0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت زلزله کرمان

تاریخ: 1360/03/22

 

پیام امام خمینی به مناسبت زلزله کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
زلزله عظیم و مصیبت باری که در استان کرمان موجب خسارات بسیار جانی و مالی شده است، موجب تأثر و تأسف هر شنونده و بیننده است. ما باید بدانیم که این حوادث ناگوار ابتلا و امتحانی است از طرف خداوند متعال برای مصیبت دیدگان در محل حوادث و برای مصیبت زدگان در سراسر کشور. برای مصیبت دیدگان، تا با مراتب صبر و تحمل در از دست دادن عزیزان ثابت کنند که در مقابل حوادث پابرجا بوده و ناتوان نیستند و به منطق قرآن کریم هر چه دارند و داریم از خداوند منان است و همگی امانتدارانی هستیم که دیر یا زود امانات الهی را به صاحبش بر می گردانیم. و برای مصیبت زدگان در سراسر کشور، آزمایش عظیمی است که در مصیبت برادران و خواهران عزیز تا چه اندازه خود را سهیم و شریک می دانیم و برای جبران این فاجعه بزرگ تا چه اندازه کوشش می نمائیم. با اتحادی که بین ملت عزیز و شریف ایران دیده می شود اطمینان داریم که در مقابل حوادث و مصیبت ها پایدار و در کمک سریع به خواهران و برادران عزیز خود که همه چیز خود را از دست داده اند، بپا خواهند خاست و هر چه سریعتر دولت مردمی و متدین خود را تکلیف بزرگی به عهده دارد پشتیبانی نموده و برای نجات بازماندگان این مصیبت بزرگ کوشا خواهند بود. اینجانب این مصیبت را به ملت شریف ایران تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال سعادت و سلامت برای بازماندگان این حادثه دلخراش خواهانم. سلام و درود بر بازماندگان و رحمت و مغفرت بر پویندگان راه خدا.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:44 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر چمران

تاریخ: 1360/04/01

 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر چمران

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن بر ملاء اعلی، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می کنم.
تسلیت از آنرو که ملت شهید پرور ما سربازی را از دست داد که در جبهه های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران حماسه می آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود. او جنگجوئی پرهیزکار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت. و تبریک از آنرو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت ها و توده های مستضعف می کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه آن است.
چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و با آن ختم کرد. او در جهاد، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمائی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست.
او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر. و اما، ما می توانیم چنین هنری داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز تسلیت عرض می کنم و از خداوند تعالی رحمت برای او و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در جمع اعضای بسیج خمینی شهر، دفتر تبلیغات قم و گروهی از پرسنل پایگاه چهارم نیروی هوایی

تاریخ: 1360/04/01

 

ملت امروز یکپارچه در صحنه است و مراقب توطئه ها

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان محترم که از پایگاه وحدت دزفول و بسیج اصفهان و سایر آقایان دیگر تشریف دارند من از همه تشکر می کنم و این تشکر برای همه رزمندگان جبهه هاست و همه رزمندگان پشت جبهه هاست.
امروز بحمد الله ملت ایران ملتی است مومن و رزمنده و دارای عقیده و جهاد برای عقیده است و مادامی که این روح بزرگ در کالبد ملت ماست از توطئه ها و کجروی ها و سایر چیزهائی که برای ملت ما بوده است و در پیش است هراسی نیست. آن ملت باید از مشکلات هراس داشته باشد که ایمان نداشته باشد، آن که ایمان و عقیده دارد و بپاخاسته است که جهاد کند در راه این ایمان و عقیده و اعتقاد به این دارد که فداکاری در راه خدای تبارک و تعالی پیروزی است و رسیدن به مقام شهادت پیروزی دیگر است، یک همچو ملتی شکست ندارد.
آنهائی که توطئه گر هستند و با توطئه خودشان می خواهند بین ملت نفاق ایجاد کنند و گمان کردند که می توانند بین ملت یکپارچه اسلامی ایران نفاق ایجاد کنند و گروه ها را در مقابل هم قرار بدهند آنها در اشتباهند، آنها ملت ایران را نشناختند، آنها نمی دانند که ملت ایران یکپارچه مجاهد است و یکپارچه رزمنده است و یکپارچه مؤمن است و دست تبهکاران را به واسطه ایمان خودشان از کشورشان قطع می کنند، توطئه ها را یکی پس از دیگری خنثی می کند.
ملت امروز یکپارچه در صحنه است و مراقب، مراقب توطئه ها، مراقب تبهکاری ها و به مجرد اینکه احساس کند گروهی یا اشخاصی بر خلاف آن مسیری که ملت دارد، که آن مسیر انسانیت و مسیر حق است و مسیر جهاد برای ایمان و عقیده است، به مجرد احساس مخالفت اشخاص یا گروه ها با این راه، خود ملت بدون اینکه احتیاج به این داشته باشد که کسانی ملت را دعوت بکند و یا تجهیز بکند، خود ملت مجهز است و تمام ملت چه نیروهای مسلح ارتش و ژاندارمری و شهربانی و بسیج و پاسداران و نیروهای ملتی و چه سایر قشرها که آنها هم قوای مسلح به ایمان هستند اینها همه در صحنه حاضرند و ناظر اعمال اشخاص و ناظر اعمال گروه ها و جبهه ها هستند و خودشان جوابگوی همه چیزهائی که بر ضد این انقلاب می خواهد شکل بگیرد هستند و بحمد الله احتیاج به اینکه کسی آنها را

صحیفه نور جلد 15 صفحه 28

بسیح کند ندارند. و یک همچو ملتی است که پیروزی نهائی را به دست می آورد و هر چه شهید در این راه پیروزی می دهد مصمم تر می شود و خستگی ناپذیر است.
این گروه هائی که مع الاسف عده ای از جوانان ما و بچه های عزیزی که اینها باید برای میهن خودشان و اسلام خودشان عمل کنند آنها را بازی می دهند و بر ضد این انقلاب اسلامی که دست قدرت هارا از این کشور قطع کرده است بسیج می کنند و در خیابان ها می آورند و در مقابل ملت می خواهند بایستند، اینها در اشتباهند و من باید به این جوانهای گول خورده ای که از چند نفر گرگ اینهاگول خورده اند، نصیحت کنم و به پدر و مادر این عزیزان نصیحت کنم که شما فرزندان خودتان را و جوانها خودشان را از دست این گرگ هائی که به صورت آدمیزاد در آمده اند و شما را منحرف می خواهند بکنند، توجه داشته باشید این امری که در دو روز پیش از این اتفاق افتاد این را مطالعه کنید، ببینید چه بود، برای چه بود و برای که بود. آیا شما در مقابل آمریکا ایستاده اید و می خواهید جهاد کنید؟! در مقابل شوروی ایستاده اید و می خواهید جهاد کنید؟! میخواهید کشور خودتان را از دست آمریکا بگیرید؟! می خواهید کشور خودتان را از دست شوروی بگیرید؟! شما که بازی خورده اید و سران خیانتکار منافقین شما را بازی داده اند و خودشان در پناهگاه ها نشسته اند و شما را به خیابان آورده اند و آن غائله اسفناک را به دست شما به بار آوردند، آیا شما در مقابل کی می خواستید بایستید؟ اعلام قیام مسلحانه در مقابل کیست؟ اعلام قیام مسلحانه در مقابل ملتی است که قریب بیست سال و اخیراً0 دو سه سال خون خودش را داده است و دست آمریکا و بلوک او را و شوروی و بلوک او را از این کشور کوتاه کرده است. شما در مقابل این ملت می خواستید قیام بکنید و شما را وادار کردند به آن کارهائی که روی تاریخ را سیاه کرد. فکر این را کردید که شما دارید چه می کنید؟ و متحرک به تحریک چه اشخاصی هستید؟ آنهائی که شما را به قیام و استقامت دعوت کردند و جا را خالی گذاشتند و رفتند؟! قیام و استقامت در مقابل کی؟ در مقابل اسلام؟! در مقابل جمهوری اسلامی؟! در مقابل قرآن کریم؟! با اسم قرآن مجاهده در مقابل اسلام و قرآن؟! با اسم اسلام قیام بر ضد اسلام؟! با اسم آزادی قیام بر ضد آزادی؟! بیدار بشوید، جوانهای خودتان را نصیحت کنید. شما تمام قوای خودتان را هم که روی هم بگذارید در مقابل این سیل خروشانی که ملت مسلمان و ارزنده ایران به راه می اندازد قطره ای بیش نیستید. چرا خودتان را به تباهی می کشید و با اسم استقلال ایران می خواهید ایران را به چنگال گرگ های قدرتمند مبتلا کنید؟ یک قدری تفکر کنید، ملت ما یک قدری در حال این افراد تفکر کند و پدر و مادرهای این جوانهای گول خورده، این دخترهای گول خورده، این پسرهای گول خورده تفکر کنند و آنها را هدایت کند. ما خیر شما را می خواهیم، جمهوری اسلامی خیر دنیا و آخرت شما رامی خواهد، جمهوری اسلامی استقلال واقعی شما را می خواهد، جمهوری اسلامی آزادی شما را از دست این گرگ های شرق و غرب می خواهد. این گروهک های بدبخت، این گروهک های جنایتکار جوانهای ما را بازی می دهند خودشان در پناهگاه ها می نشینند و جوانهای این ملت را بسیج می کنند بر خلاف اسلام و بر خلاف ملت مسلمان و در خدمت ابر قدرتها و خصوصاً آمریکا.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 28

 

اینها نشناختند اسلام را و نشناختند این ملت اسلام را

این نقشه ای که مدت هاست در کار است و نقاشان بیخبر از خدا دنبال شکل دادن آن بودند و من مطالعه می کردم در حال آنها و در وضع آنها و بالاخره با ناشیگری خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر کردند و ملت فهمید که اینها چکاره اند و با یک صورت اسلامی و حق به جانب در این مملکت آمدند و نقشه شوم قدرت های بزرگ را یعنی آمریکا را می خواستند در این کشور پیاده کنند. اینها ملت را نشناخته بودند، اینها ملت اسلامی را نمی شناختند، اینها با همه هوش شان و با همه علمشان، این علم را نداشتند که ملت اسلام یعنی چه و قدرت اسلام یعنی چه. اینها خواستند راه را برای آمریکا باز کنند و آمریکائیان، همه در دور پرچم شان جمع شدند و نصیحت من را گوش نکردند و مصلحتی که من برای آنها می اندیشیدم و برای کشور خودمان، اینها از آن غفلت کردند و آنچه که من می خواستم نشود شد و من نمی خواستم که مثل زمان رضاخان که وقتی او را بیرونش کردند آن رفیق صدیق آنها اول کلمه ای که در مجلس گفت، گفت: الخیر فی ما وقع. من نمی خواستم که در کشور بپاخاسته اسلامی ما یک همچو اشخاصی باشند و بیایند و گوش به حرف ها ندهند و مصلحت هائی که ما برای آنها پیش پای آنها می گذاشتیم گوش فرا ندهند و کار را به جائی بکشند که آنهائی که دیروز برای آنها پشتوانه بودند امروز دشمن آنها باشند. اینها نشناختند اسلام را و نشناختند این ملت اسلام را. اینها خیال می کردند که همانطوری که در غرب یا در شرق گروه سیاسی، بازی های سیاسی می کنند و مردم را با بازی های سیاسی گول می زنند و بسیج می کنند می توانند در ایران هم با آن بازی های سیاسی مردم را متفرق کنند و جدا کنند و در مقابل اسلام و جمهوری اسلامی بسیج کنند و مردم را وادار کنند که این مجلس را خودشان منحل کنند و این دولت را خودشان بر کنار بگذارند و این قوه قضائیه را خودشان منحل کنند و جمهوری اسلامی را خودشان به دست خودشان به باد فنا بدهند و راه را باز کنند از برای قدرت هائی که طعمه های خودشان را از دست داده اند تا این مملکت باز طعمه آمریکا و دنبال او شوروی شود. اینها نشناخته بودند اسلام را خیال می کردند اسلام هم مثل مسلک های دیگر فقط یک مسلک سیاسی است که بشود اینها با آن بازی های شیطانی سیاسی، این مردم را از راه خودشان که بیست سال است در راه او خون داده اند، بیست سال است جوانان خودشان را فدا کرده اند، اینها را از آن راه حق به سوی راه باطل و از نور به ظلمات بکشند و راه را برای دوستان خودشان باز کنند.
 

این مجلس، یک مجلسی است که در مقابل این امور انحرافی ایستاده است

من بسیار متاسفم از اینکه کوشش کردم که در این دوره اول جمهوری اسلامی اینطور مسائل پیش نیاید و اینطور عزل و نصب ها نشود، لکن با کمال کوششی که کردم اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان های مختلف آنها را دعوت کردم به اینکه رها کنند این راهی را که در پیش دارند و با ملت ایران اینطور نکنند و من می خواستم که تمام این کسانی که در کار دولتمردی هستند تا آخر انقلاب و پیروزی انقلاب همه در محل خودشان باقی باشند و این جمهوری اسلامی را همه با هم به آخر برسانند و به

صحیفه نور جلد 15 صفحه 30

پیروزی مطلق، لکن دستهائی در کار بود و گرگ هائی بود در بین اینها که نگذاشتند این مطلبی را که ما می خواستیم نشود، نشود. وقتی احساس شد که اینها یک نقشه شیطانی اتحاد با منافقینی که دیروز، پریروز ریختند در خیابان ها و جوانهای ما را سر بریدند و مال و اموال مردم را آتش زدند و خیابان ها رابه فساد کشاندند، با اینها دست در دست هم داده بودند و با گروه های منحرف دیگر دست به دست هم داده بودند برای اینکه این کشور را به تباهی بکشند و وقتی که احساس یک همچو خطری شد من قبلا هم گفته بودم که اگر من احساس خطر بکنم آن چیزی را که به شما داده ام پس می گیرم، همین است کسانی که ادعای اسلام می کنند، همین است رفتار آنهائی که ادعای منافع مردم را می کنند، می گویند ما طرفدار خلق هستیم. من نمی دانم این خلقی که اینها طرفدار آنها هستند در کجای دنیا زندگی می کنند، این خلق در ایران است یا در آمریکاست یا در شوروی؟ اینها طرفدار خلق هستند اما خلق ایران؟ طرفدار خلق ایران، در مقابل این خلق میلیونی ایران می ایستد و به جنگ مسلحانه بر می خیزد؟ من مع الاسف چون می بینم در بین اینها بسیاریشان گول خوردند، جوانان پاکدلی بودند که این گرگ ها آنها را منحرف کردند و من امید این را دارم که این جوانها برگردند، اینها به دامن ملت برگردند، به دامن اسلام برگردند، از این جهت من مؤعظه می کنم آنها را، مؤعظه می کنم پدر و مادر اینهائی که گول خورده اند، که جوانان خودشان را نگذارند برای ایده های چند نفر خائن که می خواهند در این کشور حکومت کنند و پشتیبان آنها هم آمریکاست یا شوروی، نگذارید جوانان شما تباه شوند. اینها نشناخته بودند ملت ایران را و نشناخته بودند قوای مسلح ملت ما را. اینها مقایسه می کردند این زمان را با زمان شاه مخلوع. اینها گمان کردند که ارتش امروز ما هم ارتش زمان شاهنشاهی است. اینها گمان می کردند که ملت ما هم ملتی است که دیگر می شود گولشان زد. با تمام قوا برای گول زدن ملت قیام کردند و مع الاسف گروه های مختلفی که بعضی شان هم متدین هستند و نمازخوان هستند، آنها هم در این میدان وارد بودند و هستند. کرارا من گفتم که بیا، برو از این گروهک های فاسد، از این منافقین تبری کن، حیثیت خودت را از دست نده. بیا، برو در ملاءعام و اینها را از خود بران، اینها تو را به تباهی می کشند و این گرگ هائی که در اطراف تو جمع شده اند و (الا بعض معدود آنها) همه آنها گرگ هائی هستند که می خواهند ترا به تباهی بکشند، اینها را از خود بران، و اینکه نتوانست بفهمد اسلام یعنی چه و کشور اسلامی یعنی چه و ملت اسلام یعنی چه و ارتش اسلام یعنی چه و سایر قوای مسلح اسلام یعنی چه، این خودش را به تباهی کشاند. من امروز هم علاقه به این دارم که این گروه هائی که مسلمان هستند، این جمعیتی که نماز خوان هستند، این جمعیتی که با خدا باز قطع مراوده نکردند، این آقایانی که باز رابطه شان را با اسلام قطع نکرده اند اینها بیایند و بهوش بیایند و حساب خودشان را از آنهائی که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند و در ملاءعام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه هائی که چند روز پیش آنقدر جنایت کردند محکوم کنند. و آن اشخاصی که با پشتیبانی این گروه ها و با اساسی که می خواست درست کند و می خواستند درست کنند که ملت ایران را تکه تکه کنند و شهرهای ایران را یکی بعد از دیگری به تباهی بکشند، اینها بروند و از آنها تبری کنند و حساب

صحیفه نور جلد 15 صفحه 31

خودشان را از توطئه گران فاسد و از کسانی که به اسلام هیچ عقیده ندارند و آن غائله پریروز را ایجاد کردند، بروند و اینها از اینها تبری کنند و از آنهائی که اسلام را برای امروز صحیح نمی دانند و احکام اسلام را مال هزار و چهار صد سال پیش می دانند، اینها از آنها تبری کنند. من صلاح شما را می دانم، نگذارید خدای نخواسته آن چیزی که به سر دیگران آمد به سر شما بیاید. من علاقه دارم به اینکه همه شما دور پرچم اسلام با هم بایستید در مقابل آمریکا، در مقابل شووری، نه در مقابل خودتان. جبهه گیری نکنید در مقابل هم، با هم دست به هم بدهید تا این کشور را نجات بدهید. این اختلافاتی که شما می خواهید درست کنید و در سخنرانی هایتان درست می شود و در نوشته هایتان ایجاد می شود، اینها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت نیست. شما می خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟ کوشش شما متدینین در این است که این کشور کجا برود؟ در آغوش آمریکا برود؟! در آغوش شوروی برود؟! شما نمی دانید که اگر ایجاد اختلاف فرض محال بتوانید بین گروه های اسلامی بکنید این به جز اینکه آمریکا بیاید و این کشور را به دست بگیرد یا شوروی این کار را بکند نتیجه دیگری ندارد؟ شما غفلت از این دارید؟ شما دانشمندان هستید، از این معنا غافلید؟ شما همه این ملت را به آمریکا می خواهید بفروشید؟ من باز با کمال علاقه ای که به این دارم که همه با هم متحد باشید نصیحت می کنم به شما که شما از این تجربه، نصیحت و عبرت بگیرید. توجه بکنید این مجلس یک مجلسی است که در مقابل این امور انحرافی ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبی نیست، در دست هیچ گروهی نیست، اکثریت این مجلس اشخاص مستقلی هستند که خودشان فکر می کنند و خودشان عمل می کنند. آنها انحرافات را در نظر می گیرند و رضای خدا در نظر می گیرند و با رضای خدا می خواهند راه را به آخر برسانند و شما که انحلال یک همچو مجلسی را می خواهید می دانید چه می کنید؟ غافل هستید شما آدم های تحصیل کرده متدین، شما را غافل کردند شیاطین یا خدای نخواسته با توجه یک همچو کارهائی انجام می دهید؟ شما متنبه بشوید، این حوادثی که در دنیا واقع می شود این حوادث برای تنبه ما لازم است واقع بشود و کافی است متنبه بشوید و بر خلاف این سیل خروشان اسلام و ملت اسلامی شنا نکنید. من خیر شما را می خواهم، من خیر همه شان را می خواستم، من خیر این گروهک ها را هم می خواهم. اگر این گروهک ها دست بردارند و در مقابل اسلام و کشور اسلامی قیام نکنند و آنهائی که قیام نکردند توبه کنند برگردند به دامن اسلام و این جوان هائی که به دام اینها افتادند تنبه پیدا کنند و برگردند به دامن اسلام، بی خود جان خودشان را فدای شیطان نکنند، جان برادرانشان را فدای هواهای شیطانی نکنند. سران اینها شیاطینی هستند که این شیاطین میخواهند جوانهای ما را، کودک های ما را، دخترهای بیچاره ما را، پسرهای بیچاره ما را می خواهند در مقابل ملت نگه دارند و قیام کنند در مقابل ملت و همه را به باد فنا بدهند.اینها یک گروه های کوچکی هستند که اگر چنانچه این مصلحت که عبارت از این است که جوانهای گول خورده ما برگردند به آغوش اسلام، ملت، اگر نبود این، خوب، تکلیف آنها زود معلوم شد و ملت هم از من فریاد می زنند و می خواهند که من تکلیف آنها را معین کنم، لکن من مصلحت همه مسلمین را و غیر مسلمین را هم می خواهم که اینها همه رها کنند این

صحیفه نور جلد 15 صفحه 32

شرارت ها را و جوانها و دخترها و پسرهای عزیز ما گول اینها را نخورند از دام اینها فرار کنند و به آغوش اسلام برگردند که اینها برای ملت نمی خواهند کار بکنند، دلیل این است که اینها در هر جا قیام به ضد ملت دارند می کنند. این هیاهوی چند روز پیش از این، دو روز پیش از این و آن شرارت ها برای جلوگیری از آمریکا بود؟! این مردمی که شهید شدند، اینها آمریکائی بودند؟! این خرمن هائی که شما آتش می زنید خرمن های آمریکاست؟! این کارخانه هائی که شما به تعطیلی می کشید کارخانه های آمریکائی است؟! این کشاورزان را که دعوت به کم کاری و بیکاری یا اینکه اگر حاصل عمرشان را جمع کردند و شما با یک کبریت آتش می زنید، اینها مردم آمریکا هستند؟! شما طرفدار خلق هستید؟! طرفدار خلق ایران هستید؟! طرفدار ملت خودتان هستید؟! شما آقایان که از اینها تأیید می کنید، طرفداری از اسلام می کنید؟! طرفداری از کشور اسلامی می کنید؟! کارهای اینها را اسلامی می دانید؟! کارهای حکومت اسلامی ما را اسلامی نمی دانید و کارهای این گروهک ها را که در میدان ها و در خیابان ها با سلاح به جنگ مردم برخاسته اند اسلامی می دانید شما؟! نباید یکدفعه هم تفکر کنید؟! تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه اگر شما هفتاد سال هم عبادت کردید، بنشینید یک ساعت هم تفکر کنید، فکر کنید که دارید چه می کنید، فکر کنید که برای خودتان دارید چه غائله ای بپا می کنید. آن صحبت هائی که شما فرستادید و در مجلس کردند، این برای خدا بود؟ این تهمت ها برای خدا بود؟! این کارهائی که شما می کنید و مع الاسف شمائی که طبقه مسلم و اسلامی هستید، این کارها برای کشور شماست؟! برای اسلام است؟! دین شما را وادار کرده است که بر خلاف یک دولتی که اینهمه گرفتاری دارد شما عمل بکنید و چوب لای چرخ یک دولتی که دارد برای این ملت شب و روز زحمت می کشد بگذارید؟! این برای اسلام است یا برای ملت اسلامی است؟! به نفع کشور است؟! باید من متأسف باشم از این مسائلی که گرفتارش هستیم، من نمی خواهم که شماها هم به سرنوشت دیگران مبتلا بشوید، من نمی خواستم که آنها هم این سرنوشت را داشته باشند. من در حالات همه تان مطالعه کردم و می کنم و نمی خواهم که منتهی بشود آن رایی که من دارم، به اینکه شما خدای نخواسته دیگر در فکر اسلام نیستید و همه فکر خود هستید. مگر من و شما چند سال دیگر هستیم؟ مگر شماها چقدر می خواهید عمر بکنید؟ مگر شماهر مقامی هم پیدا بکنید از مقام رضاخان و محمدرضا خان بیشتر می شود؟ عبرت بگیرید، عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است. تعلیم بگیرید از این حوادثی که در دنیا واقع می شود. شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست، چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد، ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید، مثل این سربازهائی که در مرزها کشته می شوند بمیرید. این وصیت نامه هائی که این عزیزان می نویسند، مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. و این جوانهای ما که علیل شدند، الان هم وقتی می آیند از من می خواهند که دعا کنم که اینها شهید بشوند، پایش را از دست داده، عصا زیر بغلش هست لکن گریه می کند و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 33

می خواهد که دعا کنیم که شهید بشود. از اینها یک قدری تعلیم و تعلم پیدا کنید. چرا من به شما عرض کردم که یک مطلبی که بر خلاف ضرورت اسلام است و بر خلاف نص قرآن است و از یک گروهی صادر شده است با اسم و رسم، چرا شما، من دعوت کردم که از اینها حسابتان را جدا کنید، نکردید؟ آن آقا که من کراراً به او گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن، اعلام کن به اینکه شماها از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت و دید آنچه دید و من امیدوارم که توبه کند تا خدای تبارک و تعالی او را بیامرزد و در آن عالم رو سیاه نباشد. شما الان وقت دارید، وقت توبه باقی است، وقت جدائی از گروه هائی که به ضد اسلام قیام کرده اند باقی است، یک قدم روی هوای نفس بگذارید، یک قدم روی خواست های شیطانی خود بگذارید و اعلام کنید به اینکه این کسانی که اعلامیه جبهه ملی را داده اند و بر ضد اسلام اعلامیه دادند و ارتباط برای آنها، هر کدام ثابت بشود که به اطلاع آنها بوده است این مطلب، مرتد شدند، شما از آنها تبری کنید، شما از اینهائی که دیروز پریروز ریختند در خیابان ها و آنهمه جنایت کردند و اعلام کردند که ما بر خلاف جمهوری اسلامی مسلحانه جنگ می کنیم، شما از اینها تبری کنید. من صلاح شما را می خواهم، من علاقه دارم به بسیاری از شما و شما توجه ندارید. من باید بگویم که شماها با اینکه در سیاست بزرگ شدید شم سیاسی ندارید، چنانچه آقای بنی صدر هم شم سیاسی نداشت. من الان هم نصیحت میکنم آقای بنی صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هائی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبروئی که از دست دادید بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی، من علاقه دارم که همه اشخاصی که در این مملکت زندگی می کنند یک زندگی انسانی الهی باشد. نبادا یک وقت در دام اشخاصی بیفتی که این ملت آنها را سر تا پا شناخته است و آنها از تو پشتیبانی کنند و تو هم در دام آنها بیفتی که هم دنیا به باد رفته است تا آخر و هم آخرت. اگر نصحیت های من را گوش کرده بودی این مسائل پیش نمی آمد، لکن نگذاشتند. آنهائی که به تو اظهار علاقه می کردند، آنها به اسلام علاقه نداشتند و تو را کشاندند به جائی که تباه کردند. بیش از این خودت را تباه نکن، به دام این اشخاصی که مثل اژدها دهان باز کرده اند تا همه حیثیت تو را به باد فنا بدهند و ببلعند نیفت. اگر چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه های مفسد، فاسد، جنایتکار سلب کنی و در یک کناری بنشینی مشغول تصنیف و تالیف بشوی صلاح تو است. اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال مرض در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید امروز اینطور نبود و من نمی خواستم باشد. آن روز من یکی از حرف ها که اساس همه گرفتاری های بشر است تنبه دادم که حب الدنیا راس کل خطیئه تمام خطاهائی که از ماها صادر می شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است. اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید اینطور نمی شد که همه گروه ها، همه دوستان شما از شما منفصل بشوند الا این گروه هائی که می خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند. دوستهای درجه اول شما پشت به شما کردند، گروه هائی که با شما بودند و برای شما شعار میدادند پشت به شما کردند و این دلیل بر این بود که شما قدرت سیاسی ندارید، بزرگتر دلیل

صحیفه نور جلد 15 صفحه 34

این است که انسان یازده میلیون رای را تباه کند. این گذشت و ناگوار گذشت، من نمی خواستم اینطور بشود، لکن - باز - برای هر کس هر کار بکند باز جای توبه هست، در توبه باز است، رحمت خدا واسع است، شما توبه کن و یک قدم طرف خدا برو و پشت به هوای نفسانی بکن خداوند می پذیرد تو را، آبروی تو را اعاده می دهد، حیثیت تو را اعاده میدهد. و شمائی که امروز هستید در مجلس و در صحنه، شما هم این نصیحت عاجزانه من را قبول کنید و یک پاروی نفسانیت بگذارید و این گروه هائی که ایران را می خواهند به تباهی بکشند، قیام مسلحانه بر ضد اسلام کردند اینها را از خود برانید و از آنها تبری کنید و آنهائی که اسلام را برای حالا دیگر صحیح نمی دانند آنها را هم از خودتان برانید و از آنها تبری کنید. جای توبه باز است و بزرگتر گناه، بزرگترین گناه این است که انسان طرفداری بکند از کسانی که به ضد اسلام قیام کرده اند یا به ضد اسلام اعلامیه می دهند. من خیر شما را می خواهم، من حق خودم را بخشیدم به شما، هر چه بد گفتید بخشیدم لکن خیر شما را می خواهم که از این خطاها که تا کنون شده است دست بردارید و با ملت حسابتان را یکی کنید و با این گروه های مختلفی که می خواهند از حیثیت شما برای خودشان کسب وجاهت کنند و هر چه آنها کسب وجاهت کنند شما وجاهتتان را از دست می دهید، از اینها ببرید و به اسلام، به همین چیزی که عقیده به آن دارید لکن هوای نفس نمی گذارد، برگردید و همه ما، همه ما تعلیم پیدا بکنیم از این سربازهائی که در جبهه ها دارند جان خودشان را فدا می کنند. آنها جان خودشان را برای اسلام و برای مصلحت کشور اسلامی فدا می کنند و ما سر خون آنها اینجا بنشینیم و با هم جنگ و ستیز کنیم. این در منطق اسلام از بزرگترین گناهان است و در منطق انسانیت از بزرگترین اموری است که قبیح است. چقدر قبیح است که یک دسته ای برای مصالح کشورشان، برای مصالح ما بروند در جبهه ها و آنطور جانفشانی کنند و آنطور خون خودشان را بدهند و شب و روز خودشان را صرف در این عبادت بزرگ الهی بکنند و من و شما هم اینجا بنشینیم و مقاله بنویسیم و روزنامه بنویسیم و به جان هم بیفتیم، چقدر این مساله قبیح است و چقدر شرم آور است. خداوند همه ما را از شر خودمان نجات بدهد. خداوند همه ما را به راه راست خودش هدایت کند. خداوند همه کشور ما را از شر اجانب نجات بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به حجت الاسلام و المسلمین خامنه ای در مورد سوء قصد نافرجام به جان ایشان

تاریخ: 1360/04/07

 

پیام امام خمینی به حجت الاسلام و المسلمین خامنه ای در مورد سوء قصد نافرجام به جان ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه ای دامت افاضاته خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروه ها و اشخاص احمق قرار داده است و خداوند را شکر که از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانی که کردند ملت فداکار را منسجم تر و پیوندها را مستحکم تر نمود و مصداق لا زال یوید هذا الدین بالرجل الفاجر تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هر چه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هر چه شخصیت ها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمائی دلسوز در صحنه انقلاب می باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء قصد به شما عواطف میلیون ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه دار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسی بی نصیبند که بیدرنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوء قصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیر انسانی به جای برانگیختن و رعب، عزم میلیون ها مسلمان را مصمم تر و صفوف آنان را فشرده تر نمودند.آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان بر حذر دارند؟ آیا نمی دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهی کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهی مشتی تبهکار از دست می رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولی بر حق او حضرت بقیه الله ارواحنا فداه افتخار می کنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی بسر می برند. من به شما خامنه ای عزیز، تبریک می گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اقشار مختلف مردم و اعضای ستاد مرکزی جهاد سازندگی

تاریخ: 1360/04/08

 

شهادت بهشتی در مقابل مظلومیت او ناچیز است

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان جهاد سازندگی تشریف دارند و من امیدوارم که در این جهاد سازندگی در سایر جهادات همه موفق و موید باشند.البته این پیشامد منتظره، البته این پیشامد برای همه ملت ما ناگوار بود و یک اشخاصی که برای خدمت خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزار این کشور بودند اشخاصی بودند که آنقدری که من از آنها می شناسم، از ابرار بوده اند، از اشخاص متعهد بوده اند که در راس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشتر می شناختم، مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود و آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی که بیشتر متعهدند، موثرتر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت ها، تهمت های ناگوار به ایشان می زدند. از آقای بهشتی اینها می خواستند یک موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و بر خلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان میدانستم و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل های دولتی، اینها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند. اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند و اینطور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجاانحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهائی که انحصار طلب بودند و می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند. اینها رفتند به آقای بهشتی و این جمعی که در این واقعه، در این واقعه فجیع به دست عمال امریکا و به دست اشخاصی که کسی (شناخت) آنها را خوانده باشد می داند که به هیچ یک از اصول اسلامی اعتقاد نداشتند، به دست اینها شهید شدند و به درگاه خدا شتافتند. (و نحن انشاءالله بهم لا حقون) .

صحیفه نور جلد 15 صفحه 44

 

از صدر اسلام تاکنون دو خط بوده است، یک خط اشخاص راحت طلب و یک خطی که ترسیمش را انبیا کرده اند

از صدر اسلام تاکنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت طلب که تمام همشان به این است که یک طعمه ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند، و عبادت خدا هم آنهائی که مسلمان بودند، می کردند، اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود. در صدر اسلام از این اشخاص بودند. وقتی که حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه می خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از اینها نصیحت می کردند که برای چه شما اینجا هستید، مامونید و حاصل بنشینید و بخورید و بخوابید و از همان ها بعضی قماش ها بودند که اشکال هم می کردند که یک قدرت بزرگی را در مقابلش چرا یک عده کمی قیام می کنند. این در طول تاریخ تا حالا بوده است، از اول نهضت اسلامی ما شاهد اشخاصی که به این وضع بوده اند، راحت را بر هر چیزی مقدم می داشته اند، تکلیف را این می دانستند که نمازی بخوانند و روزه ای بگیرند و بنشینند در منزلشان ذکری بگویند و فکری بکنند و اگر چنانچه یک اشخاص انحرافی هم باشند غیبت بکنند، بروند عبادتشان را بکنند و بنشینند و در مجالسشان غیبت بکنند، تهمت بزنند. این یک راهی بود که یک دسته ای از مردم داشتند که تمام آمال آنها این بود که آدم اینجا چند روزی که هست، خوب استراحت بکند، بنشیند در خانه اش عبادت بکند. اسلام را خلاصه کرده بودند در عبادات، مثلا نماز و روزه و امثال اینها، برای اسلام هم غیر از این، خیلی، نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشی قائل بودند، همان باید در منزل ها بنشینند و نگاه کنند و به دیگران اشکال کنند. در آنوقتی که اول نهضت بود، یک شخص سرشناس از این اشخاص گفته بود که ایرانی ها دیوانه شده اند. قیام در مقابل محمدرضا را و ایستادگی در مقابل ظلم را، با تعبیر دیوانگی، یکی از اشخاص سرشناس معرفی کردند. آن کاسب یا تاجری که در منزل او بود و از او شنید این را، گفته بود که آقا بعضی از اینها مردم کذا و کذا هستند و اینها بعضی شان هم شهید شده اند. آن آقای سرشناس گفته بود این از خریتشان بوده است آدم که نمی رود در توی خیابان مقابل مسلسل بایستد. و همان آقای سرشناس پرونده اش از ساواک بیرون آمده و آنوقتی که جوانهای ما در خیابان ها کشته می شدند، انگشتر برای سلامت محمدرضا فرستاده بود. یک دسته اینطور بود که حضرت امیر سلام الله علیه از اینها تعبیر می کند که اینها همشان علفشان است مثل حیواناتی که همشان این است که شکمش سیر بشود، شهواتش را بر همه چیز مقدم می دارد، نماز هم می خواند و روزه هم می گیرد و عبادات شرعی را هم بجا می آورد، لکن اینطور است وضع تفکر که انسان نباید خودش را در معرض یک خطری، در معرض یک چیزی قرار بدهد و این کاری که این ملت شریف اسلام کردند، این کار یک کار جنون آمیز بوده است. یک دسته دیگر هم انبیا بوده اند و اولیاء بزرگ، آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود، تمام عمرشان را صرف می کردند در اینکه با ظلم ها و با چیزهائی که در ممالک دنیا واقع می شود، همشان را اینها صرف می کردند در مقابله با اینها. کسی که تاریخ انبیا را دیده باشد و تاریخ اسلام را دیده باشد و تاریخ زندگی حضرت رسول سلام الله علیه را و ائمه اطهار و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 46

اصحاب رسول الله را دیده باشد می بیند که اینها از اولی که وارد شدند در میدان و به حد بلوغ رسیدند و رسول اکرم از اولی که آن رسالت به او محول شد تا آنوقتی که در بستر مرگ خوابیده بود یا شهادت، بین این بستر و آن بعثت، تمام فعالیت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و کسی که زندگی امیرالمؤمنین سلام الله علیه را مشاهده کند نیز همین طور بوده، جهاد در راه خدا و جهاد در راه احکام خدا بوده است و سایر ائمه علیهم السلام، البته آن که از همه بارزتر و معروف تر است سیدالشهدا سلام الله علیه است. اگر وضع تفکر سیدالشهدا سلام الله علیه مثل بعض مقدسین زمان خودش بود، آنها طرحشان این بود که بماند همان در جوار حضرت رسول سلام الله علیه و عبادت کند، اگر وضع تفکر مولا هم اینطور بود کربلائی پیش نمی آمد، یک راحت طلبی بود و کناره گیری از جامعه و دعا و ذکر بود، لکن وضع تفکر جور دیگری بود. اگر چنانچه ائمه ما علیهم السلام سازش می کردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسیار زیاد بود، خلفا حاضر بودند که آنها را هر جور احترام می خواهند بکنند که آنها دست از دعوتشان بردارند. حضرت موسی بن جعفر همین طور من باب اتفاق نبود که چندین سال در حبس بسر برد، و تبعید بعض ائمه و احضار از مدینه، بردنشان به محل خلیفه همچو نبود که اینها یک مردم عادی باشند که همین بنشینند و درسی بخوانند و درسی بگویند و مطالعه ای بکنند و عبادت خدا را بکنند و در جوار رسول خدا عبادت کنند. اگر طرز افکار آنها هم این بود، این مذهب، این مذهبی که در مقابل ظلم در طول تاریخ واقع شده است نبود. این دو رشته، از اول خلقت تا حالا بوده است. رشته تعهد به اسلام و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم و دیکتاتوری و قدرت های شیطانی، و سازش. من در طول این نهضت اشخاصی را، بسیار هم مردم نمازخوان و ملا و معتبر و اینها، لکن در همان یورش اول که سازمان امنیت برد و یک دسته ای را اذیت کرد و زد، راحت طلبی را برداشتند و انتخاب کردند و کنار نشستند و حالا یا ساکت کنار نشستند یا بعضی هم ساکت نشدند و کنار نشستند یعنی موافقت کردند با دستگاه. این دسته ای که خودشان را از اول مهیا کردند برای مقابله، مقابله با ظلم، این دسته از اول توجه به این معنا داشتند که این مقابله زحمت دارد، این مقابله شهادت دارد، این مقابله حبس دارد. اینها در حبس هم بعضی شان رفتند و آن زجرها را می کشیدند، قدمشان که از حبس بیرون می آمد می رفتند سراغ باز مقابله، برای اینکه این یک مکتبی بود و یک خطی بود، خطی که ترسیمش را انبیا از صدر عالم کرده اند، آن انبیائی که در آتش سوزاندند آنها را و اره کردند آنها را و آنها اگر می خواستند که آن خط خودشان را منحرف کنند، خیلی هم محترم بودند. این آقایانی که در این مسائل وارد بودند متوجه این معنا بودند که در زمان محمدرضا معلوم بود که هر کس هر عملی بکند، هر حرفی بزند، این در حبس است و در شکنجه است و در کذا، لکن اینها حبس را می رفتند، شکنجه را میدیدند، بیرون می آمدند و باز همان پست را اداره می کردند.
 

با ترور شخصیت ها، ملت از صحنه خارج نمی شود

ما نباید تصور این را بکنیم که این ابرقدرت ها از ما دست برداشته اند. ملتی که می خواهد زنده

صحیفه نور جلد 15 صفحه 47

باشد و می خواهد مستقل باشد و نوکر نباشد، وابسته نباشد و می خواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد، این ملت باید مهیاباشد برای همه چیز.اگرراحت طلبی را می خواهد ملت، اززمان محمد رضابهتر از همه این بود که ظهر بیایند نمازبخوانند با امام جماعتشان، امام جماعت برود سراغ کارش و شما بروید سراغ کسبتان، راحت طلبی این را اقتضا می کرد، حالا هم باز همان رژیم بود و همان بساط بود و شما هم نان تان را می خوردید و آب تان را می خوردید و شمیران تان را هم می رفتید و کارهای عادی تان را انجام می دادید، لکن تکلیف هم این است؟ در مقابل خدا هم می شود انسان عذر بیخودی بتراشد؟ فرضاً که حالا کسی عذر تراشید به اینکه، خوب، ما دیدیم که وقتی وارد بودیم در این امور، از همه اطراف کشورهای وابسته به آمریکا و شوروی و افراد وابسته به اینها از داخل و خارج مزاحمت ایجاد می کنند، می کشند افراد را، بمب می گذارند و چه می کنند، هجوم میکنند و وارد کشور می شوند، خوب، تکلیف چیست؟ تکلیف این است که حالا ما رها کنیم آن طریقه اسلام را و آن طریقه انبیا را و راحت طلبی را انتخاب کنیم و چند روز ادامه زندگی حیوانی بدهیم؟! با حیوانات فرق نداشته باشیم؟! حیوانات هم (ان من شیئی الا یسبح بحمد ربک) آنها هم ذکر و تسبیح دارند، لکن همشان علفشان است، انسان هم باید اینطوری باشد که همش این علفش باشد و هر چه ذلت و خواری است تن به آن بدهد برای اینکه چند روز زندگی مرفه بکند؟! این زندگی ای است که بعضی انتخاب کرده اند برای خودشان و آنوقت این جوانهای ما که در جبهه و پشت جبهه مشغول به فعالیت هستند و این جهاد سازندگی که شما آقایان از اعضای آن هستید، روز و شب خودتان را برای این ملت صرف می کنید، آنها کنار بنشینند و بگویند که اینها مجنون شده اند! کنار بنشینند و اعلامیه بدهند، روشنفکرشان اعلامیه دهد، روشنفکرشان صحبت کند و محکوم کند. خوب، در مقابل رفقای خودشان البته می نشینند و حرف هائی می زنند، برای خودشان هم تکلیف شرعی معین می کنند، اما در مقابل خدا هم می شود انسان تکلیف شرعی درست کند؟! خدا را هم می شود اغفال کرد نعوذ بالله؟! فرضاً ما و شما را اغفال کنند، این جنایاتی که الان، امروز در کشور ما واقع می شود، این جنایات را صحه بر آن می گذارند یا مخالف هستند؟ اگر صحه می گذارند و امثال اینهائی که شهید شدند، آنها مستحق می دانند از برای قتل و از برای شهادت، پیش ما فرضا گفتند که فلان آدم، آدم فاسدی بود و باید از بین برود اما پیش خدا هم می شود اینطور صحبت کرد؟ اینهائی که خدا را قبول دارند و اینها را محکوم نمی کنند، جواب خدا را چه می دهند؟ و آنهائی که نشسته اند در کمین و این جوانها و کودک های ما را بازی می دهند و می فرستند در خیابان ها به خرابکاری یا بازی میدهند و یک بمب دستشان میدهند، یک دختر، یک پسر بمب را دستش می دهند برو بگذار کجا، اینهائی که در آن کنارها نشسته اند، انسانند اینها؟ یا سبع هائی هستند که خودشان جرات بیرون آمدن نمی کنند و اطفال مردم را می فرستند و خرابکاری می کنند. اینها گمان می کنند که ملت ما برای خاطر فلان شخص و فلان شخص قیام کرده است. شما کاری بکنید که پیغمبر اسلام را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که خدا را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که اولیاء عظام خدا را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که مذهب تشیع را از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 48

صحنه خارج کنید و الا مذهب تشیع و مذاهب اسلامی این مسائل را دیده اند، مذهب خون و شمشیر است مذهب تشیع و این تا آخر هست، منتها یک وقت وسائل فراهم نبوده برای بعضی ها، لکن درصدد بودند که بشود و یک وقت هم وسایل فراهم شد و شد. حالائی که همچو قیام مردانه بزرگی رخ داده است و اینطور ملت ما برای همه چیز ایستاده است، حالا شما می توانید با یک بمب و با کشتن یک شخصیت ولو هر چه شخصیت بزرگی باشد، می توانید ملت را هم از صحنه خارج کنید؟ یا اینکه ملت فریادش بیشتر می شود و مشتش گره بیشتر پیدا می کند و عزمش جزم تر می شود. شما باید این الله اکبرها را از مردم بگیرید، چند نفر عزیز که بسیار خاطرشان عزیز است، گرفتن از ملت، ملت را عقب نمی نشاند، صف ها فشرده تر می شود، فریادها بیشتر می شود و مشت ها گرهش محکمتر می شود. شما نمی توانید با ترور بعضی شخصیت ها، با بمب گذاشتن در بعضی جاها، هر جا باشد، نمی توانید این ملت را از صحنه خارج کنید، این ملت سرتاسر کشور الان در صحنه است، الان در تمام کشور در صحنه مردم موجودند و با مشت های گره کرده ایستاده اند در مقابل شما. ملتی که جوانش هر دو پایش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پیش من معذلک می گوید که دعا کنید که من شهید بشوم، ملتی که مادر شهید می آید و می گوید من اولاد دیگری هم دارم و برای شهادت حاضرم بدهم، ملتی که جوانهای او در جبهه ها نماز شب می خواند و جهاد فی سبیل الله می کند و این جهاد را برای خودش فخر می داند و زندگی ننگین فرصت طلبی و راحت طلبی را به کنار زده است و شب و روز خودش را در سنگر با آن هوای گرم و با آن بی آبی و با آن شدت می گذراند و پیشروی می کند، با کشتن من و امثال من کنار میرود این ملت؟ اشتباه دارید شماها، شمائی که دعوت می کنید به ایستادن در مقابل مردم، در مقابل این ملت می خواهد کسی بایستد؟ اینهائی که دم از خلق می زنند و دم از شجاعت می زنند و دم از جنگجوئی می زنند، چطور در کنار خانه ها خزیده اند و بچه ها را وادار می کنند که بروند بمب بگذارند؟ این کار ابلهانه برای چیست؟ برای این است که شما خیال می کنید که حالا که این کار را کردید دیگر ملت ما همه کنار می روند و صحنه را می گذارند برای شما؟ این اشتباه است. دو روز پیش از این که سران ارتش اینجا بودند، با کمال جدیت از من می خواستند که به این اشخاصی که برای صلح رفت و آمد می کنند، بگوئید نیایند اینجا، ما رها نخواهیم کرد، ما مثل حسین در جنگ وارد شدیم و مثل حسین باید به شهادت برسیم. من کرارا به این مادرها و پدرها و به این جوانهای گول خورده نصیحت کردم که اولادهای خودتان را نصیحت کنید، اولادهای خودتان را باز دارید از اینکه آلت دست جنایت جنایتکاران بشوند و به این جوانهای گول خورده مکرر گفتم که شما طرز فکر این بزرگترها را به اصطلاح و این سران را مشاهده کنید، این سران فاسد هیچ کدام در صحنه نیستند، همه در زیر، در کنج خانه ها و صدر زیر زمین ها هستند و شما را آلت قرار دادند که شما بروید و خون مردم را بریزید و خون خودتان ریخته بشود، صحنه برای آنها درست بشود که آنها بیایند بیرون صحنه را برای آمریکا درست کنند. بیدار بشوید یک قدری، این تلاش های احمقانه ای که اینها می کنند خیال می کنند که به مجرد اینکه این افراد لایق را بردند از بین، ملت ما دیگر میرود کنار. در ملت ما افراد لایق هست و می آید

صحیفه نور جلد 15 صفحه 49

جای آنها، آنها برای همین شهادت وارد شده بودند در جبهه، در این صحنه ها و ملت ما هم برای شهادت وارد شده است در صحنه. اگر بنا بود که به مجرد اینکه یک امری واقع می شد ناگوار، ما کنار می رفتیم و ملت کنار می رفت، این از اول نمی آمد در صحنه. ملتی که بچه چندساله اش با موتور سیلکت می زند به تانک وزیر تانک می رود، این به کشته شدن یک نفر یا دو نفر یا صد نفر یا هزار نفر کنار می نشیند؟!اینها باید به عدد افراد این ملت، به عدد افراد جوان و رزمنده این ملت بمب تهیه کنند، والا یک بمبی دزدکی زیر یک منزل گذاشتن و یک نفر، چند نفر ابرار را، چند نفر اشخاص متعهد به اسلام را، فداکار را از بین بردن که ملت را از بین نمی برد. ملت یک دریای بزرگی است و این دریای بزرگ هست و به جای اشخاصی که از صحنه آنها با شهادت بیرون می روند و جنایتکاران آنها را از صحنه بیرون می کنند، به جای آنها باز افراد می آیند و این سیر خروشان هست تا اینکه آمریکا را و سایر کشورهائی که می خواهند ما را طعمه کنند، قطع طمع همه آنها را بکنند. ما به اینطور کارهای بچگانه، کارهائی که معلوم است از روی ضعف پیش آمده، کارهائی که معلوم است که نفس های آخر را دارند می کشند، از صحنه خارج نمی شویم ما. ما اگر آمده بودیم برای اینکه یک زندگی مرفهی بکنیم، بله، وقتی می دیدیم که یک کسی را یا چند کس را کشتند، ترور کردند، خوب، راحت طلبی این بود که دیگر نیائیم و شما، صدها نفر شما را، چندین هزار افراد شما را محمدرضا در خیابان ها کشت و شما از صحنه خارج نشدید، الان هم در صحنه های جنگ هر روز برادران ما، برادران متعهد ما، برادرانی که ما باید از آنها در این امور عبرت بگیریم، این برادران کشته می شوند و جای آنها را یک صف دیگر می گیرد. شما اشتباه دارید، احمقانه عمل می کنید. یک روز می گوئید که بحث آزاد، وقتی بحث آزاد پیش می آید نمی آئید، فرار می کنید، یک روز می گوئید که اجازه بدهید ما بیائیم در رادیو و تلویزیون چه بکنیم، اجازه هم بهتان بدهند نمی آئید، یک روز هم می گوئید که ما برای خلق میخواهیم زحمت بکشیم، خرمن های مردم را آتش می زنید برای خلق، کارخانه ها را از بین می برید برای خلق، این ژخلق را می ریزید در خیابان ها و سر می برید برای خلق، این خلقی که شما برای او این کار را می کنید کیست؟ - این خلقی که زندگی این مردم را شما میخواهید به هم بزنید، اگر بتوانید. این خلقی که برای او عمل می کنید، خوب، جز این جمعیت ایران است ؟شما این جمعیت ایران را دارید در مقابلش ایستادید، شما دعوت می کنید در مقابل این جمعیت، مردم بایستند، مردم در مقابل خودشان بایستند، یا شما گنهکارها را دعوت می کنید و شما مفسدین را دعوت می کنید برای مقابله، وقتی مقابله نمی توانند بکنند می روند کنار و هی بمب می گذارند یک جائی، این دلیل بر این است که شما مرد جنگ نیستید و ادعا می کنید، مرد بحث آزاد نیستید و ادعایش را می کنید، در کتاب خودتان از اسلام هیچ خبری نیست و همه اصول اسلام را تاویل می کنید به همین دنیا، همه چیز را بر می گردانید و ادعای اسلام می کنید. این اسلامی که شما می گوئید چیست؟ مگر ملت ما از شماها دیگر می توانند بازی بخورند؟ اینهائی که هم حبسی شما بودند، آنقدر جنایات از شما سراغ دارند که اگر یک وقت فرصت پیدا کنند و بیایند در رادیو و تلویزیون بگویند، می فهمید شما که اینها چی بودند و چه جانورهائی هستند و بودند.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 49

 

ملت ما، همه پاسدار اسلام هستند، باید همه مراقب باشند

ما باز از خوف اینکه یک دسته جوان بازیخورده در بین اینها باشد و هست، از خوف این نمی توانیم یک شدت عملی به خرج بدهیم، ولی ملت ما باید چشم هایش را باز کند و رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرد.شما ننشینید حالا که برای شما فقط پاسدارها عمل کنند. شما همه پاسدار اسلامید، ملت ما همه پاسدار اسلام هستند، باید همه مراقب باشند همسایه های خودشان را هر خانه ای تحت نظر بگیرد، رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرد، اگر دید یک مساله ای در آنجا محتمل است باشد، ولو احتمال بدهد، باید اطلاع بدهد به مراکزی که در نزدیک آنجاست. کم توجه نباشد به این مسائل، سست نباشد در این مسائل. پیغمبر اسلام تا آنوقتی که در بستر مرگ خوابیده بود جیشش را فرستاده بود و بیرون مدینه تجهیز کرده بود برای مقابله با کفار. آنهائی که اسلام را خلاصه می کنند در اینکه بخورند و یک نمازی بخوانند و یک روزه ای بگیرند و در گرفتاری این ملت، در گرفتاری این جامعه دخالت نکنند، به حسب روایت رسول اکرم اینها مسلم نیستند، کسی که اهتمام به امور مسلمین ندارند. در صحنه خودشان نیستند، آنهائی که در صحنه هستند آنها را انتقاد می کنند. مراجعه کنند اشخاص، گروه ها به قلب خودشان ببینند که این کاری که در تازگی واقع شد و اینهمه جوان ما و اشخاص برومند ما به شهادت رسید، آیا اینها در قلبشان احساس خشنودی می کنند؟ و من می دانم یک عده ای اینطورند و من یک کلمه به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند می گویم و آن اینکه اینطور نباشد که یک جنایتی وقتی واقع شد اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و خدای نخواسته با زندانیانی که الان هستند، ولو این زندانیان از همین گروه های فاسد باشند، با خشونت غیر اسلامی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند، لکن دادگاه ها احکام را با دقت بررسی کنند و پرونده ها را بررسی کنند و آنها را بر محکمه ها بنشانند و از آنها استفسار کنند و با قاطعیت هر چه باید بکنند، عمل کنند، لکن اینطور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته ای از ما بوسیله همین گروه ها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند، خدای نخواسته به خلاف موازین اسلام عمل کنند و من می دانم نمی کنند، گر چه آنهائی که باید به شما تهمت بزنند تهمت رامی زنند. آنها کارهای اینها که در خیابان ها کردند و مردم را آنطور، بیگناه ها را آنطور کشتند، آنها را توجیه می کنند و محکوم نمی کنند، لکن این مصیبت هائی که بر جامعه ما وارد می شود - برای او - هیچ ابدا تفاوتی برایشان نمی کند، اگر نگویند که (آنها در خلوت می گویند) خوب شد که اینها را کشتند.
خداوند انشاء الله همه ما را اصلاح کند، هواهای نفسانیه ما را سرکوب کند، ما را و ملت ما را مصمم تر کند، همه در صحنه حاضر باشند لکن آرامش را حفظ کنند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

تلگرام امام خمینی به آیت الله منتظری به مناسبت شهادت حجت الاسلام محمد منتظری

تاریخ: 1360/04/08

 

تلگرام امام خمینی به آیت الله منتظری به مناسبت شهادت حجت الاسلام محمد منتظری

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت برکاته
گرچه تمام شهیدان انقلاب و شهیدان عزیز و معظم یکشنبه شب، از برادران ما و شما بودند و ملت قدرشناس برای آنان به سوگ نشستند و دشمنان اسلام در شهادت آنان شاد و اسلام عزیز سرافراز است لکن از فرزند عزیز شما شناختی دارم که باید به شما با تربیت چنین فرزندی تبریک بگویم. او از وقتی که خود را شناخت و در جامعه وارد شد، ارزش های اسلامی را نیز شناخت و با تعهد و انگیزه حساب شده وارد میدان مبارزه علیه ستمگران گردید. او با دید وسیعی که داشت، سعی در گسترش مکتب و پرورش اشخاص فداکار می نمود. محمد شما و ما، خود را وقف هدف و برای پیشبرد آن سر از پا نمی شناخت. شما فرزندی فداکار و متعهد و متفکر و هدف دار تسلیم جامعه کردید و تقدیم خداوند متعال. او فرزند اسلام و فرزند قرآن بود. او عمری در زجرها و شکنجه ها و از آن بدتر، شکنجه های روحی از طرف بدخواهان بسر برد. او به جوار خداوند متعال شتافت و با دوستان و برادران خود راه حق را طی کرد. خدایش رحمت کند و با موالیانش محشور فرماید. از خداوند متعال برای جنابعالی و بازماندگان این فرزند برومند اسلام صبر و اجر خواهانم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون تهران

تاریخ: 1360/04/10

 

شهادت بهشتی و یارانش یک واقعه و ثلمه بزرگی بر اسلام و مسلمین بود

بسم الله الرحمن الرحیم
من هم در نوبت خودم به جامعه روحانیت و ملت ایران و به مسلمین جهان و به مستضعفین تمام عالم هم تهنیت و هم تسلیت عرض می کنم، تسلیت برای اینکه ما در جبهه ها از پانزده خرداد تاکنون بسیاری از جوانان و متدینین، زنها، مردها، از دست دادیم. و این یک واقعه بزرگی و ثلمه بزرگی بر اسلام و مسلمین بود خصوصا این جنایت اخیری که واقع شد و دست آمریکا از آستین این خائن ها بیرون آمد و یک همچو جنایتی به مسلمین وارد کردند و کسانی که جز به مصلحت مسلمین اندیشه نمی کردند و از وکلای مجلس و از دولت وزرایی که بسیار ارزشمند بودند، وکلایی که ارزشمند بودند و از قوه قضائیه هم مثل آقای بهشتی که از اول شکل گرفتن جمهوری اسلامی مورد هدف بود، شما شاهد بودید که تمام این ارگان های اسلامی مورد هدف بودند، مجلس مورد هدف بود. مجلس خبرگان وقتی که دیدند بسیاری از آنها یا اکثر از آنها از علما هستند مورد هدف واقع شد. مجلس شورا وقتی دیدند که اکثریت آنها اشخاص متعهد و بسیاری از آنها از علما هستند مورد هدف واقع شد. قوه قضائیه وقتی دیدند به دست اشخاص دانشمند متعهد فعال واقع شد مورد هدف واقع شدند. این یک جریانی بود و هست، الان ما بسیاری از دوستانمان و علاقه مندان به اسلام را از دست دادیم، لکن من به ملت ایران تهنیت عرض می کنم که چنین فرزندانی را تحویل جامعه داد و در پیشگاه خدای تبارک و تعالی فرستاد و باز هم ایستاده است و خم به ابرو نیاورده است.
ما هر روز در جبهه ها فرزندان بسیار عزیزی که برای حفظ این کشور و حفظ این جمهوری اسلامی کوشش می کنند و به دفاع از کشور اسلامی قائم هستند و شب و روز خودشان را نمی شناسند، و ارتش دلاور ایران و سپاه پاسداران عزیز و بسیج عمومی و عشایر کشورمان و اهالی عزیز آن سامان تمام مجهز هستند و ایستاده اند و ابداً راجع به این مسائلی که در پشت جبهه واقع می شود یا در خود جبهه واقع می شود اهمیتی به آن نمی دهند که دست از کارشان بردارند، همه منسجم تر می شوند، قویتر می شوند و همه مستعد این هستند که این کاروان را به آخر برسانند و این درخت ثمر بخش اسلام را به ثمره خودش برسانند. البته یک ملتی که یک ملتی که می خواهد در مقابل همه قدرت ها بایستد، نمی خواهد سازش کند با بلوک غرب و نمی خواهد سازش کند با بلوک شرق و (لاشرقیه و غربیه)

صحیفه نور جلد 15 صفحه 54

می خواهد باقی بماند، می خواهد صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت را پیش بگیرد، باید مهیا بشود از برای اینکه همه پیشامدهائی که پیش آمده است و خواهد پیش آمد، ما نباید گمان بکنیم که پیشامدها تمام شد. ما دست این ابرقدرت ها را از مخازن خودمان و تسلطشان را از کشور خودمان کوتاه کردیم و آنها ساکت نمی نشینند، و ما باید توجه داشته باشیم و با کمال قدرت اتکال به یک قدرت غیر متناهی و آن قدرت الهی است. وقتی که ما پشتوانه مان قدرت الهی هست و پشتوانه مان اسلام است و مقصدمان حق است، برای چی در این مصائب سست بشویم. وقتی که ما راه خودمان را یافتیم، ملت راه خودش را یافته است و آن راه را دارد باکمال جدیت و قدرت تعقیب می کند، البته راه حق دشواری ها دارد، راه حق ناگواری ها دارد، لکن آن که اهل حق است و راه حق را می خواهد برود آن نباید هیچ تصور این را بکند که کوچکترین سستی را به خودش راه بدهد و باید با کمال قدرت به پیش برود، برای اینکه جمعیتی که شهید شدن را افتخار خودشان می دانند و جمعیتی که در جبهه ها شهید می شوند و در وصیت هاشان آنطور قوی هستند و جمعیت هائی که در طول این چند سال اخیر در خیابان ها ریختند و مساجد را سنگر قرار دادند و جماعات را مجهز کردند و مردم را بسیج کردند و از هیچ تانک و مسلسلی نترسیدند، در صورتی که آنوقت همه قدرت ها، قدرت های شیطانی در صحنه بودند و موجود ،امروز که همه قدرت ها از صحنه بیرون رفتند، لکن بعض پیوندهای ناصالح مانده اند و اینها زیرزمینی و مخفیانه کار می کنند، این دیگر خوفی ندارد. خوف اصلش برای ملتی که برای مقصد کار میکنند ،مجهزند که تکلیف شرعی را عمل کنند، وقتی که اسلام امروز در دست ما امانت است، امانتی است که از دست رسول الله ما اخذ کردیم و لازم است که او را حفظ کنیم و به این امانت خیانت نکنیم، وقتی که ما همچو امانت داری هستیم، تکلیف همه ماست که ادا کنیم این امانت را و سالم و قوی به نسل های آخر دیگر تحویل بدهیم. ما برای چه نگرانی داشته باشیم، مائی که به تکلیف خودمان داریم عمل می کنیم. نگرانی آن باید داشته باشد که برخلاف مسیر حق است. آن باید نگرانی داشته باشد که اگر چنانچه کشته بشود، به عقیده خودش این است که نابود شده است و به عقیده ما این است که به جهنم رفته است. ما چرا نگرانی داشته باشیم ؟ما که اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به وجوار حق تعالی رسیدیم، چرا نگران باشیم؟ مگر مردن هم نگرانی دارد؟ مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان که شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا برای اینها دلتنگ باشیم ؟دلتنگ باشیم که از دیار قید و بندی خارج شدند و به یک فضای وسیع و در تحت رحمت حق تعالی واقع شدند؟ البته ما ناراحت هستیم از اینکه اینها که از اینها استفاده می کردیم برای اسلام و اینها بازوهائی بودند برای اسلام لکن ملت ما 35 میلیون است که این تفاله ها، اینها یک چند صد هزار نفری فرض کنید، فرض کنید باشند، 35 میلیون مصممند، 35 میلیون جمعیتی هستند که مادرها بچه هایشان را شهید می کنند و می آیند اینجا به من می گویند که دعا کنید، بعضی بچه های دیگر هم دارم. پیرمرد می آید می گوید بچه ام شهید شده است و گریه می کند می گوید نمی گذارند من بروم جبهه، یک همچو ملتی که نگرانی دیگر ندارد.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 54

 

اسلام از همه چیز عزیزتر است

ماها تابع و پیروان آن مردانی هستیم که به حسب روایت، به حسب تاریخ، هر چه روز عاشورا سیدالشهدا سلام الله علیه به شهادت نزدیکتر می شد افروخته تر می شد. جوانان او مسابقه می کردند برای اینکه شهید بشوند، همه هم می دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند. مسابقه می کردند آنها، برای اینکه آنها فهمیدند کجا می روند، آنها می فهمیدند برای چه آمدند. آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه خدائی را بکنیم، آمدیم اسلام را حفظ بکنیم، اسلام از همه چیز عزیزتر است. پیغمبر اسلام و تمام ذریه او و تمام پیروان او، اینها همه دنبال این بودند که اسلام را نگهش دارند. اسلام امانت خداست. امانتی است از جانب خدا. پیغمبر اسلام مکلف است که این امانت را حفظ کند و از روزی که این امانت را به دست او دادند تا روزی که رحلت فرمودند، در تمام اوقات دنبال همین مقصد بودند و هیچ روزی و هیچ آنی یک سستی نعوذبالله به خودش راه نمی داد. اولیاء ما هم همه اینطور بودند، پیروان پیغمبر باید اینجور باشند. ما که ادعا داریم پیرو هستیم، ما که ادعا داریم که دنباله رو اولیا و انبیا هستیم ما هم باید اینطور باشیم. با لفظ که نمی شود باید با قوت پیش برویم و با قوت با دشمن مقابله کنیم. دشمن ضعیف است، دشمن ضعیف شد، کارهائی است که کارهائی است که دیگر اشخاصی نمی توانند در صحنه وارد بکنند انجام میدهند، ضعیف شدند اینها،ملت ایران قوی باشد و قوی هست، مصمم باشد و مصمم هست و به پیش برود و به پیش می رود و این اسلام را به همه عالم عرضه می کند و افتخار برای ملت ایران است که از اینجا شروع به این مساله می شود. از ایران این ندای الهی و این ندای پیغمبر اکرم به همه جا خواهد رفت. و ما مصممیم و ما همه فدای اسلام باید بشویم. عمده این است که ما حال چه بکنیم، تکلیف چی هست، آنها تکلیف خودشان را عمل کردند و به شهادت رسیدند. خدا همه را رحمت کند انشاءالله. ما که هستیم تکلیفمان چی هست؟ در این وقتی که ما واقع شدیم و همه قدرت های خارجی مخالف ما هستند و در داخل هم می بینید که این انگل ها هستند و خزیده اند در سوراخ ها، لکن خرابکاری می کنند، الان وظیفه مان چی است،ما وظایف زیادی داریم و شما آقایان علما و اهل علم در سرتاسر کشور وظایفتان بیشتر است، مسئولیت تان بیشتر است، مسئولیت تان بیشتر است برای اینکه شما وضعتان و مشی تان نمایشگر این است که ما نماینده انبیا هستیم، شما اشتغالتان و لباستان همه حکایت از این می کند که این جمعیت نماینده اسلام هستند. کسی که نماینده اسلام است وظیفه اش بسیار خطیر است. همه قشرها در هر جا هستند وظیفه شان بسیار است، لکن در بین همه، شما وظیفه تان بیشتر است. ماها وظیفه مان بیشتر است، ماها اگر چنانچه خدای نخواسته یک خطایی، یک اشتباهی بکنیم، این پای نماینده پیغمبر اکرم و اسلام حساب می شود، آبروی اسلام به دست شماست. روحانیینی که در قوه قضائیه و مشغول قضاوت هستند، یا مشغول یک کار دیگری هستند، اینها وظیفه شان زیادتر از دیگران است. اگر خدای نخواسته یک قضاوتی بر خلاف حق واقع بشود ولو اشتباها، این منعکس می شود که اینها دارند خرابکاری می کنند.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 55

 

مساجد سنگرهای اسلام و محراب محل حرب است

شما می بینید که از اول یک جریانی در کار بود که شماها را از ملت منعزل کند و لااقل شماها را نگذارند در جاهائی که یک ارگان اجرائی یا تقنینی یا اینها باشد. همان چیزی که در غرب نسبت به کلیسا می گفتند کلیسا برای خودش علیحده برود و مسائل ناسوت و لاهوت بگوید و مملکت را بدهند ما اداره اش بکنیم، ایران هم همان معنا را تعقیب کرده بودند. شیاطینی که مطالعه کردند در همه مسائل ملتها و این را یافتند که اگر چنانچه قشر روحانی وارد بشود در صحنه سیاست، با داشتن پشتوانه ای عظیمی از ملتها،کلاه آنها پس معرکه است، باید چه بکنند؟ باید به طور عموم این مطلب را القا بکنند که اهل علم را به سیاست چه کار، اهل علم فقط وظیفه اش این است که عبایش را سرش بکشد و اول ظهر برود نمازش را بخواند و بعد هم برود منبر چند تا مساله بگوید، نه مسائلی که مربوط به سیاست و مربوط به گرفتاری های ملت است، همان مسائلی که دیدید متعارف بود می گفتند، و تقریبا اکثر ابواب فقه کنار گذاشته شده بود عملا، تو کتاب ها نوشته شده بود و کنار گذاشته شده بود و اکثر آیات قرآن هم کنار گذاشته شده بود. قرآن می خواندیم و می بوسیدیم و می گذاشتیمش کنار. آیاتی که مربوط به جامعه بود، آیاتی که مربوط به سیاست بود، آیاتی که مربوط به جنگ بود، آیات زیادی که اکثر آیات مربوط به این مسائل است، اینها را منسی کرده بودیم، یعنی ما را وادار کرده بودند که منسی باشد. شان بزرگ اهل علم این بود که این آقا نمی فهمند سیاست را. اگر یک آقائی اصلا عقلش نرسید به اینکه سیاست چیست، این بزرگوار بود خیلی، آقائی است که دخالت در امور نمی کند، قربانش بروم، چه آقای خوبی، ظهر می آید نمازش را می خواند و می رود توی خانه اش می نشیند. و به ما این مطلب را تحمیل کرده بودند. این شیاطنی که می خواستند این جمعیت را کنار بگذارند، به ما همه تحمیل کرده بودند این مطلب را که اگر یک آقائی فرض کنید که عقیده اش این بود که باید وارد بشود در سیاست و در گرفتاری ملت، گفتند این آقای سیاسی است. همین که می گفتند سیاسی، این دیگر باید برود، از جامعه باید جدا بشود. این را تحمیل کرده بودند شیاطین به ما و نگذاشته بودند که ما خود پیغمبر اکرم را و حالاتش را مطالعه کنیم و نگذاشته بودند که ما حالات حضرت امیر را مطالعه کنیم ببینیم که آیا آنها چه جور وضعی داشتند. پیغمبر اسلام در سیاست دخالت نمی کرد؟ می توانید بگوئید پیغمبر هم یک عامل سیاسی بوده، پس کنار؟ در امور سیاست وارد نمی شد؟ تمام عمرش در امور سیاسی بود، تمام عمرش را صرف کرد در سیاست اسلامی، و حکومت اسلامی تشکیل داد. حضرت امیر حکومت اسلامی داشت و حکومت های اسلامی می فرستاد آن طرف، اینها سیاست نبودند؟ حضرت امیر را تخطئه می کنید؟ اینهائی که می گویند نه، دیگر لازم نیست و آخوندها بروند سر جایشان بنشینند، این آخوندها مدعی این هستند که ماها تابع آن موالی هستیم. شما قبول ندارید که یا باید قبول نکنید که اصلا پیغمبر اسلام وارد سیاست می شد، و حکومتی نداشته و گوشه مدینه در مسجد نشسته بوده و مساله می گفته، اینجور بوده؟ حضرت امیر هم گوشه خانه اش نشسته بود و عبایش را سر می کشیده و می رفته مسجد نماز می خوانده بر می گشته باز آنجا می نشسته مطالعه می کرده، مساله این بود؟ یا اینها از اول

صحیفه نور جلد 15 صفحه 57

وارد سیاست بودند؟ مدتی که مکه بود حضرت امیر نمی توانست یک حکومتی تشکیل بدهد، لکن مشغول جمع آوری افراد بود، مشغول یک سیاست زیرزمینی بود. بعد که کار را درست دید و آمدند به مدینه، آنجا دیگر حکومتی بود تشکیل دادند و فرستادند. همان آخری هم که در رختخواب رحلت خوابیده بودند، جیش اسامه بیرون شهر مهیا بودند برای رفتن، و حضرت رسول گفت: خدا لعنت کند کسی را که تخلف کند، به حسب روایت از جیش اسامه، قضیه، بعد از مرگشان هم می خواستند درست بکنند، کردند درست. آنهمه شمشیری که حضرت امیر زد، به ما حالی کرده بودند که یکی از خلاف مروت ها پوشیدن لباس جندی است. این خلاف است، این با عدالت نمی سازد. حضرت امیر هم مگر عادل نبود؟ سیدالشهدا مگر عادل نبود؟ خلاف مروت بود آن کاری که سیدالشهدا می کرد؟ آن کاری که حضرت امیر می کرد؟ اینها می خواستند از ما و از شما و از روحانیون یک موجود بی خاصیتی درست کنند که هیچ رنگ و بوئی نداشته باشد و هیچ کاری نداشته باشد به اینکه به این ملت چه می گذرد، به این مخازن ملت چه می گذرد، حکومت چه می کند، این قلدرها چه می کنند با ملت، این خان ها چه می کنند با ملت، یک اشخاص بی رنگ و بوئی می خواستند که خیلی هم احترام می کردند. شما بنشینید سر جاهاتان و مساله تان را بگوئید، ما احترامتان هم می کنیم، سلام بلند بالائی هم به شما می دهیم اما اگر یک قدم آن طرف بگذارید، نه دیگر اینجا حد شما نیست، حد شما تا آنجائی است که مساله بگوئید و بیائید مسجد و خیلی هم که چی بشود، مجلس فاتحه ای باشد، بروید مجلس فاتحه بنشینید. به ما تحمیل کردند این را و ما باید از زیر بار تحمیل بیرون برویم. روحانیین باید در صحنه باشند. باید همه این حرف های نامربوطی که زده بودند و شما را می خواستند از دخالت در امور جامعه کنار بگذارند، همه آنها را پشت سر بگذارید و گذاشته اید پشت سر. علمای اعلام نباید بروند کنار بنشینند تا مقدرات آنها در امریکا تدوین بشود و یا در شوروی تدوین بشود. ما را کنار گذاشتند و مقدرات ما در امریکا تدوین می شد. این شاه مخلوع و ملعون اقرار کرد این معنا را و از بس احمق بود پدر خودش را هم به لجن کشید، و از بس خودخواه بود حاضر شد که پدر خودش را هم به لجن بکشد. می گفت که اسمائی را می نویسند از سفارتخانه که اینها وکیل باید بشوند، می آورند پیش ما، ما هم همین کار را می کردیم. این را می خواست بگوید که نه دیگر ما حالا به دروازه تمدن بزرگ رسیدیم. می خواست مردم را بازی بدهد که نه، پیشتر اینجوری بوده، ما چند سال پیش از این اینطور بودیم و حالا اینجور نیستیم. و حال اینکه حالاش بدتر از چند سال پیش از اینش بود. بنابراین بود که این قشری که می تواند بسیج کند ملت را و قدرت دارد که تمام ملت را تحت یک مطلب وارد کند اگر مهلت به او بدهند، این را کنار بگذارد با حیله های مختلف، یکی همان باور آوردن به خود آقایان و به ملت که اینها نباید در امور سیاسی داخل بشوند، خلاف شان آنهاست، حتی این آخری می گفتند که با قداست اینها مخالف است، با قداست اهل علم، وارد شدن در حکومت و سیاست مخالف است. این قداست در زمان حضرت رسول نبوده؟ حضرت رسول قداستش محفوظ نمی مانده؟ حضرت امیر قداست نداشته؟ حضرت سیدالشهدا و امام حسن قداست نداشتند؟ می خواستند چشم و گوش همه ما را ببندند و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 58

می خواهند هم. این جریان از اول نهضت هی دیدند که دارد پیش می رود، هی آنها بیشتر خواستند که کنار بگذارند اینها را. الان هم این جریان هستش، منتها یک وقت رسید به اوج خودش که دیدید و حالا رو به ضعف است، و امیدوارم که دفن بشود. باید شما چشم و گوشتان را باز کنید، دیگر حالا سابق نیست. یک روزی بود که هر آقائی که در یک دهی بود جدا بود از همه جا، وسائل کم بود، اعتقاد هم این بود. امروز روزی است که همین صحبتی که من حالا می کنم، شب در لندن و در آمریکا می گویند فلان شخص یک همچو حرفی زد، دروغ هم نسبت می دهند، اخیرا هم نسبت داده بودند که فلانی این قصه را می گوید در داخل شده، به امریکا مربوط نیست، و حال اینکه آمریکاست که این کارها را می کند، آمریکاست که پشتیبان اینهاست.
کلکم راع و کلکم مسئول و این رعی برای شما بیشتر مطرح است، برای علما بیشتر مطرح است، همه مان مسئولیم. اگر چنانچه فوج فوج از ما را بکشند، آن بعدی ها باید بیایند جایش را بگیرند. اسلام است، اسلام را ما باید همه مان فدایش بشویم، پیغمبر هم فدای اسلام شد، سیدالشهدا هم فدای اسلام شد. اسلام بزرگترین چیزی است که در ودیعه خداست در بشر. ما باید عزممان را مصمم کنیم که در این راه شهید بشویم و علما بیشتر.
من از اول هم می دانستم که ما گرفتاری داریم یعنی اخیرا هی بیشتر واضح شد. البته اول اول شاید من هم غافل بودم ما گرفتاری داریم، از این به بعد هم داریم. این مسجدها را سنگر قرار بدهید برای اسلام، در صدر اسلام از این مسجدها همه چیز بیرون می رفت، مسجد محل قضاوت بود، مسجد محل چه بود، مسجد محل بسیج بود، بسیج سپاه بود، این مسجدها را باید شما محکم نگه دارید. نگویند به شما که دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم، ما انقلاب کردیم. ما انقلاب کردیم مسجد درست کنیم. ما برای خدا انقلاب کردیم، شما، ملت ما انقلاب کرده است و از زبان ملت است که (جمهوری اسلامی) . جمهوری اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشد، این مساجد سنگرهای اسلام است، محراب محل حرب است، اینها سنگرند برای اسلام، حفظ کنید اینها را. گول نخورید از این اشخاصی که می خواهند بازی بدهند که آقا شما چکار دارید به این کارها، دارند خودشان می کنند.
 

مردم را دعوت کنند به دخالت در امور، به انتخاب یک رئیس جمهور صحیح

چند روز دیگر، اینکه عرض کردم تکلیف چیست، تکلیف شما و تکلیف ملت چند روز دیگر مساله انتخاب رئیس جمهور است. باید همه شما با تمام جدیت در این، همه اشخاصی که در هر جا هستند، اهل علمی که در هر جا هستند با کمال جدیت مردم را دعوت بکنند به دخالت، دخالت کنند در مساله، حاضر بشوند، اگر شماها حاضر نشوید و یک رئیس جمهوری مثل سابق برایتان بتراشند و بازی بدهند همه مان را، همه مان مسئول هستیم. اگر شما از صحنه خارج بشوید و آنها خودشان وارد بشوند و یک وقت یک نفری را رئیس جمهور کنند که تباه کند این کشور را، چنانچه تباه کردند، همه مان مسئولیم. شما، آن آقائی که در آن ده که با دویست نفر جمعیت زندگی میکند و آن آقائی که در

صحیفه نور جلد 15 صفحه 59

آن شهر با دو میلیون یا چهار میلیون یا پنج میلیون جمعیت زندگی می کند، همه مسئولیم، علی السواء مسئولیم. همه باید مردم را دعوت کنیم به اینکه در انتخاب رئیس جمهور بی تفاوت نباشند. بروند در صندوق ها پیش صندوق ها رای بدهند. و البته خوب، اشخاصی که مطلعند، چه هستند از علما، از کسان دیگر، یک نفری را که بدانند چطور است انتخاب کنند، یا چند نفر را. اما توجه به اینکه چه باید بکنیم و ما مقدرات مملکتمان را دست کی باید بدهیم و ما اگر چنانچه یک رئیس جمهور داشته باشیم که ناباب از کار در بیاید، همه چیزها از بین می رود، حالا هم ما مبتلا هستیم به تفاله هایش. نگوئید که دیگران رای می دهند، من هم باید رای بدهم، تو هم باید رای بدهی، آن روستائی هم که در کنار مزرعه خودش کار میکند باید رای بدهد. تکلیف است، این یک تکلیف الهی است، این هم یک چیزی، حساب نکنید که من خوب، دیگران هستند، من چه می کنم. خیر، برای هر فردی از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را، حفظ اسلام به این است که حالا در کشور ما، هر کسی در کشور خودش، الان ما مبتلای به مسائلی هستیم در این کشور. حفظ اسلام این است که ما یک رئیس جمهوری که لااقل اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد برای اسلام، بشناسید که این آدم متعهدی است، که مبادا مبتلا شویم به یک نفر نابابی که ما را بخواهد بکشد ببرد طرف امریکا، روحانیون را می خواهد کنار بگذارد ومجلس را کنار بگذارد و همه، خودم و خودم هم راه افتادم طرف امریکا، یک مساله ای است، تکلیف است. ما مکلفیم به اینکه در امور دخالت کنیم، ما مکلفیم در امور سیاسی دخالت کنیم، مکلفیم شرعاً همانطور که پیغمبر می کرد، همانطور که حضرت امیر می کرد. در این ایام که اعلان می کنند مساله انتخاب رئیس جمهور، آن اشخاصی که در حوزه ها هستند باید دست از کارها بردارند و راه بیفتند توی شهرها و دهات و روستاها و آن جاهای دور افتاده و کمک کنند. و اگر نکنند، فردا مسئولند پیش خدا و اگر مسامحه کنند، فردا مسئولند پیش خدا. مردم را دعوت کنند به دخالت در امور، به انتخاب یک رئیس جمهور صحیح، کمک کنند برای رساندن صندوق ها به روستاهای دور افتاده. اگر شما نکنید، آنهائی که برضد شما هستند می کنند این کار را، تبلیغ می کنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستید امروز تبلیغ اسلام برای حفظ خود اسلام، تبلیغ این است که رئیس جمهورتان را خودتان تعیین کنید. اهمیت این همان اهمیتی است که اسلام دارد. یک نفری که وارد بشود و در راس امور واقع بشود و خدای نخواسته فاسد از کار در آید، یک کشور را به فساد می کشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئه ها را کشف نکرده بودید، خدا می داند که چند وقت دیگر ما به کجا می رسیدیم، حالا هم همین طور باشد، حالا هم همین طور است. همانطوری که ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسیج ما و عشایر ما در جبهه ها مشغول دفاع از اسلام هستند و خداوند تأییدشان کند آنها را و همه ملت ما باید پشتیبانی از آنها بکنند، همانطور شما هم که جندالله هستید برای مصالح عمومی اسلام مکلف هستید که عمل بکنید و مردم را دعوت کنید، وادار کنید مردم را، تکلیف شرعی را به آنها بگوئید. مساله، مساله این نیست که خوب، من دلم می خواهد یک وکیل داشته باشم، دلم می خواهد یک وزیر داشته باشم، خیر، قضیه این نیست، قضیه سپردن یک مملکتی است به دست یک کسی که اگر ناباب از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 60

کار در آید، صدمه به اسلام میزند،جمهوری اسلام را از بین می برد، این یک مساله حیاتی است برای شما، برای اسلام و مسلمین. آسان این را نگیرید که ما دخالت نمی کنیم. یک دسته بگویند ما دخالت نمی کنیم از باب اینکه امر سیاسی است، به ما چه. این امر سیاسی به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است. ما اگر نظارت نکنیم یعنی ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز اگر کنار بروند و بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهی بکشند. ما باید ناظر باشیم به امور مردم، ما باید، ملت باید ناظر باشد به اموری که در دولت می گذرد، اموری که فرض کنید که در مجلس میگذرد، نظارت، توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر فرض کنید که یک کسی را تعیین کردند که کارشکنی برای دولت کرده، کارشکنی برای مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند، اعلام کنند تعیین نمی کنیم، بلکه انشاءالله به راه بیایند. در قضیه رئیس جمهور، تعیین رئیس جمهور یکی از چیزهائی است که بر همه مسلمان های ایران، بر همه مکلف های ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه ای به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم، یک یک ما. کسی بگوید به من چه ربطی دارد، این است که بگوید اسلام به من چه ربطی دارد. مگر می توانی بگوئی اسلام به من چه ربطی دارد؟ تو مکلفی حفظ کنی. امانت خداست و حفظش امروز به این است که رئیس جمهورش یک رئیس جمهور صحیح باشد و بعد لابد اشخاصی که مطلع هستند از امور می گویند، شما هم شاید بشناسید خیلی هاشان را. یک مجلس خوب باشد. و اگر چنانچه وکلای شما بعضی هایشان تخلف کردند، به آنها تنبه بدهید که آقا نکن. اگر زیادتر کردند دفعه دیگر تعیینشان نکنید، کسی دیگر را تعیین کنید. و من حالا دارم با همه وکلا این مطلب را می گویم که اگر مسیرتان را از مسیر ملت جدابکنید و بخواهید علحیده باشید و تکلفتان را با کسانی که مخالفت با اسلام کردند و جوانهای ما را آنطور کشتند و ابرار ما را اینطور کشتند جدا نکنید، اگر این دوره هم صحبتی نشود، دوره دیگر شما التماس دعا دارید.
 

اسلام به استثنای روحانیت مثل طب به استثنای طبیب است

این تکلیف شما آقایان در وضع حاضر. البته تکلیف بزرگ هم این است که در هر جا هستید و هر کاری دارید جدیت کنید که حتی اشتباه نکنید. آنها فکر این هستند که شما را از صحنه خارج کنند. از صحنه خارج کردن به این است که اگر یک خطائی از شما دیدند بزرگش کنند و بزرگش کنند و به رخ مردم بکشند و مردم را از شما منحرف کنند. این جریان در کار بود که مردم را از شما چه کند، تا کسی به شما فحش بدهد. این آقای بهشتی مسلمان، متعهد، مجتهد، این چه کرده بود که تو تا کسی می نشستی می دیدی که دو نفر آدم به هم می رسند یک حرفشان فحش به اوست، تو اجتماعات یک دسته ای مرگ بر کی، طالقانی را تو کشتی. شما ببینید چه ظلمی به یک همچو موجود فعالی که مثل یک ملت بود برای این ملت ما، با چه حیله هائی این را می خواستند بیرون کنند. خوب، حالا رفته است

صحیفه نور جلد 15 صفحه 61

کنار، ولی اینها بدانند که با رفتن این و آن و آن، خیر، مسائلشان حل نمی شود، مردم بیشتر می فهمند که شما چکاره بودید و می خواستید چه بکنید.
این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی که پیش می آید، چه وکیل بخواهید تعیین بکنید و چه عرض بکنم که رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید، عذری ندارید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصی پیدا می شوند که با گفته های خودشان، نوشته های خودشان می خواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آنها می خواهند که اشخاصی را تعیین بکنند که بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مسأله و با کمال جدیت اهمیت بدهید به این مساله و مردم را وارد کنید. و تکلیف ملت هم این است که همین طوری که بحمدالله تا حالا در صحنه است و هر قضیه ای واقع می شود بحمدالله اینها هستند در صحنه و من گاهی وقتی اینها را، این اجتماعاتشان را، این تعهدشان را می بینم، برای خودم حقارت قائل می شوم. اگر این پاسداری است که در کنار سنگر نماز شب می خواند و جانش را در محل خطر قرار میدهد، اگر این سربازی است که در جبهه جان خودش را در خطر می بیند و نماز شبش را می خواند و وصیت می نویسد، آنطور وصیت ها، اگر اینها مسلمان هستند، خوب، من چه می گویم؟ تکلیف ملت هم این است که با تمام این چیزهائی که برای حفظ اسلام مشغول هستند، ارتش و سپاه و همه این قوای مسلح که در جبهه ها مشغول فعالیت هستند با آن هوای گرم و با آن ناگواری ها، اینها کمک کنند، همه پشتیبان باشند و اظهار کنند پشتیبانی خودشان را به اینها، روح بدهند به اینها، و در قضیه ریاست جمهور هم همه مکلفند که شرکت کنند. من تکلیف خودم را دارم ادا می کنم. همه مکلفند، از من طلبه که اینجا نشستم تا شما علمای اعلام و تا همه روستاها و همه جا مکلف هستند به اینکه در این امر حیاتی دخالت کنند، بی تفاوت نباشند. می خواهند شما را بی تفاوت کنند. دست هائی الان در کار است که از حالا مشغولند به اینکه نگذارند شما اصلاً وارد بشوید در صحنه، نگذارند که ملت ما وارد بشود در صحنه. باید وارد بشوید، چاره ندارید، اسلام است، حفظ اسلام است. و باید چشمشان را باز بکنند که در دام نیفتند، آمریکا دامش را الان پهن کرده در تمام ایران.
در دام نیفتند، گول این تبلیغاتی که این گروه ها می کنند، تبلیغ می کنند، گول اینها را نخورند. ببینند که اشخاص صحیح سالم متعهد دانا چه می گویند، بخواهند آن بگوید من کشاورزم و چکار دارم به این کارها، آن بگوید من، شما می توانید بگوئید من کشاورزم و امام حسین را می خواهند بکشند من چکار دارم؟ شما این حرف را می توانید بزنید؟ شما می توانی بگوئی که من کشاورزم، من کارمندم، من تو ادارات هستم یا جاهای دیگر، قرآن را می خواهند از بین ببرند به من چه؟ چطور می توانی بگوئی؟ مقدمه است این از برای بردن این مسائل. قدرت های بزرگ امروز لمس کردند که سیلی از اسلام خوردند. آنها از ما بیشتر ملتفت هستند که چه کرده است اسلام با آنها، اینها می خواهند این اسلام را کنار بگذارند. چطور کنند؟ حیله های مختلف یکی هم اینکه شما را وادار کنند که وارد نشوید. خودشان شیطنت کنند یک کسی را تعیین کنند، آن کس که تعیین شد بکشد ما را به طرف امریکا، ولو ده سال

صحیفه نور جلد 15 صفحه 62

دیگر. همه باید توجه به این مسائل داشته باشید، مسائل سیاسی مال همه است کلکم راع همه باید مراعات بکنید، همه باید ملت را توجه کنید که چه می کنند و باید راهنمایی کنید همه را، و همه باید فعال با صف های فشرده و فعال وارد باشید در صحنه و به خودتان هیچ یأسی راه ندهید، خدا با شماست. دیگران اگر مسلسل دارند و نمی دانم چه دارند، فانتوم دارند و امثال اینها، شما خدا را دارید. شما همه اینها را از بین بردید برای آنکه با خدا بودید، پشتوانه شما خداست. ملت چه داشت آن وقت، چیزی نداشت که دستش. می نشستند یک چیز اینقدری درست می کردند، مگر این مقابل آن چیزی که آنها داشتند، چیزی بود؟ لکن خداوند القاء رعب کرد در دل آنها که نروند سراغ آن جهازات کشنده و مقابله نکنند، این کار خدا بود که القاء رعب کرد، همه را ترساند و تقویت کرد روحیه شما را، به طوری که از شهادت نترسیدید و شهادت رابرای خودتان فوز عظیمی دانستید. اینها همه از خداست، والا همین ملتی بود که آن وقت اگر یک صدای اگر یک پاسبان می آمد توی تهران، توی بازار تهران، امر می کرد، همه بازار تهران تسلیمش شدند، یک وقت اینجور بود. کی اینطور کرد که آن کسی که از پاسبان می ترسید ریخت در خیابان ها و مرگ بر شاه گفت، کی این روحیه را به شما داد؟ جز خدا کسی می تواند سرتاسر کشور را تحت یک علم قرار بدهد؟ غیر خدا کی می تواند؟ شمایی که خدا را دارید، از چه می ترسید؟ از هیچ چیز. آنی که در بیمارستان خوابیده و مردم را دعوت به مقاومت می کند، دعوت به این می کند که با ارتشی ها کمک بکنید، این ملت که اینطور است وضعش، بچه و زن و بزرگ و کوچک و پیر و جوانش در صحنه هستند و می خواهند دخالت در امور بکنند، حق هم همین است باید دخالت در امور بکنند. اگر دیدند من کج می روم، به من بگویند کج نرو، اگر دیدند یک کسی، دولت کج می خواهد برود، به او بگویند کج نرو. اگر شما را از خصوصاً شما اهل علم را که هدف اصلی شما هستید، اگر شما را از صحنه خارج کنند، اسلام را کنار زدند. طب بی طبیب نمی تواند عمل بکند، طبیب می خواهد، متخصص می خواهد. اسلام به استثنای روحانیت مثل طب به استثنای طبیب است. این که اسلام را تا اینجا رسانده همین طبقه بوده است و شما الان موظفید، مکلفید که اسلام را با قدرت به نسل های آتیه تحویل بدهید.
و من اطمینان دارم که تا این ملت توجه به خدا دارد، هیچ قدرتی نمی تواند به این آسیب برساند. افراد را افراد را ممکن است خوب، بکشند. یک روز هم مرا بکشند اشکالی ندارد، اما ملت سر جای خودش هست. اینها اشتباه می کنند، یک اشتباه غلطی که خیال می کنند که این را بکشند، چند نفر وکیل بکشند، چند نفر وکیل را کشتند،امروز مجلس بوده، وکلای دیگر هم می آیند جایش می نشینند. امروز ملت ما قائم به شخص نیست، یعنی این یک قدرت الهی است که در این ملت پرتو افکنده که اشخاص مطرح نیستند. ملت الان همه با هم در صحنه اند و هر کس از آنها شهید بشود، یک نفر دیگر به جای او نشانده می شود. خداوند انشاءالله همه شما را و همه ما را و همه ملت را و همه روحانیت را به راه مستقیم برساند وبه لقاء خودش مشرف کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدای فاجعه 7 تیر و اعضای دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی

تاریخ: 1360/04/13

 

مساله اتفاقی نبود که افراد موثر را یکی بعد از دیگری شهید کردند یا خواستند شهید کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
من به همه بازماندگان شهدا که باید بگویم همه ایران بازماندگان این شهدا هستند تسلیت عرض می کنم. ما از خدا هستیم، ما هر چه داریم از اوست. از خود هیچ نداریم و آنچه که هدیه می کنیم به اسلام، هدیه ای است که از خدای تبارک و تعالی به ما مرحمت شده است و ما امانت ها را به او بر می گردانیم و این امانت ها با پاکی و سرافرازی به سوی خدای تبارک و تعالی شتافتند و موجب سرافرازی ملت و مظلومین جهان واقع شدند. آنها پیشقدم شدند و همه اشخاصی که در جبهه ها و پشت جبهه ها از پانزده خرداد به این طرف به سوی حق تعالی شتافتند موجب سرفرازی ملت ما و مظلومین جهانند. آنچه مهم است برای ما این است که ما چه باید بکنیم، آنها خدمت خودشان را به اسلام کردند و آنوقت خدای تبارک و تعالی مقدر فرمود به خدمت او شتافتند. مهم برای ما این است که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، به آنچه خدا تبارک و تعالی فرموده است عمل بکنیم. پیش کسانی که به خدای ارتباط دارند، شهادت عزیزان مطرح نیست، خدمت عزیزان مطرح است. آنها خدمت خودشان را کردند وبرای این ملت سرمایه هائی بودند که از دست رفت، لکن راهی که آنها رفتند باید ما هم با هوشیاری آن راه را تعقیب کنیم. یک جریانی از اول نهضت و از اول انقلاب در مقابل انقلاب در کار بود، مسأله اتفاقی نبود که افراد مؤثر را، افرادی که برای این ملت سرمایه بودند، یکی بعد از دیگری یا شهید کردند یا خواستند شهید کنند و خداوند حفظ کرد. اینطور نبود که من باب اتفاق یک کسی مرحوم مطهری را ترور کند یا مرحوم مفتح را یا آقای هاشمی را یا آقای خامنه ای را یا مرحوم بهشتی را یا این وزرائی که برای اسلام هر کدام ارزشمند بودند و آن وکلائی که متعهد و مفید بودند. مسأله یک مسأله تنظیم شده بود و هست. مسأله ای بود که از اول که این انقلاب یک شکلی به خودش گرفت از آنوقت شروع شد به این مسائل.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 63

 

یک جریانی بود که افراد متعهد نباشد

از همان وقت که به جمهوری اسلامی مردم می خواستند رأی بدهند، مورد تحریم واقع شد. یک دسته ای، یک گروهی تحریم کردند و وقتی که مجلس خبرگان تأسیس شد در تأسیس اش مخالفت ها شد و بعد از آنکه دیدند تأسیس شد و اشخاصی که در مجلس خبرگان هستند فقها هستند یا دانشمندانی که در خط اسلام هستند، شروع به مخالفت شد و طرح انحلالش پیش یک عده ای ریخته شد و خداوند حفظ کرد. من باب اتفاق نبود که وقتی مجلس شورا می خواست تاسیس بشود باز مخالفت مخالفت ها شد و وقتی هم تأسیس شد باز در خود مجلس افرادی در آن موادی که برای حفظ اسلام و حفظ استقلال کشور مفید بود، مورد اشکال واقع شد. این یک مسأله ای بود و یک جریانی. این جریان هست همراه با این انقلاب، همزاد با این انقلاب و همراه با این انقلاب و الان هم هست و بعدها هم خواهد بود. بی جهت نیست که یک کسی در مجلس شورا انگشت گذارد روی یک ماده ای که آن ماده بر حسب خواست اسلام ادامه دهنده اسلام و ادامه دهنده راه اسلام است، آن ماده مورد مواخذه قرار می گیرد و مخالفت و من باب اتفاق نیست که بعد از آنکه آن مسأله هم گذشت، دولت وقتی که یک دولت اسلامی است و متعهدی است مورد اشکال و مورد هتک قرار می گیرد و مجلس وقتی که مجلس اسلامی و اکثر افراد آن افراد متدین، متعهد هستند، مجلس را مورد مواخذه قرار می دهند و گفتند و می گویند که اینها اشخاصی هستند که نمی توانند کاری انجام بدهند. قضیه توانائی دولت نیست، توانائی مجلس نیست، قضیه این است که این مجلس اسلامی نباید باشد، این دولت اسلامی نباید باشد. قضیه آقای بهشتی نبود، شما دیدید که در طول این یک سال، دو سال با چه افرادی مخالفت شد. قضیه شخص افراد نبود، قضیه همان جریان بود که با اصل اساس مخالفت باشد. قضیه دفترهای هماهنگی در سراسر کشور یک قضیه من باب اتفاق و عادی نبود، قضیه مخالفت با دولت اسلامی و هر روز در هر گفتاری و در هر نوشته ای حمله به دولت، به اینکه دولت کاری از او بر نمی آید. قضیه این نیست، قضیه این نیست، که مجلس یک مجلس غیر کارآئی است و از اشخاص غیر مطلع تشکیل پیدا کرده. مسائل این نیست، مسأله این نیست که قوه قضائیه به دست انحصار طلبان افتاده است اینها مسائل مسائل اصلی آنها این نیست. مسأئل آمریکاست و اسلام. جریان، جریان آمریکائی در مقابل اسلام. از همان اول، از همان وقتی که احساس این شد که شاه باید برود، از همان وقت بختیار می آید و بختیار از یک گروه ملی گرا. من باب احتیاط هم آن ها می گویند که دیگر او از حزب ما و از جبهه نیست. این احتیاطی بود که کردند که اگر او کنار رفت، باز جبهه ای در کار باشد. از همان وقت که دیگر اساس سلطنت سست شد، این جریان در کار افتاد. همان وقت که من در پاریس بودم این جریان شروع شد، همان وقت هم خواستند که شاه را نگه دارند، به اسم اینکه او حکومت کند سلطنت کند نه حکومت، با این اسم می خواستند حفظش کنند و از همان وقت هم خواستند که بختیار را بیاورند و با ما آشتی بدهند. ما کانه نزاعمان با بختیار بود از این جریان، از اول یک جریانی منسجم شده و برنامه ریزی شده در کار بود و ما درست توجه به آن نداشتیم، کم کم هی

صحیفه نور جلد 15 صفحه 65

مطالب معلوم شد، کم کم خودشان را لو دادند و رسید به اینجا که من هر چه جدیت کردم که نرسد به اینجا، رسید. نه از باب اینکه به اینها اعتمادی داشتم از جهات دیگری که به خود آقایان گفتم. حالا رسیده جریان به اینجا که از حفظ شاه و بعدش بختیار وبعدش شورای سلطنتی و بعدش حذف جمهوری اسلامی که با آن مخالفت می شد و بعدش مجلس خبرگان و بعدش مجلس شورای اسلامی و بعدش دولت و بعدش قوه قضائی که با همه مخالفت می شد، نه از باب اینکه بارجائی و بهشتی و هاشمی و امام جمعه تهران مخالفتی داشتند، چه مخالفتی؟ یک جریانی بود که باید افراد متعهد نباشند، اگر شد آنها را از صحنه بیرون کنند و منعزل کنند از مردم، بهتر. شایعه سازی کنند که حتی این اجناسی که برای جنگزده ها میخواهند ببرند این می رود تو جیب آقای بهشتی و آقای خامنه ای و آقای کذا، آقای هاشمی. هر جنایتی که در ایران به دست خود آنها واقع می شد به مردم می گفتند که اینها کردند. این یک جریانی بود و هست که می خواهند این کشور را با این جریان بکشند به طرف آمریکا. خوب اگر به طرف آمریکا کشاندند شوروی هم شریک است. آمریکا تنهائی نمی تواند، باید با هم باشند. و این جریان بالفعل هست، آنطور مسأئل یکی یکی گذشت و از آن طرفی نیستند، از این کشتار دستجمعی که در تاریخ پارلمان ها و دولت های دنیا کم نظیر یا بی نظیر است، از این هم فایده ای نبردند. حالا همان شلوغکاری ها را، هی حالا می بینند فایده نمی برند، یک فایده را دلشان می خواهد ببرند و آن این است که تخریب کنند، خرابکاری بشود، خود خرابکاری را می خواهند.
 

امروز باید همه شما سازمان اطلاعات باشید

ملت ما امروز تکلیفش این است که تمام افراد، تمام افراد ملت، چشم و گوششان را باز کنند و رفت و آمدهای اینها را کنترل کنند. اگر نشسته ملت که برای او پاسدارها فقط، کمیته ها فقط، دولت فقط، انجام وظیفه بدهد، این اشتباه است. همه افراد الان مؤظفند به اینکه این مسائل را تعقیب کنند. این خرابکارهائی که در گوشه ها خزیده اند و مشغول خرابکاری هستند و مع الاسف جوانهای بی توجه ما را، دخترهای خردسال ما را، پسرهای خردسال ما را اغفال می کنند، باید پدر و مادر اینها توجه داشته باشند که اینها را، آنها به تباهی می کشند برای اینکه گل آلود بشود آب، اگر بتوانند بهره بردارند و اگر نتوانند هم لااقل این دیوار را خرابش کنند. تمام پدر و مادرها و اقوام و عشیره ها مؤظفند که این بچه های گول خورده را، این پسرهای گول خورده را، این دخترهای گول خورده را، اینها را نصیحت کنند، اینها را از این کار که بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است اینها را باز دارند از این کارها. ننشینند که بچه هایشان بروند در بین مردم و خرابکاری کنند و گرفتار بشوند و به جزای خودشان برسند و در این دنیا هم به جزای خودشان برسند. نگذارند، این بچه ها گول خورده اند، محتاج به نصیحت هستند. من از آن جوانهائی که از اینها گول خوردند به عنوان اینکه ما می خواهیم برای این ملت یک کاری انجام بدهیم، ما می خواهیم آخوندها نباشند، ما آنها برای ملت نیست، آنها برای انحصارطلبی های خودشان هست، ما می خواهیم برای شما کار بکنیم، من تعجبم از این جوان ها که

صحیفه نور جلد 15 صفحه 66

افعال اینها را نادیده می گیرند. یک عمر کشاورز زحمت می کشد، یک کبریت منافق این را به آتش می کشد. این اشخاصی هستند که برای ملت ما می خواهند خدمت بکنند!! در خیابان می ریزند و مردم عادی که دارند رفت و آمد می کنند، اتومبیل های عادی که دارد رفت و آمد می کند، اینها را می کشند و به آتش می کشند و سر می برند و به طور فجیع می کشند اینها را. اینها اشخاصی هستند که برای مردم کار کنند، برای خلق کار می کنند!! تکلیف ملت امروز این است که تمامشان توجه کنند که این خرابکارها را شناسائی کنند، شناسائی کنند و معرفی کنند به کمیته ها و دادگاه ها و هر جا نزدیکشان است. خودشان وارد عمل نشوند، همان شناسائی کنند یا لااقل یکی را بگیرند بدهند دست پاسدارها و قوای انتظامی، ننشینند که دیگران کار بکنند. مصلحت، مصلحت همه است. امروز مثل سابق نیست که ملت به حساب نیاید و یک دولت جائری سر کار باشد که بخواهد همه استفاده ها را خودش ببرد و ملت را کنار بگذارد. امروز روزی است که شما همه با هم می خواهید این کشور رابه سعادت برسانید و از دست قدرت های فاسد بیرون کنید. امروز باید همه شما سازمان اطلاعات باشید، از اجزاء سازمان اطلاعات باشید. همه ماها مکلفیم که اگر چنانچه از این خرابکارها کسی را یافتیم و باید هم دنبال این باشیم که بیاییم اینها را، معرفی کنیم تا قوای انتظامی، نظامی بگیرند و تحویل دادگاه ها بدهند و محاکمه بشوند. محاکمه ها هم باید محاکمات عادلانه باشد، بر طبق موازین شرعی باشد. ننشینید تا اینکه اینها خرابکاری را توسعه بدهند. اینها اجیرند که این خرابکاری ها را هر چه می توانند توسعه بدهند و در هر جای از کشور یک شلوغی به کار بیاورند، یک خسارتهائی وارد کنند به خیال اینکه ملت کم کم خوف پیدا بکند و این مسیر خودش را رها کند، حالا که مسیر رها شد و ملت دیگر ترسید و کنار نشست، آنها وارد میدان بشوند، حکومت را از بین ببرند و مجلس را از بین ببرند و یک مجلس و یک حکومت به صورت اسلامی و در باطن آن نحوی که خود اینها می خواهند و آمریکا میخواهد. ما نباید بنشینیم و تماشاچی باشیم. ما باید فعالانه عمل بکنیم، اگر شهید دادیم، فعالیت مان بیشتر بشود، آنهائی که شهید دادند فعالیت شان بیشتر بشود، برای اینکه از دست دادند یک افراد با ارزشی را و باید دنبال کنند تا پیدا بکنند آن اشخاصی که این جنایت ها را کردند و می کنند.
 

باید طریقه این شهدائی که در مجلس، در دولت، در قوه قضائی از دست دادیم، فراموش نکنیم

و ما، همه ملت باید توجه به جنگ داشته باشد و این کشتارهائی که شاید یکی از انگیره هایش هم این باشد که مردم ذهنشان از جنگ منفرد بشود و ما خدای نخواسته در جنگ ببازیم که نخواهیم باخت، لکن طول بکشد. اذهان خودتان را، سرتاسر کشور اذهان خودشان را، همه ملت متوجه به جنگ کنند، اساس این است که ما در آنجا پیروز بشویم و انشاء الله پیروز می شویم. اینکه شخصیتهای بسیار ارجمندی از دستمان رفت نباید ما را از آن مسائلی که همان شهدای ما مورد نظرشان بود

صحیفه نور جلد 15 صفحه 67

و اساس خدمتشان بود، ما فراموش کنیم. ما بیشتر باید توجه بکنیم به آن چیزی که این شهدای ما در مجلس، این شهدای ما در دولت، شهدای ما در قوه قضائی، آنها را ما از دست دادیم، باید طریقه آنها را که همه این مسأله بود که جنگ را ما ببریم و تفاله های آمریکا و شوروی را از کشور خودمان پاکسازی کنیم و کشور خودمان یک کشور اسلامی مستقل، آزاد باشد، باید ما آن طریقه را فراموش نکنیم. در راس همه امور توجه به اینکه این جنگ باید به پیروزی ختم بشود انشاءالله، و انشاءالله می شود، در هر صورت ما تکلیف داریم. من دیروز راجع به تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد، و آن کسی که به حد رأی دادن قانونی رسیده واجب است این مسأله که در پای صندوق های تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند و رأی بدهند. اگر چنانچه سستی بکنید، کسانی که می خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما زن و مرد، هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند، همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلی خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانی هائی که الان داریم برای اینکه اشتباه کردیم، نباید اشتباه تکرار بشود. دنبال این باشید که یک نفر صددرصد مکتبی، اسلامی، در خط اسلام، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. همه گروه ها و همه جمعیت ها، همه علماء بلاد و همه مردم بلاد باید در این امر حیاتی که اگر اشتباه باز بکنیم، باز بعد از چندی باید یک عزلی پیش بیاید و دوباره از سرگرفتار شود، باز اشتباه نکنیم، البته کاری جز شلوغکاری نمی توانند بکنند، لکن امروز شلوغکاری هم برای ما ضرر دارد، امروز هر قدمی که ما سست کنیم یا ساکت در جائی باشیم ضرر دارد برای ما. ما باید فعال باشیم، ما باید به پیش برویم. اگر ما یک قدم سست کنیم، آنها یک قدم جلو می آیند. اگر یک قدم ما عقب برویم، آنها ده قدم جلو می آیند. ما باید ارتشمان و ژاندارمریمان و پاسدارانمان و بسیج مان و آن کسانی که از عشایر به اینها متصلند و اینها، فعالانه جلو برویم و اگر یک وقت سستی کنیم، آنها می آیند جلو، اگر یک قدم عقب بگذارید، آنها می آیند جلو، آنها ده قدم می آیند جلو. ما باید با کمال شدت و با کمال شجاعت باید در میدان هائی که دفاع از اسلام دارید می کنید، این تفاله های آمریکا را از کشور خودتان بیرون بریزید. این تکلیف آنها. و تکلیف اشخاصی که در پشت جبهه هستند، تکلیف آنها هم همین است که با آنها همراهی کنند. اگر یک قوای مسلحه ای ببیند که ملت با اوست، پشتیبان اوست فعالیتش چندان برابر خواهد شد. شما باید افهام کنید به آنها که ما پشتیبان شما هستیم و هستید. شما ملت اسلام نشان دادید به همه دنیا که ما یک ملتی هستیم که با ارتشمان پیوند داریم و با قوای مسلح مان پیوند داریم و ما در پشت جبهه به آنها خدمت کنیم و آنها در جبهه به ما و به اسلام. نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا، این تفاله هائی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسائی کنید و به دادگاه ها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جائی را آتش بزنند، اینها می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم، این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند.این اسباب این شد که مشت این ادعا کن ها که ما برای آزادی و برای کذا

صحیفه نور جلد 15 صفحه 68

می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادی می خواهند، آزادی انفجار، آزادی انفجار اینها می خواهند، اینها خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری از جوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهائی که می خواهند زیر جلی انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند. برای اینکه آزادی است، بی جهت نیست که در آن نطق های با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند، امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود. و لهذا دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند. یکی گفت که اینها خط شیطان هستند و دنبال این کردند که ما الان اسیر آمریکا هستیم. نه اینکه نمی فهمیدند که نه، اسیر آمریکا نیستیم، می خواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها هم ظاهر می شد، پیدا می شد این پرونده ها. این همه کوشش برای اینکه اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم، اینها را بگذارید بروند اینهااین جوانهای عزیز ما که می گفتند ما در خط اسلام هستیم، می گفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پرونده ها ظاهر بشود و این چهره هائی که قالب زدند خودشان را، این چهره ها معلوم بشود که چطور اشخاصی بودند.
 

هر روزی که این منافقین قدرت پیدا کنند شما را هم می برند، برای اینکه شما لااله الا الله می گوئید و آنها با لا اله الاالله مخالفند

من حالا هم باز به این افرادی که خیلی منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جدا کنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آنوقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم، آنهائی که (شناخت) شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهائی که کتاب عقایدشان را منتشر کرده اند و این آقایان هم شاید و لابد دیده اند آنها را، با ما که میدانند که ما لااقل مسلمان هستیم، مسلمان بدی هستیم، اینها حساب شان را جدا نمی کنند ما من مکرر گفتم آقا شما دیدید که آقای بنی صدر حسابش را جدا نکرده، خدا می داند که من مکرر به این گفتم که آقا اینها تو را تباه می کنند. این گرگ هائی که دور تو جمع شده اند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو را از بین می برند، گوش نکرد، هی قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند (یعنی آنهائی که دور و بر او هستند) خوب من می دانستم که اینجور نیستند یک دسته ای که می روند توی وزارتخانه دزدی می کنند

صحیفه نور جلد 15 صفحه 69

این را تاییدش می کند، خوب معلوم میشود، دزدی را شما گفتید. اینقدر عقلشان ناقص است این را تایید کردند. حالا هم به این آقایانی که اهل سدادند، اهل صلاحند منتها اعوجاج فکری دارند، آمریکا برای شما هیچ فایده ای ندارد دیگر گذشت آنوقت. امروز آنی که برای شما هست، برای دینتان برای دنیاتان فایده دارند این ملتند این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایه دار هم به درد شما نمی خوردند، آنها همه برای خودشان می کشند، شماها را می خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزی که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم می برند، برای اینکه شما لا اله الا الله می گوئید، آنها با لااله الا الله مخالفند. اینها توحید را توحید طبقاتی می گویند، آنها معاد را همین جا می دانند، همین دنیا. آنها غیر این دنیا چیزی را قائل نیستند، اما شما قائلید. آن روزی که اینها پیروز بشوند خدای نخواسته، شما فدای آنها خواهید شد، شما را پل قرار داده اند برای پیروزی، وقتی که رفتند این پل را عقب خودشان خراب می کنند، مزاحم آنها نمی خواهند. من باز هم عرض کنم با آقایان که ماه مبارک رمضان است و درهای رحمت خدای تبارک و تعالی به روی همه گناهکاران باز است و شما تا دیر نشده است در این ماه رمضان خودتان را اصلاح کنید، ما همه باید خودمان را اصلاح کنیم، ما هیچ کداممان یک آدم درست حسابی نیستیم. پناه به خدا باید ببریم و خودمان را اصلاح کنیم و با این جریانی که خروشان و دریای مواج آدم های متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جریان بگذاریم. جریان مخالف سیل، انسان را خرد می کند، جریان مخالف موج های شکننده دریا انسان را از بین می برد. شما اسلام را کنار نگذاشتید لکن آنهائی که به اسلام عقیده ندارند و اشخاصی هستند که قیام بر ضد اسلام کردند و لااقل در خیابان ها ریخته اند و آدم کشته اند و شما هم حکم شرعی اش را می دانید و شما هم می دانید که کسی که مسلحانه در خیابان بریزد و مردم را ارعاب کند، لازم نیست بکشد مردم را، ارعاب کند، اسلام تکلیفش را معین کرده است و شما هم مساله اش را می دانید. شما همین یک مسأله را بگوئید، یک اعلامیه بدهید، مسأله، در کتاب خدا هست که این اشخاصی که مفسد هستند و ریختند توی خیابان ها و مردم را می ترسانند، به حسب حکم خدا، حکمشان این است. شما این مسأله شرعی را بگوئید و از گروه خودتان امضاء کنید. چرا اینقدر تعلل می کنید، مگر برای شما می خواهید اینها چه بکنند. من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که ما را موفق کند در این ماه شریف، در این ماه رحمت، ما را موفق کند که توبه بکنیم از گناهانی که داریم. اهوای ما را، هواهای نفسانیه ما را، یک قدری از دستمان بگیرد و این ملت عزیز ما را با همین قدرتی که دارد حفظ کند انشاءالله و ارتش ما و سایر قوای مسلح ما پیروز بشوند انشاءالله و اسلام انشاء الله پیروز است و خواهد پیروز بود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اقشار مختلف مردم و اعضای ستاد مرکزی جهاد سازندگی

تاریخ: 1360/04/08

 

شهادت بهشتی در مقابل مظلومیت او ناچیز است

بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان جهاد سازندگی تشریف دارند و من امیدوارم که در این جهاد سازندگی در سایر جهادات همه موفق و موید باشند.البته این پیشامد منتظره، البته این پیشامد برای همه ملت ما ناگوار بود و یک اشخاصی که برای خدمت خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزار این کشور بودند اشخاصی بودند که آنقدری که من از آنها می شناسم، از ابرار بوده اند، از اشخاص متعهد بوده اند که در راس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشتر می شناختم، مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود و آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی که بیشتر متعهدند، موثرتر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت ها، تهمت های ناگوار به ایشان می زدند. از آقای بهشتی اینها می خواستند یک موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناختم و بر خلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان میدانستم و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل های دولتی، اینها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند. اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند و اینطور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجاانحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهائی که انحصار طلب بودند و می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند. اینها رفتند به آقای بهشتی و این جمعی که در این واقعه، در این واقعه فجیع به دست عمال امریکا و به دست اشخاصی که کسی (شناخت) آنها را خوانده باشد می داند که به هیچ یک از اصول اسلامی اعتقاد نداشتند، به دست اینها شهید شدند و به درگاه خدا شتافتند. (و نحن انشاءالله بهم لا حقون) .

صحیفه نور جلد 15 صفحه 44

 

از صدر اسلام تاکنون دو خط بوده است، یک خط اشخاص راحت طلب و یک خطی که ترسیمش را انبیا کرده اند

از صدر اسلام تاکنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت طلب که تمام همشان به این است که یک طعمه ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند، و عبادت خدا هم آنهائی که مسلمان بودند، می کردند، اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود. در صدر اسلام از این اشخاص بودند. وقتی که حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه می خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از اینها نصیحت می کردند که برای چه شما اینجا هستید، مامونید و حاصل بنشینید و بخورید و بخوابید و از همان ها بعضی قماش ها بودند که اشکال هم می کردند که یک قدرت بزرگی را در مقابلش چرا یک عده کمی قیام می کنند. این در طول تاریخ تا حالا بوده است، از اول نهضت اسلامی ما شاهد اشخاصی که به این وضع بوده اند، راحت را بر هر چیزی مقدم می داشته اند، تکلیف را این می دانستند که نمازی بخوانند و روزه ای بگیرند و بنشینند در منزلشان ذکری بگویند و فکری بکنند و اگر چنانچه یک اشخاص انحرافی هم باشند غیبت بکنند، بروند عبادتشان را بکنند و بنشینند و در مجالسشان غیبت بکنند، تهمت بزنند. این یک راهی بود که یک دسته ای از مردم داشتند که تمام آمال آنها این بود که آدم اینجا چند روزی که هست، خوب استراحت بکند، بنشیند در خانه اش عبادت بکند. اسلام را خلاصه کرده بودند در عبادات، مثلا نماز و روزه و امثال اینها، برای اسلام هم غیر از این، خیلی، نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشی قائل بودند، همان باید در منزل ها بنشینند و نگاه کنند و به دیگران اشکال کنند. در آنوقتی که اول نهضت بود، یک شخص سرشناس از این اشخاص گفته بود که ایرانی ها دیوانه شده اند. قیام در مقابل محمدرضا را و ایستادگی در مقابل ظلم را، با تعبیر دیوانگی، یکی از اشخاص سرشناس معرفی کردند. آن کاسب یا تاجری که در منزل او بود و از او شنید این را، گفته بود که آقا بعضی از اینها مردم کذا و کذا هستند و اینها بعضی شان هم شهید شده اند. آن آقای سرشناس گفته بود این از خریتشان بوده است آدم که نمی رود در توی خیابان مقابل مسلسل بایستد. و همان آقای سرشناس پرونده اش از ساواک بیرون آمده و آنوقتی که جوانهای ما در خیابان ها کشته می شدند، انگشتر برای سلامت محمدرضا فرستاده بود. یک دسته اینطور بود که حضرت امیر سلام الله علیه از اینها تعبیر می کند که اینها همشان علفشان است مثل حیواناتی که همشان این است که شکمش سیر بشود، شهواتش را بر همه چیز مقدم می دارد، نماز هم می خواند و روزه هم می گیرد و عبادات شرعی را هم بجا می آورد، لکن اینطور است وضع تفکر که انسان نباید خودش را در معرض یک خطری، در معرض یک چیزی قرار بدهد و این کاری که این ملت شریف اسلام کردند، این کار یک کار جنون آمیز بوده است. یک دسته دیگر هم انبیا بوده اند و اولیاء بزرگ، آنها هم یک مکتبی بود و یک خطی بود، تمام عمرشان را صرف می کردند در اینکه با ظلم ها و با چیزهائی که در ممالک دنیا واقع می شود، همشان را اینها صرف می کردند در مقابله با اینها. کسی که تاریخ انبیا را دیده باشد و تاریخ اسلام را دیده باشد و تاریخ زندگی حضرت رسول سلام الله علیه را و ائمه اطهار و

صحیفه نور جلد 15 صفحه 46

اصحاب رسول الله را دیده باشد می بیند که اینها از اولی که وارد شدند در میدان و به حد بلوغ رسیدند و رسول اکرم از اولی که آن رسالت به او محول شد تا آنوقتی که در بستر مرگ خوابیده بود یا شهادت، بین این بستر و آن بعثت، تمام فعالیت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و کسی که زندگی امیرالمؤمنین سلام الله علیه را مشاهده کند نیز همین طور بوده، جهاد در راه خدا و جهاد در راه احکام خدا بوده است و سایر ائمه علیهم السلام، البته آن که از همه بارزتر و معروف تر است سیدالشهدا سلام الله علیه است. اگر وضع تفکر سیدالشهدا سلام الله علیه مثل بعض مقدسین زمان خودش بود، آنها طرحشان این بود که بماند همان در جوار حضرت رسول سلام الله علیه و عبادت کند، اگر وضع تفکر مولا هم اینطور بود کربلائی پیش نمی آمد، یک راحت طلبی بود و کناره گیری از جامعه و دعا و ذکر بود، لکن وضع تفکر جور دیگری بود. اگر چنانچه ائمه ما علیهم السلام سازش می کردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسیار زیاد بود، خلفا حاضر بودند که آنها را هر جور احترام می خواهند بکنند که آنها دست از دعوتشان بردارند. حضرت موسی بن جعفر همین طور من باب اتفاق نبود که چندین سال در حبس بسر برد، و تبعید بعض ائمه و احضار از مدینه، بردنشان به محل خلیفه همچو نبود که اینها یک مردم عادی باشند که همین بنشینند و درسی بخوانند و درسی بگویند و مطالعه ای بکنند و عبادت خدا را بکنند و در جوار رسول خدا عبادت کنند. اگر طرز افکار آنها هم این بود، این مذهب، این مذهبی که در مقابل ظلم در طول تاریخ واقع شده است نبود. این دو رشته، از اول خلقت تا حالا بوده است. رشته تعهد به اسلام و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم و دیکتاتوری و قدرت های شیطانی، و سازش. من در طول این نهضت اشخاصی را، بسیار هم مردم نمازخوان و ملا و معتبر و اینها، لکن در همان یورش اول که سازمان امنیت برد و یک دسته ای را اذیت کرد و زد، راحت طلبی را برداشتند و انتخاب کردند و کنار نشستند و حالا یا ساکت کنار نشستند یا بعضی هم ساکت نشدند و کنار نشستند یعنی موافقت کردند با دستگاه. این دسته ای که خودشان را از اول مهیا کردند برای مقابله، مقابله با ظلم، این دسته از اول توجه به این معنا داشتند که این مقابله زحمت دارد، این مقابله شهادت دارد، این مقابله حبس دارد. اینها در حبس هم بعضی شان رفتند و آن زجرها را می کشیدند، قدمشان که از حبس بیرون می آمد می رفتند سراغ باز مقابله، برای اینکه این یک مکتبی بود و یک خطی بود، خطی که ترسیمش را انبیا از صدر عالم کرده اند، آن انبیائی که در آتش سوزاندند آنها را و اره کردند آنها را و آنها اگر می خواستند که آن خط خودشان را منحرف کنند، خیلی هم محترم بودند. این آقایانی که در این مسائل وارد بودند متوجه این معنا بودند که در زمان محمدرضا معلوم بود که هر کس هر عملی بکند، هر حرفی بزند، این در حبس است و در شکنجه است و در کذا، لکن اینها حبس را می رفتند، شکنجه را میدیدند، بیرون می آمدند و باز همان پست را اداره می کردند.
 

با ترور شخصیت ها، ملت از صحنه خارج نمی شود

ما نباید تصور این را بکنیم که این ابرقدرت ها از ما دست برداشته اند. ملتی که می خواهد زنده

صحیفه نور جلد 15 صفحه 47

باشد و می خواهد مستقل باشد و نوکر نباشد، وابسته نباشد و می خواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد، این ملت باید مهیاباشد برای همه چیز.اگرراحت طلبی را می خواهد ملت، اززمان محمد رضابهتر از همه این بود که ظهر بیایند نمازبخوانند با امام جماعتشان، امام جماعت برود سراغ کارش و شما بروید سراغ کسبتان، راحت طلبی این را اقتضا می کرد، حالا هم باز همان رژیم بود و همان بساط بود و شما هم نان تان را می خوردید و آب تان را می خوردید و شمیران تان را هم می رفتید و کارهای عادی تان را انجام می دادید، لکن تکلیف هم این است؟ در مقابل خدا هم می شود انسان عذر بیخودی بتراشد؟ فرضاً که حالا کسی عذر تراشید به اینکه، خوب، ما دیدیم که وقتی وارد بودیم در این امور، از همه اطراف کشورهای وابسته به آمریکا و شوروی و افراد وابسته به اینها از داخل و خارج مزاحمت ایجاد می کنند، می کشند افراد را، بمب می گذارند و چه می کنند، هجوم میکنند و وارد کشور می شوند، خوب، تکلیف چیست؟ تکلیف این است که حالا ما رها کنیم آن طریقه اسلام را و آن طریقه انبیا را و راحت طلبی را انتخاب کنیم و چند روز ادامه زندگی حیوانی بدهیم؟! با حیوانات فرق نداشته باشیم؟! حیوانات هم (ان من شیئی الا یسبح بحمد ربک) آنها هم ذکر و تسبیح دارند، لکن همشان علفشان است، انسان هم باید اینطوری باشد که همش این علفش باشد و هر چه ذلت و خواری است تن به آن بدهد برای اینکه چند روز زندگی مرفه بکند؟! این زندگی ای است که بعضی انتخاب کرده اند برای خودشان و آنوقت این جوانهای ما که در جبهه و پشت جبهه مشغول به فعالیت هستند و این جهاد سازندگی که شما آقایان از اعضای آن هستید، روز و شب خودتان را برای این ملت صرف می کنید، آنها کنار بنشینند و بگویند که اینها مجنون شده اند! کنار بنشینند و اعلامیه بدهند، روشنفکرشان اعلامیه دهد، روشنفکرشان صحبت کند و محکوم کند. خوب، در مقابل رفقای خودشان البته می نشینند و حرف هائی می زنند، برای خودشان هم تکلیف شرعی معین می کنند، اما در مقابل خدا هم می شود انسان تکلیف شرعی درست کند؟! خدا را هم می شود اغفال کرد نعوذ بالله؟! فرضاً ما و شما را اغفال کنند، این جنایاتی که الان، امروز در کشور ما واقع می شود، این جنایات را صحه بر آن می گذارند یا مخالف هستند؟ اگر صحه می گذارند و امثال اینهائی که شهید شدند، آنها مستحق می دانند از برای قتل و از برای شهادت، پیش ما فرضا گفتند که فلان آدم، آدم فاسدی بود و باید از بین برود اما پیش خدا هم می شود اینطور صحبت کرد؟ اینهائی که خدا را قبول دارند و اینها را محکوم نمی کنند، جواب خدا را چه می دهند؟ و آنهائی که نشسته اند در کمین و این جوانها و کودک های ما را بازی می دهند و می فرستند در خیابان ها به خرابکاری یا بازی میدهند و یک بمب دستشان میدهند، یک دختر، یک پسر بمب را دستش می دهند برو بگذار کجا، اینهائی که در آن کنارها نشسته اند، انسانند اینها؟ یا سبع هائی هستند که خودشان جرات بیرون آمدن نمی کنند و اطفال مردم را می فرستند و خرابکاری می کنند. اینها گمان می کنند که ملت ما برای خاطر فلان شخص و فلان شخص قیام کرده است. شما کاری بکنید که پیغمبر اسلام را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که خدا را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که اولیاء عظام خدا را از صحنه خارج کنید، شما کاری بکنید که مذهب تشیع را از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 48

صحنه خارج کنید و الا مذهب تشیع و مذاهب اسلامی این مسائل را دیده اند، مذهب خون و شمشیر است مذهب تشیع و این تا آخر هست، منتها یک وقت وسائل فراهم نبوده برای بعضی ها، لکن درصدد بودند که بشود و یک وقت هم وسایل فراهم شد و شد. حالائی که همچو قیام مردانه بزرگی رخ داده است و اینطور ملت ما برای همه چیز ایستاده است، حالا شما می توانید با یک بمب و با کشتن یک شخصیت ولو هر چه شخصیت بزرگی باشد، می توانید ملت را هم از صحنه خارج کنید؟ یا اینکه ملت فریادش بیشتر می شود و مشتش گره بیشتر پیدا می کند و عزمش جزم تر می شود. شما باید این الله اکبرها را از مردم بگیرید، چند نفر عزیز که بسیار خاطرشان عزیز است، گرفتن از ملت، ملت را عقب نمی نشاند، صف ها فشرده تر می شود، فریادها بیشتر می شود و مشت ها گرهش محکمتر می شود. شما نمی توانید با ترور بعضی شخصیت ها، با بمب گذاشتن در بعضی جاها، هر جا باشد، نمی توانید این ملت را از صحنه خارج کنید، این ملت سرتاسر کشور الان در صحنه است، الان در تمام کشور در صحنه مردم موجودند و با مشت های گره کرده ایستاده اند در مقابل شما. ملتی که جوانش هر دو پایش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پیش من معذلک می گوید که دعا کنید که من شهید بشوم، ملتی که مادر شهید می آید و می گوید من اولاد دیگری هم دارم و برای شهادت حاضرم بدهم، ملتی که جوانهای او در جبهه ها نماز شب می خواند و جهاد فی سبیل الله می کند و این جهاد را برای خودش فخر می داند و زندگی ننگین فرصت طلبی و راحت طلبی را به کنار زده است و شب و روز خودش را در سنگر با آن هوای گرم و با آن بی آبی و با آن شدت می گذراند و پیشروی می کند، با کشتن من و امثال من کنار میرود این ملت؟ اشتباه دارید شماها، شمائی که دعوت می کنید به ایستادن در مقابل مردم، در مقابل این ملت می خواهد کسی بایستد؟ اینهائی که دم از خلق می زنند و دم از شجاعت می زنند و دم از جنگجوئی می زنند، چطور در کنار خانه ها خزیده اند و بچه ها را وادار می کنند که بروند بمب بگذارند؟ این کار ابلهانه برای چیست؟ برای این است که شما خیال می کنید که حالا که این کار را کردید دیگر ملت ما همه کنار می روند و صحنه را می گذارند برای شما؟ این اشتباه است. دو روز پیش از این که سران ارتش اینجا بودند، با کمال جدیت از من می خواستند که به این اشخاصی که برای صلح رفت و آمد می کنند، بگوئید نیایند اینجا، ما رها نخواهیم کرد، ما مثل حسین در جنگ وارد شدیم و مثل حسین باید به شهادت برسیم. من کرارا به این مادرها و پدرها و به این جوانهای گول خورده نصیحت کردم که اولادهای خودتان را نصیحت کنید، اولادهای خودتان را باز دارید از اینکه آلت دست جنایت جنایتکاران بشوند و به این جوانهای گول خورده مکرر گفتم که شما طرز فکر این بزرگترها را به اصطلاح و این سران را مشاهده کنید، این سران فاسد هیچ کدام در صحنه نیستند، همه در زیر، در کنج خانه ها و صدر زیر زمین ها هستند و شما را آلت قرار دادند که شما بروید و خون مردم را بریزید و خون خودتان ریخته بشود، صحنه برای آنها درست بشود که آنها بیایند بیرون صحنه را برای آمریکا درست کنند. بیدار بشوید یک قدری، این تلاش های احمقانه ای که اینها می کنند خیال می کنند که به مجرد اینکه این افراد لایق را بردند از بین، ملت ما دیگر میرود کنار. در ملت ما افراد لایق هست و می آید

صحیفه نور جلد 15 صفحه 49

جای آنها، آنها برای همین شهادت وارد شده بودند در جبهه، در این صحنه ها و ملت ما هم برای شهادت وارد شده است در صحنه. اگر بنا بود که به مجرد اینکه یک امری واقع می شد ناگوار، ما کنار می رفتیم و ملت کنار می رفت، این از اول نمی آمد در صحنه. ملتی که بچه چندساله اش با موتور سیلکت می زند به تانک وزیر تانک می رود، این به کشته شدن یک نفر یا دو نفر یا صد نفر یا هزار نفر کنار می نشیند؟!اینها باید به عدد افراد این ملت، به عدد افراد جوان و رزمنده این ملت بمب تهیه کنند، والا یک بمبی دزدکی زیر یک منزل گذاشتن و یک نفر، چند نفر ابرار را، چند نفر اشخاص متعهد به اسلام را، فداکار را از بین بردن که ملت را از بین نمی برد. ملت یک دریای بزرگی است و این دریای بزرگ هست و به جای اشخاصی که از صحنه آنها با شهادت بیرون می روند و جنایتکاران آنها را از صحنه بیرون می کنند، به جای آنها باز افراد می آیند و این سیر خروشان هست تا اینکه آمریکا را و سایر کشورهائی که می خواهند ما را طعمه کنند، قطع طمع همه آنها را بکنند. ما به اینطور کارهای بچگانه، کارهائی که معلوم است از روی ضعف پیش آمده، کارهائی که معلوم است که نفس های آخر را دارند می کشند، از صحنه خارج نمی شویم ما. ما اگر آمده بودیم برای اینکه یک زندگی مرفهی بکنیم، بله، وقتی می دیدیم که یک کسی را یا چند کس را کشتند، ترور کردند، خوب، راحت طلبی این بود که دیگر نیائیم و شما، صدها نفر شما را، چندین هزار افراد شما را محمدرضا در خیابان ها کشت و شما از صحنه خارج نشدید، الان هم در صحنه های جنگ هر روز برادران ما، برادران متعهد ما، برادرانی که ما باید از آنها در این امور عبرت بگیریم، این برادران کشته می شوند و جای آنها را یک صف دیگر می گیرد. شما اشتباه دارید، احمقانه عمل می کنید. یک روز می گوئید که بحث آزاد، وقتی بحث آزاد پیش می آید نمی آئید، فرار می کنید، یک روز می گوئید که اجازه بدهید ما بیائیم در رادیو و تلویزیون چه بکنیم، اجازه هم بهتان بدهند نمی آئید، یک روز هم می گوئید که ما برای خلق میخواهیم زحمت بکشیم، خرمن های مردم را آتش می زنید برای خلق، کارخانه ها را از بین می برید برای خلق، این ژخلق را می ریزید در خیابان ها و سر می برید برای خلق، این خلقی که شما برای او این کار را می کنید کیست؟ - این خلقی که زندگی این مردم را شما میخواهید به هم بزنید، اگر بتوانید. این خلقی که برای او عمل می کنید، خوب، جز این جمعیت ایران است ؟شما این جمعیت ایران را دارید در مقابلش ایستادید، شما دعوت می کنید در مقابل این جمعیت، مردم بایستند، مردم در مقابل خودشان بایستند، یا شما گنهکارها را دعوت می کنید و شما مفسدین را دعوت می کنید برای مقابله، وقتی مقابله نمی توانند بکنند می روند کنار و هی بمب می گذارند یک جائی، این دلیل بر این است که شما مرد جنگ نیستید و ادعا می کنید، مرد بحث آزاد نیستید و ادعایش را می کنید، در کتاب خودتان از اسلام هیچ خبری نیست و همه اصول اسلام را تاویل می کنید به همین دنیا، همه چیز را بر می گردانید و ادعای اسلام می کنید. این اسلامی که شما می گوئید چیست؟ مگر ملت ما از شماها دیگر می توانند بازی بخورند؟ اینهائی که هم حبسی شما بودند، آنقدر جنایات از شما سراغ دارند که اگر یک وقت فرصت پیدا کنند و بیایند در رادیو و تلویزیون بگویند، می فهمید شما که اینها چی بودند و چه جانورهائی هستند و بودند.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 49

 

ملت ما، همه پاسدار اسلام هستند، باید همه مراقب باشند

ما باز از خوف اینکه یک دسته جوان بازیخورده در بین اینها باشد و هست، از خوف این نمی توانیم یک شدت عملی به خرج بدهیم، ولی ملت ما باید چشم هایش را باز کند و رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرد.شما ننشینید حالا که برای شما فقط پاسدارها عمل کنند. شما همه پاسدار اسلامید، ملت ما همه پاسدار اسلام هستند، باید همه مراقب باشند همسایه های خودشان را هر خانه ای تحت نظر بگیرد، رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرد، اگر دید یک مساله ای در آنجا محتمل است باشد، ولو احتمال بدهد، باید اطلاع بدهد به مراکزی که در نزدیک آنجاست. کم توجه نباشد به این مسائل، سست نباشد در این مسائل. پیغمبر اسلام تا آنوقتی که در بستر مرگ خوابیده بود جیشش را فرستاده بود و بیرون مدینه تجهیز کرده بود برای مقابله با کفار. آنهائی که اسلام را خلاصه می کنند در اینکه بخورند و یک نمازی بخوانند و یک روزه ای بگیرند و در گرفتاری این ملت، در گرفتاری این جامعه دخالت نکنند، به حسب روایت رسول اکرم اینها مسلم نیستند، کسی که اهتمام به امور مسلمین ندارند. در صحنه خودشان نیستند، آنهائی که در صحنه هستند آنها را انتقاد می کنند. مراجعه کنند اشخاص، گروه ها به قلب خودشان ببینند که این کاری که در تازگی واقع شد و اینهمه جوان ما و اشخاص برومند ما به شهادت رسید، آیا اینها در قلبشان احساس خشنودی می کنند؟ و من می دانم یک عده ای اینطورند و من یک کلمه به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند می گویم و آن اینکه اینطور نباشد که یک جنایتی وقتی واقع شد اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و خدای نخواسته با زندانیانی که الان هستند، ولو این زندانیان از همین گروه های فاسد باشند، با خشونت غیر اسلامی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند، لکن دادگاه ها احکام را با دقت بررسی کنند و پرونده ها را بررسی کنند و آنها را بر محکمه ها بنشانند و از آنها استفسار کنند و با قاطعیت هر چه باید بکنند، عمل کنند، لکن اینطور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته ای از ما بوسیله همین گروه ها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند، خدای نخواسته به خلاف موازین اسلام عمل کنند و من می دانم نمی کنند، گر چه آنهائی که باید به شما تهمت بزنند تهمت رامی زنند. آنها کارهای اینها که در خیابان ها کردند و مردم را آنطور، بیگناه ها را آنطور کشتند، آنها را توجیه می کنند و محکوم نمی کنند، لکن این مصیبت هائی که بر جامعه ما وارد می شود - برای او - هیچ ابدا تفاوتی برایشان نمی کند، اگر نگویند که (آنها در خلوت می گویند) خوب شد که اینها را کشتند.
خداوند انشاء الله همه ما را اصلاح کند، هواهای نفسانیه ما را سرکوب کند، ما را و ملت ما را مصمم تر کند، همه در صحنه حاضر باشند لکن آرامش را حفظ کنند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت 72 شهید بزرگ انقلاب اسلامی (فاجعه 7 تیر)

تاریخ: 1360/04/09

 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت 72 شهید بزرگ انقلاب اسلامی (فاجعه 7 تیر)

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است، خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمی دهد که دست جنایت ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتکار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.
مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند به ملت شهید پرور ما رسیده است؟ مگر عزت و شرف و ارزش های انسانی، گوهرهای گرانبهائی نیستند که اسلاف صالح این مکتب، عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نمودند؟
مگر ما پیروان پاکان سر باخته در راه هدف نیستیم که از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم؟ مگر دشمن قدرت آن دارد که با جنایت خود مکارم و ارزش های انسانی شهیدان عزیز ما را از آنان سلب کند؟ مگر دشمن های فضیلت می توانند جز این خرقه خاکی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند؟
بگذار این ددمنشان که جز به (من) و (ما) های خود نمی اندیشند و یاکلون کما تاکل الانعام . عاشقان راه حق را از بند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشوق برسانند.
ننگتان باد ای تفاله های شیطان و عارتان باد ای خود فروختگان به جنایتکاران بین المللی که در سوراخ ها خزیده و در مقابل ملتی که در برابر ابرقدرت ها برخاسته است، به خرابکاری های جاهلانه پرداخته اید.
عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است که نه از اسلام و قدرت معنوی آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداکاری او اطلاعی دارید. شما ملتی را که برای سقوط رژیم پلید پهلوی و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ ده ها جوان عزیز خود را فدا کرد و با شجاعت بی مانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد، نشناخته اید. شما ملتی را که معلولا نشان در تخت های بیمارستان ها آرزوی شهادت می کنند و یاران را به شهادت دعوت می کنند،نشناخته اید. شما کوردلان با آنکه دیده اید با شهادت رساندن

صحیفه نور جلد 15 صفحه 52

شخصیت های بزرگ صفوف فداکاران در راه اسلام فشرده تر و عزم آنان مصمم تر شود، می خواهید با به شهادت رساندن عزیزان ما این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. شما تا توانستید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت های ناجوانمردانه حمله کردید که آنها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوائی همه تان بر سر بازارها زده شد، در سوراخ ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود ملت شهید پرور فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست. اکنون اسلام به این شهیدان و شهید پروران افتخار می کند و با سرافرازی همه مردم را دعوت به پایداری می نماید و ما مصمم هستیم که روزی رخش ببینیم و این جان که از اوست تسلیم وی کنیم.
ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بیگناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. ملت ایران سرافراز است که مردانی را به جامعه تقدیم می کند که خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین کرده بودند و دشمنان خلق گروهی را شهید نمودند که برای مشورت در مصالح کشور گرد هم آمده بودند. ملت عزیز! این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند. گیرم که شما با شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنی سرسختانه داشتید، با بیش از 70 نفر بیگناه که بسیاریشان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید؟ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف کنان چپاولگران شرق و غرب می باشید. ما گرچه دوستان و عزیزان وفاداری را از دست دادیم که هر یک برای ملت ستمدیده استوانه بسیار قوی پشتوانه ارزشمند بودند، ما گرچه برادران بسیار متعهدی را از دست دادیم که اشداء علی الکفار رحماء بینهم بودند و برای ملت مظلوم و نهادهای انقلابی سدی استوار و شجره ای ثمر بخش به شمار می رفتند، لکن سیل خروشان خلق و امواج شکننده ملت با اتحاد و اتکال به خدای بزرگ هر کمبودی را جبران خواهد کرد. ملت ایران با اعتماد به قدرت لایزال قادر متعال همچون دریایی مواج به پیش می رود و در مقابل ابرقدرت ها و تفاله های آنان با صفی مرصوص ایستاده است و شما درماندگان عاجز را که در سوراخ ها خزیده اید و نفس های آخر را می کشید به جهنم می فرستد و خداوند بزرگ پشت و پناه این کشور و ملت است.
اینجانب بار دیگر این ضایعه عظیم را به حضور بقیه الله ارواحنا له الفدا و ملت های مظلوم جهان و ملت رزمنده ایران تبریک و تسلیت عرض می کنم. من با بازماندگان شریف و عزیز این شهدا در غم و سوگ شریک و رحمت واسعه خداوند رحمان را برای این مظلومان و صبر و شکیبائی را برای بازماندگان محترم آنان از درگاه خداوند متعال خواستارم. رحمت خدا و درود بی پایان ملت بر شهدای انقلاب از 15 خرداد 42 تا 7 تیر ماه 60 و سلام و تحیت بر مظلومان جهان و مظلومان ایران در طول تاریخ.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز جهانی قدس

تاریخ: 1360/05/10

 

پیام امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز جهانی قدس

بسم الله الرحمن الرحیم
جمعه آخر ماه مبارک رمضان روز قدس است و در دهه آخر ماه رمضان به احتمال زیاد شب قدر است. شبی است که احیاء آن سنت الهی است و قدر و منزلت آن از هزار ماه منافقان والاتر است که مقدرات خلق در آن شب پایه ریزی می شود. روز قدس که همجوار شب قدر است لازم است که در بین مسلمانان احیاء شود و مبدأ بیداری و هوشیاری آنان باشد و از غفلت هایی که در طول تاریخ خصوصا سده های اخیر شده است بیرون آیند تا آن روز هشیاری و بیداری از ده ها سال ابرقدرت ها و منافقان جهان والاتر باشد و مسلمانان جهان مقدرات خود را خود به دست قدرت خود پی ریزی و پایه گذاری کنند. در شب قدر، مسلمانان با شب زنده داری و مناجات خود از قید بندگی غیر خدای تعالی که شیاطین جن و انس اند، رها شده و به عبودیت خداوند در می آیند و در روز قدس که آخرین روزهای شهر الله اعظم است، سزاوار است که همه مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به قدرت لایزال الله بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهای مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند.
هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی! بپا خیزید و مقدرات خود را به دست گیرید. تا کی نشسته اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کنند؟ تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های آمریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود؟ تا کی سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه جنایتکاران بسر برند و شما تماشاچی باشید و بعض حکام خائن شما آتش بیار آنان باشند؟ تا کی قریب یک میلیارد مسلمان در جهان و قریب صد میلیون عرب با کشورهای وسیع و ذخایر بی پایان، شاهد چپاولگری های شرق و غرب و ستمگری ها و قتل عام های غیرانسانی آنان و تفاله های آنان باشند؟ تا کی تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به ندای آنان جواب نمی دهند؟ تا کی به جای مقابله با دشمنان اسلام و برای نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامی و الهی غفلت نموده و با کارهای سیاسی و برخوردهای سازشکارانه با ابرقدرت ها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایت های بی امان داده و شاهد قتل عام ها باید بود؟ آیا سران قوم نمی دانند و ندیده اند که مذاکرات سیاسی با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنایات و ستمگری ها افزوده خواهد شد؟

صحیفه نور جلد 15 صفحه 74


باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگه داشتن ابرقدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت. باید ملت های مسلمان خصوصاً ملت فلسطین و لبنان، کسانی را که با مانورهای سیاسی وقت گذرانی می کنند، تنبه نموده و زیربار بازی های سیاسی که نتیجه ای جز زیان و ضرر برای ملت مظلوم ندارد نروند. تا کی اسطوره های دروغین شرق و غرب، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوق های تبلیغاتی میان تهی، آنان را وحشت زده می نماید؟ تا کی مسلمین از قدرت اسلام بزرگ غافلند؟ مسلمانانی که در نیم قرن آن فتوحات عظیم و تحولات شگرف را با دست خالی از ساز و برگ جنگی و دلی آغشته به ایمان و زبانی متذکر به الله اکبر به دست آورده و اسلام و توحید را در جهان قدرتمند آن روز پایه گذاری نمودند.اگر آن پیروزی ها و تحولاتی که در تاریخ ثبت است از چشم انداز مسلمانان دور است، پیروزی ملت رزمنده ایران با انگیزه سربازان صدر اسلام که سلاحشان ایمان بود، در پیش چشم همگان پرتو افکن است. جهانیان و مسلمانان جهان دیدند که ملت غیور ایران با دست تهی از ساز و برگ نبرد، در مقابل ابرقدرت های زمان و وابستگان خارج و داخل آنان نهضت کردند و انقلاب شکوهمند اسلامی را باهمه مشکلات، برق آسا به ثمر رساندند و دست تمام جنایتکاران تاریخ را از کشور عزیز خود قطع کردند و توطئه های امریکائی و گروهک های چپ گرا و راست گرا را با قلبی سرشار از ایمان و عقیده یکی پس از دیگری خنثی نموده و زن و مرد وکوچک و بزرگ دلاورانه در صحنه حاضر و مقدرات کشور خود را در دست توانای خود تعیین نمودند و امروز با خواست خداوند متعال، ارکان جمهوری اسلامی به دست متعهدین به مکتب و معتقدین به جمهوری اسلامی برقرار و فتنه انگیزان و توطئه گران را از صحنه خارج نمودند. و امروز ایران به رغم بوق های خارج و دستگاه های تبلیغاتی آمریکا و صهیونیست و سیلی خورده های از انقلاب، به سوی سازندگی نهائی پیش می رود و این درس عبرتی است برای کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان که قدرت اسلامی خود را بیابند واز عربده های شرق و غرب و وابستگان و تفاله های آنان نهراسند و با اعتقاد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف و فلسطین را سرلوحه برنامه قرار دهند و ننگ سلطه صهیونیست، تفاله آمریکا را از دامن خود بزدایند وروز قدس را زنده نگه دارند. امید است با زنده نگه داشتن این روز، بی تفاوتی ها زائل شود و غفلت ها مرتفع گردد. و با قیام ملت های شریف، بعضی از سران خائن را که به رغم مسلمانان و اسلام، دست در دست اسرائیل و چشم به فرمان آمریکا بر خلاف مصالح مسلمین به زندگانی سیاسی ننگین خود و به زندگی جنایتبار خویش ادامه می دهند، از صحنه خارج و در گورستان تاریخ مدفون نمایند. حکام غاصبی که در جنگ بین کفاری چون اسرائیل و صدام با مسلمین، طرف کفار را گرفته و به اسلام و مسلمین ضربه وارد می کنند، از صحنه اسلام باید خارج شوند و از حکومت بر مسلمین باید بر کنار گردند. ملت های شریف مصر و عراق و دیگر کشورهای تحت سلطه منافقان باید قیام کنند و به بلندگوهای فاسد که این جنایتکاران مسلمان جلوه می دهند، گوش فرا ندهند و از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 75

قدرت های پوشالی این خائنان نهراسند.
مسلمانان و جهانیان دیدند که صدام عفلقی سرسپرده امریکا، به ایران که جز به اسلام و مصالح مسلمین نمی اندیشد، حمله کرد و آنچنان سرش به سنگ کوبیده شد که اکنون با توسل به سران عرب و پناه به اسرائیل، دنبال مفری است که او را از سقوط حتمی نجات دهد و ملت ایران و قوای مسلح شجاع، آنچنان ضربه ای به او و طرفداران جنایتکار او زدند که جز تسلیم یا سقوط، مفری ندارد و حیله های ابلهانه او و بوق های تبلیغاتی صهیونیسم راهگشای او نخواهد شد.
ملت و دولت و مجلس و ارتش و سایر قوای مسلح ایران که امروز با وحدت اسلامی و انسجام الهی صف واحد هستند مصمم اند که در مقابل هر قدرت شیطانی و متجاوز به حقوق انسان ها بایستند و از مظلومان دفاع نمایند و تا برگشت قدس و فلسطین به دامن مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند و تا رهائی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حق تعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است. ملت ایران، خواهران و برادران عزیز می دانند که انقلاب عظیم ایران که در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است از ارزش های بزرگی برخوردار است که بزرگترین آن مکتبی بودن و اسلامی بودن آن است، همان ارزشی که پیامبران عالیمقام در پی آن قیام نمودند. امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء منتهی شود. و باید ملت شریف که چنین انقلابی بزرگ را نموده است در ادامه آن هر چه بیشتر کوشا باشد و حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهی به ثبت رساند. عزیزان من! باید بدانید که ارزش انقلاب هرچه بیشتر باشد فداکاری در راه تحقق آن ارزشمندتر و لازم تر است. انقلاب در راه هدف الهی و استقرار حکومت الله همان است که انبیاء عظام در راه آن فداکاری ها نمودند و پیامبر عظیم الشان اسلام تا آخرین لحظات زندگی پر برکت خود در راه آن با همه توان، فداکاری و ایثار فرمود و امامان بزرگوار اسلام هر چه داشتند نثار آن کردند. ما نیز که خود را پیرو آنان و امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می دانیم باید اقتدا به آنان نموده و در سبیل حق، مشکلات را با صبر انقلابی تحمل نماییم و از خرابکاری های دغل بازان که آثار شکست و زبونی در آن مشاهد است نهراسیم و در راه هدف حق وا سلام بزرگ چونان انبیاء عظام و اولیاء معظم فداکاری و ایثار نماییم. خداوند تبارک و تعالی پشتیبان مجاهدین و یار مظلومان است. درود بر اسلام عزیز، درود بر مجاهدین در راه حق، درود بر شهدا در راه خدا در طول تاریخ، درود بر شهداء ایران و فلسطین و لبنان و افغانستان، سلام بر رزمندگان جبهه های جنگ علیه باطل و سلام بر بندگان صالح خداوند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به آیت الله صدوقی در مورد رسیدگی به وضع زلزله زدگان کرمان

تاریخ: 1360/05/07

 

پیام امام خمینی به آیت الله صدوقی در مورد رسیدگی به وضع زلزله زدگان کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای صدوقی دامت برکاته
خبر ناگوار زلزله کرمان که خود آزمایش دیگری برای بندگان صالح خدا بود مردم رنجدیده ما را متأثر ساخت.
جنابعالی تحمل زحمت فرموده با همکاری علماء محترم کرمان ایدهم الله تعالی و مردم مبارز و شریف آن دیار هر چه سریعتر اقدامات لازم را جهت رفع کمبودها بنمائید و نتیجه را به اطلاع اینجانب برسانید تا تصمیمات لازمه اتخاذ گردد.
بدیهی است دولت و برادران نظامی و پاسدار و سایر نهادها نیز همچون گذشته به وظیفه اسلامی و انسانی خود عمل خواهند نمود. سلام گرم و مراتب تسلیت اینجانب را به خانوده های مصیبت زده و آسیب دیدگان این حادثه غم انگیز ابلاغ فرمائید. خداوند ما را در برابر امتحانات مکرر پیروز گرداند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز جهانی قدس

تاریخ: 1360/05/10

 

پیام امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز جهانی قدس

بسم الله الرحمن الرحیم
جمعه آخر ماه مبارک رمضان روز قدس است و در دهه آخر ماه رمضان به احتمال زیاد شب قدر است. شبی است که احیاء آن سنت الهی است و قدر و منزلت آن از هزار ماه منافقان والاتر است که مقدرات خلق در آن شب پایه ریزی می شود. روز قدس که همجوار شب قدر است لازم است که در بین مسلمانان احیاء شود و مبدأ بیداری و هوشیاری آنان باشد و از غفلت هایی که در طول تاریخ خصوصا سده های اخیر شده است بیرون آیند تا آن روز هشیاری و بیداری از ده ها سال ابرقدرت ها و منافقان جهان والاتر باشد و مسلمانان جهان مقدرات خود را خود به دست قدرت خود پی ریزی و پایه گذاری کنند. در شب قدر، مسلمانان با شب زنده داری و مناجات خود از قید بندگی غیر خدای تعالی که شیاطین جن و انس اند، رها شده و به عبودیت خداوند در می آیند و در روز قدس که آخرین روزهای شهر الله اعظم است، سزاوار است که همه مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به قدرت لایزال الله بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهای مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند.
هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی! بپا خیزید و مقدرات خود را به دست گیرید. تا کی نشسته اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کنند؟ تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های آمریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود؟ تا کی سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه جنایتکاران بسر برند و شما تماشاچی باشید و بعض حکام خائن شما آتش بیار آنان باشند؟ تا کی قریب یک میلیارد مسلمان در جهان و قریب صد میلیون عرب با کشورهای وسیع و ذخایر بی پایان، شاهد چپاولگری های شرق و غرب و ستمگری ها و قتل عام های غیرانسانی آنان و تفاله های آنان باشند؟ تا کی تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به ندای آنان جواب نمی دهند؟ تا کی به جای مقابله با دشمنان اسلام و برای نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامی و الهی غفلت نموده و با کارهای سیاسی و برخوردهای سازشکارانه با ابرقدرت ها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایت های بی امان داده و شاهد قتل عام ها باید بود؟ آیا سران قوم نمی دانند و ندیده اند که مذاکرات سیاسی با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنایات و ستمگری ها افزوده خواهد شد؟

صحیفه نور جلد 15 صفحه 74


باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگه داشتن ابرقدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت. باید ملت های مسلمان خصوصاً ملت فلسطین و لبنان، کسانی را که با مانورهای سیاسی وقت گذرانی می کنند، تنبه نموده و زیربار بازی های سیاسی که نتیجه ای جز زیان و ضرر برای ملت مظلوم ندارد نروند. تا کی اسطوره های دروغین شرق و غرب، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوق های تبلیغاتی میان تهی، آنان را وحشت زده می نماید؟ تا کی مسلمین از قدرت اسلام بزرگ غافلند؟ مسلمانانی که در نیم قرن آن فتوحات عظیم و تحولات شگرف را با دست خالی از ساز و برگ جنگی و دلی آغشته به ایمان و زبانی متذکر به الله اکبر به دست آورده و اسلام و توحید را در جهان قدرتمند آن روز پایه گذاری نمودند.اگر آن پیروزی ها و تحولاتی که در تاریخ ثبت است از چشم انداز مسلمانان دور است، پیروزی ملت رزمنده ایران با انگیزه سربازان صدر اسلام که سلاحشان ایمان بود، در پیش چشم همگان پرتو افکن است. جهانیان و مسلمانان جهان دیدند که ملت غیور ایران با دست تهی از ساز و برگ نبرد، در مقابل ابرقدرت های زمان و وابستگان خارج و داخل آنان نهضت کردند و انقلاب شکوهمند اسلامی را باهمه مشکلات، برق آسا به ثمر رساندند و دست تمام جنایتکاران تاریخ را از کشور عزیز خود قطع کردند و توطئه های امریکائی و گروهک های چپ گرا و راست گرا را با قلبی سرشار از ایمان و عقیده یکی پس از دیگری خنثی نموده و زن و مرد وکوچک و بزرگ دلاورانه در صحنه حاضر و مقدرات کشور خود را در دست توانای خود تعیین نمودند و امروز با خواست خداوند متعال، ارکان جمهوری اسلامی به دست متعهدین به مکتب و معتقدین به جمهوری اسلامی برقرار و فتنه انگیزان و توطئه گران را از صحنه خارج نمودند. و امروز ایران به رغم بوق های خارج و دستگاه های تبلیغاتی آمریکا و صهیونیست و سیلی خورده های از انقلاب، به سوی سازندگی نهائی پیش می رود و این درس عبرتی است برای کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان که قدرت اسلامی خود را بیابند واز عربده های شرق و غرب و وابستگان و تفاله های آنان نهراسند و با اعتقاد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف و فلسطین را سرلوحه برنامه قرار دهند و ننگ سلطه صهیونیست، تفاله آمریکا را از دامن خود بزدایند وروز قدس را زنده نگه دارند. امید است با زنده نگه داشتن این روز، بی تفاوتی ها زائل شود و غفلت ها مرتفع گردد. و با قیام ملت های شریف، بعضی از سران خائن را که به رغم مسلمانان و اسلام، دست در دست اسرائیل و چشم به فرمان آمریکا بر خلاف مصالح مسلمین به زندگانی سیاسی ننگین خود و به زندگی جنایتبار خویش ادامه می دهند، از صحنه خارج و در گورستان تاریخ مدفون نمایند. حکام غاصبی که در جنگ بین کفاری چون اسرائیل و صدام با مسلمین، طرف کفار را گرفته و به اسلام و مسلمین ضربه وارد می کنند، از صحنه اسلام باید خارج شوند و از حکومت بر مسلمین باید بر کنار گردند. ملت های شریف مصر و عراق و دیگر کشورهای تحت سلطه منافقان باید قیام کنند و به بلندگوهای فاسد که این جنایتکاران مسلمان جلوه می دهند، گوش فرا ندهند و از

صحیفه نور جلد 15 صفحه 75

قدرت های پوشالی این خائنان نهراسند.
مسلمانان و جهانیان دیدند که صدام عفلقی سرسپرده امریکا، به ایران که جز به اسلام و مصالح مسلمین نمی اندیشد، حمله کرد و آنچنان سرش به سنگ کوبیده شد که اکنون با توسل به سران عرب و پناه به اسرائیل، دنبال مفری است که او را از سقوط حتمی نجات دهد و ملت ایران و قوای مسلح شجاع، آنچنان ضربه ای به او و طرفداران جنایتکار او زدند که جز تسلیم یا سقوط، مفری ندارد و حیله های ابلهانه او و بوق های تبلیغاتی صهیونیسم راهگشای او نخواهد شد.
ملت و دولت و مجلس و ارتش و سایر قوای مسلح ایران که امروز با وحدت اسلامی و انسجام الهی صف واحد هستند مصمم اند که در مقابل هر قدرت شیطانی و متجاوز به حقوق انسان ها بایستند و از مظلومان دفاع نمایند و تا برگشت قدس و فلسطین به دامن مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند و تا رهائی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حق تعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است. ملت ایران، خواهران و برادران عزیز می دانند که انقلاب عظیم ایران که در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است از ارزش های بزرگی برخوردار است که بزرگترین آن مکتبی بودن و اسلامی بودن آن است، همان ارزشی که پیامبران عالیمقام در پی آن قیام نمودند. امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء منتهی شود. و باید ملت شریف که چنین انقلابی بزرگ را نموده است در ادامه آن هر چه بیشتر کوشا باشد و حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهی به ثبت رساند. عزیزان من! باید بدانید که ارزش انقلاب هرچه بیشتر باشد فداکاری در راه تحقق آن ارزشمندتر و لازم تر است. انقلاب در راه هدف الهی و استقرار حکومت الله همان است که انبیاء عظام در راه آن فداکاری ها نمودند و پیامبر عظیم الشان اسلام تا آخرین لحظات زندگی پر برکت خود در راه آن با همه توان، فداکاری و ایثار فرمود و امامان بزرگوار اسلام هر چه داشتند نثار آن کردند. ما نیز که خود را پیرو آنان و امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می دانیم باید اقتدا به آنان نموده و در سبیل حق، مشکلات را با صبر انقلابی تحمل نماییم و از خرابکاری های دغل بازان که آثار شکست و زبونی در آن مشاهد است نهراسیم و در راه هدف حق وا سلام بزرگ چونان انبیاء عظام و اولیاء معظم فداکاری و ایثار نماییم. خداوند تبارک و تعالی پشتیبان مجاهدین و یار مظلومان است. درود بر اسلام عزیز، درود بر مجاهدین در راه حق، درود بر شهدا در راه خدا در طول تاریخ، درود بر شهداء ایران و فلسطین و لبنان و افغانستان، سلام بر رزمندگان جبهه های جنگ علیه باطل و سلام بر بندگان صالح خداوند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

متن حکم تنفیذ ریاست جمهوری برادر محمد علی رجائی

تاریخ: 1360/05/11

 

متن حکم تنفیذ ریاست جمهوری برادر محمد علی رجائی

بسم الله الرحمن الرحیم
با سپاس بیحد از الطاف کریمه خداوند متعال که توفیق به ملت شریف و متعهد ایران عطا فرموده که هر چه زمان می گذرد، مشکلات افزون شود، بر تعهد آنان و حضورشان در صحنه و پشتیبانی شان از جمهوری اسلامی که فرآورده فداکاری های خودشان است، افزوده می شود. و به رغم تبلیغات دشمنان خارج و داخل، با اکثریت قاطع افزون از دوره سابق، جناب آقای محمد علی رجائی ایده الله تعالی را به ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسوولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده او گذاشته است. و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی امر باشد، اینجانب رای ملت را تنفیذ و ایشان رابه سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمود و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن می باشند و از قانون اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم الشأن در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقی است. و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را خواهم گرفت. و باید ایشان توجه داشته باشند و از عمل ملت در یافته باشند که ملت دلاور نیز رأی خود را بر این اساس به ایشان داده اند و من امیدوارم که در حفظ این امانت الهی و مسئولیتی که ملت بر عهده ایشان گذاشته است، با تمام توان کوشش نموده و از آن پاسداری نمایند و وفادار به پیمان خود در مقابل خداوند مقتدر حاضر و ناظر و ملت حاضر در صحنه و مراقب احوال و اوضاع بوده باشند و به فرمان خداوند تبارک و تعالی که مؤمنان را به رحمت و عطوفت در بین خود و شدت در مقابل کفار و مخالفان اسلام دعوت فرموده است، با تمام جدیت عمل کرده و در عمل به حق از کسی و از ملامت بدخواهان نهراسند. و در نظارت بر قوای ثلاثه، طرف حق را در نظر گیرند و در خدمت به خلق خدا، خصوصاً توده های مستضعف، احساس غرور و سرافرازی نمایند، که اینانند وفاداران به اسلام و هواداران جمهوری اسلامی. و امید است در این موقع که دشمنان خارج و داخل دست به دست هم داده تا جمهوری اسلامی را به تباهی کشند، قشرهای مختلف ایران از علما و متفکران و محققان گرفته تا نیروی مسلح و از دهقانان و کارگران و کارمندان و کارفرمایان تا بازرگانان و بازاریان و عشایر و سرحدنشینان، همفکر و همصدا با رئیس جمهور محترم و دولت و مجلس و سایر ارگان های اسلامی دست جنایتکاران و خائنان را قطع و در تشدید و تأیید جمهوری

صحیفه نور جلد 15 صفحه 77

اسلامی کوشا بوده و در ساختن ایرانی مستقل و آزاد فداکار باشند و با وحدت کلمه به کشور خود و مردم محروم آن خدمت کنند.
تقارن رأی گیری برای رئیس جمهور با ایام و لیالی مبارک قدر و تنفیذ آن با عید سعید فطر موفقیت آقای رئیس جمهور را در خدمت به کشور و ملت عزیز نوید می دهد. از خداوند متعال توفیق همگان را در ساختن کشور عزیز خواستار است.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:46 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا و اعضای انجمن اسلامی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

تاریخ: 1360/05/19

 

بحمد الله دست جنایتکاران و خیانتکاران از این مملکت قطع شده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایان نمایندگان انجمن های خارج کشور که در اینجا حضور دارند و از نمایندگان انجمن های اسلامی اتوبوسرانی تشکر کنم.
و باید عرض کنم که امروز کشور مال خود شماست و هر چه زحمت بکشید، پیش خدا اجر دارید. برای کشور اسلامی زحمت کشید و برای خودتان و اینطور نیست که زحمت های زیاد را شما بکشید و قدرت های خارجی بهره برداری کنند. بحمدالله دست جنایتکاران و خیانتکاران از این مملکت قطع شده است و تفاله های کمی که مانده است، آنها هم به دنبال آنها خواهند شتافت. بعضی مطالب است که باید عرض کنم و آن اینکه کشور ما از باب اینکه در زمان انقلابی مثل انقلاب صدر مشروطه و مثل انتقال رژیمی به رژیم دیگر در سابق، حاضر نبودند و جوانهای ما از انقلابات بکلی بی خبر هستند یا اگر خبر دارند حاضر واقعه نبودند و همین شنیده اند و لهذا گاهی به نظر می رسد که گفته می شود که در ایران یک نابسامانی هائی هست، یک قتل هائی هست، یک کشتاری هست، یک بمب هائی هست که منفجر می شود و از این قبیل که می بینید، حالا در سطح یک کشور کم و بیش هست.
شما نمی دانید که وقتی که می خواست حکومت به قاجار برسد و یک انقلابی بود که یک رژیمی را، رژیم سلطنتی را به یک رژیم سلطنتی دیگر ی یعنی یک طایفه ای را از بین ببرند و طایفه ای دیگر بیایند آقا محمد قجر در ایران چه کرد و برج هائی که از سرهای مردم درست کرد و امثال اینها. شما تاریخ انقلاب مشروطه را بخوانید و ببینید در انقلاب مشروطه چه بساطی بوده است. چه آنوقتی که انقلاب شد و مشروطه را بپا کرد، با اینکه انقلاب تغییر رژیم سلطنتی نبود، فقط این بود که سلطنت استبدادی یک قشری محدود بشود و روی قوانین مشروطه باشد. شما توجه کنید که در آذربایجان، در تهران، در شمال چقدر جنایات واقع شد و چقدر کشتار از مردم صالح و از مردم دیگر واقع شد. اگر مطالعه کنید در انقلاباتی که در دنیا واقع می شود یا در انقلابات کوچکی که در ایران واقع شده است، قبل از این انقلاب بزرگ، خواهید دید که این انقلاب از تمام انقلاب هائی که در طول تاریخ واقع شده

صحیفه نور جلد 15 صفحه 86

است، یک انقلاب آرام بوده است و یک انقلابی بوده است که ثمراتش زیاد و چشمگیر و ضایعاتش نسبت به ثمراتش کم. شما حجم کارهائی که در این چند سال کردید، درست توجه ندارید که شما چه کردید، آنهائی که می روند خارج و مسائل را در خارج بررسی می کنند و مسلمان هائی که در خارج هستند یا مستضعفانی که در خارج کشور شما هستند، آنها می دانند که در ایران چه شده است و عمق این انقلاب چه اندازه است.
شما یک سلطنت 2500 ساله جابرانه را بکلی ریشه کن کردید و یک رژیمی که تمام قدرت های بزرگ دنیا دنبالش بودند و طرفدارش بودند و آنها شما تمام قدرت های دنیا را کنار زدید و رژیم را بکلی از بین بردید و یک حکومت اسلامی در ایران اعلام کردید. این مطلب، یک مطلبی نیست که شما خیال کنید که یک کار کوچکی شده است و حالا ضایعات دارد. این کار، کار بسیار بزرگی است. شما یک ملت، در مقابل تمام قدرتهای عالم ایستادید و مقابله دارید با تمام قدرت های دنیا و همه بر ضد شما هستند و معذلک شما ایستادید و همه را کنار زدید. غافل نباشید از اینکه شما کاری انجام دادید که در طول تاریخ کم نظیر بوده است یابی نظیر بوده است.
شما خیال نکنید که حالا این عده بچه های بیچاره ای که بازی خورده اند از این بزرگترهائی که از اول آمده بودند و می خواستند که در این ملت و در این مملکت حکومت کنند و چون این مملکت اسلامی بود، حکومتش را به دست کسانی که به اسلام اعتقاد ندارند بدهند، حالا یک شلوغکاری هائی کرده اند و یکی یکی هم فرار کردند و در بیرون ایران دارند زندگی کنند. البته صحبت ها زیاد است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم کرد. در داخل که بودند هیچ غلطی نتوانستند بکنند حالا رفته اند خارج گویند ما از آنجا چه می کنیم. شما گمان نکنید که اینها در آنجا حتی خودشان با خودشان خوب باشند، خود اینها هم با هم در آنجا دشمن هستند. اشخاص منافق و اشخاص کافر نمی توانند با هم یک جبهه ای داشته باشند، اتحادی داشته باشند که یک کاری انجام بدهند. تمام کارهایشان این است که مصاحبه می کنند و صحبت میکنند و فحش به هم دهند. اینها به ماها فحش می دهند یا خودشان به هم فحش می دهند. یک دسته ورشکسته ای که در اینجا یا با لباس مبدل یا با لباس زنانه فرار کردند، حالا در آنجا نشسته اند و می خواهند مملکت ایران را زمامداری کنند و می گویند که همه ایران با ما هستند. خوب اگر همه ایران با شما هستند پس کجا رفتید؟ تو ایران بودید، مریدهای شما هم همراهتان بودند و خوب بود شما این یک مشت فرض کنید که معمم را یا این یک مشت غیر عالم را خوب شما کنار بگذارید و خودتان جایشان بنشینید.
مسأله این است که از باب اینکه ما انقلابات را درست ندیدیم، خیال می کنیم که چهار تا ترقه وقتی که در تهران، فرض کنید که یا چهار تا بمب در تهران منفجر شد یک چیزی شده است. نخیر، اینها چیزی نیست، هر بچه 12 ساله ای می تواند که یک چیزی از اینها را ببرد توی جمعیتی بگذارد و فرار کند. یک مسأله ای نیست این که ما بنشینیم راجع به این مسأله چه بکنیم. البته از باب اینکه یک دسته اشخاص غافل، جوانهائی که ما همیشه میل داشتیم که اینها در راه کشور خودشان، در راه اسلام

صحیفه نور جلد 15 صفحه 87

خدمت بکنند اینها بازیشان داده اند و مشغولشان کرده اند به یک کارهای بچگانه ای که در یک جا می کنند و مسلمانی را می کشند، یک بچه ای را می کشند، یک پیرزنی را می کشند، اینها البته باید به دست خود ملت جلوگیری از اینها بشود. ملت نباید بنشیند که دولت همه کارها را انجام دهد. یک وقتی بود که دولت علیحده بود و ملت علیحده، وقتی اینها جدای از هم بودند یک کارهائی را می گفتند باید دولت بکند به ما چه ربطی دارد. اگر در آن زمان یک جنگی واقع می شد ابداً مردم کاری نداشتند. اگر دعا نمی کردند که خود اینها، خود این ظالم ها شکست بخورند لااقل کاری نداشتند. رضاخان را وقتی که از ایران بیرون کردند مردم جشن خواستند بگیرند از باب اینکه خوب یک ظالمی رفته است. اینکه الان مملکت ما همه استقرار همه چیزش استقرار پیدا کرده است برای این است که حکومت و غیر حکومت تو کار نیست، خود مردمند. خود این مردم یک رئیس جمهور درست کردند و نخست وزیر هم آن کسانی که وکیل آقایان بوده اند درست کرده اند و همه از خود این مردم، یک کسی را نیاورده اند که فلان السلطنه یا فلان الدوله باشد یا از آمریکا آمده باشد یا از فرانسه آمده باشد. حالا الان همه حکومت و مجلس و چیز و اینها از خود این مردم است و مردم نباید بنشینند که حکومت برایشان کار بکند، از اول هم ننشسته اید شما برای این معنا. وقتی که جنگ واقع شد، در خارج از جبهه تمام شما دخالت داشتید و زحمت می کشیدید، هر کس به هراندازه ای که از او می آمد، آن کسی که در اتوبوسرانی و اینها زحمت خودش را می کشید، آنهائی که در خارج کشور از چیزهای ما بودند، از دوستان ما بودند، از جوانان ما بودند آنها هم کمک می کردند به اینها. این یک مسأله ای نیست که حالا ما بنشینیم خیال کنیم که یک مطلبی واقع شد و چهار تا وافوری و جنایتکار در خارج کشور نشسته اند و می خواهند زمام امور کشور را به دست بگیرند. مسأله این نیست. خوب، من متأثرم.
 

خدای تبارک و تعالی در توبه را باز کرده است برای همه

برای این عده جوانی که از این اشخاص منحرف بازی خورده اند در توبه باز است. اسلام، خدای تبارک و تعالی در توبه را باز کرده است برای همه. الان هم اگر همه اینهائی که در خارج رفتند و می خواهند حکومت ایران را به هم بزنند همه اینها توبه کنند و برگردند به مملکت خودشان و واقعاً بخواهند که خدمت کنند به مملکت خودشان، خوب برگردند بیایند خدمت کنند کسی کارشان ندارد. اینها بیخود رفتند بیرون و هیاهو می کنند و خودشان هم می دانند کاری ازشان نمی آید لکن با سیلی صورت خودشان را سرخ کرده اند. خوب، کسی که در فرض کنید که می خواهد از اینجا برود از توی توالت بیرون می آید و عرض می کنم که با چه می خواهد برود، این حالا حکومت ایران را می خواهد دست بگیرد و همه ملت هم با او همراهند و همه اینها با حکومت اسلامی مخالف! خوب، اینها یک چیزی نیست که، بچه بازی، حرف های بچه بازی است که مع الاسف اشخاصی که خوب بود خدمت بکنند به این کشور، می توانستند خدمت بکنند به دام افتادند و اینطور حیثیت خودشان را از بین بردند و زحمت هائی هم اگر سابقاً کشیدند بکلی قلم سرخ رویش کشیدند. و این ترقه بازی هائی که در

صحیفه نور جلد 15 صفحه 88

ایران می شود البته به ما یک صدماتی وارد می شود اما این یک قدرتی نیست، اینطور نیست که یک قدرتی باشد که قدرتی در دست آنها هست و دارند ترقه می اندازند. بمب را قایم کنند این هر بچه ای می تواند این کار را بکند، هر دزدی می تواند برود یک جائی یک بمب بگذارد منفجر بکند. این یک مسأله و قدرتمندی نیست در کار، این عجز و بیچارگی و بدبختی و انحراف است. منتها ما متأثریم برای جوانهایمان، متأثریم برای این بازیخورده ها، برای این دخترها، برای این پسرها که اینها می بینند که آن که اینها را وادار می کند به این امر، خودش رفته بیرون آنجا مشغول بازیگریش هست، یا آنهائی هم که اگر از آنها در اینجا هست در بیغوله ها دارند زندگی می کنند و شماها را وادار می کنند بروید شماها استقامت کنید، کارها را درست بکنید ما بیائیم حکومت کنیم. خوب، شما چرا بازی می خورید از اینها. خوب، این چه عقلی است که انسان داشته باشد که ما زحمت شما جوانها زحمت بکشید خون خودتان را بدهید و همه چیز، برای کی؟ برای آن کسی که نه به اسلام عقیده دارد، نه به قرآن عقیده دارد، دم از قرآن خیلی می زند، اما وقتی که کتاب هایشان را شما الان ملاحظه کنید کتاب انحرافی و همه از اسلام منحرف. خوب، ما می گوئیم که اگر جوانهای ما خدمت می کنند، برای اسلام خدمت برای خدا خدمت می کنند. همه چیز ما از خداست برای خدا هم باید بدهیم. خوب، شما جوانهای بیچاره ای که گرفتار اینها شدید خون خودتان را برای کی می دهید؟ ما می گوئیم برای خدا. شما می گوئید برای کی؟ اگر برای خداست، حکومت اسلامی حالا حکومتی است که می خواهد احکام اسلام را درست کند. اگر واقعا شما خونتان را می دهید برای چهار نفری که انحراف دارند، اعتقاد به اسلام و اعتقاد به کشور و اعتقاد به اینها ندارند خون خودتان را می دهید و رفقای خودتان را، جوانهای خودتان را می کشید برای این. خوب، یک قدری فکر لازم دارد که برای چه می کنید. برای که این کارها را می کنید.
 

ملت ما اتکاءبه خدا دارد در جبهه جنگ می کند

انسان باید هر کاری می کند یک راهی را داشته باشد، یک اتکائی حالا داشته باشد. ملت ما با اتکاء به خدا دارد در جبهه جنگ می کند. ملت ما اتکاء به خدا دارد در جبهه جنگ می کند و نماز شب می خواند و عرض می کنم که با دشمن اسلام مبارزه می کند. اگر آنجا شهید بشود، آن اجرش با خدای تبارک و تعالی است و پیش خدا آبرومند است، پیش خلق هم آبرومند است. اما شمائی که در خارج یک دسته نشسته و شما بیچاره ها را وادار می کنند به اینکه بروید و مردم را بکشید و ترقه بگذارید فلانجا چه بشود، بمب بگذارید کجا چه بشود، انفجار ایجاد بکنید، خوب شما اتکائتان به کی است؟ فردا این سرانی که هستند از قبیل بختیار و امثال بختیار، برای شما یک کاری انجام می دهند؟! شما اگر از بین رفتید، اگر کشته شدید، فردا بختیار برای شما یک کاری انجام می دهد یا دیگران؟! ما می گوئیم خدا. شما می گوئید چی؟ اگر شما هم می گوئید خدا، خوب با ما همراهید بسم الله، بیائید خدمت کنید این مملکت تان، این چی.

صحیفه نور جلد 15 صفحه 89


هی می گفتید اختناق است. کو اختناق؟ حرفش را هی می زدید، هی می گفتید اختناق است، ایران چطور است، چماقدار فلان. حالا وقتی که این خانه های تیمی شما را چیز می کنند، می بینند یک دسته چماق آنجا هست و یک هم خنجر آنجاهست، یک دسته هم بمب آنجا هست و اینها، اما شما اگر پیدا کردید یک خانه ای از اینهائی که به اسلام اعتقاد دارند، یک جائی که مربوط به اینها است که به اسلام اعتقاد دارند پیدا کردید که در آن یک چماقی باشد، در آن یک چیزی باشد، در آن قرآن هست و کتاب هست و امثال اینها. اگر به اسلام عقیده دارید، خوب، این بسم الله بیائید بیرون، بیائید از بیغوله ها به اسلام خدمت بکنید و شما هم که جوانهائی هستید که بازی خوردید و انسان خیلی متأسف از این هست، بیائید به دامن ملت خودتان، اسلام خودتان. تا کی برای دیگران می خواهید کار بکنید؟ شما می دانید که اینها روابطشان با خارج چقدر بوده است، یک شمه اش را دیشب در تلویزیون، خوب بسیاری از شما دیدید اشخاصی که روابطشان با قاسملوست و با حزب دموکرات هست و با کومله است و با چه، خوب این اشخاص برای شما می خواهند چه بکنند؟ اینها برای شما چه درست کردند؟ کشور شما را استقلال به آن می دهند؟ اینها که هر کدام به یک طرف می کشند، یک سلطنت طلب و یکی هم نمی دانم چکاره هست و برای جبهه ملی می خواهد کار بکند، یکی هم چکاره هست و برای کی می خواهد. خوب، هیچ کدام اینها به اسلام کاری ندارند و صریحاً می گویند که جمهوری اسلامی باید از بین برود و یک جمهوری دموکراتیک پیش بیاید، یا خیر باز سلطنت عود بکند.
در هر صورت شما از این حرفهائی که از روی بیچارگی دارد صادر می شود و از این مصاحبه هائی که از روی بیچارگی دارد صادر می شود و از این بمب هائی که از روی بیچارگی دارد صادر می شود هیچ خوفی نداشته باشید برای اینکه اگر ما هم شهید بشویم، کشته بشویم، خوب ما هم یک اتکائی داریم، اتکائمان خداست و چیزی نیست. اینها هم در یک کشور سی میلیونی که یک همچو انقلابی کرده، شما می خواهید چهار تا بمب هم در نرود، این نمی شود همچو چیزی.
 

ملت ما در مقابل همه چیز ایستاده است

انگلستان الان وضعش از ما بدتر است. این مهد آزادی و این حرف های مزخرف، آمریکا الان وضعش از ما بدتر است، آنجا همین کشته ها واقع می شود و می گویند در هر چند دقیقه ای یک نفر کشته میشود. شما خیال می کنید فقط مملکت ماست که چنین، مملکت ما ضایعاتی نداشته است، از اولش حساب کنید تا آخرش یک مقدار کمی بوده است. این مقداری که در زمان محمدرضا، آن کشتاری که در زمان محمدرضا واقع شد که یک روزش به حسب آنطوری که گفتند پانزده هزار جمعیت شهید شد، کی حالا همچو چیزهائی شده است؟ منتها آنها به بوق می زنند و آن عمال خارجی هم در رسانه های خودشان می گویند و می نشینند صحبت می کنند که بلکه انشاء الله با این صحبت ها یک کاری بشود و نمی دانند که با حرف کاری نمی شود. ملت ما ایستاده است و در مقابل همه چیز ایستاده است برای اینکه به اسلام می خواهد خدمت بکند. در عین حال باید ملت ما بیدار و مستعد برای امور باشد. یک

صحیفه نور جلد 15 صفحه 90

ملتی که زنده شده است، یک ملتی که از تحت این فشارهای ساواک و امثال ذلک بیرون آمده است، البته آنها می گویند که حالا آخوندها دارند این کار را می کنند. خوب شما یک آخوند پیدا بکنید که مثل زمان سابق ریخته و به سر شما چه کرده این آنها می گویند این حرف ها را ملتی است که از تحت فشار و از تحت ظلم چقدر سالها و اخیراً ظلمی که در این سالها واقع شد بر ملت ما، اگر شما زمان رضاخان را یاد داشته باشید می دانید که در زمان رضا خان چه کردند با این ملت، چه کردند با این بانوان ما، در زمان محمدرضا هم با فرم دیگری از او بدتر کردند. یک ملتی که ایستاده و مقابل ظلم، مقابل جور، مقابل ستمگری، مقابل همه فسادهائی که بوده است، غارتگری هائی که از این مملکت شده است ایستادگی کرده در مقابل او، اینها خوف از این ندارند که چند تا قضیه واقع بشود، لکن باید کاری بکنند که اینها هم دیگر واقع نشود.
و من به حسب تکلیف شرعی به همه ملت عرض می کنم که هر منزلی این دو سه تا منزلی که در اطراف خانه خودش است نظر بکند ببیند چه جور می گذرد در سرتاسر ملت.وقتی ممکلت مال خود شما هست و دارند بر ضد مملکت شما عمل می کنند خودتان باید این مسائل را حل بکنید و ننشینید که دولت بکند. دولت همچو قدرتی الان ندارد که همه در سرتاسر کشور عرض می کنم اطلاعات داشته باشد. خود شما باید جمعیت اطلاعاتی و گروه اطلاعاتی باشید. خوب هر انسانی می تواند که بفهمد این منزل همسایه کی ها هستند و چه می کنند، آن منزل آن طرفیش هم چه می کند. این دو سه تا منزلی که اطراف است، آن شما را تحت نظر بگیرد شما هم او را تحت نظر بگیرید. اگر ده روز، بیست روز، یک ماه این کار بشود که همه مردم توجه به این داشته باشند که این همسایه من چه می کند، تو خانه همسایه من کی رفت و آمد می کند، پیدا کردن یک ردپائی از این منافقین و منحرفین فوراً اطلاع بدهند به آن کمیته نزدیک، به آن کلانتری نزدیک اطلاع بدهند که یک همچو در آن منزل هاست، اگر اینطور بشود زود حل می شود.
اینها یک جمعیت زیادی که شما خیال کنید که یک گروه زیادی هستند، اگر اینها بودند اول خودشان را امتحان کردند ریختند توی خیابان و شروع کردند آدم کشتن، بعد توی سرشان وقتی زدند، گفتند که نه ما این کار را نباید بکنیم، یک جور دیگر باید بکنیم، باید در مخفی این کار را بکنیم. اینها یک عده کمی هستند که بسیارشان گرفتار شدند و بسیاری از خانه هایشان از بین رفته و یک جزئی مانده و یک دسته بازیخورده ای که ما واقعاً متأسفیم از این. پدر و مادرها توجه کنند بچه هایشان را که چه می کنند و چه می گذرد. این دختر بیچاره را نگذارند که در دام اینها بیفتد، این پسر بیچاره را نگذارند که در دام اینها بیفتد، خودشان آنها را نصیحت کنند و اگر نصیحت پذیر نیستند معرفی کنند. یک تکلیف شرعی است که کسی که می خواهد یک مسلمان را بکشد شما باید قبل از اینکه او بکشد معرفیش کنید و اگر نکنید شما شریکید در این جرم. اگر این مطلبی که من عرض میکنم و این یک تکلیف شرعی الهی است که خود مردم سرتاسر کشور، خود مردم که در هر جا هستند نظر کنند ببینند در این همسایگی با آن همسایه، آن همسایه چه می گذرد و کی رفت و آمد می کند، رفت و آمدهای مشکوک

صحیفه نور جلد 15 صفحه 91

است، رفت و آمدهای عادی است؟ رفت و آمدهای مشکوک را نظر بگیرند و بعد اطلاع بدهند. اگر یک مدت کوتاهی این کار بشود، این عده کمی که مشغول این فساد هستند، حالا شما خیال نکنید که پنجاه هزار نفر مشغول هستند، بیست نفر آدم می توانند پنجاه جای تهران را منفجر کنند، بیست نفر، بیست نفر آدم میتوانند، پنجاه نفر آدم می توانند چند تا شهر را منفجر کنند. این یک چیزی نیست، یک قدرتی نیست یک دزدکاری است که برای هر کسی امکان دارد. در هر صورت اگر چنانچه مردم به این تکلیف شرعی که برای حفظ دماء مسلمین است، برای حفظ جان بندگان خداست این مطلب را عملی کنند و خودشان نظارت کنند ببینند این منزل در آن چه می گذرد، در آن منزل چه می گذرد، در آن منزل چه می گذرد، رفت و آمدها چه جوری هستند، وقتی که شناسائی کردند اگر دیدند که یک رفت و آمدهای مشکوکی است، یک اشخاص مشکوکی در آنجا هستند، یک توطئه هائی در اینجا می گذرد فوراً اطلاع بدهند به این کمیته ها.به پاسدارها،به کسان دیگر و به کلانتری ها اطلاع بدهند. اگر یک مدت کوتاهی این کارها انجام بگیرد تمام می شود. اینها چیز مهمی نیست این اصلش اگر شما کشتاری که در زمانهای سابق واقع شده، در یک انقلاب جزئی ملاحظه کنید می بینید که مسأله ما یک مسأله ضعیفی است و این هم عمده اش این است که مردم خودشان در صحنه هستند.
 

دولت تنها نمی تواند این جنگ را اداره کند

ویژگی مهم این انقلاب این است که مردم خودشان انقلاب کردند، یک کسی نیامده انقلاب را بکند، یک کسی لشکرکشی نکرده برای انقلاب، خود مردم همین کوچه و بازار و همین مردم عادی و خصوصاً طبقه مستضعف به اصطلاح آنها و طبقه اعلا، به نظر ما، خود اینها بودند که انقلاب را کردند و کار را انجام دادند، نه من می توانم یک همچو کاری بکنم، نه افراد دیگر می توانند یک همچو کاری بکنند، خداست که دل اینها را قوی کرد و آنها را دلشان را ضعیف کرد. آنها ترسیدند از شما با همه ساز و برگی که داشتند و شما نترسیدید از آنها با مشت خالی، انقلاب واقع شد. حالا هم همین طور است، همان انقلابی ها شما هستید و همین شما هستید که در صحنه حاضرید و همین شما هستید که باید با دولت همکاری بکنید. دولت تنها نمی تواند که این جنگ را اداره کند. شما ملت هستید که در صحنه حاضرید و همین شما هستید که باید با دولت همکاری بکنید. دولت تنها نمی تواند که این جنگ را اداره کند. شما ملت هستید که می توانید دنبال او باشید و از پشت جبهه ها کمک کنید و باید بکنید. کشور خودتان است، کشور اسلامی است، اسلام در خطر است، وقتی اینطور است همه ما باید و مؤظفیم که کمک کنیم به آنها، هر کس به اندازه ای که می تواند، کمک بکند به آنها. آوارگانی که از جنگ آمده اند در جاهای دیگر زندگی می کنند، شما بنشینید بگوئید دولت همه کار را بکند؟ یا هلال احمر همه کار را بکند؟ نمی توانند بکنند همه کارها را، کار آسانی نیست. شما هم باید کمک کنید، همه باید کمک بکنید و انشاء الله می کنید، الان هم همه دارند کمک می کنند. دلسرد نشوید، کاری که برای خداست دلسردی ندارد. اگر برای دنیا یک کاری بکنید، البته وقتی دیدید دنیا خیلی تامین نشد دلسرد

صحیفه نور جلد 15 صفحه 92

می شوید، اما کسی که برای خدا کار می کند دلسرد نباید بشود، معنا ندارد دلسردی. هر چه زحمت زیادتر، ارج زیادتر. هر چه گرفتاری زیادتر، پیش خدا ارجمندتر خواهد بود. یا فرض کنید یک جائی زلزله است مثل کرمان که یک همچو زلزله ای آمده و همچو کشتاری شده و همچو بی خانمانی، خوب چهار روز دیگر زمستانی می آید این همه جمعیت آنجا چه بکنند، دولت نمی تواند همه این کارها را انجام دهد. مشغولند آنها همه، بیچاره هلال احمر هم مشغول است،دولت هم مشغول است، همه مشغولند، اما ننشستند به اینکه فقط آنها کار بکنند و بحمدالله ننشستند و آنطوری که اخیراً این اشخاص از خارج آمده بودند، گفتند بی سابقه است، لکن معذلک دنبال کنید، بروید ببینید و همانطوری که تا حالا کردید، انجام بدهید وظیفه را. این وظایف است که وظایفی انسانی است. همه برادر شما هستند، خواهر شما هستند فردا زمستان می آید اینها باید اداره بشوند، باید ساخته بشود برایشان کارها، و دولت تنها نمی تواند، همه ما باید در این امر شرکت کنیم و همین طور همه گرفتاری هائی که هست، گرفتاری هر چه هست، چه گرفتاری هائی که زلزله و امثال اینهاست، سیل است، و - نمی دانم - چه هست و چه گرفتاری هائی که برای ما پیش می آورند، خود شما مملکتتان را حفظ کنید و خود شما باید - عرض می کنم - همراهی کنید تا کارها اصلاح بشود.
 

یاس از جنود شیطان است

هیچ وقت اصلا کلمه یاس را در ذهنتان وارد نکنید که این از جنود شیطان است. یاس از جنود شیطان است، یعنی شیطان در شما القاء می کند. این شیاطین هم که همان تابع شیطانهای بزرگتر هستند همین ها می خواهند با این کارها یاس ایجاد کنند در صورتی که مسلمانی که برای اسلام می خواهد کار بکند چرا مأیوس باشد. الان وضع کشور ما از وضع زمان پیغمبر اسلام صلی الله علیه همه چیزش بهتر است آنوقت حتی نداشتند که بخورند. آن کسی که می خواهد جنگ کند فقط یک خرما را او می داد به او، می داد به او و می گذاشت تو دهانش در می آورد و می داد و اینطوری اسلام را رساندند. آقا، اسلامی که اینطوری به ما رسیده، از صدر اسلام اینطور اینها جانفشانی کردند و اسلام را رساندند به ما، خوب ما هم باید بکنیم این کارها را. الحمدلله حالا، حالا این حرف ها نیست در کار، ارزاق فراوان، گران است البته، گرانی هست و شما متوقع این خوب باید باشید که قحطی بشود. بحمدالله خدای تبارک و تعالی منت به ما گذاشته است و قحطی نیست در کار، فراوان، البته گران است برای مستمندان و فقرا،مشکل است و باید دیگران به آنها کمک کنند. و من امیدوارم که به زودی همه مشکلات رفع بشود. و اتکال به خدا بکنید، اطمینان داشته باشید که با اتکال به خدا تمام کارهای شما اصلاح می شود و احکام اسلام انشاء الله به خوبی اجرا می شود و البته یک گله هائی هست از اینهائی که می خواهند مسائل را اجرا کنند در چیز، آنجاها خیلی ازشان شکایت است به اینکه کار صحیح نمی کنند، بد عمل می کنند، به مردم تعدی می کنند. من کراراً گفته ام که مملکت اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشد. نباید ما کارهایمان بر خلاف اسلام باشد باید همه چیز روی موازین اسلامی باشد و همه مردم خودشان را مهیا

صحیفه نور جلد 15 صفحه 93

کنند که اسلام را انشاء الله در این مملکت تقویت کنند و انشاءالله از آن مملکت هم به ممالک دیگری صادر بشود و صادر شده است. شما خیال نکنید صادر نشده، صادر شده است. الان بسیاری از این ممالک هستند که مردمش بیدار شده اند و توجه پیدا کرده اند و مشغولند به کارها و انشاء الله امیدوارم که موفق بشوند و همه ما موفق بشویم که به اسلام خدمت بکنیم و من از خدای تبارک و تعالی توفیق همه ملت را و همه ملت های اسلامی را و سلامت و سعادت برای همه و برای حضار اینجا خواستارم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها