0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

جهاني شدن مهدوي

پرسش:
جهاني شدن و يا جهاني سازي كه اسلام معرفي مي كند با جهاني سازي كه غربي ها درصدد پياده كردن آن درجهان هستند چه تفاوت هاي اساسي با يكديگر دارد، لطفا اهم آنها را توضيح دهيد؟
پاسخ:
فرآيند جهاني شدن و يا جهاني سازي كه اسلام در قالب حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) معرفي مي كند با آنچه كه غربي ها از جايگاه سلطه درصدد پياده كردن آن درجهان هستند، تفاوت هاي ماهوي دارد. اين بحث امروزه با توجه به تحولات منطقه خاورميانه و يا حتي گستره موج اعتراضات در ساير مناطق جهان اهميت ويژه اي پيدا مي كند. در اينجا به نحو اجمال اهم امتيازات و وجوه برتري جهاني شدن مهدوي نسبت به جهاني سازي غربي را مطرح مي كنيم:
1- حكومت واحد جهاني اسلامي يا مهدوي، تحت رهبري افراد صالح و وارسته و شخصيت هاي برجسته ديني كه معصوم از خطا و تالي تلو معصومند اداره مي شود. و قانون خدا در آن جامعه حاكم است، ولي حكومت واحد جهاني پيشنهادي غرب، تحت نظر و اشراف قدرتمندان و زورمداران و ستمگران است.
2- ازديدگاه اسلام، محور تمام امور در جامعه، خدا و احكام اوست، ولي در جهاني شدن و جهاني سازي غرب، محور، قوانين موضوعه بشري است.
3- حكومت جهاني امام مهدي(عج) برمحور توسعه اخلاقي و معنوي و فرهنگي و اجتماعي استوار است، در حالي كه در حكومت جهاني غرب، معنويت و آموزه هاي اخلاقي هيچ جايگاهي ندارد.
4- توسعه علمي از ويژگي هاي حكومت جهاني امام مهدي(عج) است. در حالي كه درعصر جهاني شدن غربي، دانش پيشرفته در انحصار كشورهاي خاصي است كه اين كشورها از انتقال آن به كشورهاي ديگر جلوگيري مي كنند.
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: «اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم» هنگامي كه قائم ما قيام كند دستش را بر سر مردم مي گذارد و عقول آنها را كامل و افكارشان را پرورش داده و تكميل مي كند. (بحارالانوار، ج52، ص328)
5- حكومت جهاني مهدي(عج) حكومتي است مبني بر آموزه هاي عقلاني و ديني، در حالي كه جهاني شدن غربي، پيامد و حاصل پيشرفت هاي سياسي، اقتصادي، فناوري، در ارتباط با نظام سرمايه داري و سلطه طلبي و هواي نفساني است.
6- درحكومت واحد جهاني حضرت مهدي(عج) به خاطر توسعه اي كه در دانش و عقل بشر پيدا مي شود، تمامي ظرفيت هاي اقتصادي و طبيعت كشف مي شود و سرمايه به حد وفور به نحو عادلانه در اختيار مردم قرارمي گيرد و سيستم توزيع نيز درست عمل مي كند. درحالي كه در جهاني سازي غربي، شكاف هاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه كالاها و ثروت ها و منابع به نحو وحشتناكي وجود دارد.
7-حكومت واحد جهاني مهدي(عج) ولايي است و مشروعيت خود را از خدا مي گيرد كه از ناحيه مردم نيز مورد پذيرش و مقبوليت قرارمي گيرد. درحالي كه در جهاني شدن غربي، مشروعيت حكومت جهاني را از ناحيه مردم مي داند و آن هم با هزاران فريب و نيرنگ كه در گرفتن آراي مردم به كار مي گيرند.
8- جهاني سازي غربي درحقيقت باعث تسلط غرب و آمريكا درعرصه هاي سياسي و اقتصادي است و به دنبال خود ناامني و رفتارهاي خصمانه به همراه دارد. چيزي كه هيچ ملتي حاضر به پذيرش آن نيست، درحالي كه اساس و برنامه اصلي حضرت مهدي(عج) گسترش و برقراري صلح و امنيت و آسايش و ريشه كني ظلم و ستم، جنگ و خون ريزي درجهان است. همان گونه كه قرآن مي فرمايد: ترس مردم به امنيت و آسايش مبدل خواهدشد. «وليبدلنهم من بعد خوفهم امنا» (نور-55)

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

چهارشنبه 22 تیر 1390  11:30 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

طبق احادیث در دوره آخرالزمان چه افرادی در جامعه حکومت خواهند کرد و آن افراد در کدام دیار حاکمند؟

گر مراد از آخر الزّمان، قبل از ظهور حضرت ولي عصر(عج) مي باشد يا بعد از ظهور؟ به يقين نمي توان گفت كه قبل از ظهور چه حوادثي پيش خواهد آمد و چه افرادي در جامعه حكومت خواهند كرد. در روايات آمده است كه بايد آنقدر حكومت هاي رنگارنگ در جهان تأسيس شود و مرام ها و احزاب فريبنده به وجود ايد تا نهايتاً بي لياقتي آن ها ثابت شود و بشر از آن ها مأيوس گردد و تشنة اصلاحات خدايي شود و براي پذيرفتن حكومت توحيد آماده گردد.

حضرت صادق(ع) فرمود: "تا همة اصناف مردم به حكومت نرسند، صاحب الأمر (عج) قيام نمي كند. براي اين كه وقتي حكومتش را تشكيل داد، كسي نگويد: اگر ما هم به حكومت مي رسيديم، با عدالت رفتار مي كرديم".[1]

امام باقر(ع) فرمود: "دولت ما آخرين دولت است. هر خانداني كه لياقت حكومت داشته باشند، قبل از ما به حكومت مي رسند، تا وقتي حكومت ما تأسيس شد و رفتار آن را ديدند، نگويند: ما هم اگر به حكومت رسيده بوديم مانند آل محمد(ص) عمل مي كرديم و اين است معناي آية "والعاقبة للمتّقين"".[2]

حوادث بعد از ظهور، يكي از مسائلي كه جزء اعتقادات شيعيان محسوب مي شود، رجعت مي باشد. علامة مجلسي ره در بحارالانوار، در اين خصوصو به آيات و رواياتي استناد مي كند. از جمله مباحث مطرح در زمان رجعت، دولت آل محمد(ص) مي باشد. رواياتي در اين خصوص آورده شده است، كه به بعضي اشاره مي كنيم:

حسن بن شاذان واسطي گفت: نامه اي به محضر امام رضا(ع) نوشتم و از ناسازگاري و تعدّي مردم واسط كه از پيروان عثمان بودند، و به من آزار مي رساندند، شكايت نمودم. امام(ع) مرقوم فرمود: "خداوند متعال از دوستان خود عهد و پيمان گرفته كه در دولت باطل صبر پيشه سازند، بنابراين شما هم به حكم پروردگارت صبر كن، كه چون سرور مردم [امام زمان(عج)] قيام كند، پيروان باطل را از قبر بيرون آورده و انتقام دوستان مظلوم ما را از آن ها بگيرد. در آن زمان است كه مي گويند: "چه كسي ما را از گورمان بيرون آورد؟" اين است آن روزي كه خداوند وعده داده و فرستادگان خداوند راست گفتند".[3]

حتي اين مسئله در زيارت هاي مختلف نير مشاهده مي شود. در زيارت جامعة كبيره كه شيخ صدوق ره در كتاب "من لا يحضره الفقيه" آن را به سند خود از موسي بن عبدالله نخعي از امام علي النقي(ع)، روايت كرده است، در فقره اي از زيارت مزبور مي خوانيم كه: "... و يحشرفي زمرتكم و يكدّ في رجعتكم و يملّك في دوليتكم...؛ يعني خداوند مرا از آنان قرار دهد كه از آثار شما (اهلبيت عصمت(ع)) پيروي مي كند، و از راه شما مي رود، و با هدايت شما هدايت مي يابد، و در جمعيّت شما برانگيخته مي گردد، و در رجعت با شما به دنيا بازگشت مي كند، و در دولت شما به رياست و دولت مي رسد و در راحتي شما به شرافت نائل مي گردد، و در روزگار (دولت شما) قدرت به هم مي رساند، و فردا چشمش با ديدن شما روشن مي شود".

نيز در زيارت وداع فرمود : "مكّنني في دولتكم و أحيانا في رجعتكم؛ يعني خداوند مرا در دولت شما(آل محمد(ص)) قدرت دهد، و به هنگام بازگشت شما به دنيا زنده كند". حتي در كتاب تهذيب شيخ طوسي اين روايت هم از شيخ صدوق نقل شده است و نيز در زيارت أربعين كه از امام صادق(ع) روايت شده آمده است: "من گواهي مي دهم كه مؤمن به شما هستم و به احكام دين خود و پايان اعمالم يقين به رجعت شما دارم".1[4] لذا در روايتي از كتاب منتخب البصائر به سند خود از محمد بن مسلم روايت مي كند كه از حمران بن امين... شنيدم كه مي گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مي فرمود: نخستين كسي كه قبرش شكافته يم شده و زنده مي شود و به دنيا بر مي گردد، حسين بن علي(ع) است.[5]

شبيه به اين روايت، روايتي است كه حمران بن امين از امام باقر(ع) نقل كرده است كه فرمود: اوّل كسي كه در رجعت به دنيا بر مي گردد، امام حسين(ع) است، آنحضرت چندان سلطنت مي كند كه از پيري ابروانش روي ديدگانش را مي گيرد.2[6] و نيز در روايت ديگري حمادبن عيسي از بكير بن اعين به سند خود از امام باقر(ع) روايت مي كند كه فرمود: پيغمبر اكرم(ص) و حضرت علي(ع) (براي سلطنت) به دنيا رجعت مي كنند.[7] در روايت ديگري امام صادق(ع) فرمود: "آري والله خداوند از زمان آدم تا پيامبر خاتم(ص) هر پيغمبري را كه مبعوث گردانيد، دوباره به دنيا بر مي گرداند، تا در ركاب حضرت علي(ع) جهاد كنند". اتفاقاً در تفسير عياشي اين روايت به سند ديگر هم از فيض بن ابي شيبه نقل شده است.[8] اين ها رواياتي است كه به صورت كلّي از ائمه معصومين(ع) وارد شده است و ما از جزئيات حكومت آن ها و اين كه دقيقاً در كدام ديار حكومت كنند بي اطّلاعيم. از اين به بعد نامه هاي خود را به آدرس مستقيم، قم - دفتر تبليغات اسلامي حوزة علميه- واحد پاسخ به سؤالات ارسال فرمائيد.



 







[1] علامه مجلسي ره، بحارالانوار، ج 52، ص 332.

[2] همان، حديث 58.

[3] يس (36) آية 52.

[4] علامه مجلسي ره، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار (مهدي موعود) باب 34، ص 1186 - 1237 با اقتباس و تلخيص و آيت الله ابراهيم اميني، دادگستر جهان،ص 240 ـ 245.

[5] ترجمة بحارالانوار، ج 13، ص 1186 (چاپ دارالكتب الاسلامي).

[6] همان، ص 1190.

[7] همان، ص 1187.

[8] همان، ص 1189.



 

 

شنبه 1 مرداد 1390  4:04 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آیا آزمایش انسانها توسط امام زمان در زمان ظهور هم وجود دارد؟

آزمايش انسانها توسط خداوند منان از سنّت هاي الهي مي باشد كه تخلف ناپذير است و در هر برهه اي از زمان وجود دارد. آياتي كه در قرآن مجيد مي باشد و صراحت در اين امر دارد كه خلقت انسانها براي امتحان و آزمايش الهي است و مي فرمايد: «لبنلونكم حتّي نعلم المجاهدين منكم و الصابرين و نبلوا خباركم;(1) ما همه شما را قطعاً مي آزمائيم تا معلوم شود مجاهدان واقعي و صابران از ميان شما كيانند و اخبار شما را بيازمائيم».
و نيز آيات بسيار زياد ديگري كه دلالت صريح بر امتحان الهي دارد كه مخصوص هر فردي در هر زمان و دوره اي است و هيچ گاه اين امر جدا از نظام الهي نمي باشد.
حتّي در دوره حضرت حجّة((عليه السلام)) اين سنّت الهي جراين دارد تا روز قيامت كه ديگر روز حساب است نه روز عمل و امتحان.


ـــــــــــــــــــــ
1 - سوره محمّد((صلي الله عليه وآله))، آيه 31.

 

شنبه 1 مرداد 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

برطبق حديثي از پيامبر «صلي الله عليه واله »  كه فرموده اند { من مات و
 لم يعرف  امام  زمانه مات  ميته  جاهليت } بسياري  از علماي  شيعه
 توانسته اند هم  حقانيت امير المؤمنين   « عليه السلام »   را اثبات 
 نمايند   و هم وجود   مقدس  آقا  امام زمان , حال  در روايت  آمده  كه
 بعد  از ظهور  آقا امام زمان   و حكومت   برزمين  به دست  پيرزني 
 شهيد  مي شوند,  پس بعد از  اين ماجرا   تكليف  اين حديث  بسيار مهم و
 متواتر چيست ؟

معناي  حديث فوق اين است  كه انسان  بايد  امام « عليه السلام » را «
 مفترض الطاعه»  بداند  يعني : اطاعتش  را واجب  بداند  در جميع ابعاد
 وگرنه  اسم و شخص را كه كافر هم مي تواند بداند  واين تحقق  نمي يابد
 مگر  اينكه  امام سابق و نَصَب  او را به  نص از  امام سابق بشناسد و
 اگر  به يكي  از ائمه  معرفت  نباشد  ,  معرفت  او كامل نيست .
 بنابراين  خود اين سئوال اولا:  به وسيله  خود حضرت  ولي عصر «عج »
 پاسخ  صريح داده  ميشود .  و خيلي  دور از ذهن  و اشتباه  ايست  كه فرض
  كنيم  امام «عليه السلام»   خودش  محيط به علمي  امامت  خويش  باشد
 ولي  نداند  بعد از   شهادت  خود  چه كسي  را براي  شيعيان  تعريف  كند
 .
 ثانيا: برطبق  آيات  قرآن  و نيز  تأويل  آن در احاديث  كاملا  صحيح ,
 موضوعي  وجود  دارد  بنام  «رجعت»  حتي در زيارت  جامعه  همه بوضوح  به
 آن  بر مي خوريم : آيه  82  سوره نمل  اشاره  به «رجعت»  دارد  {يوم
 نحشر من كل امه  فوجا... }  فردي  به امام  صادق « عليه السلام »  عر ض
 كرد مردم  گمان  ميكنند  مراد  از اين  آيه قيامت  است . حضرت 
 فرمودند: «آيا روز  قيامت خدا از  هر اُمتي  گروهي  را محشور  مي سازد
 و بقيه را رها  مي سازد ؟  خير اين   زمان « رجعت»  ما واقع  خواهد شد.
 آيه اي كه دال  برقيامت است مثل اين است  : { و حشرنا هم  فلم  نغادر
 منهم  احدا }(  كهف 47 )
 مأمون  از امام  رضا « عليه السلام »  پرسيد  اي ابو الحسن   در باره
 «رجعت»   چه  مي گويي ؟  حضرت  فرمودند :  مسأله اي  ايست  حق كه در
 امتهاي  پيشين  هم اتفاق  افتاده  و قرآن  درباره  آن سخن ميگويد.
 (بحار ,ج 53,ص 59)
 آري  بنابر اين روايات  و تأويلات  قرآن   اياب و« رجعت»  بازگشت
 گروهي از مردم  است از عالم   برزخ   به دنيا    چنانكه  حضرت  عيسي
 «عليه السلام »   مرده  را زنده   مي كرد  و براي  همه از تعجب ساقط شد
 الا اينكه  دانستند  به امر خدا   معجزه   شدني است و چنانكه  حضرت
 ابراهيم «عليه السلام » درباره  جمع شدن  اجساد مردگان  عملا  به يقين
 رسيده  و چنانكه  اصحاب  كهف   بعد از  سيصد  سال خواب  بيدرا شدند  .
 هيچيك   را نمي توان   توجيه  دنيوي  كرد ولي فقط حقايقي  است  كه
 اتفاق  افتاده  و شدني است بعد از  شهادت  حضرت  امام مهدي  «عليه
 السلام »  اول  امام حسين «عليه السلام »   بعد حضرت  امير المومنين  «
 عليه السلام »  بعد از رسول خدا   « صلي الله عليه واله »   و بعد
 باقي ائمه « عليهم السلام »   رجوع  مي نمايند . اين  مسئله   رجعت  به
 نقل  از كتاب  الانوار  النعانيه  سيد نعمت  الله  جزايري  موجود است
 البته  رجعت  از عقايد  خاص علوي است و غير از شيعه  به آن   اعتقاد
 ندارند چه  كه اصلا  اهل  اقامت  نبوده اند  كه  به آن قائل   باشند  -
 در آيه  11 سوره  مؤمن  آمده است   كه گروهي  مي گويند : خدايا  ما را
 دوباره  ميراندي و دوباره  زنده كردي  حضرت  باقر « عليه السلام »  مي
 فرمايد :   اين سخن  خداي تعالي  مخصوص  اقوامي  است كه پس  از مرگشان
  در «رجعت»   واقع  مي شوند  مي توانيد  به كتاب  امام مهدي  «عج »  از
 ولادت  تا ظهور  , سيد محمد كاظم  قزويني  و نيز كتاب  در محضر علامه
 طباطبائي  پرسشهاوپاسخها   مراجعه كنيد .

شنبه 1 مرداد 1390  4:09 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

براي نيازهاي فكري و روحي چه كتابهايي مطالعه كنم؟ و كتابهايي درباره
 امام زمان(عج) معرفي فرماييد؟

وفقيت در هر كاري، در گرو برنامه ريزي صحيح و عمل به آن است. براي
 مطالعه تدريجي كتاب هاي ديني و اخلاقي، برنامه اي روزانه طرح كنيد ؛
 مثلاً روزي يك ساعت به مطالعه اين گونه كتاب ها اختصاص دهيد و هرگز از
 برنامه تخلف نكنيد. در مرحله اول براي انتخاب كتاب، بايستي نيازهاي
 فكري و روحي خود را مد نظر قرار دهيد؛ يعني، آيا به مطالب عقيدتي بيشتر
 احساس نياز مي كنيد يا به مطالب عرفاني و يا تاريخي و... . پس از
 انتخاب موضوع، بايستي با مشورت و تحقيق بهترين كتاب ها را بيابيد و به
 تدريج به مطالعه آنها بپردازيد. اگر علاقه مند به مسائل فكري هستيد،
 بهتر است از سري «جهان بيني اسلامي» شهيد مطهري آغاز كنيد. اگر به
 عرفان علاقه مند هستيد، از كتابهاي علامه حسن زاده آملي مانند: «نامه
 ها و برنامه ها» و يا «ترجمه المراقبات» استفاده كنيد. اگر به اخلاق
 علاقه مند هستيد، مطالعه كتاب هاي علم اخلاق اسلامي، «ترجمه جامع
 السعادات»، «معراج السعادة» و يا اخلاق «ترجمه الاخلاق» مرحوم شبّر
 و... توصيه مي شود. درباره امام زمان نيز مي توانيد كتابهاي زير را
 مطالعه كنيد: 1- مجموعه اي از گفتار درباره امام زمان (عج)،شهيد صدر 2-
 عصر ظهور،علي كوراني 3- دانشمندان عامه و مهدي موعود (عج)،علي دواني 4-
 رسالت اسلامي در عصر غيبت،محمد صدر 5- مهدي موعود(عج)،شهيد دستغيب 6-
 سيماي امام زمان(عج)،تاج لنگرودي 7- خورشيد مغرب،محمد رضا حكيمي 8-
 دادگستر جهان،ابراهيم اميني

شنبه 1 مرداد 1390  4:11 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

من با مشكلات زيادي روبرو مي باشم بيشتر اوقات ائمه را در خواب مي بينم
 درحاليكه بسيار فقير وبي چيزم ، شبي در خواب امام زمان (عج) را ديدم كه
 به من سفارش كردند 5ركعت نماز ولا بجاي آورم اما ذكرش را ياد نداشتم
 بفرماييد كه آيا چنين نمازي وجود دارد ؟ لطفاً مرا راهنمايي فرماييد.

چنين نمازي دركتب فقهي موجود نيست.
ولي درباب اينكه فرموديد با مشكلات زيادي روبرو هستيد ، بيان مشكلات
 نكرديد لذا رفع مشكل هم امكان پذير نيست ولي درباب خوابهاي مكرر شما
 ائمه رااين بلامانع است ولي بيان اين خوابها براي ديگران مورد اشكال
 است.

شنبه 1 مرداد 1390  4:12 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

كدام يك از علما و مراجع با امام زمان(عج) ارتباط دارند؟
عنايت امام عصر(عج) به شيعه و عالمان و خدمتگزاران دين، يك مسأله واقعي
 است؛ اما كيفيت اعمال آن براي ما روشن نيست و نمي توانيم بگوييم فلان
 شخص با ايشان ارتباط دارد يا نه.

شنبه 1 مرداد 1390  4:14 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

راه هاي ارتباط با امام زمان(عج) چگونه است؟
ملاقات با امام زمان(عج) و ديگر اولياي الهي نياز به سنخيت با آنان
 دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياي الهي نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعني،
 معرفت و عمل دارد. اگر كسي خود را به اولياي الهي شبيه نمود، به لقاي
 آنان نيز واصل خواهد شد. {Sنوريان مرنوريان را طالبند# ناريان مرناريان
 را جاذبندS} آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است
 ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت
 ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: {A{/Bيا
 أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ
 اِتَّقُوا اَللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ {w1-14w}{I3:200I}/}A}؛
 {Mاي كساني كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و
 مرابطه نماييد و تقوا و خداترسي را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويدM}.
 امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايند: «صبر كنيد بر اداي
 فرايض (يعني در انجام تكاليف الهي استقامت داشته باشيد) و در برابر
 دشمنان پايداري كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مي كشيد) مرابطه
 نماييد»، {V(كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105) V} مرابطه با امام
 زمان(عج) يعني خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروي و ياري
 او گردن نهادن و اين يكي از اركان ايمان است كه آدمي خود را به امام
 خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم چنين بايد كارهايي انجام دهيم كه
 آن حضرت و اصحابشان انجام مي دهند. قرآن راجع به حضرت مهدي و اصحاب
 ايشان مي فرمايد: {A{/Bاَلَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي اَلْأَرْضِ
 أَقامُوا اَلصَّلاةَ وَ آتَوُا اَلزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ
 وَ نَهَوْا عَنِ اَلْمُنْكَرِ{w1-17w}{I22:41I}/}A}؛ {Mكساني كه اگر در
 زمين به آنان توانايي دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده
 و به معروف امر نموده و از منكر نهي كنندM}، {V(حج، آيه 41)V}. امام
 باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايند: «اين آيه براي آل محمد است؛
 يعني، مهدي(عج) و اصحاب او»، {V(تفسير قمّي، ج 2، ص 87)V}. در نتيجه
 اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور
 اهتمام ورزيم. خوب است بدانيم؛ امام زمان شديداً به شيعيان خود عشق مي
 ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلي بيشتر از علاقه
 اي است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا
 مي كنند. از آن حضرت نقل شده است: {Hانا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين
 لذكركم H}؛ {Mما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهي نمي كنيم و شما را از
 ياد نمي بريم M}، {V(بحارالانوار، ج 53، ص 174)V}. ناگفته نماند ما
 مكلف به ارتباط به معناي ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست
 جلب رضايت آن بزرگوار مي باشد. ارتباط با امام زمان يعني خود را به
 رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروي و ياري او گردن نهادن و اين يكي
 از اركان ايمان است كه آدمي خود را به امام خويش مربوط سازد و از او
 جدا نشود. پيوستگي با او يعني مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش
 شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوي خود را با امام
 زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناي واقعي ثابت
 و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعي
 حضرت مهدي(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملي كنيد پس بحث زير
 ضروري به نظر مي رسد. منتظر واقعي مهدي(عج) بايد چندين خصوصيت داشته
 باشد: 1- عمل به تكاليف ديني منتظر واقعي بايد تمام وظايف ديني و احكام
 الهي را انجام دهد. 2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود
 مبارك {Hعزيز علي ان اري الخلق و لاتري و لا اسمع لك حسيساً و لا
 نجوي...H}؛{M بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوي و سخن
 آشكار و پنهان تو را نشنوم M}، {V(دعاي ندبه)V}. 3- براي تقويت ارتباط
 هر روز صبح «دعاي عهد» را بخوانيم. 4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر
 جلوه گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام
 زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا
 بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعني، نصرت و پيروزي و گشايش و
 مقصود نصرت و پيروزي حكومت عدل علوي بر حكومت هاي كفر و شرك و بي داد
 است پيروزي عدل گستري كه به رهبري امام عصر(عج) تشكيل مي گردد بنابراين
 انتظار فرج يعني انتظار تحقق يافتني اين آرمان بزرگ و جهاني است و
 منتظر حقيقي كسي است كه حقيقتاً خواهان تشكيل چنين حكومتي باشد و اين
 خواسته آن گاه جدي و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از
 ستم و تباهي باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بي محتوا
 باقي خواهد بود ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است
 زيرا كسي كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاًسيس حكومت عدل گستر
 اوست زندگي خود را بر پايه عدل و داد استوار مي سازد و او انساني است
 كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتي ندارد و قبل
 از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتي را در زندگي خود پايدار ساخته است
 بنابراين انتظار فرج حقيقي ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به
 آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مي گردد و چنين حقيقت اصيل و
 عميقي با لفظ و شعار به دست نمي آيد و با بي تفاوتي و بي اعتنايي نسبت
 به مقدمات ديني و رسالت هاي انساني در تعارض و تناقض است از اين جا
 نادرستي يك تفسير از انتظار فرج روشن مي شود زيرا بعضي بر اين تصور خام
 هستند كه انتظار فرج يعني بي تفاوتي نسبت به آنچه در جوامع بشر مي گذرد
 و دست روي دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح
 نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليت ساز است و با بي تفاوتي و بي
 اعتنايي به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعني:
 الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواي فضيلت. ب) ايمان به امامت و
 قيادت رهبري الهي و عدالت پيشه. ج) عشق به عدالت وارزش هاي انساني.
 ه) اميد به آينده اي روشن و نويد بخش. ك) تلاش براي برقراري حكومتي عدل
 پيشه و عدل گستر. ح) رعايت موازين و قوانين ديني و اخلاقي. خ) داشتن
 روحيه تعهد و مسؤوليت پذيري. اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و
 بهترين عبادت است و چنين منتظري، مقامي عالي دارد و هر گاه در زمان
 غيبت از دنيا برود به منزله كساني است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده
 و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مي كنند، {V(بحارالانوار ج 52 ص 125 -
 ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه
 1374 ص 193-190 با تصرف)V}. 5- داستان هاي واقعي بزرگاني كه با امام
 زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم. در پايان به اين نكته مهم توجه
 داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولي عصر» بر اعمال
 و رفتار ما آگاهي دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براي گره گشايي
 هاي مادي و معنوي از ايشان به عنوان واسطه فيض الهي درخواست داشته
 باشيم. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام
 زمان(عج)، رجالي تهراني 2- ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافي 3- مهدي
 موعود، ترجمه: علي دواني 4- وابستگي جهان به امام زمان(عج)، لطف الله
 صافي 5- امام زمان در گفتار ديگران، علي دواني

شنبه 1 مرداد 1390  4:17 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا ممكن است كسي با امام زمان(عج) ارتباط داشته باشد؟

ممكن است وجود داشته باشد ولي ما از آن اطلاعي نداريم. ملاقات با امام
 زمان(عج) و ديگر اولياي الهي نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن
 سنخيت با اولياي الهي نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعني، معرفت و عمل دارد.
 اگر كسي خود را به اولياي الهي شبيه نمود، به لقاي آنان نيز واصل خواهد
 شد. {Sنوريان مرنوريان را طالبند# ناريان مرناريان را جاذبندS} نشانه
 تحقّق اين دو بعد، زماني است كه فرد محرمات را كاملاً ترك و به واجبات
 و وظايف خويش عمل نمايد. التبه نكته اي نيز در اينجا حائز اهميت است و
 آن اينكه گر چه ملاقات اولياي الهي هدفي والا و بس قيمتي است، ولي اگر
 كسي بدان نائل نشد نبايستي دچار روحيه يأس و نااميدي گردد. علاوه بر آن
 كه سعي در ملاقات با امام زمان و يا ديگر اولياي الهي (مانند خضر) يك
 وظيفه و دستور ديني نيست. آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن
 راه آنان است.

شنبه 1 مرداد 1390  4:18 PM
تشکرات از این پست
Maghsoudi
Maghsoudi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 294
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

آيا كسي از فقها، و مراجع تقليد ارتباط خاص با امام زمان((عليه
 السلام)) دارند؟

امام زمان((عليه السلام)) امروز در حال غيبت به سر مي برند و نائب خاص
 ندارند چون نيابت خاصه با گذشتن دوران غيبت صغري حدود هفتاد سال طول
 كشيد پايان يافت و در دوران غيبت كبير فقها شيعه نائبان عام امام
 زمان((عليه السلام)) مي باشند بر اين اساس در اين زمان كسي به طور رسمي
 با آن حضرت ارتباط ويژه يي ندارد و تا دليل قاطعي در كار نباشد
 نمي توان به وجود ارتباط خاص براي كسي عقيده داشت.
 (بخش پاسخ به سؤالات ) ـ15ـ

شنبه 1 مرداد 1390  4:19 PM
تشکرات از این پست
aoghnoom
aoghnoom
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 105
محل سکونت : فارس

پاسخ به:پرسش و پاسخ مهدوی

درست است که جناب عبدالبهاء در ادامه ادّعا کرده اند که منظور جناب باب حضرت بهاءالله بوده است، اما این ادعا به هیچ وجه نمی تواند درست باشد، زیرا:

  1- در خود همین عبارتی که از ایشان نقل شده است، جناب باب آن شخص را بقیّةالله خطاب کرده اند. هنگامی که جناب باب برای مردم کتابشان را می نوشتند، بقیةالله برای همه افراد مشخص است که لقب چه کسی است. هم چنین در هیچ کجا چنین لقبی برای جناب بهاءالله به کار نرفته است که کسی بخواهد چنین نتیجه ای را بگیرد.

2 - دلیل روشن دیگر هم مراجعه به خود تفسیر جناب باب است که در آن جا روشن می شود که منظور ایشان چه کسی بوده است. در همان صفحات ابتدایی تفسیر چنین آمده است:
"
الله قد قدّر أن یخرج ذالک الکتاب فی تفسیر أحسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب على عبده لیکون حجة الله من عند الذکر على العالین بلیغا"(خداوند تقدیر کرده است که این کتاب را در تفسیر احسن القصص (سوره یوسف) از جانب محمد بن الحسن فرزند علی ... فرزند علی بن ابی طالب بر بنده اش خارج سازد تا حجت بلیغ خدا از جانب ذکر (جناب میرزا علی محمد) برعالمیان باشد"

لازم به ذکر است که این قسمت از تفسیر سوره ی یوسف را مُبلغ شهیر بهائی جناب اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم خویش نقل کرده اند.

سه شنبه 19 مهر 1390  6:45 PM
تشکرات از این پست
norkoda
norkoda
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 520
محل سکونت : قم

مهدویت از دیدگاه کربن

تفسير مهدويت از ديدگاه هانري كربن

سه شنبه 25 مهر 1391  11:08 AM
تشکرات از این پست
norkoda
norkoda
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 520
محل سکونت : قم

مهدویت از دیدگاه کربن

تفسير مهدويت از ديدگاه هانري كربن

بر خلاف بسياري از خاورشناسان كه در شناخت اسلام و فرهنگ اسلامي، نگاهي همه جانبه و عميق ندارند و به هر يك از مؤلفه‌هاي دين به صورت تفكيكي و تحليلي نگريسته و از عناصر دين تحليل ارگانيك و ساختاري ارائه نمي‌دهند، كربن از جمله محققيني است كه وقتي به اسلام مي‌نگرد، به جهت روش پديدارشناسانه، به دنبال شناخت اصلي‌ترين و محوري‌ترين عناصر آن مي باشد و به صورت ميداني و شبكه‌اي به تحليل اين عناصر محوري مي‌پردازد. از اين رو يكي از مؤلفه‌هاي بنيادين كه براي او جلب توجه مي‌كند، مسأله مهدويت است. وي آن را از محوري‌ترين عناصر اعتقادي عرفان و حكمت شيعي تلقي مي‌كند. از ديدگاه كربن، مهدويت به معناي تفسير باطن دين و ظهور امام، احياي دوباره حيات انسان‌ها مي‌باشد. وي مي‌گويد:
«ظهور امام، عين تجديد حيات آنان است و معناي عميق انديشه شيعي غيبت و ظهور امام نيز جز اين نيست.» (1)
وي معتقد است كه امام حاضر است، اما مردم خود را از ديدار او محروم نموده و در پس حجاب قرار گرفته و توانايي معرفت را از دست داده، از اين رو مي‌گويد:
«افراد با ناتوان ساختن خود براي رؤيت امام، او را نسبت به خود، در پس حجاب قرار داده اند. زيرا آنان اعضاي «درّاكه تجلّي الهي» و اين «معرفت قلبي» را كه در معرفت ‌شناسي امامان تعريف شده بود، از دست داده يا فلج كرده‌اند.» (2)
كربن ظهور امام عصر ع را منوط به كسب معرفت امام مي‌داند و معتقد است چون ظهور امام، باطن همه تعاليم وحياني در اديان را آشكار خواهد كرد كه اين همان پيروزي تأويل خواهد بود، از اين رو تا زماني كه معناي باطني توحيد درك نشود، (3) اين امر متحقق نخواهد شد.
«... تا زماني كه انسان توان شناخت امام را نداشته باشد، سخن گفتن از ظهور او بي معناست. ظهور امام، واقعه‌اي نيست كه ناگهان روزي اتفاق افتد، بلكه امري است كه هر روز در وجدان مؤمنان شيعي، حاصل مي شود.... ظهور آينده امام، مستلزم استحاله قلب انسان‌هاست و اين ظهور تدريجي به ايمان پيروان و نفس وجود آنان بستگي دارد. اخلاق جوانمردي از همين جا ناشي مي‌شود و اين انديشه همه خلقيات شيعي را در خود دارد.» (4)
كربن در آثار خود به نقش محوري و كليدي مهدويت و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره‌هاي فراواني دارد كه ما در اين جا به پاره اي از آن موارد كه در انديشه‌هاي او وجود داشته است، اشاره مي‌كنيم.

سه شنبه 25 مهر 1391  11:08 AM
تشکرات از این پست
norkoda
norkoda
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 520
محل سکونت : قم

دكترين مهدويت از منظر هانري كربن

از منظر اعتقادات شيعه امامي و با دقت نظر كلامي در مباحث هانري كربن در باب مهدويت، اشكالاتي بر او وارد مي‌باشد؛ امّا آنچه فراتر از اين امر براي انديشمندان معتقد به امام عصر عجل الله تعال? فرجه الشر?ف مي‌تواند بسيار جالب توجه باشد، اين نكته است كه كربن بر خلاف سنت خاورشناسان پيش از خود چون دارمستتر، گلدتسيهر، فان فلوتن، مارگوليوث، هميلتون گيب و ديگران كه كم‌تر تلاش مي‌نمودند تا در شناخت اسلام و تشيع به عناصر و مؤلفه‌هاي اصلي و بنيادين آن توجه كنند، به بيان اصلي‌ترين عناصر تفكر شيعي اشاره مي‌نمايد و بر تبيين آن‌ها تلاش مي‌ورزد. در واقع كربن به عنوان يك خاورشناس و پژوهشگر روشمند توانست عمق اعتقادات شيعه را آشكار سازد و اساس و پايه‌هاي آن را كه مايه استواري تئوريك شيعه در طول تاريخ بوده، تفسير كند، به گونه اي كه عظمت كار كربن نسبت به ديگر خاورشناسان و دين پژوهان غربي در مزيت بخشي و رجحان دادن به مهدويت بر ديگر آراي كلامي، بسيار نمودار است. (1)
جايگاه امامت و مهدويت در ساختار فكري شيعه
در ساختار فكري شيعه، پاره اي از آموزه‌هاي اعتقادي جايگاهي ويژه و بنيادي دارند، به طوري كه با حذف آن آموزه‌ها، شيعه نابود و مضمحل مي‌شود. به عنوان مثال تفكر شيعه با حذف امامت و ولايت و مهدويت امكان ندارد كه پايدار بماند. در سخن پيشوايان دين، آنگاه كه به بيان پايه‌هاي دين مي‌پردازند، وقتي به بيان مسأله ولايت مي‌رسند، يادآوري مي‌كنند كه همه پايه‌هاي دين مبتني بر ولايت امامان است و شريعت از آن منظر معنادار مي‌باشد. در واقع اين اولويت‌گذاري در اعتقادات، گوياي اين است كه نبايد همه اعتقادات را در يك رديف نهاد و هم سطح يكديگر پنداشت و اولويت‌دهي به بعضي از اعتقادات را ناديده گرفت. كربن در مسأله مهدويت گاه به سوي شيخيه نزديك مي‌گردد و گاه به اسماعيليه و اماميه توجه مي‌كند و در اين مسير، گاهي از مباحث عرفاني و اشراقي محيي‌الدين و سهروردي كمك مي‌گيرد و مي‌كوشد تا ميان تفكر عرفاني و حكمت معنوي تمامي انديشه‌هاي مكاتب و مذاهب شيعي و ايراني توافقي ايجاد كند امّا آنچه فراتر از اين مذاهب و تفكرات باطني و معنوي در آثار او جلب توجه مي‌كند، اهميت مسأله مهدويت به منزله يك دكترين و نظريه جدي است، كه مورد توجه و دقت نظر او قرار گرفته است، به طوري كه وي علاوه بر اين كه در ضمن مقالات زيادي به موضوع مهدويت اشاره مي‌كند، چندين مقاله مستقل درباره مهدويت نوشته است.
در واقع مي‌توان گفت كه با توجه به اين كه فكر شيعي و حكمت معنوي آن مبتني بر مسأله امامت و مهدويت است، كربن در بيان اين عنصر در تفكر شيعي بسيار موفق بوده است و شايد بتوان گفت پيش از او كسي نبوده است كه بتواند به مانند او اين رگه اصلي تفكر شيعه را كه در تمامي پيكره شيعه نفوذ دارد، نشان دهد. در تاريخ شيعه، اهميت مهدويت امري پنهان نبوده و مورد توجه عوام و خواص قرار گرفته است، امّا كربن توانسته بود از جنبه نظري و تئوريك به ترسيم موقعيت آن در تفكر ديني و خصوصاً در عرفان بپردازد.
اهميت پژوهشهاي كربن در باب ولايت و مهدويت
طور كه سلوك اخلاقي و عرفاني پيش از محيي‌الدين وجود داشته، امّا او توانست عرفان نظري را به تصوير كشد و آن را به طور سيستماتيك تدوين نمود، و يا منطق قبل از ارسطو وجود داشته است، امّا ارسطو نخستين كسي است كه به گردآوري و تدوين آن پرداخته است، همچنين بايد گفت كه با توصيف پديدارشناسانه كربن از شيعه و اهميت مسأله امامت و مهدويت انسان احساس مي‌كند كه نيازمند شخص يا جرياني هست تا به تدوين نظام فكري و نظري مهدويت بپردازد و آن را از حاشيه تئوريك فكر شيعه به متن آورد.
انسان وقتي با منزلت و جايگاه مهدويت در شيعه شناسي كربن مواجه مي شود ـ جداي از اشتباهاتي كه در باب مهدويت دارد ـ احساس مي‌كند كه مي‌توان يك نظام فكري و دكترين ديني بر اساس فكر مهدوي ساخت و با انس يافتن با آثار كربن در بيان پديدارشناسانه شيعه و عرفان شيعي، اين احساس شديداً به انسان دست مي‌دهد كه انديشه مهدوي از چنان پتانسيلي برخوردار است كه مي‌توان آن را در سرلوحه يك نظام الهياتي و براي توصيف ريشه دين‌ورزي توده مردم و فرهيختگان بيان نمود. متأسفانه هنوز پاره‌اي از عناصر فكر شيعي چون تفكر مهدويت و تفكر اخلاقي شيعه به مانند عرفان نظري به دنبال متفكري است تا به آن نظام بخشد و از آن سيستم بسازد و هنوز انتظاري را كه بايد از مسأله مهدويت در تصحيح جامعه و انسان و بنيادهاي معرفتي ـ اعتقادي داشته باشيم، از پاره‌اي از علوم و انديشه‌هاي ديگر داريم.
 

سه شنبه 25 مهر 1391  11:11 AM
تشکرات از این پست
norkoda
norkoda
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 520
محل سکونت : قم

مفهوم انتظار از ديدگاه هانري كربن

 

كربن پي برده بود كه انديشه شيعي از منبع حكمت نبوي سيراب شده است و مي‌دانست كه نه ظواهر دين يا به تعبير ديگر شريعت، بيانگر كنه و حقيقت شيعه است و نه فلسفه و علوم عقلي مي‌تواند اين گوهر شيعي را نشان دهد. وي تحت تأثير تفكر سهروردي معتقد بود كه فلسفه يونان موجب شده تا حكمت نبوي به حاشيه رانده شود و در واقع ادبيات فلسفي هر چند به دفاع عقلاني از دين برخاست، امّا نبايد فراموش نمود كه جنبه آسيب‌شناختي هم داشت و موجب گرديد تا ادبيات قرآني و حكمت نبوي و علوي مورد توجه دقيق و محوري قرار نگيرد. چه بسا انديشمندان اسلامي مي‌توانستند با تكيه بر سنت نبوي و امامت علوي و مهدوي، نظامي حِكمي و معرفتي را بنيان گذارند. از اين رو معتقد است كه شيعه ناظر به انتظاري است كه به معناي انتظار آمدن شريعت جديد نمي‌باشد، بلكه به معناي ظهور شخصيت امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه وي مي‌خواهد همان شريعت نبوي را تفسير كند. در اين راستا وي مي‌گويد:
«انديشه شيعي، از همان آغاز، منبعي براي حكمتي از نوع نبوي مربوط به يك ديانت نبوي بود؛ نه به ظاهر احكام آن و نه به افقي كه منابع و احكام منطق عقلي حدود آن را معين مي كند، محدود نمي‌شود. انديشه شيعي، ناظر به انتظاري است، نه انتظار وحي شريعتي جديد، بلكه ظهور كامل همه مباني پنهان يا معاني معنوي وحي الهي. نمونه اعلاي اين انتظار ظهور، همانا ظهور امام غايب (امام زمان كه اينك بنا به اعتقاد تشيع امامي غايب است) خواهد بود. به دنبال دايره نبوت كه اينك بسته شده است، دايره جديد، دايره ولايت خواهد آمد كه در پايان آن، امام ظاهر خواهد شد.» (1)
از اين رو، وي معتقد است كه عمق و باطن شيعه نه محدود به شريعت و ظواهر دين مي‌شود ـ نه مخالف و متعارض ـ و نه علوم عقلي مي‌تواند حدود و عمق حكمت باطني شيعه را به طور كامل بيان كند؛ بلكه از نظر او مفهوم امامت و ولايت است كه مي‌تواند بيانگر اين حكمت معنوي شيعه باشد. (2)
نظر كربن در مورد ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و زمينه‌هاي آن
كربن معتقد است ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نيازمند فراهم گرديدن شرايط است و از طرفي ظهور مهدوي را بزرگ‌ترين پشتوانه و انگيزه تزكيه نفوس مي‌داند كه اساس فكر شيعي است، به طوري كه سزاوار است مردم به جهت ظهور مهدوي نفس خود را تصفيه سازند و دينداري پيشه كنند. وي معتقد است ظهور آينده امام نيازمند اين است كه مردم به سوي صلاح و خوبي روند و ظرفيت درك و پذيرش او را بيابند و به تعبير ديگر، او را بخواهند. وي حتي دليل تحقق يافتن روحيه فتوّت و اخلاق جوانمردي را كه توسط عرفا ترويج شد و موجب نوشته شدن فتوّت نامه‌ها گشت، همين امر مي‌داند. يعني عارفان مي‌كوشيدند تا با اين عمل به ترويج دين و اخلاق بپردازند، تعاليم اخلاقي را به متن زندگي توده مردم آورند و در ميان مشاغل و حرفه‌ها نهادينه سازند و اخلاق را با زندگي گره زنند. از اين رو كربن معتقد بود براي اين كه ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متحقق گردد، انسان‌ها بايد خود را بسازند و ظهور آينده امام، مستلزم استحاله قلب انسان‌ها است و در واقع اين ظهور تدريجي به ايمان پيروان و نفس وجود آنان بستگي دارد. وي مي‌گويد:
«معناي ظهور امام منتظر، همان جلوه كمال انسانيت است و باطن انسان زنده در روح را ظاهر مي‌سازد و معناي اين سخن، آشكار شدن سِرّ الاهي است كه به انسان امانت سپرده شده....» (3)
مفهوم انتظار از ديدگاه كربن
مفهوم انتظار در فكر كربن، معنايي بسيار ژرف و پويا دارد و به معناي آمادگي روحي و تزكيه نفس جهت ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مي‌باشد و هيچ گاه به معناي نادرست سكوت، خمودگي و افزودن گناه در جامعه نمي‌باشد، بلكه بر عكس انتظار به معناي اصلاح خود و جامعه مي‌باشد. كربن پس از آن كه اين حديث نبوي را نقل مي‌كند:
«اگر از عمر عالم يك روز باقي بماند، خداوند آن روز را آن قدر طولاني خواهد نمود تا امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور فرمايد»،
نتيجه مي‌گيرد كه اين سخن نبوي اعلاني صريح و پژواكي در همه ادوار تاريخ و در وجدان شيعي خواهد بود و اين كه خداوند با ظهور مهدوي مي‌خواهد باطن همه اديان ـ نه فقط باطن اسلام ـ را كه داراي وحدت دروني متعالي هستند، آشكار سازد و از اين امر به پيروزي تأويل كه موجب بازگشت بشر به وحدت خواهد بود، تعبير مي‌كند. (4)
 

پاورقی
1. تاريخ فلسفه اسلامي، ص 42.
2. هانري كربن در اعتقاد خود مبني بر اين كه شريعت و فلسفه نمي‌توانند كاملاً باطن و حقيقت معنوي شيعه را بيان كنند، معتقد بود، كه مقوله امامت و ولايت امامان، بيانگر حقيقت حكمت نبوي و شيعي است و از آنجايي كه عرفان را مبتني بر امامت و قطب الاقطاب بودن امام و ولايت منتشر شده از جانبش مي دانست و گمان مي‌برد كه عارفان توانايي ايفاي اين مسؤوليت را دارند و عرفان - بر خلاف شريعت و فلسفه – مي‌تواند از عهده اين مسؤوليت برآيد، به عارفان و فيلسوفان حكيمي كه رويكرد عرفاني داشته‌اند، بيش از فلاسفه مشائي اهتمام مي ورزيد. اما لازم به ذكر است كه پذيرش اين سخن كربن، مبني بر اين كه باطن دين را بايد بر اساس مبحث امامت و ولايت امام فهميد، لزوماً به معناي پذيرش اين سخن نيست كه بايد لزوماً به عرفان يا تصوف گرايش پيدا نمود. چه بسا فردي ممكن است تصوف را ايفا كننده نقش امامت و ولايت نداند – علي رغم ادعاي خود تصوف – امّا به اصل سخن كربن مبني بر اين كه باطن شيعه همان امامت و ولايت پيشوايان دين است، وفادار باشد. در واقع كربن به طرح امامت و ولايت پرداخته است، لكن مصداق آن را در عرفان مي‌جويد.
3. همان، ص 109.
4. تاريخ فلسفه، ص 105.
 

 

 

سه شنبه 25 مهر 1391  11:16 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها