0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسؤولان و کارکنان واحد سیاسی و اخبار صدای و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/12/27

 

امروز نقش رادیو تلویزیون از همه دستگاه ها بالاتر است

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما خواهران و برادران که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی کار می کنید و زحمت می کشید، تشکر می کنم و برای شما دعا می کنم.
شما می دانید که از اولی که این صدا و سیما در ایران وجود پیدا کرد، آنچه که از شاید گفت از همه چیزها بیشتر صدمه وارد کرد به هم حیثیت این ملت و هم در وابسته کردن این ملت به قدرت های بزرگ، این دستگاه ها بود. این دستگاه ها در زمان این پسر بدتر از پدر مخصوصاً خیانت هائی کرد به ایران از حیث تبلیغ جهات فساد. شما می دانید که اگر یک مطلبی را در رادیو و تلویزیون گفته بشود و پخش بشود، چه نقشی دارد در سرتاسر کشور بلکه در سرتاسر جاهائی که این صدا به آنجا می رساد و این سیما. در عهد آنها قبل از انقلاب، اینها و همه مطبوعات و همه گاویندگان الا نادر، در خدمت قدرت های خارجی بودند و هر عملی را که انجام می دادند، آن بود که آنها می خواستند و هر فسادی که آنها می خواستند در ایران راه بیندازند یکی از عواملش تبلیغاتی بود که در صدا و سیما می شد. ترویج فساد از همه طرف در مطبوعات و در رادیو تلویزیون، نشان دادن فیلم های مفتضح برای تباهی طبقه جوان، مصرفی بارآوردن ملت در تبلیغ کالاهای مصرفی خارجی، همه اینها و بسیاری از چیزهای دیگر که در خدمت غرب و شرق بود، از راه تلویزیون و رادیو، یکی از راه های بزرگشان برای تبلیغ این امور این بود و اگر خدای نخواسته این تا چندین سال دیگر دوام پیدا می کرد، ما باید فاتحه ایران را بخوانیم و الان شما توجه کنید به دستگاهی که سالهای طولانی در خدمت غرب و شرق بوده و مسائل آنها را پخش می کرده و عواملی بودند برای تباه کردن جوان های ما، و شما تازه وارد شدید و می خواهید که این را متحول کنید، کار ارزنده و مشکلی است.
شما الان می دانید که این دستگاه در همه جای کشور، در روستاها و شهرها و همه جا، بچه و بزرگ از این استفاده می کنند، این فرق دارد با آن مطبوعات دیگر، مطبوعات دیگر عکس هایش مال همه است لکن محتوایش چون سواد ندارند نمی توانند بخوانند. اما فیلمی که شما نشان بدهید، اگر فیلم سازنده باشد، این در سرتاسر کشور سازندگی دارد. و اگر یک فیلم خدای نخواسته انحرافی باشد، در سرتاسر کشور نقش دارد. شما این را مثل سایر رسانه های گروهی حساب نکنید، این یک وضعیت

صحیفه نور جلد 16 صفحه 83

خاصی دارد که این بچه های دو سه ساله، سه چهار ساله به این نگاه می کنند و از این در روح آنها اثر گذاشته می شود تا پیرمردها، تحت تاثیر همه واقع می شوند و این یک دستگاهی است که در خدمتگزاری می تواند بهترین دستگاه ها باشد و در خیانت می تواند بالاترین خیانت را بکند. از تمام دستگاه های تبلیغاتی الان، امروز نقش رادیو تلویزیون از همه دستگاه ها بالاتر است. اگر این اصلاح بشود، یک کشور را می تواند اصلاح کند و اگر خدای نخواسته انحراف در این باشد، یک کشور را می تواند منحرف کند. اینهائی که سواد ندارند، خوب، فیلم ها را تماشا می کنند، حرف ها را هم می شنوند، آنها هم که سواد دارند خوب هست، اینطور نیست که این مخصوص به یک دسته ای باشد. بچه های کوچولو می نشیندند و این عروسک هائی که آنجا چه می شود مثلاً تماشا می کنند و فیلم ها را تماشا می کنند، اگر انحراف در اینها باشد، آنها را از همان بچگی منحرف می کند. این از مدرسه ها بالاتر است، این مدرسه عمومی سرتاسری کشور است و صدایی که در اینجا بلند می شود، همه کشور و تا آنجایی که موج آن می رود، این صدا می رود و نقشی که در اینجا نقش می بندد، صورتی که در اینجا و سیمایی که در اینجا نشان داده می شود، در همه کشور، در واقع هر جا که این پوشش دارد، می رود و لهذا مسؤولیت این، یک مسؤولیت بسیار بزرگی است و خدمت در اینجا هم یک خدمت ارزنده بسیار بزرگی است. شما هم بار مسؤولیت به دوشتان هست و هم ارزش خدمت. ارزش خدمت هست که اگر شما در خدمت این ملت باشید و در خدمت اسلام باشید، می توانید یک نقشی داشته باشید که آن مسائلی که در طول زمان های طولانی، در زمان آمدن این دو دستگاه در ایران و معوج کردن اذهان همه افرادی که در این نظر داشتند و حالا هم دارند، شما می توانید که، می خواهید که آنها را متحول کنید به یک معنای دیگری، این مسأله زحمت دارد.
 

نباید رادیو تلویزیون به طور هرج و مرج اداره بشود

یک وقت می بینید که در این دستگاه یک کلمه گفته می شود، یک جمله گفته می شود و یک بازار به هم می خورد. اینهایی که می گویم، شکایت شده که یک آدم غیر مسوؤل می آید یک جمله می گوید و این جمله تکان دهنده است نسبت به بازرگانها، نسبت به جاهای دیگر. نباید این دستگاه به طور هرج و مرج اداره بشود. این دستگاه در زیر نظر هر سه قوه است از باب اینکه اهمیت داشته. دستگاهی که تمام قوایی که در ایران هست در او نظر دارند و در او نماینده دارند، این دستگاه نباید اینطور باشد که هرکس هر چه دلش می خواهد در آنجا بگوید، افراد غیر مسوؤل یک وقت واقع بشوند آنجا مصاحبه بکنند، در مصاحباتشان یک وقت مسائل اعوجاجی باشد. یک جمله ممکن ست که شما را به وضعی مبتلا کند که نتوانید یک سال جبرانش کنید. این باید به طوری منظم باشد، تحت نظر اشخاصی که آشنایی دارند به مسائل سیاسی، آشنایی دارند به مسائل اجتماعی، آشنایی دارند به وضع خود کشور، باید در تحت نظر آنها پخش بشود. اگر بنا باشد که هر که هر چه دلش می خواهد بیاید توی رادیو، توی تلویزیون بگوید، این هم پخش بشود در همه جا یک وقت مردم گوش کنند و ببینند دولت می خواهد چه

صحیفه نور جلد 16 صفحه 84

بکند، در صورتی که آنطور نیست. دولتی که می خواهد خدمت بکند به این مردم، می خواهد همه چیز را به وضع خودش حفظ بکند، این را یک وقت می بینید که یک نفر آدم می آید، حالا یا آن آدم، آدم فاسدی است و خودش را جازده است که این خیلی احتمال است و یا آدم بی اطلاع است، نمی داند چیست حساب، سیاست سرش نمی شود، از اجتماع اطلاع ندارد، از وضع تحول ایران اطلاع ندارد، می آید یک کلمه ای می گوید، یک جمله ای می گوید، یک مصاحبه ای می کند و آشوب بپا می کند، یعنی ایران را می برد طرف یک امور غیر مطلوب.
و لهذا همانطوری که شاید در همه دنیا اینطور باشد که این دستگاه تحت کنترل یک اشخاص مطلع از مسائل، عمیق در مسائل، که اگر یک چیزی می خواهد پخش بشود، در نظر آنها باشد، آنها ببینند و بگویند این کلمه صحیح است یا صحیح نیست، این جمله درست است یا نیست. شما ببینید الان وقتی که می خواهند یکی از این مقامات عالیرتبه به اصطلاح خودشان صحبت بکنند، اینها نمی آیند بایستند صحبت کنند، اینها می نویسند. این برای این است که یک نطقی که او می کند، در سرتاسر عالم منتشر می شود آن، اگر یک کلمه این ور و آن ور باشد، یک جمله برخلاف مصالح خودشان باشد، خوب، غائله بپا می کند. این دستگاه ها اینطور نیست که در آنجاها، در ممالکی که مترقی هستند به اصطلاح، در آنجاها همین طور باشد که هر که بخواهد، هر چه بگوید درش. همه کنترل می شود، اشخاص مختلف می بینند، اشخاص که تخصصی در این امور دارند مطالعه می کنند، می بینند، الفاظ را این ور آن ور می کنند، جملات را ببینند که چه جوری است. باید شما کوشش کنید که یک وقت خدای نخواسته شمایی که می خواهید خدمت بکنید، شمائی که آماده اید برای اینکه شب و روز خدمت برای کشور خودتان بکنید و الان فرصت به دست شما داده شده است که شما می توانید خدمت بکنید، یک وقت می بینید که یک نفر آدم نفوذ کرده در آنجا و در یک جای حساس، آنوقت می آید یک کاری می کند، یک عملی انجام می دهد یا یک فیلمی که آنها مطلع هستند، کارشناس می خواهد این فیلم ها. این فیلم ها ممکن است یک نتایجی بدهد که نتایج را اشخاص عادی نتوانند درست بفهمند. کارشناس ها در آن فکر کنند، تأمل کنند تا اینکه یک فیلم صحیحی باشد که مناسب با جمهوری اسلامی و با مصالح اسلام، با مصالح کشور خودتان باشد. شما بدانید که تمام قدرت های عالم الان توجه به این معنا دارند و چشم هایشان را دوخته اند که این طعمه ای که از دستشان رفته برگردانند. کم چیزی نبوده، اینها ایران را از جهات مختلف می خواستند وابسته به خودشان بکنند، وابسته هم بود. الان هم اینها دست بردار نیستند به این زودی ها که ما خیال کنیم که ما حالا از آنها گرفتیم. حالا که گرفتیم آنها فهمیدند که یک همچو مصیبتی بر ایشان واقع شده، آنها نمی نشینند همین طوری که بیاید هر چه بشود. الان از همه جاها توجه دارند و به همه چیزهایی که در ایران هست توجه دارند و یکی از اموری که توجه زیاد برای آن هست، همین صدا و سیماست، برای اینکه خوب معلوم است که این از همه دستگاه ها حساستر است. در دنیا هیچ ما نداریم چیزی که به اندازه اینها حساس باشد و به اندازه اینها بتواند به همه جا برود، هیچ دیگر همچو چیزی ندارد. و لهذا روی این خیلی حساب می شود و شیاطین خیلی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 85

حساب می کنند روی این واشخاص مختلفی با ایده های مختلف ممکن است بخواهند بیایند وارد بشوند و شما را بازی بدهند.
انسان غیب که نمی داند، خوب می آید ظواهرش درست می کند و اینها افراد مختلف از همه جنس دارند. آدمی که بیست سال خودش ملی است، ملی خودش را معرفی می کند، خوب، این بختیار را شما دیدید، این بختیار بیست سال شاید بیشتر، اینها به ملی، چه، چه، چه و خودش را جا زده بودند، بعد معلوم شد یکی از مهره های آنهاست، الان هم برای آنها دارد کار می کند. و همین طور دارند از همه قسم ها، آنها از همه قسم دارند و به عبارتی دیگر در همه چیزی که در ایران هست، اصلش هست، جلبش هم هست و ما باید خیلی متوجه باشیم خصوصاً یک همچو دستگاه بسیار موثر و بسیار سودمند در موقع خودش و ضررمند در مواقع دیگر، این دستگاه همه به آن توجه دارند و شما باید به تمام معنا در آن توجه داشته باشید که یک وقت یک فردی نباشد، یک وقت یک فیلمی نباشد، یک وقت فیلمی را به صورتی که خیلی خوب است مثلا ، داده بشود و بعد وضع را دگرگون بکند. می توانند با یک فیلمی یک وضعی را برگردانند، می توانند با یک قولی یک مصیبتی ایجاد کنند. بنابراین، آن چیزی که بر شما هست، یکی افراد است که افراد باید شناسایی بشود، باید معلوم بشود، سوابقشان معلوم بشود. من از اولی که پیروزی انقلاب پیش آمد، این آقایانی که می آمدند اینجا راجع به این صحبت ها می شد، این مطلب را به همه شان تذکر می دادم که باید اینطور باشد.
ما الان مبتلا هستیم به گروه هایی که آنها قبل از ما مشغول بودند به این امور، قبل از اینکه ما وارد در این امور بشویم، آنها قبل از این مشغول بودند و نقشه داشتند و ما مبتلا هستیم به آنها. الان به این بعضی از این احزابی که در ایران هستند، بعضی از این گروه هایی که در ایران هستند، اینها قبل از ما خودشان نقشه ها داشتند و کارها داشتند. حالا ما می فهمیم که این حزب و این دسته منافقین چه سابقه ها خودشان داشتند و چه کارها می خواستند انجام بدهند، در حبس چه کارها می خواستند انجام بدهند و قبل از آن چه کارها و بعد از آن چه کارها و الان هم دست بردار نیستند اینها، ولو نمی توانند یک کاری بکنند، لکن کافی است که یکی دونفرشان خودشان را وارد بکنند، یک وقت ببینید که یک انحرافی حاصل شد و از اینها انحراف حاصل شده است. و لهذا افرادی که در موارد حساس اینجا خصوصاً واقع می شوند، افرادی باشند که سوابقشان معلوم باشد اینها چکاره بودند در آنوقت، چه کرده اند اینها، خانواده اینها چه خانواده ای هست، چکاره بودند در آنوقت، کارهایی که در سابق کرده اند روی چه زمینه ها بوده است، اینها را بخواهید شما. واقعاً یک دستگاهی باشد که این دستگاه در خدمت خود کشورتان باشد و بخواهد نجات بدهد این کشور را از آن گرفتاری هایی که در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال اخیر ما داشتیم و شما داشتید. می خواهید نجات بدهید این ملت را، باید طوری بکنید که افرادی که آنجاهایی که حساس است، بسیار زیاد باید مطالعه کنید رویش و در سایر جاها هم همین طور. علی ای حال یک توجه خاصی در اینجا لازم است که باید بشود و افراد کارشناسی لازم دارید که همه چیزها را، پیچ و مهره های همه امور را بتوانند یک عده از، یک عده ای

صحیفه نور جلد 16 صفحه 86

کارشناس که درست مطالعه کنند و بفهمند، هم در فیلم ها و هم در گفتارها و هم در مصاحبه ها، همه اینها باید اینطور باشد تا اینکه انشاءالله موفق بشوید، و مطمئن باشید که موفق هستید.
 

ما می خواهیم مسائل الهی و مقاصد الهی در ایران جایگزین باطل ها بشود

و عمده این است که یک کشوری که شما از دهن چند تا اژدها بیرونش آوردید، اینها، طرفین، همه شان اژدها هستند، یکی شان بدتر یکی شان - بدتر - از او بدتر، والا همه در بدی مثل هم هستند و شما الان آنها را، کشور خودتان را، این ملت نجات داده و حالا هر گوشه ایش دست یک دسته ای افتاده است که باید درش کار کند. و مطمئن باشید شمایی که می خواهید، مایی که می خواهیم آن مسائل الهی و آن مقاصد الهی و مقاصد حق در ایران جایگزین آن باطل ها بشود، خداوند با ما همراهی می کند. وقتی که ما یک همچو پشتوانه ای داریم و ملت ما الان می بینید که شما خیال می کنید مسأله عادی است که یک ملت سرتاسرش، یک مطلب را بگوید، این مسأله عادی نیست، یک مسأله غیبی است این که سرتاسر کشور یک وقتی آدم ببیند که هر جا هر صدایی بلند می شود، آن چیزی که در بندر عباس واقع می شود، در آخر آذربایجان هم واقع می شود همان مطلب، کی می تواند یک همچو کاری را انجام بدهد، چه دستگاهی می تواند، آن دستگاه های بزرگ خارجی وقتی بخواهند یک چیزی را راه بیندازند، یک میتینگی می خواهند راه بیندازند، هزار جور زحمت دارد، باز هم نمی توانند آنطوری که دلشان می خواهد. شما یک کلمه می گوئید، یک وقت می بینید سرتاسر کشور همه با هم همصدا هستند. این یک دست غیبی است همراه ما و این را حفظش کنید. حفظ به این است که خدمت را خالص کنید برای خدای تبارک و تعالی عقل اقتضا می کند انسان زحمت که می کشد این زحمت را برای خلق بکشد، همان زحمت را برای خالق هم بکشد، نتیجه اش هم در دنیا همان است. شما در اینجا کار می کنید، زحمت می کشید، قصدتان هر چه هست، آن مقداری که باید به شما مثلاً از حیثیت برسد می رسد، حالا عقل اقتضا می کند که خوب، ما وقتی که اینطور است، چرا برای خدا نباشد، ما برای خدا هم کار بکنیم، هر مقصدی که داریم بهتر به ما می رسد، برای غیر خدا هم کار بکنیم، به ما می رسد، لکن برای ما ضررهای معنوی دارد. چرا انسان همه مسایل را، معنویات را نگیرد تا مادیات هم دنبالش بیاید؟ مادیات هست، اما معنویات را وقتی شما گرفتید مادیات هم دنبالش می آید، لازم نیست شما برای او زحمت بکشید. شما برای معنویات، برای کشورتان، برای رها کردن کشورتان از ظلم و جوری که کشیده اند، این ملت کشیده است از این اشخاصی که در اینجا حکومت کرده اند و به اینها ظلم کرده اند یا قدرت هایی که آلاتشان در اینجا بوده است و کارهایی کرده اند، شما برای نجات این ملت کار بکنید، خداوند به شما هم در دنیا همه چیز می دهد و هم در آخرت انشاءالله. و امیدوارم خداوند شما را موفق کند که انشاءالله این دستگاه را یک دستگاه به تمام معنا اسلامی که هر جا کلید باز می شود، انسان بفهمد که 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام رادیو تلویزیونی امام خمینی به مناسبت فرا رسیدن سال نو

تاریخ: 1361/01/01

 

پیام رادیو تلویزیونی امام خمینی به مناسبت فرا رسیدن سال نو

بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملت شریف ایران، بر خواهران، بر برادران مبارک و مسعود باشد. مبارک باشد عید بر تمام کسانی که در این سال در راه، در سال جلو تمام توان خودشان را در صرف برای پیشرفت اسلام کردند و امیدوارم که آن دعائی که در اول سال در حال تحویل خوانده می شود (یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال) برای ملت ما در آن سال تحقق پیدا کرده است و برای این سال بالاتر از آن تحقق پیدا کند. تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت ها در دست خدای تبارک تعالی و ید قدرت اوست. اوست که تدبیر می کند جهان را، لیل و النهار را و اوست که قلوب را متحول می کند و بصیرت ها را روشن می کند و اوست که حالات انسان را متحول می کند و ما آن را در ملت عزیز خودمان، در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلب ها از آمال دنیوی و از چیزهائی که در طبیعت است بریده بشود و به حق تعالی پیوسته بشود و بصیرت ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، در ملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیری حاصل شده است و من امیدوارم که در این سال جدید به اعلا مرتبت خودش برسد. این قلب هائی که قبل از انقلاب توجه به دنیا داشت، توجه به آمال دنیوی داشت و از غیب کمتر توجه داشت به غیب، و از غیب کمتر جلوه ای در او حاصل می شد، ما امروز می بینیم که این جلوه ها حاصل شده است و این شوق و شعف ها به لقاءالله برای آنها حاصل شده است و دست عنایت خدای تبارک و تعالی به سر این ملت کشیده شده است و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکی از علائم ظهور بقیه الله اروحنا فداه است. بی انگیزه نیست که در یک ملتی که در طول مدت شاهنشاهی ستمشاهی و در این پنجاه سالی که پنجاه سال سیاه بود برای این ملت، متحول بشود به یک قلبی که روشنی او از آفتاب روشنتر و یک بصیرتی که نور او برای ملک و ملکوت روشنائی می دهد و یک تحول معجزه آسائی که در تمام قشرهای ملت تحقق پیدا کرده است. مبارک باشد این روز جدید و این سال نو بر همه کسانی که قدرت و ایمانشان به رشد رسیده است و امید است به حد اعلای رشد برسد، و نثار کردن خون پیش آنها با شجاعت و با تصمیم عزم، یک چیز تازه ای است و یک چیزی است تحقق پیدا کرده است. ایثار در این ملت به حد رشد رسیده است و انشاءالله در آتیه خواهد رسید و من امیدوارم که این سال مثل سال سابق و مثل همیشه

صحیفه نور جلد 16 صفحه 88

سالی باشد که هم مبارک باشد و هم تمام ارگان های دولتی بر طبق قوانین اسلامی عمل کنند و مشکلات را به قدرت ایمان و پشتیبانی ملت یکی را بعد از دیگری از بین ببرند. ما اگر چه مشکلات زیاد داریم، لیکن در برابر آن مشکلات یک قدرت انسانی عجیب و یک قدرت خداوندی در دنبالش و در پشتیبانی از او ما داریم و ما که خدای تبارک و تعالی را پشتیبان خود می دانیم و مقصد ملت ما آزادی از چنگال دشمنان اسلام است و مقصد و مقصود ما استقلال کشور اسلامی است، به طوری که هیچ یک از قدرت های عالم نتواند آسیبی به آن برسانند و ما برای خاطر خدای تبارک و تعالی این نهضت را و این ادامه نهضت را دنبال کردیم و ملت ما بحمدالله با رشد ایمان و با قدرت الهی این انقلاب را به پیش می برد و من امیدوارم که در این سال آتیه بهتر از سال های قبل در امور ملت باشیم و باشید و راه را برای خدا بهتر طی کنید و صراط مستقیم انسانیت را بیشتر طی کنید و به مقصود که رسیدن به مقامی است که خدای تبارک و تعالی برای مؤمنین و برای عارفان خودش وعده داده است ما برسیم و دست همه قدرت ها از کشور ما انشاءالله کوتاه شود و کوتاه شده است و ما بحمدالله به مقامی رسیده ایم که دیگر با این وضعی که کشور ما دارد، با این وضعی که جوانان ما دارند، با این تعهدی که بانوان ما دارند، با این تعهدی که کشور ما تمام افرادش دارد، ما در مقابل هیچ مشکلی انشاءالله ضعیف نخواهیم شد و بحمدالله تاکنون هم هر سال از سال دیگر بهتر بود و بهتر خواهد شد و من امیدوارم که با ناگواری هائی که بر ما وارد شد لیکن ایمانی که در ما و در شما و در همه ملت ما حاصل شد جبران را بکند و امیدواریم که این انقلاب یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور حضرت بقیه الله ارواحناله الفدا باشد. من تبریک می گویم بر همه مؤمنین، بر همه مستضعفین جهان، بر همه مسلمین جهان و از همه مسلمین می خواهم که با قدرت و قوت در راه اسلام قدم بردارند و اسلام را پشتیبانی کنند تا اینکه انشاءالله دشمنان اسلام، آنهائی که نمی توانند اسلام را ببینند مقصور بشوند و منزوی.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نخست وزیر هیأت دولت، رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای نگهبان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گروهی از مسؤولین لشگری و کشوری و اقشارمختلف مردم

تاریخ: 1361/01/01

 

ملتی که تحت پرچم اسلامی ادامه حیات می دهد، با این توطئه آسیب نمی بیند

بسم الله الرحمن الرحیم
متقابلاً حلول سال جدید را بر شما آقایان که خلاصه یک ملت مظلوم و یک ملت فداکار هستید (تبریک) عرض می کنم و به همه ملت و ملت های جهان و مسلمین جهان و مستضعفین جهان تبریک عرض می کنم. و من امیدوارم که این سال طلیعه پیروزی های بسیار باشد که بزرگترین آنها پیروزی معنوی است.
من یک کلمه راجع به بعدهائی که در سال گذشته تحقق یافت و آقایان از بعدهای مختلفش صحبت کرده اند، من هم مختصراً یک کلمه عرض کنم و آن اینکه سال گذشته سال آزمایش قدرت ها، آزمایش قلم ها، آزمایش زبان ها و آزمایش فعالیت های ضد انقلاب بود، ضد انقلاب به معنای وسیع که از خارج و داخل، دولت های ابرقدرت و وابستگان به آنها و در داخل گروه های مختلف روی هم رفته آزمایش کرده اند و ما هم آزمایش کردیم، هم قدرت ها را و هم تبلیغات خارجی و داخلی را. اگر چنانچه جمهوری اسلامی ایران شبیه به جمهوری های دیگر یا رژیم های دیگر بود، ما باید با اینهمه تبلیغات دامنه دار همه گروهائی که از خارج و داخل هستند و توطئه های داخل و خارج، باید ما فاتحه جمهوری اسلامی را بخوانیم، لکن آزمایش ها برای ما و برای خود آزمایشگران روشن کرد، گرچه آنها به روی خودشان نمی آورند لکن مطلب روشن شد که یک ملت نظیر ملت ایران که در تحت پرچم بزرگ اسلام می خواهد ادامه حیات بدهد، با این توطئه ها، با این قدرت ها و با این شیطنت های قدرت ها و تفاله آنها در داخل و خارج آسیب نمی بیند. این یک مطلب ادعائی نیست، این یک مطلب عینی است، مطلب ملموس است. از اول می گفتند که این جمهوری اسلامی، دو سه ماه، یکی دو سه ماه بیشتر نمی تواند تاب بیاورد، بعد صدام را وادار کردند که او هم به خیال خودش یکی دو هفته بیشتر لازم نبود تا اینکه ایران را قبضه کند و بعد هم این اشخاصی که در کمین نشسته بودند که ملت زحمت بکشد و آنها ربحش را ببرند، آنها هم در خیال این بودند که ملت را گول بزنند و با خودشان همراه کنند و کشور را برگردانند به حال وابستگی به آمریکا یا احیاناً شوروی، همه آزمایش ها را کردند، آزمایش نظامی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 90

کردند، آزمایش توطئه های داخلی و انفجارات و امثال اینها همه آزمایش شد و ما می بینیم که امروز ملت ایران از سال سابق و از سابق تر، منسجم تر است و ما به خودمان وعده می دهیم که با خواست خدای تبارک و تعالی این انسجام هر چه بیشتر حاصل بشود و گروه هائی که بازی خورده اند یا به طمع طعمه بودند آنها هم بپیوندند به این ملت و برای کشور خودشان فعالیت کنند.
 

مقایسه دستگاه های اجرائی جمهوری اسلامی با زمان سابق

من امروز یک مقایسه عبوری می کنم بین دستگاه های ایران و همه چیزهائی که در ایران هستند بالفعل و آنهائی که در زمان سابق بودند، برای جواب از آن اشخاصی که می گویند که آن زمان، زمان شاه بهتر از حالا بود و برای آن اشخاصی که می گویند کاشکی اسم اسلام روی این جمهوری نبود و برای آن اشخاصی که به خیال خودشان برای اسلام اشک تمساح می ریزند و من می دانم که باطن قلبشان چه است. در یک کشور، متصدیان آن کشور و کسانی که دولتمردان این کشور هستند و در تشکیل یک دولت دخالت دارند، ارگان های مختلف است و من مقایسه می کنم.
از رئیس جمهور شروع می کنم، این آقایانی که می گویند که زمان شاه بهتر بود، آقای خامنه ای را می گویند از شاه ظالم تر است!! آقای خامنه ای را می گویند که اموال این ملت را در داخل و خارج دارد می چاپد و بیشتر از زمان شاه ایشان دارد می چاپد!! این مسأله را می گویند! می توانند مقایسه کنند مابین رئیس جمهور فعلی ما و رئیس جمهور قبل از ایشان با رؤسای جمهور تمام دنیا و با سلاطینی که به مال و جان مردم آنطور تعدی می کنند؟ مقایسه می شود کرد؟! من برای آنهائی که چشم و گوششان را هوای نفس بسته و مرض های داخلی خودشان را نمی توانند ببینند این مطلب را می گویم، اگر می گویند اینطور است خوب، اعلام کنند. املاک و عرض بکنم که کاخ ها و ویلاها و امثال اینها را اعلام کنند که ایشان اینقدر تهیه کرده است یا مشغول است.
بعد می آئیم سراغ مجلس، افرادی که در مجلس هستند از رئیس مجلس، آقای هاشمی با سایر افرادی که در مجلس هستند، این را مقایسه بکنید با مجلس سابق، حتی بهترین ارگانی که در آنوقت بود و دولتی که در آنوقت بوده و مجلسی که در آنوقت بود و مقایسه کنید با مجلس زمان رضاخان و محمدرضا خان. کدام یک از رؤسای مجلس بهتر از رئیس مجلس حالا هستند و کدام یک از افراد کاندیدای مردم، بهتر هستند؟ بله، در طول مشروطیت افراد بسیار ارزنده ای در مجلس بودند اما در این پنجاه سال اخیر یک نفر هم آدمی که بشود به او گفت این نماینده ملت است سراغ نداریم. بعد از اینکه آن مجلسی که مرحوم مدرس در آن بود، به مجرد اینکه مجلس تمام شد، فرستادند ایشان را گرفتند و بردند و با آن زجرها شهید کردند، شما دیگر سراغ دارید یک مجلسی که واقعاً مال ملت باشد و مردم خودشان به طور آزاد انتخاب کرده باشند؟ اگر سراغ دارید خوب، لازم نیست حالا بگوئید (ما می ترسیم عمومی بگوئیم) ، خوب، خصوصی بگوئید امضا محفوظ.
می آئیم سراغ شورای نگهبان، در تمام دوره مشروطیت جز آن اول که یک صورتی برایش بود،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 91

دیگر شورای نگهبان ما نداشتیم. خوب، این شورای نگهبانی که نداشتیم شما می گوئید که حالا مثل آنوقت است، برای اینکه حالا هم شورای نگهبان نداریم ما؟ یا اگر داریم یک مردمی هستند نظیر مردم آنوقت و نظیر دست در کاران آنوقت؟! آنجا هم که نمی توانید بگوئید، برای اینکه نبود شورای نگهبان، می گوئید بودن شورای نگهبان از نفس این مجلس است و نفس این جمهوریت است که زمان شاه که آن نبود، بهتر بود. اگر می گوئید، آن را هم باز بنویسید.
می آئیم سراغ دولت، من می توانم ادعا بکنم که از آنوقتی که در دنیا دولت تحقق پیدا کرده، تا حالا دولتی مثل دولت ما نبود. اگر آنوقت ها در مجلس افرادی نادری بودند که کارهای مجلس را می خواستند تصحیح بکنند، لکن در دولت ها آنقدری که من سراغ دارم دولتی که روی هم رفته مثل این دولت باشد ما نداریم، نداشتیم یا ملک ها و سلطنه ها و کذا بودند که آنها خوبانشان آن بود که غارتگری را چندان اشکال بر آن نداشتند. من یک دفعه که نخست وزیر، آخری، در اواخر دکتر امینی بود آمد آنجا، به او گفتم که چطور شده است که یک نفر که مثل سایر مردم است، چیزی ندارد، وقتی که وارد می شود در دولت بعد از چند وقت چیزدار می شود؟ این از کجا آمده؟ چطور شده اینطور است؟ خوب، جوابی نداشت که بدهد، جواب هم نمی داد، لابد حالا دارد جواب می دهد!!
می آئیم سراغ قوه قضائیه و کیفیت قضا، شما در چه زمانی سراغ دارید که یک همچو افرادی شورای قضائی را تحقق بدهد؟ اگر اطلاع دارید و ما اطلاع نداریم، خوب، آن را هم تذکر بدهید که قضاوت در زمان محمدرضا، در زمان رضاشاه از حالا بهتر بود، قضات آنوقت از قضات حالا بهتر بودند. قضاوت آنوقت را من می خواهم صحبتی بکنم از آنها ولی شماها می دانید که وضع چه جوری بود و چه اشخاصی بر مال و جان این کشور حکومت می کردند، قضاوت می کردند. حالا این شورای قضائی که از علما تحقق پیدا کرده است شما می گوئید این شورای قضائی از قدرت های قضائی سابق بهتر بود؟ و با همه نقیصه ای که ما داریم و این نقیصه را هم نمی توانیم با این زودی از بین ببریم معذلک قضاء فعلی و قدرت قضاء فعلی اصلاً طرف نسبت با سابق نیست، اگر می گوئید هست اطلاع بدهید. رئیس دیوانعالی کشور را در سابق و حالا پهلوی هم بگذارید، دادستان ها را با دادستان فعلی و همین طور. اینکه می گوئید زمان محمدرضا بهتر از این بود، من دانم، اینها که چیزهائی است که هست.
خوب، می آئیم سراغ ارتش، ارتش زمان محمدرضا بهتر از این ارتشی که هست الان و دارد جانفشانی می کند و دارد در جبهه ها خون خودش را می دهد و می خواهد دفاع کند از کشور خودش، شما اگر سراغ دارید یکی از این ارتشی ها حالا، یکی از کارهائی که آن سپهبدها و بالاتر و پائین ترها می کردند، اگر پیدا کردید یک نفر در بین اینها که این کارها را می کند، معرفی کنید، لکن نمی توانید معرفی کنید. شما شهربانی حالا را بدتر از شهربانی زمان سابق می دانید؟ شماها یادتان رفته است که رئیس شهربانی در همان قم با بزرگتر عالم شما چه می کرد و به شما چقدر اعتنا داشت؟ شما یادتان رفته است که یک حکومتی که می آمد در قم و مرکز تشیع با شماها چه می کرد؟ چه جور رفتار می کرد؟ و

صحیفه نور جلد 16 صفحه 92

در هر جا. حالا، شهربانی حالا از شهربانی زمان محمدرضا بدتر است؟! مثل پاسدارها ما داریم در زمان محمدرضا و در سابق بر او و در طول تاریخ، یک همچو پاسدارهائی ما داریم؟ اگر داریم اطلاع بدهید.
 

اگر این جمهوری اسلامی و رؤسای آن از بین بروند به جایش مأمور از آمریکا می آید

عمده این است که آقایان یا بی اطلاعند و وارد در مسائل نبوده اند، یک مسجدی رفته اند و یک درسی هم گفته اند و دیگر جهات دیگر را به آنها نگفته اند، یا مطلعند لکن می خواهند بگویند. شمائی که می گوئید زمان رضاشاه بهتر از حالا بود، در زمان رضاشاه شما چه وضعی داشتید؟ نه شما، مرحوم شیخ ما رضوان الله علیه چه حالی داشت؟ در یک قضیه ای که شاید قضیه کشف حجاب بود، مرحوم شیخ رحمةالله، مرحوم آقا شیخ عبدالکریم رضوان الله علیه یک کاغذی به رضاشاه نوشت و راجع به این معنا تذکری داد، جواب نداد، نخست وزیر گفت به عرض اعلیحضرت رسید، ایشان گفتند شما خوب است که مشغول کار خودتان باشید. یک دانه پاسبان اگر می آمد در این شهر مذهبی که چقدر جمعیت مذهبی و چقدر اهل علم داشت می آمد، هر کاری با هر یک از شما می کرد احدی صحبت نمی کرد. شهربانی حالا مثل شهربانی زمان رضاشاه است، محمدرضا شاه است؟! چرا باید ما قدر نعمت خدا را ندانیم؟ من از آقایان می پرسم بسیار خوب، تمام اینها همه شان یک اعوجاجاتی دارند - شما - اگر اینها خدای نخواسته از بین بروند، حکومت را می دهند دست شما؟ می آیند می گویند آقای فلان بیائید شما حکومت کنید؟ اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک جمهوری بهتر از این جمهوری می آید؟ سراغ دارید که یک افرادی باشند که بعد از اینکه اینها از بین رفتند آنها بیایند اداره کنند؟ شما می دانید که چشم ها دوخته شده بود که چه اشخاصی بیایند و در اینجا حکومت کنند که بدتر از زمان محمدرضا می شد؟ شما می دانید که اگر این جمهوری از بین برود، این مجلس از بین برود، این رئیس جمهور از بین برود به جای او یک مأموری از آمریکا می آید. ممکن است خیلی هم مقدس مآب باشد، مثل مقدس مآب رئیس شهربانی قم در زمان مرحوم آقای بروجردی، خیلی هم مقدس مآب باشد، لکن کشور شما را از بین ببرد و آنطور به اسلام سیلی بزند که تا ابد نتواند سرش را بالا کند. می توانید فکر کنید که دارید چه می کنید؟ می شود یک شب بنشینید خودتان فکر کنید که تضعیف این ملت و این دولت و این مجلس و امثال اینها چه لطمه ای بر اسلام ممکن است بزند؟
 

شما کدام ملت را سراغ دارید که با اینهمه زجر و گرفتاری اینطور مستقیم ایستاده باشد

من مدعی هستم که مثل ملت ایران و مجلس ایران و دولت ایران و رئیس جمهور ایران و شورای قضائی ایران و شورای نگهبانی ایران و اینها همه و ملت ایران از صدر تاریخ عالم تا حالا نبوده. بهترین عصرها در اسلام، عصر رسول اکرم است. در عصر رسول اکرم آنوقت که مکه بودند حکومتی در کار نبود، آنوقتی که مدینه آمدند و باب حکومت باز شد، شما می دانید که همین

صحیفه نور جلد 16 صفحه 93

مقدس مآب های مکه و مدینه و همین افرادی که اظهار ارادت می کردند، با پیغمبر چه می کردند؟ شما می دانید که قرآن می گوید این را، خوانده اید این را؟ که اگر به آنها می فرمود که جنگ بروید نمی رفتند، اگر می رفتند با بهانه بر می گشتند؟ شما مثل این پاسدارهایی که اشک می ریزند برای اینکه بروند به جبهه و شهید بشوند کجا سراغ دارید؟ بگوئید. صدر اسلام از یک عده معدود انگشت شماری که بگذرید، دیگر اینها قابل مقایسه با این پاسدارهای ما، با این قوای انتظامی و نظامی ما نیستند. شما کدام ملت را سراغ دارید که با اینهمه گرفتاری و رنج، با اینهمه شهید دادن و خون دادن و با اینهمه زجر و ناکامی اینطور مستقیم ایستاده باشند؟ آن عراق و کوفه و آنها در صدر اسلام و آن مکه و مدینه در صدر اسلام، صدر نورانی اسلام، پیغمبر در زمان خودش غریب تر و مظلوم تر بود از حالا، اطاعتش را نمی کردند، نزدیکانشان هم اطاعتش را نمی کردند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه در صدر اسلام مظلومتر از هر حاکمی در هر وقت بود، آنقدر اذیتش می کردند. همان مقدس ها ایستادند مقابلش، گفتند باید قرآن را بالای نیزه کرد، اگر چنانچه قبول نکنی، چه خواهیم کرد. مجبورش کردند به اینکه قبول کند، بعد هم تکفیرش کردند، گفتند توبه کن، تو کافر شده ای. این حال صدر اسلام، بعد هم که حکومت افتاد دست بنی امیه و بنی عباس و اینها چه جور بود وضع، بعد هم که افتاد دست دیگران. کدام زمان را شما سراغ دارید که مثل حالا باشد؟ چرا نعمت خدا را شکر نمی کنید؟ چرا از خدا تشکر نمی کنید که در عصری واقع شده اید که یک همچو ملت دارید؟ در عصری واقع شده اید که یک همچو مجلس دارید، یک همچو دولت دارید، یک همچو رئیس جمهور دارید، یک همچو پاسدار دارید. آقا چرا چشمتان را هم گذاشته اید و دلتان را باز کرده اید برای عقده ها و اینطور انتقاد می کنید؟ ما از شما همراهی نمی خواهیم اما شما تکلیف خدایی را چه می کنید؟ چرا باید با این دولتی که مظلوم است، همه دنیا، همه کشورها تقریباً به او حمله کرده اند، کارشکنی برایش کرده اند، شما دوستان هم کارشکنی می کنید؟ شما می دانید که کارشکنی های شما هم تأثیر خیلی ندارد، لکن من متأسفم از روحیه ای که در بعضی از آنها هست و همین طور بعضی قشرهائی که می گویند که ما اسلام راستین می خواهیم، اسلام راستین. مردیکه می گوید ما اسلام راستین می خواهیم، نه آن اسلامی که می گوید دست دزد را باید برید. قرآن اسلام راستین نیست؟! اگر این دولت برود، یک همچو اشخاصی می آیند روی کار. اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آنچنان منزوی خواهد شد که تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند کند. لابد شما هم می گوئید که باید ما یک دولت کافر ظالمی پیش بیاوریم تا ظلم زیاد بشود، تا حضرت ظهور کند! خوب، یک طریقه ای است. شما خیال می کنید نیست همچو افرادی، یک همچو افرادی هستند که معنا ندارد حکومت باشد، یک حکومت عدل اصلاً نباید باشد، باید جلویش را گرفت تا حضرت تشریف بیاورند.
 

همه یک مقصد داریم و آن تحقق اسلام است

من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی عنایت کند به همه این ملت، به اشخاصی که مخالف

صحیفه نور جلد 16 صفحه 94

هستند با جمهوری اسلامی و اشخاصی که مخالف هستند با اسلام عنایت کند و آنها را به راه صحیح هدایت بفرماید. من امیدوارم که در این سالی که وارد شده ایم به مبارکی و میمنت، یک سالی باشد که ما و همه ملت دست به هم بدهند و این خرابی ها را بسازند و من امیدوارم که این جوان ها، این بچه ها، این بچه های کم سنی که بازی خوردند، آنها هم بیچاره ها به خیال اینکه اسلام راستین به خیال خودشان می خواهد پیاده بشود و این جمهوری نمی گذارد این کار بشود، یادشان دادند، چشم و گوششان را بستند تا بدون اینکه توجه به مسائل بکنند وارد کارهائی بشوند، امیدواریم که آنها هم بیدار بشوند و با ملت همدوش و همصدا باشند. و من امیدوارم که تمام کسانی که دست به کار هستند در دولت، با هم دست به هم بدهند، با هم دوست باشند، افرادی که در مجلس هستند همه با هم رفیق باشند، همه یک مقصد دارید، همه می خواهید که اسلام تحقق پیدا بکند، چرا پس با هم ما دلخوری داشته باشیم.
 

برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است

برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم می نشینند و برادرند. من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا و می دانیم که هر چه در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما می رسد. ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم، از خارج به ما چیزی نمی دهند. ما هستیم که بنا می کنیم اساس آن عالم را. اینهمه اعمال شماست که به شما رد می شود (انها هی اعمالکم ترد علیکم. فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره) نه اینکه ثوابش را می برد، خودش را می بیند (و من یعمل مثقال ذره شرا یره) خود شر را می بیند، خود آن عمل را در آنجا می بیند. کارهای ما، عقاید ما، اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم. مخاصمه مال اهل جهنم است. (خصام اهل النار) یکی از مصیبت هائی که اهل جهنم به آن مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند. جنگ و نزاعی است که با هم دارند، به هم می پرند مثل سگ و یکی از کرامت هائی که اهل بهشت دارند آن، برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود. چرا ما با برادرهای ایمانی مان، با برادرهائی که همه صالحند، خوبند، می خواهند خدمت بکنند، چرا مخالف باشیم؟ فرضاً رأی یک کسی با رأی دیگری در یک جهتی مخالف است، اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاءالله است. و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثه ای که هست و همه ارتشی ها، انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما.
 

دست به دست هم بدهید و نقیصه ها را رفع کنید

و من امیدوارم که این سال، سال خوب باشد، سال سازندگی باشد. گرچه همه سال ها خوب بود، سازنده بود. سال هائی که گذشت، همه اش سازنده بود و همه اش انسان ساز بود، از امتحانات بیرون

صحیفه نور جلد 16 صفحه 95

آمدند اشخاص و اشخاصی که نتوانستند از امتحان بیرون بیایند منعزل شدند و من امیدوارم که در این سال حتی آنهائی هم که مخالفند با جمهوری اسلامی، یک قدری تحمل کنند، تعمق کنند، ببینند که اگر این جمهوری نباشد ما باید یا در حلقوم آمریکا یا در حلقوم شوروی فرو برویم، چاره جز این نیست. به حال اسلام رحم کنند، به حال جمهوری اسلامی رحم کنند. همه چیزش بهتر از همه دوره ها بوده است. البته نقیصه زیاد است، دست به هم بدهند، نقیصه ها را رفع کنند. خداوند انشاءالله به همه شما سلامت و سعادت عنایت کند و این سال جدید را بر همه مبارک فرماید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به پیام فرماندهان نظامی به مناسبت عملیات ظفرمند فتح المبین

تاریخ: 1361/01/10

 

پاسخ امام خمینی به پیام فرماندهان نظامی به مناسبت عملیات ظفرمند فتح المبین

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص
تیمسار ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی، سرکار سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای محسن رضائی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، سرکار سرهنگ معین پور فرمانده نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران
پیام آرامش بخش و افتخارآمیزتان پیرو پیروزی های بزرگ سلحشوران ظفرمند عملیات فتح المبین واصل و موجب سرافرازی گردید. گرچه این شجاعت ها و فداکاری ها و پیروزی های عظیم کم سابقه یا بی سابقه در بعد نظامی و میدان نبرد از طرف نیروهای مسلح عظیم القدر جمهوری اسلامی، آنچنان افتخارآفرین و اعجاب آمیز است که با مقیاس های عادی و معیارهای نظامی و جنگی نتوان ارزش پرعظمت و غرورآفرین آن را با الفاظ محدود و عبارات معدود، و شجاعت و حمله برق آسای سلحشوران ایران بزرگ را به ذهن آورد و با قلم و بیان اظهار کرد، گرچه این شکل پیروزی ها و سلحشوری ها در باب خود بی نظیر یا کم نظیر است، گرچه این نحو تاختن بر نیروهای زمینی و هوائی دشمنانی که تا بن دندان با سلاح های سنگین و سبک مدرن غربی و شرقی مسلح بودند، در جنگ های جهان نمونه است که در ظرف کمتر از یک هفته آنچنان مات شوند که هر چه دارند بگذارند و فرار نمایند و یا تسلیم شوند به صورتی که قوای مسلح ما تاکنون نتوانند اسیران و کشتگان و غنائم را بشمار آورند، و گرچه تمام این امور برخلاف عادت بصورتی معجزه آسا تحقق یافت، لکن آنچه انسان را در مقابل رزمندگان جبهه ها و پشتیبانان آنان در میدان رزم مثل جهاد سازندگی و هم فیلمبرداران جان برکف عزیز و پزشکان و پرستاران متعهد و والامقام و خبرنگاران جسور و مردمان میلیونی پشت جبهه به خضوع وادار می کند، بعد معنوی آن است که با هیچ معیاری نمی توان سنجید و با هیچ میزانی نمی توان عظمت آن را دریافت.
ما عقب ماندگان و حیرت زدگان و آن سالکان و چله نشینان و آن عالمان و نکته سنجان و آن متفکران و اسلام شناسان و آن روشنفکران و قلم داران و آن فیلسوفان و جهان بینان و آن جامعه شناسان و انسان یابان و آن همه و همه، با چه معیار این معما را حل و این مسأله را تحلیل می کنند که از جامعه

صحیفه نور جلد 16 صفحه 99

مسمومی که در هر گوشه آن عفونت رژیم ستمشاهی فضا را مسموم نموده بود، بازار و مغازه هایش مسموم، خیابان ها و گردشگاه هایش مسموم، تفریحگاه ها و سینماهایش مسموم، مطبوعات و رسانه های گروهیش مفتضح و مسموم، وزارتخانه ها و اداراتش مسموم، مجلس شورا و دادسراها و دادگاه هایش مسموم، مراکز تعلیم و تربیتش از کودکستان تا دانشگاهش مسموم و بدتر از مسموم و فضای حاکم بر سرتاسر کشور مسموم، که هر یک برای مسموم نمودن جوانان و به فساد کشاندن آنان عاملی فعال بود و نونهالان و تازه جوانان ما در یک چنین محیطی به جوانی و رشد رسیده بودند که به حسب موازین و عادت باید سرشار از مسمومیت و فساد اخلاق و عقیدت باشند که اگر معلم و مربی اخلاق و مهذب نفوس بخواهد تنها یکی از آنها را با صرف سال های طولانی متحول گرداند میسر نگردد، چگونه در ظرف سال های معدود از بطن این جامعه و انقلاب که خود نیز اگر معیارهای عادی را حساب کنیم باید کمک به فساد کند، یک همچو جوانان سرشار از معرفت الله و سراپا عاشق لقاءالله و با تمام وجود داوطلب برای شهادت جان نثار برای اسلام که پیران هشتادساله سالکان کهنسال به جلوه ای از آن نرسیده اند، بسازد؟ جز دست غیبی و دستگیری الهی و تصرف ربوبی، با چه میزان و معیار می توان تحلیل این معما کرد؟
اینجانب هر وقت با یکی از چهره ها روبرو می شوم و عشق او را به شهادت در بیان و چهره نورانیش مشاهده می کنم احساس شرمساری و حقارت می کنم و هر وقت در تلویزیون، مجالس و محافل این عزیزان که خود را برای حمله به دشمن خدا مهیا می کنند و مناجات راز و نیازهای این عاشقان خدا و فانیان راه حق را در آستانه هجوم به دشمن می نگرم که با مرگ دست به گریبان هستند و از شوق عشق در پوست نمی گنجند، خود را ملامت می کنم و بر حال خویش تأسف می خورم. اکنون ملت ما دریافته است که (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) . مجالس حال و دعای اینان شب عاشوراهای اصحاب سیدالشهدا را در دل زنده می کند.
جوانان عزیزم و فرماندهان محترم! شما توقع نداشته باشید که من بتوانم از عهده ثنای شما و شکر عمل شما برآیم. شما را همان بس که محبوب خدای تعالی هستید و خدای شما فرموده که شما را که چون سدی محکم و بنیانی مرصوص در مقابل دشمنان خدا و برای رضای او ایستاده اید دوست می دارد و این است جزای شما و این است عاقبت عمل شما. پس، از این مرحله بگذرم و از گروه هائی که از جهات مختلف در جبهه ها با آن حال جنگ و نزدیکی خطر، شما را کمک کرده و می کنند و در خدمت شما بوده و هستند باید تشکر کنم. خدایتان یار و مددکار و رحمت حق بر شهدای عزیزتان و خاندان محترمشان که با شجاعت و شهامت به شهادت فرزندان و نزدیکانشان افتخار می کنند، خود را و فرزندان خود را از اسلام و برای اسلام می دانند. سلام خدا و بزرگان دین بر شهدا و خاندانشان و بر رزمندگان در راه اسلام و ایران.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به ملت مسلمان و رزمندگان غرورآفرین اسلام در خصوص عملیات ظفرمند فتح المبین

تاریخ: 1361/01/02

 

پیام امام خمینی به ملت مسلمان و رزمندگان غرورآفرین اسلام در خصوص عملیات ظفرمند فتح المبین

بسم الله الرحمن الرحیم
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
اخبار غرور آفرین جبهه های نبرد علیه قوای شیطانی را یکی پس از دیگری دریافت نمودم. قلم قاصر است که احساسات خویش را ابراز کنم. به قوای مسلح اسلامی که خدایشان نصرت آخرین را نصیب فرماید، تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما عزیزان افتخارآفرین پیروزی بزرگی را که با یاری ملائکه الله و نصرت ملکوت اعلی نصیب اسلام و کشور عزیز ایران، کشور بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا نمودید. رحمت واسعه خداوند بر آن مادران و پدرانی که شما شجاعان نبرد در میدان کارزار و مجاهدان با نفس در شب های نورانی را در دامن پاکشان تربیت نمودند. مژده باد به شما جوانان برومند در تحصیل رضای پروردگار که از بالاترین سنگرهای روحانی و جسمانی ظاهری و باطنی پیروزید. مبارک باد بر بقیه الله ارواحنا له الفداء وجود چنین رزمندگان ارزشمند و مجاهدان فی سبیل الله که آبروی اسلام را حفظ و ملت ایران را روسپید و مجاهدان راه خدا را سرافراز نمودید. ملت بزرگ ایران و فرزندان اسلام به شما سلحشوران افتخار می کنند. آفرین بر شما که میهن خود را بر بال ملائکه الله نشاندید و در میان ملل جهان سرافراز نمودید. مبارک باد بر ملت چنین جوانان رزمنده ای و بر شما چنین ملت قدردانی که به مجرد فتح و پیروزی توسط رزمندگان به دعا و شادی برخاستید. اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم. شما دین خود را به اسلام عزیز و میهن شریف ادا کردید و طمع ابرقدرت ها و مزدوران آنان را از کشور خود بریدید و سخاوتمندانه در راه شرف و عزت اسلام جهاد کردید. (یالیتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظیماً) 
درود بر فرماندهان بزرگوار و رزمندگان و بر همه مجاهدان راه عظمت کشور و اسلام، و نفرت و لعنت بر منافقان و منحرفانی که می خواستند یکی از انبارهای مهمات چنین مجاهدانی را به آتش بکشند، و غضب و سخط خداوند بر آن خدانشناسانی که با کمک به صدام عفلقی می خواستند او را نجات دهند، و شکر بی پایان خداوندی را که توانستید با شکست مفتضحانه، نیروهای کفر را در بارگاه قادر متعال بی آبرو و در پیشگاه ملت های مسلمان منفور نمائید. من از خداوند تعالی نصرت نهائی شما عزیزان و شکست مخالفان حق را خواستارم.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 97


درود بر شما و رحمت خدا بر شهیدان راه حق و شهدای جبهه نبرد حق
علیه باطل و سلام بر عبادالله الصالحین.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت سومین سالگرد رسمیت یافتن جمهوری اسلامی ایران

تاریخ: 1361/01/12

 

پیام امام خمینی به مناسبت سومین سالگرد رسمیت یافتن جمهوری اسلامی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
در آغاز چهارمین سال رسمیت جمهوری اسلامی حمد و ثنای بی پایان خداوند متعال را که با نصرت خود و جنود غیبی، رزمندگان سلحشور و متعهد ایران را در دو بعد معنوی و ظاهری پیروز و با سرافرازی هر چه تمامتر به جائی رساند که معجزه عصر به دست مبارک و توانای آنان به صورتی آشکار، تحقق پیدا کرد و لشکرهای مجهز به جهازهای مدرن قدرت های شیطانی در فاصله ای اندک شکست مفتضحانه خورده یا تسلیم شدند و یا فرار نمودند و یا کشته شدند.
12 فروردین سال 61 درخشندگی دیگری در تاریخ ایران دارد. درخشندگی پرتو نور خدا، درخشندگی حمایت و عنایت خاص پروردگار جهان بر ملت ستمدیده و غارت زده ایران. کسی که این حمایت و اعجاز را نبیند خفاشی است که نور خورشید جهان افروز را نتواند دید. با تمام اسباب اطمینان و سکون خاطر در دشمن و تمام اسباب وحشت و خوف در رزمندگان ایران، کدام سبب، اطمینان و سکینه را در اینان ایجاد و رعب و وحشت را در آنان متحقق کرد؟ آنها برخوردار از پشتیبانی ابرقدرت ها بویژه شیطان بزرگ، آمریکا بودند و می باشند. اکثر قدرتمندان منطقه به آنها انواع سلاح را از اطراف جهان می رساندند و میلیاردها دلار در اختیار آنها می گذاشتند و به پشتیبانی از آنان از فرستادن ارتش هم دریغ نداشتند و تمام رسانه های گروهی مؤثر در خدمتشان بود و هست و ما در محاصره اقتصادی و در حال انقلاب و در هم ریختگی و مواجه با توطئه های جانفرسای داخلی و خارجی. آنها غافلگیرانه به ما هجوم آوردند و از دریا و زمین و هوا به ما حمله کردند و مقدار زیادی از کشور ما را تصرف نمودند و به خرابی و قتل و غارت شهرهای ما و ملت مظلوم ما پرداختند که این نیز از اسباب بزرگ برای رعب و وحشت ما و آرامش و سکون برای مهاجمین به کشور ما بود. آیا آنچه خداوند تعالی می فرماید (وقذف فی قلوبهم الرعب فریقاً تقلتون و تأسرون فریقاً) ، مصداق ظاهرش در فتح مبین متحقق نیست؟ آیا آیه (هوالذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین) مصداق ظاهرش رزمندگان این جبهه نیست؟ مگر آنچه در صدر اسلام واقع شد و موجب فتح لشکر اسلام گردید جز اینها بود؟ آیا در ظرف یک هفته آنچه تاکنون شمارش شده است بیش از پانزده هزار اسیر و هزاران مقتول و هزاران مجروح و آنهمه غنایم جنگی امری عادی است؟ آیا فوج فوج تسلیم در مقابل عده ای غیر معادل با خصم امری عادی و طبیعی است؟

صحیفه نور جلد 16 صفحه 101


بارالها! جوانان رزمنده ایران فتح را از تو می دانند و به قدرت خویش مغرور نیستند و اگر غرور و سرافرازی هست برای آن است که مورد عنایت و حمایت ذات مقدس تو هستند. تو طمأنینه و سکینه را در دل آنان نازل فرمودی و رعب و وحشت را در قلوب دشمنان آنان که دشمنان اسلامند انداختی. خداوند! هر چه هست از توست و امید آن داریم که این عنایت و حمایت را ادامه دهی تا پیروزی نهائی و پس از آن نیز تا آنگاه که دشمنان تو و اسلام در نبرد با جنودالله و حزب الله هستند و تا استقرار حکومت الله.
اینک بعضی تذکرات که ملت و دولت و ارتش و سپاه و بسیج و دیگر قوای مسلح به آنها توجه دارند عرض می کنم
1- همه باید بدانیم که تمام امور و از آن جمله فتح و نصر به دست خداوند متعال است. (و ماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم) . باید توجه داشته باشیم که در این فتح مبین و سایر فتوحات، غرور به قدرت خویش پیدا نکنیم و شیطان نفس بر ما غلبه نکند، که غرور موجب سردی و سستی می شود و در جنگ لازم است قوای مسلح تا آخرین نقطه و تا پیروزی نهائی دارای آمادگی لازم بوده و از نیرنگ و خطر دشمن در هیچ حال غافل نباشند، بویژه دشمنی که تمام قدرت های شیطانی برای حفظ او کوشش دارند و خود، خوب می داند که شکست برای او نابودی است. رزمندگان معظم در مرزها، سنگرها و پایگاه های خود را محکم کنند و لحظه ای از هجوم دشمن غفلت نورزند که لحظات پیروزی بسیار حساس است. با یاد خداوند منان و دلبستگی به نصرت او آماده و مجهز باشید و دشمن را حقیر و بیچاره نشمرید. خدایتان نصرت نهائی را عنایت فرماید.
2- از اینکه بوق های تبلیغاتی دروغپرداز و شایعه ساز که در خدمت ابر جنایتکارانند از پیروزی های رزمندگان شجاع ما نامی نمی برند و در سکوت مرگبار فرو رفته اند و گاهی از پیشروی های صدامیان شکست خورده و ناتوان در شوش و دزفول سخن می گویند، ناراحت نباشید. بحمدالله تعالی نخواهند توانست بر این پیروزی ها که چون خورشید عالمتاب می درخشد سرپوش نهند، چنانچه اخیراً که رسوائی سکوت به حد اعلی رسید مجبور شدند مختصرا خبرها را با حالتی متزلزل بیان کنند. شما رزمندگان عزیز و شجاع که با ذکر خداوند متعال و ندای الله اکبر به پیش می روید و به دشمن می تازید از بوق های قدرت های سیلی خورده چشمداشت انعکاس صحیح پیروزی های خدا داده را ندارید و نباید داشته باشید. شما چون ماه نورافشانی کنید و آنان بوق مخالف بزنند. شما برای عقیده، جهاد و دفاع می کنید و از خداوند چشمداشت رحمت دارید و بگذارید تا تبلیغات استعماری از آنان از خدا بیخبر که برای دنیا و شیطان به جنگ با اسلام برخاسته اند پشتیبانی نمایند. پیروز باشید و سرافراز و به خدای قادر اعتماد کنید و به پیش بروید (والعاقبه للمتقین) .
3- هر چند جنگ و دفاع از حق و میهن، زحمت ها و خسارت ها دارد و جوانان پر ارزش را از ما گرفت و جنگزدگان مظلومی را آواره و بی خانمان کرد، لکن به خواست خدای منان محتوای پرعظمت و شکوهمندی داشت. این جنگ تحمیلی، شکوه و عظمت ایمان و اسلام را در پهناور جهان

صحیفه نور جلد 16 صفحه 102

منتشر نمود و ایران بزرگ که می رفت با خیانت های خاندان پهلوی و بستگان آنان یک کشور وابسته و مصرفی و یک ملت مرده و سر به زیر برای ضربه خوردن و ستم پذیرفتن معرفی شود، ناگهان با یک جهش بی سابقه و یک انقلاب الهی در جنگ غافلگیرانه با توطئه جهانخواران ستم پیشه و مزدوران بی فرهنگ و پشتیبانی آشکار و نهان ابرقدرت ها آنچنان پیروزمندانه و شجاعانه بر پیکر پلید صدامیان و آمریکائیان منطقه تاخت و آنچنان اسطوره های شیطانی را یکی پس از دیگری در هم شکست که گوئی دست مبارک علی ابن ابیطالب سلام الله علیه در روز خندق از آستین پر عظمت لشکریان ما بیرون آمده است و در مبارزه تمامی اسلام در مقابل تمامی کفر ظفرمندانه و سرافراز با قامتی به بلندی ابدیت استوار ایستاده است.
امروز ایران در جهان پیش دوست و دشمن به نام یک کشور مکتبی مقاوم در مقابل قدرت های بزرگ مطرح است، حتی آنان که از روی جهل و نادانی و یا حسد و عقده های درونی با این جمهوری و این جوانان پرتوان به دشمنی برخاسته اند در باطن و سیر ذاتشان با اعجاب و بزرگی به آن می نگرند و از پیروزی های آن خون دل می خورند.
4- گر چه می دانم مکتبی بودن و تعهد به اسلام راستین اقتضاء می کند تا رزمندگان اسلام با اسراء جنگی و پناهندگان با عطوفت و فتوت، به گونه ای اسلامی رفتار کنند که بحمدالله می کنند، هر چند صدام و صدامیان برخلاف اینان رفتارشان غیر انسانی و سبعانه باشد، لکن تذکر و تأکید سودمند است. باید جوانان ما و کسانی که عهده دار نگهداری اسیران و پناهندگان هستند طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند و با آنان آنگونه رفتار کنند که مولای آنها و پیشوای عظیم الشأنشان با بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انسان ها این ملجم لعنت الله علیه رفتار فرمود، تا اسیران که ضربه روحی خورده اند احساس آرامش و جبران در حکومت اسلامی نمایند و پس از آزادی در سلک مبلغین اسلام و احیاناً فداکاران آن درآیند که این خود خدمت پر ارزشی به اسلام و جمهوری اسلام است و چه بسا که این اسیران و پناهندگان با اجبار و تهدید به مرگ خود و خانواده هایشان به جبهه ها فرستاده شده باشند، چنانچه بعضی از آنها این ادعا را دارند. و گمان نکنید آن خوی جنایتکاری و سبعیتی که در امثال صدام است در اینان باشد و چه نیکوست که جوانان عزیز و نگهبانان این بازیخوردگان از یک موجود صدامی یا در خدمت جنایت، یک انسان اسلامی و در خدمت مکتب مقدس قرآن بسازند، و بدانند که (من احیا نفسا فکانما احیا الناس جمیعاً) و هدایت از بزرگترین مظاهر احیاء است.
5- امروز دنیا، حتی کوردلان هم می دانند که ایران از موضع قدرت که موهبت الهی است صحبت می کند. امروز ایران به آن حرفی که از روز اول گفته است پای بند است. ما با هیچ کشوری، چه اسلامی و چه غیر اسلامی سر جنگ نداریم و طالب صلح و صفا برای همه هستیم و تاکنون نیز به دفاع که برای هرکس فریضه ای است الهی و حقی است انسانی برخاسته ایم و هرگز قصد تجاوز به کشورهای دیگر را نداریم و می خواهیم کشورهای اسلامی در کنار هم با تعهد اسلامی به دفاع از حقوق

صحیفه نور جلد 16 صفحه 103

مسلمین و کشورهای اسلامی در مقابل متجاوزان و متجاسران مانند اسرائیل تجاوزگر بایستند. و اگر این آرزوی دیرینه ملت و دولت ایران جامه عمل بپوشد هیچ قدرتی هر چند هم بزرگ نمی تواند به کشورهای اسلامی یا یکی از آنها تجاوز کند یا اعمال قدرت و زور نماید. و ما صلاح تمام کشورها بویژه کشورهای مجاور و منطقه را در آن می دانیم که برای ارضاء شهوت بلند پروازی و ماجراجوئی صدام و منفعت طلبی و سلطه جوئی قدرت هائی که او را به دام و مهلکه انداخته اند خود را به تباهی و هلاکت دنیوی و عذاب الیم اخروی مبتلا نکنند و با کشوری که با همه مسلمانان جهان خواهد دست برادری دهد و اخوتی که خداوند عطا فرموده است به رسمیت بشناسد و جامه عمل پوشد به طور مسالمت آمیز رفتار نمایند و از حرکت جنون آمیز صدام عفلقی و عاقبت امر آن عبرت بگیرند و بدانند که اگر خدای نخواسته قدرت به دست صدام جاه طلب بیفتد، با آنان کمتر از اسرائیل عمل نخواهد کرد و آن روز پشیمان خواهند شد که گرفتار اسرائیل دوم یا بدتر از او شوند. پس سزاوار است که این نصیحت اسلامی را بپذیرند و با آتش بازی نکنند و سزاوارتر آنکه با ملت بپاخاسته مظلوم در اراضی اشغالی فلسطین همصدا شده و از تظاهرات و قیام آنان در مقابل ستم های اسرائیل پشتیبانی عملی کنند تا همانگونه که ایران با تظاهرات و انقلاب اسلامی رژیم ستمشاهی را ساقط نمود آنان نیز بر این دیو آدمخوار و غاصب ملحد غلبه کنند. و امید است که مظلومان مراکز اشغالی به تظاهرات و اعمال ضد صهیونیستی خویش ادامه دهند تا پیروزی را به دست آورند. از خداوند متعال، تعالی اسلام و هواداران آن را خواستار و سرنگونی پرچم های شیطانی را امیدوارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با دبیرکل، مسؤولان و اعضای دفاتر حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور و اعضای انجمن اسلامی کارکنان بانک های تهران

تاریخ: 1361/01/14

 

راس همه خطاها همین خودخواهی هاست

بسم الله الرحمن الرحیم
من امیدوارم که این سال جدید و سالروز جمهوری اسلامی به همه ملت ایران و ملت های مستضعف جهان و به شما آقایانی که در اینجا مجتمع هستید مبارک باشد و قشر مستضعف انشاءالله پیروز باشد و مستکبران جهان در سراشیب سقوط باشند. و از شما آقایان که اعضای حزب جمهوری اسلامی و چه اعضای بانک و چه اعضای آن کسانی که در بانک ها و در سایر جاها به عنوان جمعیت اسلامی کار می کنند، من تشکر کنم و امیدوارم که همه ما و همه شما و همه ملت ما هر چه بیشتر رو به اسلام و تحقق اسلام و انگیزه های الهی پیش برویم و این انگیزه های الهی و اسلامی در همه نقاط جهان متحقق بشود.
آن چیزی که دنیا را تهدید می کند، سلاح هاو سرنیزه ها و موشک ها و امثال این نیست. آن چیزی که دارد این سیاره ما را در سراشیبی انحطاط قرار می دهد، انحراف اخلاقی است. اگر انحراف اخلاقی نباشد هیچ یک از این سلاح های جنگی به حال بشر ضرر ندارد آن چیزی که دارد این انسان ها را و این کشورها را رو به هلاکت و رو به انحطاط می کشاند، این انحطاطهائی است که در سران کشورها و در دست به کارهای این حکومت ها از انحطاط اخلاقی دارد تحقق پیدا می کند و همه بشر را دارد سوق می دهد به سراشیب انحطاط و نمی دانیم که عاقبت امر این بشر چه خواهد شد. شما ملاحظه بفرمائید که این سلاح های بزرگ مدرن که الان در دست ابرقدرت هاست، این سلاح ها در چه امری از امور به کار می رود؟ آیا برای خیر بشر است؟ برای تأمین صلح است چنانچه مدعی هستند؟ یا برای هلاکت بشر و برای خودخواهی هائی که این سران دارند؟
اینکه در روایات ما هست که (حب الدنیا رأس کل خطیئه) این یک واقعیتی است و اساس حب دنیا هم ریشه حب دنیا هم حب نفس است که آن هم حب دنیاست. تمام فسادهائی که در بشریت پیدا شده است از اولی که بشریت تحقق پیدا کرده است تاکنون و تا آخر، منشأش همین حب نفس است. از حب نفس است که حب به جاه، حب به سلطنت، حب به مقام حب به مال و حب به همه انگیزه های شهوانی پیدا می شود و انبیا اساس کارشان این بوده است که این حب نفس را تا آن مقدار که ممکن

صحیفه نور جلد 16 صفحه 105

است سرکوب کنند و نفس ها را مهار کنند و انبیا هم آنطوری که می خواستند موفق نشدند و تا آخر هم نتوانستند آنطوری که دلخواه آنهاست تحقق پیدا بکند. و در حکومت عدل بقیه الله هم عدالت جاری می شود، لکن حب های نفسانی در بسیاری از قشرها باقی است و همان حب های نفسانی است که بعضی روایات هست که حضرت مهدی سلام الله علیه را تکفیر می کنند. حقیقتاً رأس همه خطاها، خطیئت ها همین خودخواهی هاست و تا این خودخواهی ها در بشر هست، این جنگ ها و این فسادها و این ظلم ها و ستمگری ها هست و انبیا اینکه دنبال این بودند که یک حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که حکومت عدل اگر باشد، حکومتی باشد با انگیزه الهی، باانگیزه اخلاق و ارزش های معنوی انسانی، یک همچو حکومتی اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار می کند و تا حد زیادی اصلاح می کند و اگر حکومت ها به دست جباران باشد به دست منحرفان باشد، به دست اشخاصی باشد که ارزش ها را در آمال نفسانی خودشان می دانند، ارزش های انسانی را هم گمان می کنند که همین سلطه جوئی ها و شهوات است، تا این حکومت ها برقرار هستند بشریت رو به انحطاط است و اگر آمال انبیا در یک کشوری تحقق پیدا بکند آن ولو بعض آمال انبیا، آن کشور رو به اصلاح می رود.
شما مقایسه بکنید این جمهوری اسلامی را در زمان ما، مقایسه بکنید این سران جمهوری اسلامی در کشور ما و این حزب جمهوری اسلامی در کشور ما، مقایسه بکنید با هر کشوری را که می خواهید انتخاب کنید. شما هر کشوری را که انتخاب کنید، من گمان نمی کنم که رویهمرفته مثل این کشور ایران اینطور که ملت به حسب نوع و حکومت و مجلس و رؤسائی که هستند و در کارها دخالت می کنند و اداره می کنند کشور را شما گمان ندارم که نظیری برایش پیدا بکنید.
من نمی خواهم بگویم که ما نقیصه نداریم، الی ماشاءالله نقیصه داریم و الی ماشاءالله ما هواهای نفسانی داریم لکن به مقایسه ما می خواهیم حساب کنیم، نه اینکه صددرصد جمهوری اسلامی الان آن خطی را که انبیا می خواستند، طی کنند، یا حزب جمهوری اسلامی یا سایر نهادهائی که در کشور هست، ما هیچ یکمان مدعی نیستیم که تمام اینها صددرصد تمام است، لکن مدعی این هستیم که یک نسیم روحانی از جانب خدای تبارک و تعالی به این کشور وزیده است، یک بارقه الهی به این کشور تابیده است و به واسطه همین نسیم روح بخشی که با عنایت حق تعالی در این کشور وزیده است، این کشور را رو به اسلام و آمال انبیا دارد سوق می دهد، ولو اینکه در بسیاری از جاهایش اشتباهات هست و بسیاری از اشخاص ناباب هم در گروه ها وارد شده اند، لکن ما رویهمرفته مطلب را در هر جامعه ای باید حساب بکنیم. در یک جامعه ما نمی توانیم بگوئیم که افراد همه شان سالمند، در تمام دوره دنیا زمان انبیا و بالاترین زمانی که بشر یک رأسی داشته است مثل انبیا و در اسلام مثل رسول اکرم، معذلک وقتی که حساب می کنند، حساب جامعه را باید بکنند نه حساب افراد را. ببینیم جامعه، جامعه رو به اصلاح و صلاح هست یا جامعه رو به سوی انحطاط هست.
من نمی خواهم بگویم که جوامع بشری و افرادی که در سایر جوامع زندگی می کنند، آنها

صحیفه نور جلد 16 صفحه 106

منحطاند، لکن می خواهم عرض کنم تشکیلات را که بهتر می توانیم به آن اطلاع پیدا بکنیم، وقتی حساب بکنیم تشکیلاتی که در ایران هست، بدون اینکه در نظر یک عصبیتی در کار باشد، این تشکیلات از تشکیلاتی که در سایر کشورها هست بهتر است. این تشکیلات رو به اسلام دارد می رود و این تشکیلات می خواهد که آمال انبیا را متحقق کند و در سایر تشکیلات لااقل ما سراغ نداریم که اینطور باشد. آنهائی را که اطلاع داریم، ولو فردی، افرادی در آن پیدا بشود که صالح باشد، لکن تشکیلات رویهمرفته وقتی حساب می کنیم، تشکیلات رو به انحطاط است.
ما از بعضی موارد محدود و جزئی می توانیم که مسائل را تا یک حدودی به دست بیاوریم. شما ملاحظه بکنید که از وقتی که این جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده است، کشورهائی که با این جمهوری اسلامی مخالفت کرده اند چه وضعیتی داشته اند تا بفهمیم که انحطاط اخلاقی تا چه اندازه در بشر هست.
 

این جمهوری اسلامی از آغاز با ذکر خدا همراه بود

این جمهوری اسلامی از اول که نهضت اسلامی این مردم تحقق پیدا کرد و کم کم انقلاب تحقق پیدا کرد، از همان اول فریاد این جمعیت ها و گروه ها در هر جا که بودند فریاد این بود که با الله اکبر پیش می رفتند، خدا و ذکر خدا در فریادهای آنها بود و تا حالا هم و از اول تا حالا در این بین ها هم، این ذکرهای الهی و یاد خدا در این کشور زنده است و این اسلام خواهی و اخلاق اسلامی خواهی در این بشر زنده است. لکن کدام کشور است، الا نادر که ما را مسلمان بداند حتی. ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلام را می خواهیم، بسیاری از این کشورهاست که می گویند که اینها زرتشتی هستند مثلا ، گبر هستند، آتش پرست اند، این جز انحطاط اخلاقی در دستگاه های دولتی ولو در بسیاری از کشورهاست؟ ما از روز اول و اشخاصی که توجه به این مسائل دنیائی، آن چیزی که بر دنیا می گذرد، داشته اند، از اول با اسرائیل مخالف بوده ایم. بیشتر از بیست سال است که صحبتهای ما همیشه راجع به این بود که اسرائیل نباید که یک کشور مستقلی باشد و باید این ظالم را از این دنیا برداشت، خطر دارد، خطرناک است. لکن تا حالا هم همین کشورهائی که می گویند ما مسلمان هستیم و اسلامی هستیم، تا حالا هم ما را با اسرائیل همدست می دانند! ما که از اول آمریکا را ظالم می دانستیم و ستمگر می دانستیم و کشور خودمان را در دامن او به واسطه خیانت حکومت سابق اینجا، در دامن او می دیدیم هست، مخالفت کردیم با او، مردم قیام کردند و مرگ بر امریکا گفتند و عمل هم کردند و آن لانه جاسوسی را هم گرفتند و عذرشان را خوب خواستند، همه رفتند سراغ کارشان، تا امروز همه به ما گفته می شود که اینها با آمریکا همدستند! کانه امریکا و ما هر دو با هم همدست هستیم که با آمریکا مجادله کنیم! این جز انحطاط اخلاقی است که در این سران کشورها، بسیاری از کشورها رو به سراشیبی دارند می روند؟ صدام را وادار کردند که به این کشور اسلامی حمله کند و از زمین و هوا و دریا حمله کرد به ما و بعضی از اشخاصی که آنوقت سردمدار بودند خیانت کردند به این کشور و در عین حالی که اطلاع

صحیفه نور جلد 16 صفحه 107

داشتند، چیزی نگفتند. لکن همین صدامی که حمله کرد به کشور ما، با اسم اسلامی و اینکه با گبرها می خواهم مبارزه کنم، با این اسم خودش را آرایش می داد، و این جز یک انحطاط اخلاقی کثیف هست؟ و آنهائی که از اول تا حالا به صدام اسلحه دادند، پول دادند و ارتش برایش فرستادند، اینها همه می گویند ما مسلمان هستیم و طریقه ما طریقه اسلام است. با کی اینها دارند مبارزه می کنند؟ با آن جمعیتی که از بچه و بزرگشان، از مرد و زنشان، از حکومت تا مجلس و تا هر جا که انسان ملاحظه می کند و آنها هم می دانند، همه هر چه دارند هی فریاد اسلام را می زنند. آنهائی که می گویند ما مسلم هستیم و مسلمان هستیم و طریقه اسلام را داریم، آنها در رادیوهایشان، در تبلیغاتشان، در تلویزیونشان و در نطق هایشان و در سایر چیزها وقتی که ملاحظه کنید می بینید که همان آثاری است که زمان شاهنشاهی در اینجا بود، همان وضع است و حالا ما این بنگاه های تبلیغاتی مان، این مطبوعاتمان و این رادیو و تلویزیونمان و این ارگانهایی که هستند و این قوای ثلاثه ای که هستند، اینها وقتی که صحبت می کنند یا رادیو از آن پخش می شود امور، اکثراً پخش اسلام و احکام اسلام نیست؟ کجای دنیا شما سراغ دارید که در رادیویش درس فقه باشد، در رادیویش درس فلسفه الهی باشد؟ و کجا سراغ دارید که رادیو اکثر وقتش را در تبلیغات اسلامی دارد صرف می کند، و همین طور رادیو تلویزیون؟ و کدام حزب را سراغ دارید که سران آن حزب مثل سران حزب جمهوری اسلامی باشد؟ البته من افراد را نمی شناسم لکن سران را می شناسم و چیزی که آنها تصدیق بکنند ما هم تصدیق می کنیم. من نمی خواهم بگویم که در حزب جمهوری اسلامی افرادی خودشان را وارد نکردند یا افرادی هم نیستند که اشتباهاتی داشته باشند یا تعمداتی، لکن رویهمرفته را ما باید حساب بکنیم که رویهمرفته وقتی که حساب بکنیم این حزب را با حزب های دیگری مثلا با حزب توده یا احزابی که در زمان محمدرضا بود، سران آنها با سران اینها، افراد آنها با افراد اینها، طرز عمل آنها با طرز عمل اینها مقایسه بکنیم و انصاف داشته باشیم می بینیم که این وجهه، وجهه انسانی و اسلامی است و آنها به حسب نوع اینطور نیستند.
 

اسلحه های ما در راه تحقق آرمان های اسلامی و الهی دارد به کار می رود

اینکه مخالفت می کنند با سران اینها، با خود اینها، با سایر ارگان هائی که در ایران الان هست، این مخالفت جز این است که مخالفت با اخلاق انسانی و ارزش های انسانی است؟ اسلحه دست سپاه پاسداران ما و همین طور ارتش ما هست، دست صدامی ها هم هست، دست اردنی ها یعنی حکومت هست و دست آمریکا و شوروی هم هست، همه اینها اسلحه دارند، ما اسلحه های کوچک داریم آنها اسلحه های بزرگ دارند، این اسلحه ها وقتی به کار می رود خود اسلحه فی نفسه اشکالی ندارد، چیزی نیست، خود شمشیر فی نفسه چیزی نیست، شمشیر حضرت علی ابن ابیطالب با شمشیر ابن ملجم یک شمشیر، یک جور بودند، شاید شمشیر او تیزتر هم بود لکن او که این شمشیر را به کار می برد، این میزان است. آنکه یک ضربت را با عبادت ثقلین مساوی می داند و افضل، با آن ضربتی که همین

صحیفه نور جلد 16 صفحه 108

موجودی که یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین است به خاک و خون می کشد، آن میزان است، آن که ضربت ها را وارد می کند میزان است.
از اول این جنگ تحمیلی، ما ببینیم که سپاهیان ما و ارتش ما اسلحه های خودشان را در چه کار به کار بردند، در چه جهت به کار بردند و امریکا و آنهائی که دنبال یعنی صدام را وادار کردند به این امر، آنها در چه کار. وقتی ملاحظه می کنیم می بینیم که طیاره های آنها دزفول و آبادان را، اهواز و اندیمشک را، امثال اینها را می کوبد و آن مردم را کوبیده است و آنجاها را خراب کرده است و الان یک خرابه ای بعد از اینکه اینها بروند، یک خرابه ای دست کشور ما هست، و اسلحه های ما دفاع از این ملت ضعیف است به کار می رود، در راهی که خدا فرموده است، اسلحه های ایران الان غیر آن که دست منحرفین است، آن که به حسب توده های مردم میزان است، به حسب اجتماع میزان است، این اسلحه ها در راه تحقق آرمان های اسلامی و الهی دارد به کار می رود و آن اسلحه ها در راه تخریب و براندازی اسلام دارد در کار می رود. اینکه من عرض می کنم که دنیا تهدید به فنا، از راه سراشیبی در اخلاق دارد حرکت می کند، برای این است که این دو طایفه ای که یک طایفه حمله کردند و زن و بچه مردم را آواره کردند و همین طور زن و بچه مردم را از عراق هم آواره کردند و کشور ما را آنطور خراب کردند که ما سال ها باید زحمت بکشیم تا برش گردانیم به حال اول، می بینیم که کشورهای مختلفی با یک همچو ستمگر و یک همچو خبیثی دارند کمک می کنند، اسلحه می فرستند و همه چیز، هم افراد می فرستند، تبلیغات می کنند، اکثراً وقت صرف می شود برای اینکه این جمهوری اسلامی را از بین ببرند از قراری که در این نوشته ها یا در گفته ها بود رئیس جمهور آمریکا گفته است که این جنگ را دیگر باید - به هم - یک کاری بکنیم از بین برود برای اینکه این جنگ دیگر به نفع آمریکا نیست. شما ببینید این چه اقراری است که یک نفر آدم رئیس جمهور یک کشور ابرقدرت به اصطلاح همچو اقرار می کند که جنگ تا حالا به نفع آمریکا بوده است، برای اینکه جنگ برای به هم زدن این جمهوری اسلامی بوده است، حالا که می بینیم نمی شود این کار و ممکن است که جمهوری اسلامی رشد زیاد بکند و سایر کشورهای مسلمان هم بیدار بشوند، پس حالا یک خطری است برای آمریکا، دیگر به نفع امریکا نیست. حالا تقاضا کرده است از همه اشخاصی که دست اندرکارند که بیایند و این جنگ را به یک طوری به صلح برگردانند. و ما که از اول می گفتیم که ما جنگ با کسی نداریم، ما با همه عالم می خواهیم صلح داشته باشیم، ما اختلافی با کسی نداریم، ما می خواهیم برویم کشورگیری کنیم، ما دفاع می کنیم، دفاعی که اسلام به ما دستور داده، ما تابع اسلام هستیم، هر چه فرموده است عمل می کنیم، اگر فرموده بود که دفاع هم نکنید، ما هم می نشستیم و کاری نمی کردیم، فرموده دفاع بکنید، باید بکنیم، آنها هجوم کردند و ما دفاع. به جای اینکه اینهایی که می گویند ما مسلمان هستیم، این کشورهائی که می گویند ما اساس کارمان بر اسلام است، اینها به یک آیه ای از قرآن عمل می کردند، ما همه قبول داشتیم که اگر یک طایفه ای بغی کردند و طغیان کردند و به طایفه ای دیگر از مسلمین چه کردند، همه باید با او جنگ کنند تا او برگردد به حکم خدا وقتی برگشت آنوقت بنشینند اصلاح کنند.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 109


ما همان حرف اولی که گفتیم، همان حرف اول را همه زدیم. در مجلس صحبت شده همان بوده، رئیس جمهور صحبت کردند همان بوده، نخست وزیر صحبت کردند همان بوده، رئیس مجلس صحبت کردند همان بود. حرف ما یک حرف منطقی صحیح انسانی است. یک کسی که تجاوز کرده به ما و اینهمه خسارات به ما وارد کرده است و در کشور ما هست الان هم، خوب، حرف صحیح ما این است که خوب، از کشور ما برو. متعدی آن است که توی کشور دیگری است و شما اگر چنانچه از این جوامع بین المللی که ما می شناختیم شان (یعنی تا حدودی) بخواهید دعوت کنید که بنشینید و ببینید متجاوز کی است، مطمئن باشید که اگر از یک کشورهای صالح (اگر باشد) نخوانید اشخاص را برای رسیدگی، آنها قبلاً شما را محکوم کرده اند، قبلاً آنها ما را متجاوز شاید محسوب کرده باشند و اینها همان انحطاطی است که من عرض می کنم. رو به انحطاط اخلاقی ما هستیم و ما باید چه بکنیم و اسلام باید چه بکند با اینکه با این اخلاقی که دیگر به افتضاح کشیده شده است، با این وضعی که دیگر آن روزی که اینها شکست خوردند و رفتند بیرون و زدند ایرانی ها آنها را بیرون کردند، آن روز هم باز هی گفته می شود که صدام افراد خودش را خواسته است دیگر! بعد از اینکه واضح شده این مسأله در همه جا، از خارج آمدند دیدند و گفتند که مسأله چی بوده، حالا هم باز آنجا را نمی خواهند به رو بیاورند که شکست خورده، می گوید که ایشان خواستند افرادش را، لابد صلح جویی بوده این! اینها همه علائم این است که دنیا رو به سراشیبی است، یعنی این قشرهائی که دارند دنیا را اداره می کنند اینها رو به سراشیبی هستند و ملت ها باید متوجه به این معنا باشند که ملت ها را اینها نکشانند همراه خودشان رو به سراشیبی. ملت عراق باید متوجه این معنا باشد که اگر چنانچه صدام در عراق باقی بماند آنها را رو به فساد می کشد، جوان ها را رو به فساد می کشد و خدا می داند که آنقدر لطمه ای که بر عراق وارد شده است، از این حزب کافر عفلقی و بر جوان های آنها وارد شده است، چه صدمات اخلاقی بوده که وارد شده است. آن که انسان را و کشورها را تهدید می کند این انحرافات اخلاقی است که تهدید می کند، و الا سلاح فی نفسه که چه اشکال دارد.
 

باید ملتفت باشید که اشخاصی که در بین شما هست انحراف نداشته باشند

یعنی ما از مسأله بگذریم، یک چند کلمه ای با آقایانی که در اینجا تشریف دارند عرض کنیم. من اطمینان به این آقایانی که می شناسم شان که در رأس این حزب بودند و سابق هم بعضی دیگری که بودند، اینها را ما با آنها بودیم و می شناسیم، لکن این آقایان چند نفر هستند و احاطه به تمام کشور و حزب جمهوری اسلامی در تمام کشور را ندارند. باید اشخاصی که در هر جا هستند و متکفل این امر هستند و اشخاص صالح هستند، با کمال دقت و با کمال وسوسه ملاحظه کنند که افرادی که خدای نخواسته انحراف دارد و افرادی که می خواهند خودشان را وارد کنند در این چیزهایی که به نفع اسلام است و منحرفش کنند، مبادا باشد در آنها. حتی یک فردشان هم خطر دارد به اندازه خودش. جمعیت زیادی اند الان که در حزب هستند، باید توجه کرد به اینکه آنهائی که در رأس هستند، خیلی درباره آنها،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 110

یعنی در هر جا هستند، در رأس به طور مطلق نه، رده بالا را نمی گویم، آنهائی که در جاهای دیگر هستند و اداره می کنند حزب جمهوری اسلامی را باید توجه کنند که در همان مرکز اداریش و تبلیغاتی اش و چیزهای دیگری که دارند مبادا یک نفر از اشخاص منحرف با یک صورت بسیار مثلاً اسلامی، وارد نشود. توجه به سوابقشان بکنند، به لواحقشان، به خانواده هاشان و به کارهائی که می کنند، توجه بکنند. یک وقت انسان می بیند که یک چیزی بسیار خوب است لکن آمدند و منحرفش کردند و لااقل بدنامش کردند. اینها الان به همین قدر کافی اند که یک چیزی که مورد توجه مردم هست بدنامش کنند. اینها در صدد این هستند که هر چه ما داریم بدنام بشود دولت را، مجلس را و جمهوری اسلامی را و حزب جمهوری را. باید ما توجه بکنیم به اینکه راهی که خدا پیش پای ما گذاشته است و ما می خواهیم همان راه را برویم، اشخاصی نیایند وارد بشوند و راه را منحرف کنند. این شیطان از روز اول خدای تبارک و تعالی را اگر ملاحظه فرمودید تهدید کرده که من بنده های تو را، می نشینم و منحرف می کنم. این تهدیدی است از طرف شیطان به خدا. اینها اینطور هستند که تا آن آخرین نفسشان وقتی نرسیدند به آنی که باید برسند، تا آن آخرین نفسشان لااقل اگر دست شان نمی رسد که بکشند اینها را، بدنام کنند اینها را و این چه بهتر که وارد بشوند در این جمعیت هایی که به اسم اسلام دارند کار می کنند مثل انجمن های اسلامی که در همه جا هست. این انجمن های اسلامی، خود انجمن اسلامی یک چیز خوبی است، مطلوبی است و افرادش هم انشاءالله اکثراً خوبند، لکن باید توجه داشته باشد این انجمن ها که افرادی که در این انجمن وارد می شوند، اینها چکاره هستند و وارد می شوند. یک وقت شما می بینید که انجمن اسلامی منحرف شده است و بدنام شده است. اگر چند جا یک خلاف هایی را انجام بدهند تعمدی، و بخواهند بدنام کنند این انجمن های اسلامی را، یک وقت می بینید در سطح کشور انجمن های اسلامی را می گویند اشخاص مخالفی هستند اینها. باید خود اشخاصی که تماس دارند با افراد، در هر جا که هستند خودشان باید دنبال این مطلب بروند که اصلاح کنند قضیه را و افراد با شناسائی، با شناسائی بروند. اگر فرض کنید یک انجمن اسلامی باشد که بیاید و کم کم بخواهد یک جایی که هست آنجا را به هم بزند، اداره ای را حیثیت اداریش را به هم بزند، بدانید این انجمن اسلامی نیست. انجمن اسلامی باید ناظر به امور باشد و معین هر جا که هست باشد. اگر چنانچه انجمن اسلامی مثلاً در بانک که هست بخواهد افراد صالح را هی بگوید چطور است و بیرون کند و افراد ناصالح وارد بکند، این انجمن اسلامی نیست.
باید ملتفت باشید که اشخاصی که در بین شما هست انحراف نداشته باشند که به واسطه انحراف شما را به انحراف بکشند یا لااقل بدنام کنند و بالاخره ما هر چیزی که در این مملکت الان داریم، چه مجلس و چه دولت و چه حزب و چه بانک و چه سایر ارگان هایی که داریم باید ما کوشش کنیم که اینها بخورد به جمهوری اسلامی. خوب، ما ادعا کردیم که ما جمهوری اسلامی را می خواهیم، همه ملت هم موافقند با این، جمهوری اسلامی می خواهیم، آنهائی که مخالفند معدودی هستند، خوب، ما که می گوئیم که نظام جمهوری اسلامی را در ایران ما متحقق کردیم، آنوقت اگر خدای نخواسته بیایند

صحیفه نور جلد 16 صفحه 111

مجلس ببینند که مجلس را بعضی آوردند خراب دارند می کنند، بروند دولت، دولت هم ببینند همین طور است، همین طور یک وقت بشود شیر بی دم و شکم، ما باید کوشش کنیم که اینها را تا آن اندازه ای که قدرت داریم به همین چیزی که اسلام می خواهد مبدل کنیم.
بانک های ما باید توجه به این معنا داشته باشند که بانک، بانک اسلامی است امروز، نه بانک زمان رضاشاه و محمدرضا شاه. بانک ها باید فکر این مطلب باشند که مسائل خودشان را با اسلام تطبیق بدهند و همه جا اینطور باید باشد. ما از رویهمرفته جامعه مان هیچ نگرانی نداریم. رویهمرفته جامعه ما یک جامعه اسلامی است و دارد رو به اسلام می رود، اما از این خصوصیات و افراد نادر که گاهی وقت ها اشخاص بسیار خطرناکی هستند، از اینها نگرانی هست که مبادا در هر جا که اینها بتوانند، وارد بشوند و با ورود خودشان انحراف ایجاد بکنند و ما نباید سهل انگاری کنیم که خوب، یک نفر آمده است فرض کنید در این محل، و خرابکارها دیگران نیستند. نه، یک نفر فاسد یک وقت می بینید که یک انجمنی را فاسد می کند و یک کشوری را رو به فساد می کشاند، ما باید توجه به این مسائل داشته باشیم. این حدود الهی که خدای تبارک و تعالی قرار داده و یک فرد اگر در داخل منزلش هم یک کاری بکند که بیرون منعکس بشود او را تعقیب و مجازات می کنند، برای اینکه اینهائی که اینطور فسادها را در یک مملکتی می کنند ولو توی خانه ای این کار را می کنند این کم کم سرایت می کند و جامعه را رو به فساد می برد. خدای رحمان و رحیمی که با همه بندگانش رحمت دارد و می خواهد همه بندگانش به سلامت و سعادت باشند، به حسب تشریع اینطور فرموده است. آنوقت یک نفر آدمی که بیاید در خیابان و شمشیرش را بکشد، چاقویش را بکشد و بخواهد مردم را تهدید کند، بگویند که این را باید بکشید، این برای این نیست که این یک آدم یک همچو کاری کرده، یک دشمنی با این آدم است، این برای این است که اگر این را رها کنند یک کشور کم کم کشیده می شود به فساد. فساد یک فرد، دو فرد، چهار فرد، این ور، آن ور، اگر منحصر به خودشان بود حرفی نبود اما فساد سرایت می کند، اخلاق فاسد سرایت می کند به همه، کم کم می بیند یک وقت یک کشوری فاسد شد. اسلام از اول جلویش را خواسته بگیرد، گفته این کسی که این فساد را کرده باید با او اینجور رفتار کنید تا از اول نگذارد رشد پیدا کند این فساد. شما هم باید، موظفید، در بانک موظفند، در انجمن های اسلامی موظفند، جمهوری اسلامی و حزب جمهوری اسلامی موظف است و دولت و همه موظفند به اینکه نگذارند، یک مورد هم فساد وقتی واقع شد اغماض نکنند، همان یک مورد را تعقیب کنند و همین یک مورد را از بین ببرند تا سرایت نکند، یک وقت یک جمهوری به فساد کشیده بشود یا لااقل به اینطور کشیده بشود که بدنام بشود در دنیا. به اندازه کافی ما اشخاصی که، مبلغینی که بخواهند این جمهوری اسلامی را به بدنامی بکشند به قدر کافی در دنیا ما داریم. خودمان نباید یک کاری بکنیم که کمک بشود، به قدر کافی دنیا با ما دارد مخالفت می کند. ولی شما اگر خودتان را حفظ بکنید و اگر اخلاق اسلامی در خودتان نفوذ بکند و همه توجه به این مسائل داشته باشید که از اخلاق اسلامی یکی از امور مهمش قضیه تفرقه نداشتن و مجتمع بودن است، همه با هم بودن است و تا حالا هم ما هر چه

صحیفه نور جلد 16 صفحه 112

پیشرفت کرده ایم از این معنا بوده. تاکنون این جمهوری اسلامی از اولی که انقلاب پیدا شده، چه در آنجائی که قطع ریشه های فساد را کردند و از بین بردند تا آنجائی که در امور کشور کارسازی کردند، بازسازی کردند، در اثر این وحدتی بوده است که اینها داشتند که یکی از اخلاق اسلامی است.
 

مادامی که برادری را حفظ کنیم، در امان هستیم

این برادری یکی از اموری است که در قرآن کریم همه ما را برادر خواندند، مسلمان ها را، مؤمنین را، و برادرها باید با حسن نیت و برادری مجتمع باشند و بحمدالله تعالی هستند. ما باید این نعمت الهی که خدا این هم نعمت حساب کرده، این نعمت، بزرگ ترین نعمت است، این نعمت الهی را ما باید حفظش کنیم. مادامی که این نعمت الهی را ما حفظ کردیم، در امان هستیم از همه شیاطین و آن روزی که ما این نعمت را خدای نخواسته از دست بدهیم، آن روز است که خلل وارد می شود به کشور ما. و من امیدوارم که به همین نحوی که الان دارد پیش می رود و جمهوری اسلامی دارد پیش می رود و همه کسانی که در ایران یک کاری انجام می دهند، یک فکری را دارند، همه با هم هستند و موافق با هم هستند و تاکنون هم بحمدالله هر چه توطئه بوده است در اثر همین بیداری که ملت ما دارند و بیداری که دولت ما دارد و سایرین دارند همه خنثی شده است و انشاءالله از این به بعد هم خنثی خواهد شد. خداوند انشاءالله به همه شما، به همه کشور، کشورهای اسلامی، به همه ملت های مسلمان، آگاهی به مقداری که بتوانند به اسلام برگردند و بتوانند خدمت کنند به نوع بشر، انشاءالله توفیقش را عنایت بفرماید و امیدوارم که این جمهوری اسلامی انشاءالله برسد به مقامی که خودش را برساند به زمان ظهور امام زمان سلام الله علیه. و انشاءالله خداوند ما را در اخلاق خوش، در رفتار خوش، در کردار خوش یاری کند و هواهای نفسانی ما را انشاءالله با عنایت خودش و قدرت خودش سرکوب کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان عشایر کشور، گروهی از کارکنان سازمان های صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی، شرکت توانیر، جمعیت هلال احمر، اعضای جهاد سازندگی و خانواده های شهدا

تاریخ: 1361/01/21

 

رژیم سابق گروه هائی را که احتمال می داد در مقابل ابرقدرت بایستند، سرکوب می کرد

بسم الله الرحمن الرحیم
این گروه های مختلفی که امروز تشریف آوردند و ما از نزدیک خدمتشان رسیدیم که همه در ارتباط با این جنگ و در خدمت در جبهه بوده اند، از همه آنها من تشکر می کنم و امیدوارم که همه آنها موفق باشند و همانطور که تاکنون دین خودشان را به اسلام و کشور خودشان ادا کردند، این خدمت را ادامه بدهند تا انشاءالله کشورشان، کشور عزیزشان به استقلال تام و آزادی کامل برسد و اشرار را در این کشور از بین ببرند و انشاءالله همه موفق باشند.
من به مناسبت اینکه از عشایر محترم کشور عددی اینجا تشریف دارند و از رادیو و تلویزیون هم عددی هستند، بعضی از مسائلی که در رژیم سابق، در این پنجاه سال با برنامه ریزی مسلم تحقق پیدا کرده است، عرض می کنم، گرچه همه آنها را نمی شود. و من امیدوارم که تاریخ نویسان ما و آنهائی که اهل مطالعه هستند این پنجاه سال را تحت نظر قرار بدهند و ببینند که در این پنجاه سال این پدر و پسر چه به روز این کشور آوردند. ما یک بررسی کوتاه از این ارگان هائی که در این کشور می توانستند منشا اثری باشند و گروه هائی که ممکن بود در مقابل قدرت های بزرگ بایستند، ما یک بررسی مختصر گذرائی می کنیم ببینیم که اینها در همه این گروه ها و در همه این ارگان ها چطور با این کشور بازی کردند و چطور خدمت خودشان را به ابرقدرت ها اثبات کردند. در یک کشور، ما یک نظری به مراکز سیاسی آن کشور باید بکنیم و یک نظری به مراکز اقتصادی کشور و اجتماعی کشور و یک نظری به قدرت نظامی کشور و یک نظری به گروه های تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور و یک نظری به گروه هائی که می توانستند برای این کشور یک قدرت باشند، مثل عشایر، ببینیم که در طول این پنجاه و چند سال اینها با آن قدرت هائی که ممکن بود در مقابل ابرقدرت ها بایستند چه کردند. رضاخان که آمد اول با یک صورت ظاهر اسلامی آمد و کم کم قدرت را به دست گرفت و به حسب آن چیزی که انگلستان تصویب کرد، او را آنها آوردند، آنوقت قدرت مال آنها بود و این مأمور بود به اینکه این کشور را آن مقداری که امکان دارد در مقابل قدرت های بزرگ ایستادگی بکند، آن ارگان ها را در هم بشکند با

صحیفه نور جلد 16 صفحه 117

اختلاف رویه ها. دنبال این هم پسرش که به نظر من خبیث تر از پدر بود همان معنا را دنبال کرد با یک وضع دیگری. اول هدفی که رضاخان در نظر گرفت، کوبیدن روحانیون بود به اسم اینکه می خواهم اصلاح بکنم. تمام کارهایشان از اول تا آخر به اسم اصلاح و به اسم ترقی دادن کشور. اجانب، قدرت های بزرگ که مطالعات زیادی در این کشور دارند ملاحظه کردند که یکی از گروهائی که می تواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرت های خارجی، روحانیت است. ابتدا شروع کردند با اینها دست و پنجه نرم کردن، یعنی اینها را کوبیدن. اگر شما هم مطبوعات آنوقت را و رسانه های گروهی آنوقت را و نویسندگان و گویندگان آنوقت را در نظر بگیرید، یا آن مقداری که از آنها باقی مانده است مطالعه کنید، می بینید که تمام رسانه های گروهی و تمام مطبوعات کشور و رادیو، سینما و تئاتر و تمام اینهائی که در یک کشوری می تواند کار صحیحی بکند همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاسته اند. خود او مأمورین را وادار می کرد به اینکه آنها را در هر جا هستند، سرکوب کنند با اسماء مختلف و این مطبوعات، این رسانه های گروهی، اینها هم در بی آبرو کردن اینها و جدا کردن ملت از آنها کوشش داشتند. این خودش یک تاریخ طولانی است و کسانی که درست نظر بکنند به تاریخ پنجاه سال، می توانند بفهمند که قضیه چه بود، و دنبال آن هم در شکستن اسلام و شکستن قدرت اسلام کوشش های فراوان کردند و همه گروهائی که نویسنده بودند و انحراف داشتند، گوینده بودند و انحراف داشتند و رسانه های گروهی، همه در خدمت آنها با خود اسلام مخالفت کردند. در روزنامه هایشان من خودم دیدم که به پیغمبر اسلام سب کردند. این یک دسته، که احتمال می دادند که اینها بتوانند مردم را بسیج کنند در مقابل منافع اجانب و ابرقدرت ها. یک جای دیگری هم که به طور دیگر با آن مبارزه کردند، دانشگاه ها بود. دانشگاه ها هم اگر چنانچه یک دانشگاه های اسلامی ملی بود، کسانی که از آنها بیرون می آمدند توانستند در مجلس بروند و دولت تشکیل بدهند و امثال اینها و نگذارند نفوذ اجانب در این کشور زیاد بشود. اینجا را هم به یک وضع دیگری کوبیدند، یعنی خود دانشگاه ها را نریختند و تعطیل بکنند، برای اینها برنامه هائی گذاشتند، معلم هائی درست کردند، استادهائی درست کردند که آنها در خدمت آنان بودند و دانشگاه را یک دانشگاه وابسته به خارج و وابسته به انگلستان در یک وقت و به آمریکا در آخر، اینطور درست بکنند که افرادی که از اینها بیایند، الا کمی از آنها، در خدمت اجانب باشند. این هم یک باب مفصلی است که محتاج به بحث زیاد است که دانشگاه ما را به صورتی درآوردند که فرآورده های این دانشگاه، آنهائی که از دانشگاه خارج می شدند و به خارج می رفتند و از خارج سوغات می آوردند، تمامش در خدمت آنها باشد، آنها اینطور میل داشتند. البته در بین اینها بعضی هم بودند که اینطور نبودند اما در یک اقلیت ناچیز واقع بودند. این هم مراکز تعلیم ما.
مجلس هم یکی از مراکز بود که مرکز سیاست یک کشور، قانونگذاری یک کشور، مجلس را هم با فشار و با طرح های مختلف از اشخاصی فراهم کردند. اشخاصی را در مجلس آوردند که همه در خدمت آنها باشند، الا قلیلی از آنها، الا کمی از آنها، که کم کم این کم را هم از بین بردند و اخیراً من

صحیفه نور جلد 16 صفحه 118

دیگر سراغ ندارم که یک نفر وکیلی که در مجلس های اخیر بود، بعد از آنکه امثال مدرس را از بین بردند، من دیگر سراغ ندارم که یک کسی آنطوری که اسلام می خواهد، باشد. مجلس را هم قبضه کرد، یعنی مجلس را هم به خدمت اجانب واداشتند. تبع او دولت هم اینطور می شود، دولتی که این مجلس تعیین بکند و با دستور این شاه و شاه نما عمل بکند، مجلس هم افرادی را بر سر کار می آورد که همه در خدمت آنها باشند و رادیو و تلویزیون و دستگاه های تبلیغاتی تمام در خدمت آنها یکسر بودند. هر کس روزنامه های آنوقت را بخواند یا اگر نوارهائی از آنوقت باقی بود بشنود، می فهمد که نقشه این بود که یا در خدمت دولت های اجانب باشند و اخیراً خصوصاً در خدمت آمریکا و یا یک افرادی باشند که بی تفاوت باشند. این مراکزی که برای عیش و عشرت جوان ها تهیه کردند و این مغازه های زیادی که برای فروش عروسک ها و فرآورده های خارجی که بوجود آوردند و این دکان های مشروب فروشی، اینها به یک طبع خودش واقع نشده، اینها روی یک برنامه بود که آنقدری که می توانند در دانشگاه ها جوان ها را از بین ببرند و به خط آنها بکنند، آنقدری که در آنجا نمی شود، یعنی مراکز فحشا، بی تفاوتشان کنند و راجع به کشور خودشان بی تفاوت باشند، هر کاری می خواهند بکنند، بکنند، آنها کاری نداشته باشند. عشرتکده باشد، سینمای موافق میل و شهوات جوان ها باشد، دیگر این مملکت هر چه بر آن بگذرد، گذشته است. ذخایرش را دارند می برند، برده اند. نفتش را دارند می خورند، خورده اند و امثال ذلک.
 

رضاخان عشایر را بکلی می خواست از بین ببرد و بسیار هم موفق شد

و یک چیز دیگر هم ارتش بود. ارتشی که ده ها هزار نفر از خارج مستشار برایش می آید و آقابالاسر برایش می آید، نمی تواند یک ارتشی باشد که برای کشور خودش مفید باشد. او برای کشور دیگری مفید است، در خدمت دیگری است. این هم یک باب مفصلی است که دانشمندان باید مطالعه کنند و بنویسند مسائل آنوقت را. این هم راجع به ارتشش بود. راجع به عشایر، یکی از چیزهائی که آنها احتمال می دادند که یک وقت این عشایری که به دیانت اسلام اعتقاد دارند و می خواهند که اسلام تحقق داشته باشد، احتمال می دادند که اینها برخلاف آنها قیام بکنند، عشایر بودند. رضاخان عشایر را بکلی می خواست از بین ببرد و بسیار هم موفق شد در از بین بردن، یک افرادی از آنها را تربیت کنند که عشایر را اینها به طریقی که آنها می خواهند، استعمالشان کنند که بسیاری از آنها در خارج بودند و در ایران بودند و انحراف داشتند. آنها مأمور این بودند که عشایر را منحرف کنند و تضعیف کنند روحیه آنها را. همه اینها دست به دست هم داد و این کشور را اینطور که می بینید کرد.
 

شما در هر مرکزی پا بگذارید، پای اجانب را در آنجا می بینید

از این طرف کارخانه ها و مزرعه ها و کشتزارهای ما، با اسم اصلاحات بکلی مسأله کشاورزی را از بین بردند. ایرانی که اگر کشاورزیش سرجای خودش درست عمل بکند باید میلیون ها تن صادر

صحیفه نور جلد 16 صفحه 119

بکند، امروز نشسته است و دستش طرف دیگران دراز است که گندم بدهید. این هم از کارهائی بود، از جنایاتی بود که رژیم برای این مملکت پیش آورد. کارخانه ها هم بالا سرش افرادی بودند که نمی گذاشتند که اشخاصی که در آنجا از خود ایرانی ها هستند، در آنجا یاد بگیرند مطالب را. کارشناس های خارجی آمدند کارهای کلیدی را در دست گرفتند و مردمی که آنجا بودند پادوی آنها بودند.
شما در هر مرکزی که پا بگذارید، در هر جائی که پا بگذارید، پای اجانب را در آنجا می بینید، یعنی سابقاً اینجور بود بحمدالله امروز اینجور نیست. اگر یک کسی وارد می شد در این مملکت و بازار می رفت، پای اجانب بود. اگر آدمی فهیمی بود، می دید چه قضیه است. اگر بازار می رفت، می دید که پای آنها آنجا هست، بازار را می خواهند فاسد کنند. اگر در دانشگاه ها رفت، می دید پای آنها در آنجا بیشتر از جاهای دیگر هست می خواهند آنجا را معوج کنند. اگر در ارتش می رفت، پای آنها را در آنجا می دید و اگر در کارخانه ها می رفت، پای آنها را می دید و اگر در مجلس هم می رفت، در دولت و هر جا می رفت، پای آنها در آنجا بود. همه جا نفوذ داشتند و این کشور را با تمام قدرت کشاندند به طرف غرب اخیراً یا به طرف شرق، و کشور ما را یک کشور وابسته شکست خورده که اگر چند سال دیگر دست آنها بود، غیر قابل اصلاح بود.
خدای تبارک و تعالی بر همه ما، بر همه ملت ما و بر مسلمین منت گذاشت و عنایت کرد، الطاف خودش را در این کشور عنایت کرد، جلوه داد و این کشور را سرتاپایش را بیدار کرد. با اینکه این مسائل که من عرض می کنم، شاید اکثر مردم نسبت به آن بی تفاوت بودند و توجهی نداشتند، لکن یک مطلب را همه یکدفعه متوجه شدند که آمریکا می خواهد ما را از بین ببرد. این مطلبی بود که سرتاپای این کشور توجه به آن کرد به اینکه آمریکا می خواهد ما را مستعمره خودش بکند و تمام حیثیت ما را، حیثیت اسلامی ما را، حیثیت ملی ما را و ذخایر ما را می خواهد از بین ببرد. این یک مطلبی بود که در سرتاپای این کشور منعکس شد و مردم باورشان شد و باورکردنی هم بود برای اینکه همه چیز را می دیدند. این روحیه ای که در این کشور پیدا شد، به عنایت خدا پیدا شد. این را هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من این کار را کرده ام. امکان نداشت که بشر بتواند، از بچه که تازه زبان درآورده تا پیرمردی که در بیمارستان خوابیده و دم مرگش هست، این کشور را اینطور توجه بدهد به اینکه ما می خواهیم مسلمان بشویم و ما می خواهیم مملکت مان مملکتی آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامی باشد، این یک دست غیبی، یک عنایت غیبی بود که به سر این کشور انعکاس پیدا کرد، کشیده شد و این کشور را بیدارش کرد. و امروز این کشور ما بحمدالله تعالی طوری است که هر جا بروی توجه به اسلام هست. شما در هرجا، در عشایر بروی، عشایر از این زیر بارهای سنگین که رژیم سابق به آنها تحمیل کرد، بیرون آمده اند، متوجه به اسلام شده اند. بروید در دهات دور افتاده این کشور، هر جا شما بروید، می بینید که بچه و بزرگشان از اینکه استقلال و آزادی را ما می خواهیم، می گویند و از آمریکا انتقاد می کنند و از اجانب انتقاد می کنند.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 119

 

منحرفین بدانند با کشوری که مردمش عشق به فداکاری دارند نمی توان مبارزه کرد

این اشخاص منحرفی که در داخل و خارج شیطنت هائی می خواهند بکنند، اینها بسیار ابله هستند. اینها عقلشان را از دست داده اند و حب مقام و جاه اینها را اصلاً نابینا کرده، بصیرتشان را از آنها گرفته، اینها نمی دانند در یک کشوری که وضعش اینطوری است، همه مردمش فریاد می زنند و به جنگ می روند و عشق به فداکاری دارند، در یک همچو کشوری نمی شود از این کارها کرد، نمی شود با این کشور مبارزه کرد، نمی شود در این کشور کودتا کرد. کشوری که همه قوای نظامیش دنبال شهادت دارند می روند و همه قوای نظامی و انتظامی، پاسدار مسلحش و همه عشایری که آنها هم در جنگ ها وارد می شوند، همه دارند با روی گشاده طرف شهادت می روند، با یک همچو کشوری نمی شود با یک گروه چند صد نفری یا بیشتر یا کمتر معارضه بکنند. اینها اشتباهشان همه اش این است که نه قدرت اسلام را اینها می توانند بفهمند و نه ملت خودشان را شناخته اند. از این جهت خارج و داخل توطئه های بچگانه، توطئه های ابلهانه ای به خیال خودشان درست می کنند. در هر رشته ای که می خواهند توطئه بکنند، نمی دانند که چشم های بینای این کشور به همه کارهای اینها از صبح تا آخرشان نظارت دارد. نمی فهمند این مسائل را اینها، از این جهت خودشان را به مهلکه می اندازند. بچه های عزیز ما را می خواهند گول بزنند. این بچه های ما، جوان ها، دختر و پسر که از اینها گول خورده اند، مطالعه کنند ببینند که اینها چه وضعی دارند و مملکت ما چه وضعی دارد، دولت چه وضعی دارد و آنها چه وضعی دارند، آنها به کجا پناه بردند و دولت چه می گوید در مقابل آنها.
من امیدوارم که انشاءالله این روحیه قوی که در این کشور هست، این روحیه اسلامی و توحیدی که در این کشور هست، باقی باشد. این کشور را ما به صاحب اصلی او امام زمان سلام الله علیه تحویل بدهیم. انشاءالله به خدمت ایشان، همه، انشاءالله همه برسیم و کشور را و ملت را تسلیم ایشان بکنیم، خداوند انشاءالله همه شما را و همه ما را و همه ملت را و همه مسلمین را موفق کند که به تکالیف اسلامی مان عمل بکنیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز زن

تاریخ: 1361/01/25

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز زن

بسم الله الرحمن الرحیم
مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران بویژه زنان بزرگوار روز مبارک زن، روز شرافتمند عنصر تابناکی که زیر بنای فضیلت های انسانی و ارزش های والای خلیفه الله در جهان است.
و مبارکتر و پر بهاتر انتخاب بسیار والای روز بیستم جمادی الثانی است، روز پرافتخار ولادت زنی که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است، زنی که در حجره کوچک و خانه ای محقر انسان هائی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.
نقش زنان در عالم از ویژگی های خاصی برخوردار است. صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد.
زن، یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش والای انسانی کشیده شوند، می تواند بعکس آن باشد. بدون شک آنچه در این پنجاه سال روزگار سیاه ایران به دست این رژیم سیه روی به ملت عزیز ایران بویژه بانوان مظلوم آن گذشت با طرح و نقشه از پیش حساب شده ابرجنایتکاران جهان بوده است. رضاخان و فرزند جنایتکارش با فکر علیلشان به چنان جنایات عمیقی دست زدند که در طول تاریخ این کشور، بی نظیر و یا کم نظیر بوده است.
ابرجنایتکاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملت ها بویژه ملت های اسلامی می دانند در این سده های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفت خیز و ثروتمند باز شد دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می تواند خار راهی در راه استعمار و استثمار آنان باشد و دیدند که حکم نیم سطره یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای چنان قدرتی است که دولت انگلستان و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان بویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند و احساس کردند که تا این عوامل به قوت خودباقی هستند نقشه های آنان نقش برآب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشورها و مخازن سرشار آنها پایه های مذهب و رهبری مذهبی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 126

قشرهای مذهبی سست شود و از همان زمان ها به فکر این نقشه و عملی نمودن آن افتادند و توفیق هائی هم به دست آوردند تا آنکه رضاخان را برای این خدمت یافته و او را به قدرت رساندند و او با این سه عامل به پیکار سرسختانه پرداخت و کسانی که آن زمان را به یاد دارند می دانند این خائن تبهکار با دستیاری عمال بی وطنش با اینان چه کردند و برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه هایشان چه راه هائی را برای انحرافی و مصرفی نمودن و به فساد کشاندن بانوان مظلوم در پیش گرفتند. کافی است نسل حاضر که آن روزگار سیاه را درک نکرده اند به کتاب ها، شعرها، نوشته ها، نمایشنامه ها، تصنیف ها، روزنامه ها، مجله ها و مراکز فحشا و قمارخانه ها و شرابفروشی ها و سینماها که همه یادگار آن عصر بودند بنگرند و یا از آنان که دیده اند بپرسند و نیز سؤال کنند که نسبت به زن، این قشر انسان پرور و آموزگار، چه ظلم ها و خیانت هائی در ظاهر فریبنده ای به اسم زن مترقی روا داشتند. شک نیست که توده های زنان مذهبی، خصوصاً محرومان جامعه مقاومت نمودند ولی برای استعمارگران خائن در بسیاری از قشرهای مرفه و عشرت طلب توفیق حاصل شد و اینان بازار را برای اربابان گرم کردند و اکنون نیز که با عنایت خداوند متعال و فعالیت ملت عظیم الشأن بویژه بانوان و زنان شیر دل دست ستمکاران کوتاه شده است، هنوز اقلیتی ناچیز به کارهای جاهلانه خود ادامه می دهند و امید است انشاءالله تعالی آنان هم از حیله های شیاطین بزرگ و کوچک آگاه شده و از دم فریب آنان برهند. ما باید امروز که روز زن است و به حقیقت در ایران عزیز روز زن است، به زنان خویش افتخار نمائیم. چه افتخاری بالاتر از این که زنان بزرگوار ما در مقابل رژیم ستمکار سابق و پس از سرکوبی آن، در مقابل ابرقدرت ها و وابستگان آنان در صف اول ایستادگی و مقاومتی از خود نشان دادند که در هیچ عصری چنین مقاومتی و چنین شجاعتی از مردان ثبت نشده است. مقاومت و فداکاری این زنان بزرگ در جنگ تحمیلی آنقدر اعجاب آمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است.
اینجانب در طول این جنگ، صحنه هائی از مادران و خواهران و همسران عزیز از دست داده دیده ام که گمان ندارم در غیر این انقلاب نظیری داشته باشد و آنچه برای من یک خاطره فراموش نشدنی است، با اینکه تمام صحنه ها چنین است، ازدواج یک دختر جوان با یک پاسدار عزیز است که در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسیب دیده بود. آن دختر شجاع با روحی بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گفت حال که نتوانستم به جبهه بروم، بگذار با این ازدواج دین خود را به انقلاب و به دینم ادا کرده باشم. عظمت روحانی این صحنه و ارزش انسانی و نغمه های الهی آنان را نویسندگان، شاعران، گویندگان، نقاشان، هنرپیشگان، عارفان، فیلسوفان، فقیهان و هر کس را که شماها فرض کنید، نمی توانند بیان و یا ترسیم کنند، و فداکاری و خداجوئی و معنویت این دختر بزرگ را هیچ کس نمی تواند با معیارهای رایج ارزیابی کند. و این روز مبارک، روز این زن و این زن هاست که خدایشان برای اسلام و ایران عظمت آن پایدار نماید. و هم اکنون یک نصیحت مخلصانه و پدرانه به بانوانی که جوانند و همسرانشان به لقاءالله پیوسته اند می نمایم که از ازدواج، این سنت ارزنده الهی سرباز نزنند و با ازدواج خود یادگارهائی چون خود، مقاوم و ارزنده به جای گذارند

صحیفه نور جلد 16 صفحه 127

و به وسوسه بعضی اشخاص بی توجه به صلاح ها و فسادها گوش فرا ندهند. و نیز به پاسداران و سربازان و جوانان عزیز تذکر می دهم که ازدواج با این بانوان را غنیمت شمرده و با انتخاب همسرانی چنین ارزنده به زندگی شرافتمندانه خویش ادامه دهند. خداوند تعالی یار و مددکارتان باد.
درود و سلام بی پایان بر زن و زن ها، این عناصر ارزنده و مقاوم. مبارک باد بر همه روز ارزشمند زن. خداوند پشتیبان این کشور عزیز باشد و یار و یاور همه.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت قیام مردم فلسطین در سرزمین های اشغالی

تاریخ: 1361/01/25

 

پیام امام خمینی به مناسبت قیام مردم فلسطین در سرزمین های اشغالی

بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله قدس یک مسأله شخصی نیست و یک مسأله مخصوص به یک کشور و یا یک مسأله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده، از روزی که مسجد الاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه دردناک است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن آنهمه امکانات مادی و معنوی، در مرئی و منظر آنان به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالیقدرش اینچنین جسارت واقع شود، آن هم از یک مشت اوباش جنایتکار. و چه ننگ است برای دولت های اسلامی که با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرت های جهان بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا ابرجنایتکار تاریخ، یک عنصر فاسد بی ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عده ای ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمائی کند. و چه شرم آور است سکوت در مقابل این فاجعه بزرگ تاریخ و چه زیبا بود که بلندگوهای مسجد اقصی از همان روز که اسرائیل این عنصر خبیث دست به کار این جنایت عظیم شده بود به صدا در می آمدند. اکنون که مسلمانان انقلابی و شجاع فلسطین با همتی عالی و با آوای الهی از معراجگاه رسول ختمی صلی الله علیه و آله و سلم خروش برآورده و مسلمانان را به قیام و وحدت دعوت نموده اند و در مقابل کفر جهانی نهضت نموده اند، با کدام عذر در مقابل خداوند قادر و وجدان بیدار انسانی می توان در این امر اسلامی بی تفاوت بود؟ اکنون که خون جوانان عزیز فلسطین دیوارهای مسجد قدس را رنگین کرده است و در مقابل مطالبه حق مشروعشان از مشتی دغلباز با مسلسل جواب شنیده اند، برای مسلمانان غیرتمند عار نیست که به ندای مظلومانه آنان جواب ندهند و همدردی خود را با آنان اظهار نکنند؟ باشد که فریاد همدردی آنان دولت ها را بیدار کند که از قدرت عظیم اسلامی استفاده کرده و دست آمریکای جهانخوار، این جنایتکار تاریخ را که از آن طرف دریاها به پشتیبانی ستمگران، دست پلید اسرائیلیان را می فشارد قطع کنند و خود و ملت های مظلوم جهان را نجات دهند. امید است خداوند منان بر بشر منت عطا فرموده و وعده قرآنی خود را هر چه زودتر انجاز فرماید و مستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 129


درود بر قدس و بر مسجداقصی. درود بر ملت های بپاخاسته در مقابل اسرائیل جنایتکار و درود بر مسلمانان و مستضعفان جهان.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دلاوران و رادمردان سپاه اسلام و دانشجویان مسلمان ایرانی مقیم خارج کشور

تاریخ: 1361/01/28

 

شما جوانان از این اخلاص و ایثار، جمهوری اسلامی را بیمه کردید

بسم الله الرحمن الرحیم
من این میلاد بزرگ را متقابلاً، میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها را به همه آقایان که در اینجا تشریف دارند و به همه ملت و همه ملت مستضعف تبریک عرض می کنم و از همه آقایانی که دو سه گروه اند ظاهراً در اینجا تشریف دارند، چه آنهائی که از خارج کشور آمده اند و چه شما آقایانی که در داخل بودید، تشکر می کنم. من عرض می کنم که شما رزمندگان متوقع نباشید که از مثل من یا هرکس که از سنخ بشر است، از شما تقدیر کند، نمی تواند تقدیر کند. خداوند تعالی مشتری شماست. شما آنچه که داشتید، بزرگترین مؤونه ای که داشتید و آن جان بود و روح، در راه خدا داده اید، چه آنهائی که شهید شدند و به لقاءالله انشاءالله رسیدند و چه شما که حاضر برای شهادتید، عمده این حضور است.
شما دو مطلب را متحقق کردید که با این دو مطلب کسی که از سنخ بشر جز آن که از اولیاء خدا باشد و الهام از خدا گرفته باشد نمی تواند تقدیر شما را بکند. یکی بزرگتر سرمایه خودتان که آن حیات است، در طبق اخلاص گذاشتید و دیگری اینکه این هدیه را با اخلاص در طبق اخلاص تان گذاشتید. عمده این اخلاصی است که در شما جوانان ظاهر است. شما از این اخلاص و ایثار، جمهوری اسلامی را بیمه کردید. فتح هایی که نصیب شما شده است، خصوصاً در فتح مبین، گرچه با هیچ معیاری نمی توان آن را سنجید و با هیچ زبانی نمی توان از آن توصیف کرد، لکن آنچه که بالاتر از همه آنهاست این صداقت شما و این اخلاص شما در بارگاه حق تعالی است. آنچه که در نزد خدا ارزشش از همه بالاتر است، این ایثار از روی اخلاص است همان که خدای تبارک و تعالی در سوره (هل اتی) اهل بیت عصمت را به آن توصیف می کند که (ویطمعون الطعام علی حبه) ... طعام چیزی نیست، آن هم یک قرص نان جو، آنچه اهمیت دارد (علی حبه) هست.
آنچه در پیشگاه حق تعالی ارزش دارد و هیچ بشری نمی تواند آن را توصیف کند، این اخلاص و محبتی است که شما دارید. شما جان خودتان را فدا می کنید و بسیار اشخاص هم هستند که در راه های انحرافی باز هم این کار را می کنند. صورت عمل، یک صورت است لکن معنی دو تا و محتوا دوتاست. میزان محتوای عمل است، نه صورت عمل. شمشیر علی ابن ابیطالب سلام الله علیه و فرود آوردن شمشیر و به دشمن آن شمشیر را ضربه زدن و او را کشتن، این امری است که در همه جا واقع

صحیفه نور جلد 16 صفحه 131

می شود و بسیاری از اشخاص این اعمال را کرده اند و می کنند. ارزش به اینها نیست، ارزش به آن است که در قلب علی ابن ابیطالب چه گذشته است و مرتبه اخلاص او چه اندازه بوده است.
آن مرتبه اخلاص است که یک ضربت را با عبادت ثقلین، عبادت جن و انس مقابل کرده است. شما این اخلاص تان و این شهادت طلبی و این ایثارتان برای خداست که ارزش به شما داده است و این ارزش را هیچ معیاری نمی تواند اندازه گیری کند. عزیزان من! حفظ کنید این نعمت را. خداوند به شما یک همچو نعمتی داده است که شما را با عنایت ذاتی خودش، با دست غیبی خودش متحول کرده است به یک انسان های خالص برای خود و انسان هائی که جان و هر چه دارند، در راه خدا ایثار می کنند. (ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة) این جنتی که مشتری به شما عطا می کند، با جنتی که دیگران برای آنها تحقق پیدا می کند، فرق دارد. امیدوارم که این جنت، جنت لقاء باشد. امیدوارم که مشتری شما، شما را در حضور خود پذیرایی کند. اولیاء خدا در آن عالم هم که هستند، به غیر خدا سرگرم نیستند. نعمت های بهشت را از آن می گذرند و متوجه به لقاء حق تعالی هستند و شما که جان نثاری دارید می کنید و ایثار می کنید و با ایده شهادت به میدان های جنگ می روید و از اسلام دفاع می کنید و از مکتب دفاع می کنید و کشورهائی را که طمع به این کشور دوخته اند مأیوس می کنید همه اینها ارزشمند و بسیار ارزشمند است، لکن آن اخلاص و محبت شما و آن ایثار در راه خدا بالاترین ارزش است برای شما. آن ایثار و اخلاص است که حتی در ترازوی عالم غیب هم نمی شود که سنجش بشود. آن پیش خدای تبارک و تعالی سنجش می شود و ما مفتخریم که در یک همچو برهه از زمان واقع شدیم که مثل شما عزیزان در آنجا و در آن زمان و در آن مکان واقع شدید و ما از هوائی تنفس می کنیم که شما از آن هوا تنفس می کنید. شما ایثار گرید و شما اخلاص مندید، شما بر نفس خود پیروز شدید و ما عقب ماندیم. شما احتمال این معنی را ندهید که تفنگ و ژ3 و مسلسل شما پیروز شده است. مقابل شما بالاتر از این را هم داشتند، شما اندک داشتید و آنها بسیار، لکن آنچه که شما را پیروز کرد و پیروز می کند، آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آنها نیست. شما برای خدا در میدان ها وارد می شوید و آنها برای شیطان. آنها حزب شیطانند و شما حزب خدا. آنچه شما را در دو جبهه پیروز کرد و پیروز کرده و می کند انشاءالله (جبهه باطنی و نفسانی و جبهه جنگ با گروه شیطانی) آن اخلاص و ایمان شماست که شما را پیروز می کند. شما شیعه همان هستید که می فرمود اگر همه عالم در مقابل من بایستند، تنها در مقابل می ایستم. آن ایمان است که او را آنطور در مقابل همه چیز می ایستاند. آن اخلاص اوست، آن روحانیت و معنویت اوست و شما هم شیعه او هستید. امیدوارم که از روحانیت او و از علومی که خدای تبارک و تعالی به او عنایت کرده است و نفخات الهی که در روح مبارک او دمیده شده است، به شما و همه ما نصیبی داده بشود.
برادران! شما پیروزید و شهدای شما پیروزند، ملت شما پیروز است. شما یک ملتی دارید که در تمام دنیا مثل آن ملت پیدا نمی شود و ملت یک شمائی دارد که در تمام مثل شما پیدا نمی شود. آنها که داوطلب برای جنگ هستند، داوطلبی شان برای شیطان است. آنها هم داوطلب می شوند، شماهم

صحیفه نور جلد 16 صفحه 132

داوطلب هستید و لکن فرق هست مابین داوطلبی و ایثار شما با داوطلبی و ایثار منحرفین. آنها برای برای رسیدن به دنیا و رسیدن به آمال و شهوات نفسانی وارد می شوند در میدان ها و شما برای شهادت و برای رسیدن به لقاءالله وارد می شوید. شما پیروزید، چه شهید بشوید و چه انشاءالله پیروزی ظاهری هم حاصل بشود. شما به نفس خودتان پیروز شدید، به شیطان باطنی خودتان پیروز شدید، وسوسه های شیطانی را از بین بردید و دل خودتان را برای خدا صاف کردید و به میدان ها با دل صاف و نیت خالص و عزم مصمم و رسیدن به پیروزی نهائی می روید و پیروزی نهائی از آن شماست. خداوند همه شما و همه رزمندگان را و همه قوای مسلح را پیروز کند و خداوند شما را در دو جبهه باطن و ظاهر به پیروزی نهائی برساند و خداوند انشاءالله این کشور را از شر شرق و غرب حفظ بفرماید. خداوند همه شما را به عنایت خودش غریق رحمت های غیبیه خود بفرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با دادستان کل انقلاب اسلامی و ائمه جمعه استان های آذربایجان غربی و شرقی

تاریخ: 1361/01/24

 

شما در تمام دنیا یک حکومت و یک مردم و یک روحانیت مثل ایران پیدا نمی کنید

بسم الله الرحمن الرحیم
من قبلاً باید از آقایان تشکر کنم که زحمت کشیدند و از راه های دور تشریف آوردند اینجا و من خدمت شان رسیدم و این را من کراراً گفته ام که یکی از برکات این انقلاب همین است که ما محروم بودیم از فیض زیارت آقایان در طول عمر، مگر آنهائی که مثلاً در قم بودند چه آنها را ما آقایانی که بعید بودند، ما محروم بودیم و حالا بحمدالله هر چند وقت یک دفعه از علمای بلاد تشریف می آورند و ما را سرافراز می کنند و از همه تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی تشکر می کنم که این توفیق برای بنده حاصل شد و امیدوارم که همه مان موفق بشویم در اینکه این راهی که ابتدایش است و موانع بحمدالله اکثراً برداشته شده است، ما بتوانیم ادامه بدهیم. و من الان می توانم خدمت شما این ادعا را بکنم که عجالتاً در عصر ما (تا برسیم به عصرهای سابق) در این عصری که ما الان هستیم شما در تمام دنیا یک حکومت و یک مردم و یک روحانیت مثل ایران پیدا نمی کنید. این را من به طور اطمینان عرض می کنم. شما ملاحظه کردید سابق هم در ایران چه جور بود وضع، وضع حکومت ها در هر بلادی چه بود. بنده در جوانی خوب، آن حکومت های زمان قاجار را دیدم بعد هم حکومت زمان اینها را، یک حکومت در یک بلدی که می آمد مالک جان و مال مردم کانه بود و مردم در مقابل او باید هیچ حرف نزنند. من خودم مشاهده کردم که حکومتی که در مال ولایت ثلاث ها بود، در مرکزش گلپایگان بود و آمده بود خمین (من بچه بودم) یک آدم بسیار متدین بود، بسیار آدم خوبی بود، حالا چه بهانه ای این مرد خبیث پیدا کرد، توی اطاقش رفته بودند نشسته بودند، کشیدندش آوردندش توی حیاط بستندش به چوب و به کف پایش چوب زدند بعد هم آن فراش خبیثی که همراهش بود (من توی دالان وقتی داشت می رفت دیدم) با چک به پشت گردنش زد تا بردند، حالا چی از او گرفتند آن را دیگر من نمی دانم. وضع حکومت ها اینطور بود، وضع آن بالاتر از حکومت ها هم که شما می دانید، خودتان که ادراک کردید زمان رضاشاه چه بود، حالا چه بود. و شما نمی توانید الان پیدا کنید یک رئیس جمهوری در تمام روسای جمهور مثل این رئیس جمهوری که ما داریم که روحانی باشد و واقعاً روحانی باشد، واقعاً علاقه مند به روحانیت باشد، یا یک دولتی که مردم همراهش باشند.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 121

 

این تحول الهی را که در کشور ایجاد شده حفظش کنید

شما می بینید در این جنگی که واقع شده است این مردم چطور فداکاری دارند می کنند، این جوان ها و این مادرها و این پدرها چطور دارند فداکاری می کنند و اینهائی که پشت جبهه هستند از همه صنف، از آقایان روحانیین گرفته تا مردم دیگر. این تحول یک تحول الهی است، هیچ نمی شود غیر از این حساب کرد. این یک بارقه الهی است که دمیده است به این کشور و این کشور را اینطوری زنده کرده است و تا این بارقه هست هیچ ترس از آسیب نداریم. خدا نکند که یک وقتی ما اسباب این بشویم که خدای تبارک و تعالی این عنایت را بردارد، دستش را از روی سرما بردارد. ما باید به تمام معنا متوجه این باشیم که حفظ کنیم این عنایت خدا را، این چیزی که به ما عنایت کرده ما باید حفظش کنیم. و من از همه آقایان که همه از خودمان هستند می خواهم درخواست کنم که هر جا که تشریف دارید، هم با مردم و هم با کسانی که از طرف دولت می آیند آنجا، با هم همفکری کنید و کارها را با معاونت هم با فکر هم پیش ببرید. خدای نخواسته یک وقت فرض کنید - یک خطائی از یک فرض کنید که اجزای دولتی حاصل می شود نصیحتش کنند، چه کنند، یا اگر نصیحت را قبول کرد به مرکز اطلاع بدهند که این آدم چطور است.
 

علت مخالفت دشمنان ترس از اسلام است

در هر صورت من از همه شما آقایان، امیدوارم که به این جمهوریی که الان همه قلم ها و قدم های خارجی تقریباً برضد اوست، کمی ما داریم از حکومت های خارج، کمی هستند که مخالفت نداشته باشند، همه مخالفت دارند، همه، در صدد این هستند که این اسلام را که اینجا آمده، نباشد. با صراحت یک فرض کنید آدم مسلمان، یک حاکم مسلمان ادعای اسلام می کند، می گوید که هر جا صحبت اسلام بشود ما از بین می بریمش. خوب، حکومت مصر این را گفت هر جا کلمه اسلام در کار باشد ما این را از بین می بریم برای اینکه این درست نیست. الان همه اینهائی که با شماها مخالفند برای این است که شما می خواهید یک حکومت اسلامی باشد، اینها مخالفند. برای این هم مخالف هستند، به اینکه اگر یک حکومت اسلامی در یک کشوری باشد نمی توانند به طور هرج و مرج دارائی آن کشور را ابرقدرت ها ببرند.
تا اسلام تضعیف نشود، روحانیت تضعیف نشود، از بین نرود، نمی توانند اینها کارهایشان را بکنند و لهذا از اولی که رضاخان آمد به سرکار تا آخر، از اول تا آخر در صدد این بودند که اسلام را تضعیفش کنند با هر ترتیبی که می توانند، احکامش را یکی بعد از دیگری تضعیف کنند و روحانیت را هم که خادم اسلام است این را هم تضعیفش کنند و از بین ببرند و دیدید که رضاخان چه کرد با روحانیت و پسرش هم همین طور، هر کدام به یک راهی و این برای همین معناست که می خواهند این اسلام نباشد در اینجا، تا آنها افسارشان باز باشد، هر کاری دلشان می خواهد بکنند و از اسلام اینها می ترسند. از هیچ چیز نمی ترسند الا از اسلام و اگر چنانچه کسی باشد که با آنها کاری نداشته باشد

صحیفه نور جلد 16 صفحه 123

البته آنها هم کاری با او ندارند. همانطوری که از قراری که گفته اند انگلیسی ها که آمده بودند به عراق، کسی بالای مناره اذان می گفت، گفت این چه می گوید، گفتند این اذان می گوید، گفت به امپراطوری انگلستان که لطمه ای نمی زند، گفت نه، گفت هر چه می خواهد بگوید. میزان، لطمه نزدن به امپراطوری هاست، آنوقت به انگلستان حالا به آمریکا. انسان این معناست.
 

مادامی که مردم مهیا و در صحنه اند دشمن قادر به کاری نیست

و من کراراً این را گفته ام که آذربایجان یک خصوصیت خاصی دارد در ایران، یک همسایه ای دارد که خصوصیت خاصی دارد آذربایجان و آذربایجان همیشه یک سدی بوده است در مقابل این کارهائی که می خواسته بشود و حالا انشاءالله بیشتر باید باشد، یعنی علمای آذربایجان مردم را همین طوری مهیا نگه دارند، برای اینکه تا مردم در صحنه اند و مهیا هستند اینها ولو زور هم دارند، نمی کنند کاری. آن روزی که در بین مردم یک اختلافی پیدا بشود، بین مردم و حکومت اختلاف پیدا بشود، بین خود روحانیون خدای نخواسته یک وقت اختلاف پیدا بشود، آن روز است که ممکن است آنها یک وقتی دخالت بکنند. مادامی که همه مردم با هم هستند، روحانیت هست در صحنه و مردم هم هستند در صحنه، حکومت هم با مردمی است، اسلامی است، آنها نمی توانند کاری بکنند، قدرت دارند اما عقل هم دارند، نمی توانند کاری بکنند. آنوقت اینها می توانند کار بکنند که از داخل ما را بپوسانند. اگر از داخل ما را با تبلیغات، با کارهای اعوجاجی از داخل یک کاری کردند، آنوقت می توانند، و ما باید حفظ کنیم. واقعاً ما اگر چنانچه اسلام را می خواهیم که بحمدالله می خواهید، همه می خواهید اسلام را، اگر اسلام را می خواهیم باید این جمهوری را حفظش کنیم و اینکه از دهن بعضی ها در می آید که این از زمان شاه هم بدتر است، خوب معلوم است این از دهان آمریکا می خواهد دربیاید، از دهان اینها در می آید. آنها خودشان ابتدائاً نمی گویند، از این راه می گویند. ما باید حفظ کنیم این جمهوری را، ما باید این نعمتی که خدا به ما داده است حفظ بکنیم. شما می دانید که آن روزی که اینها بودند روحانیت اصلاً منسی بود، داشتند کنارش می زدند که ببرندش از بین، اگر اینها یک مدتی مانده بودند بکلی از بین می بردند، خدا خواست که رفتند اینها و حالا بحمدالله روحانیت کارهای خودش را دارد اینجا می دهد.
 

همه چیز در راه شدن است و احتیاج به همراهی ملت دارد

این نماز جمعه ای که در همه جا هست شما ببینید چه برکتی است این نماز جمعه. واقعاً انسان اگر بگوید که اگر نبود الا این نماز جمعه (تقریباً مردم را مهیا می کند، مردم را بیدار می کند این نماز جمعه) و اگر نبود این، برای ما خیلی کار شده بود و بحمدالله همه چیز الان هست و همه چیز در راه شدن است و ما البته نباید توقع داشته باشیم که یک حکومتی که همه با آن مخالفند همه با آن از خارج مخالفند با آن این یکدفعه بتواند، یک مملکت که خرابه بود و اینطور با آنهمه فساد دست ما

صحیفه نور جلد 16 صفحه 124

دادند، با آنهمه فسادهائی که شما می دانید که چه فسادهائی، بازارش چه بود، خیابانش چه بود، تا برسد به عشرتکده ها و تا برسد به جاهای دیگر چه خبر بود، یکدفعه بتواند حکومت این را منقلبش کند به یک بهشت برین، خوب، نمی شود، هیچ وقت هم نشده تا حالا، هیچ وقت هم نخواهد شد. بنابراین همراهی می خواهد که این حکومت را همراهی کنند تا بتوانند کار را انجام بدهد و ما مطمئنیم که این اجزایی که الان مجلس هست، حکومت هست، قوه قضائیه هست، چیز انقلابی هست، همه اینها، اینها همه می خواهند برای خدا کار کنند، برای اسلام می خواهند کار بکنند منتها به اندازه قدرتشان می خواهند کار بکنند، زاید بر قدرت نمی توانند کاری بکنند. یا فرض کنید که ما به اندازه قضاوت در تمام کشور افراد نداریم، از باب اینکه ما از اول مجهز برای این کار نبودیم، ما سال ها، یعنی از اول تا حالا دست ما نبوده است قضاوت، دست دیگران بوده، حالا که آمده ما افراد نداریم که شرایط را داشته باشد. این افراد هم افرادی هستند که خوب، تا حتی الامکان بهتر از این است که شارب الخمری بیاید قاضی بشود. شما وضع دادگستری را نمی دانید چه خبر بوده است، ما هم درست الان نمی دانیم که وضع دادگستری چه خبر بود، شاید از همه جاها فساد دادگستری بیشتر بوده، حالا بخواهیم این دادگستری را یکدفعه متحولش کنند به یک دادگستری اسلامی، افراد لازم دارد، کار لازم دارد و باید با تدریج، کمک، کمک می خواهد، یعنی ملت، روحانیت خصوصاً در باب قضاوت روحانیت باید خیلی کمک بکند والحمدلله مشغول هم هستند برای اینکه تهیه بکنند. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه آقایان را می خواهم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولان و نویسندگان دایره انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1361/02/08

 

شهدا را قلم ها می سازند و قلم ها هستند که شهید پرورند

بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا باید از شما آقایان و سپاه پاسداران تشکر کنم که به حسب غالب افراد، متعهد و برای اسلام و جمهوری اسلامی خدمت می کنند. خداوند آنان را تقویت و شهدای آنان را با شهدای صدر اسلام محشور کند و بازماندگان آنان که همه هستند را تأیید کند تا جمهوری اسلامی که همه قدرت ها بر علیه آن قد علم کرده اند را به منزل برساند.
اهمیت انتشارات، مثل اهمیت خون هائی است که در جبهه ها ریخته می شود. و (مداد العلماء افضل من دماء الشهداً) دماء شهدا اگر چه بسیار ارزشمند و سازنده است، لکن قلم ها بیشتر می توانند سازنده باشند و اصولاً شهدا را قلم ها می سازند و قلم ها هستند که شهید پرورند. از این روست که شما باید به ارزش کار خود توجه داشته باشید و بدانید هر عملی که ارزشش بیشتر باشد، مسؤولیتش سنگین تر است. شما که در گروه فرهنگی سپاه هستید، باید کاری کنید که نشریات شما مفید باشد. انتشارات رژیم سابق، عاملی قوی درجهت به فساد و تباهی کشاندن نسل جوان دختر و پسر بود که شما باید آن را جبران کنید و باید در نشریات سپاه فصلی را به نصیحت خود پاسداران اختصاص دهید تا کار شما، هم نسبت به افراد سپاه پاسداران سازنده باشد و هم تبلیغات برای دیگران.
 

ما که می خواهیم روی پای خودمان بایستیم باید مردم را به استقامت و حضور در صحنه دعوت کنیم

امروز که اکثر رادیوهای بیگانه و منشورات خارجی با جدیت تمام کوشش می کنند تا خبرهای خوب ما را بد جلوه دهند، ما باید تبلیغات خود را گسترش دهیم و به زبان های دیگر از قبیل عربی و انگلیسی مسائل خود را به سایر نقاط دنیا برسانیم. این خدمتی را که شما در این زمان می کنید می توانم بگویم ارزنده تر است از خدمت هائی که در طول تاریخ برای اسلام شده است، چون کسانی که در سابق بودند، همچو دشمنانی که ما داریم، نداشتند. افراد آن زمان فقط با روم و ایران سر و کار داشتند و اینک سر و کار ما با همه دنیاست. امروز از آن طرف دریاها در اینجا دخالت می کنند، قصد دارند در امور همه کشورها دخالت کنند و ما که می خواهیم روی پای خودمان بایستیم باید مردم را به استقامت و حضور

صحیفه نور جلد 16 صفحه 138

در صحنه دعوت نمائیم. شما، جوانان را به خیر و صلاح دعوت کنید و چنانچه اشکالی دیدید جلوگیری کنید که به جای دیگر سرایت نکند. چه بسا اشخاصی باشند که بخواهند در بین شما وارد شوند و کارهای خلافی انجام دهند. آنچه در کارهای تبلیغ خیلی مهم است و کراراً تذکر داده ام اینکه باید افرادی را که با آنها آشنا هستید در این امر مهم وارد کنید و همانطور که گفتید حوزه علمیه نظارت نماید تا دچار مشکل و اشتباه نشوید. من هم به همه شما دعا می کنم و از خداوند می خواهم همه شما را موفق و محفوظ فرماید و این جمهوری اسلامی و ملت را که برای خدا قیام کرده است به پیش ببرد تا به زمان ظهور حضرت ولی عصر سلام الله علیه متصل گردد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کار و امور اجتماعی و گروهی از کارگران کارخانجات مختلف

تاریخ: 1361/02/11

 

یک روز شما کارگرها به یک عمر سرمایه دارها و کارفرماها و کذا و کذاها ارزش دارد

بسم الله الرحمن الرحیم
من این روز مبارک کارگر را بر شما و همه کارگرانی که در طول تاریخ رفته اند و خواهند آمد، تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما قشر عزیز عامل ارزش های بزرگ انسانی، و مبارک باد بر شما و بر همه ملت ما این روز مبارک که بحمدالله امروز کشور ما طوری است که روز کارگر، روز همه است و روز ارتش روز همه است و روز زن، روز همه است و همه با هم منسجمند و یک واحد الهی را متحقق کرده اند. آن وحدتی را که خدای تبارک و تعالی امر فرموده اند، بحمدالله در قشرهای ملت مسلمان ایران متحقق شده است و اگر یک اقلیت ناچیزی هم باشد، در این اکثریت مستهلک است. من نمی دانم که راجع به کار و کارگر از چه بعدی با شما سخن بگویم، همه ابعادش که در ذهن من است یا بیشترش در ذهن من است، نمی توانم در یک جلسه محدود عرض کنم، ناچارم که بعضی از ابعادش را در اینجا خدمت شما عزیزان عرض کنم و مطالبی را که عرض می کنم، شما به وجدان خودتان عرضه کنید و اگر پذیرفتید، من متشکر می شوم و من می خواهم که با وجدان پاک خودتان ارزیابی کنید و بدانید که شما چه وضعی در کشورتان دارید و کارگران چه وضعی در کشوهای دیگر دارند.
من یک جهت نازل کارگری را ابتدائاً عرضه می کنم و آن این است که شما توجه کنید به گروه کارگران، اعم از شما کارگرانی که در کارخانه ها و در صنعت ها هستید و زحمت می کشید و آن گروه هائی که در مزارع زحمت می کشند و بالاخره گروه فعال زحمتکش که امروز روز شماست و البته روز همه است. شما یک توجهی به این مطلب بکنید که این گروه های کارگر نشاط خودشان و جهات همان مادیت را، شما ملاحظه کنید، ببینید که این گروه کارگر از سلامت بدن و از سلامت روح بیشتر برخوردارند یا آن گروه هائی که به اصطلاح کارفرما هستند؟ و آن سرمایه دارهائی که کار نمی کنند و کنار نشسته اند و با بیکاری عمر خودشان را می گذرانند؟ شما به وجدان خودتان رجوع کنید، اگر یک همچو مجلسی که الان نمونه ای از کارگر است که بحمدالله امروز این جا تشریف آورده اند، اگر این مجلس در کنارش یک مجلس دیگری بود از سرمایه دارها و بیکارها و آنهائی که نشسته اند خانه و می خورند و می خوابند، اگر یک کسی از خارج بیاید و چهره های شما را ببیند، بازوان شما را ببیند،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 140

سینه های فراخ شما را ببیند، بشاشت چهره های شما را ببیند و آهنگ صوت های شما را بشنود و بعد نظر بکند به آن مجلسی که آن عده کارفرما و سرمایه دار و بیکار و هرزه گرد نشسته اند، می بیند که اینها یک جوان های سالم، سرنشاط و آنها یا چرت می زنند و یا خمیازه می کشند و یا از درددل و پهلو و سر خودشان می نالند. و این، برای این است که کسانی که کارگر نیستند به آن معنای عامش، اینها اینطور نیست که شما گمان کنید یک روزگار خوشی دارند، شما توجه به این معنا شاید بسیاریتان نداشته باشید که روزگار تلخی که بر سرمایه دارها و کارفرماها و دارای کذا و کذاها، خان ها و فئودال ها و امثال اینها می گذرد، آن روزهای سخت چقدر برای آنها ناگواری دارد و یک روز شما به یک عمر آنها ارزش دارد. آنها برای خاطر بیکاری و پرخوری و خواب و هرزه روی پناه می برند به تریاک، افیون، منقل و یا هروئین و یا مراکز فحشا، برای اینکه نمی توانند تحمل آن چیزهائی که در نفسشان می گذرد و آن ناراحتی هائی که دارند نمی توانند بکنند و من آنقدری که اطلاع دارم و در جوانی دیدم، اکثر این خان ها و فئودال ها به وافور پناه برده بودند، آنهائی که تدین شان دیگر خیلی نیست، آنها به مشروبات و به هروئین و به امثال این چیزها یا به مراکز فحشا و دنبال مراکز فحشا، آنطور زحمت هائی که دارد و آنطور مرض هائی که هست و آنطور گرفتاری هائی که هست، شما کارگرها بحمدالله ندیدید و امید است که نبینید. شما قدر این کارگری را بدانید که این کارگری، هم مزاج شما را سالم نگه می دارد و اگر چنانچه انسان بیکار بیفتد، آن فعالیت هائی که در بدنش و در سلول های بدنش باید بشود، آنها هم از کار می افتند و کسانی که فعالیت دارند، به اندازه ای که فعالیت دارند، آنها هم به کار می افتند و جبران می کنند نقیصه ها را و شما می بینید که در یک گروه زیاد از کارگرها یکی دو نفر بشود پیدا بکنید که اینها مریض باشند و افسرده باشند و اینها همه الحمدلله سرحالند و خیال می کنند که آنها آسوده اند، این، خیالی است که آنها می کنند، در صورتی که آنها، آن طبقه به اصطلاح خودشان بالا و به حسب واقع پائین، آنها اینقدر افسردگی ها و گرفتاری ها را دارند که به حساب نمی آید.
این یک مسأله ای است که باید شما خودتان بعد فکرش را بکنید و مطالعه کنید در بین خودتان، جوان های خودتان را مقایسه کنید با آنهائی که بیکار می گذرانند و به هرزه دری و به هرزه گری عمر خودشان را می گذرانند و آن ارزشی که شما دارید، شما برادران دارید و آن ارزشی که اسلام به شما داده است، از پیغمبر اکرم شنیده اید که نقل شده است که کف دست یک کارگر را، یعنی همان محلی که کار درش تأثیر کرده و پنبه بسته، آنجا را بوسید و این، یک نشان ارزش است برای کارگر در طول تاریخ. پیغمبر اسلام که اولین فرد انسان هاست و بزرگترین انسان کامل است، نسبت به کارگر اینطور تواضع بکند و کف دست او را که علامت کار است ببوسد، این نکته دارد که کف دست را بوسیده، نه پشت دست را. کف دست آثار کار درش هست، می خواهد ارزش کار را به عالمیان اعلام کند، به مسلمین اعلام کند که ارزش کار این است که آنجائی که کارگر که کار کرده است، در اثر کار یک نشانه ای پیدا کرده من آنجا را می بوسم که ملت های اسلامی و بشر ارزش این کارگر را بداند.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 140

 

امروز شما کارگرها با کار خودتان یک کشور را نجات می دهید از وابستگی

و من امروز عرض می کنم که کارگر امروز، با کارگر آنوقت بسیار فرق دارد. آنوقت در آن محیطی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می فرمودند و سایر جاهائی که مردم دیگر هم زندگی می کردند، خصوصاً حجاز که پیغمبر اکرم تشریف داشتند، آنجا روابط با سایر کشورها یا هیچ نبود، یا اگر بود بسیار کم و اگر چنانچه کمبودی برای یک شهر پیدا می شد، آن کمبود از شهرهای دیگر باید جبران بشود، احتیاج به همان، هم کشوری های خودشان داشتند و رفع نقیصه را اگر یک وقتی نمی توانست در خود یک شهری بکند، از یک شهر دیگری انجام این کار را می دادند. این وابستگی هائی که امروز در دنیا هست و این زندگی که محیط دنیا را و وضع دنیا را با سابق جدا کرده است و اینطور روابط زیادی که امروز وقتی شما اینجا یک صحبت بکنید، قبل از اینکه به فرض کنید که بیرون اینجا برسد، آمریکا هم از آن مطلع می شود و وابستگی هائی که دنیا به هم دارد و وابستگی هائی که کشورها به کشورهای بزرگ سرمایه داری یا کمونیستی دارد، آنوقت در زمان رسول خدا نبوده است. ارزش کار در آنوقت همین مقدار بوده است که خود کار شریف است و خود کار برای انسان و روحیات انسان مفید است و کار، اثرش هم علاوه بر اینکه برای خود انسان و مزاج انسان مفید است و در روح انسان هم تأثیر دارد برای یک شهری هم فایده دارد، اما دیگر مطرح نبود که اگر کار نکنم وابسته به امریکا می شوم یا وابسته به شوروی، این مسأله آنوقت مطرح نبود. امروز ارزش کار شما به همان اندازه است که دنیا پیشرفت کرده، همان معنائی که در دنیا، پیشرفت هائی که در دنیا شده است و اگر کارگر به آنطوری که باید کار کند، کار نکند، وابستگی هائی که در یک کشوری، در یک محیطی می شود غیر از آن وابستگی هائی است که در سنین سابق، در قرون سابق بوده، در زمان رسول الله بوده است. امروز شما با کار خودتان می توانید که یک ارزشی ایجاد کنید که اصلش آنوقت مطرح نبوده است. با کار خودتان می توانید که این وابستگی هائی که در طول تاریخ، از آنوقتی که شرق و غرب به اینجا راه پیدا کردند و در طول سلطنت منحوس پهلوی پیدا کرده این کشور که می دانید همه چیزهایش وابسته شده است و همه افرادش را اینها وابسته کرده بودند و همه گروه ها را وابسته کرده بودند، امروز اگر شما کار بکنید و فعال در کار کردن باشید، ارزش این است که علاوه بر آن ارزش های معنوی و مادی که برای شخص خود شما دارد، علاوه بر این یک کشور را شما نجات می دهید از وابستگی. ما تا کی باید وابسته به امریکا، وابسته به شوروی باشیم؟ بالاخره باید یک عمل داشته باشد. ما باید ادراک این معنا را بکنیم که ما که در هر جا کار می کنیم، در امر کشاورزی کار می کنیم، در امر صنعت و در کارخانه ها کار می کنیم، باید خودمان به خودمان تلقین کنیم که ما مستقلیم و ما باید مستقل باشیم و ما نباید دستمان را به دیگری دراز کنیم برای اموری که کشورمان محتاج است. ارزش کار شما امروز ارزش یک امری است که نمی شود مقایسه اش کرد با زمان های سابق. رسول الله در آن محیط، ممکن است که توجه، لابد توجه به همه محیطها داشته است، در آن محیط دست کارگر را آنطور که نقل می کنند، کف دست کارگر و محل کار را بوسیده تا ارزش کار را در تاریخ عرضه کنند

صحیفه نور جلد 16 صفحه 142

و ما مفتخریم و شما و همه مفتخرند به اینکه یک همچو نشانی پیغمبر اکرم به شما داده، یا در بعضی روایات فرموده اند که قطره عرقی که از بدن کارگر می آید مثل قطره خونی است که از شهدای در راه خدا می آید. چقدر این ارزش دارد. آنهائی که الان در جبهه ها جنگ می کنند و در جبهه بحمدالله پیروزمندانه جنگ می کنند و اخیراً هم پیروزی بزرگی به دست آوردند و امید است پیروزی نهائی را به دست بیاورند انشاءالله، این چقدر ارزش دارد، عرق شما هم که در کارخانه ها می ریزد، همان ارزش را دارد، برای اینکه شما هم برای احیاء یک کشور، برای وابسته نبودن یک کشور به خارج، برای استقلال کشور اسلامی زحمت می کشید، آنها هم برای دفاع از یک کشور اسلامی، دفاع از اسلام زحمت می کشند. آنها کارگرند مثل شما و شما مجاهدید مثل آنها و این یک نعمت بزرگی است که نصیب کارگرها در قشر وسیع و شما عزیزان که در کارخانه ها و در مواردی که صنعت در آنجا حکمفرماست، کار می کنید. و باید توجه کنید که نگذاشتند شما، آن اشخاصی که خائن بودند به این کشور، آن اشخاصی که وابستگی داشتند به کشورهای ابرقدرت، آنها کوشش کردند که شما نتوانید آن چیزهائی که کشورتان احتیاج دارد، بسازید. اگر نبود در طول تاریخ، در این سده های آخری که خارجی های به اینجا راه پیدا کردند، و نبود خیانت هائی که حکومت های ما بر ما کردند، شما هم امروز، الان از همان صنعت های پیشرفته می توانستید تحقق بدهید و امروز هم باید در این فکر باشید. تا در این فکر نباشید، نمی توانید کشور خودتان را و نسل های آینده را نجات بدهید. باید به این فکر باشید که خودتان قادر بر این هستید که آن چیزهائی که در خارج درست می کنند و شما احتیاج به آن دارید و کشور شما احتیاج به آن دارد، خودتان درست کنید.
 

دو بلوک سرمایه داری و کمونیستی کارگر را ابزار قرار داده اند برای منافع خودشان

و من یک نکته دیگری هم به شما عرض می کنم که توجه کنید که اینهائی که از کارگرها پشتیبانی می خواهند بکنند و آنهائی که می خواهند کشور را به سوی غرب بکشند به اسم شرق و خود کشورهای کمونیستی و سرمایه داری، این دو بلوک سرمایه داری و کمونیستی، نسبت به کارگر چه جور هستند و اسلام نسبت به کارگر چه جور است. اول شخص اسلام را من عرض کردم، اول شخص اسلام، مصدع اسلام بود و شارع اسلام از قبل خدای تبارک و تعالی، رفتار او با کارگر، آن بود که عرض کردم که کف دست کارگر را با تواضع بوسید و این نشان کارگری را بوسید و برای کارگران افتخار ایجاد کرد. ارزش انسانی را توجه داشت که کارگر، کارگر آن روز استقلال داشت و هر چه کارکرد برای خودش بود و استقلال داشت و ارزش داشت و آن ارزش را، محل ارزش را بوسید پیغمبر اکرم و اعلام کرد ارزش کارگر را و دوم شخص اسلام علی ابن ابیطالب سلام الله علیه ایشان خودش یک کارگر بوده یعنی قنات حفر می کرده، می رفته است قنات می کنده است آب بیرون می آورده، لکن برای خودش نه، بعد از آنکه بیرون می آمده وقف می کرده برای مستمندان، برای آنها. یک نفر کارگر بوده است که برای اعاشه خودش هم کار می کرده و در عین حالی که آنطور قنات ها را (چندین قنات

صحیفه نور جلد 16 صفحه 143

از ایشان هست) کنده با دست خودش و همان روز (به حسب نقل) همان روزی که بیعت به امامت کردند برای او، به خلافت، وقتی بیعت تمام شد، همان روز بیل و کلنگ خودش را برداشت دنبال کار... این دو نفر شخص اول اسلام که کارشان باید سرمشق باشد برای همه ما. شما مقایسه کنید این احترامی که کارگر در اسلام به واسطه عمل این دو بزرگمرد تحقق پیدا کرده و این ارزشی که به شما داده است که خودش هم در عرض شما آمده است. و این فقط علی ابن ابیطالب سلام الله علیه نیست، حضرت صادق، حضرت باقر، آنها هم، از آنها نقل کرده اند که در یک محلی که داشتند، می رفتند کار می کردند. به حضرت صادق بعضی می گفتند آقا (حضرت صادق شغلش خیلی بود. شغل معنویش زیاد بود و کار تبلیغاتی و کار تعلیماتی اش زیاد بود، معذلک خودش تشریف می برد به حسب این نقل و در آن جائی که داشت کار می کرد) به او عرض کردند که خوب، این را به ما واگذار کن. فرمود من میل دارم که کاری که می خواهم برای خودم بکنم، حرارت آفتاب را در بدن خودم حس کنم. این، چقدر ارزش می دهد که یک نفر که در زمان خودش شخص اول بود و دارای آن مقامات بود، خودش کار می کند و تعلیم می دهد که ارزش کار چی است. شما در بلوک کمونیستی سران اینها را ببینید، ادعاها و شعارها زیاد است، در طول زمان اینها شعار داده اند و ادعا کرده اند، لکن وقتی که می بینید که خود آنها وضعشان چه جوری است، سلوکشان با کارگر چی است، به کارگر چه نظری دارند، چه جور نگاه می کنند، سرمایه داری هم ملاحظه کنید آنها چه می کنند، هر دو اینها کارگر را آلت استفاده خودشان قرار داده اند. این هر دو بلوک اینها را، آن به یک وضعی، آن به وضع دیگر آلت قرار داده اند و ابزار قرار داده اند برای منافع خودشان و برای چی. در کشورهای کمونیستی اصل برای کارگر (من نمی توانم که نسبت به کارگر این تعبیر را بکنم) اینها را مثل یک حیوان کارگر را فرض کردند که هیچ نباید داشته باشند، فقط خوراک به شما می دهند، شما باید کار کنید خوراک بگیرید، آنوقت که کاری ازشان نمی آید، طردشان می کنند و به رأی بعضی شان باید ریختشان به دریا. آن دسته دیگر هم شما را بازی داده اند کارگرها را بازی داده اند و از راه دیگر می چاپند آنها را.
 

صلاح و فساد این کشور امروز به دست خود ملت است

اسلام برای کارگر ارزش قائل است، برای کارگر و کار ارج قائل است و احترام قائل است، یعنی همانطوری که یک شخص عالم، یک شخص مجاهد را توصیف می کند، شخص کارگر، زارع، هر کارگری را، می گوید همه شان مثل همند، مثل شانه ای که این رده هائی که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند، آن شانه های آنوقت اینطور بودند، اینها همین طور همه برابر هستند. در قرآن کریم هم تصریح می کند که امتیازها به این مسائلی که سرمایه داشتن، قدرت داشتن نمی دانم و امثال اینها نیست، ارزش ها و بزرگی ها به تقواست، به ارزش انسانی است. ارزش انسانی را این دو بلوک اصلاً فراموش کرده اند، توجه به اینکه اینها انسانند مثل خود ما هستند. آنوقتی که استالین متولد شده، با یک رعیت دیگری، یک رعیتی فرقی با هم نداشتند، بعداً او به قدرت رسیده آنطور عمل کرده و این

صحیفه نور جلد 16 صفحه 144

بیچاره ها تحت ستم، اینطور باید عمل کنند برای آنها. یا آن بلوک سرمایه داری هم همین طور ارزش برای انسان ها قائل نیستند، آنها ارزش برای قدرت خودشان قائلند، هر کشوری که تحت قدرت آنها باشد به او کمک می کنند.
الان اگر یک گرایش بکند این کشور اسلامی به یک طرف از اینها، برایش سرشار، همه کاری می کنند، لکن ارزش انسانی و ارزش اسلامی اقتضاء می کند که به هیچ یک از آنها گرایش پیدا نکند. هر مملکتی که از آنها بخواهد استقلال داشته باشد، جدا بشود مثل کشور ما، گرفتار اینها می شود. الان کشور شما گرفتار این دو بلوک هستند، هر کدام به یک راهی، به یک طوری و تمام این فسادهائی که واقع می شود در این کشور از این گروهک های فاسد و تمام تبلیغاتی که خود این گروه ها در خارج می کنند، اینها همه برای خاطر این است که دستور از آنها گرفتند. آن روزی که کشور ایران خدای نخواسته، خدا نیاورد آن روز را به گرایش پیدا کند به آمریکا، خواهید دید که تمام اینهائی که در - چیز هستند - پاریس جمع شده اند و اسباب زحمت ایرانی ها را خیال می کنند می توانند فراهم کنند، همه قلم هایشان بر می گردد و ثناگو می شود، از این طرف هم همین طور، ما می خواهیم مستقل باشیم، ما می خواهیم که آمریکا در طول زمان، قبلاً انگلستان و بعد آمریکا، در طول سلطنت این دو مرد فاسد به سرما آمده است، تمام ارزش های انسانی را می خواستند از ما بگیرند و جوان های ما را به فساد بکشند و جوان های ما را به مراکز فساد بکشند و انسانیت را از آنها بگیرند، اینها، می خواهیم ما که دیگر تحت آن سلطه نباشیم و خودمان یک انسان مستقل باشیم. شما کوشش کنید، صلاح و فساد این کشور امروز به دست خود ملت است. شماها هم یک عضو بسیار مهمی در این کشور هستید و بسیار مؤثری برای رفع وابستگی کشورتان به خارج، کشاورزان هم یک عضو بزرگ این کشورند برای رفع وابستگی این کشور به خارج. شما دو بازوی بزرگ این کشور کوشش کنید که ما در کشاورزی محتاج به اینکه به دیگران مراجعه کنیم و از دیگر جاها بیاوریم نباشیم و در امور صنعتی هم نباشیم. و بدانید که از حالا که شروع کنید می توانید این عمل را بکنید، منتها کشاورزها زودتر می رسند به آنجا و شما یک قدری دیرتر، منتها ارزش عمل شما بسیار زیاد است و کارهای شما فنی است. خیال نکنید که فقط آنها می توانند که این کارها را بکنند، آنطوری که تبلیغاتشان تاکنون در گوش ما خوانده شده است که ما باید وابسته باشیم. ما نباید وابسته باشیم، ما باید مستقل باشیم، ما باید هر مقداری که خودمان کار می کنیم به همان مقدار اکتفا کنیم، در صدد باشیم که خود را به آن حدی برسانیم که از کشور ما هم ارزاق و گندم و جو و امثال اینها صادر بشود و این کشور بسیار مستعد برای این معناست، و هم کوشش کنیم که دیگران به ما محتاج باشند در امور صنعتی و می توانیم، و می توانید و می توانیم. ما فرضاً هم نتوانیم، ما فرض می گیریم که خیر، نمی توانیم، اما کوشش خودمان که یک عبادتی است، یک کار ارزشمندی است، ما کوشش خودمان را می کنیم. من کراراً این مطلب را گفتم که ما صد در صد اینطور نیست که کار می کنیم که پیروز بشویم، البته میل داریم، اما اینطور نیست که حتم داریم که ما پیروز می شویم. نه، اما در عین حالی که حتم به پیروزی نداریم، تکلیف خودمان را

صحیفه نور جلد 16 صفحه 145

عمل می کنیم، ما یک انسان هستیم، شما انسان هستید و ارزشمند هستید، شما می خواهید ارزش خودتان را حفظ کنید، شما می خواهید که به شما فرض کنید که عروسک ها را بیاورند بفروشند، یا شما را به مراکز فحشا بکشانند و ارزشتان را از بین ببرند و شکمتان را سیر کنند. شما می خواهید ارزشتان را حفظ کنید و دنبال آن ارزش که در مرکز اعلاء واقع شده است، کشور خودتان را هم نجات بدهید. ما و شما و همه دوستان و همه کشاورزان و همه کارگران و همه ملت ایران توجه به این داشته باشند که این ارزشی که خدای تبارک و تعالی نصیب شما کرد و این استقلالی که نصیب شما کرد و این امری که الان در تمام دنیا شما مطرحید، هر چه می خواهند این قلم های فاسد از شماها تکذیب کنند، از ایران تکذیب کنند، هر چه می خواهند از دادگاه ها تکذیب کنند، از دولت تکذیب کنند، لکن دنیا فهمیده است که شما ارزش دارید و دنیا فهمیده است که شما یک ملتی هستید که نظیر شما در طول تاریخ تا حالا نبوده است.
 

همه آثاری که از آقای مطهری هست، بی استثنا خوب است

و من امیدوارم که ملت های دیگر هم به تبعیت از شما و به تبعیت از اسلام عزیز نظیر شما بشوند، استقلال خودشان را و آزادی خودشان را به دست بیاورند. خداوند همه شما را انشاءالله صحت و سلامت بدهد. و چون روز مطابق است، منطبق است با سالروز وفات مرحوم مطهری رحمةالله، من باید یک کلمه هم از آن به شما عرض کنم. مرحوم آقای مطهری یک فرد بود، جنبه های مختلف در او جمع شده بود و خدمتی که به نسل جوان و دیگران مرحوم مطهری کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بی استثنا همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است. ایشان بی استثنا آثارش خوب است، انسان ساز است، برای کشور خدمت کرده، در آن حال خفقان خدمت های بزرگ کرده است این مرد عالیقدر. خداوند به حق رسول اکرم او را با رسول اکرم محشور بفرماید و خداوند همه شهدای ما را انشاءالله رحمت بفرماید و خداوند جنگنده های ما را که الان درصدد پیروزی آخری هستند و انشاءالله تحقق پیدا می کند، آنها را، پیروزی آخری را نصیب به آنها فرماید و خداوند شما کارگران عزیز را و همه کارگران را انشاءالله اجر شهدا عنایت کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به پیام اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا

تاریخ: 1361/01/15

 

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
خواهران و برادران عزیز و متعهد! مرقوم شریف واصل، توفیق و سلامت و سعادت شما جوانان محترم را از خداوند متعال خواستار است. سه سال از آغاز جمهوری اسلامی و تدفین ستمشاهی دو هزار و پانصد ساله می گذرد و این طفل نوزاد با مواجه بودن با توطئه ها و خرابکاری ها و جنایت ها و خیانت های عناصر داخلی و قدرت های بزرگ شیطانی و دولت های سرسپرده منطقه و غیر منطقه ره صد ساله رفته و با دست قدرت مطلقه الهی، انقلاب شکوهمند ملت مظلوم و تحت ستم و شکنجه ایران تمام موانع را از سر راه برداشته و توطئه ها را خنثی نموده است. با اینکه اکثر بوق های تبلیغاتی و مطبوعات در خدمت مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی هستند و در طول مدت انقلاب و بویژه در سال های اخیر با تمام شیوه ها برای کوبیدن این رژیم نوپا از هیچ تهمت و دروغ و ناسزا و شایعه پراکنی کوتاهی نکرده اند و شاید در مقابل این دشمنان مقتدر هر رژیمی بود در هم ریخته و ساقط شده بود، ولی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسائی به راه خود ادامه می دهد و بسیاری از مسلمانان و مستضعفان جهان را بیدار نموده است و امید آن است که یک انقلاب عمیق عمومی در سراسر جهان در مقابل جهانخواران ضد بشریت تحقق یابد. انقلاب ایران با قدرت به پیش می رود و هر روز انسجام و استحکامش فزونی می یابد و مخالفانش با شکست مواجه می شوند.
نکته مهم پس از فضل خداوند متعال که پشت و پناه مظلومان است، خصوصاً آنان که برای رفع ظلم و کوتاه کردن دست جنایتکاران بین المللی فداکاری می کنند و جوان می دهند، مردمی بودن این انقلاب است و بزرگترین نقش آن ایمان راسخ به خدای بزرگ و به پیروزی است. و شما عزیزان که نقش مهمی در خنثی نمودن تبلیغات دروغین و تهمت های بی پایه را بر عهده دارید با اعتماد به فضل و یاری خداوند متعال به راه خود ادامه دهید و چون مقصد اقامه عدل و قسط است، از پیشامدها نهراسید.
خواهران و برادران من! مشکلات زیاد شما را در آن محیط احساس می کنم، چنانچه شما هم مشکلات ما را حس می کنید، لکن هر دو می دانیم که راه ما حق است و همه در مقابل باطل ایستاده ایم و با صبر و استقامت، حق بر باطل پیروز است و خداوند وعده پیروزی را داده است و امیدوارم که زمان

صحیفه نور جلد 16 صفحه 114

آن نزدیک باشد. ما کوشش داریم که تبلیغات خود را گسترش داده و نیز با همه گرفتاری ها در این امر مهم به فعالیت برخیزیم و همه ما و شما که دارای یک مقصد و ایده هستیم، باید برای رسیدن به آن تمام توان خویش را به کار بریم و خوب است که این نکته را تذکر دهم، تبلیغات بسیار عظیم دشمنان ما چون با اختلاف زیاد و تناقض گوئی انجام گرفته و می گیرد، گمان نمی کنم تأثیر چشمگیری داشته باشد (والامر الی الله) چنانکه دیدیم و دیدید که پیروزی عظیمی که رزمندگان شجاع و متعهد ما در هفته قبل در فتح مبین به دست آوردند که همه جهان آن را با تمام کوشش تاکنون نتوانسته اند عرضه کنند و نیز اسلحه و مهماتی که از دشمن به غنیمت گرفته شده و آنچه از آنان منهدم گردید، به قدری زیاد است که مدتی وقت لازم دارد تا شمارش نموده و یا جمع آوری نمایند و همچنین عدد کشته شدگان فریب خورده باز به طور کامل به دست نیامده و اسیران و پناهندگان به قدری زیادند که تخلیه آنان به مرکز هنوز میسر نشده و بیش از چهارده هزار نفر تاکنون به تهران فرستاده شده است و آنچنان شکست آشکاری به دشمن وارد کرده اند که در تاریخ جنگ ها بی نظیر و کم نظیر بوده است، با همه اینها و رانده شدن دشمن تا مرز عراق، بوق های تبلیغاتی بزرگ جهان تا مدتی از آن یا ذکری نکردند و یا از پیروزی صدامیان داد سخن دادند، تا آنکه رسوائی آنان برملا شد و پس از آمدن خبرنگاران، مقداری از پیروزی مخابره شد. با این وصف رسانه ها با موذیگری به زبان درآمدند و ضمن انعکاس بعضی ابعاد آن، از فرمان صدام برای عقب نشینی به انگیزه آرایش جدید سخن به میان آوردند و اینجانب گمان می کنم این رسوائی مفتضحانه که برای رسانه های گروهی دشمنان انسانیت در این جنگ بویژه در چند جبهه از قبیل آبادان و بستان و از همه مهمتر در فتح المبین ببار آمد، برای ملت ایران یکی از پیروزی هاست. و مسأله دیگری که باید برای شما تذکر دهم این است که شما برادران و خواهران اگر گفتار و کردار گروهک های منحرف بویژه گروه منافقین را بررسی نمائید، متوجه می شوید که آنها از زمانی که با عده ای از علمای اعلام مثل حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای منتظری و دیگر دوستان زندان بوده اند، تا وقتی که ملت پیروز شد و به برکت مجاهدات ملت شجاع نجات پیدا کردند و نیز در طول این سه سال با چه چهره مختلف و کردار و اقوال متضاد با ملت شریف مواجه بوده و هستند. با یک بررسی کوتاه می توانید از عقاید التقاطی آنان، بلکه عقاید متضاد با اصول اسلامی و رفتار و کردار گوناگون منافق گونه آنان، اگر تاکنون آگاه نشده اید، آگاه شوید. ما از نزدیک مشاهده نموده و می نمائیم که این مدعیان اسلام، با عقاید و اصول اسلامی مخالفند و این مدعیان مجاهدت برای خلق، چه جنایاتی که مرتکب نشده اند، از قیام مسلحانه و کشتار مردم بی گناه کوچه و بازار تا آتش سوزی ها و انفجارها و ترورها که اکثراً کودکان و زنان و مردان مستمند و مظلوم طعمه جنایات غیر انسانی آنان بوده اند و اکنون نیز ادامه دارد و از ابتدای پیروزی انقلاب اینان در صدد به دست گرفتن قدرت بوده اند و از پادگان ها و کلانتری ها بیت المال مسلمین را، از مهمات تا انواع سلاح های کوچک و بزرگ به غارت برده و با دزدی از بانک ها که و ده ها جنایت در سرتاسر کشور، خانه های تیمی تدارک دیده و با قیمت های زیاد اجاره کرده و مراکز خیانت به ملت را هر چه بیشتر تقویت نمودند، که بحمدالله

صحیفه نور جلد 16 صفحه 115

تعالی با قوای مسلح و پشتیبانی ملت اکثر آنها کشف شده است. و از هر چیز جنایت بارتر، گول زدن دختران و پسران کم سال ناآگاه و به فساد کشاندن آنها و همچنین وادار نمودنشان به ترور و آتش سوزی است که به خواست خداوند، بسیاری از آنان از فریبکاری همدستان خود مطلع شده و توبه نموده اند. برادران و خواهران محترم! این تذکرات برای آن است که از جوانان و دوستان کم اطلاع خود جلوگیری نمائید که با این گرگان در لباس آدم و جنایتکاران با اسم اسلام راستین، معاشرت ننموده و کوچکترین تماسی نگیرند. اینان که از امپریالیزم انتقاد سرسختانه منافق گونه می کردند، اکنون معلوم شد که چهره واقعی آنان چه چهره کریهی است و امروز به خوبی روشن است که اینان به دامان امپریالیست ها پناهنده و با کمک آنان به توطئه علیه جمهوری اسلامی برخاسته اند و با شایعه سازی و دروغپردازی می خواهند جوانان معصوم را به دام بکشند و با استفاده از خون مظلومان و گول خوردگان، اوامر اربابانشان را اجرا کنند.
شما دوستان، به حسب وجدان و شرع مطهر موظفید هر قدر می توانید جرایم ایشان را فاش کنید و نگذارید جوانان که ذخایر ملت اند در دام آنان افتند. و شما بدانید که اگر ما در تحت لوای اسلام و پرچم توحید باشیم، از آسیب دشمنان مصون خواهیم بود. امروز چون گذشته همه بدبختی های مسلمانان از تفرقه و عدم اجتماع در زیر پرچم پرافتخار اسلام است. پیروز باشید و خداوند یارتان باد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها