0

پرسش و پاسخ مهدوی

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

چند روایت از ائمه(ع) درباره امام زمان بدست ما رسیده است ؟

اولاً، اخبار مربوط به ظهور امام مهدی علیه‌السلام از دید اهل سنت، به حد تواتر رسیده و اصل مسلمی به شمار می‌آید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حد تواتر است؛ به گونه‌ای که آیت‌الله صافی گلپایگانی در کتاب منتخب‌الاثر می‌نویسد: «بر هر کسی که توجه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارت‌های نقل‌شده از پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور مهدی علیه‌السلام به تواتر رسیده است».[۱]
ثانیاً، تاکنون استقرای کاملی در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدی علیه‌السلام صورت نگرفته است، ولی در این مورد می‌توان به کتاب‌هایی اشاره کرد که نویسندگان آنها سعی کرده‌اند بخشی از احادیث مربوط به آن حضرت را جمع‌آوری کنند.
۱. مرحوم شیخ‌الطائفه، محمد طوسی، در کتاب «الغیبه»؛
۲. مرحوم نعمانی در کتاب «الغیبه»؛
۳. علامه مجلسی رحمه‌الله، در جلدهای پنجاه‌ویکم و پنجاه‌ودوم و پنجاه‌وسوم کتاب «بحارالأنوار»؛
۴. آیت‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب‌الأثر». ایشان مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتاب‌های مختلف و معتبر شیعه و اهل سنت، ذکر شده، ۶۳۳۸ روایت می‌داند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، ۹۲۹ حدیث را نقل کرده‌است.

----------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها
۱. منتخب‌الأثر، لطف‌الله صافی گلپایگانی، مقدمه، ص۲.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 7 مهر 1393  10:09 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

مصداق روایت «مردی از قم مردم را به سوی خدا دعوت می‌کند» کیست ؟

در روایتی امام موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام می‌فرماید:

شخصی از اهل قم مردم را به حق می‌خواند و در اطراف او کسانی جمع می‌شوند که چونان قطعه‌های آهن مقاومند. از جنگ خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند و هیچ باد سرکش تندی آنها را تکان نمی‌دهد و به خدا توکل می‌کنند و عاقبت از آنِ متقین است.[۱]

باید توجه داشت که تعیین فرد خاصی برای این روایت، احتیاج به دلایل محکمی دارد و به سادگی نمی‌توان روایات را بر افراد و مصادیق خاص تطبیق کرد. اما به هر حال ممکن است انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی مورد روایت باشد. البته برخی، مصداق این روایت را امام خمینی می‌دانند و در این‌باره مطالبی نقل کرده‌اند.[۲]

--------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها
۱. الملاحم و الفتن، سیدبن‌طاووس، ص۳۸؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۷، ص۲۱۶.
۲. ر.ک: آینده و آینده سازان،محمد دشتی، ص۷۰.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 7 مهر 1393  10:09 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

چرا امامت در امام دوازدهم (ع) ختم مي شود؟

پاسخ:

سؤال را طي مراحل زير پاسخ مي دهيم:
اول: اصول دين تقليدي نيست بلكه هر مسلماني بايد با استدلال عقلي و بحث و بررسي به آنها برسد لكن برخي از جزئيات و تفاصيل اصول دين را نمي توان از طريق عقل ثابت كرد مثلاً پُل صراط چگونه است؟ ميزان و ترازوي عدل چه شكلي و چه اندازه است؟ قيافه نكير و منكر چگونه است؟ اينگونه مسائل قابل بحث و استدلال عقلي نيست بلكه در اين موارد بايد به آثار معصومين كه داراي علم خدادادي هستند مراجعه كنيم. عقيده به اصلِ امامت از اصولِ دين يا به تعبيري از اصول مذهب است و به هر حال قابل تحليل و بحث عقلي است كه امامت چيست؟ و چرا عقيده به امامت لازم است و بالاخره امام بر حق كيست؟ اما اينكه چرا تعداد امامان دوازده تن است و چرا به امام دوازدهم ختم مي شود چندان قابل بحث عقلي نيست يعني بدون مراجعه به وحي به نتيجه مطلوب نمي رسيم هر چند عقل با مراجعه به فلسفه امامت و سير تاريخ تا حدّي مي تواند علت را كشف كند ولي نمي تواند علت منحصر و حتمي و تمام حكمت اينكه چرا "تعداد امامان دوازده تن است" را تعيين كند.
دوم: اگر تعداد ائمه عليهم السلام به دوازده تن ختم نشود، پس به كدام تعداد ختم شود؟ هر عددي كه فرض شود، باز جاي سؤال است كه چرا به اين عدد ختم شد؟
سوم: تعيين تعداد امامان به مقتضاي زمان، احتياجات مردم و حوادثي است كه وجود و حضور امام را لازم مي كند؟ وقوع اين حوادث براي خداي حكيم از قبل معلوم بوده، پس طبق حاجت و نياز امامان را مطابق آن معين و معلوم فرمودند.
به عبارت ديگر: هرگاه اعتقاد به مبدء اعلي كه حكيم و خبير است، تمام باشد قطعاً افعال آن مبدء اعلي هم داراي حكمت و مصلحت است و ختم سلسله امامت به امام دوازدهم (عج) نيز طبق حكمت و داراي مصلحت است.

منبع:سایت مهدویت

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 7 مهر 1393  10:10 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

پیامبر، پیش از وفات خویش فرمود:
انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.[۱]
من، در میان شما، دو چیز گران‌بها باقی می‌گذارم؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید: کتاب خداوند (قرآن) و عترت و خاندان من، این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در روز قیامت بر من در حوض وارد شوند.

بنابراین، قرآن یا اهل بیت به‌تنهایی، مایه رستگاری نخواهند شد. ما زمانی می‌توانیم به رستگاری برسیم که این دو را در کنار هم قرار دهیم؛ زیرا قرآن، به‌تنهایی و بدون اهل بیت برای هدایت انسان کافی نیست.
در مسأله مهدویت نیز اگر بخواهیم آیات مربوط به امام مهدی علیه‌السلام و قیام آن حضرت را بفهمیم، باید به بیانی که از سوی اهل بیت در مورد آیات مربوط به قیام آن حضرت، وارد شده است، مراجعه کنیم؛ زیرا قرآن، یعنی ثقل اکبر و مهم‌ترین منبع اسلامی، در زمینه ظهور حضرت قائم علیه‌السلام مانند بسیاری از زمینه‌های دیگر، یک بحث کلّی و اصولی دارد و وارد جزئیات مسأله نمی‌شود.
به تعبیر دیگر، آیات قرآن، خبر از یک حکومت عدل جهانی در سایه ایمان می‌دهد که به دست «خلیفة‌الله» صورت خواهد گرفت. تعیین مصداق این آیات، منوط به رجوع به دریای بی‌کران علم اهل بیت است.
برخی از علما و محققان، تعداد آیاتی را که درباره امام زمان تفسیر و تأویل شده است، حدود دویست آیه دانسته‌اند.[۲] علامه مجلسی، بیشتر آنها را در «بحارالانوار» گرد آورده است.[۳] و ما در اینجا، به ذکر چند آیه و تفسیر و تأویل آنها از امامان اکتفا می‌کنیم:

۱. وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون، إِنَّ فی‏ هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین.[۴]
همانا، بعد از ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم: «یقیناً، بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد. در این، ابلاغ روشنی است برای گروه عبادت‌کنندگان.

این آیه دلالت می‌کند که روزی خواهد رسید که صلح و راستی، بر سراسر جهان سایه خواهد افکند و ظلم و بیداد از روی زمین برچیده خواهد شد. چون در زمان هیچ‌یک از انبیا و امامان قبلی، چنین اتفاقی نیفتاده، بنابراین باید این امر در آینده اتفاق بیفتد. برای اینکه بدانیم این وعده، چه وقت و توسط چه کسی تحقق خواهد یافت، باید به ثقل اصغر مراجعه کنیم.
مرحوم طبرسی، در تفسیر مجمع‌البیان می‌نویسد:
امام باقر علیه‌السلام فرمود: «اینان، اصحاب مهدی در آخرالزمانند». مؤید آن، روایتی است که خاص و عام، از پیامبر خدا روایت کرده‌اند که: «لولم یبق من ‌الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذالک‌ الیوم حتی یبعث رجلاً صالحاً من أهل بیتی یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛ اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خدا، آن روز را طولانی میکند تا مردی صالح از اهل بیت مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.[۵]
بنابراین، طبق روایت امام باقر علیه‌السلام و روایت‌های متعدد دیگر،[۶] این وعده‌های الهی با ظهور امام مهدی علیه‌السلام تحقق خواهد یافت.

۲. هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[۷]
او، کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند.

قدر مسلم، وعده غالب‌شدن دین اسلام بر همه آیین‌ها، تاکنون تحقق نیافته و آیین‌های دیگری با پیروان فراوان وجود دارند که هنوز نه‌تنها مغلوب دین حق پیامبر اسلام نشده‌اند، بلکه سعی می‌کنند تا اسلام را از بین ببرند، ولی چون وعده الهی حق است، پس باید روزی تحقق پیدا کند. به همین دلیل، امام باقر‌ علیه‌السلام می‌فرماید: «این پیروزی، به هنگام قیام مهدی از آل‌محمد خواهد بود که احدی در روی زمین باقی نماند، جز آنکه به نبوت محمد اعتراف کند».[۸]
همچنین علامه طباطبایی نیز در تفسیر «المیزان» در ذیل این آیه می‌نویسد:
امام صادق‌ علیه‌السلام در تفسیر آیه «هوالذی ارسل رسوله...» فرمود: به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد تا آنکه قائم خروج کند.
همچنین در ادامه می‌نویسد:
معنای اینکه این آیه درباره حضرت مهدی علیه‌السلام نازل شده، این است که خروج آن حضرت، تأویل این آیه است ... .[۹]

۳. الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور.[۱۰]
همان کسانی که هر گاه در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و پایان همه کارها از آن خداست.
امام باقر علیه‌السلام فرمود: «این آیه، برای آل‌محمد است و مهدی و اصحابش را فرمانروای مشارق و مغارب زمین می‌گرداند و به دست او و یارانش، دین را غالب کرده و بدعت‌ها و باطل‌‌ها را می‌میراند».[۱۱]

۴. أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْض.[۱۲]
یا کسی که دعای مضطّر را اجابت می‌کند و گرفتاری او را برطرف می‌سازد و شما را خلفای بر روی زمین قرار می‌دهد.

از امام صادق علیه‌‌السلام روایت شده است که فرمود:
این آیه، درباره قائم آل‌محمد نازل شده است. سوگند به خدا، او، مضطر است زمانی که در مقام، دو رکعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، خدا دعای او را استجابت می‌کند و رنج او را برطرف می‌سازد و او را در زمین خلیفه قرار می‌دهد.[۱۳]

۵. وَ لا یَكُونُوا كَالَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون.[۱۴]
مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنان کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنان گذشت و قلب‌هایشان قساوت پیدا کرد و بسیاری از آنان گناه‌کارند.
امام صادق علیه‌السلام، درباره این آیه فرمود: «این آیه درباره قائم نازل شده است».[۱۵]

۶. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ.[۱۶]
اراده می‌کنیم که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.

مؤلف تفسیر گازر در ذیل این آیه مینویسد:
اصحاب ما، روایت کرده‌اند که این آیه، در شأن امام مهدی‌ علیه‌السلام است که خدای تعالی وی و اصحابش را پس از آن که تضعیف کرده باشند ایشان را، بر ایشان منت نهد. و مراد از زمین، جمله روی زمین است. و ایشان را امامان و وارثان گرداند.[۱۷]
در تفسیر جامع نیز گفته شده:
شیبانی، از امام باقر ‌علیه‌السلام روایت کرده که فرموده‌اند: این آیه مخصوص قائم است که در آخرالزمان ظاهر شده و کفار و ستمکاران را که مانند فرعون و هامان هستند، هلاک و به قتل رسانیده و از بین می‌برند و مالک شرق و غرب جهان شده و پس از آنکه جور و ظلم عالم را پر کرده باشد، عدالت مطلقه را اجرا می‌فرماید.[۱۸]

۷. الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون.[۱۹]
کسانی که به غیب ایمان می‌آورند و نماز به‌پا می‌دارند و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم انفاق می‌کنند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
مراد از متقین، شیعیان امیرالمؤمنین و منظور از غیب، حجت غایب است.[۲۰]

۸. َ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً.[۲۱]
و آن کس که مظلوم کشته شده برای ولیش سلطه [و حق قصاص] قرار دادیم ولی در قتل اسراف نکند. همانا ولی دم منصور از سوی خداست.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
منظور از مظلوم، حسین است... خداوند مهدی را در قرآن «منصور» نامیده، همچنان که احمد و محمد را «محمود» نامیده و همچنان که عیسی را مسیح نامیده است.[۲۲]

نتیجه و جمع‌بندی
از بررسی این آیات، چنین به دست می‌آید که خداوند، پیروزی مطلق حق بر باطل را وعده داده است و این پیروزی ـ که تاکنون تحقق نیافته ـ در آینده، به دست کسانی تحقق خواهد یافت که اقامه‌کننده نماز هستند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. اینان، با اقامه شعائر الهی، وارث زمین خواهند شد.
چنان‌که در ابتدای بحث ذکر شد، تعیین مصداق این آیات و تفسیر آنها، تنها، در صورت رجوع به ائمه معصوم میسور است و همان گونه که در ذیل آیات اشاره شد، امامان، امام مهدی علیه‌السلام و یاران آن حضرت را مصادیق این آیات و تحقق دهندگان وعده الهی، معرفی می‌کنند.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
• معجم احادیث الامام مهدی، شیخ علی کورانی؛
• سیمای مهدویت در قرآن، محمدجواد مولوی‌نیا؛
• مهدی موعود در قرآن کریم، محمدحسین رضوی؛
• سیمای امام مهدی در قرآن، ترجمه المحجة، حائری قزوینی؛
• فصل‌نامه انتظار، شماره6، مقاله آقای سعدی؛
• موعود شناسی، علی‌اصغر رضوانی، ص285؛
• گفتمان مهدویت، مقاله آیت‌الله معرفت؛
• امام مهدی فی القرآن و السنة، سعید ابومعاش؛
• امام مهدی در قرآن، مهدی یوسفیان.

------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها
۱. وسائل‌الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج۲۷، ص۳۳.
۲. تاریخ زندگانی حضرت مهدی، میرزا مهدی صادقی، ص۷۴.
۳. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، صص۱۸ـ۶۴.
۴. انبیا: ۱۰۵ـ۱۰۶.
۵. ترجمه مجمع‌البیان، طبرسی، ج۱۶، ص۱۷۲.
۶. بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۹، ص۲۲۳؛ همان، ج۱۴، ص۳۷.
۷. توبه: ۳۳.
۸. روح‌الجَنان و روح‌الجِنان، ابوالفتوح رازی، ج۱۱، ص۷۵.
۹. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۹، ص۲۴۰.
۱۰. حج: ۴۱.
۱۱. نورالثقلین، عبدعلی‌بن‌جمعه حویزی، ج۳، ص۵۰۶؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۲۴، ص۱۶۵.
۱۲. نمل: ۶۲.
۱۳. تاریخ زندگانی حضرت مهدی، مهدی صادقی، ص۷۹؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۴۸.
۱۴. حدید: ۱۶.
۱۵. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۵۴.
۱۶. قصص: ۵.
۱۷. تفسیر گازر، حسین‌بن‌حسن جرجانی، ج۷، ص ۱۵۲.
۱۸. تفسیر جامع، سید ابراهیم بروجردی، ج۵، ص۱۵۴.
۱۹. بقره: ۳.
۲۰. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۵۲.
۲۱. اسراء: ۳۳.
۲۲. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ص۳۰.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:39 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

آیا واسطه فیض بودن امام زمان در نعمت‎ها و در عالم وجود غیر از روایات، ریشه قرآنی هم دارد؟

در این‌باره به مباحثی می‌توان اشاره کرد:

شفاعت
یکی از معارفی که قرآن در آیات فراوانی به آن اشاره کرده است، شفاعت است. شفیع، به معنای واسطه است. خداوند، میان خود و موجودات دیگر، شفیعان یا به اصطلاح واسطه‎هایی را قرار داده است. علامه طباطبایی، نویسنده المیزان، در بیان معنای شفاعت می‌گوید:

شفاعت، دو قسم است: تکوینی و تشریعی؛ شفاعت تکوینی، از تمام اسباب وجودی سر می‌‎زند و همه‎اسباب، نزد خداوند، شفیع هستند؛ چون، میان خدا و مسبب خود واسطه‎اند، اما شفاعت تشریعی که در دایره تکلیف و مجازات واقع است، خود، دو نوع است: شفاعت در دنیا و شفاعت در قیامت که باعث آمرزش گناهان و قرب به خدا می‌‎شود.[۱]

با توجه به این مطلب، آیاتی که در آ‌نها به شفاعت و سببیت اشاره شده است، واسطه فیض بودن را می‌‎رساند. البته این واسطه فیض بودن، شامل همه موجودات است که مصداق کامل آن، امامان هستند؛ چراکه آنان، از نظر قدرت وجودی و قرب به خداوند، از همه موجودات بالا‌تر هستند؛ خداوند می‌‎فرماید:
«سپس بر تخت [قدرت] قرار گرفت، و به تدبیر کار [جهان] پرداخت؛ هیچ شفاعت‌کننده‌ای، جز با اذن او نیست».[۲]
همچنین:
«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟ [بنابراین، شفاعتِ شفاعت‌کنندگان برای آنها که شایسته شفاعتند از مالکیت او نمی‌کاهد]».[۳]
در نگاه علامه طباطبایی، منظور از این دو آیه، شفاعت تکوینی است.[۴] در ذیل آیه دوم از امام صادق‌ علیه‌السلام نقل شده است که منظور از این شفیعان، ما هستیم.[۵]
پس هر خیر و خوبی که به ما می‌‎رسد، با شفاعت و وساطت و سببیت امامان است. وقتی دعا می‌‎کنیم، امامان، مریض ما را شفا می‌دهند؛ یعنی در حقیقت، آنان در عالَمِ تکوین تصرف می‌‎کنند و این بهبودی را از خداوند متعال می‌‎گیرند و این هم نوعی وساطت در فیض است. فرشتگان که در آیات فراونی، واسطه بین خداوند و موجودات دیگر معرفی شده‎اند، سجده بر انسان کامل می‌‎کنند و این خود، نشانه مقام بلند انسان کامل است. طبیعی است هر موجود قوی‎تر و نزدیک‎تر به خداوند است، سبب و واسطه میان خدا و موجودات پایین‎تر است؛ پس انسان کامل، واسطه میان فرشتگان و خداوند است و این واسطه‎بودن،‌‌ همان واسطه‌بودن در وجود و فیض هستی است.

نورانیت
خداوند، می‌‎فرماید:
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ خداوند، نور آسمان‎ها و زمین است.[۶]

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌گوید:
«ظهور اشیا به نور الهی، عین وجود یافتن آنهاست».[۷]

ادامه آیه می‌‎فرماید:
«مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوةٍ…؛ مثل نور خداوند همانند چراغ‎دانی است که…».
این آیه، ثابت می‌‎کند، نور خداوند، مَثَلی دارد و در روایت ذیل این آیه، مَثَل به اهل بیت تطبیق داده شده است.[۸] ‌
نیز خداوند می‌‎فرماید:
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا‌؛ زمین به نور پروردگارش روشن شد».[۹]
در تفسیر این آیه، از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که «رب‌الارض»، یعنی امام الارض و منظور از «ربّها» در آیه، امام هر عصر است.[۱۰]

در زیارت جامعه کبیره نیز چنین آمده است:
«و اشرقت الارض بنورکم؛ زمین، به نور شما اهل‌بیت، روشن شد».
با توجه به این موارد، می‌‎توان نتیجه گرفت خداوند، خالق و به وجودآورنده همه موجودات است، اما این فیضِ وجود، به اذن‎الله، توسط امامان، به ماسوی‌‎الله می‌‎رسد؛ همان‌گونه که ربوبیت حضرت حق نیز از طریق امامان، تحقق می‌یابد.

---------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها
۱. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۱، ص۲۶۰.
۲. یونس: ۳؛ «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِیعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَکَّرُونَ».
۳. بقره: ۲۲۵؛ «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ».
۴. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۱، ص۲۴۲.
۵. البرهان، سید هاشم بحرانی، ج۱، ص۵۱۶.
۶. نور: ۳۵.
۷. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۵، ص۱۶۸.
۸. ر.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۱۰۲.
۹. زمر: ۶۹.
۱۰. ر.ک: تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۵۳.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:42 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

دیدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان (عج) چیست؟ آیا تفاوت هایی بین نگاه شیعه و اهل سنت در این باره وجود دارد؟

یک پاسخ کوتاه:
باور داشت مهدویت و اندیشه ظهور مهدی (عج) بخش مهمی از عقاید اسلامی به حساب می آید که بر اساس بشارت های پیامبر گرامی اسلام (ص) میان تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی شکل گرفته است. احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) در بسیاری از کتاب های معروف اهل سنت نیز آمده است و با دقت کافی در این احادیث می بینیم که بین دو مذهب تشیع و تسنن مشترکاتی در رابطه با امام زمان وجود دارد که این مشترکات عبارت اند از:

1. حتمی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی (عج)

2. نسب حضرت مهدی (عج)

- حضرت مهدی (عج) از اهل بیت و فرزندان رسول خدا (ص)

- حضرت مهدی (عج) از نسل حضرت علی (ع)

- حضرت مهدی (عج) از نسل فاطمه (س)

3. ویژگی های جسمانی حضرت مهدی (عج)

- قدرتمند بودن آن حضرت هنگام ظهور

- چهره نورانی

- پیشانی بلند و بینی کشیده

- خال بر گونه

4. هم نام بودن حضرت مهدی (عج) با پیامبر (ص)

5. زمینه های ظهور

- ناامیدی کامل مردم

- فراگیر شدن ستم

6. نشانه های ظهور

- ندای آسمانی

- خروج سفیانی

- خسف در بیداء

- قتل نفس زکیه

7. امور مربوط به حضرت مهدی (عج)

- اصلاح امر ظهور مهدی (عج) در یک شب

- محل ظهور

- بیعت با حضرت مهدی (عج)

- نزول فرشتگان برای یاری

- نزول عیسی و اقتدا به حضرت مهدی (عج)

البته گروهی از اهل سنت - بر خلاف شیعه-، ولادت امام زمان (عج) در سال 255 هـ.ق و غیبت طولانی ایشان را نمی پذیرند، بلکه عقیده دارند که آن حضرت مقارن ظهور (مثلا چهل سال قبل از ظهور) به دنیا می آیند، و زمین را پر از عدل و داد می کنند و آن موعودی است که از تبار و اولاد فاطمه (س) است.

تفصیل جواب:

مسئله مهدویت و عقیده به مهدی (عج) منتظر در بین مسلمانان اهمیت زیادی دارد و این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، بلکه اهل سنت در این موضوع به طور عموم با شیعه موافقت دارند و روایات زیادی که به حد تواتر معنوی می رسد، درباره حضرت مهدی (عج) نقل می کنند.

احادیثی که در رابطه با حضرت مهدی (عج) در نظر اهل سنت به تواتر معنوی رسیده بالغ بر صد حدیث است و در تمامی این احادیث به ظهور حضرت مهدی (عج) اشاره شده است. آنان معترف اند بالغ بر بیست نفر از صحابه، از زبان پیامبر اکرم (ص) در رابطه با حضرت مهدی (عج) روایت نقل کرده اند که همه اینها در بسیاری از منابع معروف اسلامی و متون اصلی حدیثی اعم از: سنن، معاجم، مسانید، مانند: سنن ابوداوود، سنن ترمذی، ابن ماجه، مسند احمد، صحیح حاکم، بزاز، معجم طبرانی، دیده می شود.

از منابع و گفته های علمای اهل سنت، می توان برداشت کرد که مهدی (عج) از اولاد فاطمه (س) است و ظهور خواهد نمود.

علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند:

راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز خلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام (ص) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می کردند. به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عج) رد نکرده است.

در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عج) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند.[1]

خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی (عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است.[2]

کتاب های متعدد و متنوعی درباره ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنت تألیف شده است، به گونه ای که شیخ محمد ایروانی در کتاب الامام المهدی (عج) می نویسد: اهل سنت، کتاب های متعددی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی (عج ) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی (عج) ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند.[3] هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به امام مهدی (عج ) را ضعیف می انگارند. مثلا ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد[4] و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه سی و دوم سوره توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند.[5] البته، این دو دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است. در تألیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده مسلمانان در مورد امام مهدی (عج) می نویسد: مشهور بین همه اهل اسلام این است که حتما در آخرالزمان مردی از اهل بیت (ع) ظهور می کند که دین را حمایت و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می یابد. آن شخص مهدی (عج) نامیده می شود.[6] بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی (عج ) وارد نمی کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است.

در زیر به ذکر برخی از کسانی که این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند می پردازیم. هر چند تقریبا می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث امام مهدی (عج ) را ذکر کرده اند: 1. ابن سعد (متوفی 230 هـ)؛ 2. ابن ابی شیبه (متوفی 235 هـ)؛ 3. احمد بن حنبل (متوفی 241 هـ)؛ 4 . بخاری (متوفی 273 هـ)؛ 5. مسلم (متوفی 261 هـ)؛ 6. ابن ماجه (متوفی 273 )؛ 7. ابوبکر اسکافی (متوفی 273 هـ)؛ 8. ترمذی (متوفی 279 هـ)؛ 9. طبری (متوفی 380 )؛ 10. ابن قتیبه دینوری (متوفی 276 )؛ 11. حاکم نیشابوری (متوفی 405 )؛ 12. بیهقی (متوفی 458 )؛ 13. خطیب بغدادی (متوفی 463 )؛ 14. ابن اثیر جزری (متوفی 606 ). [7] یکی دیگر از علمای اهل سنت می نویسد: روایات فراوانی درباره مهدی (عج) وارد شده که به حدتواتر می رسد. این امر در میان علمای اهل سنت شیوع دارد، به گونه ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می آید. نیز یکی دیگر از علمای اهل سنت نوشته است: احادیث مهدی (عج) به طرق گوناگون و متعدد از صحابه نقل و بعد از آنان از تابعان نقل شده است، به گونه ای که مجموع آنها مفید علم قطعی است. به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی (عج) واجب است، همان گونه ای که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقائد اهل سنت و جماعت مدون شده است.[8] ابن کثیر نیز در البدایة و النهایة می گوید: مهدی (عج) در آخرالزمان می آید و زمین را پر از عدل و قسط می کند همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما احادیث مربوط به مهدی (عج) را در جلد جداگانه ای گرد آوردیم همان گونه که ابوداوود در سنن خود کتاب جداگانه ای را به آن اختصاص داده است.[9] از این مطالب که از بزرگان اهل سنت نقل شد، معلوم می شود که مسئله مهدویت و اعتقاد به ظهور مهدی (عج ) جزو عقاید ثابت اهل سنت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت در میان آنان به حد تواتر رسیده است.

با توجه به مطالبی که بیان شد به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد. در این جا مشترکاتی که در رابطه با امام زمان (عج) بین دو مذهب تشیع و تسنن وجود دارد، اشاره می شود:

1. حتمی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی (عج)

2. نسبت حضرت مهدی (عج)

نسبت حضرت مهدی (عج) در دیدگاه شیعه مشخص است. اما اهل سنت در موارد معینی به آن اشاره کرده اند.

2-1. حضرت مهدی (عج) از اهل بیت و فرزندان رسول خدا؛ ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که پیامبر (ص) فرمود: "المهدی ]عج[ منا اهل البیت یصلحه الله عزوجل فی لیلة".[10]

2-2. حضرت مهدی (عج) از نسل حضرت علی (ع)؛ سیوطی در عرف الوردی نقل کرده که رسول خدا (ص) دست علی (ع) را گرفت و فرمود: "سیخرج من صلب هذا فتی یملأ الارض قسطاً و عدلاً".[11]

2-3. حضرت مهدی (عج) از نسل فاطمه (س)؛ ابن ماجه از ام سلمه نقل کرده که وی از رسول خدا (ص) چنین شنید: "المهدی من ولد فاطمه".[12]

3. ویژگی های جهانی حضرت مهدی (عج)

اوصافی که در کتاب های اهل سنت برای امام مهدی (عج) ذکر شده، بر گرفته از احادیثی است که آنان از پیامبر اسلام (ص) نقل می کنند و در کلیات با اوصاف ذکر شده در کتاب های علمای شیعه فرقی ندارد.

3-1. قدرتمند بودن آن حضرت هنگام ظهور؛ در روایات فراوانی تأکید شده است که حضرت مهدی (عج) هنگام ظهور دارای بدنی بسیار قدرتمند است.[13]

3-2. چهره نورانی؛ جوینی از رسول خدا (ص) روایت کرده است: "المهدی ]عج[ من ولدی ... کانّ وجهه کوکب درّی".[14]

3-3. پیشانی بلند و بینی کشیده؛ صنعانی از رسول خدا (ص) نقل کرده است: "ان المهدی ]عج[ اقنی اجلی".[15]

3-4. خال بر گونه؛ بر گونه راست مهدی (عج)، خالی مشکی وجود دارد.[16]

3-5. ظهور در سن چهل سالگی؛ البته از نظر شیعه ظهور حضرت در سن پیری، ولی به هیئت و صورت چهل سالگی است.

4. هم نام بودن حضرت مهدی (عج) با پیامبر (ص)

اهل سنت و شیعه اتفاق نظر دارند که حضرت مهدی (عج) هم نام رسول خدا (ص) است.[17]

5. زمینه های ظهور

5-1. ناامیدی کامل مردم؛ داود ابن کثیر الرقی می گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: این موضوع (ظهور) برای ما طولانی شد، تا بدان جا که سینه های ما تنگ شده است. حضرت فرمود: هنگامی که ناامیدی از فرج بیش از همه چیز شد، منادی از آسمان به اسم قائم ندا خواهد داد.[18]

5-2. فراگیر شدن ستم؛ رسول خدا (ص) در این باره فرموده است: "اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد، تا این که مردی از اهل بیتم برانگیخته شود و زمین را آکنده از عدل و قسط کند. آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد".[19]

6. نشانه های ظهور

6-1. ندای آسمانی؛ رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: "در ماه محرم بانگی از آسمان برآید بدین مضمون که برگزیده خداوند فلان (مهدی) است، پس سخنش را بشنوید و از او پیروی کنید".[20]

6-2. خروج سفیانی.

6-3. خسف در بیداء؛ واژه خسف به معنای فرو رفتن و پنهان شدن و بیداء نام سرزمینی بین مکه و مدینه است. منظور از این نشانه این است که سفیانی با لشکری عظیم، به قصد جنگ با حضرت مهدی (عج) عازم مکه می شود. آنان در بین مکه و مدینه و در محل معروف بیداء به گونه ای معجزه آسا در زمین فرو می روند.[21]

6-4. قتل نفس زکیه؛ کشته شدن انسانی پاک و بی گناه در آستانه قیام حضرت مهدی (عج) بین رکن و مقام.[22]

7. امور مربوط به ظهور حضرت مهدی (عج)

7-1. اصلاح امر ظهور مهدی (عج) در یک شب.[23]

7-2. محل ظهور؛ وجه اشتراک روایات این است که ظهور آن حضرت از مکه و از کنار کعبه آغاز خواهد شد.[24]

7-3. بیعت با حضرت مهدی (عج)؛ یکی از موضوعاتی که در منابع شیعی و سنی مورد توجه قرار گرفته، بیعت یاران حضرت مهدی (عج) با ایشان، در طلیعه ظهور است.[25]

7-4. نزول فرشتگان برای یاری حضرت مهدی (عج)[26]

7-5. نزول عیسی و اقتدا به حضرت مهدی (عج)؛ رسول گرامی اسلام (ض) فرمود: "مهدی (عج) می بیند که عیسی فرود آمده و گویا آب از موهایش می چکد. پس به او می گوید: جلو برو به نماز بایست. عیسی پاسخ می دهد: نماز برای تو به پا شده و آن گاه پشت سر مهدی (عج) به نماز می ایستد".[27]

8. ویژگی های حکومت مهدی (عج)

8-1. عدالت گستری[28]

8-2. رفاه و آسایش عمومی؛ رسول اکرم (ص) فرمود: "مهدی (عج) در امت من خواهد بود... مردم در زمان او چنان زندگی خواهند کرد که هرگز قبل از آن زندگی نکرده اند.[29]

8-3. رضایت همگانی از حکومت مهدی (عج)[30]

8-4. امنیت همه جانبه[31]

8-5. احساس بی نیازی در مردم؛ پیامبر فرمود: "شما را به مهدی (عج) بشارت می دهم به هنگام ظهور او خداوند دل های امت محمد را سرشار از بی نیازی می کند.[32]

8-6. غلبه اسلام بر سایر ادیان

8-7. جهانی بودن حکومت حضرت مهدی (عج)؛ امام صادق (ع) فرمودند: "نگامی که قائم قیام نماید، هیچ زمینی نخواهد ماند، مگر آن که در آن ندای شهادتین سر داده شود".

تفاوت مهدویت از دیدگاه شیعه و اهل سنت

1. اختلاف در ولادت:

شیعه دوازده امامی معتقد است، امام مهدی (عج ) فرزند امام حسن عسکری (ع) است و هم اکنون نیز زنده و غایب است، ولی اهل سنت هر چند بالاتفاق به مهدویت معتقد هستند و به دلیل وجود روایت های متواتر ظهور حضرت مهدی (عج ) در آخرالزمان را جزو اعتقادات قطعی خود می دانند، اما در مورد نسب و ولادت ایشان به چند گروه تقسیم می شوند:

عده ای از اهل سنت مدعی اند که مهدی (عج) همان عیسی بن مریم است و در این مورد به خبری واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد می کنند.[33]

تعداد اندکی نیز مدعی هستند که مهدی (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدی استناد می کنند که در کنزالعمال ذکر شده است. [34]

عده ای نیز معتقدند مهدی (عج) از اولاد امام حسن مجتبی است و نه امام حسین (ع). [35]

گروهی می گویند: پدر امام مهدی (عج) هم نام پدر پیامبر اسلام (ص) است و چون نام پدر حضرت محمد (ص) عبدالله بود، پس مهدی (عج) بن حسن عسکری (ع) نمی تواند مهدی (عج) موعود باشد. مستند این احتمال هم باز خبری است که در کنزالعمال ذکر شده است.[36]

جمعی از آنان همانند شیعه دوازده امامی معتقدند که امام مهدی (عج ) از اولاد پیامبر (ص) و فاطمه (س ) است و حضرت عیسی نیز به هنگام ظهور امام مهدی (عج) به یاری او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد.

چنان که در روایت های متعدد آمده است. از ام سلمه نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود : "المهدی (عج) من عترتی من ولد فاطمه(س) ".[37] مهدی (عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه است. جابر بن عبدالله از پیامبر (ص) نقل می کند که حضرت عیسی به هنگام ظهور مهدی (عج) نزول خواهد کرد.[38] عبدالله بن عمر می گوید: "المهدی (عج) الذی ینزل علیه عیسی بن مریم و یصلی خلفه عیسی (ع)".[39] مهدی (عج) کسی است که عیسی بن مریم بر او نزول می کند و پشت سر او نماز می خواند. این گروه حدیثی را که می گوید: "مهدی (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است". قبول نمی کند. ذهبی می گوید: این خبر را فقط محمد بن ولید نقل کرده و از کسانی است که احادیث را جعل می کرد.[40] البته این گروه نیز تولد حضرت مهدی (عج ) و غیبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا می کند: همه مسلمانان غیر از امامیه معتقدند که مهدی (عج) غیر از حجت (عج ) است؛ چون غیبت یک شخص آن هم با این مدت طولانی از خوارق عادات است ....[41] در پاسخ گروه اخیر باید گفت: اوّلا: روایات نبوی متعددی وجود دارد که امامان دوازده گانه را با نام های آنان به طور روشن معرفی کرده اند پس سخن او باطل است. از ابن عباس روایت شده که شخصی یهودی به نام نعثل نزد رسول خدا (ص) آمد و سوال های بسیاری را مطرح کرد. او از اوصیا نیز پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: "نخستین وصی من علی، پس از او حسن، حسین (ع) و امامان نه گانه از فرزندان اویند". نعثل پرسید : نام آنان چیست. حضرت ، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم (عج ) شمردند. رسول خدا ، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاری که از ائمه بعد از علی (ع) سوال کرده بود، فرمود: "بعد از علی، حسن، حسین (ع) امام هستند. سپس سید العابدین، سپس محمد بن علی باقر، تو او را خواهی دید. وقتی او را دیدی سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمد صادق، سپس موسی بن جعفر کاظم، سپس علی بن موسی الرضا، سپس محمد بن علی جواد، سپس علی بن محمد نقی، سپس حسن بن علی زکی، و پس از او قائم بالحق مهدی (عج) امت من (محمد بن حسن) صاحب زمان امام است. او زمین را پر از قسط و عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است".[42]

ثانیا: شواهد تاریخی و گزارش های بسیاری وجود دارد که ولادت آن حضرت و ایام کودکی او را نقل کرده اند. برای نمونه چند مورد از اقوال اهل سنت نقل می شود:

1. حافظ سلیمان حنفی می گوید: خبر معلوم نزد محققان و موثقان این است که ولادت قائم (عج ) در شب پانزدهم شعبان (255 ق) در شهر سامرا واقع شده است.[43]

2. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته است: یکی از اهل بیت ابو محمد بن عسکری است که فرزندی جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدی (عج) و صاحب الزمان نامیده می شود، باقی نگذاشت. او در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شد. مادرش نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت.[44]

3. ابن خلکان در وفیات الاعیان می نویسد: ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکری فرزند علی هادی فرزند محمدجواد.... دوازدهمین امام از ائمه دوازده گانه شیعه است که به "حجت" معروف است... ولادت او روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هـ . ق است.[45]

4. ذهبی نیز در سه کتاب از کتاب هایش به ولادت امام مهدی (عج ) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال 256 هـ . ق می نویسد: در این سال محمدبن حسن بن علی الهادی فرزند محمدجواد فرزند علی الرضا فرزند موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق علوی حسینی به دنیا آمد. کنیه اش ابوالقاسم است و رافضیان او را الخلف الحجة مهدی (عج) منتظر و صاحب الزمان می نامند. او آخرین امام از ائمه دوازده گانه است.[46]

5. خیر الدین زرکلی (متوفی 1396 هـ . ق ) از علمای معاصر اهل سنت نیز در کتاب اعلام می نویسد: او در سامرا به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت و گفته شده که در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمده و در سال 265 هـ . ق، غایب شده است.[47] آیت الله العظمی صافی در کتاب مهَدویت بیش از هفتاد و هفت نفر از علمای اهل سنت را نام می برد که هر یک، به نحوی، ولادت آن حضرت را بیان کرده اند.[48] بنابراین، اگر برخی از اهل سنت می گویند: حضرت مهدی (عج ) به دنیا نیامده است، ادعایی بی اساس است که حتی با گفته ها و نوشته های بزرگان خودشان نیز سازگار نیست. شاید برخی از اهل سنت همانند ابن حجر هیثمی طولانی بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدی (عج ) بدانند، ولی باید گفت: خدایی که قادر است عیسی بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدی (عج ) اقتدا کند و یونس را در شکم ماهی محافظت کند و یا به نوح پیامبر نه صد و پنجاه سال عمر بدهد آیا قدرت ندارد به مهدی (عج ) عمر طولانی عنایت کند؟[49] خود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسی، خضر، صالح و ... معتقدند. نتیجه این که ولادت حضرت مهدی (عج) امری است مسلم و قطعی و خود اهل سنت هم به آن واقف اند.

محمد بن علی حمزه می گوید: از حضرت عسکری (ع) شنیدم که فرمود: "ولی خدا و حجت او بر بندگان و خلیفه من در شب نیمه شعبان سال 255 به هنگام سپیده دم به دنیا آمد".[50]

2. اختلاف بر سر عصمت امام زمان

بیشتر علمای اهل سنت به عصمت حضرت عقیده ندارند و آن حضرت را یک انسان عادی به حساب می آورند که احتمال ارتکاب برخی گناهان و اشتباهات مثل هر انسان دیگری از او می رود. این عقیده را ابن کثیر و بسیاری از علمای اهل تسنن بدان اهتمام ورزیده اند.[51] اهل سنت در این باور به حدیثی منقول از نبی اکرم (ص) استناد می کنند که فرمود: "مهدی (عج) از ما اهل بیت است و خداوند وی را در یک شب اصلاح می کند".[52] اما از دیدگاه شیعه همه امامان معصوم اند و در باره آنان احتمال اشتباه و خطا داده نمی شود.

3. یکی دیگر از اختلافات انکار غیبت است.

علمای شیعه اتفاق نظر دارند که سال غیبت مهدی (عج)، سال 329 هـ ق است. آنان بر این باورند که ایشان همچنان زنده است تا زمانی که خداوند متعال اجازه ظهور به ایشان دهد. چنین باوری بر اساس احادیث و روایات نقل شده از نبی اکرم (ص) و اهل بیت (ع) است. روایاتی که پیش از رخ دادن غیبت و یا برخی از آنها صد سال و یا دویست سال قبل از ولادت حضرت مهدی (عج) صادر شده است.

اما بیشتر دانشمندان اهل سنت اعتقاد به غیبت امام زمان (عج) ندارند. در این جا از بیان ادله و رد آنها به جهت اختصار صرف نظر کردیم.

این مختصر، مطالبی بود در رابطه با دیدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان. در پایان مهم ترین مطلبی که درباره امام زمان از زبان اهل سنت می توان بیان کرد، مسئله فتاوای چهارگانه صادره در حق فرد منکر اعتقاد به ظهور امام مهدی (عج) است.

این اشخاص عبارت اند از: ابن حجر هیثمی شافعی، 2. شیخ احمد ابوسرور بن صباحنفی، 3. شیخ محمد بن محمد خطابی مالکی، 4. شیخ یحیی بن محمد حنبلی.

همه این افراد قائل به این هستند که شخص منکر اعتقاد به ظهور باید مجازات شود و تصریح کرده اند که واجب است که چنین شخصی را بزنند و او را تحقیر کنند، تا ادب شود و به حق روی آورد و در غیر این صورت واجب القتل و مهدور الدم است.[53]

.[1]ََ سبائک الذهب، ص 78.

.[2] اقتباس از کتاب اسلام و آینده جهان، مصطفی محقق راد.

.[3]ایروانی، محمد باقر، الامام المهدی (ع)، ص11.

[4]. تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 199.

[5]. تفسیر المنار، ج10، ص 393، ج 9، ص 499 ،507.

[6] تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 555، فصل52.

[7] در مورد کسانی که به ذکر احادیث مربوط به امام مهدی (ع)پرداخته اند، به، المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص 2926 مراجعه شود.

[8] نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، ص226، (به نقل از الطریق الی المهدی المنتظر، ص 91).

[9] البدایه و النهایه، ج 6، ص281.

[10] سنن ابن ماجه، ص699، ح 4085.

[11] سیوطی، عرف الوردی، ص76 و 88.

[12] سنن ابن ماجه، ص699، ح4086.

[13] فرائد السمطین، ج2، ص 327، ح 589.

[14] همان، ح 565.

[15] صنعانی، المصنف، ج3، ص 2077.

[16] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، ب 8، ح51.

[17] مقدس شافعی، عقدالدرر، ص 45 و 55.

[18] نعمانی، الغیبة، ص 186.

[19] سنن ابی داود، ح 4282. در الغیبة للنعمانی، ص، 187چنین آمده :حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی قال حدثنا محمد بن یحیى عن أحمد بن إدریس عن محمد بن أحمد عن جعفر بن القاسم عن محمد بن الولید الخزاز عن الولید بن عقبة عن الحارث بن زیاد عن شعیب عن أبی حمزة قال دخلت على أبی عبد الله ع فقلت له أنت صاحب هذا الأمر فقال لا فقلت فولدک فقال لا فقلت فولد ولدک فقال لا قلت فولد ولد ولدک قال لا قلت فمن هو قال الذی یملأها عدلا کما ملئت ظلما و جورا لعلى فترة من الأئمة یأتی کما أن النبی ص بعث على فترة من الرسل.

[20] نعیم بن حماد، الفتن، ص93.

[21] صنعانی، المصنف، ج11، ص371.

[22] ابن ابی شیبه، المصنف، ج8، ص679.

[23] البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص31، ح11.

[24] نعمانی، الغیبة، ص313، ح4.

[25] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص 35، ح 15.

[26] عقد الدرر، ص46، ص 117 و 185.

[27] مقدس شافعی، عقدالدرر، ص292.

[28] مصنف ابن ابی شیبه، ح 19484، سنن ابی داوود، ح4282.

[29] ابن ابی شیبه، المصنف، ج7، ح 19484.

[30] صنعانی، المصنف، ح20770.

[31] احمد بن حنبل، مسند ج3، ص37.

[32] عقدالدرر، ص95.

[33] سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح4029.

[34] کنزالعمال، ج14، ص 264، ح38663.

[35] الاطناب المنیف، ابن قیم جوزی، ص 151 (به نقل از الامام مهدی، میلانی، ص 21).

[36] کنزالعمال، ج 14، ص 268، ح38678.

[37] . السنن الوارده فی الفتن و غوائلها و الساعه و اشراطها، عثمان بن سعید المقری، ج 5، ص 1057، نشر دارالعاصمه، ریاض، چاپ اول، 1416 هـ .

[38] . همان، ج 6، ص1237.

[39] الفتن، ج 1، ص 373، نعیم بن حماد المروزی، مکتبه التوحید، قاهره، چاپ اول، 1412.

[40] تفرد به محمد بن الولید مولی بنی هاشم و کان یضع الحدیث. الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، ج2، ص478، موسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول،1997.

[41] همان، ج2، ص482.

[42] الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، تحقیق ابراهیم بهادری و ... ، ج1، ص 68-69، انتشارات اسوه، چ دوم، سال 1416؛ نیز درباره احادیثی که نام ائمه (ع) را ذکر کرده اند، به صحیح مسلم، ج 6، ص3 و 4، باب الامارة، رجوع شود.

[43] ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزی حنفی، ص179.

[44] همان مدرک.

[45] وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج4، ص562.

[46] العبر فی خبر من غبر، ج3 ، ص31.

[47] الاعلام ج6، ص80.

[48] امامت و مهدویت، ج2، ص 56 ـ 241، چاپ بهمن، نوبت اول .

[49] به بحارالانوار، ج51، ص99 ـ 102 رجوع شود.

[50] اقتباس از خورشید امامت و ولایت، مهدی کامرانی.

[51] شارح سنن ابن ماجه، ج2، ص519.

[52] سنن ابن ماجه، ج2، ص4087.

[53] البرهان علی علامات مهدی آخرالزمان، ص183 – 187

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:51 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373 zare58
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

در مورد ظهور امام زمان چه استدلال عقلی يا آيات و رواياتی وجود دارد؟

اعتقاد به امام مهدي موعود(عج) از آراي مسلم نزد مسلمانان است. همه مسلمين بر آنند كه مهدي(عج) كه همنام پيامبر اكرم(ص) است در آخرالزمان ظهور مي‌كند و دنيا را پر از عدل و داد مي‌كند.
دليل عقلي بر لزوم وجود حضرت مهدي(عج) و ظهور ايشان: از زمان رحلت پيامبر اسلام(ص) كه خاتم الانبياء است تا قيامت، آخرين دين، دين اسلام است. و تا زماني كه دنيا بر پا است، تكليف وجود دارد و مكلفان بايد طبق حجت‌هايي كه خداي متعال بر آنان قرار داده است، دستورات او را اطاعت كنند؛ از طرفي اين مكلفان بايد احكام خود را از امام و پيشوايي بگيرند كه معصوم(ع) باشد و زمين هيچوقت خالي از اين حجت معصوم نمي‌باشد. پس آفرينش انسان مكلف بدون وجود انسان كامل معنا ندارد. چه اين كه امام علي(ع) نيز مي‌فرمايد: «زمين هيچ‌گاه از حجت خالي نيست. حجت خدا يا ظاهر است و آشكارا و يا خائف است و پنهان؛ تا حجت‌ها و برهان‌هاي خدا باطل نگردد.»(1)
از اين رو همواره بايد انسان كامل در زمين وجود داشته باشد و از آن جا كه شرايط جهان به جايي رسيد كه حاكمان و مردمان، حضور امام معصوم در جامعه را برنتافتند، تنها راه وجود انسان كامل در زمين و كشته نشدن وي، غيبت او بود. و با آماده شدن شرايط و انسانهاي منتظر، امام غايب ظهور خواهد نمود تا مردم را به كمال برساند.
استدلال بر ظهور امام زمان از قرآن كريم: در پاره‌اي از آيه‌هاي قرآن بشارت‌هايي درباره آينده تاريخ و سرنوشت زمين داده شده است كه در تفسير، امامان معصوم(ع) آن زمان را زمان ظهور امام مهدي(عج) مي‌دانند. در برخي آيه‌ها وعده تشكيل حكومت جهاني،(2) بسط دين اسلام و غلبه آن بر ديگر اديان(3)، زمام‌داري صالحان و شايستگان(4) داده شده است. اما در روايت‌هاي زيادي نيز بشارت به ظهور امام مهدي(عج) داده شده است كه به حدّ تواتر مي‌رسد. به طور كلي معتبرترين روايت‌ها از عصر رسول خدا(ص) تا امام حسن عسكري(ع) درباره ظهور امام زمان(عج)، شرايط وعلايم آن و هنگامه تشكيل حكومت جهاني آن امام روايت شده است كه حتي در برخي كتاب‌هاي نوشته شده در قرن اول و دوم هجري ضبط شده و موجود است. مثلاً كتاب مشيخه حسن بن محبوب(5) يا كتاب سليم بن قيس هلالي(6). اين روايت‌ها قرن به قرن در كتاب‌هاي دانشمندان بزرگ نقل شده تا به قرن حاضر رسيده است. مانند قرن 3 هجري: كتاب المهدي تأليف عيسي بن مهران مستعطف؛ قرن 4: ذكر القائم(ع) اثر ابن اخي طاهر(7)؛ قرن 5: كتاب الغيبة شيخ مفيد(8) و...

پي‌نوشت‌ها:
1. اصول كافي، ج 1، باب أن الأرض لاتخلو من حجة.
2. «وقاتلوهم حتي لاتكون فتنة ويكون الدين كلّه للّه؛ با كافران جهاد كنيد تا هيچ فتنه‌اي در زمين باقي نماند و آيين همه دين خدا گردد.» (سوره انفال، آيه 39)
3. «هوالذي أرسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كلّه؛ اوست خدايي كه فرستاده‌اش را با دين حق به هدايت آفريدگان فرستاد تا بر همه اديان عالم برتري و غلبه دهد.» (سوره توبه، آيه 33)
4. «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون؛ همانا ما پس از تورات در زبور نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من زمين را به ارث مي‌برند.» (سوره انبياء، آيه 105)
و نيز «وعدالله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنّهم في الارض؛ خدا وعده داده به كساني كه از شما نيكوكار شود در زمين خلافت دهد.» (سوره نور، آيه 55)
5. وفات: 224 هـ . ق.
6. وفات: 70 يا 90 هـ . ق.
7. وفات: 358 هـ . ق.
8. وفات: 413 هـ . ق.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:52 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373 zare58
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

در تفاسيراهل سنت چه آياتي بر امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ تفسير شده است؟

پيروان اديان سه گانه ي آسماني (مسلمانان،‌ مسيحيان، يهوديان) باور دارند آينده ي نهايي مسير زندگي خاكي، پيروزي ايمان بر كفر، حاكميت حق و علم و عدالت اجتماعي رسيدن وراثت زمين به صالحان، پايان خرافات و گمراهي و ستم و تمامي گونه هاي انحرافات است. نيز اتفاق نظر دارند شخصي كه خداوند عهد و پيمانش را به دست او تحقق مي بخشد، از فرزندان ابراهيم بوده است، و شريعتي كه بدان حكومت مي كند آيين موسي ـ عليه السّلام ـ نيست، بلكه دين پيامبري است كه خداوند در آخر زمان، وي را مبعوث مي كند....»[1]
آياتي از قرآن كريم دربارة حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ است و روايات فراواني نيز عهده دار تفسير آن آياتند و اكنون برخي از آن آيات از منظر مفسران اهل سنت به حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ اختصاص دارند تقديمتان مي كنيم.

پيروان اديان سه گانه ي آسماني (مسلمانان،‌ مسيحيان، يهوديان) باور دارند آينده ي نهايي مسير زندگي خاكي، پيروزي ايمان بر كفر، حاكميت حق و علم و عدالت اجتماعي رسيدن وراثت زمين به صالحان، پايان خرافات و گمراهي و ستم و تمامي گونه هاي انحرافات است. نيز اتفاق نظر دارند شخصي كه خداوند عهد و پيمانش را به دست او تحقق مي بخشد، از فرزندان ابراهيم بوده است، و شريعتي كه بدان حكومت مي كند آيين موسي ـ عليه السّلام ـ نيست، بلكه دين پيامبري است كه خداوند در آخر زمان، وي را مبعوث مي كند....»[1]
آياتي از قرآن كريم دربارة حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ است و روايات فراواني نيز عهده دار تفسير آن آياتند و اكنون برخي از آن آيات از منظر مفسران اهل سنت به حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ اختصاص دارند تقديمتان مي كنيم.
1. «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[2]
«او كسي است كه پيامبر خود را براي مردم فرستاد، با ديني درست و بر حق، تا او را بر همة دين ها پيروز گرداند، هر چند مشركان را خوش نيايد.»
در تفسير قرطبي آمده است:«پيروزي اسلام بر ديگر اديان، هنگام قيام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه شريف ـ است در آن زمان، مردمان يا بايد مسلمان شوند و يا جزيه دهند. و اين كه گفته شده است مهدي همان عيسي است نادرست است زيرا اخبار صحيح به گونه اي متواتر وارد شده كه مهدي از خاندان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است .....»[3]
و در كتاب البيان در تفسير اين آيه آمده است:«كسي كه خدا او را بر همة اديان چيره مي گرداند، مهدي از فرزندان فاطمه است.[4] و در تفسير كشف الاسرار كه از تفاسير معتبر اهل سنت است در شرح اين آيه مي گويد:«رسول در اين آيه محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و هدي و هدايت قرآن و ايمان است و دين حق، اسلام است و خدا اين دين را بر ديگر ديان برتري مي دهد، چنان كه ديني نماند مگر اين كه اسلام بر آن غالب آيد. و اين امر بعد از اين خواهد شد و هنوز نشده است.»[5]
2. «بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»؛[6] اگر با ايمان باشيد«بقية الله براي شما خير است.» در نور الابصار آمده اس:«چون (مهدي) ظهور كند، كعبه را پايگاه خويش قرار مي دهد و 313 نفر از يارانش به او مي پيوندند،‌آنگاه در نخستين سخن اين آيه را تلاوت مي كند«بقية الله بهتر است براي شما اگر ايمان بياوريد، پس مي گويد: منم بقية الله و خليفة خدا و حجت او بر شما.»[7]
3. «..... لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْ‏آخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ»[8]؛ ..... آنان در مسجدها جز بيمناك و ترسان داخل نخواهند شد و نصيبشان در دنيا خواري و در آخرت عذابي بزرگ است.»
سيوطي مي نويسد:«خواري و ذلّت در دنيا زماني فرا مي رسد كه مهدي به پا خيزد و قسطنطنيه را فتح كند و آنان را بكشد.»[9]و در تفسير طبري و تفسير كشف الاسرار[10] نيز همين مطلب كه سيوطي نوشته است تصريح شده است.
4. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[11]؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و مقاومت ورزيد و مرابطه كنيد و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.»
حافظ قندوزي از (امام) محمد باقر ـ عليه السّلام ـ دربارة اين آيه روايت كرده است كه فرمود: شكيبا باشيد بر اداي فرائض و واجبات، و در برابر آزار دشمنان استقامت ورزيد و با امامتان مهدي مرابطه نمائيد.[12]
5. «.... يسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها»[13]؛ از تو دربارة ساعت مي پرسند كه زمان وقوع آن كي است .... حافظ قندوزي از مفضل بن عمر از (امام جعفر) صادق ـ عليه السّلام ـ ، روايت كرده است كه فرمود:«ساعت قيام قائم است.»[14]
6. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»[15]؛ بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش احياء مي كند. حافظ قندوزي مي نويسد:«خداوند آنرا توسط«قائم» زنده مي سازد، پس در آن عدالت كند و زمين را توسط عدل، پس از مردنش به واسطه ظلم، زنده سازد.»[16]
7. «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»[17]؛ پس ايمان آريد به خدا و رسول و نوري كه فرود آورديم، و خداوند بدانچه كنيد آگاه است.
علاّمه قبيسي مي نويسد حافظ ابوجعفر محمد بن جرير طبري ..... گفت .... در حجة الوداع پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اي مردم،«آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا» سپس فرمود: نور در من است، سپس در ـ علي است، و بعد در نسل وي باشد تا قائم مهدي.[18]
8. «حَتَّي إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً»[19]؛‌ تا وقتي كه ببيند آنچه را وعده داده مي شوند، پس به زودي بدانند كه چه كسي از حيث يار ناتوان تر و از حيث عدد كمتر است.
حافظ قندوزي از امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در تفسير اين آيه نقل مي كند كه«ما يوعدون» (آنچه وعده داده مي شوند) در اين آيه «قائم» مهدي و اصحاب و ياران اويند. و هنگامي كه «قائم» ظهور كند دشمنان او ضعيف تر و عددشان كمتر است.[20]
گفتني است كه از منظر اهل سنت آيات فراوان ديگري دربارة حضرت مهدي وجود دارد[21] كه ذكر همة آنها در اين پاسخنامه نمي گنجد.
براي اطلاع بيشتر به كتاب موعود قرآن، صادق حسيني شيرازي مراجعه فرمائيد.
حديث:
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
«از ميانِ امت من مهدي قيام مي كند، خداوند او را براي فرياد رسي مردمان برمي انگيزد»
«احمد بن حجر هيتمي: الصواعق المحرقة، طبع مكتبة القاهرة، 1375 هـ، ص 162»

----------------------------------------------------------------------------------

[1] . فصلنامه تخصصي انتظار، سال اوّل، شماره اول، پاييز 1380، صاحب امتياز بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود، ص 171، مقالة سامي بدري.
[2] . سورة توبه، آيه 33.
[3] . ابو عبدالله محمد بن احمد انصاري قرطبي، الجامع الاحكام القرآن، ج 8، (تحقيق عبدالرزاق المهدي)، چاپ دارالكتاب العربي، سال 1418 هـ، ص 111.
[4] . سيد مؤمن بن حسن الشبلنجي: نورالابصار، چاپ دارالجيل، ص 343.
[5] . رشيد الدين، امام احمد ميبدي، (از عالمان قرن پنجم)، كشف الاسرار، ج 4، ص 119 ـ 120.
[6] . سورة هود، آية 86.
[7] . مؤمن بن حسن مؤمن الشبلنجي: نورالابصار، چاپ دارالجيل، بيروت، 1409 هـ، ص 349.
[8] . سورة بقره، آية 114.
[9] . جلال الدين سيوطي، الدّر المنثور في التفسير بالمأثور، ج 1، چاپ دوم،‌ دارالفكر، ص 264.
[10] . تفسير كسف الاسرار، ج 1، ص 325.
[11] . آل عمران، آية 200.
[12] . صادق حسيني شيرازي، موعودِ قرآن، ترجمة مؤسسة الامام المهدي، سال طبع 1360، ص 22، به نقل از ينابيع المودة، ص 506.
[13] . سورة اعراف، آية 187.
[14] . صادق حسيني شيرازي، موعودِ قرآن، ص 44، به نقل از ينابيع المودة، ص 429.
[15] . حديد، آية 17.
[16] . صادق حسيني شيرازي، موعودِ قرآن، ص 139، به نقل از ينابيع المودة، ص 514.
[17] . سورة تغابن، آية 8.
[18] . همان، (موعودِ قرآن، ص 146)، به نقل از، ماذا في التاريخ، ج 3، ص 147 ـ 145.
[19] . سورة جن، آية 24.
[20] . موعود قرآن، به نقل از ينابيع الموده، ص 515.
[21] . چون آية 5 سورة قصص، آية 105 سورة انبياء، آية 59 سورة نساء و ......

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:54 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

اگر موضوع مهدویت امام مهدی علیه‌السلام واضح بوده، چرا عده‌ای به مهدویت غیر او معتقد شدند؟
این اشکال از سوی احمد کاتب مطرح شده، او معتقد است که اگر مهدویت امام مهدی علیه‌السلام واضح بوده، چرا قبل از ولادت او گروهی قائل به مهدویت افراد دیگری چون امام‌علی علیه‌السلام یا فرزندش محمدبن‌حنفیه، نفس زکیه، امام‌ صادق علیه‌السلام، امام‌ کاظم علیه‌السلام و سید محمد فرزند اما‌م‌ هادی علیه‌السلام و حتی امام‌ عسکری علیه‌السلام شدند؟
پاسخ:

در احادیث بسیاری که از جانب رسول‌ خداو اهل‌ بیت او درباره خروج مهدی علیه‌السلام وارد شده، خصوصیات ایشان روشن شده و از جمله تصریح شده که او فرزند امام‌ عسکری علیه‌السلام امام یازدهم است ولی در این میان عواملی موجب گمراهی مردم شد. از جمله اختناق شدیدی که پس از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پیش آمد و جریان منع نقل حدیث را پدید آورد، موجب آن شد که این معارف سال‌های سال تنها دربین افراد اندکی باقی بماند و اکثر جامعه اسلامی از آن معارف محروم بمانند. همین امر سبب آن شد که سودجویان و فرصت‌طلبان از نا‌آگاهی جامعه سوءاستفاده کنند و از عنوان کلی منجی که در ذهن مردم رسوخ کرده‌ بود به نفع خویش بهره‌برداری کنند. اما از آنجا که حقیقت امر در جای خود روشن بود، این ادعاها دوام چندانی پیدا نمی‌کرد. در این میان کسانی که اهل لجاجت نبودند، پس از روشن شدن امر به جرگه شیعیان می‌پیوستند. از سوی دیگر باید توجه داشت که این اشکال از اساس دچار تزلزل است؛ زیرا از انحراف عده‌ای بی‌اساس‌بودن اصل موضوع امامت امام مهدی علیه‌السلام را نتیجه گرفته، در حالی که اهل منطق و تحقیق می‌دانند که میزان در رد یا قبول یک عقیده و مذهب، مراجعه به خود آن مذهب است. اگر هم به سراغ رفتار وابستگان به آن مذهب بروند، از ریشه و منشأ رفتار آنها غافل نمی‌شوند تا روشن شود که رفتارهای این عده ریشه در پیروی از آن مذهب دارد یا علت دیگری برای آن تصور می‌شود.

کسانی‌که چنین ادعایی داشته‌اند هرگز دوام نیاورده‌اند و بعد از مدت کوتاهی به جرگه عموم شیعیان پیوسته و یا منقرض شده‌اند.

میزان در عقیده یک مذهب، نظر غالب افراد و علمای آن مذهب است. و می‌دانیم که اعتقاد به مهدویت امام مهدی علیه‌السلام فرزند امام‌ حسن عسکری علیه‌السلام عقیده قریب به اتفاق شیعیان به حساب می‌آید.

در برخی از موارد که گروهی قائل به مهدویت غیر از امام مهدی علیه‌السلام شدند به‌جهت شبهه‌ای بوده که برای آن‌ها پدید آمده است؛ زیرا موقعیت آن عصر چنین حیرت و تردیدی را اقتضا داشته است، گرچه این حیرت نیز بعد از مدت کوتاهی برطرف گشت.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:55 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

آیا دلیل عقلی بر وجود امام مهدی‌ علیه‌السلام داریم؟

در ابتدا باید به یک مقدمه اشاره کرد که تقسیم علوم به عقلی و نقلی در فرهنگ اسلامی یک اصطلاح و قرارداد است که خالی از تسامح نیست؛ زیرا بسیاری از موضوعات و مسایل علوم نقلی عقلی نیز هستند و مستند به ارتکاز، فطرت و عقل می‌باشند و قبول آنها مبتنی بر قبول مبادی آنهاست و قبول مبادی آنها نیز مبتنی بر عقل است.[۱]
این تسامح در وضع اصطلاح علوم عقلی و نقلی به ادله نیز تسری یافته و بسیاری از ادله عقلی به علت ذکر شدن در علوم نقلی، دلیل نقلی پنداشته شده و یا بالعکس دلیل نقلی به دلیل حضور در میان علوم عقلی، دلیل عقلی انگاشته شده است. این ابهام باعث شده گاهی در علومی که در حیطه نقل قرار دارد، دلیل عقلی، طلب شود و یا مسائلی که در حیطه عقل قرار دارد مستند به دلیل نقلی شوند.
حال با توجه به مقدمه فوق باید روشن شود که آیا مسأله مورد سؤال جزو مسایلی است که باید با دلیل عقلی اثبات شود یا محتاج دلیل نقلی است؛ زیرا بسیاری از علوم تنها در اصول محتاج ادله عقلی هستند و بعد از اثبات اصول، فروع آن در حیطه ادله عقلی قرار نمی‌گیرد و باید از ادله نقلی استفاده کرد.
به عنوان مثال روش تحقیق و تحلیل در علم تاریخ و مسایل تاریخی باید براساس ادله عقلی باشد، ولی این بدان معنا نیست که حوادث و اتفاقات تاریخی نیز باید با دلیل عقلی ثابت شود و مثلاً برای وقوع جنگ جهانی دوم یا حمله مغول به ایران و... قیاس استثنایی یا شکل اول و... اقامه شود؛ چراکه عقل در این موارد به نقل اکتفا می‌کند.
مسأله امامت نیز یکی از مسایل علم کلام است که در اثبات آن باید از ادله عقلی استفاده شود، اما سؤال از تولد، زندگی و... امام جزو مسائلی است که عقل با استفاده از نقل به تحقیق در آنها می‌پردازد.
متکلمین شیعه نیز در اثبات اصل امامت به ادله عقلی تمسک کرده، سپس در مسایل فرعی به ذکر ادله نقلی اکتفا کرده‌اند؛ چنان‌که محقق طوسی در «کشف‌المراد» در اثبات اصل امامت به قاعده لطف که یک قاعده عقلی است تمسک کرده، می‌نویسد:
الامام لطف فیجب نصبه علی الله تعالی تحصیلاً للغرض.
وجود امام لطف است (و هر لطفی بر خداوند واجب است) پس نصب امام بر خداوند متعال برای تحصیل غرض واجب است.

به بیان دیگر تا وقتی که تکلیف ثابت است و مکلفانی وجود دارند، عده‌ای هستند که مصون از خطا نیستند و باید امام معصوم و پیشوایی وجود داشته باشد تا آنها را هدایت کند. زمین بدون انسان کامل مانند جسم بدون روح است.
شیخ اشراق نیز درباره وجوب امامت می‌نویسد:
«جهان هیچ‌گاه از حکمت و از وجود کسی که دارای حکمت باشد و حجج و بینات خدا نزد او باشد، خالی نبوده است و این چنین کسی خلیفه خداست و تا زمین و آسمان برپاست، چنین خواهد بود... و زمین هرگز از چنین انسانی تهی نخواهد بود... اینکه می‌گویم ریاست با اوست مقصودم حکومت ظاهری او نیست، بلکه گاهی در نهایت پنهانی (غیبت) به سر می‌برد و این امام همان کسی است که عامه او را «قطب» می‌نامند. ریاست جامعه با این انسان است اگر چه نشانی از او در دست نباشد».[۲]
بنابراین دلیل عقلی اقتضا می‌کند که هر زمان باید امام و رهبری باشد. محقق طوسی بعد از اثبات اصل امامت و اثبات اینکه امام باید معصوم از گناه و خطا و امامتش منصوص از سوی پیامبر باشد، می‌نویسد: «و هما مختصان بعلی؛ عصمت و نص پیامبر مختص حضرت علی است».[۳]
و بعد به ذکر ادله وجود این دو صفت در امام علی‌ علیه‌السلام می‌پردازد و در نهایت در اثبات ائمه بعدی می‌گوید: «و النقل المتواتر دل علی الاحدعشر لوجوب العصمة و انتفائها عن غیرهم و وجود الکمالات فیهم؛ نقل متواتر دلالت بر امامت یازده امام بعد از امام علی علیه‌السلام می‌کند، چون عصمت امام واجب است و غیر اینها معصوم نیستند و تمام کمالات تنها در ائمه جمع است».
بنابراین اصل امامت و اینکه در هر زمان باید امام معصوم باشد تا حجت خداوند بر روی زمین باشد، محتاج دلیل عقلی است، ولی اینکه آیا امام زمان به دنیا آمده و فرزند کیست یا القاب و اسامی ایشان چیست، محتاج دلیل نقلی است و عقل اقتضا می‌کند که از دلیل نقلی استفاده کنیم؛ چون وجود امام مهدی علیه‌السلام با ادله نقلی متواتر اثبات شده است و متواترات یکی از بدیهیات است.
بنابراین می‌توان گفت که وجود احادیث متواتر در دین اسلام و حتی در سایر ادیان بر وجود امام مهدی علیه‌السلام و اذهان مورخین و علمای شیعه و سنی بر تولد آن حضرت در قرن سوم همگی دلایلی هستند که مستند به ادله عقلی می‌باشند (اگرچه خود دلایلی نقلی هستند). روایاتی از این‌دست:
عن ابی‌غانم الخادم قال: «ولد لأبی محمّد ولد فسمّاه محمّداَ فعرضه علی اصحابه یوم الثّالث و قال: هذا صاحبکم من بعدی و خلیفتی علیکم و هو القائم الّذی تمتدّ الیه الأعناق بالانتظار فاذا امتلأت الأرض جورا و ظلماَ خرج فملاها قسطاَ و عدلاَ».[۴]
ابوغانم خادم می‌گوید: برای ابومحمد علیه‌السلام فرزندی به دنیا آمد که نامش را «محمد» گذاشت و روز سوم او را بر یارانش نمایاند و فرمود: بعد از من این امام شما و جانشین من است، او همان قائم است که همگان منتظر اویند. پس زمانی که زمین از جور و ظلم پرگشت، قیام کند و آن را پر از قسط و عدل کند.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
• موعود شناسی، علی اصغر رضوانی؛
• البراهین الاثنی‌عشر علی وجود الامام الثانی‌عشر، سید طیب موسوی جزایری، ج ۱ و ۳؛
• فصل‌نامه انتظار.

پی‌نوشت‌ها
۱. برگفته از کتاب خورشید مغرب، محمد رضا حکیمی، ص۱۵۱.
۲. حکمةالاشراق، از مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۱، ص۱۱.
۳. کشف‌المراد، علامه حلی، ص۱۸۸.
۴. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۱، ح۵.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

سه شنبه 8 مهر 1393  8:56 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

دلايل وجود يك منجي براي عالم بشريت چيست؟

پاسخ گويي كامل به پرسش هاي شما نياز به چندين مجلد كتاب دارد لذا آنچه در حد يك پاسخ نامه مي توانيم عرضه نماييم پاسخي كوتاه و دقيق به هر يك از اين پرسش ها همراه با معرفي و ارجاع به منابع مفيد جهت مطالعه بيشتر مي باشد.
اعتقاد به امام مهدي(عج) در اسلام مستند به آيات و مجموعه وسيعي از روايات است كه شيعه و سني نقل كرده و اعتقاد به امام منجي را مسلم نزد فريقين كرده است. پس اساس اعتقاد ما به منجي مستند به ادله نقلي است (در اين زمينه مطالعه كتاب «منتخب الاثر»، آيت الله صافي گلپايگاني كه مجموعه عظيمي از روايات منقول توسط شيعه و سني در اين زمينه را به صورت منظم و دسته بندي شده گردآوري كرده است بسيار مفيد است).
اما با بررسي تاريخ بشريت و اديان مي بينيم اعتقاد به منجي در اديان و مكاتب مختلف مطرح گشته است. پس نياز به منجي بر اثر تجربه بشر در طول تاريخ با جان انسانها عجين گشته است.

برگرفته ازسایت مهدویت

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  8:55 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

مهدويت به چه معنا است لطفاً توضيح دهيد؟

مهدويت از واژة مهدي گرفته شده و معناي اصطلاحي آن، اعتقاد به حضرت مهدي (عج) است، و باور به اين كه او فردي است از نسل پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در آخر الزمان ظهور مي كند و جهان را پر از عدل و داد مي سازد آنچنان كه از ظلم و جور پر شده بود.
اين عقيده اختصاص به شيعه ندارد و همة فرقه هاي اسلامي، در آن مشترك هستند، ريشة آن نيز در قرآن و احاديث است و چنين نيست كه توسط عده اي خاص، جعل و منتشر شده باشد. در قرآن، آيات فراواني دربارة آن مهر سپهر افروز وجوددارد، از جمله: انبياء/105؛ نور/55؛ توبه /33؛ قصص/5. حجم انبوهي از روايات نيز به دست ما رسيده است كه در آنها، پيامبر خاتم ـ صلي الله عليه و آله ـ از آن نور ديده اش سخن رانده است. اين روايات در همان زمان حيات پيامبر، سينه به سينه نقل مي شد و در گنجينة‌ذهن مسلمانان جاي مي گرفت، اگر نگاهي به روايات نبوي بيفكنيم، خواهيم ديد كه پرسش كنندگان از اوصاف، ويژگيها و محاسن اخلاقي و كيفيت و علائم ظهور و ساير مسائل مربوط به آن موعود بشري مي پرسيدند. اين نكته، بيانگر آن است كه اصل وجود منجي بشر، امري مسلم و قطعي بوده است. تأكيد ائمة اطهار نيز بر تقويت اين باور مي افزود تابدانجا كه هر دو مذهب تشيع و تسنن با همة انشعابهايشان، بر آن اتفاق نظر پيدا كردند.
شاهد بر اين مسأله، پديده مدعيان دروغين مهدويت است؛ شياداني كه از باور اصيل مردم، سوء استفاده كرده و خود را مهدي موعود، معرفي مي كردند، اما از آنجا كه صفات و ويژگي هاي مهدي حقيقي در روايات رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان گراميش بيان شده بود، اغلب مردم به كذب ادعاي آنان پي برده و از آنها بيزاري مي جستند.
از آن طرف، برخي از افراد ساده دل يا منحرف، تعداي از معصومين يا افراد نامور را مهدي معرفي مي كردند، (مثلاً عده اي،‌زيد بن علي؛ فرقة‌كيسانيه، محمد حنفيه؛ فرقة ناووسيه، امام صادق ـ عليه‎ السلام ـ؛ و فرقة واقفيه، امام كاظم ـ عليه‎ السلام ـ را مهدي منتظر مي دانستند؛ در حالي كه اين بزرگواران، هيچ گاه چنان ادعايي نداشتند.)
همة اين مطالب نشان دهندة رسوخ اصل «مهدويت» در عمق جان مسلمانان است؛ اصلي كه جامعة اسلامي را جامعه اي منتظر و پويا و اميدوار به آينده اي روشن، نگاه داشته است. آينده اي كه اميدواريم دور نباشد.
منابع جهت معرفي بيشتر:
1. ابراهيم اميني، دادگستر جهان، انتشارات شفق، قم، چاپ بيست و پنجم، 1381.
2. حبيب الله طاهري،‌سيماي آفتاب، انتشارات زائر، قم، چاپ اول، 1380.
امام سجاد ـ عليه‎ السلام ـ:
من ثبت علي موالاتنا في غيبة قائمنا اعطاه الله عزّوجلّ اجر الف شهيد من شهداء بدر و اُحد؛ هر كس در زمان غيبت قائم ما، بر دوستي ما ثابت قدم بماند، خداوند ثواب هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و احد را به او اعطا فرمايد.[1]

----------------------------------------------------------------------------
[1] . لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، انتشارات مؤسسه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ، قم، چاپ دوم، 1421ق، ص 648.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  8:58 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

دورة آخر الزمان يعني چه؟

به يقين هر آغازي را سرانجامي و هر شروعي را پاياني است جز ذات اقدس خدا كه هم آغاز است و هم انجام، زمان نيز از جملة آفريده شده هاي خداي تواناست و از اين قانون نيز خارج نمي باشد از اين رو برگه هاي پاياني كتاب زندگي را در زمين آخرالزمان مي گويند.[1]
قرآن كريم نيز در ايات متعددي به دوران آخرالزمان اشاره كرده است و در معارف ارزشمند اسلامي نيز بارها اين واژة آخرالزمان در دو معناي كلي به كار رفته است:[2]
1. مدت زماني كه با ولادت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ آغاز مي شود و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مي يابد و از اينرو آن پيامبر رحمت را، پيامبر آخرالزمان نيز ناميده اند.
2. مدت زماني كه با ولادت حضرت مهدي(عج) آغاز مي شود و همة اتفاقات عصر غيبت و عصر ظهور را در دل خود دارد و سپس با شروع قيامت پايان پيدا مي كند. و اينك نيز از واژة آخرالزمان همين معنا را اراده مي كنند و در هين معنا به كار مي رود. و خود اين قسم نيز داراي دو مرحله مي باشد:
الف: دوران نخست كه انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي رسيده، فساد اخلاقي و ستم همة جوامع بشري را فرا مي گيرد و به تعبير روايت جهان پر از ظلم و جور مي شود.
ب: دوران دوم وعدة الهي تحقق پيدا مي كند و آن منجي اعظم ظهور مي كند و حكومتي جهاني تشكيل مي دهد و به كفر ستيزي و ظلم ستيزي مي پردازد و هستي را از عدالت پر مي كند، امام رضا ع فرمودند: خداوند زمين را به دست قائم(عج) از هر ستمي پاك گرداند. و از هر ظلمي پاكيزه سازد و ميزان عدل را در ميان مردم نهد..»[3] اين قطعه از زمان كه آخر الزمان نام گرفته است داراي نشانه هايي است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم گفتني است اين خصايص به دوران نخست از عصر آخرالزمان مربوط مي شود كه انسان در آن عصر به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي و ستم مي رسد:
1. روابط سود جويانه و استثماري: انسان در ارتباط با انسان ديگر، به سود و سرمايه مي انديشد و با همين انگيزه به ميدان پيوندهاي اجتماعي گام مي نهد.
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «... در آخر الزمان اقوامي بر مسلمانان سيطره يابند كه تالب به سخن گشايند آنان را بكشند و اگر لب فرو بندند (خون) ايشان را مباح شمرند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ويژة‌خود سازند...»[4]
2. گريز از دين: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ ويژگي هاي انسان هاي اين دوران را چنين شمرده است: «زماني بر مردم خواهد آمد كه دينشان در همهايشان خواهد بود و همتشان شكمشان و قبله هاشان زنانشان، براي طلا و نقره ركوع و سجود به جاي مي آورند. آن ها همواره در حيرت و مستي خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلماني اند و نه بر مسلك نصراني.»[5]
3. دنيا پرستي:
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «زماني بر امت من مي آيد كه در آن زمان درون هاي مردم پليد مي شود ولي ظاهرشان به طمع مال و دنيا آراسته مي گردد؛ به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمي بندند، كارشان ريا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نيايد و خداوند آن ها را به عذابي فراگيرد دچار سازد. آن ها چون غريق خداوند را مي خوانند ولي خداوند دعايشان را مستجاب نمي كند.»[6]
4. آزمايشهاي بزرگ
يكي ديگر از ويژگي هاي آخرالزمان امتحاناتي است كه انسان ها در اين دوران پشت سر مي گذارند امام علي ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايند: «و آن زماني است كه از فتنه ها نجات نمي يابد مگر مؤمناني كه بي نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غايب گردند، كسي سراغ آن ها را نمي گيرد، آن ها براي سير كنندگان در شب طلماني جامعه ها چراغ هاي هدايت و نشانه هاي روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگيز، نه در پي اشاعة (فحشايند) و نه مردمي سفيه و لغو گو! اينانند كه خداوند درهاي رحمتش را به سوي شان باز مي كند و سختي ها و مشكلاتي را از آن ها برطرف مي سازد.»[7]
براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. عصر زندگي محمد حكيمي و مكيال المكارم ترجمه مهدي حائري قزويني
2. دادگستر جهان آيت الله ابراهيم اميني، و كتاب جامعه و تاريخ، شهيد مطهري.
حديث:
حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
مردي از امت من قيام مي كند كه مردم زمين و آسمان او را دوست مي دارند.[8]

----------------------------------------------------------------------------
[1] . اديان بزرگ نيز از آخرالزمان پيش گويي هايي كرده اند مثلاً‌ در انجيل آمده است «... و اين را بدان كه اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسيد زيرا مرد مي خواهند بود، خود دوست و زرپرست و مغرور و متكبر و كفرگو و نافرمان والدين و حق نشناس و بي دين، كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همداني،‌نامه دوم پولس حواري به تيموئيوس، پاپ سوم.
[2] . مهدويت و مقالات، يادزهمين همايش علمي تحقيقي فجر 78، ص 25، مقاله مهدي موعود در اديان و مذاهب آقاي كاظم اديب، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج2، ص 134ـ136.
[3] . عصر زندگي، محمد حكيمي، موسسه بوستان كتاب قم، چاپخانة دفتر تبليغات اسلامي، چاپ پنجم، ص 42 به نقل از كمال الدين 2/372.
[4] . همان به نقل از منتخب الاثر، ص 432.
[5] . مستدرك الوسايل، محدث نوري، ج11، ص 379.
[6] . كافي،‌شيخ كليني، ج8، ص 306.
[7] . نهج البلاغه، خطبه 103.
[8] . الشيعه، و الرجعه، ج1، ص 216.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  9:03 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

مهدويت يعني چه؟

باور به ظهور شخصي كه جهان را پر از عدل و داد كرده و ريشه هاي ظلم و ستم را مي چيند اختصاص به اسلام نداشته بلكه، شامل اديان مختلف الهي و آسماني مي شود و در اسلام، مسيحيت،[1] يهوديت[2] و زرتشت[3] و... به ظهور اين شخص نويد داده شده است.
بنابراين مي توان گفت تمامي اديان به آمدن موعودي مصلح باور دارند كه اين موعود در انديشة زردتشت سوشياتت،[4] در انديشه مسيحيت حضرت مسيح و غيره... و در اسلام حضرت مهد(عج) است كه قرآن و سنت به آمدن آن بشارت داده اند.
امّا در مورد اينكه مهدويت يعني چه؟ بايد اذعان داشت لغت مهدويت برگرفته از امام مهدي(ع) است.
«خلاصه و حقيقت مهدويت، منتهي شدن سير جوامع جهان به سوي جامعه واحد و سعادت عمومي، امنيت و رفاه، تعاون و همكاري، همبستگي همگاني حكومت حق و عدل جهاني، غلبه حق بر باطل، غلبة جنودالله بر جنود شيطان نجات مستضعفان و نابودي مستكبران، و خلافت مؤمنان و شايستگان به رهبري يك رجل و ابرمرد الهي است كه موعود انبياء و اديان و دوازدهمين اوصياء و خلفاي پيغمبر آخرالزمان است.»[5]
امّا از آنجا كه نام آن منجي در ميان مسلمانان مهدي(عج) است، اين انديشه را به انديشة مهدويت ناميده اند هر چند ساير اديان به آن انديشه موعودگرائي و ... مي گويند.
بهرحال، مهدويت، يك انديشه و تفكر برگرفته از كتابهاي آسماني است كه با فطرت و سنن عالم خلقت موافق است و در ميان شيعيان در اين انديشه مباحث مهم ذيل بررسي مي شود.
1. موعودگرائي و منجي گرائي در اديان ابراهيمي و غيرابراهيمي.
2. مسأله مهدي باوري و موعود گرائي در اهل سنت.
3. اعتقاد به مهدويت از منظر شيعه كه خود، مباحث ذيل را در بر دارد.
الف: مسأله ولادت و نسب و كودكي امام زمان(عج).
ب: ويژگيهاي امام زمان(عج).
ج: مسأله انحراف در مهدويت و فرقه هاي انحراف.
د: مسأله غيبت امام زمان(عج).
ذ: مسأله علائم و زمينه هاي ظهور حضرت حجت(عج).
ر: مسأله وقايع ظهور و حكومت جهاني آن حضرت.
و...
بنابراين مهدويت، تعريف خاصي ندارد بلكه شامل يك اعتقاد مي شود كه مباحثي را در بردارد و كسي كه مي خواهد به اين مقوله بپردازد بايستي به مطالب ذكر شده با دقت، بپردازد.
منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ عصر ظهور، و مابعد الظهور (عصر غيبت)، محمد صدر.
2. اصالت مهدويت، آيت الله صافي، ج اول تا سوم، انتشارات حضرت معصومه.
3. او خواهد آمد، مهدي پور، نشر برقعي.
امام مهدي(عج):
براي تعجيل فرج زياد دعا كنيد، چرا كه همين دعا موجب گشايش براي خود شماست.
شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 485، دارالفكر

----------------------------------------------------------
[1] . انجيل لوقا / باب 12 / آيات 40-35.
[2] . كتاب مقدس / سفر مزامير داود / مزمور 37.
[3] . اوستا، بخش يناهات / 46.
[4] . همان.
[5] . لطف الله صافي گلپايگاني، اصالت مهدويت، ج 2، بخش 4، ص 19، انتشارات حضرت معصومه، قم.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  9:03 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373 zare58
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:سئوالات مهدوی

چگونه به وجود امام زمان يقين كنيم ؟

من اعتقادم به امام زمان كم شده چون حق خودم و بقيه مسلمانان مي دانم كه وجود امام برايشان اثبات شود همانطور كه ارايه معجزه حق مردم هر زمان بوده تا پيامبري برايشان اثيات شود. مي دانم وجود منجي در همه اديان هست ميدانم واسطه فيض بايد ياشد اما آيا پر توقعي است كه بخواهم امام به هر شكلي وجودش را بر قلب من ثابت كند اثري از وجودش را بفهمم تا شبهه خيالي بودنش رفع شود چرا ما اثري از وجود امام نمي بينيم؟

يقين موضوع بسيار گرانقدري است كه در پيشرفت معنوي انسان بسيار تاثير گذار است. از اين رو، بر هر فرد لازم است همواره در مسير ازدياد و تعميق يقين خود گام بردارد. بر اي رسيدن به اطمينان قلبي نسبت به مسئله غيبت امام زمان (عج) شايسته است به نكات ذيل توجه فرماييد:
1. براي رسيدن به اطمينان قلبي ـ يعني بالاترين مرحلة شناخت - بايد مسئله مورد نظر شهود شود كه در مسائل حسي و تجربي، شهود حسي و مادي، اين اطمينان خاطر فراهم مي شود و در مسائل مربوط به ماوراء حس و تجربه، رسيدن به مرحلة والاي شهود باطني؛ كه اين مرحلة از ادراك، مختص اولياي الهي مي باشد و كمتر كسي به اين درجه از معرفت دست مي يابد.
در ماجراي زنده كردن پرندگان توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ وقتي حضرت از خداوند متعال درخواست مي كند چگونگي زنده كردن مردگان را به او نشان دهد، خداوند خطاب به او مي فرمايد: اولم تؤمن آيا ايمان نياورده اي، و حضرت در پاسخ مي گويد: بلي و لكن ليطمئن قلبي ايمان آورده ام اما مي خواهم قلبم مطمئن شود پيداست براي
دست يافتن به اطمينان قلبي در چنين موردي، تنها ادلة عقلي و علمي محض كارساز نيست بلكه با ضميمه شدن شهود عيني و حسي، اين مرحله از ادراك براي انسان حاصل مي شود. نكتة بسيار مهمي كه در اين مورد قابل توجه است و علامه به زيبايي به آن اشاره مي كند آنكه: وجود طورات مخالف با عقائد ديني، هميشه منافي با ايمان و تصديق آنها ندارند بلكه تنها اثر اينگونه خطورات قلبي آزار روح و روان انسان و سلب آرامش و قرار از او مي باشد.
بنابراين اولاً رسيدن به مرحله باور قلبي در اين گونه مسائل دشوار بوده و براي رسيدن به آن تلاش علمي و عملي فراواني لازم است.
ثانياً: اگر شما با طي كردن مراحل علمي و رسيدن به يقين استدلالي و منطقي در مورد غيبت حضرت باز هم به مرحلة اطمينان قلبي نرسيديد جايي براي نگراني و تشويش خاطر در مورد اعتقاد به غيبت حضرت وجود ندارد و از اين بابت ايرادي در اعتبار و ايمان شما به مسئله غيبت وجود ندارد.
2. براي رهايي از ترديدهاي ذهني مربوط به اين موضوع كه در برخي موارد به مرحلة آزار دهنده اي نيز مي رسد راهكارهاي ذيل پيشنهاد مي شود.
ـ با يك بررسي و درون نگري عميق، نقاط آسيب پذير خود را در زمينة اعتقاد به غيبت امام عصر (عج) مشخص كنيد:
ـ اگر در اين زمينه اصلاً مطالعه اي نداشته ايد از هم اكنون، تصميم بگيريد به صورت منظم و پي گير سطح آگاهي خود را ارتقاء بخشيد.
ـ ممكن است شناخت شما در اين زمينه محدود به برخي شنيده ها و يافته هاي غير مستدل باشد در اين صورت به تصحيح اندوخته هاي خود اقدام كنيد.
ـ اگر با وجود مطالعات مفيد و شناخت كافي در اين زمينه، باز هم دچار ترديد هستيد، پيشنهاد مي شود: تمام شبهات و سؤالاتي كه به نحوي موجب آزار شما مي شود را به طور مشخص و صريح بر روي كاغذ بياوريد. سعي كنيد تمامي شبهات و القائاتي كه موجب مي شود امر غيبت حضرت را بعيد و يا حتي غير ممكن بشماريد، جمع آوري نماييد. در اين رابطه حتي از ابتدايي ترين و پيش پا افتاده ترين شبهات و سؤالات نيز غافل نشويد.
پس از گردآوري تمام نقاط ترديد زا، آنها را به ترتيب اهميت رتبه بندي كنيد و آنگاه به دنبال يافتن پاسخ مستدل راه حل منطقي براي تك تك ابهامات خود باشيد.
ما نيز آماده ايم تا در اين راستا شما را ياري كنيم.
ـ بهترين راه براي زدودن زنگار شك و ترديد در اين گونه مسائل، سيراب شدن از زلال وحي و سرچشمه هاي معارف الهي و زانو زدن در مكتب كساني است كه به عصمت و خطاناپذيري آنان ايمان و اعتقاد داريم. گفتار ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ در اين رابطه راهگشاست و مطالعة احاديث اهل بيت شما را به ساحل اميدبخش و مطمئني خواهد رساند.
جهت اطمينان بخش بيشتر مطالعة كتاب هاي مهدويت ( پيش از ظهور و دوران ظهور ) ، از ولادت تا ظهور (سيد كاظم قزويني)، الغيبة (نعماني)، خورشيد مغرب (حكيمي) و... توصيه مي شود.
مطالعه و تدبر در فلسفة و علل غيبت امام زمان (عج) و نيز پيگيري مسير غيبت در ميان انبياي گذشته همچون، حضرت موسي، يوسف، يونس و... نيز مي تواند راهگشا در رسيدن به باور قلبي باشد.حديث: امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:
بايد امام زمان خود را بشناسي اگر او را شناختي اين معرفت خودش كمال است دير يا زود بودن ظهور آن حضرت براي تو مشكلي ايجاد نمي كند. ترجمه الغيبة، شيخ طوسي، منشورات تفسير

راههاي اعتقاد و اثبات وجود امام زمان
1. برهان لطف
يكي از استدلال هاي هاي مهم شيعه به درستي اعتقاد به امامت مهدي، دليل لطف و قاعده فيض است. حكمت الهي اقتضا مي كند كه لطف وي هماره بر همه جهان و انسان ها جاري باشد. خداوند وجود پيامبر را لطف و احسان و انعام خداوندي بر مؤمنان مي داند و مي فرمايد: خداوند از راه لطف، بر مؤمنان منت نهاده و در ميان آنان پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات خدا را برآنها تلاوت كند. همين دليل قرآني، بر وجود امام نيز دلالت دارد؛ زيرا هميشه لطف آدمي كامل است و هرگز ناقص نمي ماند. امام ادامه فيض پس از پيامبر است؛ از طرف خداوند منصوب مي شود و لطف پروردگار است. خواجه نصيرالدين طوسي درباره اين قاعده مهم مي نويسد: وجود امام به خودي خود لطف است و تصرف او لطفي ديگر و نصب او براي حصول مقصود و غرض واجب است. در نزد خردمندان، روشن است كه لطف الهي (پس از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ) منحصر است در امام تا مردمان، بي رهبر و معلم و مربي نمانند و كتاب و سنت، شارحي لايق و مطمئن داشته باشد.
فروغ هدايت و تابش انوار موهبت ها و مرحمت هاي خداوند هيچ گاه خاموش نمي شود و با ارسال موسل و نصب امام ادامه مي يابد. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «اِنّما مَثَلُ اهل بِيتي في هذِهُِ الامّةِ كَمَثلِ نجومُ السماءِ كُلَّما غابَ نجمٌ طَلَعَ نجمٌ. مثل آل محمد، چونان ستارگان آسمان است و اگر ستاره اي غروب كند، ستاره ديگر طلوع خواهد كرد.
انسان هاي كمال جو و حقيقت طلب در مسير زندگاني خويش، افزون بر به كارگيري عقل دروني به دنبال حجت آشكار و انسان كاملي هستند كه با نور خويش، راه هدايت معنوي را به آنان بنماياند و به قله قاف هدايت معنوي برساند. علامه طباطبايي درباره تصرف معنوي امام مي فرمايد: امام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهري، داراي يك نوع هداين و ضربه معنوي است و به وسيله حقيقت و نورانيت باطن، ذاتش در قلوب شايسته مردم تأثير و تصرف مي نمايد و آنان را به سوي مرتبه كمال و غايت ايجاد جذب مي كند.
در هر دوره و زماني، انسان كاملي كه حامل معنويت تمام عيار خلقت است، وجود داشته و دارد كه او، وليّ خدا و امام معصوم است؛ امامي كه پرتو عنايت او و نسيك روح افزاي ولايتش، دل ها را بهاري مي كند و عطر و بوي عشق را در جان ها مي پراكند. امامي كه باب فيض خداوندي است: «اَيْنَ بابُ اللّهِ الّذي مِنهُ يُؤتي» كجاست آن در خدايي كه از او وارد مي شوند؟» شيعه هماره به خود مي بالد كه از اين بال ها، مسير هدايت و كمال را در مي يابد، در حزن و اندوه آنان محزون و در فرح و شاديشان شادمان مي شود، چنان كه پيشوايان نيز چنين لطف و احسان و احساسي نسبت به شيعيان خويش دارند. رميله، يكي از شيعيان امام علي بن ابيطالب عليه السلام ، مي گويد: در زمان خلافت اميرالمؤمنان دچار بيماري شديدي شدم و در روز جمعه احساس بهبود كردم. با خود گفتم، بهتر است به نماز امام حاضر شوم. آن روز پس از نماز، براي استماع سخنان امام در همان مجلسي نشستم، ناگهان درد وجودم را فرا گرفت و احساس ناراحتي كردم، ولي صبر كردم تا سخن امام تمام شد. هنگام خروج از مسجد، امام به من فرمود: اي رميله! هر مؤمني كه بيمار مي شود، ما به بيماري اش رنجور مي شويم و با غم و اندوه او غمگين؛ دعايي نمي كند، مگر برايش آميني مي گوييم و هنگامي كه ساكت است، برايش دعا مي كنيم. من به ايشان گفتم: اي اميرمؤمنان! خدا مرا فدايت كند، آيا اين توجهات شما براي كساني است كه در حيطه حكومت و نظر شما هستند؟ پاسخ داد: اي رميله، هيچ مؤمني چه در شرق و چه در غرب زميني، از نگاه ما غايب نيست.
اين رابطه و احساس معنوي، ميان امام موعود و منتظراش در زمان غيبت، در مرتبه اي اعلا وجود دارد. در نامه شريف مولا حضرت مهدي به شيخ مفيد آمده است: ما بر تمامي اخبار شما آگاهيم و هيچ يك از آنها بر ما پوشيده نيست. همانا كه ما در مراعات جان شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم كه اگر جز اين بود، نابساماني ها و مصيبت ها بر سرتان فرود مي آمد و دشمنان، شما را درهم مي شكستند.

2. امام، مايه فيض و بركت
امام؛ واسطه فيض است، همواره توجه او به سوي آدميان است و بهارآفرين و زندگي بخشي است. در زيارت شريف آن حضرت غايب از نظرمهدي موعود مي خوانيم: «السّلام عَلي ربيع لْاَمامِ و نَضَرَةِ الّايامِ؛ سلام بر بيمار مردم و خرّمي روزگاران». به وجود گرامي او خداوند جهانيان روزي مي دهد و آسمان و زمين، به احترام او بر پاست؛ «وَبِيُمْنِه رُدِقَ الَوري و لِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الْارضُ و السماء».
دل او دل بيدار است كه همواره به ياد دوستان است و درد و رنج آنان را احساس مي كند. او تجلي رحمت و اسعه خداوندي است: اِنَّ رَحْمَه ربِّكُمْ وَسِعَتْ كُلُّ شي ءٍ و اَنَا تِلْكَ الرَّحْمَة همانا رحمت پرودگارتان بر هر چيزي وسعت دارد و من، همان رحمت پروردگارم.
وجود مقدس حضرت حجت ميان انسان ها، منبع بركت، علم، درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است. بركات وجود او پرتو انوار وجود او، در همه دوران به بشر مي رسد. اين خورشيد معنوي و الهي، واسطه زمين و آسمان است. او هرگز شيعيان خود را از ياد نمرده و در رفع مشكلات فردي و اجتماعي مؤمنان كوتاهي نمي كند، از سخنان ملكوتي حضرتش، كه نشاندهنده همراهي خالصانه ايشان با بندگان خداست، اين است كه: «انّا لَنَفْرَحُ لِفرحِكُمْ و تَحْزَنُ لِخُرْنكُم»؛ شادماني تان شاد و در اندوهتان غمگساريم».
چه بسيارند افرادي كه هرگاه گرفتاري ها به ايشان توسل جسته و مشكلشان را حل كرده اند. ايشان در غيبت، همچون خورشيدي است كه پشت ابرها پنهان است، ولي مردم از نور وجودش هماره بهره مندند. در سخني نغز از امام زمان روايت شده است: أمّا وَجْهُ الاِنتفاعِ بي في غَيْبَتي فَكَاْلاِنْتِفاعِ بالشَّمسِ اِذا غَيَّبَها عَنِ الْأَبصارِ السَّحابُ و انّي لَأمانٌ لِأَهْلِ الأَرْضِ كَما أنَّ النُّجومَ أَمانٌ لِاَهْل السَّماء. چگونگي بود سودرساني من در زمان غيبتم، مانند سودرساني خورشيد است زماني كه ابرها آن ها را از چشم ها پنهان سازند و من ايمن دهنده اهل زمينيم، همچنانكه ستارگان، ايمن دهنده اهل آسمانند.
پيام: به واسطه وجود امام زمان، نعمت ها بر زمينيان جاري است و به واسطه دعا و توجه امام به آنها، گرفتاري ها رفع مي شود.

3. مراجعه به آيات و روايات
يكي از مطالب يقيني و حتمي اسلامي كه در قرآن كريم ( توبه/33 ، صف / 9 ، انبيا / 105 ، قصص / 5 ، اعراف / 128 ) و روايات اسلامي آمده است انديشه ي پيروزي نهايي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم و گسترش جهاني ايمان اسلامي و استقرار كامل و همه جانبه ي ارزشهاي انساني است (كه همه ي فرقه ها و مذاهب اسلامي با تفاوت هايي به آن معتقدند) كه بنا بر فرمايش پيامبر اكرم و تمام معصومين ديگر ، تحقق اين امر به وسيله ي شخصيتي عاليقدر به نام «مهدي» خواهد بود. قرآن در جنبه هدايت، كتابى است كه نقصان ندارد و شرح و بسط و تفسير و تأويل آيات آن را به فرموده ي خود قرآن پيامبر اكرم به عهده دارند : «انا انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم» در اين آيه پيامبر اكرم اولين مفسر معصوم آيات قرآن هستند و پس از ايشان به ارشاد و فرموده ي پيامبر معصوم امامان يكي پس از ديگري مفسران معصوم قرآنند. با توجه به اين مطلب بنا بر روايات فراوان (مورد قبول همه ي فرقه هاي اسلامي) پيامبر اكرم به طور مكرر نام و مشخصات حضرت را ذكر كرده اند و وعده ي آمدن و ظهور ايشان را داده اند و حتي بار ها نسب حضرت را ذكر كرده اند (مثلا فرموده اند نهم از فرزندان حسين است) مجموعه ي اين روايات را آيت الله صافي در كتاب مفصل و ارزشمند منتخب الاثر جمع آوري كرده اند ، و پس از رسول اكرم يكايك امامان معصوم در باره ي ايشان سخن گفته اند و وعده ي ظهور ايشان و قيام حضرت را داده اند و اينكه ايشان فرزند امام حسن عسكري خواهد بود. اين مسأله بقدرى حائز اهميت است كه معصومين فرموده اند اگر از عمر دنيا حتي يك روز بيشتر باقي نمانده باشد او ظهور خواهد كرد (اين تعبير براي تأكيد بر ظهور حضرت است) بنا بر روايات فراوان در شب نيمه ي شعبان سال ??? هجري قمري امام حسن عسكري فرمودند امشب فرزندم مهدي موعود از نرجس خاتون متولد خواهد شد وپس از آن هم ايشان را بارها به خواص از شيعيان خود نشان داده اند . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه مطالعه ي كتب زير مفيد است : كتاب قيام و انقلاب مهدي / شهيد مطهري و دادگستر جهان / آيت الله اميني و امامت و مهدويت ج 1و2 / آيه الله لطف الله صافي گلپايگاني ، فلسفه امامت، دكتر سيد يحيى يثربى، قم، وثوق، چاپ اوّل، 1378 ش، صص 112 – 127. موفق باشيد

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  9:04 AM
تشکرات از این پست
sayyed13737373 zare58
دسترسی سریع به انجمن ها