بیانات امام خمینی در جمع ائمه استان اصفهان و چهار محال و بختیاری
تاریخ: 1360/10/30
تهذیب نفس در راس همه امور است
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلاً باید از آقایان تشکر کنم که در این هوای سرد از راههای دور، خصوصاً که بعضی آقایان نقاهت هم دارند، تشریف آورده اند اینجا و امیدوارم که این برکاتی که به واسطه نهضت حاصل شده است که یکی اش هم همین مرابطه بین آقایان با هم باشد، مستدام باشد و همیشگی انشاءالله. من نکته ای که آقایان هم می دانند لکن تذکر است، ما باید ببینیم که بیشتر صدمه ای که اسلام خورده است از چه خورده است و از چه گروهی و بیشتر چیزی که اسلام به او اهمیت داده است چه امری است تا راه باز بشود برای کوشش ما که در این امری که اهتمام دارد اسلام در آن کوشش کنیم و جلوی آن چیزهائی که بر اسلام وارد شده است، صدماتی که بر اسلام وارد شده است، انشاءالله جلویش گرفته بشود. من گمان می کنم که آن چیزی که به اسلام بیشتر از همه چیز ضرر زده است عدم تربیت صحیح است، تحقق پیدا نکردن تهذیب و اخلاق اسلامی است. اگر شما در طول تاریخ اسلام بلکه همه انبیا توجه کنید و البته توجه دارید، آنقدری که اسلام از این اشخاص منحرف و غیر مهذب صدمه خورده است و تمام ادیان صدمه دیده اند، از هیچ چیز دیگر ندیده اند. اصل اساس آن چیزی که به مکتب های توحیدی ضرر رسانده است و مانع شده است از اینکه رشد پیدا کنند، همین غیر مهذب بودن بود، گاهی از طرف اشخاصی که علم دارند و مهذب نیستند و بیشتر هم از طرف اشخاصی که جاهل بودند، که مهذب نبودند. و معلوم نیست که آنقدری که از طرف عالم غیر مهذب اسلام صدمه دیده است، از طرف جاهل غیر مهذب با اینکه عددشان زیاد است صدمه دیده است، از طرف جاهل غیر مهذب با اینکه عددشان زیاد است صدمه دیده باشد. تمام مکتب انحرافی را اشخاص دانشمند و ملا ایجاد کردند، چه آن چیزهائی که مذهب سازی بوده است، آنها هم اشخاص عالمی بودند که مذهب درست کردند، مذهب های انحرافی، و چه مکتب های سیاسی که آنها هم از جانب اشخاص دانشمند و عالم بوده است. و آنقدری که به مکتب توحیدی از این سنخ جمعیت که عالم بودند و همه جور علمی هم شاید می دانستند، صدمه خورده است، از هیچ طایفه ای نخورده است. از این طرف قرآن هم که کتاب زنده الهی است، این هم آنقدری که دنبال این بوده است که تهذیب کند مردم را، دنبال چیزهای دیگر نبوده است. اصلاً می شود گفت که قرآن برای همین مقصد آمده است، برای اینکه بشر به این مطلب از همه
صحیفه نور جلد 16 صفحه 9
چیز بیشتر احتیاج داشتند. قرآن کتابی است که برای انسان سازی، از تمام مراحلی که انسان طی می کند، قرآن در همه مراحلش دعوت دارد و راه دارد و تمام قصه هائی که در قرآن نقل شده است، گاهی هم تکرار شده است، برای این بوده است که مسأله اهمیت داشته است و این قصه ها راهنمای مردم بوده است و برای تهذیب بوده است. قرآن کتاب احکام نیست. کلیات را، کلیات احکام را، اصولش را ذکر فرموده است آن. قرآن کتاب دعوت است و کتاب اصلاح یک جامعه است که بعد از اینکه به قرآن اصلاح شد جامعه، به سنت نبی و اخبار وارده از طرف پیغمبر اکرم (علیه السلام) به وسیله ائمه هدی و روات، آنها عمل بشود. از این جهت این دو نکته اسباب این می شود که ما توجه به این بکنیم که هم خودمان را تهذیب بکنیم، برای اینکه اهم امور این است نزد اسلام و اگر علم بلاتهذیب باشد ضررش از جهل بدتر است، هم خودمان را تهذیب بکنیم و هم خودمان را متوجه به حق تعالی و احکام حق تعالی بکنیم و هم جامعه را به این راه دعوت کنیم که الحمدلله امروز تقریباً همه مسائل تهذیبی و مسائل اخلاقی قابل دعوت است و هیچ مانعی از این نیست. اگر سابق شما می خواستید که بعضی از احکام الهی را منتشر کنید یا بعضی از اخلاق فاسده را ذکر بکنید، حتی در یک جای محدود هم نمی توانستید، برای اینکه آنهائی که مخالف شما بودند آنقدر فاسد بودند که شما از هر صفت زشتی که اسم می بردید، آنها به ریش می گرفتند و جلوی شما را می گرفتند و امروز بحمدالله این فرصت برای ما، برای شما آقایان علما، برای همه علمای اسلام در ایران پیش آمده است که راه باز است برای مهذب کردن مردم و دعوت مردم به صلاح. بنابراین، آن چیزی که در راس همه امور است، برای همه ماها اول تهذیب نفس است و در خلال او تهذیب مردم است. اگر انسان خودش مهذب نباشد نمی تواند دیگران را تهذیب کند، حرف اثر ندارد. وقتی که آقایان خودشان را تهذیب کردند، خصوصاً ائمه جمعه که سروکارشان با توده های عظیم مردم است، ائمه جماعت هم هست، اما ائمه جمعه بیشتر الان مورد توجه هستند، آنها باید انشاءالله به مقام عالی تهذیب برسند و مردم را هم دعوت به این مطلب بکنند. تمام آن مسائلی که در اسلام است، حتی مسائل سیاسی اش، مسائل تهذیبی است، برای درست کردن آدم است. ما نباید همه مسائل را حالا دنبال مسائل سیاسی قرار بدهیم، باید همه مسائل را دنبال مسائل اسلامی و خصوصاً این وجهه تهذیب مردم. شما ملاحظه می فرمایید که لحن قرآن در این باب از همه ابواب دیگر لحنش زیادتر و بیشتر تاکید در آن دارد، چندین آیه قسم هست و بعدش (قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها) او به ما می فهماند که اساس مسائلی که همه چیز به آن درست می شود، آن تهذیب است و اساس همه مسائلی که انحرافی است، این عدم تهذیب است و (دسی) در نفس انسان است، (دسی) شیطان است. بنابراین باید ما سرلوحه همه امورمان را این قرار بدهیم.
شاید هیچ انقلابی مثل انقلاب ایران مورد تهاجم واقع نشده باشد
البته گرفتاری الان برای ما، برای ملت خیلی زیاد است، یعنی شاید در هیچ انقلابی اینطور مثل انقلاب ایران مورد تهاجم واقع نشده باشد، برای اینکه انقلاب های دیگر یا انقلاب های چپی بوده یا
صحیفه نور جلد 16 صفحه 10
راستی بوده. اگر چپی بوده چپی ها تأییدش می کردند، راستی ها مخالفش بودند و اگر بعکس بوده آنها تأیید می کردند و آن دسته مخالف بودند. اما انقلاب اسلامی از باب اینکه از اول اسلامی بوده اینطور نبوده است که یک نفر فرض کنید که غربزده یا شرقزده آمده باشد و انقلاب کرده باشد و مردم را دعوت به انقلاب کرده باشد، کودتا کرده باشد. مسأله کودتا نبوده است، مسأله قیام یک ملت برای اینکه از دست ظلم داخل و خارج به تنگ آمده است. قیام یک ملت است در مقابل همه قدرت ها، مهیا هم باید باشد برای اینکه همه قدرت ها به او تهاجم کنند و هیچ توقع ما نداریم که امریکا با ما سر مصالحه داشته باشد یا شوروی. همه اینها می بینند که اگر این انقلاب در ایران انشاءالله به ثمر برسد و آنطوری که خواست اسلام است تحقق پیدا بکند، ناچار این انقلاب به خارج صادر می شود، هیچ احتیاجی به این نیست که کسی هم برود این کار را بکند البته تکلیف است که دعوت بشود همه جا، اما اگر این انقلاب را مردم دنیا که الان متوجه به آن هستند، هم زورمندها متوجهند که احساس خطر می کنند و هم مظلوم ها متوجهند که شاید این راهی باشد برای نجات، این انقلاب اگر انشاءالله به آن مقصد اعلای خودش برسد و اسلام در اینجا حکومت داشته باشد و هیچ حیثیت دیگری غیر اسلام نباشد، این خطری است برای قدرت های بزرگ و وابستگان آنها و راه امیدی است برای مستضعفان جهان، همان معنائی که تمام انبیا از صدر عالم تا حالا دنبال او بودند. همه انبیا آمدند و با قلدرها دعوا کردند. البته آنهائی که می خواهند انبیا را قبول نکنند و وابستگان به انبیا را محکوم کنند، آنها می گویند که دین برای این است که مردم را تخدیر کند، اینها تخدیر می کنند و قدرت های بزرگ می چاپند. ولی هر کس نگاه کند به سیره انبیا از صدر عالم تا حالا، می بینید که آنی که اطراف انبیا جمع شدند مظلوم ها هستند، آنی که مقابل انبیا بودند قلدرها بودند. ما هیچ نبی ای را سراغ نداریم که با یک قلدری ساخته باشد به ضد ملت خودش و هیچ وصی نبی ای را سراغ نداریم که ساخته باشد به ضد ملت خودش. این سیره انبیا از صدر عالم تا زمان خاتم همین بوده است که در مقابل این قدرت هائی که ظالم بودند، منتها هر کدام در یک محیطی بودند، از آنجا شروع کردند. حضرت موسی در یک محیطی بوده از آنجا شروع کردند. لکن مقصد این بوده است که ریشه استکبار را از جهان بکنند و مردم مظلوم را از این ظلم هائی که برایشان می شود نجات بدهند. از این جهت - با شما - دو طایفه به شما توجه دارد، یک طایفه مستکبرین و سودجوها و طوایفی که به آنها وابسته هستند، آنها را توقع نداشته باشید که با شما صلح بکنند، آنها نخواهند صلح کرد، آنها همه شان همان برنامه فرعون ها را دارند که سر سازش هیچ ندارند، و یک دسته هم مستضعفین جامعه هستند که اکثریت و یک اکثریت محروم هستند، این دسته هم با شما هستند. هیچ اشکال ندارد که این برنامه شما اگر چنانچه در خارج تحقق پیدا کند، تمام مظلوم های جهان دورش جمع می شوند. حالا مثل - زمان های - زمان سابقی که انبیا بودند نیست، برای اینکه انبیا چقدر زحمت بکشند که از یک شهری به شهر دیگر منتقل کنند. خوب، هیچ وسایل نبود. در مکه باید سیزده سال رسول اکرم باشند و نتوانند مطلب خودشان را به حجاز برسانند، تا برسد به جاهای دیگر بخواهند برسانند. چقدر معطلی دارد. قاصدی باید برود، چند ماه طول می کشد تا برسد
صحیفه نور جلد 16 صفحه 11
به آنجا، از این مسایل. حالا هر مطلبی که اینجا گفته می شود، چند ساعت بعدش در همه دنیا منتشر است، رادیوها می گویند که چه می کنند. لهذا الان حجت بر ما بیشتر است و اهمیت تبلیغ هم زیادتر، برای اینکه تبلیغ شما در اینجا و تهذیب مردم آن نیست که توی مسجد شما تهذیب دارید، مهذب می کنید مردم را. نخیر، این انعکاس پیدا می کند و رادیو می گوید و خارج هم می رسد. بنابراین، ما امروز مواجه هستیم با همه قدرت ها که مخالف ما هستند و مظلوم هم هستیم. تمام تبلیغاتی که در تمام جاها هست، تقریباً تمام جاها، آنهائی که ساکتند، ساکتند، آنهائی که حرف می زنند همه به ضد اسلام و به ضد جمهوری اسلامی صحبت می کنند، آنهائی که یک خرده عاقل ترند می گویند اینها اسلامی نیستند. دل مثلاً کارتر یا بگین برای اسلام می سوزد که ما چون اسلامی نیستیم، آنها متأثرند! (ای وای! چرا اسلام در ایران تحقق پیدا نمی کند؟!) آنها هم که از خودمان هستند که یعنی ایرانی هستند، آنهائی که در زمان حکومتشان با اسلام در جنگ بودند، حالا دلسوزی می کنند برای اسلام که این مملکت اسلامی نیست! تمام هم و غم اینها که در خارجه رفتند این است که چون اسلامی نبوده از این جهت ما پشت کردیم به آن. و آنهائی که بی عقل هستند، آنها دیگر این مسایل را طرح نمی کنند، آنها اصلش با اصل تبلیغات اسلام مخالف هستند. بنابراین شما مواجه هستید امروز با تمام تبلیغات مخالف، یعنی هیچ شاید رادیوئی پیدا نکنید، الا اینکه مگر خیلی نادر باشد، الا اینکه حمله می کند به ایران، به نهضت ایران، به حکومت ایران، به چه و همه هم تقریباً می گویند که ملت مخالف با اینهاست، کانه چند نفر معمم آمدند بدون اینکه ملتی در کار باشد، ارتش هم که می گویند مخالف با اینهاست، نه اینکه ملتی باشد، بدون اینکه ارتشی باشد، بدون اینها زمام امور را به دست گرفتند. این ملتی که همه می دانند، نه این است که ما می دانیم، آنها می دانند مسائل را و می دانند قضیه اینکه ملت چکاره است و چه می کند و با کیست، اینها را همه می دانند لکن از باب اینکه خوب، خود تبلیغات یک مساله است، لااقل برای خارج یک جوهایی درست می کنند. اینها همه شان دنبال این هستند که این نهضت اسلامی را شکست بدهند که مبادا در ایران درست تحقق پیدا کند و تا آخر دست آنها کوتاه بشود و مبادا از ایران به سایر جاها و منطقه های دیگر سرایت بکند و صدور پیدا بکند که دست قدرت های بزرگ از جهان کوتاه بشود. از این جهت آنها روی این زمینه با شما مخالف هستند. لکن آن چیزی که دل ما و شما و همه را گرم می کند تاییدی است که خدای تبارک و تعالی از ما می کند، ما که خودمان قدرتی نداریم و نداشتیم و نخواهیم داشت، هر چه هست از اوست، هر قدرتی که هست از اوست، منتها اگر ملت ها، اگر دولت با خدا باشند، خدای تبارک و تعالی تاییدشان می کند و اگر چنانچه بر ضد باشند، خدای تبارک و تعالی رهایشان می کند به حال خودشان. بنابراین ما باید کاری بکنیم که در مقابل این قدرت های بزرگی که در مقابل ما هستند و این تبلیغات بزرگی که الان می شود بر ضد ماها، کاری بکنیم که بهانه دیگر دست آنها ندهیم. یک فرض کنید که امام جمعه اگر خدای نخواسته در یک محلی یک خطای جزئی بکند، یک اشتباهی بکند، این مسأله کم کم می رسد به دست منافقین و امثال اینها و گروه های چپی، اینها می رسانند آن را به همه جا و همه جا رویش تکیه می کنند و بحث می کنند. ما آن کارهائی که نکردیم و
صحیفه نور جلد 16 صفحه 12
هیچ وقت هم در ایران نخواهیم کرد مثل کشتن بچه و کشتن غیر بالغ و اینها، چقدر اینها دارند تکیه به آنها می کنند که خیر، این حکومت اسلامی دارد بچه ها را چه می کند، بدون محاکمه، بدون بازرسی، همین طوری توی خیابان ها می ریزند و می کشند و امثال اینها. این چیزهائی که همه می دانند که نشده است، دارند برای ما می گویند. آن چیزی که خواص مختلفی دارد که جاهای دیگر ندارد، این، این انقلاب اسلامی ایران است. اولاً اسلامی است، هیچ انگیزه ای غیر اسلام ندارد، یعنی شما از آن اول کشور تا آخر کشور هر جا بروید، مردم فریادشان این است که ما جمهوری اسلام را می خواهیم. ما اسلام را می خواهیم. همین طور هم هست. یکی اینکه این انسجامی که پیدا شده است بین شان، یعنی تمام ملت ما با هم منسجمند، یک عده قلیلی هم هستند که خوب، همه جا عده قلیل هست که آنها مخالف با اسلام هستند والا توده های بزرگ مردم همراهند با شما. این هم یک خصوصیتی است که در این انقلاب است.
همه مسوولین در سرتاسر کشور از خود مردم هستند
و یک جهت دیگر هم این تحولی است که پیدا شده در همه جا. شما ملاحظه بکنید، شاید، بعضی آقایان یادشان باید باشد، همین در زمان قاجار هم که دیگر این آخری با ضعف زندگی می کردند معذلک حکومت هایشان در هر جا حکم یک سلطان داشت، حکم یک پادشاه را داشت، هر کاری می خواست می کرد و بسیاری از جاها را هم اجاره می دادند. این فرض کنید که استانداری که می خواست یک جایی برود، آن والی که می خواست برود - فرض کنید - والی خراسان بشود، خراسان تیول او بود و آن وزیر بالا و آن - فرض کنید که - امیر و الا، آن یک وجهی می داد خراسان را می خرید. بنا هم بر این بود که تو برو هر کاری می خواهی بکن، ما گوش نمی دهیم به حرف های مردم. او می رفت آنجا هر کاری دلش می خواست می کرد، مردم را هر طور می خواست عذاب می داد و البته آن پولی که داده است باید در آورد با اضافاتش، پول ها هم در می آمد. الان شما در سرتاسر کشور ملاحظه بکنید از نخست وزیر و رئیس جمهورش بگیرید تا آن پائین ها هر که هست، می بینید که یک مردمی هستند که از خود مردم هستند. رئیس جمهور یک طلبه ای بوده است سابق و بعد هم یک آقایی شده است و بعد شده است رئیس جمهور. نه دستگاهی اینها را دارند و نه افکاری اینها را دارد و همین طور همه وزرا. این وزرا گاهی وقت ها جمعیتی می آیند اینجا و مخلوط به هم هستند، آدم تمیز نمی دهد که این پاسدار هست یا وزیر. من حکومت های کوچک را دیده ام که وضعشان چطور بود و با چه وضعی بیرون می آمدند. وقتی بیرون می آمدند، مردم همه صف می کشیدند برایشان تعظیم باید بکنند. با بساط می آمد بیرون یک حکومت فرض کنید که جای کوچکی، اما حالا نخست وزیرش می آید، مردم باشند مثل سایرین. این هم یک مساله ای است که الان در ایران تحقق پیدا کرده است. جاهای دیگر نیست این مسائل که همه مردمی هستند و همه هم با هم هستند و لهذا هم مردم پشتیبان دولتند و هم مردم پشتیبان ارتشند، هم ارتش و دولت با مردم هستند و این یکی از رمزهای بزرگ پیروزی این چیز است.
صحیفه نور جلد 16 صفحه 12
فراوانی یکی از نعمت های بزرگی است که ما داریم
و اما اینکه نباید هیچ فرض کنید که اشتباهی باشد، نباید هیچ گرفتاری باشد ، خوب، چطور نباید و چطور می توانند. شما فرض کنید که گرانی الان هست، خوب، همه ما می دانیم گرانی هست اما با تمام قوا دارند کوشش می کنند که بتوانند، نمی توانند. انقلاب واقع شده است، فراوانی است، این یکی از نعمت های بزرگی است که ما داریم. شما شاید خیلی هاتان شاید یادتان هست که در همین جنگی که به ما مربوط نبود، جنگ عمومی دوم که به ما مربوط نبود، در ایران دیگر نان پیدا نمی شد. من یادم است که در قم که می رفتند منزل و برمی گشتند، دکان نانوائی هیچ باز نبود، سنگکی اصلش در قم نبود، یک نان هائی، در تهران که بودیم یک نان هائی درست می کردند که رنگش با رنگ عبای شما شبیه به هم بود، مردم این نان ها را می خوردند آنوقت، امروز شما می بینید که از حیث ارزاق بحمدالله خدا لطف کرده است و از ارزاق مردم دیگر نگرانی ندارند گرانی هست البته، اما نمی شود در یک انقلاب هیج چیز نباشد، لازمه هر انقلاب این است که یک اختلافاتی باشد، یک عرض بکنم که اشرار در اطراف چه بکنند. در هر شاه مردگی که در سابق واقع می شد یکدفعه ایران به هم می خورد، اشرار در اطراف چه بکنند. در هر شاه مردگی که در سابق واقع می شد یکدفعه ایران به هم می خورد، شاه می مرد یکدفعه خان ها سر درمی آوردند و دزدها سر درمی آوردند و به هم شلوغ می شد تا دوباره یک زحمتی کشیده بشود، باز یک آرامش نسبی پیدا بشود، آن هم نسبی. والحمدلله حالا این مسائل کم است، نه اینکه نیست، هست ولی کم است. مردم، اگر اینهائی که یادشان است جنگ دوم جهانی که به ما هیچ مربوط نبود، ما سر پل بودیم، سر راه بودیم، آمدند گرفتند اینجا را و به مجردی که گرفتند، همه چیز نادر شد، دیگر هیچ پیدا نمی شد، حالا بحمدالله پیدا می شود. حالا فرض کنید یک چیزی کم یافت بشود این را نباید ما هی بگوئیم که ما چه بکنیم، مردم بگویند ما چه بکنیم. خوب، مردم که دیدند این مسائل را، مردم که دیدند این گرفتاری را، مردم که شنیده اند گرفتاری های جاهای دیگر را، خوب، برای چه شکایت می کنند؟ بحمدالله فراوانی است، یعنی گرسنگی نیست توی کار، اینطور نیست که مردم نان پیدا نکنند، اینطور نیست که مردم ارزاق را نتوانند پیدا کنند، کمیاب گاهی می شود اما آن هم ارزاق عمومی کمتر کمیاب می شود. یکدفعه می خواهند آقایان که، آنهائی که توقع دارند و هی شکایت می کنند، یکدفعه از آن حال انقلابی برگردند به یک حال آرامشی که هیچ کسی در هیچ جا به ما کار نداشته باشد، خوب، مایی که الان مواجه هستیم با تمام قدرت های عالم، همه از هر طرف به ما فشار می آورند، همه از هر طرف به ما می خواهند ظلم بکنند معذلک دولت ایران و ملت ایران اینطور سر پای خودش ایستاده است، در خودش جنگ است، یک سال و نیم است که جنگ است، هر وقت جنگ باشد در یک جایی، همه جایش به هم می خورد، جنگ است و همه جا آرامش است، مناطق جنگی هم بحمدالله با قدرت دارند پیش می روند، توقع این نباید مردم بکنند، آقایان به مردم نصیحت کنند که توقع اینکه یکدفعه همه گرفتاری ها رفع بشود، یکدفعه شما در کدام حکومت از صدر اسلام تا حالا، حکومت رسول الله را بگیرد و حکومت امیرالمومنین سلام الله علیه را و بعدش هم که دست های آنهائی بودند که فروختند، خوب، ملاحظه کنید که در همان زمان حضرت امیر همچو نبود که همه اینهائی که
صحیفه نور جلد 16 صفحه 14
می روند اطراف و از طرف چیز، همه شان یک مردم سیری باشند، اصلش بسیاریشان کارهای خلاف هم می کردند، افرادی باعث ناراحتی، حضرت امیر هم چیز می کردند، حضرت امیر هم اقدام می کرد چیز می نوشت به آنها، در صورتی که آنوقت آرامش بود در همه جا، الا زمان حضرت امیر، البته از داخل خیلی خراب بود. در هر صورت من گمان می کنم که ما اگر چنانچه راجع به این گرفتاری های جزئی که داریم و آن گرفتاری های بزرگ بحمدالله رفع شده است، آنقدر کارها شده است برای این مردم، اگر راجع به این گرفتاری های جزئی که هست و لازمه یک انقلابی هست و باید هم دنبالش بروند و همیشه هم گفته می شود که دنبالش بروید، اگر راجع به اینها، خوب، اینها ناشکری بکند، یک وقت خدای نخواسته عنایت خدا برگردد از ما. ما باید شکر نعمت های خدا را بکنیم. شما در سرتاسر ایران الان یک مشروب فروشی دیگر نمی بینید. خوب، باید چه بشود؟ یک دانه از آن خانه هائی که بود شما می دانید، همه تان شنیدید البته که در سرتاسر شهر، ما همدان که بودیم می گفتند مشروب فروشی در همدان بیشتر از نانوایی است، بیشتر از کتابفروشی است، تهران بدتر از آنجا، الان شما سرتاسر ایران وقتی بیائی ببینی یک همچو کارهای خلاف نیست. این کارهای خلاف آقایان که مضر به حال اسلام بود و آنطور راهی که آنها داشتند پیش می رفتند که خجالت دارد که انسان اسمش را ببرد که آنها می خواستند چه بکنند، می خواستند چه بساطی درست بکنند و بحمدالله دست آنها کوتاه شد و مملکت الان یک مملکت نیمه اسلامی است. البته گرفتاری هست از باب اینکه نمی شود این گرفتاری ها یکدفعه رفع بشود. باید مردم را هدایت کنید و انشاءالله مسوؤلین هم با شماها موافقت می کنند، شما هم با مسوؤلین موافقت می کنید در ساختن مملکت و در ساختن مردم. و مردم هم باید توجه بکنند به اینکه دولت دنبال این هست که بسازد و آنطوری که گزارش داده می شود از جهاد سازندگی و از سایر کارهایی که تاکنون شده است، در ظرف آن پنجاه سال به قدر این دو سال با همه این گرفتاری هائی که دولت داشته است، نشده است. آمار وقتی داده می شود، خوب، آمار داده می شود، وقتی آمار را می دهند راجع به ساختمان مدرسه، در تمام دوره آنها به اندازه این دوره، شاید این دوره نصف تمام آن دوره ها باشد، چیز درست کرده باشند، مدرسه درست کرده باشند. چقدر حمام، چقدر مسجد، چقدر راه کشیدند، چقدر کار کردند. خوب، کارهایی است که شده، ما نباید هی انگشت بگذاریم روی آن که نشده است. خوب، یک قدری هم اظهار تشکر از این که شده است باید بکنیم، یک قدری هم مردم را آگاه کنیم به اینکه در انقلاب فراوانی نعمت بودن ولو گران است گرانی سرسام آور هم است لکن بودن این نعمت در بین مردم، این یکی از نعمت های بزرگ خداست که در انقلابات دیگر این حرف ها نیست در کار. الان هم در بعضی از جاهائی که یک انقلابی شده است، از عدم ارزاق و از نبودن اینهاست، ناله می کند. بنابراین ما نباید توقع داشته باشیم که همه مسائل درست بشود و تمام افرادی که دارند کار می کنند، در دولت هستند، تمامشان یک آدم های مهذب باشند. نیست همچو چیزی، نمی شود یک همچو چیزی. ما نداریم الان کسانی که بروند همه جا و مردم را دعوت کنند. حوزه ها مجهز نیستند، برای این کارها نبودند، از باب اینکه همه چیز از دست آنها خارج بود، حتی تبلیغ نمی توانستند درست بکنند، از
صحیفه نور جلد 16 صفحه 15
این جهت نمی توانستند این کار را... الان ما کمبود داریم نسبت به روحانیت، کمبود داریم نسبت به مبلغ، کمبود داریم نسبت به این مسائل و باید به تدریج درست بشود. مأیوس نشوید و انشاءالله با خدا هستیم و خدا با ما هست. ما می خواهیم که مملکت را اسلامی اش کنیم به همه معانی، همه شما آرزویتان هم همین است که این مملکت اسلامی بشود و همه احکام اسلام در آن جاری بشود و یک همچو آرزویی که ما داریم، خداوند ما را تایید می کند انشاءالله. انشاءالله خداوند همه شما را تایید کند، موفق باشید، مؤید باشید و مردم را هدایت کنید، مشکلات را طوری کنید که مردم خیال نکنند که ما الان مشکلاتی داریم که دیگر قابل حل نیست. نه، مشکلاتی هست، البته هست اما دنبالش هستند و قابل حل است، انشاءالله حل می شود همه.