرق خيابان چهارباغ پائين و در قبرستان قديمي جميلان (سنبلستان) و در نزديكي محله قديمي دردشت اصفهان بقعه دو امامزاده واقع شده كه ساختمان آن در سالهاي 857 هجري قمري برابر با 1453 ميلادي در زمان حكومت جهانشاه قراقويونلو به پايان رسيده است.اين دو امامزاده ابراهيم و زين العابدين (ع) از احفاد و نوادگان حسن مثنّي و علي بن جعفر(ع) هستند كه در اين محل به خاك سپرده شده اند.بناي تاريخي درب امام از دو گنبد بزرگ و كوچك و يك سر در كاشيكاري و سه صحن در سه جهت شمال و شرق و غرب تشكيل شده است.
سر در اصلي در محوطه شمالي واقع شده و با كاشيهاي معّرق موزون و بسيار زيبا ساخته شده است. بسياري از محققين از جمله آندره گدار به تغييرات بعدي بنا در دوره هاي مختلف و به خصوص صفويه اشاره كرده اند كتيبه سردر به خط ثلث سفيد با كاشي معّرق بر زمينه آبي لاجوردي به زبان فارسي نوشته شده است. در اين كتيبه به نام جهانشاه قراقويونلو و تاريخ 857 اشاره شده است. در سمت شرق اين سردر، سردر ديگري است كه كتيبه هاي آن به تعميرات بنا در دوره شاه سلطان حسين صفوي اشاره مي كند نويسنده اين كتيبه ها محمدرضا امامي و خطاط ديگري به نام عبدالرحيم مي باشند. گنبدهاي موجود در بناي تاريخي درب امام در يك زمان ساخته نشده اند. گنبد بزرگ همزمان با ساختمان بقعه در قرن نهم ساخته شده است . كتيبه هاي آن شامل آيات قرآن مجيد مي باشند. اما گنبد كوچك در سال 1081 هجري ساخته شده است. كتيبه اين گنبد به خط محمدرضا امامي است. در غرب محوطه درب امام مسجد كوچكي است كه منسوب به سعيد بن جبير از بزرگاني است كه در اوايل اسلام در اصفهان امامت داشته است. داخل بقعه با كاشي هاي بسيار خوشرنگ تزئين شده است. در داخل ايوانهاي غربي گچ بري ها و قطاربندي هاي بسيار زيبايي است كه بيانگر ذوق و ابتكار و خلاقيت هنرمندان اصفهان در آن روزگار است. گنبد بزرگ درب امام و ايوان هاي شرقي و شمالي در سال 1328 شمسي تعمير شده اند. كاشيكاريهاي گنبد كوچك و قسمت هاي غربي بنا در سال 1332 مرمت گرديده اند. نماي خارجي بقعه و ديوارهاي مجاور آن نيز تزئيناتي از كاشيكاري بسيار زيبا و مقرنس هاي گچي پركار است. به طور كلي مجموعه درب امام اصفهان به دليل ويژگيهاي هنري و معماري و تزئينات بسيار باشكوه كاشيكاري و گچبري در عداد يكي از شاهكارهاي مسلم هنري ايران به شمار مي رود كه بيانگر سير هنر معماري ايران در دورانهاي مختلف است. اين اثر نفيس از نظر ويژگيهاي معماري دوران حكومت تركمانان (قراقويونلو) مورد توجه معماران و پژوهشگران و باستان شناسان قرار گرفته و بسياري از آنان در مورد آن بررسي كرده و حاصل مطالعات خود را انتشار داده اند.
هارون ولایت
هارون ولايت يكي از قديمي ترين بناهاي مذهبي دوره صفوي است كه به موجب كتيبه سر در آن در سال 918 هجري قمري در زمان شاه اسماعيل اول صفوي ساخته شده و در دوران جانشينان وي توسعه يافته و تكميل شده است.با توجه به مدارك تاريخي مقبره هارون ولايت متعلق به هارون بن علي يكي از اولاد حضرت امام حسن (ع) است.بناي هارون ولايت شامل سردر، دو صحن در شمال و مغرب و يك گنبد كاشيكاري است. سردر باشكوه و مجلل اين بنا با تزئينات كاشيكاري و كتبيه اي به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي سال ساخت آن را كه 918 هجري است بيان مي دارد.
اين سردر به دو محوطه مربع شكل كه در مغرب وشمال سردر واقع شده اند باز مي شود و ساختماني كه در مغرب است شامل مدرسه كوچكي است كه در اطراف آن حجره هائي ساخته شده است. در ايوان جنوبي محراب زيبائي است كه با كاشي معّرق تزئين شده است سردر شرقي هارون ولايت روبروي مسجدعلي واقع شده كه تزئينات آن كاشي معّرق است.كتيبه هاي مختلفي كه در قسمت هاي بناي هارون ولايت وجود دارند بيانگر تعميرات و تغييراتي است كه در ادوار مختلف در هارون ولايت انجام شده است. از جمله كتيبه هائي به خط نستعليق برجسته به رنگ سفيد و بر زمينه آبي است و طي اشعاري به تعميرات سالهاي 1066 و 1067 هجري قمري در زمان سلطنت شاه عباس دوم اشاره مي كند.
در محراب نيز سه لوح كوچك وجود دارد كه در آنها نوشته هائي با تاريخ 1298 هجري قمري و كتيبه ديگري به رنگ سفيد بر زمينه آبي حاشيه اي تاريخ 1329 هجري را برخود دارد.آنچه بناي هارون ولايت را جدا از جنبه مذهبي آن به شهرت رسانيده است كاشيهاي شفاف زنده و سرشار از هيجان آن هستند كه از شاهكارهاي هنرمندان مسلمان اصفهاني است.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  12:15 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

آقانور

در محله دردشت اصفهان مسجدي قرار دارد كه طبق سنتهاي معماري ايران به صورت 4 ايوانه طراحي شده است. وروديهاي مسجد آقا نور در ضلع شمالي و شرقي مسجد قرار گرفته كه توسط كوچه هاي اطراف به بازار دردشت و محله اي به همين نام مربوط مي شود.
باني مسجد «نور الدين محمد اصفهاني» از افراد خيّر و نيكوكار است كه ساختمان مسجد را در زمان سلطنت شاه عباس اول شروع كرده است اما در اولين سال سلطنت شاه صفي به اتمام رسيده است. كتيبه سردر مسجد كه به خط محمد رضا امامي و تاريخ 1039 هجري قمري است بيانگر همين مطلب است.
كتيبه اي كه در ايوان جنوبي مسجد وجود دارد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي مورخ به سال 1258 هجري زمان محمد شاه قاجار است. خطاط اين كتيبه محمد باقر شيرازي است در اشكال مربع شكلي كه در داخل اين ايوان وجود دارد با خطوط بنايي ساده لاجوردي بر زمينه آجري و خط بنائي حنائي بر زمينه فيروزه اي، آيات قرآني نوشته شده است. در ايوان شرقي مسجد نيز با خط نستعليق به رنگ زرد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي اشعاري نوشته شده است. مصراع آخر اشعار ماده تاريخي است كه سال 1034 را نشان مي دهد.
يكي از نفايس مسجد آقا نور شبستان زيبا و جالب آن است. نور اين شبستان بوسيله قطعاتي از سنگ مرمر شفاف تأمين مي شود ستونهاي شبستان مسجد نيز بسيار جالب توجه هستند. بر طرفين محراب اين شبستان با خط بنائي مشكي ساده بر زمينه زرد عبارات مذهبي نوشته شده است سردر خارجي اين شبستان نيز با كاشي گره و خطوط بنائي تزئين شده است.اين شبستان در قرن سيزدهم به مسجد الحاق شده است. سردر شمالي مسجد آقا نور كتيبه اي دارد كه به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي به وسيله محمد باقر شيرازي كتابت شده است. مضمون اين كتيبه آيات قرآن مجيد است. مسجد آقا نور در جنگ تحميلي آسيب هاي بسياري ديد كه به شيوه اول بازسازي شد.

چهارشنبه 17 فروردین 1390  12:18 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

علی مسجد

در جوار مقبره هارون ولايت، مسجدي قرار گرفته كه در زما ن شاه اسماعيل اول صفوي به سال 929 هجري قمري ساخته شده است. اين بناي باشكوه و زيبا از نظر هماهنگي در ابعاد و اندازه ها و نيز از لحاظ آراستگي نماي سر در در عداد يكي از شاهكارهاي عصر صفوي است.
مسجد علي در محل مسجدي ساخته شده كه متعلق به عصر سلجوقي بوده و در عصر صفوي تخريب شده است. اما مناره قديمي آن كه حدود 40 متر ارتفاع دارد و با كتيبه اي كوفي و كاشي تزئين شده باقي مانده است.مسجد علي به شكل 4 ايواني ساخته شده و ايوان جنوبي آن از ايوان هاي ديگر بزرگتر است در پشت اين ايوان شبستان گنبد دار قرار دارد.گنبد مسجد علي از داخل با مقرنس هاي گچي تزئين شده و كتيبه اي به خط ثلث شامل آياتي از قرآن كريم و تاريخ 929 هجري قمري بر گردن گنبد نوشته شده است. خارج گنبد نيز با كاشيكاري تزئين شده است. كتيبه سردر به خط ثلث و با كاشيهاي معرّق سفيد بر زمينه آبي با خط شمس الدين تبريزي شامل آياتي از قرآن كريم و نام شاه اسماعيل صفوي و باني مسجد ميرزاشاه حسين اصفهاني مي باشد.مسجد علي از نظر معماري و تزئينات و مقرنس هاي گچي داخل گنبد و كاشيكاري آن در رديف مساجد بسيار مهم دوران صفوي به شمار مي رود
ایلچی مسجد
يكي از آثار بسيار زيبا و نفيس كه در زمان شاه سليمان صفوي ساخته شده است،‌ مسجد ايلچي است. اين مسجد كه در محله احمد آباد واقع شده است به لحاظ وجود خطوط بنائي بسيار زيبا و تزئينات پركار از بناهاي مشهور دوران صفويه است.علت نامگذاري اين مسجد به ايلچي اين است كه دختر نيكوكار يكي از صاحب منصبان شاه سليمان به نام حكيم نظام الدين محمد كه به ايلچي ملقب بوده است اين مسجد را ساخته است.كتيبه اي كه در سردر مسجد است و با خط ثلث محسن امامي است مؤيد اين مطلب است. تاريخ اين كتيبه 1097 هجري قمري است. در بالاي سكوها مسجد و همچنين در داخل مقرنس هاي سردر مسجد ايلچي خطوط بنائي به چشم مي خورد كه در آنها استاد سازنده مسجد به نام محمد علي بن استاد علي بيك معرفي شده است.
در ايوان بزرگ جنوبي مسجد و در اطراف محراب هم خطوط بنائي زيبايي وجود دارد كه تاريخ آن 1093 هجري است اما بر كتيبه داخل محراب با خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي آيات قرآن با تاريخ 1094 هجري و به امضاء محمد حسن امامي نوشته شده است.در ايوان كوچك مسجد محراب بسيار زيبايي است كه با خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي رنگ آيه 45 سوره عنكبوت بر آن نوشته شده است.در حال حاضر اين مسجد با يك صحن كوچك و يك ساختمان و محراب زيبا در عداد يكي از آثار بسيار جالب عصر صفوي است كه در آن زمان به وسيله افراد خير و نيكوكار ساخته شده است.آنچه اين مسجد كوچك را مورد توجه پژوهشگران و محققين قرار داده وجود خطوط بنائي زيبايي است كه به وسيله استادان اين هنر در گوشه گوشه اين عمارت به چشم مي خورد .

شنبه 20 فروردین 1390  10:44 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

مسجد حاج محمد جعفرآباده ای

يكي از آثار بسيار نفيس و مهم دوران قاجار در اصفهان، مسجد حاج محمد جعفر آباده اي است. اين مسجد كه يادگار حاج محمد جعفر آباده اي روحاني برجسته عصر قاجار است از لحاظ استحكام و تزئينات كاشيكاري از نوع گره كاري در عداد آثار شاخص اصفهان يه شمار مي رود.
اين مسجد در محله دردشت اصفهان واقع است كه از لحاظ ارتباطات محلي داراي موقعيت ممتاز و بي نظيري است زيرا علاوه بر بازار مجاور به وسيله كوچه هاي موجود و با اغلب واحدهاي اطراف مرتبط مي گردد.اين بناي بي نظير به وسيله دو درب در جبهه هاي شمال و شرق با كوچه شمالي و بازار شرقي ارتباط دارد. كتيبه سردر شرقي مسجد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي شامل آيات قرآني است. تاريخ كتابت اين كتيبه 1296 هجري قمري است.
 در هلال ايوان شمالي و اطراف آن نيز كتيبه اي به خط ثلث و تاريخ 1280 هجري قمري به چشم مي خورد. در ايوان غربي كتيبه اي است كه در سالهاي اخير كاشيكاري شده و آيات قرآن با تاريخ 1368 هجري قمري كتابت شده است. در ايوان هاي طرفين ايوان غربي و در طاق راهروهاي ايوان شمالي مسجد خطوط بنائي بسيار زيبائي نوشته شده كه مضمون آنها عبارات مذهبي است.
منبر نفيس اين مسجد با رسم هاي هندسي توپر و آلت و لغت هاي چوبي رنگين تزئين شده و هر بيننده اي را به اعجاب و تحسين وا مي دارد. شبستان زمستاني مسجد كه در ضلع غربي ساختمان واقع شده است با كاشي و آجر معقلي و طرحهاي هندسي بر نفاست و عظمت مسجد مي افزايد.محراب اصلي مسجد حاج محمد جعفر كه با كاشيهاي 7 رنگ خشتي تزئين يافته شباهتي تام با كاشي هاي مسجد سيد دارد. به طوريكه بسياري از محققين و كارشناسان عقيده دارند استاد كار هر دو مسجد يكي بوده است.
مسجد حاج محمد جعفر آباده اي در جنگ تحميلي مورد اصابت موشك قرار گرفت و آسيب بسيار ديد كه به شيوه اول بازسازي شد.

شنبه 20 فروردین 1390  10:50 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

مسجد امام (ره)

مسجد جامع عباسي (سابق)

در نيمروز ميدان، كافي است تا سر را اندكي بالا ببريم تا به ظرافت هاي هنري سردري باشكوه با دو مناره‌اش پي ببريم، آنجا كه هنوز، پساز چهار سده كه از ساخت آن مي‌گذرد، انسان در شگفت مي‌ماند در مقابل اين آفرينش بي همتا. سر در مسجد جامع عباسي با بلنداي 27 متر، آراسته به كاشي هفت رنگ و معرق است كه رنگ غالب آن آبي است ليكن مناره‌ي آن، با بلنداي 42 متر به رنگ فيروزه‌اي است با تزييناتي به پيچش هاي فيروزه‌اي كه كاشي نوشته‌هايي به خط بنايي دارد. اين سردر هم چنين كاشي نوشته‌هايي دارد كه يكي (در چهارچوبه‌ي قاب ورودي) بر زمينه‌ي كاشي لاجوردي نوشته شده و در آن از چهارده معصوم مدح گرديده است. دوم كاشي نوشته‌ي ديگري است كه به صورت افقي نگاشته شده و سخن از پايان ساخت و تزيين سردر ورودي دارد. ساختمان مسجدجامع عباسي در سال 1020 هجري، در بيست و چهارمين سال پادشاهي شاه عباس اول آغاز شده است و در سال 1038 هجري، كه همزمان است با مرگ اين شهريار صفوي، ساخت آن ادامه داشت. سردر ورودي مسجد، هم چنين، در تراز مياني و زيرين چپ و راست زير قوس اصلي، در مجموع شش تصوير طاووس بر كاشي معرق دارد.
طاووس نماد زيبايي و قدرت است، از سويي، نشانه‌ي خودنمايي است، باوقار و شوكتي كه درحركت دارد و نجابتي كه در نگاهش ديده مي‌شود، و هيبت و جثه‌ي بزرگ او، تناسباتي را در ميان پرندگان براي او به وجود آورده كه اين پرنده را از ديگر پرندگان متمايز ساخته است. طاووس در اسلام نمادي كيهاني است، نماد كمال و تماميت و جمال كبريايي است.
در دو سوي ، دو گلدان مرمرين برجسته كه از درون آن ها، پيچش هاي فيروزه‌اي فام(سه تايي) نمادي از درخت طوبي را جلوه مي‌سازد و نگاه بيننده را به بالا ، به سوي بي نهايت متمركز مي سازد و آن را نهايتي نيست.
كه يكي هست و نيست ،
هيچ جز او وحده هو ، لااله الا هو
«هاتف»

با گذر از در ورودي ( از جنس چوب درخت چنار) جهت ورود به درون مسجد، ناگزير بايد از يكي از دو راهروي سرپوشيده چپ و راست گذشت و به محض ورود به درون حياط، متوجه مي شويم كه باي مسجد از درون در امتداد ميدان نيست. در واقع، ناخودآگاه زاويه ي 45 درجه را تا رسيدن به حياط مسجد پيموده‌ايم . در واقع ، اين دو راهرو ، بسان راهرويي انتقالي براي گذر از شكست دو محور متقاطع موجود در محورهاي ميدان و مسجد است كه وجود اين شكستگي را بر بيننده پنهان مي دارند. افزون بر آن، كليه ي اهداف طراح ميدان و مسجد از ديدگاه ميزان جذب بيشتر تابش نور، در ميدان و طرح رو به قبله ي مسجد فراهم مي شود . در مسجد جامع عباسي، بيننده با شگفتي به هر كجا كه نگرد، با گلستاني از گل و بوته، نقش بسته بر كاشي، بر ديوارها، گنبدها، مناره ها و گل دسته ها روبه رو مي شودكه هيچ كدام با شاخ و برگ زميني آراسته نشده و گذران زمان را بر آن پاياني نيست. چرا كه نزديك به چهار سده از زندگاني شان مي گذرد، ليكن تا كنون پاييز و زمستان، بهارشان را به خزان و نيستي نكشانده است. آري اين گلستان جاوداني است.
ز تند باد حوادث نمي توان ديدن
درين چمن كه گلي بوده است ياسمني
از اين سموم كه به طرف بوستان بگذشت
عجب كه رنگ گلي ماند و بوي نسترني

حياط بزرگ مسجد را در چهار سوي، چهار ايوان بلند با دهانه هاي گسترده فراگرفته است كه در نهايت، مسجد چهار ايواني است، الگويي كه ازديرهنگام ، نقش آفرينان ايراني با توجه به ويژگي هاي اقليمي اين سرزمين در طرح بناي مساجد، كاروان ها و مساجد به كار گرفته اندتا بدين وسيله، بهره گيري از دماي طبيعي در محل در زمستان هاي سرد و تابستان هاي گرم فراهم آيد. اين چهار ايوان، هر كدام درمركزهر ضلعي از حياط، آن هم در چهار جهت جغرافيايي بنا گرديده اند و فضايي چهار فصل را براي مسجد خلق كرده اند.
مهم ترين بخش مسجد، ساختاري است كه در نيمروز قرار گرفته است، از اين سبب است كه ايوان نيمروزي با شكوه و جلوه اي بي همتا خود نمايي مي كند و بر فراز آن، دو مناره ي زيبا با بلنداي 48 متر استوار گرديده است. از فضاي ايوان به فضاي گنبد خانه خود نيز از جانب باختري و خاوري به دو فضاي چهل ستوني مرتبط مي گردد. سازمان دهي هر فضا به وسيله ي تاق هايي بلند و ستون هاي سنگي و پهن كه قطعات هرستون آن، سرب ريزي شده و به يكديگر پيوسته‌اند، اجرا گرديده است. گنبدخانه خود، مهم‌ترين قسمت بخش نيمروزي است كه ديواره‌هاي آن با پهناي 5/4 متر، قطري برابر با 5/22 متر را براي گنبدخانه فراهم آورده است. بر فراز گنبدخانه، گنبدي فيروزه فام از نوع دوپوش قرار دارد.
گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم
گفت آن روز كه اين گنبد مينا مي‌كرد

گنبد دروني به صورت شلجمي با بلندي 38 متر طراحي شده كه بر فراز آن، گنبد بيروني به شكل دلنما با بلنداي 52 مترقرار گرفته است. و ميان اين دو را، فضايي خالي با بلنداي 13 متر است. از ويژگي هاي بسيار جالب اين گنبد دوپوش، خاصيت اكوستيكي آن است. با ورود به فضاي گنبد خانه بويژه در مركز آن، با ايجاد صوت مي توان بازتاب صورت را به روشني دريافت. اگر ايجاد صوت دور از مركز باشد، بازتاب آن 18 مرتبه به گوش مي رسد، ليكن در مركز،‌اين بازتاب تا هفت مرتبه كاهش مي يابد. البته،‌ هر چه كاهش بازتاب صوت را داشته باشيم، در عوض، بر دامنه ي صوت بازتابي افزوده مي گردد.
كار خود نيك برآيد كه در گنبد چرخ
اين صدايي است كه تا روز جزا مي ماند

در كنار محراب، منبري نفيس از جنس سنگ مرمر يكپارچه با 12 پله قرار دارد كه در كنار محراب، زيبايي فضاي گنبد خانه را دو چندان كرده است. در اينجا، لازم است اشاره اي كوتاه به گنبد دوپوش و دليل طراحي آن داشت. گنبد به صورت دو پوسته بر روي يكديگر سوار شده اند. از اين رو، وزنشان به استوانه ي زير گنبد وارد مي شود. چون دو پوسته را مقطع متفاوت و شكلي گوناگون تشكيل داده است، نيروهاي رانشي به ترتيب به سمت مركز دايره ي گنبد و به سمت خارج از مركز وارد مي گردند و چون اندازه ها، اشكال و ضخامت ها به گونه اي در طراحي منظور شده اند كه اين دو نيروي رانشي (درون- مركز وبرون- مركز) يكديگر را خنثي نمايند، به اين ترتيب تعادل و ايستايي گنبد تضمين مي گردد.
مسجد جامع عباسي داراي دو مدرسه ي علميه، در دو سوي فضاي نيمروزي مسجد، به نام هاي مدرسه‌ي ناصريه و سليمانيه است كه ساختار هر كدام از دوره ي صفويه است، ليكن كاشي كاري مدرسه ي ناصريه از دوره ي قاجاريه مي باشد. در مدرسه ي سليمانيه نيز قطعه سنگي ساده به شكل مثلث قائم الزاويه است، به شكل شاخص در محل تعبيه شده است كه ظهر حقيقي اصفهان را در چهار فصل سال نشان مي دهد. وتر مثلث اين شاخص در جهتي است كه ظهر را تعيين مي كند و ضلع مجاور زاويه ي قائم وصل به ديوار است و ضلع ديگر نماينده ي جهت قبله ي مسجد است.
مسجد جامع عباسي،‌شاهكاري جاويدان از هنر معماري، كاشي كاري و سنگ نگاري ايران در سده ي يازدهم هجري است. آخرين سال هاي تاريخي كه در اين مسجد به چشم مي خوردسال هاي 1077، 1078 و نيز سال 1095 هجري است و معلوم مي دارد كه پايان تزيينات مسجد در دوره ي جانشينان شاه عباس اول صورت گرفته است. اين مسجد نيز هم چون مسجد جامع عتيق از محراب هاي بي شماري (يازده محراب) برخوردار است. سنگاب هاي نفيس از جنس سنگ يا پارچه از ديدني هاي جالب اين مسجد به شمار مي رود.
 

منبع: اصفهان اين همه هست اين همه نيست، منصور قاسمي- انتشارات نقش خورشيد، 1385،چاپ اول،صص 60 تا 63

 

شنبه 20 فروردین 1390  11:08 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

مدرسه‌‌ي چهارباغ

مدرسه‌ي چهارباغ كه مدرسه‌ي مادرشاه نيز ناميده مي‌شود، آخرين بناي باشكوه از روزگار صفوي به شمار مي‌رود كه در كنار كاروان‌سراي مادرشاه (مهمان سراي عباسي) و بازار بلند به هزينه‌ي مادر شاه سلطان حسين صفوي در خلال سال هاي 1116 تا 1126 هجري بنا گرديد است.
مدرسه براي آموزش دانش پژوهان علوم ديني بنا شده است و پادشاه صفوي، خود نيز در اين مدرسه حجره‌اي داشته است. مدرسه داراي طرحي چهارايواني است و 121 حجره نيز دارد. مادي فرشادي از ميان آن مي‌گذرد و چنارهاي سر به فلك كشيده آن را سيراب مي‌كند و چهره‌اي باغ گونه را به فضاي مدرسه مي‌دهد.
مدرسه‌ي چهارباغ را مي‌توان تماشاگر هنر كاشي كاري و كاشي به شمار آورد؛ گوناگوني در طرح‌ها و رنگ‌ها از آن جمله است. گنبد مدرسه نيز از ديدگاه تناسب و زيبايي طرح با بلنداي 38 متر، پس از گنبد مسجد شيخ لطف الله ، زيباترين گنبد بنا شده در ايران است. بلنداي گنبد دروني آن 32 متر ارزيابي مي‌شود. خوش تركيبي گنبد با ايوان باشكوه و دومناره ي زيباي آن به كمال مي‌رسد. محراب گنبدخانه با طرح هاي چليپايي در كاشي، منبر يكپارچه‌ي مرمرين آن و پنجره‌هاي چوبي منبت كاري شده از ديگر قسمت- هاي تماشايي مدرسه مي‌باشد. از در باشكوه مدرسه نيز بايد ياد برد كه پوششي سيمين دارد و به طلاكاري آراسته شده است و از ديدگاه هنر فلم زني، از نمونه‌هاي بارز اين هنر در دوران صفويه به شمار مي‌رود.
 

منبع: اصفهان اين همه هست اين همه نيست، منصور قاسمي- انتشارات نقش خورشيد، 1385،چاپ اول،ص 74

شنبه 20 فروردین 1390  11:11 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مراکز دینی اصفهان

مسجد شيخ لطف الله

گوهري ديگر از هنر معماري دوره صفويه كه به فرمان شاه عباس يكم بنا گرديد و به منظور تجليل از شيخ لطف الله، عالم بزرگ تشيع به نام او نامگذاري گرديد. گنبدي زيبا، عظيم و باشكوه ، آن را هنگامي كه از بيرون بنگري در پشت سردر قسمتي از آن را پنهان مي‌بيني . گنبدي زيبا كه در سپيده‌دم به رنگ صورتي است، به هنگام نيمروز كرمي رنگ و در غروب خورشيد رنگ آجري به خود مي‌گيرد. آري، خورشيد گويي كه در سير تابش روزانه‌اش، هر آن رنگي از زندگي را به اسليمي‌هاي پر پيچ و خمش كه رو به آسمان مي‌رويند، مي‌بخشايد. سردر ورودي آن اندكي در پشت غرفه‌هاي دوطرفه ميدان طراحي شده و هم چون دو ديوار جانبي‌اش در پوششي از كاشي هاي آراسته به تزيينات گل و بوته و به رنگ آبي فيروزه‌اي خودنمايي مي‌كند. ليكن، ويژگي اصلي مسجد را مي‌توان پس از گذر از در ورودي به چشم ديد. مسجد، برخلاف ديگر مسجدهاي ايراني ، داراي حياطي چهار ايواني نيست، هم- چنين از داشتن مناره نيز محروم است.
كاشي نوشته ي سردر سال 1012 هجري را نشان مي‌دهد كه سال پايان ساخت سردر است. برفراز آن، در بالاي پنجره ي مشبك، جمله ي‌« مايه محتشمي خدمت اولاد علي» آمده است كه نشان اوج‌گيري موج تشيع در دوره ي صفويه دارد. شاهان اين دولت نيز خود را از نوادگان امام موسي (عليه السلام) مي‌شمردند. در هنگام ورود به مسجد و درست در آستانه ي در، بيننده خود را روبه‌روي راهرويي نيمه تاريك مي‌يابد. با كمي شكيبايي، چشمان به اين تاريكي عادت مي‌كند تا بيننده بتواند به زيبايي و ظرافت نقشهاي كاشي‌هاي آبي رنگ پي ببرد. در انتهاي راهرو ، چرخشي به سمت راست راهروي دوم و سپس بيننده با گردش مجدد به سمت راست، روبه‌روي گنبدخانه مسجد قرار مي‌گيرد. در هنگام ورود درآستانه در، بيننده مي‌تواند دريابد كه زاويه 45 درجه را طي كرده است، چرا كه محور محراب مسجد، با محور ميدان اختلاف دارد. چون به گنبد نگري ، گنبد را بسان طاووسي پرگشوده مي‌بيني. اين احساس ناشي از نقوش گرد و لوزي در سطح گنبد است كه شباهت بسياري به نقوش روي دُم طاووس دارند. افزون بر آن، طرح گنبد خود نيز بسان خورشيد تابان است و نقوش دايره‌اي و لوزي شكل به سير صعودي كه در ته گنبد دارند، كوچك و كوچك‌تر مي‌شوند و در نهايت در ميانه يا مركز گنبد، جزيي از كل، يا نقطه‌اي كوچك از مجموعه‌اي بزرگ مي‌شوند.
قطر گنبدخانه مسجد 8/18 متر اندازه گيري مي‌شود كه پيرامون آن را ديواره‌اي به ضخامت 160 سانتي‌متر فرا گرفته است. معمار بزرگ بنا، گنبدي از نوع تك‌پوش ساخته كه قطر بيروني آن 22 متر و بلندي آن 32 متر مي‌باشد. در زير فضاي گنبدخانه، با بهره گيري از فيل پوش هايي، گوشه‌هاي فضاي مربعي به تدريج به هشت پهلو و سپس به دايره تبديل مي‌شود و در فراز آن گنبد قرار مي‌گيرد. اين تقسيم بندي چنان ماهرانه صورت گرفته است كه بيننده با نگاهي در مقابل گوشه‌ها، چنين برداشت مي‌كند كه در فضايي هشت پهلو قرار گرفته است.
دور تا دور گنبدخانه ، در ناحيه ي گريو گنبد را 16 پنجره ي مشبك دولايه با ساختار گچ‌بري فرا گرفته است كه بر روي هر كدام، تزيينات كاشي كاري ديده مي‌شود كه نور بسيار ملايمي را به درون گنبدخانه هدايت مي‌كنند. كاشي نوشته‌هاي اين مسجد توسط خوشنويس مشهوردوره ي صفوي، علي رضا عباسي ، صورت گرفته است البته ، كاشي نوشته ي بسيار نفيسي نيز از باقر بنا مسجد را مي‌آرايد. مسجد شيخ لطف‌الله، ساختار شگرفي از هنر معماري است به دست معمارتوانايي چون محمدرضا اصفهاني بنا گرديده است. آرتور اوپهام پوپ درباره ي آن مي‌گويد كه« به سختي مي‌توان آن را محصول دست بشر دانست.» مسجدي كه نه تنها از ديدگاه معماري، بلكه از ديدگاه هنر كاشيكاري سرآمد بناهاي دوره ي صفوي به شمار مي‌رود. محراب مسجد، آراسته، به كاشي‌هاي معرق، از نفيس‌ترين محراب‌هاي اين دوره به شمار مي‌رود كه دردو سوي آن، دو كاشي نوشته سازنــده ي‌ آن را اين چنين معرفــي مي‌كنـد: « عمل فقير حقير ، محتاج به رحمت خدا – محمدرضا بن استاد حسين بنا اصفهاني 1028 .»
 

منبع: اصفهان اين همه هست اين همه نيست، منصور قاسمي- انتشارات نقش خورشيد، 1385،چاپ اول،صص 64 تا 65

شنبه 20 فروردین 1390  11:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها